مانند:
- http://007.rahesabz.tk
ووو
و همچنين با ديگر دامين هايي كه از قبل بارها اعلام شده است.
سید محمدخاتمی: برای کل ایران و سرنوشت تک تک افراد مملکت نگرانم:« محدود کردن افراط گریها و تفریط گریها مشکل را حل و جامعه را آرام خواهد کرد»، نسبت به عواقب عدم پذیرش بحران در جامعه هشدار داد و نيز هرگونه حرکت ساختارشکنانه را محکوم و مطرود دانست.ادامه مطلب ...
بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن: فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، ادامه مطلب ...
بیست و دوم بهمن ، روز فریاد سبز آزادی: امسال در 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را در حالی تجربه میکنیم که جمهوری اسلامی پس از 31 سال در بدترین روزهای خود قرار دارد و دولت کودتایی حاکم، روز به روز بیش از پیش انقلاب بزرگ ملت ایران را به سمت قهقهرا میبرد و هویت خشن و خون ریز ضد اسلامی خود هر روز بیشتر و بیشتر نمایان می سازد ادامه مطلب ...
مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود: «انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی است. ادامه مطلب ...
. ادامه راه سبز«ارس»: شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با صدور بیانیه ای، از اقشار مختلف مردم برای شرکت پرشور و همراه با نمادهای سبز در راهپیمایی ۲۲ بهمن دعوت کرد.. ادامه راه سبز«ارس»: حجت الاسلام مهدی کروبی در آستانه ۲۲ بهمن و سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بیانیه ای را منتشر کرد. در بخشي از اين بيانيه آمده است: «همه با هم، آرام و با صلابت در سالروز ۲۲بهمن که یادآور تجلی باور دینی و عزم ملی مردم شریف ایران و نقطه عطفی در تاریخ پر افتخار کشورمان است، در راهپیمائی شرکت می کنیم. این روز به هیچ گروه خاصی تعلق ندارد و روز افتخار و سربلندی تمام ملت ایران است. در این روز می کوشیم تا دستاوردها و آرمان های امیدبخش که برخی از آن یا به فراموشی سپرده شده و یا به انحراف رفته را با صبر و استقامت و پرهیز از خشونت زبانی و فیزیکی مطالبه کنیم. این مطالبات قانونی حق مردم است که در انقلاب ۵۷ عهد مردم و با جمهوری اسلامی بوده است و این روزها صاحبان قدرت آن را در صندوق خانه قدرت پنهان ساخته اند.»
به گزارش سایت سحام نیوز، متن این بیانیه به شرح زیر است:
. ادامه راه سبز«ارس»: مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیهای به مناسبت فرارسیدن دهه فجر و سیویكمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ضمن بیان آرمانها و اهداف و نقد اوضاع فعلی و با اشاره به در راهپیمایی 22 بهمن، تاكید كرد: «با کمال متانت و با تکیه بر شعارهای بنیادین برآمده از متن انقلاب و وجدان مردم همچون استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و پرهیز از شعارهای انحرافی، در این راهپیمایی شركت میكنیم.»
در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: «انقلاب اسلامی صدای بلند مردان و زنان آزادهای بود که با دستهای تهی و دلهای پر از ایمان شکوهمندترین حضور مدنی خود را در عرصه سرنوشت خویش به نمایش گذاشتند،انقلابی با تکیه بر کلام به جای سلاح و گل به جای گلوله که حاصل آن چیزی جز جمهوری اسلامی نبود. جمهوری اسلامی نظامی است که در عین وفاداری به ارزش های الهی و احکام مترقی مبتنی بر اجتهاد پویا و گره گشا و دور از تحجر و ظاهرپرستی و خرافهگرایی، میزان را رای ملت میداند.بسیار تأسفآور است که در حالی سیویکمین سال پیروزی انقلاب را گرامی میداریم که عدهای از فرزندان انقلاب و وفاداران به راه امام و مدافعان حق و حرمت مردم و خواستاران عظمت و پیشرفت کشور در زندان بسر میبرند.»
متن كامل اين بيانيه بدين شرح ميباشد:
. ادامه راه سبز«ارس»: بیست و یکمین بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی در آستانه دهه فجر در اعتراض به تداوم بازداشت فعالان سیاسی و مدنی صادر شد.
به گزارش نوروز، این بیانیه بر آزادي همه زندانيان سياسي به عنوان پيش شرط بازگشت آرامش و امنيت به جامعه تاکید کرده است.
متن کامل بیانیه بیست و یکم خانواده های زندانیان سیاسی به بدین شرح است:
بسم رب المظلومين
«والفجر و ليال عشر والشفع والوتر واليل اذا يسر»
سي و يكمين فجر پيروزي انقلاب اسلامي را در شرايطي به استقبال مي رويم كه تلخ ترين و سخت ترين روزهاي عمر اين انقلاب، درست پس از انتخابات دهم رياست جمهوري به دليل اقدامات ناصواب و پا كج گذاشتن از مسير درست و پرخاشگري به منتقدين از انحراف و معترضين به دروغ و تخلف و بالاخره دهن كجي به خواست و اراده ملت رقم خورد و ما خانواده هاي زندانيان سياسي درست در فرداي روز 22 بهمن امسال، 8 ماه تمام را دور از عزيزانمان و در هراس از مخاطرات پيش روي آنان و در عذاب از رواداشتن ستم به كساني كه خود در دوران انقلاب به مقابله با ظلم رفتند تا زندگي فرزندانشان سرشار از امنيت و عدالت باشد، گذرانيده ايم.
همسران و فرزندان ما را با هجوم ددمنشانه از خانه كه محل امن و آسايش و راحت است و يا از خيابان و محل كار و در مقابل چشم همسايگان و همكاران و مردم حيرت زده و وحشت زده كوي و خيابان، با احكامي كه امضاكنندگانش براساس شكايت ما و عزيزانمان بايد تحت تعقيب باشند، اما با برخورداري از مصونيت هاي ويژه براي خوش خدمتي منتظر ارتقاء مقامند، ربوده شدند و ماهها در سلول هاي انفرادي و در شرايطي غيرانساني سخت ترين فشارها براي پذيرش اتهامات واهي و مضحك قرار گرفتند تا سناريوهاي از پيش پرداخته شده توسط دسيسه سازان خناس كه زاييده اذهان بيمار و تخيلات ماليخوليايي آن بود، در عالم واقع معنا يابد. و دريغ كه دشمنان داخلي و خارجي اين انقلاب مردمي كه در دوران اصلاحات سرخورده از بي اثر شدن ترفندهاي تبليغاتي شان در مخالفت با جمهوري اسلامي سر در لاك خود فروبرده و هرازچندگاهي براي خالي نبودن عريضه مهملاتي مي بافتند كه تنها شنونده آنها خود و دايره محدود هوادارانشان بودند، در شرايط پرفتنه فراهم شده توسط اقليتي افراط گرا و خشونت طلب پس از انتخابات، حياتي دوباره يافته و از انجماد و انزواي خود بيرون آمدند و با اغتنام فرصت از اين اقدامات تندروانه استقبال تام كردند تا متاع بي مشتري خود را در بازاري كاذب به فروش برسانند.
خانواده هاي زندانيان سياسي كه برخي از آنان بند و حبس و شكنجه عزيزانشان و بعضا خودشان را در دوره طاغوت نيز تجربه كرده بودند، اين بار فرياد وااسلامايشان گوش فلك را كر كرد، اما با كمال تأسف نتوانست مسئولين و مقامات قضايي را از خواب غفلت بيدار كند و پژواك فرياد يا زينبشان هر شب و روز نه فقط در كوه هاي محله اوين بلكه تا قله دماوند و همه كوه هاي استوار ايران زمين و حتي فرامرزها، به گوش هموطنان آگاهشان و آزادگان عالم رسيد و خواب راحت را از آنان گرفت تا هر شب طنين الله اكبرشان در كوچه ها و محله ها، بزرگي و عظمت قادر قيوم را به مخلوقات فراموشكار و طاغي او يادآور شود. همان ياغيان عصيانگري كه حلاوت قدرت آنان را به هرگونه تلاشي براي حفظ آن وامي دارد تا آن جا كه دروغ ورد زبانشان مي شود و هدفشان را هر وسيله پليدي توجيه مي كند و به هر فعل حرامي و انجام هر منكري حتي ريختن خون مظلوم و اعدام جوانان نورسته امان داده شده به شرط اعتراف به اتهامات كذب دست مي زنند.
خانواده هاي زندانيان سياسي در آستانه دهه فجر پيروزي انقلاب اسلامي نمي دانند مظلومانه شكايت خود را به كجا ببرند؟ به نزد خانواده بنيانگذار انقلاب، خميني بت شكن كه جمارانش در شب عاشورا مورد هجوم اوباش قرار گرفته و بيت مكرمش مورد توهين و هتك حرمت مكرر قرار دارند؟ به نزد ديگر خانواده هاي پايه گذاران انقلاب چون شهيد بهشتي يار همراه امام كه فرزندش خود در شرايطي سخت در حبس انفرادي است و امكان معالجه اش را براي خانواده متحير و متأثرش فراهم نمي آورند؟ نزديكترين ياران انقلاب كه هر روز زندگيشان صفحه اي از صفحات تاريخ انقلاب اسلامي است و ماههاست دربند نظامي هستند كه خود در استقرار و استحكامش نقش آفريني ها كرده اند؟ به نزد مراجع بزرگوار و علماي دين كه خود در معرض هجوم معاندين و دشمنان قسم خورده انقلاب و امام قرار دارند كه اينك مجال خودنمايي و آتش افروزي يافته اند ؟
ما امروز و همه روزها و شب ها شكايتمان را به ملجأ همه انسان هاي بي پناه و صاحب رحمت واسعه و قدرت كامله مي بريم و خودمان و عزيزان دربندمان را به او مي سپاريم اما فرياد اعتراضمان را نيز همچنان چون پتكي گران بر سر ستمگراني كه ما را از نعمت حضور همسران و فرزندانمان محروم و آنان را از حداقل هاي حقوقشان نابرخوردار نگاه داشته اند، فرود مي آوريم. ما ضمن نكوهش بازداشت هاي فله اي پس از عاشوراي خونين و محروم نگاه داشتن دستگيرشدگان و خانواده هايشان از حقوق قانوني خود بويژه بي خبر نگاه داشتن بخشي از آنان و ممنوع الملاقات كردنشان به بهانه مهار افكار و عقايدشان و به تعبير ديگر پذيرش اتهامات واهي و تكميل بخش هايي ديگر از پازل تدارك ديده شده توسط افراطيون دور از آرمان هاي راستين انقلاب و نيز توهين ها و بي حرمتي هاي اعمال شده، نسبت به تضييقات و فشارهاي جديدي كه بر جوانان، زنان، دانشجويان، روزنامه نگاران و فعالان سياسي و مدني وارد مي شود به شدت اعتراض داريم و متأسفيم كه همه اين اقدامات غيرقانوني و رفتارهاي سخت و ناگوار در كشورمان به نام اسلام انجام مي شود.
ما خانواده هاي زندانيان سياسي برخوردار از آموزه هاي مكتبي انسان ساز با تأسي به بزرگان دينمان بر اهميت امر به معروف و نهي از منكر تأكيد مي كنيم و بار ديگر همه منكرات صورت گرفته طي دوران بازداشت عزيزانمان را توسط قضات، بازجوها و مراجع قضايي و انتظامي و بويژه دروغ پردازي هاي منتشر شده در رسانه ملي و ساير رسانه هايي كه از بودجه بيت المال ارتزاق مي كنند، در غيبت ذيحقان محروم از حق، تقبيح مي كنيم و مسئولين دولتي و قضائي را به اصلاح رويه هاي غلط و پناه بردن به احكام متعالي اسلام توصيه مي كنيم و در همين ماه حرام و در آستانه يوم الله بيست و دوم بهمن آنان را هشدار مي دهيم كه دست از لجاجت برداشته و اختيار خود را به دست افراط گرايان ندهند و آزادي همه زندانيان سياسي را به عنوان پيش شرط بازگشت آرامش و امنيت به جامعه، هر چه زودتر بپذيرند و بيش از اين بحران هاي ايجاد شده و انسدادهاي سياسي را در كنار مشكلات اجتماعي و اقتصادي موجود در كشورمان، نپسندند.
والسلام جمعي از خانواده هاي زندانيان سياسي
11/11/1388
. ادامه راه سبز«ارس»: در پی انتشار شایعاتی در خصوص انتقاد آیتالله العظمي صانعی از حجت الاسلام والمسلمین كروبی در خصوص به رسمیت شناختن دولت به دلیل تنفیذ رهبری، دفتر معظم له طی اطلاعیهای این موضوع را تکذیب کرد.
در این اطلاعیه آمده است:
. ادامه راه سبز«اجرس»: جبهه مشارکت در نامه ای سرگشاده خطاب به صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه در خصوص اجرای حکم اعدام آرش رحمان پور و علی زمانی انتقادات را مطرح کرد و از جمله پرسید : اين افراد که طبق قرائن چند ماه قبل از انتخابات دستگير شده اند با چه منطقی در دادگاه حوادث انتخابات شرکت داده شده اند؟ و اعترافات انها چه ارتباطی با انتخابات داشته است؟
به گزارش جرس، متن کامل این نامه بدین شرح است:
جناب آقای لاريجانی رييس محترم قوه قضاییه
با سلام
خبر اعدام 2 تن از زندانيان با اتهام مجاربه موجی از حيرت و تعجب در ميان شهروندان ايرانی را برانگِیخت و در زمانی که فضای سياسی ملتهب کشور اميدوار به زدودن ابرهای تيره نفرت و کينه می شد اين اقدام شائبه اثرپذيری دستگاه قضا را از تندروانی که ثابت کرده اند به هيج وجه خواهان آرامش فضای سياسی کشور نيستند، تقويت کرد.
دستگاه قضا که به خاطر رفتارهای شبهه ناک و غیر قانونی خود در برخورد با نيروهای سياسی خوشنام و خدوم که به ناحق و ظالمانه پس از انتخابات اخير بازداشت و زندانی شده اند سخت در مظان اتهام سياسی کاری و خروج از دايره عدل و انصاف قرار گرفته است اينک با صدور احکام شبهه ناک اعدام برای 9 تن و اجرای عجولانه آن برای2 تن دیگر بيش از پيش مورد سوال واقع خواهد شد.
حکم اعدام برای هر کسی که صادر شود مايه تاسف است فارغ از اينکه شخص مجرم واقعا مستحق چنين مجازاتی باشد یا خير ، و ما بدون اينکه ذره ای قرابت فکری يا عملی با اين افراد داشته باشيم امروز نگران آن هستيم که قوه قضاييه تحت تاثير تريبونهايی که هر روز و شب فرمان خونريزی و اعدام بيشتر صادر مي کنند قرار گيرد.
شما نيک می دانيد که حکم اعدام تنها حکمی است که در صورت اجرا غير قابل جبران است و لذا قانونگذار عامدانه با طراحی بوروکراسی طولانی از صدور حکم تا اجرای آن کوشيده است تا امکان خطا در صدور چنين حکمی را به حد اقل کاهش دهد و لذا اجرای عجولانه حکم اعدام آقايان رحمانی پور و علی زمانی جای سوال و ابهام فراوان دارد.
به هر حال اينک که اين جوانان طبعا با توشيح جنابعالی اعدام شده اند لازم است برای روشن شدن اذهان عمومی که سخت ملتهب است و بخصوص طرفداران انقلاب اسلامی که چنين رفتاری را با اساس انقلاب مغاير می دانند جهت تنوير افکار عمومی و زدودن شائبه های موجود و خنثی کردن تبليغاتی که اساس نظام را هدف قرار داده است و بيش از همه حيثيت خود قوه قضاييه را در معرض خطر قرار داده است به سوالات فراوانی که ايجاد شده است و ما بخشی از انها را بازگو می کنيم پاسخ دهيد تا چنانچه صدور و اجرای اين احکام منطبق بر قانون و عادلانه بوده است آرامش به فضای سياسی باز گردد و چنانچه معلوم شود خدای ناخواسته اين احکام نادرست بوده است از هم اکنون مشخص نماييد چه کسی مسوليت این فاجعه را خواهد پذيرفت تا ديگر نيازی به تشکيل کميته های ويژه نظير جنايت کهريزک نباشيم.
1- آن افراد در چه زمانی دستگير شده اند؟و علت دستگيری انها چه بوده است؟
2-اين افراد که طبق قرائن چند ماه قبل از انتخابات دستگير شده اند با چه منطقی در دادگاه حوادث انتخابات شرکت داده شده اند؟ و اعترافات انها چه ارتباطی با انتخابات داشته است؟
3- نحوه اخذ اعترافات از آنها چگونه بوده است؟و غیر از اعترافات چه مدارک مستند و محکمه پسندی در اثبات جرائم انها وجود دارد؟
4-آيا مراحل قانونی دادرسی عادلانه در مورد انها رعايت شده است؟ آيا به وکيل تعيينی دسترسی داشته اند؟آيا وکيل انها توانسته است با آنها ملاقات کند؟ آيا فرصت کافی برای مطالعه پرونده به متهمان و وکلای انها داده شده است؟
5-ايا ادعای موجود در مورد فريب متهمان توسط بازجويان و وعده سبک شدن حکم در صورت ارائه اعترافات ساختگی صحت دارد؟و اگر چنين باشد آيا اساس چنين دادگاهی مخدوش نمی باشد؟
6-آيا اعتراف در دادگاه نمايشی با کارگردانی متهم اصلی جنايت کهريزک که خود مسئولان جديد قضايي از معترضين اصلی آن بوده اند می تواند به عنوان مبنايي برای صدور چنين احکام سنگينی قرار گيرد؟
7-آيا حد اقل رافت اسلامی در مورد اين متهمان و خانواده آنهايعنی امکان برگزاری آخرين ديدار آنها قبل از اجرای حکم فراهم شده است؟
جناب اقای لاريجانی
اين سوالات و شايد دهها سوال ديگر که بی پاسخ مانده ، سبب شده است که افکار عمومی صدور و اجرای جنين احکامی را امری سياسی و بدون منطق حقوقی و خدای ناکرده تحت فشارهای سياسی و به منظور ايجاد رعب تلقی کنند .
جناب اقای لاريجانی
ما شائبه آنرا داريم که در صدور و اجرای اين احکام اصول متعدد قانون اساسی و از جمله اصول168 و 32،35،38،165 ِو بسياری از مواد آيين دادرسی کیفری يکسره ناديده گرفته شده است و عدم پاسخکويی به اين ابهامات سبب خسارات غير قابل جبران برای کشور و نظام خواهد شد.
من انچه شرط بلاغ است با تو می گويم
تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال
جبهه مشارکت ایران اسلامی 10 بهمن 1388
. ادامه راه سبز«ارس»: در پی اقدامات تروریستی و مشکوک اخیر، خصوصاً ترور شهید سیدعلی موسوی و استاد شهید علیمحمدی و به دنبال برخی اظهار نظرات اصولگرایان که ادامه ترورهای مذکور و همچنین اهداف بعدی آن را نیز پیش بینی کرد، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با صدور بیانیه ای ضمن محکوم ساختن این اقدامات تروریستی و اظهار نظرهای صورت گرفته اخیر، خواستار جدیت نهادهای امنیتی و اطلاعاتی کشور در شناسایی و معرفی عاملان ترورهای مشکوک اخیر شد.
در بخشي از اين بيانيه آمده است: «پیش از آقای بادامچیان و در جریان تبلیغات انتخاباتی، آقای شریعتمداری مدیر مسئول و نماینده ولی فقیه در مؤسسه کیهان با اشاره به ترور خانم بی نظیر بوتو، از احتمال ترور آقای خاتمی در آینده خبر داده بود.اگر واقعاً اراده ای برای شناسایی عوامل ترور های اخیر و توقف خط ترور وجود دارد، باید افراد مذکور احضار و از ایشان خواسته شود اطلاعات خود را در اختیار مراجع امنیتی و اطلاعاتی قرار داده و روشن کنند که این اطلاعات را از چه طریقی و در ارتباط با کدام محافل به دست آورده اند. ما یقین داریم در صورت بازجویی و بررسی دقیق، اطلاعات ذیقیمت افراد مذکور می تواند پرده از ماهیت ترور های اخیر بردارد.»
متن کامل این بیانیه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
أن النبی ص قال: إن الإیمان قید الفتک
پیامبر بزرگوار(ص): ایمان به خداوند با ترور نسبتی ندارد.(بحارالأنوار،ج ۴۵: ۹۶)
ملت شریف ایران
بیش از دو هفته از ترور دکتر مسعود علی محمدی می گذرد و به رغم اخبار اولیه مبنی بر یافتن سرنخ هایی از این جنایت، هنوز از هویت آدم کشان خبری نیست. دکتر علی محمدی اولین قربانی تروریسم کور نیست. شواهد و قرائن بسیاری حاکی از آن است که نه این اقدام یک ترور کور بوده و نه احتمالاً با این ترور پرونده ترور ها بسته خواهد شد. پیش از شهید علی محمدی، مرحوم سید علی موسوی به دست آدم کشان حرفه ای ترور شد.
اما متأسفانه به رغم این که آن ترور در روز روشن و در برابر انظار مردم صورت گرفت، هنوز قاتلان شهید موسوی شناسایی نشده اند. عاملان سوء قصد و تیراندازی به خودروی آقای کروبی در قزوین نیز همچنان ناشناس باقی مانده اند. قبل از آن نیز دهها تن از مردم عادی امثال ندا آقا سلطان توسط عوامل مجهول الهویه به قتل رسیدند. ماهیت تروریستی این حوادث عموماً تحت الشعاع جنبه های دیگر آن و در غوغای تحولات ماه های اخیر به سرعت رنگ باخته و به فراموشی سپرده شده است.
بی شک اعتراضات خیابانی ماه های اخیر نمی تواند توجیه مناسبی برای عدم امکان شناسایی عاملان و طراحان خط ترور باشد، زیرا دستکم تیراندازی به اتومبیل آقای کروبی و ترور دکتر علی محمدی در شرایط تظاهرات و ناآرامی اتفاق نیافتاده است. به رغم این تا این لحظه تنها تحرک علنی مقامات امنیتی و رسمی کشور در قبال این ترورها، انتساب آن ها به سرویس های اطلاعاتی و امنیتی بیگانه و گروهک منافقین بوده است.
آن چه ماجرا را مبهم تر کرده، بر نگرانی ها افزوده و احتمال ادامه خط ترور را تقویت می کند، اظهار نظرهای برخی افراد و مراجع رسمی است.
از جمله آقای بادامچیان، قائم مقام حزب مؤتلفه اخیراً ضمن تحلیلی در باره جنبش سبز اظهار کرده است:
«… [دو دسته از]افرادی که در این جنبش به اصطلاح سبز قرار دارند افرادی هستند که از افکار خود دست نمی کشند و منزوی می شوند و یا افرادی که از افکار خود دست نمی کشند و دست به عملیات های تروریستی می زنند…لازم است سران اغتشاش هر چه زودتر حساب خود را از افرادی که به ترور و عملیاتهای تروریستی [گرایش]دارند جدا کنند و هر چه سریع تر از اقدامات آنها تبری جویند.
وی در پاسخ به اینکه آیا تروریسم به دنبال ترور سران اغتشاش خواهد بود گفته است: ممکن است این اقدام هم صورت بگیرد زیرا این گروه برای پیشبرد هدف خود امکان دارد دست به این اقدام بزنند.»
پیش از آقای بادامچیان و در جریان تبلیغات انتخاباتی، آقای شریعتمداری مدیر مسئول و نماینده ولی فقیه در مؤسسه کیهان با اشاره به ترور خانم بی نظیر بوتو، از احتمال ترور آقای خاتمی در آینده خبر داده بود.
این اظهارات را نمی توان تحلیلی بی مبنا و زائیده اذهانی بیمار تلقی کرد. قائم مقام یکی از احزاب قدرتمند متحد حاکمیت و مدیر مسئول روزنامه ای که با محافل اطلاعاتی و امنیتی ارتباطی نزدیک داشته و اخبار و مطالب آن، حاکی از دسترسی آزاد و نامحدود وی به اخبار محرمانه است، ممکن است سخنی انحرافی و کذب بگوید اما بی دلیل سخن نمی گوید؛ از این رو ممکن است چنین تلقی شود که این اظهارات و سخنان با هدف ایجاد بستر ذهنی مناسب و آماده سازی افکار عمومی برای ادامه ترورها ابراز شده باشد.
با توجه به این نکته اگر واقعاً اراده ای برای شناسایی عوامل ترور های اخیر و توقف خط ترور وجود دارد، باید افراد مذکور احضار و از ایشان خواسته شود اطلاعات خود را در اختیار مراجع امنیتی و اطلاعاتی قرار داده و روشن کنند که این اطلاعات را از چه طریقی و در ارتباط با کدام محافل به دست آورده اند. ما یقین داریم در صورت بازجویی و بررسی دقیق، اطلاعات ذیقیمت افراد مذکور می تواند پرده از ماهیت ترور های اخیر بردارد.
البته اینان تنها منابع ارزشمند برای کشف عاملان ترورهای اخیر نیستند. ظاهراً دستگاه امنیتی کشور نیز خود، اطلاعات ذیقیمتی در این زمینه در اختیار دارد. وزیر سابق اطلاعات در جریان ناآرامی های پس از انتخابات طی مصاحبه تلویزیونی به صراحت مدعی شد: ما اطلاع دقیق داریم که در ستاد یکی از کاندیداهای رقیب آقای احمدی نژاد طرح ترور برخی کاندیداها مورد بررسی قرار گرفته است.
با توجه به اطلاعات ذیقیمت مذکور، از دستگاه های امنیتی کشور پذیرفته نیست که از عهده شناسایی و دستگیری عاملان ترورهای اخیر ناتوان باشند. به راستی چگونه می توان پذیرفت دستگاه امنیتی قدرتمندی که مخوف ترین سازمان های تروریستی را متلاشی کرده است، از شناسایی آدمکشانی که روز روشن در برابر چشم مردم از داخل اتومبیل به فردی شلیک می کنند و او را به قتل می رسانند، آن چنان ناتوان و ضعیف باشد که حتی اتومبیل تروریست ها را هم نتواند ردیابی و کشف کند؟
چگونه دستگاه امنیتی کشور و اطلاعات نیروی انتظامی قادر نیست اتومبیل متعلق به نیروی انتظامی را که ادعا شده است به سرقت رفته شناسایی کند و با استفاده از فیلم های موجود از این حادثه کسانی را که با استفاده از این اتومبیل شهروندان بیگناه را زیرگرفته و به قتل رسانده اند، دستگیر کند؟ چگونه است که بلافاصله پس از ترور دادستان یک شهر کوچک توسط یک گروه تروریستی، عاملان به سرعت شناسایی و معدوم و دستگیر می شوند اما در جریان چند ترور و سوء قصد اخیر حتی یک نفر به عنوان مظنون نیز شناسایی نمی شود؟ از یک سو گفته می شود این ترورها کار سرویس های جاسوسی آمریکا و انگلیس و اسرائیل است و از سوی دیگر کلیه رسانه های رسمی و غیر رسمی حاکمیت، اصلاح طلبان و رهبران جنبش سبز را متهم میکنند که آگاهانه و ناآگاهانه عامل آمریکا و انگلیس و اسرائیل شده اند.
چگونه است که تیم های ترور آمریکا و انگلیس و اسرائیل اهداف ترور خود را فقط از میان اصلاح طلبان و طرفداران جنبش سبز انتخاب می کنند؟ کدامیک را باید باور کرد: وابستگی اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز به بیگانگان و یا دست داشتن سرویس های امنیتی آمریکا و انگلیس و اسرائیل در ترور ها؟ و یا قربانی شدن اصلاح طلبان…؟
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن ترور شهید دکتر علی محمدی، نسبت به احتمال ادامه خط ترور هشدار می دهد. سازمان همچنین سخنان اخیر آقای بادامچیان مبنی بر احتمال ترور رهبران جنبش سبز در آینده را نگران کننده و حاکی از احتمال ادامه خط ترور ارزیابی کرده، اعلام می کند دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور در صورت بی تفاوتی نسبت به اطلاعات نامبرده و کانال های ارتباطی و اطلاعاتی وی، باید پاسخگوی ترورهای احتمالی آینده باشند. سازمان همچنین خواهان اقدام فوری دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور در شناسایی عاملان ترورهای اخیر و ارائه گزارش شفاف و بی ابهام از نتیجه اقدامات به ملت است.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
۸/۱۱/۸۸
. ادامه راه سبز«ارس»: هشتمین کنگره حزب مردمسالاری با پیام آیتالله بیات زنجانی آغاز به کار کرد. در بخشی از پیام آیتالله بیات زنجانی آمده است:
روزها و شبهای ماه صفر هنوز حامل داغ شهادت امام آزادۀ شیعیان، حسین ابن علی علیه السلام است. امام آزادهای که قیام نکرد، جز برای امر به معروف و نهی از منکر و قیام نکرد جز برای زدودن انحرافات و پلیدیهای راه یافته در جامعۀ مسلمین و امت اسلامی. پرسش از اینکه چرا جامعۀ اسلامی فقط چند دهه پس از ظهور اسلام و انقلاب نبوی، درگیر چنان انحرافات و پلیدیهایی میشود که رهایی از آنها و بیداری جامعه ،بجز با قیام حسینی و ریخته شدن خون خلف صالح نبی اکرم صلواتالله علیه میسر نمیشود، پرسشی جدّی و در خور تأمل و تدبّر است.
بر اثر تدبّر در باب این پرسش است که درسهای عمیقی میتوان گرفت، از جمله اینکه جامعۀ مسلمانی که در زمان حضور خود معصوم، به بیراهه میرود، به طریق اولی ممکن است در عصر غیبت راه را گم کند و به بیراهه رود.
در بخش دیگری از این پیام آمده است:تحزّب، به عنوان محملی نو و امروزی، یکی از ابزارهایی است که اولاً در رساندن جامعه به بلوغ فکری گفته شده ،نقشی در خور و قابل اعتنا دارد و ثانیاً، راهکارهای اصلاح صاحبان قدرت و زعمای سیاسی جامعۀ مسلمین را به خوبی در خود جای داده است. در یک جامعۀ اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر صاحبان قدرت، یک «اصل» اساسی است که مورد تأکید دین است و هنگام «تفریغ» این اصل میتوان در «منطقۀ فِراغ» گام برداشت و ابزارهایی مانند تحزّب را به کار گرفت و به فرمایشی از معصوم مبنی بر اینکه «انّما علینا ان نُلقِیَ الیکُمُ الأصول و علیکُم اَن تُفرّعُوا» جامۀ عمل پوشاند و حاکمان جامعه را امر به معروف و نهی از منکر کرد.
لذاست که اگر اینگونه به تحزّب نگریسته شود، بهانههایی مانند غربی بودن راهکار تحزّب و لیبرالی بودن آنها، مسموع نیست و فقط مفرّی است برای حاکمانی که میخواهند از پاسخگویی به جامعۀ مخاطب خود طفره روند و بلکه برعکس، تحزّب وسیلهای میشود برای احقاق حقوق اجتماعی آحاد جامعه، برای ساماندهی امر به معروف و نهی از منکر حاکمان، برای حاکمیت و غلبۀ رأی مردم بر خواستههای خودکامگان و برای دستیابی به زندگی عادلانه.
در ادامه پیام آیتالله بیات زنجانی آمده است: اینجانب تنها راه حل اصلاح وضع کنونی کشور را نهی از منکر صاحبان قدرت در این جامعه میدانم که هم آنها و هم جامعۀ ما سخت به نهی از منکر صاحبان قدرت و سپس امر به معروف آنها نیازمند است. قاطبۀ دینداران حقیقی حاضر در جامعۀ ایران، آنقدر رشید و آگاه شدهاند که مرز میان خواستههای فرهنگی و مطالبات عقیدتی و سیاسی خود را به خوبی بشناسد و این دو را با هم اشتباه نگیرند. آزادیهای مشروع سیاسی همان قدر اهمیت دارند که آزادیهای مشروع فرهنگی مهم هستند و هیچیک جای دیگری را نمیگیرد.
. ادامه راه سبز«ارس»: روابط عمومی حزب اعتماد ملی در اطلاعیه ای مفاد جلسه مهدی کروبی با خانواده علیرضا بهشتی که به علت حمایت از مهندس موسوی در زندان به سر می برد را منتشر کرد و به دروغگویی های یک روزنامه معلوم الحال جواب داد:
«آن کسانی خواب هستند که سالهاست حقوق مردم را نادیده می گیرند و نمی فهمند که بازداشت فرزندان این انقلاب مانند علیرضا بهشتی و آوردن آنها با لباس زندانی و دمپایی، در دادگاه انقلاب و زیر عکس شهید بزرگوار آیت الله بهشتی چه معنایی می دهد. آن کسانی خوابند که نمی دانند چه اتفاقی افتاده است تا بعد از ۲۷ سال در ختم شهید بهشتی نیروهای ضد شورش با باتوم و سپر باید مستقرباشند و این مراسم تحت شدیدترین تدابیر امنیتی برگزار شود. آن کسانی خوابند و هنوز بیدار نشده اند که جمعیت ۳ میلیونی مردم را در ۲۵ خرداد ندیدند و سکوت با معنای آنها را نشنیدند.»
متن اين اطلاعيه بدين شرح است:
به گزارش روابط عمومی حزب اعتماد ملی، پس از انتشار خبر حمله قلبی علیرضا بهشتی، آقای مهدی کروبی پنج شنبه غروب برای ابراز همدردی به دیدار خانواده او رفت. در این دیدار همسر آقای بهشتی گفت : بعد از آن که خبر حمله قلبی آقای بهشتی را منتشر کردیم از نهاد های اطلاعاتی – امنیتی با ما تماس گرفته و ما را تهدید کردند که اگر یک بار دیگر اقدام به انتشار اینگونه اخبار کنید ، محدودیت های بیشتری برای ارتباط با علیرضا بهشتی اعمال می شود. از جمله تماس های تلفنی او قطع می شود و ملاقات هم نخواهد داده شد. درضمن خانم بهشتی گفت که دیداری با یکی از بزرگان و علمای روحانی داشتیم. از ایشان درخواست کمک کردیم. اما ایشان گفتند که من هیچ کاری نمی توانم انجام بدهم. دستانم بسته است و اگر حرفی بزنم خود من را نیز بازداشت می کنند.
در این دیدار آقای کروبی با اظهار تاسف از آنچه که نسبت به آقای بهشتی روی داده است بیان کرد: برای اولین بار بعد از انقلاب پل ارتباطی ما با سیستم برای حل مشکل زندانیان قطع است.
به گزارش سحام نیوز، پس انتشار خبر دیدار آقای کروبی با خانواده آقای بهشتی ، یک جریده معلوم الحال مدعی شد رکورد بیشترین زمان خواب توسط کروبی شکسته شد. این روزنامه که توسط نیروهای افراطی که به نظام و انقلاب ضربات اساسی زده اند، اداره می شود آورده است:کروبی ظاهرا از یاد برده ارتباط با سیستم و امکان رایزنی مربوط به دوره ای بود که تبدیل به بلندگوی بی اختیار دستگاه های جاسوسی اسراییل و آمریکا و انگلیس نشده بود. ظاهراً وی ۸-۷ ماه خواب بوده و تازه بیدار شده و فهمیده چه خبط بزرگی کرده است.
روابط عمومی اعتماد ملی در این اطلاعیه اضافه می کند: آن کسانی خواب هستندکه سالهاست حقوق مردم را نادیده می گیرند و نمی فهمند که بازداشت فرزندان این انقلاب مانند علیرضا بهشتی و آوردن آنها با لباس زندانی و دمپایی، در دادگاه انقلاب و زیر عکس شهید بزرگوار آیت الله بهشتی چه معنایی می دهد. آن کسانی خوابند که نمی دانند چه اتفاقی افتاده است تا بعد از ۲۷ سال در ختم شهید بهشتی نیروهای ضد شورش با باتوم و سپر باید مستقرباشند و این مراسم تحت شدیدترین تدابیر امنیتی برگزار شود. آن کسانی خوابند و هنوز بیدار نشده اند که جمعیت ۳ میلیونی مردم را در ۲۵ خرداد ندیدند و سکوت با معنای آنها را نشنیدند.
آن کسانی خوابند که به رغم کشتار در بازداشتگاه کهریزک که ننگی برای این انقلاب شد ، عامل اصلی آن را در کنار خود می نشانند و از او تقدیر می کنند و در مصونیت آهنی قرار می دهند.آیا می خواهید بدانید که دیگر چه کسانی خوابند و چه زمانی وقت بیداری آنهاست؟ انتخابات آزاد برگزار کنید یا اجازه برگزار یک تجمع آزاد و امن به هواداران آقایان کروبی و موسوی بدهید تا بیبند مردم چگونه بیدارتان می کنند. پس لازم است بدانید که آقای کروبی محکم و استوار ایستاده و برای تمامی سخنان خود سند دارد.
. ادامه راه سبز«ارس»: اگر دست شیعیان لبنان به خون شیعیان ایرانی آلوده نشده اعلام کنید و از این اتهام برائت جویید.
جمعی از روزنامه نگاران ، نویسندگان ، پژوهشگران و فعالان سیاسی ایران علاقه مند به مسائل لبنان و فلسطین در نامه ای سرگشاده خطاب به سیدحسن نصرالله از مواضع و گفتارهای وی در خصوص جنبش سبز مردم ایران انتقاد کردند.
به گزارش ندای سبز آزادی نویسندگان نامه که بنا بر ملاحظات امنیتی ترجیح داده اند از ذکر نام خود خودداری کنند اذعان کرده اند که رهبران و عناصر مرکزی جنبش سبز همگی از یاران و همراهان امام خمینی بوده اند.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای سید حسن نصرالله
دبیر کل محترم حزب الله لبنان
با سلام
همانگونه که استحضاردارید جامعه ایران درچند ماه گذشته وبویژه پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با تنش ها و التهابات مختلفی روبرو شده است .
نویسندگان این نامه جمعی از روزنامه نگاران ، نویسندگان ، پژوهشگران وفعالان سیاسی ایران و از وفاداران به اندیشه های بلند امام خمینی (ره) ومعتقدان به آرمان مقاومت اسلامی لبنان وفلسطین هستندکه جنابعالی وهمکارانتان با برخی از آنها آشناییدو بنا بر ملاحظات امنیتی از ذکر نام خود پرهیز دارند اما مایلند نکات گلایه آمیزی را با شما در میان گذارند.
سید عزیز!
شما می دانیدکه رهبران و عناصر مرکزی جنبش سبز، همگی از یاران و همراهان امام (س) واز مبارزان درراه انقلاب و از مسئولان عالی رتبه نظام هستند که درتثبیت جمهوری اسلامی، اثرگذار بوده اند. متاسفانه این جمع و میلیونها نفر از مردم مسلمان ایران، امروز از سوی گروهی افراطی با اتهامات ناروا و کذب مواجه اند و از هر وسیله ای برای حذف آنان استفاده می شود .
از شما که خود را پیرو امام خمینی (س) وپرورش یافته مکتب امام موسی صدر می دانید می پرسیم که چگونه می توانید در برابر این رفتار غیر اسلامی و غیر انسانی سکوت کنید ؟آیا به حدیث" من اصبح ولم یهتم بامورالمسلمین" اینگونه عمل می شود ؟آیا تنها بر تن کردن لباس روحانیت، روحانیت شیعه را در طول تاریخ به محل اعتماد و احترام مومنان تبدیل کرده یا دفاع آزادمردانه آنان از حق و حقیقت؟ مطابق آموزه های ائمه معصومین (ع) تکلیف آنان که ردای پیامبر مکرم اسلام (ص) را به تن کردند در قبال ظلم ظالم به عده ای مسلمان بی دفاع چیست؟ مگر نه این که مطابق همین منطق، سالهاست که ایرانیان به حمایت مظلومان لبنان و فلسطین برخاسته اند؟ آیا تعالیم اسلام حذف رقیب به هر قیمتی را مجاز می داند؟آیا به صرف اینکه حکومتی نام خود را اسلامی نهاد می تواند در سرکوب مخالفان هرگونه که خواست رفتار کند؟ اگر چنین است چرا امام علی (ع) حاضر نشد به هر قیمتی در قدرت بماند ویا برای کسب قدرت تلاش کند ؟ آیا آن حضرت نفرمود:" حکومت نزد من از آب بینی یک بز کمتر است، مگر آنکه حقی را بپا دارم و از ظلمی ممانعت بعمل آورم."
آقای نصرالله
این چگونه اسلام نوظهوری است که هر کار خلاف اخلاقی را مباح می داند ؟ انواع بی قانونی ،دروغ، بی عدالتی، تقلب وفساد سازمان یافته دولتی اعمال می شود و باز هم از اسلامی بودن نظام دم زده می شود! وافسوس که هر تذکر و انتقاد دلسوزانه بنام مخالفت با نظام اسلامی به شدیدترین شکل ممکن سرکوب می شود!
آیا مردمی که بدون سلاح در روز عاشورا به شیوه مولای خود اباعبدالله برای طلب اصلاح و مقابله با بدعت در دین خدا، به خیابانها آمدند و پیش از هر اقدام غیر قانونی سرکوب شدند متجاوز و خارجی بودند؟ به راستی حرمت عاشورا توسط مردم بی پناهی که امام آنها را" ولی نعمت خود" می خواند شکسته شد یا کسانی که بنام دفاع از ولایت با اسلحه سرد و گرم به جان مردم مسلمان افتادند؟ جنایتی که حکومتهای غیر دینی پیشین جرات ارتکاب آن را نداشتند !
شما که خود یک عالم دینی هستید آیا مجاز می دارید که به نام اسلام به در خواستهای قانونی مردم مسلمان توجه نکرد، حریم خصوصی مومنان معترض را شکست، به منازل، مساجد، مدارس و حسینیه ها یورش برد، خانواده و بیت امام راحل و خانواده شهدای بزرگ انقلاب را هتک حرمت کرد، مطبوعات را بست، جمع کثیری از انسانهای پاک و خدمتگزار را به زندان برد و امنیت جسمی و روانی آنان را با مخاطره مواجه ساخت و به روی مسلمین آتش گلوله گشود؟ هیهات که ما چنین حکومتی را اسلامی نمی دانیم.
روحانی گرامی
شاید از ما بپرسید چرا این مطالب را با شما در میان می گذاریم . واقعیت آن است که تا چند ماه پیش شما را پیرو راه ائمه معصوم (ع) و امام راحل می دانستیم. همان امامی که در پیروی از امام علی (ع) که فرمود : "کونوا للظالم خصما وللمظلوم عونا "تاکید داشت:" ما از مظلوم دفاع می کنیم و بر ظالم می تازیم" و بر اساس همین منطق بود که از مردم لبنان و فلسطین دفاع می کرد .
اما همه دیدیم که جنابعالی بر ظلمی که در ماههای اخیر بر ملت مسلمان ایران رفت چشم فرو بستید و از کنار خون های به ناحق ریخته شده گذشتید! از شما انتظار تاختن به مقامات جمهوری اسلامی را نداریم، اما به عنوان یک عالم شیعه انتظار سکوت هم نداشتیم .مگر امام خمینی نمی فرمود:" ما شریک غم همه مظلومان جهان هستیم." آیا نباید حداقل شریک غم مردم مظلوم ایران می شدید؟
آیا ارزش ملاحظات سیاسی تا این اندازه است که چشم بر حقیقت دین، یعنی عدالت ببندید و بی اعتنا به ارزشها و آرمانهای مورد ادعا شوید ؟
آیا پاسخ مردمی که در طول تاریخ به واسطه اشتراکات عمیق فرهنگی و دینی همدل و همراه مردم لبنان بوده و هزینه های مادی ومعنوی بسیاری هم پرداخته این است ؟
لابد می پرسید چرا عده ای از معترضان شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران سر داده اند؟با آنکه رهبران جنبش سبز پیشتر در این باره اظهار نظر کرده اند اما در این زمینه هم نکاتی را یادآوری می کنیم:
1)در حالیکه شایعه حضور عناصری از جنبش حزب الله در میان عوامل سرکوب خونین مردم مسلمان و حق جوی ایران شنیده می شود، چگونه انتظار دارید مردم چنین شعارهایی ندهند ؟ حقیقتا چرا تا به حال درباره این اتهام که به حزب الله لبنان وارد شده موضع گیری نکرده اید؟ اگر دست شیعیان لبنان به خون شیعیان ایرانی آلوده نشده که سرافرازانه آن را اعلام کنید و از این اتهام برائت جویید و اگر شایعات با واقعیت مطابقت دارد که وای بر اسلام و مسلمانی.
2) در سالهای اخیر برخی مسئولان دولتی از موضوع فلسطین در مناقشات بین المللی بعنوان پوششی بر مشکلات داخلی استفاده کرده اند و به بهانه آن به دنبال توجیه نا کارآمدی هایشان هستند.بدون شک کشوری که خود گرفتار انواع مشکلات و نارساییها است نمی تواند مدافع خوبی برای سایر ملتها باشد.
3) برخی مسئولان ایرانی که خود را مدافع سرسخت ملت لبنان و فلسطین معرفی کرده اند در داخل کشور با بیشترین مخالفت ها مواجهند. به همین دلیل مخالفت با مسئله لبنان و فلسطین نوعی مخالفت با آنان به شمار می آید.
جناب نصرالله
اجازه دهید صراحتا به شما بگوییم که امروز ملت ایران توسط دولتمردانی نالایق و بی تدبیر به گروگان گرفته شده است. آنها برای سر پوش نهادن بر رفتارهای ظالمانه ،غیر انسانی، و ضد دینی خود، دفاع از مردم لبنان و فلسطین ومخالفت با صهیونیسم را بهانه قرارداده اند ومتاسفانه از سکوت و همراهی شما هم برخوردارند .ما ضمن اعتراض به شما، مشفقانه عرض می کنیم که سرنوشت خود را به سرنوشت این جماعت دین فروش گره نزنید و حساب خود را از آنان جدا سازید. مطمئن باشید که ملت بزرگ ایران به راه سبزی که برگزیده ایمان دارد وبه مدد الهی حاکمیت مردم را دراین کشور احیا خواهد ساخت. به روابط دیرینه دو ملت هم کیش نظر انداخته و آینده نگر باشید که بی تدبیری امروز ممکن است چنان کام مردم بزرگوار ایران را تلخ کند که تبعات تاریخی آن از کنترل و احصاء خارج باشد.
والسلام علی من یخدم الحق لذات الحق
جمعی از روزنامه نگاران ، نویسندگان ، پژوهشگران و فعالان سیاسی ایران
. ادامه راه سبز«ارس»: بیت حضرت ایت الله العظمی منتظری اطلاعیه ای درباره چهلمین روز درگذشت این مرجع تقلید و چگونگی برگزاری اين مراسم در سايت اطلاع رساني ايشان منتشر کرد: «به سوگ مینشینیم به یاد آن قلب همیشه تپنده تاریخ ، که در برابر تمامی جور و ستمی که بر او میرفت اسوه صبوری و پایمردی و استواری بود، اما تحمل و توان مشاهده کوچکترین ظلمی را در حق هیچ انسانی نداشت ، هر انسان با هر مسلک و عقیده و مرام ; او کرامت انسانی را بسیار ارج مینهاد.»
متن كامل اطلاعیه به شرح زیر است:
(من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا)
چهل روز از رحلت جانگداز عبد صالح خداوند، اسطوره مجاهدت و مقاومت ، بزرگمرد عرصه فقاهت ، حضرت آیت الله العظمی منتظری (رضوان الله تعالی علیه) میگذرد.
چهل روز پیش ، آن فقیه بزرگوار، مشتاق و سبکبار، ندای (فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی) حق را لبیک گفت و امتی را ناباورانه ، عزادار و داغدار خویش نمود; و اینک در چهلمین روز فراغش به سوگ مینشینیم .
به سوگ مینشینیم به یاد آن قلب همیشه تپنده تاریخ ، که در برابر تمامی جور و ستمی که بر او میرفت اسوه صبوری و پایمردی و استواری بود، اما تحمل و توان مشاهده کوچکترین ظلمی را در حق هیچ انسانی نداشت ، هر انسان با هر مسلک و عقیده و مرام ; او کرامت انسانی را بسیار ارج مینهاد. به پیروی از مولای خود حضرت علی (ع)، پست و مقام را تا زمانی ارزشمند میدانست که بتواند حق مظلومی را بستاند و پناه بی پناهی باشد یا باطلی را از جامعه بزداید.
چهل روز است که روح پر فتوح آن عزیز به معراج رفته و در جوار رحمت الهی مأوا گرفته است .
ضمن عرض تقدیر و تشکر از حضرات مراجع عظام و علمای اعلام ، دانشگاهیان و روشنفکران و کلیه اقشار ملت بزرگوار که با ارسال پیام و بزرگداشت آن مرجع عالیقدر، مقام والای علم و حریت را ارج نهادند، مراسم اربعین آن فقید سعید را با توجه به تضییقاتی که متأسفانه وجود دارد، بدین گونه به اطلاع میرسانیم :
زمان : جمعه ۱۳۸۸/۱۱/۹ مطابق با سیزدهم صفرالمظفر، ساعت ۳ الی ۵ بعدازظهر
مکان : قم ، بلوار شهید محمد منتظری ، دفتر و بیت فقیه عالیقدر
بیت آیت الله العظمی منتظری (رضوان الله تعالی علیه)
. ادامه راه سبز«ارس»: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر روز شنبه سوم بهمن بیانیه ای منتشر کرده در اعتراض به حکم صادره برای مجید توکلی، دبیر سابق سیاسی این انجمن، و به حاکمان موجود جمهوری اسلامی هشدار داده که «شما نیز به زودی صدای ملت ایران را خواهید شنید.»
«امروز برای همگان ثابت شده است که دستگاه قضایی این سیستم به هیچ وجه مستقل نیست. هاشمی شاهرودی و آملی لاریجانی چندان تفاوتی نمی کند. خانه از پای بست ویران است ...»
متن كامل این بیانیه را در زیر می خوانید:
آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده ای
هيچ کجا ديواری فرو ريخته برجای نمی ماند
ساليان بسياری نمی بايست
دريافتی را
که هر ويرانه نشان از غياب انسانی است
که حضور انسان
آبادانی است
حاکميت تماميت طلب و اقتدارگرايی که بقای خويش را تنها در همراهی توده ها می بيند و امروز با عدم مقبوليت نزد اکثريت مطلق مردم ايران مواجه است، به هر نحوی و با تمام قوايش سعی در جلوگيری از ايجاد هرگونه وحدت فکری به عنوان علت نتيجه گيری های فکری و نهايتا اجماع فکری و فيزيکی با هر محوريتی بجز موارد مطلوب خويش را دارد. به گونه ای که نسخه کثيف، تهوع آور و نخ نما را البته با شيوه های اجرايی متفاوت مانند کشته شدن ندا آقا سلطان (توسط آرش حجازی!)، تکذيب کلی فاجعه انسانی رخ داده در مورد ترانه موسوی، کهريزک و جنايات انجام گرفته در روزهای ۲۵ خرداد، ۳۰ خرداد و ... با پشتوانه ی صدا و سيما و خبرگزاری های نظامی و دولتی فارس، رجا و ... به اجرا در می آورد. به راستی که منبع صدور اين مناسبات چقدر حقير است! و انتظار روئيدن گلستان در اين شوره زار بيابان چه اندازه بيجا و غيرعقلانی.
اين حکومت توتاليتر از اجتماعات مسالمت آميز به شدت هراسان است چرا که فراگيری اش را به چالش می کشد پس صلاح ايشان فراتر از هر قانونی است، حتی قانون اساسی که امروز بازيچه ای بيش نيست.
مجيد توکلی دبير سياسی اسبق انجمن اسلامی پلی تکنيک و سخنران مراسم روز دانشجو در اين دانشگاه، به دليل ايستادگی و پايداری در مقابل حرکات غيرقانونی و در دفاع از حاکميت قانون و کيان دانشگاه، با به نقد کشيدن ارکانی که از کارکرد خويش خارج شده ونقش موتور مولد استبداد را ايفا می کنند، خواهان به رسميت شناختن حقوق قانونی ملت و احترام به خواست ايشان شد. در مقابل زمانی که حاکميت اقتدارگرا با واقعيات عينی جنبش دانشجويی که در خواست های رادمردی چون مجيد توکلی تبلور يافته بود مواجه شد، و همين طور اجماع همگانی که حول اين دانشجوی آزادی خواه و استبداد ستيز در ميان دانشجويان شکل گرفت به سراغ محور تخصصی اش يعنی تخريب و لجن پراکنی رفت و بر طبق پازل گفته شده به هر نحوی سعی در تخريب اين فرزند خلف مام ميهن نمود. ابتدا برای تخريب وجه اش او را دانشجوی اخراجی با معدل کل زير ۱۰ معرفی کرد (که با منتشر شدن گواهی اشتغال به تحصيل او برای ترم جاری، دروغ پردازی اش آشکار شد) و سپس برای تحقير اين آزاد مرد جنبش دانشجويی، او را فراری ای که با لباس زنانه در حال گريختن بود و بازداشت شد معرفی کرد و عکس های او را با پوشش زنانه منتشر ساخت (ديد غيرانسانی به زنان و زن ستيزی نهادينه شده در اين ساختار بيمار نياز به تحليل و ريشه يابی دقيق دارد).
اما زهی خيال باطل! برای حمايت از مجيد توکلی و آرمان های انسانی او، مردان اين سرزمين حجاب بر سر نهادند تا ثابت کنند هم مجيد توکلی عزيز است و هم زن بودن ننگ نيست. و در آن هنگام دانشجويان به حق به او لقب شرف جنبش دانشجويی دادند.
اين اولين باری نيست که مجيد توکلی ناجوانمردانه قربانی دشمنان انديشه می شود. در ارديبهشت ماه سال ۸۶ مجيد به همراه عده زيادی از دانشجو-روزنامه نگاران عضو انجمن اسلامی پلی تکنيک مورد اصابت تير تهمت حاکميت قرار گرفت و به او و جمع کثيری از دانشجويان پلی تکنيک بر چسب توهين به مقدسات چسبانده شد. او به حکم ناعادلانه بيدادگاه قضايی بيش از ۱۷ ماه زندان را تجربه کرد که روزهای بسياری از اين ۱۷ ماه را در سلول انفرادی و تحت شديد ترين شکنجه ها به شب رساند. مجيد توکلی پس از آن در سال ۸۷ بار ديگر در مراسم سالگرد مهندس بازرگان به طور کاملا غيرقانونی بازداشت شد و مدت ۱۱۵ روز را در زندان و در سلول انفرادی زير فشارهای جسمی و روحی شديد گذراند و اکنون نيز پس از گذشت حدود يک و نيم ماه از بازداشت در روز ۱۶ آذر، با حکم سنگين و ناعادلانه ۸ سال و ۶ ماه زندان مواجه شده است.
امروز برای همگان ثابت شده است که دستگاه قضايی اين سيستم به هيچ وجه مستقل نيست. هاشمی شاهرودی و آملی لاريجانی چندان تفاوتی نمی کند. خانه از پای بست ويران است! پاکی و پلشتی، خير و شر يکجا جمع نمی شوند، در شرايطی که مرتضوی ها و رادان ها و... آزادند و در حال رشد در سلسله مراتب شايسته سالار(!) موجود، چگونه می توان انتظار داشت مجيد توکلی و صد ها دانشجوی آزاده ی ديگر آزاد باشند؟
نام مجيد توکلی و جان های آزاده ای چون او که نه با شمشير بلکه با مشعلی فروزان و روشنگر و با سلاح نقد به جنگ تاريکی رفته اند در تاريخ ايستادگی و مبارزات راستين جنبش دانشجويی ايران ثبت خواهد شد.
انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی امير کبير (پلی تکنيک تهران) ضمن محکوم کردن بازداشت و صدور احکام سنگين برای مجيد توکلی و کليه دانشجويان منتقد دربند خواهان آزادی بدون قيد و شرط تمام دانشجويان زندانی می باشد. و مسئوليت اين ظلم عظيم و ستم عريان را بر عهده سيستمی ميداند که امروز برای تمام مردم ايران شناخته شده است.
آری شما نيز بزودی صدای ملت ايران را خواهيد شنيد.
. ادامه راه سبز«ارس»: در پی ربودن و شکنجه ی روحی و جسمی یک دانشجوی فعال سیاسی و اجتماعی و فرزند عضو سابق شورای اسلامی شهر کاشان و معاون ستاد میر حسین موسوی در کاشان،مجمع روحانيون مبارز كاشان با صدور بیانیه ای تاکید کرد « دركشور و مذهبي كه پيشواي آن امام اميرالمومنين عليه السلام است چنين حركاتي شرم آور است»
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
خشونت ورفتارهاي دورازمنطق وعقلانيت با هرانگيزه ونيتي كه صورت پذيرد درعرف خردمندان دنيا مذموم ومحكوم است اما پاره اي ازحركات خشونت آميزرا بايد دررديف فجائع بزرگ بشري بحساب آورد.آدم ربائي وتعرض به جان وسلامت يك انسان ازهردين وآئيني ازهمين قبيل است.
همشهريان عزيز ومحترم اطلاع يافته اند كه بيش ازيك هفته ي قبل جناب آقاي مصطفي معراجي دانشجوي ممتاز رشته ي برق دانشگاه كاشان هنگامي كه قصد ورود به دانشگاه را داشته توسط چند نفرربوده و به مكان نامعلومي برده شده وطي چند شبانه روز تحت شكنجه هاي قرون وسطائي قرارگرفته وسرانجام او را شبانه ودرحال بيهوشي درنقطه اي از تهران رهاساخته اند.آثار شكنجه هاي وحشيانه ازآتش سيگار گرفته تا ضربه هاي جانكاه هم اكنون بربدن و دست و پاي اين جوان بي گناه قابل مشاهده است.شنيدن آنچه بر اوگذشته است از زبان خودش خواب را ازچشم هرانسان آزاده اي مي گيرد.
كدام انسان آزاده اي است كه براحتي از كنار اين فاجعه انساني و ضد بشري بگذرد؟ دركشور و مذهبي كه پيشواي آن امام اميرالمومنين عليه السلام است چنين حركاتي شرم آور است مگرنه اين است كه وقتي خلخال را ازپاي زن يهودي درآوردند آن حضرت فرمود: اگرمسلماني از فرط غصه بميرد جاي ملامت نيست بلكه سزاوار مردن است. راستي اگرهم اكنون آن امام و پيشواي كامل در ميان ما حضور جسماني داشت درمقابل چنين رويدادهاي ددمنشانه اي چه عكس العملي نشان مي داد وچه دستوري صادر مي فرمود؟ اگر هر يك از ما لحظه اي خود را جاي خانواده اي كه چنين مسئله اي برايش اتفاق افتاده است فرض كنيم چه احساسي پيدا مي كنيم؟البته خانواده محترم معراجي و بويژه شخص جناب اصغرآقاي معراجي كه تجربه ي سالها حضور در خط مقدم جبهه هاي دفاع مقدس را داشته و به افتخار جانبازي نائل شده است و هم اينك نيز در كسوت استادي دانشگاه و عرصه هاي سياسي و اجتماعي حضور فعال دارند تحمل و مقاومت شايسته ازخود نشان دادند.
اكنون نگاه نگران كننده ي همه ي مردم دردشناس به دستگاه هاي ذيربط و مسئول اعم از سازمان هاي اطلاعاتي¸امنيتي وقضائي وحتي دانشگاه است. دانشگاه و مديريت آن با توجه باينكه حادثه درآستانه ي درب ورودي دانشگاه و در روز روشن اتفاق افتاده درراستاي دفاع ازدانشجوي خود چه اقدامي كرده و چه تدابيري براي پيشگيري از تكرار چنين حوادثي انديشيده است؟
همگان مي دانند در اين موضوع مشكل قانوني وجودندارد و قانون مجازات آدم ربائي را به وضوح پيش بيني كرده است پس وظيفه ي دستگاه قضائي معلوم ومشخص است.
انتظارمي رود مسئولين اطلاعاتي و امنيتي بتوانند هرچه سريعتر عوامل را شناسايي كرده و آنان را به محكمه ي عادله بسپارند و اطمينان روحي وامنيت اجتماعي تهديد شده را به جاي خود بازگردانند و نتيجه ي اقدامات خود را به اطلاع مردم عزيز برسانند تا از تكرار چنين حوادثي پيشگيري شود و حداقل انتظارمردم از نظام اسلامي همين است.
مجمع روحانيون مبارزكاشان
1388.11.03
*************************
اعتراض استاد حوزه علمیه کاشان به رفتارهای صورت گرفته با فعالین سیاسی کاشان
ادامه راه سبز«ارس»: در پی رفتارهای بی سابقه برخی نهادها در شهرستان کاشان و پاره ای از برخوردهای صورت گرفته، حضرت آیت الله حاج شیخ حسین عرب، استاد برجسته حوزه های علمیه کاشان و عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز کاشان طی نامه ای به حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالنبی نمازی دادستان اسبق کل کشور و نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه کاشان ضمن گلایه از این رفتارهای نادرست و بی سابقه تاکید کرد: " اين تضييقات و تشديدات ممكن است به طور موقت آرام بخش باشد اما براي علاج واقعه بايد فكر ديگري كرد".
متن کامل ایشان بدین شرح است:
جناب آية الله آقاي نمازي امام جمعه محترم كاشان
با سلام واحترام
اوضاع هشت ماهه كشور بسيار پرماجرا و در عين حال از جهات عديده اي تأسف بار بوده و آثار و پديده هاي آن فقط به مركز ختم نشده بلكه موج آن ساير نقاط كشور را دربرگرفته و شهرستان كاشان نيز مستثنا نبوده است . بي شك تدبير و دقت بيشتر مي توانست مسائل و مشكلات پس از انتخابات را خيلي بهتر و راحت تر و كم هزينه تر از اين حل نمايد .
قرائن قطعي و شواهد عيني گواهي مي دهد كه در سطح كلان كشور و نيز شهرستان كاشان تصميم گيرندگان اجرائي و امنيتي تنها راه حل مسائل كشور و شهر را گزينه سركوب و ايجاد فضاي پليسي و بگيروببندها مي دانند و تعامل و گفتگو و رايزني در قاموس اين مسئولان هيچ مفهوم و معنائي ندارد در حالي كه در نگاه اكثريت مردم اين راه و اين تصور نادرست و بي جواب است .
آنچه فلاسفه و اهل حكمت به عنوان يك قاعده كليه گفته اند كه حركت قسري و جبري دوام پذير نيست ( القسر لايدوم )، تجربه تاريخي به كرات و مرات صحت اين قاعده را در مسائل اجتماعي و سياسي به اثبات رسانده است صرف نظر از حق و يا باطل بودن هر حكومتي اتخاذ شيوه تحكم و تكيه بر زور و ايجاد رعب و وحشت و توسل به راهكارهاي امنيتي و پليسي جواب نمي دهد و نمي توان به دليل حق بودن اصل نظام جمهوري اسلامي انتظار داشت اين راه ها و شيوه ها جواب مثبت بدهد و اصولا انتخاب چنين راهي نوعي ايجاد انحراف براي نظام است . اگر قرار بود اين گونه راه ها جواب دهد بايد هنوز شاه بر ايران حكومت مي كرد و بالاتر از آن ارتش سرخ و قدرت بلا منازع اتحاد جماهير شوروي ثابت و پابرجا مي ماند خوب است همه ما بينديشيم كه چگونه مي توان بر دل مردم حكومت كرد نه بر تن آنها .
فرصت را مغتنم شمرده تأسف و اعتراض خود را نسبت به بعضي از مسائل پيش آمده در كاشان تقديم مي دارم آنچه انگيزه اين تذكرات است اين است كه مسائل ذيل و مشابه آن بدون استثنا رفته رفته اميد و اعتماد مردم را نسبت به نظام سلب و باعث شده كه خاطرات تلخي در حافظه تاريخي مردم بجاي گذارد .
1- تعطيل كردن مجلس فاتحه مرجع و فقيه عاليقدر مرحوم آية الله العظمي منتظري ، بازي كردن با عواطف مذهبي و مردمي بود . تعطيل كنندگان خيال نكنند فتحي كرده و پيروزي را به دست آوردند . مرجع بزرگي كه هفتاد سال سابقه تدريس فلسفه و فقه و اصول را در كارنامه خود داشته و شخصيت دوم مبارزه و نهضت اسلامي محسوب مي شد تعطيلي مجالس فاتحه او در تاريخ روحانيت و نهضت و نظام چيزي جز وهن و ضعف به شمار نمي آيد .
2- اعلام موضع جامعه مدرسين در مورد مرجعيت حضرت آية الله العظمي صانعي در ميان ارادتمندان و مقلدان ايشان و طيف عظيمي از جوانان نتيجه اي جز سلب اعتماد كلي از نهاد جامعه مدرسين نداشته است و نه تنها تأثير منفي نداشته بلكه اقبال مؤمنين را به ايشان بيشتر نموده است .
3- برخورد با هيئت محبان اهل بيت(ع) و دستور توقف فعاليت هاي آن جاي بسي تعجب و تأسف است تنها هيئتي كه با شاكله ارزش هاي معنوي جبهه و جنگ و ديدار هفتگي با خانواده هاي معظم شهداء و ارتباط عاطفي مستمر با يادگاران دوران دفاع مقدس شكل گرفته و 24 سال با همين ساختار فعاليت نموده است حال به جاي تقدير و سپاس گزاري اين گونه با آن برخورد مي شود . چگونه است كه گاه انتخابات كه مي شود خون شهداء به خطر مي افتد و با اين عنوان كه نام شهداء و فرهنگ شهادت كم رنگ خواهد شد عده اي را به پاي صندوق رأي مي آوريم اما يك هيئت مذهبي كه متشكل از خانواده شهداء بوده و خدمت بي شائبه به شهداء و پدران و مادران آنها را افتخار خود مي داند اين چنين دچار مشكل مي شود و كار و فعاليت آن متوقف مي گردد.
4- عملكرد برخي از دستگاه هاي امنيتي و نظامي مخصوصا اطلاعات سپاه و شخص مسئول آن بسيار جاي تأسف دارد . به واهي ترين دليل متعرض جوانان مردم شده و حتي آنها را دستگير نموده و مورد ضرب و شتم قرار مي دهند كه نمونه اي از آن را در ايام انتخابات شخصا به عرض شما رسانديم . در شبي كه قراربود جلسه فاتحه براي مرحوم آية الله منتظري برگزار شود بدون هيچ دليلي بعضي جوانان حاضر در آنجا را دستگير نمودند. آيا اين كار قانون و توجيه قانوني لازم ندارد ؟
5- طبق اطلاع قطعي دستگاه هاي اطلاعاتي عده اي از جوانان عزيز را به بهانه اينكه در روز تاسوعا شعارهاي ساختارشكن و مخالف نظام داده اند تحت پيگرد قرار داده اند .
اولا بايد توجه كنيم كه هركس عليه شخص يا اشخاصي شعار بدهد يا اعتراضي داشته باشد نمي توان فورا او را مخالف نظام يا دين و روحانيت ناميد . چون ما و شما و بالاتر از ما نظام نيستيم . اعتراض به عملكردها اگر درست هدايت نشود و حق آزادي بيان محترم و به رسميت شمرده نشود گاهي امر را به اين مراحل و حتي شديدتر از آن هم مي رساند . خوب است مسئولين امنيتي و قضائي به جاي اين تشديدات و مبارزه با معلول قدري بخود آيند و بينديشند كه نسل سوم و چهارم انقلاب چرا به اين مرحله رسيده است ؟ البته بعضي به اين پرسش بسيار راحت مي توانند جواب بدهند . مي گويند اينها نتيجه ارتباط و القائات ماهواره ها وسايت ها و رسانه هاي بيگانه است . اما اين جواب كافي است و از ما سلب تكليف و مسئوليت مي كند ؟ و در هر صورت نمي توان جواني كه به نام امام حسين و اباالفضل عليهماالسلام در روز تاسوعا و عاشورا حاضر شده اورا بي دين و مخالف اسلام و مذهب و حتي اصل نظام ناميد .
ثانيا بنده و جنابعالي و هر كس كه با سيره پيامبر صلي الهن عليه وآله و اميرالمؤمنين عليه السلام آشنا است خوب مي داند كه آنان چگونه با مخالفان و حتي دشمنان خود برخورد مي كردند . مگر ما روحانيون وقتي از حقوق بشر سخن مي گوئيم نمي گوئيم علي ابن ابيطالب عليه السلام خطاب به خوارج كه عليه شخص او شعار مي دادند و نستجير بالله او را متهم به شرك مي كردند و در حال نماز در مقابل آن حضرت مي آمدند و اين آيه را مي خواندند لئن اشركت ليحبطن عملك فرمودند شما سه حق بر من داريد :
1- به خاطر دشمني با من سهميه شما را از بيت المال قطع نخواهم كرد .
2- در برپائي مراسم مذهبي خود آزاديد .
3- تا شما وارد جنگ نشويد من با شما نخواهم جنگيد .
بالاخره اين تضييقات و تشديدات ممكن است به طور موقت آرام بخش باشد اما براي علاج واقعه بايد فكر ديگري كرد .
. ادامه راه سبز«ارس»: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران در نامهای سرگشاده خطاب به نائب رئیس مجلس شورای اسلامی تاكید كرد: «از شما درخواست میكنیم تا صادقانه و با شهامت یافتههای خود از تحقیق پیرامون واقعه كوی را منتشر نمایید تا در درجه نخست دامن خود و نظام را از این لكه ننگ پاك نموده و در درجه دوم مانع از پیشروی بیشتر نیروهای سركوبگر و ظلم افزونتر بر آسیب دیدگان این واقعه شوید.» همچنين در بخش ديگري آمده است: «امروز باید كسانی پشت میلههای زندان باشند كه دستور حمله به دانشجویان بیگناه را صادر كردند و دانشجویان را به صورت غیر قانونی بازداشت و به وزارت كشور منتقل كردند، ... امروز در حالی احكام زندانهای چندساله به جرم شركت در تحصن دانشجویان و اساتید دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران صادر میشود كه در همان تحصن ریاست دانشگاه تهران و رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران سخنرانی كرده و رفتار مدنی و عقلانی دانشجویان را ستایش كردند. تحصنی كه با مجوز و اطلاع همه مسئولین دانشگاه تهران برگزار شد. آیا این عدالت است كه دانشجویی تنها به جرم حضور در آن تحصن برای اعتراض به حمله به كوی دانشگاه روانه زندان شود؟»
به گزارش «پارلماننیوز»، متن نامه سرگشاده انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران خطاب به حجت السلام ابوترابی پیرامون حوادث كوی دانشگاه بدین شرح است:
طی روزهای گذشته مجلس شورای اسلامی گزارش تحقیقات خود پیرامون بازداشتگاه كهریزك و وقایع اتفاق افتاده در این بازداشتگاه را منتشر كرد. گزارش مجلس اگرچه نتوانسته است همه شبهات را رفع نماید اما به واقع گزارشی متفاوت از تمام حرفهایی است كه در حوادث پس از انتخابات از جانب حاكمیت زده شده است. این گزارش می تواند نوید دهنده این امر باشد كه هنوز میتوان به صداهای متفاوت در درون حاكمیت باور داشت و هنوز كورسوهای امید به بازگرداندن حداقل بخشی از حق ظلم دیدگان و آسیب دیدگان به ناحق خاموش نشده است.