خالدمشعل هم ازواژه"خلیجعربی"استفاده كرد!

سید محمدخاتمی: برای کل ایران و سرنوشت تک تک افراد مملکت نگرانم:« محدود کردن افراط گریها و تفریط گریها مشکل را حل و جامعه را آرام خواهد کرد»، نسبت به عواقب عدم پذیرش بحران در جامعه هشدار داد و نيز هرگونه حرکت ساختارشکنانه را محکوم و مطرود دانست.ادامه مطلب ...
بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن: فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، ادامه مطلب ...
بیست و دوم بهمن ، روز فریاد سبز آزادی: امسال در 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را در حالی تجربه میکنیم که جمهوری اسلامی پس از 31 سال در بدترین روزهای خود قرار دارد و دولت کودتایی حاکم، روز به روز بیش از پیش انقلاب بزرگ ملت ایران را به سمت قهقهرا میبرد و هویت خشن و خون ریز ضد اسلامی خود هر روز بیشتر و بیشتر نمایان می سازد ادامه مطلب ...
مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود: «انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی است. ادامه مطلب ...
ادامه راه سبز «ارس»: علی مطهری طی گفتگوی مفصلی با روزنامه "تهران امروز" به مسائل مختلفی پیرامون اوضاع كشور و دولت احمدی نژاد اشاره كرده است. وی در این گفتگو درخصوص اختلافات میان جریانات سیاسی معتقد است كه علاوه بر اختلاف میان اصلاح طلبان و اصولگرایان خود اصولگرایان نیز با یكدیگر دچار اختلاف اند. او می گوید: «من به این شكل قبول ندارم كه تنها بین جریان اصولگرایی و اصلاحطلبی شكاف زیاد شده بود، بلكه میخواهم بگویم كه علاوه بر این بین جریان اصولگرای منتقد دولت و اصولگرایان حامی دولت هم این شكاف روبه گسترش بود. اگرچه اكثر اصولگراها در نهایت به آقای احمدینژاد رای دادند، ولی این یك نوع رای دادن اضطراری بود و بسیاری از آنها با چشم گریان به ایشان رای دادند و در دل خودشان راضی نبودند. در واقع شخصیت خاص آقای احمدینژاد كه در مناظرهها بیشتر بروز كرد بهگونهای بود كه اختلافات را تشدید میكرد. البته الان باید رو بهاتحاد حركت كنیم.»
ادامه راه سبز «ارس»: هر گاه آخرین سخنان شما را در برنامه گفتگوی ویژه خبری سیما، که خدا انصافشان دهاد، به یاد میآورم، با خود میاندیشم: آن روز هیچ نفهمیدیم که چه لحظات شیرینی را به وداع نشستهایم. یادتان هست؟ رو به دوربین که آنسویش دلهای امیدوار تک تک ما بود نگاه کردید و گفتید که این آخرین دیدار ماست و از این پس ارتباط ما باهم قطع میشود و همانجا پیمان استقامت بر راهی که آغاز کردهایم را استوار کردید و همدیگر را به خدا سپردیم.
نمیدانم آیا سکوت بیست ساله شما نیز از این جنس بود یا نه. هر چه بود راه سبز امید ما را به هم رساند؛ این را وقتی فهمیدم که شنیدم حتی یکی از آشنایان که تنها رایی که بعد از انقلاب به صندوق ریخته رای "نه" در سال 58 بود، این بار با نوشتن نام شما با جمهوری اسلامی نیز آشتی کرده است. راستی هنر و تدبیر کدام دولتمرد سالهای گذشته چنین آشتی و امیدی را برای این سرزمین به ارمغان آورده بود؟ بیانیههای شما سخنان ماست که با ادبیات زیبای شما بیان میشوند و چون آبی گوارا بر دلهای خسته از دروغ و ریای ما مینشینند.
حتی مطمئنم آنان که از راه سبز امید خشمگیناند نیز بیانیههایتان را به دقت میخوانند و در دل تحسین میکنند و به رویشان نمیآورند! آنها را میخوانند و از آنها میآموزند، اما دریغ که سنگینی غرور و کینه، راه را بر شعف درونی آنها بسته است. با این همه از چهره آنها میتوان خواند که چه حسرتی در دل دارند از اینکه خود را از این راه نورانی بر کنار میبینند. با اینکه بر کنار نیستند و فقط باید بخواهند تا خود را بر آن دریابند. اینها را از آن رو نمینویسم که تحسینتان کنم، نیازی نیست.
میدانم از شنیدن صدای گامهای مردم در پی خود هراسانید، حق هم دارید. میخواهم بنویسم تا بدانید که رهنوردان سبزاندیش این راه، میانهای با پیروی کورکورانه ندارند و با تاکید بر این امر از نگرانی شما بکاهم. این راهی است که خداوند قلوب رهنوردانش را به هم ربط داده (انهم فتیه آمنوا بربهم وزدناهم هدی؛ و ربطنا علی قلوبهم اذقاموا) و بینیاز به دانستن نام و نشان هم، یکدیگر را میشناسند و در مییابند. از همین رو بوده که ملاقات باشکوه مردم ایران باهم رقم خورده است و شما نیز در این ملاقات درخشیدهاید.
دولت مجعول فعلی با سیاستهای معمول خود به هیچ رو نمیتواند و نخواهد توانست به صرف استعمال الفاظ، نسیم مهر و عدالت بر این سرزمین بوزاند، چرا که خود بر این دو نعمت سخت محتاج است و آدمی در میماند که بر حال ایشان گریه کند یا خشم بگیرد؟
در پایان میخواهم بگویم که هر چند در اثر بی مهری سیمای غیر ملی وهمچنین در اثر عدالتسوزی دولت و به دلیل منع تجمعات یا ایراد سخنرانی، از دیدن چهره شما و شنیدن صدای گرمتان محروم شدهایم و گاهی به شدت دلمان برایتان تنگ میشود، اما بر این باوریم که این راه را بازگشتی نیست و ای کاش تا فرصت هست آنها نیز به صدای وجدان بیدار خود گوش فرادهند و زانوی تلمذ و فروتنی بر زمین بزنند و در برابر آنچه که دیر یا زود رقم خواهد خورد، به لجاج و ستیز مقابله نکنند.
به شما و همه همراهان سبزاندیش میهن در هر جای دنیا که باشند سلام میکنم.
یک رهنورد راه سبز امید
ادامه راه سبز «ارس»: هر روز بیش از پیش عمق این بیان مهندس موسوی آشکار میشود که «دولتی که در فضای بیاعتمادی به وجود آید، دولت ضعیفی خواهد بود و چون پشتوانه و مشروعیت مردمی ندارد، مرتبا به بیگانگان امتیاز خواهد داد».
ادامه راه سبز «ارس»: ساعتي پيش از آن كه سران سه كشور آمريكا، بريتانيا و فرانسه در پيتزبورگ بيانيههاشان را درباره تاسيسات هستهاي قم بخوانند[1]، محمود احمدينژاد در نيويورك در برابر خبرنگاران نشريه تايمز نشسته بود. خبرنگار تايمز به احمدينژاد اطلاع داد كه طبق گزارشهاي منتشر شده، قرار است اين سه تن بيانيهاي را درباره تاسيساتي كه ايران مخفي كرده است بخوانند. رييس دولت كودتا كه آشكارا دستپاچه شده بود، ابتدا با همان لحن بازجويانه خبرنگار تايمز را سوالپيچ كرد، و بعد كه بالاخره نوبت جواب دادن خودش رسيد، با عبارتي غريب كه كاربرد آن از سوي رييس هر دولت مستقلي درباره رييس دولت ديگر غير قابل تصور بود گفت "من اگر مشاور آقاي اوباما بودم" قطعاً به ايشان ميگفتم كه اين حرفها را نزنند، چون اين اطلاعات درست نيست. رييس دولت كودتا، باز هم يكبار ديگر در كمتر از سه دقيقه گفت كه اگر "مشاور اوباما" بود به او توصيه ميكرد كه از اظهار نظر درباره تاسيسات هستهاي قم خودداري كند.[2]
ادامه راه سبز «ارس»: درپی بازداشت تعدادی از اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، روابط عمومی این اتحادیه دانشجویی اطلاعیهای صادر کرد. متن کامل این اطلاعیه بدین شرح است:
ادامه راه سبز «ارس»: محمدرضا خاتمی به درستی اشاره کرده است که «دولت بعد از نهم برای ما موضوعیت ندارد». با این حال مرور کارنامه روابط احمدینژاد با مردی که در دولت کودتا به معاونت اول منصوب شد بهترین یادآوری است برای ما که بدانیم چرا مبارزه میکنیم و چرا ماندن احمدینژاد در راس دولت به باد دادن سرمایهها، آبرو، زندگی، ایمان و تاریخ ماست. محمدرضا رحیمی که چندی پیش به معاونت اول احمدینژاد منصوب شد، از بارزترین مصادیق فساد در نظام اداری ایران است، مردی از زمره آنها که مدارج ترقی را یک به یک صرفا با پشت هم اندازی، چاپلوسی و دستمال به دستی طی میکنند. میتوان گفت که در تمامی سالهای پس از جنگ هر جا سخنی از فساد بوده، نام محمدرضا رحیمی است که میدرخشد: چه در دولت هاشمی، چه در دانشگاه جاسبی، چه در مجلس حداد، و چه در دولت کودتایی احمدینژاد. موج سبز آزادی پیش از این در گزارشاتی مفصل پرده از تقلبها و سرقتهای علمی دو تن از وزرای دولت کودتا پرده برداشت.حال نوبت به محمدرضا رحیمی رسیده است که اینک معاون اول رئیس دولت کودتاست. بد نیست مردم بدانند علاوه بر تقلب، مهرههای این دولت برآمده از کودتا در فساد اداری هم سابقه درخشانی دارند. برای اینکه این حرف در حد ادعایی صرف باقی نماند با هم نگاهی میاندازیم به سوابق نه چندان درخشان محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس دولت کودتا:
بسم رب الشهدا
میخواستم مطلبی درمورد این واقعیت به پرده کشیده شده بنویسم ولی هرچه بنویسم گویا تر از خود این ویدیو نخواهد بود بخصوص که می بینیم که یک نفر از کشورم با اسم مردم ایران پا به مجامع بین المللی می گذارد و به جای دفاع از مردم کشورش سخن به گزاف از اوهامات و خیال پردازیهایش می گوید و خود را زیر بار مسوؤ لیت مردمی می خواند که در جواب عکس یک شهیدش عکس فردی از کشور دیگری را بیرون می آورد و دفاع می کند. دیدن این صحنه ها تمام وجود را مملو از نفرت می کند، نه از آنچه که او داعیه حمایتشان را دارد، حتی نه از خود او که او خود بس ناچیز است، که ازدروغگویی، پلیدی، بی شرمی و هرآنچه که خصلت او و یاریگرانش است. (ا.ح)