سید محمدخاتمی: برای کل ایران و سرنوشت تک تک افراد مملکت نگرانم:« محدود کردن افراط گری‌ها و تفریط گری‌ها مشکل را حل و جامعه را آرام خواهد کرد»، نسبت به عواقب عدم پذیرش بحران در جامعه هشدار داد و نيز هرگونه حرکت ساختارشکنانه را محکوم و مطرود دانست.ادامه مطلب ...

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن: فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، ادامه مطلب ...
بیست و دوم بهمن ، روز فریاد سبز آزادی: امسال در 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را در حالی تجربه می‌کنیم که جمهوری اسلامی پس از 31 سال در بدترین روزهای خود قرار دارد و دولت کودتایی حاکم، روز به روز بیش از پیش انقلاب بزرگ ملت ایران را به سمت قهقهرا می‌برد و هویت خشن و خون ریز ضد اسلامی خود هر روز بیشتر و بیشتر نمایان می سازد ادامه مطلب ...
مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود: «انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی است. ادامه مطلب ...
No Filter Address: http://0nline.aras-web.tk



دام افراطیون فرقه مصباحیه : پایان گفت و گو، ورود به فاز خشونت

دام افراطیون فرقه مصباحیه :
پایان گفت و گو، ورود به فاز خشونت
 
رفتار خشن دیروز نیروهای شبه نظامی حکومت ولایی بار دیگر ایران را به  تیتر اول بیشتر رسانه های بین المللی تبدیل کرد. نمایش عکس ها و فیلم های منتشر شده در شبکه های اینترنتی نشان از حجم گسترده اعمال خشونت حکومت در سرکوب مردم در روز عاشورا دارد.
 
حرکت هیستریک نظام در روز عاشورا آن چنان وحشیانه بوده که حتی دولتهای غربی را  که فلسفه محرم و شهادت را هم نمی دانند,  وادار به واکنش نسبت به این تحرکات غیر معمول کرد  برای هیچیک از کارشناسان سیاسی و آگاهان مسایل ایران پیش بینی چنین اقدامی از سوی حاکمان ولایت فقیه امکان پذیر نبود. مروری بر تاریخ معاصر ایران نشان می دهد که حتی در بحرانی ترین برهه های تاریخ مراسم عزاداری مردم بدون تنش و خشونت برگزار شده است. برای اولین بار در تاریخ ایران , حاکمان اسلامی در حرکتی نمادین خود را در ردیف قاتلان امام حسین و خاندانش قرار دادند. آنان که مدعی بودند " حسینی اند" با تیر مستقیم به قلب و مغز عزاداران مولا , روی یزید و خولی را هم سفید کردند. اگر لشکر حسین در عاشورا مسلح آمده بود تا دین محمد را احیا کند, مردم ایران که سلاحی نداشتند. آیا به چالش کشیدن استبداد ولو با کلام اینقدر برای حاکمان گران تمام می شود؟ ما را چه شده که نظامی که بر آمده از نظام عاشورا و نهضت حسینی است در عاشورا مردم را به خون می کشد؟
 
برای نسل قبلی که هنوز خاطرات 15 خرداد را در خلوت خود مرور می کنند بیاد دارند که دستور دستگیری و تبعید امام خمینی نیز پس از روز عاشورا صادر شد و نظام دیکتاتوری شاه به خود اجازه نداد که به مرجع شیعیان ایران بی احترامی کند. آیا برای شاه و مردان قدرتمندش جمع کردن یک عده و تهیه تومار و توهین و حمله به محل درس و زندگی آیت الله خمینی کار دشواری بود؟ آیا حمله به محل سخنرانی ایشان در زمانی که سخنرانی تاریخی و ماندگار خود را داشتند برای رژیمی که ژاندارم منطقه بود کار شاقی محسوب می شد؟ پس اینک زمامداران ما را چه شده که هیچ حریمی را محترم نمی دانند و آگاهانه و ناآگاهانه اجازه تعدی به هر حریمی را می دهند؟
 
برای نسل ما که هنوز حضور کودکانه مان در مراسم تاسوعا و عاشورا را به خاطر دارد, آن تظاهرات یکی از آرامترین تجمعات مردم بود و حتی خونی از بینی کسی نیامد. حتی ارتش تا بن دندان مسلح نظام شاهشناهی بخوبی واقف بود که نباید با احساسات مذهبی مردم بازی کند و شاه را نماد نفرین مردمی قرار دهد که بطور سمبلیک او را با یزید مقایسه می کنند.  در تاریخ آمده است که شاه در روز عاشورا وقتی انبوه شرکت کنندگان را دید که با فریاد " ایستادگان خاموش" را دعوت را به حضور می کردند " این نهضت حسینی تماشاچی نمی خواد" از فرمانده نظامی خود ازهاری پرسید:" پس هواداران ما کجا هستند؟ وی پاسخ داد در خانه هایشان.در واقع راهپیمایی بزرگ مردم در تاسوعا و عاشورا برای شاه به منزله یک رفراندوم بود و او و نظامیانش پذیرفتند که در میان مردم جایگاهی ندارند. حتی رژیم شاهنشاهی که مدعی نبود که مشروعیتش را از مردم می گیرد, حرکت اعتراضی مردم در روزهای عزاداری را به نشانه عدم مشروعیت خود تلقی کرد و سقوط حکومت از همان روز, سرعت بیشتری گرفت.
 
اما سوال اساسی اینجاست که چرا حاکمان نظام اسلامی از حداقل علم سیاست و آشنایی با جامعه شناسی سیاسی مردم ایران بهره نجستند و این روز را بعنوان زمانی انتخاب کردند که بیشترین و تاثیرگذارترین بازتاب را در حرکت مردم و جهان داشته باشد؟ چه اراده ای در پس این اقدام و تحرکات افراطی شش ماهه اخیر وجود دارد که نظام را با بن بست روبه رو کرده و عرصه تصمیم گیری را برای رهبران نظام سخت تر و پر هزینه تر کند؟ چه اراد های است که می خواهد سرنوشت خود را با کل نظام پیوند بزند و امکان حل بحران از طریق مسالمت آمیز را به حداقل برساند؟ در پس اقدامات روز گذشته نیروهای انتظامی و شبه نظامی کدام "اتاق فکر" خانه کرده است که اجازه نمی دهد این بحران با گفت و گو و همدلی به نتیجه برسد؟
 
 شاید سرمقاله امروز کیهان روشن ترین پاسخ به این سوالات باشد. " ذهن اطلاعاتي و امنيتي خبره ای" که کیهان از آن نام می بردو سناریویی که در سه محور در یادداشت کیهان از آن یاد می شود دقیقا همان سناریوی است که سکانس  های اولیه آن را در " فتنه پاره کردن عکس امام راحل" " حمله به سوگواران آیت الله منتظری" و " حمله به بیت حضرت امام خمینی" خود را نشان داد. اطمینان کیهان نشینان از سر آمدن زمان فتنه نشان از آن دارد که بازماندگان " قتلهای زنجیره ای" در ادامه نمایشنامه خود هنوز پرده های تازه تری برای نمایش دارند. بهوش باشیم که به دامی که افراطیون فرقه مصباحیه پهن کرده اند, گرفتار نیاییم.
 
برای آنان که روز گذشته در خیابانهای شهرهای ایران فرار و استیصال نیروهای انتظامی و پلیس را از نزدیک شاهد بودند جای هیچ شبهه ای باقی نمی ماند که این افراد حاضر نبوده و نیستند که در برابر برادارن و خواهران خود تیر اندازی کنند و آنان را به خون بنشانند. اما در این میان این افرادی که سوار بر پاترول شده و با عبور از سد گوشتی مردم, آنان را به زیر می گیرند و به اجساد آنان نیز رحم نمی کنند چه کسانی هستند؟ کدام عقل سلیمی می تواند باور کند که این افراد حتی یک روز سابقه جبهه و عضویت در بسیج داشته باشند؟ کدام انسانی می تواند بپذیرد که این افراد حامیان ولایت و شخص آقای خامنه ای باشند؟ چه کسی می تواند بگوید که اینان دلسوزان این نظامند و برای حفظ نظام جمهوری اسلامی یا نظام ولایی در تلاش هستند؟
 
رویدادهای روز گذشته نیز همجون تظاهرات خرداد ماه و 13 آبان و روز قدس و 16 آذر و .... دو روایت کاملا متناقض داشت. گروهی که به نزدیکان ولایت و هوادران دولت شهره اند که حتی نمی خواهند اصل حرکت را بپذیرند و آن را در حد صحنه سازی عده ای دریک خیابان خلوت و ارسال فیلم به رسنه های بین المللی  ساده می کنند و گروه دیگری که سعی دارند با هر چه پرملات تر نشان دادن اتفاقات پیش آمده حرکت اصلاح طلبانه و آرام مردم را به سمت یک حرکت رادیکال زود هنگام سوق دهند. هر دو دسته دشمنان جنبش سبز هستند. چه آنها که با رمز حیدر حیدر سخنرانی به هم می زنند یا چه آنان که با حمله به مقر نیروهای پلیس سعی در انحراف مبارزات مردم ایران دارند.
 
مردم ایران یک بار محاصره مقرهای پلیس و پادگان ها را تجربه کرد و پس از سی سال نتیجه این شد که امروز برادر در برابر برادر تیغ می کشد, آیا هیچ کسی می تواند بپذیرد که چنین تجربه تلخی یک بار دیگر تکرار شود؟ امروز دشمنان جنبش سبز در نه تنها در طیف افراطی حامیان دولت که در طیف خودمان هم ایستاده اند. ایران جمعیت جوانی است و تحریک آنان با اقدامات ایذایی کار دشواری نیست. حمله به محل استقرار پلیس , در بند کردن نیروهای انتظامی, اعمال خشونت به حق یا به ناحق از طرف هر طیفی که باشد زیانی غیرقابل جبران برای جنبش سبز به همراه دارد. بهوش باشیم که در این ایام به بازی که افراطیون حاکم شروع کرده اند وارد نشویم. ادامه این بازی برای هیچ کس دستاوردی بهمراه نخواهد داشت. تنها نتیجه آن اعمال خشونت بیشتر و کشتار وسیعتر خواهد بود. حکومت قدرت سرکوب و ارعاب را در اختیار دارد و افراطیون امروز به جز انداختن حرکت اصلاحات به درگیری و خشونت سلاح دیگری ندارند. بهوش باشیم باید پاشنه آشیل نظام را نشانه رفت, مکر آنان را به خودشان برگردانیم.
 
بهار یکتا

0 نظرات :: دام افراطیون فرقه مصباحیه : پایان گفت و گو، ورود به فاز خشونت