سید محمدخاتمی: برای کل ایران و سرنوشت تک تک افراد مملکت نگرانم:« محدود کردن افراط گری‌ها و تفریط گری‌ها مشکل را حل و جامعه را آرام خواهد کرد»، نسبت به عواقب عدم پذیرش بحران در جامعه هشدار داد و نيز هرگونه حرکت ساختارشکنانه را محکوم و مطرود دانست.ادامه مطلب ...

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن: فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، ادامه مطلب ...
بیست و دوم بهمن ، روز فریاد سبز آزادی: امسال در 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را در حالی تجربه می‌کنیم که جمهوری اسلامی پس از 31 سال در بدترین روزهای خود قرار دارد و دولت کودتایی حاکم، روز به روز بیش از پیش انقلاب بزرگ ملت ایران را به سمت قهقهرا می‌برد و هویت خشن و خون ریز ضد اسلامی خود هر روز بیشتر و بیشتر نمایان می سازد ادامه مطلب ...
مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود: «انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی است. ادامه مطلب ...
No Filter Address: http://0nline.aras-web.tk



مروری بر گفتگوی تاریخی شاه با نیوزویک پس از سی و یک سال

0 نظرات
مروری بر گفتگوی تاریخی شاه با نیوزویک پس از سی و یک سال


. ادامه راه سبز«ارس»: سعید زندگانی، جرس» دیکتاتورها اشکال متفاوت دارند: برخی پهلوان پنبه اند، مثل صدام حسین. عده ای شیک و پیک و کراواتیند، مانند انورالسادات. بعضی خودمانی و خاکیند، مثل هوگو چاوز. اکثرا سخنرانان خوبی هستند. تک و توکی از آنها حتی چند زبان هم حرف میزنند، مانند محمدرضا شاه پهلوی. چندتائی هنرمندند مانند آدولف هیتلر که نقاش خوبی بود، چند نفری هم مثل بازیگران هر روز به رنگی در می آیند، مانند معمر قذافی. بسیاری خود را نماینده و نشانه خداوند بر روی زمین می دانند. بیشترشان هم فقط قلدرند، همچون رضا شاه.برخی هم خود را نماینده خداوند بر روی زمین و نائب امام غایب می دانند

اینها اما همه در یک چیز یکسانند و آن اینکه درس تاریخ نخوانده اند یا اگر خوانده اند، چیزی از آن نیاموخته اند و عبرت نگرفته اند تا بدانند در همیشه به روی یک پاشنه نمی چرخد و آنان همواره در قدرت نمی مانند. صدام وقتی اینرا فهمید که در آن بیغوله سراغش آمدند. انورالسادات هنگامی متوجه شد که گلوله افسر مصری سینه اش را شکافت. شاه زمانی به حال خود گریست که از این کشور به آن کشور دنبال جائی برای پناه گرفتن بود. هیتلر مجبور شد قبل از دستگیری خود را از زندگی خلاص کند و رضا شاه در غربت جزیره موریس دق کرد و مرد. دیگران هم ندانسته می مانند تا نوبت فرو افتادنشان کی فرا رسد و ملک الموت در کدام غربت و کدام بیغوله و کدام سیاه چال سراغشان را بگیرد؟

عمال نظامهای دیکتاتور هم چشم و گوششان بسته است: دکتر حداد عادل گوئی عاقبت امیرعباس هویدا را ندیده، سعید مرتضوی نمی داند که بر سرنعمت اله نصیری که زمانی نام او نیزلرزه براندام مخالفان می انداخت، چه آمد. علی لاریجانی سرانجام عبداله ریاضی را فراموش کرده، عزت اله ضرغامی از سرنوشت محمود حعفریان خبر ندارد و خسرو خوبان (روح اله حسینیان) نخوانده که سالار جاف نماینده محبوب دربار در مجلس چه سرانجامی پیدا کرد. شیخ احمد خاتمی شرح حال هم لباسان خود را نشنیده؟

آزادگان و آزادیخواهان اما می دانند که "عبرت از تاریخ" چه معنی می دهد؟ سید محمد خاتمی می فهمد "محمد مصدق" شدن یعنی ایستادن بر سر قراری که آن مرد بزرگ در میدان بهارستان با مردم بست. شیخ مهدی کروبی داستان پایمردی شیخ محمد خیابانی را در راه انقلاب مشروطه شنیده و میرحسین موسوی می داند وقتی رگ دست امیرکبیر را در حمام "فین" کاشان می زدند، امیر می دانست که نمی میرد و از همانجا به تاریخ نیکمردان نیکنام تاریخ وطنش می پیوندد. آنکه مرد، همان بود که فرمان قتل امیرکبیر را صادر کرده بود!

این مقدمه را نوشتم تا بگویم که مصاحبه شاه را با مجله "نیوزویک" بخوانید و بدانید که تاریخ گویی تکرار می شود. این گفت و گو به تاریخ سوم مهر 1357 (25 سپتامبر 1978) یعنی چهار ماه قبل از خروج شاه از ایران با وی انجام شده است. عجبا او که مدعی دانائی و بزرگی بود، در آن تاریخ نمی دانست چه بر سر دودمانش دارد می آید؟ نمی دانست چه زود دیر می شود و مردم تندیسهایش را در میدانهای شهرهای مختلف ایران به زیر می کشند. هنوز به قدرت ارتشش می نازید. شعار "مرگ بر شاه" و "مرگ بر دیکتاتور" را بر آمده از گلوی عده ای خود فروخته بیگانه پرست می دانست و به رهبران جنبش آزادیخواهانه مردم ایران تهمت وابستگی به خارج می زد.

در این گفت و گو، شاه از وزرا و کارگزاران دستگیر شده اش می گوید که محاکمه خواهند شد... پخش تلویزیونی سخنان مخالف در مجلس شورای ملی شاه شروع شده...چند فیلم تو قیف شده را اجازه نمایش داده اند تا "فضای باز سیاسی" را به یاد مردم بیاورند

ایران – سرزمین تهدید و رشوه

گزیده ای از گفت و گوی محمدرضاشاه با "پل مارتین" خبرنگار هفته نامه "نیوزویک" – سوم مهر 1357

هفته گذشته محمد رضا شاه پهلوی به امید اینکه خشم صدها هزار نفر گروه مخالف خود را تسکین دهد، اجازه داد که به نحوی بی سابقه مباحثات مجلس آشکارا از طریق تلویزیون پخش شود. مخالفین شاه اما از این برنامه خیلی بیش از خود او استفاده کردند. 9 تن از اعضای مخالف شاه با حرارت زیاد از «جمعه ی سیاه» یاد کردند، روزی که ارتش بیش از صدها نفر از تظاهر کنندگان میدان ژاله تهران را قتل عام کرد. یکی از نمایندگان به نام احمد بنی احمد گفت: «این قتل عام می توانست فقط به فرمان یک دیوانه باشد.» نماینده دیگر یعنی محسن پزشک پور اظهار داشت: «باعث تاسف است که به جای درک نظرات مردم، دولت با شمشیر کشیده با آن ها روبه رو شد.»

محمد رضا شاه پهلوی همچنین در گفت و گوئی با خبرنگار نیوزویک «پل مارتین» شرکت کرد. وقتی که پل مارتین به کاخ تابستانی شاه که منظره تهران کاملا از آن پیداست فرا خوانده شد، شاه ایران را مشوش و و خسته یافت. حتی شاه در یک لحظه از گفتوگو با مصاحب خود سوالی را مطرح کرد و گفت: «من در نظر ندارم از شما جوابی دریافت کنم اما سوالم این است که غرب چه خواهد کرد اگر ایران جهت خویش را عضو کند؟» که مارتین جواب آمادهای برای این سوال نداشت. گزیده ای از این گفت و گو را بخوانید:

*این هفته، هفتهی تقریبا آرامی بود. آیا شما فکر میکنید به کنترلی دائمی بر اوضاع دست یافتهاید؟

- فکر میکنم شخص باید همیشه برای مسائل نامشخص محتاطانه ابراز عقیده کند. هفتهی پیش روز پنجشنبه (16 شهریور) در موقعیت سختی قرار داشتیم و سقوط خیلی نزدیک بود. مردم حدود و قانون را رعایت نمیکردند و کوچکترین توجهی به اخطارهای دولت نداشتند. این حقیقت را باید اعتراف کرد که آنها می توانستند هر چیز را که بخواهد به دست آورند.

*آیا شما احساس کردید که شخصا موقعیت خطرناکی دارید؟

- من هرگز به طوری جدی در این باره فکر نکردهام. ولی دیگر صحبت از مسائل شخصی نیست. مسئله مهم این است که بر سر کشور چه خواهد آمد. نزدیک بود کشور گرفتار هرج و مرج شود.

*آیا در موقعیت ارتش هرگز دچار تردید شدهاید؟

- نه هرگز!

*در باره گزارشهای مربوط به ترک خدمت، تحویل اسلحه و آتش گشودن سربازان به روی یکدیگر چه میگویید؟

- این گفتهها حقیقت ندارد. دو یا سه نفر که دو ماه پیش خرابکار بودند به لباس ارتش در آمده بودند. شما میتوانید همیشه اینطور آدمها را بیابید. این ارتش متشکل از سربازان وظیفه است.

*ولی اگر ارتش برای مدت طولانی وادار به جنگ خیابانی شود، آیا شما میتوانید به وفاداری ارتش اعتماد کنید؟

-اینها سوالاتی است که خودتان هم نمیتوانید جواب صریح به آن بدهید. اگرهای بسیاری وجود دارد، زندگی این است. تاریخ ملتها همین است...من همیشه عقیده دارم که وظائفی هست که باید انجام دهم و عقیدهام هنوز همان است. من برپا خواهم بود تا اینکه زمانم به سر آید. این خوب است یا بد؟ مهمترین نکته همین است که من آن را پوشیده نگاه میدارم.

*بعد چی؟ این مطلب ما را به کجا میرساند؟

- اصلاحات. سعی بر این که بهترین کار را برای سبک کردن مشکلات مردم انجام دهیم. البته ما حتما برنامه فضای باز سیاسی را ادامه خواهیم داد و کشور را برای انتخاب آزاد آینده آماده میسازیم.

*آیا میتوانیم دستگیری وزیران سابق، تجار و کارمندان را علامت این بدانیم که شما قصد دارید مبارزه ضد فساد خود را تا هر کجا پیش رفت ادامه دهید؟

- این طور فکر میکنم. مسلما این افراد به محاکمه کشیده میشوند.

*اگر پای یکی از بستگان شما به میان کشیده شود آیا کار را متوقف میکنید؟

- سه ماه پیش من یک فرمان برای همه افراد خانوادهام صادر کردم و مطمئن هستم فرمانم مورد توجه واقع شده است.

*آنچه که اتفاق افتاد آشکارا برای شما یک شوک بود. آیا شما عظمت و بزرگی مشکل را درک کرده بودید؟ وسعت فساد را میدانستید و بیماریهایی را که باعث این همه نارضاییها شده بود میشناختید؟

- بیپرده بگویم: نه! ولی دقت کنید وقتی ما در باره فساد صحبت میکنیم نباید فراموش کنید که فساد همه جا وجود دارد. ما اکنون در بارهی فساد صحبت میکنیم، زیرا درصددیم آن را ریشهکن سازیم. این بدان معنی نیست که شما مردم مغرب زمین همه فرشته هستید.

*آیا دورنمایی از آشتی با روحانیون را میبینید؟

- اگر آنها قانون اساسی را رعایت کنند چرا نه؟ ولی اگر آنها به قانون شکنی خود ادامه دهند، وضع دیگری پیش می آید.

*آیا درخواست خلع ید و یا مرگ شما متاثرتان میکند؟

- بله و نه. بله، چون این در کشوری اتفاق می افتد که باید دید از کجا حرکت کرده است و به جایی رسیده است که امروز هست. از طرف دیگر من آنهایی را که این فریاد از ایشان برخاست میشناسم. تمام جمعیت نبود که این حرفها را فریاد میکرد. و علاوه بر آن، این اولین بار هم نبود که این حرفها را میشنیدم. قبلا هم در ایالات متحده شنیده بودم.

*شما عوامل خارجی را مسوول حوادث ایران قلمداد کردید. این عوامل چه کسانی هستند؟

- آیا بیانیهی آقای مارشه رهبر حزب کمونیست فرانسه را دیدهاید؟ و همینطور احزاب اسپانیا، ایتالیا، سوئد و دیگران را؟ همه آنها یک زبان دارند و حمایت از این مردمی میکنند که آن شعارها را بالا برده بودند. این دیگر واضح است و همه آن را میدانند. من اسم از جای خاصی نمیبرم، اما این امر وحدت منافع این افراد را نشان میدهد.

*آیا خط مشی سیاسی جیمی کارتر برای پیشرفت حقوق بشر کوششهای شما را در دموکراسی بخشی کمک کرد یا عقب انداخت؟

- ما در همان جهت قدم برداشتیم. ولی من نمیتوانم رابطهی مستقیمی بین حقوق بشر و شعارهایی که فریاد میشد ببینم.

*در یک چنین موقعیتی چرا اجازه دادید صحبت داغ مخالفین ضد دولتی از تلویزیون پخش شود؟

- من فکر میکنم دولت میخواست نشان بدهد که مجلس محل مباحثه است؛ حتی اگر این مباحثه حمله به دولت باشد. خیابان جای مباحثه نیست. این نشان میدهد که ما از یک طرف قانون و نظم داریم و از طرف دیگر سیاست باز.

*از این تغییرات ناگهانی چه درسی آموختید و کشور چه آموخت؟

- آموختم اگر برنامه آزاد سازی باید ادامه یابد، این بهایی است که باید برایش پرداخت.

*هرج و مرج در خیابانها؟

- نه منظورم این است که اگر شما بخواهید دموکراسی به دست آید، باید قانون را در نظر بگیرید. در غیر این صورت چگونه دموکراسی به دست میآید؟ امیدوارم به این معنی نباشد که حکومت نظامی ادامه خواهد یافت. برای 25 سال بود که ما نیازی به حکومت نظامی نداشتیم. من مطمئن هستم که خواهیم توانست قبل از سر آمدن شش ماه حکومت نظامی را ملغی کنیم.


آخرين تقلاهاي ديكتاتور!
بابك داد

ديكتاتور در آخرين تقلاهايش، از "مردم" نااميد شده و دست به دامن تهديد "خواص" و "مؤثرين" مي شود تا شفاف و صريح در كنار او باقي بمانند وگرنه بر عليه او خواهند بود. اين نشانه را در آخرين روزهاي فروپاشي همه ديكتاتوري هاي معاصر و تاريخي ديده ايم.

ديكتاتورها بعد از گرد و غباري كه خود با انواع مظالم و فسادها برپا مي كنند، چنان در اوهام و ابهام غرق مي شوند كه تمييزي ميان دوستان و دشمنان خود نمي بينند و لاجرم به اينگونه سخنان رو مي آورند: "يا با من هستيد و يا بر من!" آنها اين سخنان تهديدآميز را زماني بر زبان مي آورند كه مانند ديكتاتور كنوني از "مردم" به كلي نااميد شده اند و به اشتباه گمان مي كنند "خواص" مي توانند و بايد نظام سلطاني او را نجات دهند. و اگر نجاتش ندهند، خائن هستند و مستحق بدترين مجازاتها. پس با اينكه مي داند تهديدهايش كارگر نيستند، از اين تنها سلاح باقيمانده استفاده مي كند و چيزي را از خواص مي طلبد كه اگر چنان كنند، ديگر "خواص" نيستند و خاصيتي ندارند و مي شوند عده اي مجيزگوي قدرت فروپاشيده رهبري، كه ديگر هيچكس حاضر نيست زير سقف آن بخوابد و كابوس آوار ببيند.

ديكتاتور يك نكته را در نيافته و همان يك نكته عاقبت او را هم به سرنوشت ديكتاتورهاي ديگر دچار خواهد كرد. آن نكته اين است: مردم ايران در نهان و آشكار از حكومت يك فرد بر يك ملت عصباني هستند. خاصه اگر آن فرد خود را تنها رابط با خداوند بخواند و بنامد. مردم ايران حكومت شاهان را به اين دليل به مراجع ديني سپردند كه شايد فسادهاي كمتري رخ دهد و كشور روي رفاه و بهبودي ببيند. اما اكنون با عملكردهاي دهه هاي اخير دريافته اند بدترين استبداد، استبداد ديني است و ولايت فقيه، فسادپذيرترين مدل حكومتي است. آنها دريافته اند كه يك ولي فقيه مي تواند مجوز انواع كشتار، شكنجه، تجاوز جنسي و سركوب را صادر نمايد و باز هم خود را نماينده خدا بداند، همه خواص و مؤثرين واقعي را زنداني كند و از باقي شخصيتها بخواهد به زور با وي بيعت نمايند! نكته اي كه آقاي ديكتاتور بايد زودتر از اينها در مي يافت، اين واقعيت است كه مردم ايران بدليل وجود ايشان، ديگر هيچگونه حكومت ديني نمي خواهند و از هر كسي كه بخواهد زمينه تشكيل يك حكومت ديني ديگر را ايجاد كند، با هر نيتي كه داشته باشد، دوري مي كنند. پس دليل اصرار آقاي ديكتاتور براي بيعت اجباري خواص با ايشان در چيست؟ دليل روشن است؛ آقاي ديكتاتور نيت واقعي خود را هر روز آشكارتر مي كند؛ او درد دين ندارد و براي باقي ماندن خود و نزديكانش در قدرت، حاضر به هر جنايتي هست و در اين آخرين روزهاي سقوط، خواص را تهديد مي كند تا شايد آنها وي را از قهقرا نجات دهند. اما آيا نجات كسي كه مردم از او نفرت دارند، كاري شدني است؟ باور ندارم.

ادامه مطلب ...

دیدار سیدمحمد خاتمی با صفایی فراهانی، حاجی و خانواده علیرضا بهشتی

0 نظرات
دیدار سیدمحمد خاتمی با صفایی فراهانی، حاجی و خانواده علیرضا بهشتی

. ادامه راه سبز«ارس»: سید محمد خاتمی با برخی از زندانیان آزاد شده حوادث بعد از انتخابات دیدار کرد.

رئیس جمهور سابق ایران بعد از آزادی مرتضی حاجی، مدیرعامل بنیاد باران و محسن صفایی فراهانی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت به دیدار آن‌ها رفت. رئیس دولت اصلاحات همچنین با حضور در خانواده دکتر سیدعلیرضا بهشتی با خانواده فرزند شهید بهشتی دیدار کرد.

خاتمی یک روز قبل نیز با محمد کیانوش راد که به تازگی از زندان آزاد شده دیدار کرده بود.

گزارش تصویری از دیدار فعالان سیاسی با مهندس صفایی فراهانی پس از آزادی

ادامه راه سبز«ارس»: مهندس محسن صفایی فراهانی که روز چهارشنبه با تودیع وثیقه 700میلیون تومانی به مدت 5روز از زندان اوین به مرخصی آمده است، پس از آزادی و حضور در منزل میزبان فعالان سیاسی و مدنی، روزنامه نگاران و دوستداران خود است.

به گزارش نوروز، تصاویری از دیدار برخی چهره های سیاسی همچون محمدرضا خاتمی، علی مزروعی، عبدالله رمضانزاده و ... با این عضو ارشد جبهه مشارکت به شرح زیر است:

ادامه مطلب ...

مظلومیت بهشتی ها

0 نظرات
مظلومیت بهشتی ها



. ادامه راه سبز«ارس»: حمزه غالبی رئیس کمیته جوانان و دانشجویان ستاد انتخاباتی میرحسین که بعد از انتخابات بیش از دوماه در بازداشت بود ، در آخرین مطلب وبلاگش نوشته ای درباره دکتر علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی که از اساتیدش در دانشگاه تربیت مدرس بود منتشر کرده که به شرح زیر است:

هر روز خبر بازداشتی جدیدی داده می شد: فلانی رو هم گرفتیم. فکر کنم بازجوی رضا بود که بهش گفت دیگه می تونین جلسه شورای مرکزی (جمعیت توحید و تعاون) را همین جا تشکیل بدهید. هرکدام از خبرها برایم ضربه ای بود. اما خبر یک بازداشت برایم خیلی سنگین بود. هرچند بعدا فهمیدم خبر صحت نداشته است. بازجو صبح یک روز جمعه در مورد سوابق من پرسید، من نوشتم. او گفت چرا فلان چیز را ننوشتی، دکتر بهشتی نوشته است. وای انگار یک پتک تو سرم خورد؛ باورم شد که او را بازداشت کرده اند.

نه فقط برای پاکی و وارستگی اش که هرکسی با او برخورد داشته را تحت تاثیر گذاشته است؛ نه فقط بخاطر اینکه مهربانی و صمیتش که همه را وابسته کرده است؛ نه فقط برای اینکه سیاستمداری با اخلاق بود که می ستودیمش؛ نه فقط به این دلیل که برق نگاه معصومیت حسنی( دختر کوچکش) هنوز چشمم را می زد؛ نه بخاطر که استاد برجسته فلسفه سیاسی است و من در کنار خیلی های دیگر شاگردش بودیم و نه فقط بخاطر اینکه دوستش داشتم، بلکه بازداشت پسر شهید آیت الله بهشتی برای من نشانه این بود که نا اهلان جمهوری اسلامی را کامل دزدیند.

بعدها خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم خبر صحت نداشته است اما خوشحالی من دوامی نداشت. دوستی وقتی ناراحتی من را دید گفت بازداشت دکتر بهشتی اتفاق خوبی بود. من با تعجب به او نگاه کردم. او گفت امام وقتی به فیضیه حمله شد گفت حمله به فیضیه برکت داشت (نقل به مضمون). چون که دست شاه را رو کرد و دیگر نمی تواند ادعای دین و دیانت بکند. بازداشت دکتر هم همان گونه دست آنها را افشا خواهد کرد.

دکتر بهشتی را که دوباره بازداشت کردند فهمیدم که بهشتی ها همیشه مظلوم بوده اند و شاید این خواست خداوند است که مانند جدشان با همین مظلومیتشان هم مردم را آگاه کنند.

وبلاگ رتوریک

ادامه مطلب ...

«مناظره» یا «محاکمه» بدون حضور متهم؟!

0 نظرات
«مناظره» یا «محاکمه» بدون حضور متهم؟!

. ادامه راه سبز«ارس»: صدا و سیمای ضرغامی، که به زعم عده ای مثبت اندیش، می رفت تا آبروی نداشته اش را با برگزاری مناظره هایی عادلانه با حضور افرادی ازهر دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب اندکی ترمیم کند، و قدمی هر چند اندک و دیرهنگام در جهت برون رفت از بحران و احترام به معترضین و مخاطبین خود بردارد، زودتر از آنچه فکرش را بکنیم آستانه ی تحمل خود را نشان داد و ثابت کرد که مقامات به هیچ عنوان نمی توانند حرف ها و سخنان مخالفان و معترضین خود را تاب آورند، چرا که در برابر دلایل و منطق محکم طرف مقابل به شدت کم می آورند، دستپاچه می شوند و قادر نیستند پاسخی درخور و قانع کننده به مردم بدهند.

از این رو ترجیح می دهند صورت مساله را به کل پاک کنند؛ و بعد از یک هفته تعطیلی مناظره ها، که ناشی از گیجی آنها از ضربه ی محکم و کاری و قدرتمند دکتر جواد اطاعت بود، نه تنها جرات نکردند که حداقل از میانه روهای اصولگرا برای مناظره دعوت کنند بلکه دو راست افراطی را به صحنه آوردند و «مناظره» را عملا به صحنه ی «محاکمه» ی سبزها و سران آنها تبدیل کردند، و البته با این کارشان حجت را نیز بر ما تمام، چرا که بر ما مشخص شد آنها همانی هستند که بودند و قصد ندارند قدمی در جهت اصلاح امور، شنیدن حرفهای معترضین و برون رفت از بحران بردارند.

و نیز شک مان برطرف و خیالمان راحت شد که آنها با مناظره های نمایشی، قصد توطئه و تفرقه اندازی بین جنبش سبزرا ندارند. خدایا شکرت که آنها حتا توان تفرقه اندازی را هم ندارند و زود دست خود را رو می کنند.

اما وبلاگ ديگه چه خبر نيز مطلبي طنز از مشروح برنامه “رو به فردا” (قديم) و "رو به ديروز" (فعلي) که پنج شنبه شب با حضور روح الله حسینیان و علاءالدین بروجردی دو نماینده افراطي حامی احمدی نژاد در مجلس برگزار شد نوشته است كه در زير ميخوانيد:

بروجردی: … شما با نظر بنده موافقید؟…

حسینیان: قطعا موافقم (اصلا ما برای همین اینجاییم!) فقط یه نکته ای رو عرض کنم که …

بروجردی: بله، بنده در موافقت با صحبت های شما باید بگم که …

حسینیان: کاملا موافقم! بنده یاد یه مطلبی افتادم ، یک روزی …

بروجردی(رو به مجری) : چقدر این آقای حسینیان وقتی یاد یه مطلبی می افته جذاب می شه… موافقی؟

مجری: موافقم!

حسینیان: خوشحالم که موافقین!

بروجردی: منم موافقم که خوشحالین!

مجری: حالا که اینقدر با هم موافقیم موافقید که…

حسینیان: موافقم!

مجری: هنوز که نگفتم، با چی موافقید؟!

بروجردی: منم با آقای مجری موافقم؛ جدا شما با چی موافقید؟

حسینیان: من کلا موافقم!

مجری: آهان! می خواستم بگم موافقید بینندگان از طریق پیامک موافقت خودشون رو اعلام کنن؟

بروجردی: مگه همین که ما با هم موافقیم کافی نیست؟!

حسینیان: موافقم!

بروجردی: دیگه با این موافقتت حال منم بهم زدی!

مجری: دوستان موافقتتون رو از دست ندین!

حسینیان: موافقم!

بروجردی: حیف که باهات موافقم… وگرنه…

مجری: خب دیگه، موافقید تمومش کنیم؟

حسینیان: چی رو؟ موافقتمون رو؟

مجری: نه، برنامه رو!

بروجردی: نه، من مخالفم!

مجری: یعنی چی؟ کم کم دارید ساختار ها رو می شکونید ها!

حسینیان: موافقم!

بروجردی: شوخی کردم، می خواستم تنوع شه! وگرنه ما که سی ساله موافقیم!

حسینیان: موافقم!

مجری: موافق چی؟

حسینیان: معلومه دیگه… موافقه… آقای بروجردی، جدا ما موافق چی هستیم؟

بروجردی: اینم از اون سوالای ساختار شکنانه بودا… این سوالا به من و شما نیومده، ما فقط وظیفه مون اینه که موافق باشیم!

حسینیان: پس موافقم!

مجری: پس به اتفاق شما، از بینندگان خداحافظی می کنم…

حسینیان: موافقم!

بروجردی: تموم شد بابا…

حسینیان: موافقم!

مجری: آقا یکی بیاد اینو ببره…

حسینیان: موافقم!

ادامه مطلب ...

برنامه اقناعی سیما پاتوق افراطیون شد

0 نظرات
برنامه اقناعی سیما پاتوق افراطیون شد

. ادامه راه سبز«ارس»: به رغم استقبال گسترده افکار عمومی و جناح های مختلف جامعه از رویکرد جدید صداوسیما در میزگردهای سیاسی، شب گذشته با محافظه کاری و انفعال صداوسیما, تنها برنامه اقناعی این سازمان که توانسته بود بینندگان زیادی جذب کند، به جولانگاه افراطگرایی تبدیل شد و فردی که به اعتراف خود در جامعه افراطی تلقی می شود، برنامه مذکور را در چنبره خود گرفت.

به گزارش آینده، در حالی که این برنامه قبلا هم یک با تنها با حضور یک نفره حجت الاسلام ابوترابی برگزار شده بود و شب گذشته نیز پس از انصراف ولایتی محسن رضایی حاضر به حضور انفرادی یا با فردی در سطح خود بود، به بهانه ایجاد چندصدایی با وی موافقت نشد و به جای وی که چهره اصولگرای میانه رو به شمار می رود، عنصری سیاسی از منتهی الیه افراطیون مقابل بروجردی آورده شد تا معنای چندصدایی از نگاه مدیران سیما برای مردم روشن شود.

بنا بر این گزارش، این نماینده تندرو که اخیرا پروژه استعفای جنجالی اش با ناکامی مواجه شد، از فرصت برای زنده کردن دیدگاه خود استفاده کرد و با سخنان تحریک آمیزی علیه معترضان، خواستار یکسره کردن تکلیف شد.

وی البته به زاویه میان رویه همفکران خود با رهبر انقلاب اعتراف کرد و با اشاره به صبر و تحمل رهبر انقلاب گفت: کار این مدت دست مقام معظم رهبری بود، و الا اگر کار دست ما بود تکلیف فتنه گران را تا الان روشن کرده بودیم!

حسینیان در گاف دیگری رای دهندگان به موسوی را ۱۱ میلیون خواند که با تذکر مجری مواجه شد، اما بعد همه این افراد را خطاکار (مخطئ) دانست و در حمله به سران معترضین کشته شدن ۱۰ تن از بهترین جوانان بسیجی را که ختم هم برای آنها گرفته نشده، از جمله ظلمهای آنان دانست و البته همچون گذشته نامی از هیچ کدام از این بسیجیان مورد نظرش نبرد.

نکته بارز در این برنامه، ضعف، انفعال، محافظه کاری، سکوت و خودباختگی بروجردی مقابل این چهره بود که همانند …. به تایید همراه با حاشیه زدن بر سخنان حسینیان می پرداخت و به نظر می رسید از مناظره با وی هراس دارد.

این در حالی بود که حسینیان ضمن حمله شدید و مستقیم به رییس مجلس، شماری از نمایندگان و کمیته ویژه، اقدام اعضای کمیته مجلس در دفاع حداقلی پس از ۶ ماه از حقوق برخی قربانیان مظلوم انتخابات که تحت ضرب و جرح در کهریزک به قتل رسیده اند را در شرایط “جنگ!” زیر سوال برد و بروجردی که خود از عناصر ارشد این کمیته بود، حتی عرضه دفاع از همکاران خود را هم نداشت و با انفعال مدعی شد که بخش اعظم گزارش کمیته مربوط به کسانی است که انتخابات را زیر سوال برده اند!

به نظر می رسد این اقدام بخشی از دستاوردهای صداوسیما در هفته های اخیر را بر باد داده و مشاهده مستقیم دیدگاه ها و سخنان یکی از چهره های تندرو می تواند نقش تحریک کننده برای معترضان آرام شده ایفا کند.

=============
پيوندهاي مرتبط با اسن مطلب
» به هوش باشید: برنامه “رو به فردا” و تغییرات احتمالی “رو به دیروز”!

ادامه مطلب ...

درخواست برای آزادی آیت‌الله خلجی

0 نظرات
درخواست برای آزادی آیت‌الله خلجی

. ادامه راه سبز«ارس»: کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران با صدور بیانیه‌‌ای خواستار آزادی آیت‌الله محمدتقی خلجی و پایان دادن به «آزار و اذیت» خانواده وی شد.

آیت‌الله محمدتقی خلجی ۲۲ دی ماه جاری، در منزل شخصی خود در قم دستگیر شد و هم اکنون در زندان اوین در بازداشت است.

وی از روحانیون نزدیک به آیت‌الله حسینعلی منتظری و آیت‌الله یوسف صانعی است و پیش از انقلاب نیز، سه بار به زندان رفته بود.

بنا به این گزارش منزل برخی از اعضای خانواده این روحانی منتقد مورد بازرسی قرار گرفته و تهدید شده‌اند که در صورت اعتراض به دستگیری مجازات خواهند شد.

مهدی خلجی، پسر آیت‌الله خلجی پیش از این به رادیو زمانه گفته بود که ماموران امنیتی با ضبط گذرنامه‌ پدر، مادر و دخترش، به آن‌ها گفته‌اند که اجازه خروج از کشور را ندارند.

دو روز پس از بازداشت محمدتقی خلجی، ماموران وزارت اطلاعات به خانه دختر او رفته و پس از بازرسی، برخی اسناد و مدارک وی را با خود بردند.

آرون رودز سخنگوی این کمپین با درخواست ارائه «دلیل قانونی» بازداشت آیت‌الله خلجی گفت: «قوه قضائیه باید بر اساس اصل ۳۴ قانون اساسی که بازداشت خودسرانه را ممنوع می‌کند وی را آزاد کند.»

گفته می‌شود پس از سخنرانی‌های آیت الله خلجی پس از انتخابات ۲۲ خرداد ایران، مقامات ایرانی به وی هشدار و اخطار داده بودند.

این روحانی منتقد در این سخنرانی‌ها از دستگیری شهروندان و نگهداری‌ آن‌ها در بازداشتگاه کهریزک و زندان اوین انتقاد کرده بود. از سوی دیگرمهدی خلجی، فرزند آیت الله خلجی به کمپین بین المللی حقوق بشر گفته است که دلیل دستگیری پدرش، تنها ابراز عقاید و افکار او بوده است.

وی آیت الله خلجی را یک صاحبنظر در مسائل اسلامی و فقه اسلامی و یک مجتهد دانسته و افزوده است: پدر من در سی سال بعد از جمهوری اسلامی هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشته است و تنها فعالیت اجتماعی ایشان ، سخنرانی و نوشتن بود و دلیل بازداشت ایشان به هیچ وجه فعالیت سیاسی نیست و ایشان عضو هیچ گروه ، حتی گروههای حوزوی و هیچ تشکل سیاسی یا حتی مذهبی نیست.

مهدی خلجی تاکید کرده است که پدرش تنها به خاطر ابراز عقاید خودش به زندان افتاده است.

ادامه مطلب ...

حسين کیهان گفت زلزله هائیتی کار امریکاست، خودم ديدم!

0 نظرات
حسين کیهان گفت زلزله هائیتی کار امریکاست، خودم ديدم!


حسین شوش در کیهان نوشت زلزله هائیتی کار امریکاست . ما همینطوری نخوانده ضمن تائید این مطلب با کارشناس رازبقاء کیهان که طبق روال حتماً دکتر هم هست و قطعاً ساندیس هم میخورد و در نتیجه سردار هم هست و ول بکنی نظام که کم بیاورد رئیس ثبت احوال هم میشود مصاحبه ای کردیم که خواندن آن برای سنین پائینتر از خدا توصیه نمیشود :

ما : به به ، سلام .
کارشناس کیهان : سلام و زهر مار . بیست و دو بهمن از اولش توطئه امریکا بود برای پیروز کردن انقلاب . کسی بیاید بیرون خشتکش را می‌کشیم سرش . ما تحقیق کردیم امریکا در قیام عاشورا هم دست داشته . به اباعبدلله تانک داد شیرش کرد فرستاد تو بغل یزید . وگرنه عده قلیلی چرا روز عاشورا آمدند توی خیابان ؟ الدنگ ، احمق ، بزنم جرت بدم ؟

ما : نه ، نزن . جسارتاً چرا امریکا همیشه دست دارد ؟
کارشناس کیهان : من چه میدانم ولی دست دارد . خودم دو دفعه اوباما را دیدم دست داشت . بوش هم دست داشت . اینها همه شان دست دارند . فقط رهبر ما دست ندارد ولی ما خودمان همه جا دست داریم . احمق ، جاسوس ، عوضی .

ما : چرا فقط شما می‌فهمید که امریکا در همه چیز دست دارد ؟
کارشناس کیهان : بسکه فهمیده ام . امام هم گفته بود کاش من یه کمی اندازه حسین می‌فهمیدم . ضمناً فقط ما نیستیم که می‌فهمیم . جون جونیو چاوز هم هر چیزی که ما می‌فهمیم را می‌فهمد . خودش فهمید لنگه قتل ندا قبلاً در ونزوئلا اتفاق افتاده . الآن هم فهمید زلزله هائیتی کار امریکاست . بی‌شعور ، منافق ، مزدور .

ما : حالا چرا امریکا در هائیتی زلزله در کرد ؟ جا قحط بود ؟
کارشناس کیهان : نخیر ، قحطی فقط در اتیوپی است . ملت مظلوم و مسلمان و قهرمان هائیتی تا آخرین قطره خون می‌لرزند . این نهضت همینجوری ادامه دارد . فداکاری‌های ملت شهید پرور هائیتی تا ابد در اذهان جهانیان خواهد ماند و لکه ننگ دیگری بر دامن و جوراب شلواری و بقیه جاهای امریکا می‌ماند . کثافت ، جاسوس ، عرق خور !

ما : ولی شما که قبلاً گفته بودید زلزله جائی می‌آید که ایمان نباشد . الآن پس چطوری شد ؟
کارشناس کیهان : الآن هم همینطوری شد . اول قرار بود زلزله جائی بیاید که مردم عرق خور باشند ایمان نداشته باشند . ولی چون تمام کیسه کشان ما در امریکای جنوبی همه شان همینجوری عرق خور هستند برای همین در هائیتی زلزله آمد . اصلاً بتو چه ؟ قاتل ، متجاوز ، فریب خورده .

ما : شما دقیقاً چطوری دست امریکا را در زلزله هائیتی دیدید ؟
کارشناس کیهان : همانجوری که دست امریکا را در ترور دکتر علیمحمدی دیدیم . خودم با همین چشمهام دیدم . دوتا دست داشت با یک دماغ . آمد بمب را بست به موتور بعد با کنترل تلویزیون کانال عوض کرد یکنفر که خیلی شبیه حزب الله در اندوه لبنان بود رد شد ماشین علیمحمدی ترکید و دست امریکا معلوم شد . از این واضحتر ؟ عوضی ، خود فروخته ، الدنگ .

ما : پیام شما برای ملتهائی که هنوز بدست امریکا زلزله نیامده چیه ؟
کارشناس کیهان : همانطوریکه رهبری فرمودند شما اول موضع شفاف خودتان را نشانمان بدهید تا من بگم . بیست و دو بهمن کسی بیاید بیرون ایندفعه با همین تریلی چینی ها که شلنگ هم دارد از رویش رد می‌شویم که دست امریکا بهتر معلوم بشود . گفتیم امریکا برای بیست و دو بهمن همکاری بکند آستین کوتاه بپوشد هی دستش تا اینجا معلوم بشود ما هم در عوض نیم کیلو اورانیوم تا سال 2076 می‌فرستیم فرانسه که حسن نیت نشان بدهیم . سیاست پدر مادر ندارد ناموس که دارد !

عليرضا رضايي

ادامه مطلب ...

علیرضا بهشتی در زندان دچار حمله قلبی شد

0 نظرات
علیرضا بهشتی در زندان دچار حمله قلبی شد

. ادامه راه سبز«ارس»: سید علیرضا حسینی بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی در زندان اوین دچار حمله قلبی شد. فرزند شهید بهشتی که در بیست و سومین روز بازداشت در زندان اوین به سر می برد صبح اروز چهارشنبه سي ام ديماه دچار عارضه قلبی شد. دکتر بهشتی در هفته اخیر مبتلا به سرما خوردگی شدید در زندان شده بود با چنین وضعیت جسمانی مسوولان فرزند شهید بهشتی را در حالی که پیژامه زندان و دمپایی پلاستیکی برپا داشت و محاسن اش بلند و آشفته بود ، به شعبه امنیت دادگاه انقلاب برده و دقایقی طولانی در انتظاربازپرسی به سر برد. دکتر بهشتی در تماس تلفنی با خانواده خود که پس از یک هفته بیخبری صورت می گرفت، اعلام کرده که حال جسمی او اصلا مساعد نبوده به همین دلیل شرایط برقراری تماس با خانواده خود را نداشته است.

به گزارش کلمه فرزند شهید بهشتی که در بیست و سومین روز بازداشت به سر می برد در اوین دچار حمله قلبی شد.د کتر بهشتی در هفته اخیر مبتلا به سرما خوردگی شدید در زندان شده بود با چنین وضعیت جسمانی مسوولان، فرزند شهید بهشتی را در حالی که پیژامه زندان و دمپایی پلاستیکی برپا داشت و محاسن اش بلند و آشفته بود ، به شعبه امنیت دادگاه انقلاب برده و دقایقی طولانی در انتظاربازپرسی به سر برد.

دکترعلیرضا بهشتی (فرزند شهید آیت الله بهشتی از بنیانگزاران جمهوری اسلامی)، سه هفته پیش در دانشگاه تربیت مدرس بازداشت شد و در تمام این مدت، از همه حقوق قانونی خود محروم بود و حتی موفق به ملاقات با وکیل و خانواده اش نشد.

مشاور ارشد میر حسین موسوی در تماسی که با خانواده خود داشته از رفع حمله قلبی و بهبودی نسبی خود خبر داده است.مسوولان زندان گویا هنگام رخ داد این مشکل قلبی دکتر بهشتی را به بهداری اوین منتقل کرده اند.

نوروز هم گزارش داده است:دکتر علیرضا بهشتی در تماس با خانواده خود اعلام کرد که هفته گذشته در زندان دچار حمله قلبی شده است و با وجود وضعیت نامناسب جسمی، وی همچنان در سلول انفرادی نگهداری می شود.

دکتر بهشتی در تماس تلفنی با خانواده خود که پس از یک هفته بیخبری صورت می گرفت، اعلام کرده که حال جسمی او اصلا مساعد نبوده به همین دلیل شرایط برقراری تماس با خانواده خود را نداشته است.

با اینحال بنا به گفته خانواده وی، فرزند شهید بهشتی از روحیه خوبی برخوردار بوده است.

ادامه مطلب ...

کشف امنیتی کیهان از محل تامین نیروی سبزها!

0 نظرات
کشف امنیتی کیهان از محل تامین نیروی سبزها!

. ادامه راه سبز«ارس»: روزنامه کیهان در ستون گفت و شنود خود یک خبر موثق حکایت از آن دارد که چند تن از عوامل اصلی فتنه سبز به منظور جمع آوری نیرو برای اعلام حضور و اقدامات ایذایی در روز ۲۲ بهمن به سراغ یکی از مراکز بازپروری معتادان رفته اند.

..دو نفر از این عوامل به مرکز بازپروری….. مراجعه کرده و دور از چشم مسئولان این مرکز با وعده کمک مالی درخواست کرده اند روز ۲۲ بهمن تعدادی از افراد در حال بازپروری در اختیار آنها قرار گیرد.

ارس: يادمان نرفته كه پس از روز قدس هم منصور ارضی مداح معروف دربار رهبري در مسجد ارك تهران ادعا کرد 100 نفر دختر و پسر را به استخری از مشروب برده اند و پس از تجاوز آنها به یکدیگر و مصرف مواد مخدر به میان جمعیت آمده اند و خودشان ، خودشان را زده اند و کشته اند!.

ادامه مطلب ...

نامه تكان‌دهنده دانشجویان دانشگاه‌ تهران به ابوترابی

0 نظرات
نامه تكان‌دهنده دانشجویان دانشگاه ‌تهران به ابوترابی


. ادامه راه سبز«ارس»: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران در نامه‌ای سرگشاده خطاب به نائب رئیس مجلس شورای اسلامی تاكید كرد: «از شما درخواست می‌كنیم تا صادقانه و با شهامت یافته‌های خود از تحقیق پیرامون واقعه كوی را منتشر نمایید تا در درجه نخست دامن خود و نظام را از این لكه ننگ پاك نموده و در درجه دوم مانع از پیشروی بیشتر نیروهای سركوبگر و ظلم افزونتر بر آسیب دیدگان این واقعه شوید.» همچنين در بخش ديگري آمده است: «امروز باید كسانی پشت میله‌های زندان باشند كه دستور حمله به دانشجویان بی‌گناه را صادر كردند و دانشجویان را به صورت غیر قانونی بازداشت و به وزارت كشور منتقل كردند، ... امروز در حالی احكام زندانهای چندساله به جرم شركت در تحصن دانشجویان و اساتید دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران صادر می‌شود كه در همان تحصن ریاست دانشگاه تهران و رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران سخنرانی كرده و رفتار مدنی و عقلانی دانشجویان را ستایش كردند. تحصنی كه با مجوز و اطلاع همه مسئولین دانشگاه تهران برگزار شد. آیا این عدالت است كه دانشجویی تنها به جرم حضور در آن تحصن برای اعتراض به حمله به كوی دانشگاه روانه زندان شود؟»

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، متن نامه سرگشاده انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران خطاب به حجت السلام ابوترابی پیرامون حوادث كوی دانشگاه بدین شرح است:


بسمه تعالی

نایب رییس محترم مجلس و ریاست كمیته تحقیق پیرامون واقعه كوی دانشگاه

جناب حجت الاسلام آقای ابوترابی

با سلام و احترام

طی روزهای گذشته مجلس شورای اسلامی گزارش تحقیقات خود پیرامون بازداشتگاه كهریزك و وقایع اتفاق افتاده در این بازداشتگاه را منتشر كرد. گزارش مجلس اگرچه نتوانسته است همه شبهات را رفع نماید اما به واقع گزارشی متفاوت از تمام حرفهایی است كه در حوادث پس از انتخابات از جانب حاكمیت زده شده است. این گزارش می تواند نوید دهنده این امر باشد كه هنوز می‌توان به صداهای متفاوت در درون حاكمیت باور داشت و هنوز كورسوهای امید به بازگرداندن حداقل بخشی از حق ظلم دیدگان و آسیب دیدگان به ناحق خاموش نشده است.

آقای ابوترابی!

در همین گزارش از شما به عنوان مسئول تحقیق در مورد واقعه كوی دانشگاه نام برده شده و این امر ما را بر آن می‌دارد كه نكاتی را اگر نه به عنوان تذكر، حداقل به عنوان درد دل و برای ثبت در اذهان حق جویان و عدالتخواهان خطاب به شما بیان داریم.

شما به خوبی می‌دانید و از نزدیك نیز در جریان قرار گرفته‌اید كه از شامگاه 24 تا سحرگاه 25خرداد، كوی دانشگاه تهران كه مسكن و ماوای چند هزار دانشجو بود، مورد تهاجم نیروهای پلیس، لباس شخصی و شاید هم افراد خودسر قرار گرفت. آسیب‌های جدی به خوابگاه و اموال ساكنان، ضرب و شتم دانشجویان و بازداشت و انتقال حدود دویست نفر از آنها به بازداشتگاه و نگهداری‌شان در بدترین شرایط محصول اولیه این تهاجم بود.

بر اساس سابقه پیشین و شرایط وقت كشور امیدی به احقاق حق دانشجویان مظلوم نداشتیم. از آن وضعیت بوی عدالت نمی‌آمد تا آنكه رهبر انقلاب در سخنانشان به واقعه كوی اشاره كردند و حتی در توصیف چنین وقایعی از لفظ جنایت نیز استفاده كردند. امیدوار شدیم كه شاید در میان مدعیان دینداری و حریت و عدالت رگ غیرتی بجنبد و این بار داستان به روالی دیگر پیش برود.

اما دریغ!

دریغ كه در این هفت ماه چیزی جز چرخیدن در بر همان پاشنه پیشین ندیدیم و آنچه بود چون همیشه فراموشی حق دانشجویان و تعویض اندك اندك جایگاه ظالم و مظلوم و شاكی و متهم بود.

با همه اینها و فقط برای بازگرداندن آرامش به فضای دانشگاه و رفع شرایط امنیتی ایجاد شده پیرامون دانشگاه، سعی كردیم حقوق پایمال شده دانشجویان را از طریق خواست مداوم از مسئولین دانشگاه و نمایندگان مجلس، به آرامی و خارج از فضای عمومی پیگیری كنیم تا شاید لااقل در این باره عدالتی برقرار شود و ظالم به سزای جنایات خود برسد.

نماینده محترم مردم!

امروز دیگر بر كسی پوشیده نیست كه لباس شخصی ها از كجا می‌آیند و از چه كسی دستور می‌گیرند! آیا این افراد خودسر‌اند كه بازداشتگاه در اختیار دارند؟ آن هم در وزارت كشور؟!

شما به خوبی می‌دانید كه دانشجویان بازداشت شده در آن شب دهشتناك به زیرزمین وزارت كشور منتقل شدند. حرفمان را به شهادت متواتر دانشجویان بازداشت‌شده مستند نمی‌كنیم كه شاید به روایتی خس و خاشاك باشند و قولشان نتواند مستند قرار گیرد، هرچند كه در این واقعه متاسفانه حتی دانشجویان نورچشمی حاكمیت نیز از دستگیری‌های فله‌ای در امان نماندند.

همكار محترم شما جناب آقای زاكانی در سخنرانی‌های متعدد و از جمله در سخنرانی در دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به صراحت بر انتقال دانشجویان بازداشت شده به وزارت كشور صحه گذاشت. حسب گفته‌های برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی، رییس دانشگاه تهران نیز در جلسات كمیته مجلس این امر( انتقال دانشجویان به ساختمان مركزی وزارت كشور) را تایید كرده است.

اما واكنش شما و همكارانتان چه بود؟ در میان شگفتی و با اینكه در جریان ماوقع بودید جناب آقای محصولی وزیر وقت كشور با كسب رای اعتماد اكثریت كسانی كه عنوان نمایندگی مردم را یدك می‌كشند بر صندلی وزارتی دیگر تكیه زد.

ریاست محترم كمیته تحقیق!

با تمام این مسائل، درد اصلی ما حتی این موضوعات هم نیست. درد بزرگتر در جایی دیگر است. آنجا كه جایگاه شاكی و متهم عوض می‌شود.

امروز تعدادی از دانشجویان دانشگاه تهران به اتهام اغتشاش در روز مورد نظر به بند كشیده شده‌اند. افرادی نوعا غیر سیاسی و كمتر فعال كه اینك در دوره بازداشت از حداقل حقوق انسانی همچون تماس و ملاقات با خانواده و نیز برخورداری از وكیل محرومند و بیم آن می‌رود كه در شرایط نامناسبی نگهداری شده و وادار به اعتراف و اقرار به اعمال ناكرده شوند. حتی شنیده‌های ما حاكی است كه دادگاه‌ برخی از آنها قبل از دسترسی به وكیل برگزار شده است.

امروز باید كسانی پشت میله‌های زندان باشند كه دستور حمله به دانشجویان بی‌گناه را صادر كردند و دانشجویان را به صورت غیر قانونی بازداشت و به وزارت كشور منتقل كردند، امروز باید كسانی در صف اول محاكمه قرار گیرند كه متاسفانه با حمایتهای بی‌دریغ دولتی همچنان از تیغ عدالت گریخته اند، نه اینكه عده ای از دانشجویان، بی‌گناه و بی علت متهم و محاكمه شوند.

نگرانی اصلی ما در حال حاضر وضعیتی است كه دوستانمان در سكوت و بی‌دردی آگاهان امور به ناحق با آن مواجه شده‌اند و از كلاس درس به سلولهای زندان منتقل شده‌اند و به جای همسخنی با دوستان همكلاسی و پاسخگویی به استادانشان باید روزگار در تنهایی بگذرانند و پاسخگوی سوالات بازجو باشند و البته باید خوشبین باشیم كه بپنداریم فقط به سوالات پاسخ می‌دهند، حالیكه در هنوز حتی به وكیل هم دسترسی ندارند.

جناب حجت الاسلام ابوترابی!

از شما درخواست می‌كنیم تا صادقانه و با شهامت یافته‌های خود از تحقیق پیرامون واقعه كوی را منتشر نمایید تا در درجه نخست دامن خود و نظام را از این لكه ننگ پاك نموده و در درجه دوم مانع از پیشروی بیشتر نیروهای سركوبگر و ظلم افزونتر بر آسیب دیدگان این واقعه شوید. اكنون شنیده‌های ما حاكی است كه تعدادی از دانشجویان در زندان متهم به سازماندهی حوادث كوی هستند و بیش از 40 روز است كه خبر زیادی از آنها در دست نیست.

از سوی دیگر امروز در حالی احكام زندانهای چندساله به جرم شركت در تحصن دانشجویان و اساتید دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران صادر می‌شود كه در همان تحصن ریاست دانشگاه تهران و رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران سخنرانی كرده و رفتار مدنی و عقلانی دانشجویان را ستایش كردند. تحصنی كه با مجوز و اطلاع همه مسئولین دانشگاه تهران برگزار شد. آیا این عدالت است كه دانشجویی تنها به جرم حضور در آن تحصن برای اعتراض به حمله به كوی دانشگاه روانه زندان شود؟

از شما می‌خواهیم كه به عنوان مسئول كمیته پیگیری و شخصی كه همواره در روزهای سخت دانشگاه و از جمله در حوادث تلخ 18 تیر 1378، مامن و پناهگاه دانشجویان آسیب دیده و زخم خورده بوده‌اید، با ورود مسئولانه خود به این قضیه جلوی وارد شدن صدماتی بیش از این بر پیكره دانشگاه را گرفته و از پایمال شدن حقوق دانشجویان و محاكمه ناعادلانه آنها به جرم های ناكرده جلوگیری به عمل آورید.

در پایان بار دیگر اشاره می‌كنیم كه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران، به عنوان قدیمی‌ترین نهاد مدنی-دانشجویی كشور كه برآمده از خواست عموم دانشجویان برای برخوراداری از عدالت و آزادی بوده و هست، بر وفاداری به همه عهدهای پیشین خود، یعنی دفاع از حقوق دانشجویان، عدالتخواهی و سه آرمان اصلی برآمده از انقلاب اسلامی ایران، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی تاكید می‌كند و خود را ملزم می‌داند تا با همه توان جلوگیری از ظلم در حق مردم ایران و به خصوص دانشجویان را مطالبه كند.

با تشكر
انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه تهران و علوم پزشكی دانشگاه تهران
ادامه مطلب ...

اعتراض جواد اطاعت به عملکرد صدا و سیما پس از مناظره

0 نظرات
اعتراض جواد اطاعت به عملکرد صدا و سیما پس از مناظره



. ادامه راه سبز«ارس»: دکتر جواد اطاعت که هفته گذشته با علیرضا زاکانی نماینده حامی احمدی نژاد در “برنامه رو به فردا “پیرامون حوادث انتخابات به مناظره پرداخت در وب سایت شخصی خود نسبت به عملکرد صدا و سیما پس از مناظره اعتراض کرد.

متن نامه اطاعت به ضرغامی به شرح زیر است:


بسمه تعالی

جناب آقای مهندس ضرغامی

رئیس محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

با سلام، همانگونه که مستحضرید اینجانب در روز پنج شنبه مورخه ۲۴/۱۰/۸۸ به دعوت برنامه رو به فردا (شبکه ۳) در گفتگویی با حضور آقای دکتر زاکانی پیرامون مسائل اخیر در صدا و سیما حضور یافتم. در این برنامه حدود چهل دقیقه (کمتر یا بیشتر) به ایراد مطالبی پرداختم، از این مطالب یک مثال در مورد افتتاح طرح نیمه تمام قطار اصفهان-شیراز زدم و در پاسخ به سوال مجری محترم در خصوص تایید و رد صلاحیت در انتخابات مجلس هفتم و همچنین عملکرد عمرانی دولت در شهرستان داراب حدود کمتر از دو دقیقه پاسخی ارائه دادم (۵ درصد زمان گفتگوی اینجانب). این در حالی است که صدا و سیمای استان فارس در ساعات پر بیننده در پاسخ به آن دو دقیقه، مطالب سراسر کذب، انحرافی، بی ارتباط با مطالب مطرح شده اینجانب را در موارد مختلف و متعددی ضبط و پخش نمود. حال اگر می خواهید بر خلاف مطالب مطرح شده در روزنامه جام جم (۲۶/۱۰/۸۸) که مربوط به سازمان تحت مدیریت جنابعالی است در خصوص علت عدم حضور اصلاح طلبان بدانید چرا اصلاح طلبان به صدا و سیما نمی آیند و چرا اعلام کردم با اکراه به این برنامه آمدم و چرا بخش عظیمی از ملت ایران به جای مراجعه به صدا و سیمای جمهوری اسلامی به رسانه های خارجی چون بی بی سی، رادیو فردا و صدای آمریکا و… مراجعه می کنند، واقعا اگر میخواهید ازاجرای عدالت در این رسانه که از پول بیت المال تغذیه می کند اطلاع بیشتری پیدا کنید، مطالب ذیل را مطالعه و جدا برای ترمیم عدم اعتماد مردم به آن رسانه، گزارشی از این مطالب که مستندات آن خوشبختانه در صدا و سیما موجود است برای تنویر افکار عمومی پخش نمایید تا تکلیف صداقت و سلامت نفس با دروغ، هیاهو و مطالب خلاف واقع روشن شود و اینجانب به عنوان ذینفع و ملت ایران بدانیم که هنوز هم می توان به آن رسانه اعتماد کرد، مطالب آنرا شنید و بدان امید داشت.

*الف- قبل از گزارش عملکرد صدا و سیمای فارس لازم به ذکر است آنگونه که من شنیدم در تاریخ ۲۷/۱۰/۸۸ سیمای جمهوری اسلامی تحت عنوان تبلیغ برنامه رو به فردا جمله ای از صحبت های اینجانب را گزینش و پخش کرد (( که من انتخابات را تایید و در مصاحبه ای آن را بیان کرده ام)) این در حالی است که این جمله مربوط به انتخابات سال ۱۳۸۴ (ریاست جمهوری نهم) بود و نه انتخابات خرداد ۱۳۸۸٫ انتشار این دروغ عملی غیر اخلاقی، قبیح و دور از شان آن رسانه است. (به مطالب پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی در روز ۲۷/۱۰/۸۸ مراجعه فرمایید).

*ب- در مورد قطار اصفهان- شیراز اشاره کردم که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم (خرداد ۸۸) این طرح بصورت ناتمام افتتاح شد. ریل های راه آهن در مبادی ورودی به شهر شیراز بجای ساختن پل، از طریق پر کردن رودخانه با خاک به ایستگاه ناتمام شیراز متصل گردید و فقط از این ایستگاه بصورت نمایشی تعدادی مسافر را بمنظور شرکت در مراسم ارتحال امام سوار نمودند و صدا و سیما نیز در آن زمان گزارشی از این افتتاحیه را پخش نمود. پس از آن یک قطار باری از ریل خارج و بطور کلی حمل مسافر و یا بار از ایستگاه شیراز متوقف گردید.

در حالی این واقعیت تلخ را مطرح کردم که آقای رضازاده استاندار سابق فارس با مغلطه کاری و طرح مطالب کذب، گزارش مفصلی از صدا و سیمای فارس را به مردم استان ارائه دادند و اینجانب را متهم به دروغگویی کردند. خوشبختانه چندی پیش سیمای جمهوری اسلامی در یک بخش خبری خود گزارشی از عدم اتمام این پروژه، پل های نیمه ساخته، ریل های خارج شده از خط و … را پخش نمود، که جنابعالی را به آرشیو سیمای جمهوری اسلامی ارجاع می دهم. مضافا اینکه نماینده محترم شیراز آقای مهندس دستغیب به این افتتاح اعتراض نمودند، مطبوعات و رسانه های اینترنتی تصاویر تاسف باری از این واقعه را در همان روزها منعکس کردند و همه مردم شیراز از عدم اتمام این پروژه اطلاع دارند واخیرا معاون عمرانی استانداری درخواست بودجه برای تکمیل این طرح ناتمام را مطرح کرده است.

*ج- مطالب سراسر کذب مطرح شده در صدا و سیمای فارس از جانب فرماندار زرین دشت نیز جالب است که توجه جنابعالی را به آن جلب می کنم.

*۱- در پاسخ مجری محترم که آیا شما در انتخابات مجلس هفتم رد صلاحیت شدید؟ پاسخ اینجانب مثبت بود و همانگونه که میدانید من به همراه بیش از هشتاد نفر از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم برای انتخابات مجلس هفتم رد صلاحیت شدم و از گردونه رقابت ها حذف گردیدم، این در حالی است که هم در سیمای فارس و هم در صدای فارس، فرماندار کنونی شهرستان زرین دشت اعلام داشته اند که اطاعت دراین مورد دروغ گفته و ایشان تایید صلاحیت شده اند؛ اما رای نیاورده است؟!!

*۲- فرماندار زرین دشت دراین گزارش دروغ در صدا و سیمای فارس اعلام کرده اند که آغاز عملیات اجرایی ساخت بیمارستان حاجی آباد فارس در سال ۱۳۸۴ و با روی کار آمدن دولت اصولگرا انجام گرفته است. دراین خصوص نظر جنابعالی را به صفحه ۳ پیوست لایحه بودجه سال ۱۳۸۱ کشور، ردیف ۳۰۳۰۳۵۰۶ که سال آغاز عملیات اجرایی را ۱۳۸۱ اعلام کرده و ردیف ۳۰۳۰۳۵۰۶ پیوست شماره یک لایحه بودجه ۱۳۸۲ در صفحه ۲۲ و همچنین پیوست شماره یک بودجه ۱۳۸۳ کل کشور در صفحه ۲۵ ردیف ۳۰۳۰۳۵۰۶ که برای تکمیل طرح و اتمام آن در سال ۱۳۸۴ در مجلس تصویب شده است را جلب می کنم. همانگونه که در اسناد بودجه پیداست در دوره سه ساله نمایندگی اینجانب بصورت متوالی این پروژه اعتبار دریافت داشته و در دوره اینجانب و با حضور اینجانب، مقامات بهداشت و درمان استان فارس، مسئولان محلی و تعدادی از اهالی حاجی آباد، پس از تجهیز کارگاه، عملیات اجرایی این طرح آغاز و می بایست در سال ۱۳۸۴ به اتمام برسد که متاسفانه با چهار سال تاخیر هنوز افتتاح نشده است. (علاوه بر سند لایحه بودجه، آرشیو سیمای فارس نیز گواه و مستند خوبی است که می توانید مراسم آغاز بکار عملیات اجرایی را ملاحظه بفرمایید).

*۳- فرماندار زرین دشت در سیمای فارس به دروغ اعلام داشته که دردوره نمایندگی آقای اطاعت، زمانیکه در بخش ایزدخواست زلزله آمده بود برای گرفتن اقلام مورد نیاز مردم به فرمانداری زرین دشت مراجعه کردم، آقای اطاعت در پاسخ به من گفته اند دموکراسی چرت است و چون شما با دولت اصلاحات هماهنگ نیستید ما به شما کمکی نمی کنیم؟! در پاسخ به این دروغ باید بگویم که نظر اینجانب در مورد دموکراسی در کتاب ها، مقالات و مصاحبه های متعدد منعکس شده است. در ثانی ایشان در آن مقطع عضو شورای شهر حاجی آباد بود و در بخش ایزد خواست ( شهر پیر، دهنو، دره شور) و دبیران زلزله آمده بود و ایشان مسئولیتی در توزیع اقلام ارسالی برای زلزله زدگان نداشتند. من هم نماینده مجلس شورای اسلامی بودم نه توزیع کننده اقلام و مایحتاج عمومی. احتمالا ممکن است مقامات شهرستان برای جلوگیری از حیف و میل اموال متعلق به مردم زلزله زده و سوء استفاده احتمالی از آنها از دادن اقلام به افراد متفرقه و غیر مسئول و از جمله ایشان امتناع کرده اند. آیا صدا و سیما جای طرح مطالب سخیف اینچنینی است؟

*۴- آقای خوشبخت فرماندار فعلی زرین دشت میزان پیشرفت فیزیکی سد خسویه در دوره نمایندگی اینجانب را بر خلاف واقع ده درصد اعلام کرده اند، لازم به ذکر است که عملیات اجرایی این پروژه در دوره اینجانب آغاز و بیش از ۸۰ درصد آن در سال ۱۳۸۳ انجام گرفته بود و در سال ۱۳۸۴ قبل از شکل گیری دولت اصولگرا به اتمام رسیده بود که در اوایل این دولت افتتاح شد (شما را به گزارش خبری سیمای فارس از مراسم کلنگ زنی و افتتاحیه آن ارجاع می دهم تا دروغ این مسئول بی مسئولیت روشن شود).

*۵- مضحک تر آنکه فرماندار زرین دشت در نقش روابط عمومی فرمانداری داراب در سیمای فارس به دروغ گفته اند، اطاعت ۱۴ سال قبل یک کارخانه کنستانتره را کلنگ زنی کرده است که انجام نشده است. جالب است بدانید ۱۴ سال قبل یعنی سال ۱۳۷۴٫ من در خرداد ۱۳۸۰ نماینده داراب شدم و شش سال قبل از آن در دوره مجلس چهارم هیچ مسئولیتی در شهرستان داراب نداشتم و در دانشگاه مشغول تحصیل بوده ام. در ثانی نامبرده اعلام کرده که این کارخانه مربوط به شهرام جزایری بوده است؟!! که کاملا حرف دروغ و مضحکی است. این کارخانه متعلق به آقای علی اصغر قربانی بوده است و نه شهرام جزایری که به دلیل عدم اختصاص وام و عدم توجیه اقتصادی، نامبرده در شهرک صنعتی داراب در صدد ساخت یک کارخانه آرد بجای کارخانه کنستانتره بر آمده اند. ایشان باز به دروغ گفته اند که صاحب کارخانه ۲۰۰ هکتار زمین دریافت داشته اند.این در حالی است که این سخن از اساس دروغ است. وی در دولت اصولگرا در شهرک صنعتی داراب زمینی را بر اساس مقررات شهرک های صنعتی خریده است. (استعلام شما از اداره کل صنایع استان فارس می تواند موید دروغ پراکنی این شخص و سیمای فارس باشد).

*د- اظهارات گهربار سرپرست راه آهن فارس در صدا و سیمای فارس در خصوص اتمام پروژه راه آهن و دروغ گویی اطاعت، نیز نیازی به پاسخ ندارد. در این خصوص شما را به بند ((ب)) همین نامه ارجاع می دهم.

*ه- اظهارات رئیس آموزش و پرورش داراب در سیمای فارس در مورد بازسازی تعدادی مدرسه و اختصاص مبالغی به طرح های عمرانی نیز در نوع خود جالب بود. اختصاص وام به طرح های زودبازده و یا آسفالت چند جاده و… نیز از گزارش عملکرد این مسئولان در سیمای فارس منتشر شد که لازم می دانم مجددا تاکید کنم در دوره سه ساله اینجانب دهها طرح بزرگ و نیمه بزرگ در شهرستان های داراب و زرین دشت به انجام رسید و متاسفانه در این پنج سال بجز اختصاص اعتبارات جاری و عمرانی محدود و ساخت سالن ورزشی که دراین مورد هم قابل مقایسه با آن سه سال نیست ، تا این تاریخ هیچ طرح عمرانی بزرگ و نیمه بزرگی آغاز نشده و یا به بهره برداری نرسیده است و آنچه بیان داشته ام جز حقیقت نبوده و نیست (شما را به آرشیو صدا و سیمای مرکز فارس ارجاع می دهم که بدانید در آرشیو این سازمان هیچ سابقه ای از آغاز به کار طرح بزرگ یا نیمه بزرگی وجود ندارد بجز در مواردی که یک طرح پس از افتتاح در دوره اینجانب دو باره در دولت اصولگرا افتتاح شده ودر ارشیو صدا وسیمای فارس سابقه دو بار افتتاح موجود است لذا مطالب گسترده و طرح شده در صدا و سیمای فارس بر علیه اینجانب کاملا بی اساس و بی پایه بوده است).

*و- به تبع حرکت غیر اخلاقی و به تعبیر من غیر اسلامی صدا و سیمای فارس، رسانه های اصولگرا از جمله خبرگزاری فارس، رجانیوز، ایرنا و روزنامه های جام جم، وطن امروز، کیهان و … نیز مطالب کذب مطرح شده در صدا وسیما را با اضافاتی در سطح وسیعی انعکاس داده اند که بد نیست به مطالب روزنامه جام جم ۲۶ و۲۷/۱۰/۸۸ ، مراجعه بفرمایید که در اینجا من به یک مورد دیگر هم اشاره کنم.

شیخ محمد رستاد نماینده دوره پنجم که به برکت رد صلاحیت اینجانب در دور هفتم هم به مجلس راه یافت در اظهارات سراسر کذبی در روزنامه وطن امروز مورخه ۲۷/۱۰/۸۸ در ص۳ مدعی شده اند که کارخانه سیمان داراب در سال ۱۳۷۵ با پی گیری وی تصویب شده و در سال ۱۳۸۰ با حضور وی و آقای جهانگیری وزیر صنایع و معادن وقت افتتاح شده است. لازم است بدانید عملیات اجرایی این کارخانه در دوره مجلس دوم،(در سال ۱۳۶۶) سه دوره قبل از اینکه ایشان نماینده مجلس شوند آغاز گردیده بود و در ۱۱ خرداد ۱۳۸۲ دردوره نمایندگی اینجانب و با حضور آقای جهانگیری، آقای انصاری استاندار فارس و مسئولان استانی و شهرستانی و با سخنرانی اینجانب و آقای جهانگیری افتتاح شد. آقای رستاد در سال ۱۳۶۶ طلبه حوزه علمیه و در سال ۱۳۸۲ پیشنماز صدا و سیمای فارس بوده اند و در زمان تصویب و افتتاح این کارخانه هیچگونه مسئولیتی نداشتند. (گزارش این افتتاحیه در بخش های مختلف خبری صدا و سیمای جمهوری اسلامی منعکس است و شما را به آن ارجاع می دهم).

ثانیا وی در مورد سد رودبال داراب نیز ادعای عجیبی مطرح کرده است، ایشان فرموده اند سد رودبال در لوایح بودجه مجلس پنجم بودجه دریافت داشته است و ۲۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است. سند لوایح بودجه گواه خوبی در این خصوص است. این طرح برای اولین بار در سال ۱۳۸۱ در دوره نمایندگی اینجانب ردیف بودجه دریافت داشت (لایحه بودجه سال ۱۳۸۱ پیوست شماره یک ص۱۲۷ ردیف ۴۰۲۰۱۴۳۷سال شروع ۱۳۸۱،سال اتمام ۱۳۸۵). عملیات اجرایی این سد در زمستان سال ۱۳۸۱ با حضور اینجانب و آقای بیطرف وزیر نیرو آغاز گردید (خبر آن در آرشیو صدا و سیما و رسانه های محلی انعکاس یافته است. شما را به آرشیو صدا و سیما ارجاع می دهم).

این پروژه در لوایح بودجه سال های ۱۳۸۲، پیوست شماره یک صفحه۶۸، ردیف ۴۰۲۰۱۴۳۷ سال شروع ۱۳۸۱ سال اتمام ۱۳۸۵، و همچنین لایحه بودجه ۱۳۸۳ پیوست شماره یک صفحه ۷۱، ردیف ۴۰۳۰۱۴۳۷ ، در دوره سه ساله نمایندگی اینجانب بطور متوالی بودجه دریافت داشته و بر اساس سند لایحه بودجه قرار بوده است در سال ۱۳۸۵ افتتاح گردد که متاسفانه بعد از گذشت سه سال از مهلت مقرر هنوز به اتمام نرسیده است. جالب است بدانید در حالی آقای رستاد با دروغ گویی مدعی است این طرح در دوره مجلس پنجم (که در خرداد ۱۳۷۹ به اتمام رسید) ۲۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است، که آقای رضازاده استاندار دولت اصولگرای نهم در سیمای فارس اعلام داشته است پیشرفت فیزیکی آن در سال ۱۳۸۳، ۱۵ درصد بوده است؟! که این رقم اگرچه دروغ آقای رستاد را اثبات می کند در عین حال درست نیست.

در پایان لازم است به این نکته اشاره کنم که آقای ضرغامی هدف از تصدیع وقت جنابعالی و خودم، نه این است که از خود دفاع کنم که خداوند مدافع خوبی است و فردای قیامت جنابعالی به عنوان مسئول صدا و سیما و همه ی این افراد باید در پیشگاه حضرت باریتعالی پاسخگوی اعمال و رفتار خویش باشید و افکار عمومی و مردم عزیز ایران، بویژه خطه فرهنگ پرور فارس، بخصوص اهالی داراب و زرین دشت بخوبی از این مسائل آگاه هستند؛ اما هدف اصلی من آن بوده و هست که از باب امر به معروف و نهی از منکر به وظیفه ایمانی خود عمل نموده و به جنابعالی متذکر شوم که اگر در سطح کلان ملی تصمیم گرفته می شود گفتگویی بین جریان های سیاسی برقرار شود نباید از رسانه ای که از پول این ملت اداره می شود، در مقابل ۲ دقیقه پاسخ منطقی و درست اینجانب به مجری محترم، ۹۵ درصد مصاحبه را کنار گذاشته و راجع به آن ۵ درصد، ساعت ها در صدا و سیمای محلی (فارس) مطالب صد در صد خلاف و دروغ علیه اینجانب منتشر گردد.

این یک نمونه از هزینه کردن بیت المال در راه حرام و دروغ پراکنی رسانه ای است که باید مبلغ اسلام و مروج اخلاق اسلامی باشد و نباید با این شیوه چوب حراج به سرمایه اعتماد ملت نواخته شود. به مصداق حدیث شریف حاسبو قبل ان تحاسبو، از جنابعالی درخواست می کنم با خدای خویش خلوت کنید و اعمال و رفتار خود را با محک وجدان بسنجید و با پی گیری آرشیو صدا و سیما در مورد مطالب فوق و مقایسه آن با مطالب مطرح شده در سیمای فارس، در ابتدا خود را بازخواست کنید و در ثانی اگر واقعا معتقدید که فردای قیامتی هست، پنج درصد از فرصتی که به مسئولان فعلی و سابق دولت اصولگرا و برخی افراد غیر مسئول و بی تعهد در این چند روز در صدا و سیمای فارس اختصاص داده اند را به اینجانب اختصاص دهید تا بتوانم پاسخ درخور این دین به دنیا فروشان را بدهم. در اینصورت است که مطمئنا اعتماد نخبگان، جریان های سیاسی و بویژه مردم به صدا و سیما باز خواهد گشت. در غیر اینصورت باید شاهد گرایش بیشتر مردم به رسانه های خارجی باشید و در فردای قیامت نیز در قبال ملت بزرگ ایران و افرادی چون من هیچ پاسخی نخواهید داشت.

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید***شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد.

والسلام علی من اتبع الهدی

جواد اطاعت 29/10/1388

ادامه مطلب ...

پروژه جدید برای اختلاف افکنی بین بزرگان

0 نظرات
پروژه جدید برای اختلاف افکنی بین بزرگان

. ادامه راه سبز«ارس»: پروژه جدید برای اختلاف افکنی بین بزرگان از هفته پیش در سایت های حامی افراطیون‬ شکل گرفت و هم اکنون کیهان آن را به تحریر در آورده است. روزنامه کیهان در شماره امروز خود در اقدامی برای اختلاف افکنی مطلبی را با عنوان «خاتمی: موسوی و کروبی همه راهها را مسدود کرده اند»!! منتشر کرده است.

این روزنامه در ادعایی نقل قولی! را از سید محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات مطرح کرده است که خود نقل قولی ! از یک نماینده حامی دولت در مجلس شورای اسلامی است. این روزنامه ادعا کرده خاتمی در دیدار با این نماینده اصولگرای مجلس! به او گفته است:«به موسوی و کروبی تلفنی گفتم قبل از آن که آقا به نمازجمعه تشریف ببرند شما مطالب تان را بنویسید و به آقا بدهید و اگر به انتخابات اعتراض دارید، بگویید تخلف شده اما شما تعیین تکلیف کنید و ما نظر شما را می پذیریم. من به آنها گفتم این کار به نفعتان است ولی متاسفانه این کار را نکردند.»

کیهان در ادامه برای سند بخشیدن به حرف ابراهیمی به نقل او آورده است که چند ماه پیش این دیدار برگزار شده و چند نفر از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در این ملاقات حضور داشتند. اما گفته نشده است کدام یک از اعضای کمیسیون حضور داشته اند.

کیهان با اصرار بر پروژه اختلاف افکنی خود ادعا کرده است: اظهارات ابراهیمی در حالی است که منابع!! غیررسمی اخیراً اعلام کرده اند خاتمی در نامه ای به محضر رهبر معظم انقلاب، از مواضع ساختارشکنانه!! و لجاجت!! و تندروی!! موسوی و کروبی ابراز برائت!! کرده است.

کیهان که گویا تمام مطالب خود را از منابع غیررسمی و به نوشته خودش اخبار تائید نشده دریافت می کند در یکی از ادعاهای دیگر در این مطلب ادامه داده است :اخبار تائید نشده دیگری هم از طرح انتقادات مشابه توسط خاتمی در جلسات اخیر مجمع روحانیون حکایت می کند!!!.

ادامه پروژه جدید افراطیون کیهانی اینگونه ادامه پیدا می کند که انتشار اخباری حاکی از مصلحت اندیشی و فاصله گذاری خاتمی با رویکرد به بن بست رسیده !!!موسوی و کروبی طی چند روز اخیر باعث شد سایت های افراطی، دیروز خبر ملاقات یک هفته پیش برخی از عناصر زندانی آزاد شده با خاتمی را بدون اشاره به زمان این ملاقات منتشر کنند! البته در این خبر نیز خاتمی با وجود طرح برخی انتقادها بر لزوم پایبندی به قانون اساسی تاکید کرده و از همراهی با افراطیون و ساختارشکنان ابراز ناخشنودی می کند.

کیهان ادامه می دهد: برخی رسانه های ضد انقلاب در تحلیل های اخیر خود تاکید می کنند خاتمی با وجود همراهی های اولیه، حاضر نیست تا آخر با ساختارشکنان همراهی کند و هزینه بدهد.خاتمی در برخی ملاقات ها تصریح کرده که موسوی سرمایه به زحمت اندوخته اصلاح طلبان را ظرف چند ماه سوزاند !!!!و راه بازگشت به حاکمیت را به کلی مسدود کرد.!!!!

ادامه مطلب ...

حکومت ولایی خواص دنباله رو می طلبد

0 نظرات
حکومت ولایی خواص دنباله رو می طلبد


. ادامه راه سبز«ارس»: سخنان چند ماهه اخیر رهبری در باب نخبگان و دعوت آنان به بیان شفاف دیدگاهها و موضع گیری شفاف و پرهیز از سخنان و مواضع دوپهلواز جمله مسایلی است که در ذات خود دارای نقیصه و تضاد است. زیرا در سوی دیگر کلام ایشان همواره این پیش فرض نهفته است " وقتی سران استکبار و ظلم ، اشغالگران کشورهای اسلامی، وارد میدان می شوند و موضع گیری می کنند" باید دید که "آیا نخبگان از دشمن تبری می جویند؟ "

آقای خامنه ای از جمله رهبرانی است که طی دو دهه اخیر بیشترین سخنان را داشته است و شاید این امر یکی از نقاط ضعف وی نه تنها بعنوان سیاستمدار، بلکه بعنوان فردی که بالاترین منصب سیاسی کشوری را بخود اختصاص داده است، می باشد. بطور خاص می توان به رویدادهای اخیر اشاره کرد که ایشان بیش از هر مقام دیگری اظهار نظر و موضع گیری جانبه دارانه برمبنای پیش فرضهای ذهنی خود و نه براساس واقعیات بیرونی جامعه داشته اند. پس از انتخابات 22 خرداد وی به هر بهانه ای بنوعی به مساله محوری انتخابات و رویدادهای پیرامون آن پرداخته اند. این در حالیست که هنوز هم هیچ یک از رسانه های حکومتی و مقامات رسمی وجود بحران را نپذیرفته اند ! رهبرحکومت اسلامی در حالی به بررسی پیامدها و دلایل رویدادهای اخیر می پردازد که حتی خود ایشان هم صراحتا اعلام نکرده اند مگر چه اتفاقی در کشور رخ داده که نیازمند این همه هوشمندی و آگاهی از سوی نخبگان است؟

تاکیدات مکرر آقای خامنه ای به بخش خبرگان و نخبگان یکی از ممیزه های سخنان چند ماهه اخیر ایشان است. البته با مروری به دیدارها و سخنرانی های انجام شده ایشان طی سالهای قبل هم می توان علاقه مندی وی به این واژگان را دریافت ولی بطور مشخص و مستمر در هر سخنرانی که بعد از انتخابات صورت گرفته است، ایشان تلاش دارند بنوعی با محکوم کردن خواص و نخبگان ، آنان را به صف انقلاب بازگردانند!! در ابتدا انتقاد ایشان از سکوت نخبگان بود ولی با مرور زمان ایشان از " عدم شفافیت " آنان انتقاد دارند.

برای هر ناظر بی طرفی که خواننده و شنونده سخنان رهبری است، این سوال پیش می آید که اولا این نخبگان چه کسانی هستند؟ این افراد چه اظهارات و اقداماتی داشته اند؟ نقش این افراد در حرکتهای جامعه مدنی ایران چیست؟ آیا می توان از آنان انتظار دنباله روی کورکورانه داشت؟ آیا می توان نقطه نظرات و مواضع خود را به آنان القا کرد؟

شفاف و بدون غبار

آقای خامنه ای اخیرا در سخنانی بار دیگر به مساله خواص پرداخته اند و خاطرنشان کردند: "هنگامی که عده ای در فضای فتنه و غبارآلودگی، با زبان، اسلام را نفی و در عمل نیز جمهوریت نظام را نفی می کنند و انتخابات را زیر سؤال می برند، انتظار از خواص این است که مرز و موضع خود را شفاف مشخص کنند. ایشان در ادامه تأکید کردند: "شفاف سازی، دشمنِ دشمن و غبارآلودگی کمک به دشمن است و این، یک شاخص و معیار برای عملکرد همه افراد و جریانها و به ویژه خواص است."

ایشان همه پیش فرضهای خود را از مساله مطرح می کند و حال از خواص می خواهد که شفاف باشند!! آنان که شفاف بودند که در حال پس دادن تاوان شفافیت خود در زندانها ماههاست بلاتکلیف رها شده اند. وقتی فردی که خود را رهبر یک جامعه می داند و احتمالا از دیگران انتظار دارد فقط او را دنباله روی نمایند چه اصراری دارد که روی نخبگان تاکید کند. مگر عوام برای شما کفایت نمی کند؟! نمی توان در حکومتی هم از نخبگان دعوت به حمایت کرد و همزمان از آنان خواست ک نخبه و خلاق نباشید و دنباله رو مطلق من باشید؟ مگر نخبگان، الله کرمند که بگویند :" اگر آقا بگویند ماست هم سیاه است! " کدام نخبه می پذیرد که شما همه پیش فرضها را بر اساس نظر خود بدهید و بعد از او بخواهید موضع گیری کند؟ اینکه نقض نخبه گری است! نخبه خودش می تواند از وقایع اطرافش عوامل ، متغیرها و فرضیه ها را استنتاج کرده و تحلیل ارایه دهد.

تحلیلگران بر این باورند که "اگر آقای خامنه ای این همه به نظر نخبگان احترام می گذارند، چرا یک بار از آنها نمی خواهند که نظرات و تحلیل هایشان را در رابطه با وقایع اخیر عنوان کنند. یک بار هم ایشان شنونده شوند. هفت ماه است مرغ ایشان یک پا دارد و از همه عالم و آدم دلخورند و گلایه مند که چرا با من هم صدا نمی شوند. یک بار فکر کنید شاید شما به بیراهه می روید نه این همه قشر دانشگاهی و نخبه و فعال سیاسی و روزنامه نگار و دلسوز نظام و انقلاب. "


نخبه کیست ؟

نخبگی و خواص در معنا برگرفته از الیت لاتین است که به گروههای اجتماعی بالا اطلاق می شد. با رواج اندیشه های سیاسی و جامعه شناسی این واژه بیش از گذشته برای افرادی که در روند سیاستگزاری، فرهنگ سازی، تولید علم و فناوری و تصمیم گیری جامعه نقش دارند، اختصاص یافت؛ تا آنجا که نخبه گرایی به یکی از نحله های اندیشه سیاسی افزوده شد. با همین تعریف مختصر می توان دریافت که نخبه فردی مستقل است که خلاق و تولید گر اندیشه و فکر می باشد.فکری که می تواند موتور محرکه جامعه باشد و حرکتهای بخشهای مختلف در یک کشور را شکل و جهت دهد. بی شک نمی توان از نخبگان و خواص انتظار اطاعت، تقلید و دنباله روی داشت که در این صورت اصل نخبگی به زیر سوال رفته است.


نخبه از منظر رهبری کیست ؟

نگاهی به سخنان رهبری نشان می دهد که ایشان هم در تعریف نخبه با دیگران هم نظر هستند . از منظر ایشان " كسانى كه براساس فكر و آگاهى و تحليل، تصميمى را اتخاذ و به آن عمل مى‏كنند، در زمره خواص هستند و كسانى كه بدون تحليل و تشخيص صحيح، تحت تأثير جو، اقدام و حركت مى‏كنند عوام ناميده مى‏شوند. بنا بر اين عوام يا خواص بودن، ارتباطى با فقر و ثروت، با سواد بودن يابى سوادى و مرد و زن بودن ندارد. زيرا بسيارند افراد بى‏سواد و يا فقيرى كه در زمره خواص هستند و چه بسا افراد تحصيل كرده و يا ثروتمندى كه عوام محسوب مى‏شوند." در واقع ممیزه " خواص " و " عوام" عنصر " تفکر" و " اندیشه" مستقل از جریانات و حوادث و رویدادهاست.

اختلاف در تحلیل

رهبری تأکید دارد که همه و بخصوص خواص باید مراقب باشند تا با اقدامات و یا اظهارات خود تکمیل کننده طراحی و اهداف معارضان نظام نباشند. وی در ادامه نخبگان را به تقویت بصیرت توصیه می کند !! براساس تعریفی که رهبری از خواص ارایه می دهند دیگر نیازی نیست که این افراد توصیه به افزایش بینش شوند چرا که آنها خود آژیر خطر جامعه هستند. در حالی که بنظر نمی رسد که نخبه نیازی به توصیه ایشان داشته باشد، چرا که لازمه نخبه گری این است که مرتب با مرور جدیدترین تئوری ها و اندیشه ها بر بصیرت و دانش خود بیفراید.

اما در فراز دیگری از سخنان ایشان که "وقتی دشمن آشکارا و بدون پرده پوشی در بلواهای بعد از انتخابات حضور داشت، چگونه می توان این حضور واضح را انکار کرد، بنابراین بصیرت بسیار مهم است زیرا وجود آن در افراد باعث تغییر خیلی از رفتارها خواهد شد." یا در جای دیگری " وقتی سران استکبار و ظلم، و اشغالگران کشورهای اسلامی وارد میدان می شوند و موضع گیری می کنند، دو پهلو و مبهم سخن گفتن صحیح نیست زیرا باید مشخص شود، افرادی که داخل نظام جمهوری اسلامی هستند، چه موضعی دارند و آیا حاضر هستند از دشمن تبری بجویند؟

این نشان می دهد که ایشان " اصل " را بر دخالت آشکار دشمن گرفته اند و حال از همه می خواهند که همین موضوع را تایید کنند. سیستم فکری رهبری طی دو دهه گذشته بگونه ای شکل گرفته است که بنظر می رسد امر بر خود ایشان هم مشتبه شده و گمان دارند که از دیگران بهتر و عمیقتر می فهمند. تمام افتخار فقه شیعه به تعدد و گوناگونی نظراتش است. حال چه فرق می کند که تفاوت نظر در طهارت و اعمال حج باشد یا در برداشتهای سیاسی و اجتماعی. مگر قرار است که همه علما در فقه یک نوع تدریس کنند و یک توضیح المسایل بدهند که نخبگان هم مثل هم بیندیشند و تحلیل کنند.

اشکال رهبری و اطرافیان مرید ایشان دراین نکته نهفته است که نمی خواهند بپذیرند " سیاست " و " کشورداری " یک " علم " است و باید آن را فرا گرفت. برای کنترل بحران دهها نظریه و فرضیه علمی وجود دارد که افرادی که به میمنت تبعیت از آقا، مناصب امنیتی و انتظامی را غضب کرده اند از آن بی نیاز شده اند. امروز با حرف و حدیث و فرض و گمان نمی توان کشور اداره کرد و رفاه اقتصادی و رشد سیاسی وفرهنگی را افزون نمود. این چنین است که طی دو دهه رهبری آقای خامنه ای همه مردان با لیاقت یا خانه نشین شده اند یا در کنج زندان هستند و یا غم هجران را بر بودن در مام وطن ترجیح داده اند.


نخبه و باید و نباید ؟ !

در جای دیگری که می گویند : " حل و فصل قضایا از طریق معیار های قانونی امکان پذیر است و همه نخبگان ، فعالان و جناح های سیاسی از هر دو طرف نیز باید از هرگونه تحریک احساسات و ایجاد خلل در یکپارچگی ملت بپرهیزند ". " در این قضایا نباید احساسات مردم به ویژه جوانان را تحریک کرد." اگر مخاطب ایشان نخبگان و خواص هستند که دیگر " باید " و " نباید" ایشان معنا ندارد. و گفتن اینکه موضع گیری دو پهلوی آنها "مطلوب " نیست برای یک نخبه که بر اساس تحلیل خود حرکت می کند چه مفهومی دارد. چرا که بر اساس تعریف ایشان خاص مستقل از دیگران است.


کدام سکوت

بارها رهبری ازسکوت نخبگان انتقاد کرده اند. درحالی که اصلا سکوتی نبوده است. نخبگان دارند فریاد می زنند. کسی صدای آنها را نمی شنود" " هل من ناصر ینصرنی" را حال می توان دریافت که چرا کسی در زمان اباعبدالله نشنید، چون امام معصوم با ادبیات آنها سخن نمی گفت. آقای خامنه ای، نخبگان سکوت نکرده اند. هر جا که بنگری می بینی که آنها حتی پیش از این رویدادها فریاد کرده اند و شما نشنید ه اید، چون ادبیات آنها متفاوت است. چون تحلیل شما از رویدادها را قبول ندارند. چون چینش مردان شما در سیاست را نمی پسندند. این سکوت نیست. اعتراض است.


تئوری توطئه

تئوری توطئه یا توهم توطئه رویدادهای کنونی یا تاریخی را نتیجهٔ نقشهٔ مخفیانهٔ گروهی دسیسه گر و قدرتمند می داند. به تئوری‌های توطئه اغلب با دیدی شکاک نگاه می‌شود؛ زیرا اغلب این تئوری‌ها مدرک کافی یا معتبری برای اثبات شدن ندارند. در تعریفی دیگر، تئوری توطئه عبارتست از نداشتن اعتقاد یا باورنکردن شکل ظاهری رویدادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی. تئوری توطئه در شکل حاد آن بیانگر این است که تمامی بدبختی‌های عالم در پی اعمال گروهی از افراد پرنفوذ و معمولا پنهان است. در بیان این مفهوم گفته می‌شود گروه‌های کوچک و تیزهوشی دارای امکانات سیاسی، مالی، نظامی، روانی و علمی در پی تمام حوداث خوب و بد این دنیا هستند. برخی از افراد معتقد هستند هیچ اتفاق سیاسی مالی و اقتصادی در این دنیا بدون دلیل پشت‌پرده اتفاق نمی‌افتد بلکه همواره افرادی در پس پرده‌های اینگونه رخدادها هستند که اینگونه مسائل را هدایت می‌کنند. در واقع ساده پنداشتن در جوهره توطئه جا دارد كه پيچيدگي روبه افزايش جهان را يا رد مي كند و يا نمي تواند بشناسد .

پدیده های اجتماعی آنقدر پیچیدگی دارد که می توان به نقش کشورهای دیگر و ارتباطات بین المللی هم در آن پرداخت. ولی ساده کردن صورت مساله به نقش کلیدی امریکا، اسراییل و انگلیس مشکلی را حل نخواهد کرد. ضمن اینکه اینک پس از قریب هشت ماه از انتخابات 22 خرداد هنوز ایشان تکلیف مریدان را روشن نکرده اند که بالاخره ما باید یقه امریکا را بگیریم یا انگلیس را. یک روز با پنجه به صورت " استعمار پیر " می کشند و روز دیگر بر امریکا و اسراییل. در این مقال فرصتی برای تحلیل منافع مختلف این سه کشور در ایران نیست. اما باید توجه داشت که ادیگر زمانی نیست که عامل همه بیماری های دنیا " رسوخ ارواح شیطانی" در تن بیمار بود. امروزه برای هر بیماری ویروس و باکتری خاصی را شناسایی کرده اند که این ویروسها و باکتری ها روز به روز با تغییر شرایط جهش نیز پیدا می کنند.


رهبری و تئوری توطئه

اقای خامنه ای از همان ابتدای تصدی رهبری کشور با طرح " تهاجم فرهنگی " اولین نظریات خود را در باب تئوری توطئه قدرتهای بزرگ اعلام کردند. با فرض اینکه قدرتهای استعماری در صدد اشاعه فرهنگ غربی بر کشور اسلامی ایران زمین هستند ،سخنرانی ها شد،کنفرانس ها و نشستها برگزار شد،مقالات به رشته تحریر در آمد و ..... و بعدها با فرضیه انقلاب مخملی، جنگ نرم .....این تز را بارها مطرح کرد. اصرار ایشان از یک سو به همانند سازی واقعه عاشورا و از سوی دیگر به وابستگی حرکتهای اخیر به بیگانگان و توطئه اصولا قابل جمع نیست. ایشان بفرمایند که در زمان امام حسین ( ع) کدام دولت قدرتمند خارجی مداخله داشت و در برابر امام عصر شمشیر کشید؟! آیا جز این بود که استضعاف فرهنگی مردم در اثر نبود ابزارهای قدرت و ارتباط در دست یاران و نزدیکان امام منجر به بروز چنین حادثه ای شد؟ آیا جز این بود که خواص" بجای تفکر و تحلیل " ،" صدرنشین " محفل یزید شده بودند؟ حال آیا اصرا ر آقای خامنه ای به خواص این است که جانب ملت را رها کرده و " پرده نشین حرم" شوند تا سناریو کربلای ایشان کامل شود ؟


نخبه کشی

برخی روند فعلی جریانات سیاسی و حذفهای انجام شده را در راستای نخبه کشی تاریخی ارزیابی می کنند که لازمه نظامهای توتالیتر و دیکتاتوری است. در نظامی که چرخه گردش نخبگان قانونی و براساس انتخابات سالم انجام نشود، رهبران سعی در حذف رقبا از صحنه دارند تا عرصه برای ترکتازی های بیشتر را فراهم کنند. نگاهی به تاریخ دو دهه گذشته مملو از شواهد روشنی است که بیشتر افراد انقلابی، سیاستمدار، خوشنام، نزدیک به امام، محبوب مردم؛ مدیر قابل و ...... بنوعی از صحنه حذف شده اند و این روند همجنان ادامه دارد. تفاوت زمان فعلی در این است که این بار مردم ( بقول مقام رهبری ، عوام) در صحنه هستند و برای همین است که ایشان نمی توانند براحتی این " خواص نافرمان " را با یک اشارت از صحنه حذف کنند.

سیاسیون معتقدند که نخبه کشی همواره از ترس جانشینی حاکم یا سلطان نسبت به یکی از وزیران یا اطرافیانش ناشی می شود.این امر زمانی شدت بیشتری می گیرد که فرد مزبور از نظر توانمندی های فردی از قابلیتهای ممتازی نیز برخوردار باشد و در منظر عمومی مقبولیت هم داشته باشد. با مروری به تاریخ جهان در می یابیم که نخبه کشی صرفا متعلق به ایران زمین نیست و در همه کشورهای دیکتاتوری و مستبد که تنها یک فرد در مقام تصمیم گیری است و اهرمهایی برای کنترل قدرت وی وجود ندارد این امر پیش می آید. تاریخ اروپا تا اوایل قرن بیستم پر است از چنین داستانهایی. اما با برقراری نظامهای دمکراتیک مبتنی بر رای مردم و پاسخگویی حکومتها از میزان این امر کاسته شد. کارشناسان مسایل ایران و پژوهشگران تاریخی نخبه کشی در ایران را همواره یکی از محورهای بررسی های خود قرار داده اند. در تاریخ معاصر قتل افراد و ایزوله کردن افراد شاخص قابل تامل است.

بر اساس نظریه دکتر محمد علی همایون کاتوزیان، پژوهشگر تاریخ در دانشگاه آکسفورد، " ایران‌ برخلاف‌ جامعه‌ دراز مدت‌ اروپا جامعه‌ای‌ کوتاه‌ مدت‌ بوده‌ است‌. در این‌ جامعه‌ تغییرات‌، حتی‌ تغییرات‌ مهم‌ و بنیادین‌، اغلب‌ عمری‌ کوتاه‌ داشته‌ است‌." بر اساس این نظریه، "مشکل جانشینی" همواره در مقاطع مختلف تاریخ ایران وجود داشته است. به اعتقاد وی "در مملکتی‌ که‌ مشروعیت‌ و جانشینی‌ صرفا وابسته‌ به‌ موفقیت‌ فرد ــ هر که‌ بود ــ در کسب‌ قدرت‌ و نگه‌داری‌ آن‌ بود، جای‌ تعجب‌ نیست‌ که‌ فرزندکشی‌ و برادرکشی‌ در خاندان‌ شاهی‌ تا بدان‌ حد رواج‌ داشت‌. گذشته‌ از کشتن‌، کور کردن‌ و محبوس‌ کردن‌ دایمی‌ فرد در حرم‌ از تدابیر رایج‌ صفویان‌ بود. از همین‌ حرم‌ بود که‌ شاه‌ صفی‌ برای‌ تصاحب‌ تخت‌ و تاج‌ پدربزرگش‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ سر بر آورد و با قساوتی‌ بی‌مانند حکومت‌ کرد."


شبیه سازی با وقایع عاشورا

طی چند ماهه اخیر خصوصا با فرارسیدن ماه محرم , ایشان به مقایسه زمان اباعبدالله (ع) با زمان حاضر می پردازند و می گویند :" خواص طرفدار حق، در هنگام عمل به تكاليف دشوار و در برابر امتحانهاى سخت، يا آن طورند كه به راحتى از متاع و بهره‏هاى زندگى دنيوى دست بر مى‏دارند و يا چنانند كه در شرايط سخت و دشوار نمى‏توانند بر زيباييهاى مادى زندگى نظير مقام، شهرت، پول، لذت و راحتى چشم فروبندند. بنا بر اين هرگاه تعداد خواص طرفدار حق كه حاضرند در پاى عمل به تكليف از متاع دنيا دست بردارند و حتى از جان خود دست بشويند، بيشتر باشد؛ آن جامعه كاملا بيمه خواهد شد و هيچگاه دچار حالت دوران امام حسين(ع) نمى‏شود."

آقای خامنه ‏اى به نقش خواص در شهادت مظلومانه امام حسين (ع) اشاره دارد و می افزاید: "هنگامى كه امام حسين (ع) عليه حكومت يزيد قيام كرد، بسيارى از خواص به كمك آن حضرت نيامدند و به راحتى دنياى خود را بر سرنوشت دنياى اسلام در قرنهاى پس از خود ترجيح دادند و حركت عوام نيز به تبعيت از آنان صورت گرفت. بنا بر اين اينجانب هر چه در ماجراى عاشورا دقت مى‏كنم در مى‏يابم كه خواص طرفدار حق، بيشترين تقصير را دارند و برخى از آنان در نهايت بدى عمل كردند." . وی باز تاکید دارد که " تشخيص، تصميم‏گيرى و اقدام خواص در وقت لازم و گذشت به هنگام آنان از زيباييهاى فريبنده دنيا، تاريخ را نجات مى‏دهد و ارزشها را حفظ مى‏كند. بنا بر اين خواص بايد در لحظه مناسب، حركت لازم را انجام دهند چه در غير اين صورت اقدام بعدى آنان ثمرى نخواهد داشت. "

اگر ایشان قصد شبیه سازی تاریخی دارند که بنظر تحلیل گران سیاسی و آشنایان به تاریخ سیاسی اسلام، چنین مساله ای با توجه به وجود متغیرهای فراوان سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی و ارتباطاتی قابل قیاس با آن زمان نیست. ولی باید گفت حتی بنا به استدلال ایشان و مریدانشان، " امام معصوم" در نقش اقلیت معترض جامعه ظاهر شدند و بدلیل فشار حکومت برای " بیعت اجباری" بر " رهبر وقت " خروج کردند. چگونه می توان به بازسازی تاریخ و مشابه سازی پرداخت وقتی سه دهه است تمام ابزارهای قدرت در دست شماست و همه کانالهای فکری و فرهنگی را آن طور که خواسته اید، شکل داده و تدوین کرده اید؟ اگر داستان " امام حسین و یزید " را در این حرکت باور کنیم که کار حکومت دشوارتر می شود؛ چرا که حکومت همچون زمان یزید لعنت الله علیه همه ابزارهای قدرت و سرکوبگری و خرید و ارعاب و اقناع نخبگان را در دست داشت و این امام بود که با تعدادی محدود از " خواص" که تفسیر حکومت از " دین" را بر نمی تافتند، به رهبری " امام معصوم" بر " امام جائر" خروج کردند و حماسه ساز تاریخ شدند.

آگاهان سیاسی و تحلیلگران معتقدند یکی از ویژگی های حرکت فراگیر جنبش سبز به چالش کشیدن رهبری از سوی نخبگان و خواص است. بنظر می آید در این نبرد نابرابر نظام ولایی با همه ابزارهای قدرت بازهم توانی برای هماوردی ندارد و از این روست که گاه با التماس و گاه با تهدید و ارعاب می خواهد که آنان را به صف خود بکشاند. برای ایشان که انسان باهوش و خردمندی هستند روشن است که نخبگان هرگز دنباله روی نمی کنند. آنان پیرو می شوند که متاعی برای معامله در بازار اندیشه ندارند. صاحبان اندیشه همواره آماده اند تا در فضایی آرام دیدگاهها و نظرات خود را برای چندمین بار درباره بحران جاری ارایه دهند. افلا یسمعون...

بهار يكتا - جرس
ادامه مطلب ...

انتشار شعری از فردوسی،یکی ازعوامل۷ سال زندان برای بهمن امويي!

1 نظرات
انتشار شعری از فردوسی، یکی ازعوامل۷ سال زندان برای بهمن امويي!

. ادامه راه سبز«ارس»: قاضی پیرعباس در این حکم که در مجموع هفت سال وچهارماه حبس تعزیری و 34 ضربه شلاق برای بهمن احمدی امویی روزنامه نگار و سردبیر وب سایت خرداد نو صادر کرده است ،یکی از موارد اتهامی او را چنین ذکر کرده است :”انتشار شعری حماسی در 22 /3 /88 جهت تهییج و تحریک مردم به اغتشاش تحت عنوان حال ما از زبان حکیم ابولقاسم فردوسی”بیست و دوم خردادماه روز برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران بوده است . قاضی در حکم صادره خود انتشار این شعر را مصداق تبلیغ علیه نظام و تحریک مردم جهت اغتشاش ذکر کرده است .

یکی از اتهامات بهمن احمدی امویی در حکم صادره از سوی قاضی شعبه بیست و شش دادگاه انقلاب ،انتشار شعری حماسی ازحکیم ابوالقاسم فردوسی در روز بیست و دوم خرداد ماه در سایت خردادنو اعلام شده است.

به گزارش خبرنگار”کلمه” ژیلا بنی یعقوب ، همسر بهمن احمدی امویی در وبلاگ خود نوشته است : قاضی پیرعباس در این حکم که در مجموع هفت سال وچهارماه حبس تعزیری و ۳۴ ضربه شلاق برای بهمن احمدی امویی روزنامه نگار و سردبیر وب سایت خرداد نو صادر کرده است ،یکی از موارد اتهامی او را چنین ذکر کرده است :

“انتشار شعری حماسی در ۲۲ /۳ /۸۸ جهت تهییج و تحریک مردم به اغتشاش تحت عنوان حال ما از زبان حکیم ابولقاسم فردوسی

بریزید خون از پی خواسته / شود روزگار مهان کاسته

همانا که آمد شما را خبر / که ما را چه آمد ز اختر به سر”

بیست و دوم خردادماه روز برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران بوده است . قاضی در حکم صادره خود انتشار این شعر را مصداق تبلیغ علیه نظام و تحریک مردم جهت اغتشاش ذکر کرده است .قاضی پیرعباس در حکم خود توضیح نداده است که دقیقا کدام واژه در شعر حکیم ابوالقاسم فردوسی به مثابه تبلیغ علیه نظام است و از کدام بخش آن تهییج مردم به اغتشاش برداشت می شود.

بهمن احمدی امویی در گفت وگوی تلفنی با همسرش گفته است گرچه به یاد نمی آورد که او چنین شعری را منتشر کرده است یا کس دیگری اما احتمال داده چون روز بیست و دوم خرداد روز برگزاری انتخابات بوده ، برای تشویق مردم به مشارکت حداکثری در انتخابات منتشر شده است .چرا که اساسا روز بیست و دوم خبری از اعتراض و اغتشاش نبوده است.”

یکی دیگر از اتهامات بهمن احمدی امویی در همین حکم انتشار اخبار محرمانه ذکر شده است .قاضی در این باره نیز نوشته است : متهم در سایت خرداد نو اقدام به انتشاراخبار و گزارش هایی کرده که جنبه محرمانه داشته ( هشدار کارکنان وزارت کشور نسبت به دست کاری در ارای مردم )این خبری است معجول و جعلی بودن آن در پرونده اتهامی آقای … ثابت گردیده است . قاضی توضیح نداده است که یک خبر جعلی چطور می تواند جنبه محرمانه داشته باشد.

به گزارش کلمه همچنین به تازگی ژیلا بنی یعقوب ، روزنامه نگار در نامه ای خطاب به قاضی پرونده با تاکید براینکه همسرش یک روزنامه نگار مستقل است ،نوشته بود :

“یهمن احمدی امویی یک روزنامه نگار مستقل و منتقد است .او بنابر وطیفه حرفه ای یک روزنامه نگار نگاهی انتقادی به پدیده ها دارد .به همین دلیل نه فقط در دوره چهار ساله دولت احمدی نژاد در مقالات متعددش برنامه های اقتصادی وی را نقد کرده که او بارها عملکرد رییس جمهوری پیشین خاتمی و دولتش را نیز نقد کرده است .بهمن نویسنده کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی است که بخش هایی از آن به نقد عملکرد دولت مهندس موسوی در دوران نخست وزیری اش اختصاص دارد.”

بنی یعقوب در ادامه نامه خود خبر داده بود که منتقد بودن همسرش از سوی دادگاه به عنوان دلیلی برای مجرمیت وی در نظر گرفته شده است .وی در پاسخ به این موضوع نوشته بود :”آقای قاضی ! چون روزنامه نگاری را نمی شناسید ،منتقد را مجرم می دانید.!شما واقعا منتقد بودن را دلیل مجرم بودن می گیرید؟ ایا شما می دانید که وظیفه اصلی روزنامه نگاران نظارت بر قدرت و نقد آن است .روزنامه نگار با انداختن روشنایی بر نقاط تاریک جامعه تلاش می کند به اصلاح امور کمک کند.”

وی با این استدلال که مشکل ریشه ای تر از نحوه نگاه شخص قاضی پیرعباس به روزنامه نگاران و حرفه روزنامه نگاری است ،نوشته بود :”شما تقصیر زیادی ندارید که ویژگی های شغل روزنامه نگاری را نمی شناسید! سالهاست روزنامه نگاران فریاد می زنند که دادگاه روزنامه نگاران باید با حضور هیئت منصفه مطبوعاتی برگزار شود.با حضور کسانی که جنس کار روزنامه نگاری را می شناسند .انها می دانند که وظیفه حرفه ای یک روزنامه نگار نگاه نقادانه به مسائل است .آنها می دانند در دانشکده های روزنامه نگاری به دانشجویان این رشته آموخته می شود که نگاهی انتقادی به دلتمردان داشته باشند و نه متملقانه.”

ژیلا بنی یعقوب در ادامه به سخنان امام علی در باره نقد زمامداران توسط مردم اشاره کرده بود :

“آقای قاضی !حالا معیارهای روزنامه نگاری مستقل برایتان ارزشی ندارد، آیا نامه ۵۳ امام علی هم اهمیتی ندارد که به کارگزارانش آموخته است که عرصه ای را فراهم کنند که مردمان به راحتی و با صراحت و شفافیت سخن گویند و انتقاد کنند و دغدغه ای نیز نداشته باشند که این امر برایشان پیامدهای خطرناکی دارد(تفسیر موضوعی نهج البلاغه ، مصطفی دلشاد)

حالا شاید به نظر شما این از آموزه های غربی ها به روزنامه نگاران باشد که قدرت را نقد کنند! در باره توصیه امام علی چه می گویید که “جامعه ای که در آن فرهنگ مشارکت و نصیحت و نقد نباشد ،از رحمت و برکت به دور است :”در مردمی که نصیحت کننده یکدیگر نیستند و نصیحت کنندگان را دوست نمی دارند ،خیری نیست(غررالحکم ،جلد دوم ،ص۲۶۷ )

ادامه مطلب ...

هشدار مجاهدین انقلاب: روند پرشتاب انحراف و استحاله کلیه سطوح حاکمیت را در برگرفته است

1 نظرات
هشدار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی:
روند پرشتاب انحراف و استحاله کلیه سطوح حاکمیت را در برگرفته است



. ادامه راه سبز (ارس): سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در اعتراض به صدور احکام سنگین و غیرقانونی برای فعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشجویی بیانیه ای صادر کرد.

به گزارش نوروز، در این بیانیه آمده است:



بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران،

طی هفته های اخیر و در حالی که به سی و یکمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران نزدیک می شویم شاهد برگزاری دادگاه های مدیران، چهره های برجسته انقلاب، فعالان سیاسی و مطبوعاتی کشور هستیم. بهترین و صادق ترین خدمتگزاران و فرزندان شما که خاطره پایمردی ها و رشادت های آنان در دوران مبارزات قبل و بعد از انقلاب و نیز در جبهه های جنگ تحمیلی در تاریخ این کشور ماندگار خواهد بود، در این روزها به اتهامات واهی و در محاکمات غیر قانونی به حبس های طولانی محکوم می شوند.

نیک به خاطر دارید که در نمایش تلویزیونی چند ماه پیش که اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات دستگیر شدگان اغتشاشات بعد از انتخابات نام گرفته بود، در بیانیه سیاسی دادستان، اتهام این افراد به ارتباط با بیگانه، اقدام به انقلاب مخملی، تلاش برای سقوط نظام و ...اعلام شد. امروز پس از ماه ها بازجویی از این چهره های مقاوم و پرافتخار در سلول های انفرادی، در کیفرخواست های علیه ایشان هیچ نشانی از آن اتهامات گزاف نیست، تا آنجا که برای محکومیت های از پیش تعیین شده، ناگزیر به تمسک به اتهاماتی نظیر شرکت در راهپیمایی 25 خرداد و اختلال در ترافیک و ... شده اند. جالب آن که از یک سو در تبلیغات شبانه روزی و اظهارات کلیشه ای تکراری در صدا و سیما، اعتراضات مردم تا پیش از 16 آذر، از جمله راهپیمایی 25 خرداد را بلااشکال و حق قانونی مردم اعلام می کنند و همزمان افراد به جرم شرکت در این راهپیمایی حداقل به 5 سال زندان محکوم می شوند.

محکومیت به حبس های طولانی به جرم شرکت در یک راهپیمایی که طبق قانون اساسی جزو حقوق شهروندی به شمار میرود بیش از هرچیز نشانه سردرگمی سیاسی و وحشت اقتدارگرایان حاکم است. چنین محکومیت های سنگین و ناعادلانه ای در تاریخ قضای کشور سابقه ندارد. در دوران رژیم شاه تا قبل از سال 54 در دادگاه های نظامی شاه حتی شرکت در گروه های برانداز نیز محکومیت هایی به مراتب کمتر از این در پی داشت. امروز در ایران در حالی یک روزنامه نگار منتقد به ده سال زندان و تبعید و محرومیت از حقوق مدنی محکوم می شود که در کشورهای توسعه نایافته و بیگانه با مردمسالاری نظیر کشور یمن، بنا به گزارش صدا و سیمای اقتدارگرایان، اقدام کنندگان به جنگ مسلحانه علیه دولت به 5 تا ده سال زندان محکوم می شوند.

در سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قرار گرفتن صادق ترین یاران و شریف ترین چهره ای انقلاب و نظام در پشت میله های زندان و برصدر نشستن کسانی که به زحمت می توان سابقه ای برای آنان حتی در سالهای پس از جنگ تحمیلی سراغ گرفت، بهترین دلیل بر انحراف عظیمی است که از مسیر آرمان های بلند انقلاب صورت گرفته و ظلم آشکاری است که به انقلاب اسلامی رفته است. و مگر واقعیت غیر از این است؟ سی و یک سال پیش ملت بزرگ ایران برای رهایی از خودکامگی و استقرار جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی قیام کرد. امروز هفته ای نیست که نشریه ای توقیف نشود، دهها نشریه به خاطر درج پیش پا افتاده ترین مطالب اخطار نگیرند و به خاطر عدم رعایت اولویت در انعکاس اخبار و یا حتی به علت انعکاس خبر خبرگزاری رسمی کشور تهدید نشوند، امروز سانسور و تحدید آزادی بیان به حدی رسیده است که به مطبوعات دستور داده می شود چه مطلبی بنویسند و چه تیتری بزنند. امروز به هفته ای نیست که چندین فعال سیاسی، فرهنگی، از دانشجو و روزنامه نگار گرفته تا استاد دانشگاه و هنرمند دستگیر نشوند. امروز برنامه های مناظره در صدا و سیما با شرکت وابستگان و متحدان جریان حاکم که بر سر اعدام یا عدم اعدام منتقدان نظام با یکدیگر اختلاف دارند با میان پرده هایی که انبوهی از اتهام ها و ادعاهای دروغ را نثار منتقدان می کند، سقف آزادی سیاسی و آزادی بیان در کشور را به نمایش می گذارد. و اگر یکی از شرکت کنندگان دلیری کند و سخنی خارج از انتظار بر زبان آورد این آزادی نیز دچار سکته ناقص شده و برای چند شب برنامه مناظره به محاق می رود. به راستی آیا سی و یکسال پیش ملت بزرگ ایران برای رسیدن به چنین نقطه ای انقلاب کرد؟ آیا واقعیات تلخ امروز، حمله به حسینه جماران و بیوت و بستن مساجد متعلق به مراجع عظام و دستگیری فرزندان سران انقلاب و هتک حرمت بیت امام و ... تفسیر استقلال آزادی جمهوری اسلامی است؟ آیا تصویر غمباری که امروز ما مشاهده می کنیم، تأویل وعده های روحبخش معمار انقلاب درباره آینده ایران است که حاضر بود برای تحقق آن ها آبرو و جان خود را تقدیم کند؟

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران نسبت به روند پرشتاب انحراف و استحاله که کلیه سطوح قدرت و حاکمیت را در برگرفته است، هشدار می دهد و ضمن محکوم کردن محاکمه غیرقانونی و صدور احکام سنگین علیه منتقدان و معترضان به وضع موجود که بیش از هرچیز ناشی از یک اراده سیاسی است، خواستار آزادی هرچه سریع تر زندانیان سیاسی، توقف روند نامبارک کنونی، باز گشت به قانون و بازگشت به مسیری است که آرمان های راستین انقلاب برای ملت پرافتخار ایران اسلامی رقم زده است.

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران

ادامه مطلب ...

حمله به تبلیغات بی عفت! یك روزنامه!

0 نظرات
حمله به تبلیغات بی عفت! یك روزنامه!

. ادامه راه سبز «ارس»: تنها چند روز بعد از آنكه هفته نامه پرتو سخن لوگوی روزنامه تهران امروز را لوگویی مشكوك خواند كه در واقع نشان دهنده زنی در حال رقص است ، گروهی ناشناس به بنرهای تبلیغاتی این روزنامه در تهران حمله كرد.


به گزارش «فردا» فرد یا افرادی افراطی به بنرهای تبلیغی روزنامه تهران امروز حمله كرده و ضمن پاره كردن آنها جملات نامربوطی بر بقایای این بنرها نوشتند.

============
پيوندهاي مرتبط با اين مطلب:
» لوگوي روزنامه، زن رقاصه از آب در آمد!
ادامه مطلب ...