سید محمدخاتمی: برای کل ایران و سرنوشت تک تک افراد مملکت نگرانم:« محدود کردن افراط گری‌ها و تفریط گری‌ها مشکل را حل و جامعه را آرام خواهد کرد»، نسبت به عواقب عدم پذیرش بحران در جامعه هشدار داد و نيز هرگونه حرکت ساختارشکنانه را محکوم و مطرود دانست.ادامه مطلب ...

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن: فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، ادامه مطلب ...
بیست و دوم بهمن ، روز فریاد سبز آزادی: امسال در 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را در حالی تجربه می‌کنیم که جمهوری اسلامی پس از 31 سال در بدترین روزهای خود قرار دارد و دولت کودتایی حاکم، روز به روز بیش از پیش انقلاب بزرگ ملت ایران را به سمت قهقهرا می‌برد و هویت خشن و خون ریز ضد اسلامی خود هر روز بیشتر و بیشتر نمایان می سازد ادامه مطلب ...
مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود: «انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی است. ادامه مطلب ...
No Filter Address: http://0nline.aras-web.tk



پاسخهای‌ بی ربط یک رهبر! به سوالات یک جوان نخبه

6 نظرات
پاسخ‌ رهبری به یک جوان نخبه :
صدا و سیما باید بیشتر سانسور شود و بیشتر تبلیغ کند!

در گزارشی که از سخنان انتقادی یکی از جوانان فرهیخته در حضور آقای خامنه ای در سایت‌های رسمی آمده است، نوعی استیصال دیده می‌شود که حتی حفظ ظاهر نیز نتوانسته است، آن را پنهان سازد. هر چه سخنان این جوان فرهیخته از ساختمان محکمی برخوردار است، در سخنان آقای خامنه‌ای هیچ انسجامی دیده نمی‌شود.

آقای خامنه‌ای که تا کنون هیچ‌گاه در مقام پاسخ‌گویی قرار نگرفته است و همیشه یک سویه خطابه ایراد کرده است. در وضعیتی ناگهانی در برابر پرسش‌هایی قرار می‌گیرد و هیچ راهی جز پاسخگویی ندارد. پاسخ‌هایش پراکنده و در هم ریخته است. حتی نمی‌تواند حفظ ظاهر کند و در پاسخ‌گویی با لحنی متین‌تر پاسخ بگوید. با این همه همین که وی پس از سالیان دراز تک‌گویی مجبور به حضور در دیالوگی می‌شود که ناگزیر باید به سوال‌هایی پاسخ بدهد، فی نفسه مثبت است، هر چند پاسخ‌های او بسیار نامناسب با جایگاه و بی ربط به سوال‌هاست .

در پرسش‌های چهارگانه پرسش کننده، جدای از انسجام و به هم پیوستگی، صورت بندی از مسایل و مشکلات کشور دیده می‌شود.

.برای نمونه فقط یک بخش از پرسش‌های او را با پاسخی که آقای خامنه‌ای داده است مرور می‌کنیم. او می‌پرسد: «آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از کشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و کاریکاتورگونه؟ آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی که به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟
آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی که از افراد می‌کند و یا رویدادهایی که روایت می‌کند، وفادارانه و منصفانه است؟»

آقای خامنه‌ای از این چند پرسش بخشی را بی پاسخ می‌گذارد و با تذکر این که نباید در انتقاد از بى‌انصافىِ یک دستگاه یا یک کس، خود ما باید دچار بى‌انصافى شویم، می‌گوید: «خیال نکنید آن حرف‌هائى که صدا و سیما می‌زند، این، همه‌ى حرف‌هاست؛ نه، خیلى مطلب هست. "یک سینه حرف موج زند در دهان ما". این‌جور نیست که هر چه که انسان احساس می‌کند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرف‌هاى زیادى هست. شما جوان‌ها الحمدللَّه باهوشید، بااستعدادید، به‌تدریج خیلى از حقائق براى شماها روشن خواهد شد.»

در واقع این جوابی است که به پرسشی می دهد که درباره طرح دیدگاه‌های مختلف در صدا و سیماست، اما به جای پاسخ به گونه‌ای است که انگار پرسش‌کننده پرسیده است، آیا صدا و سیما تمام دیدگاه های شما را منتشر می‌کند. جواب این پرسش روشن است، اما پاسخ دهنده با فرار از پرسش به طرح بحثی می پردازد که عجیب و غریب است و البته به نظر می رسد ناشی از غافلگیری. طبیعی است که این جواب آن سوال نیست. اگر فرض را بگیریم که جواب ان سوال است، بلافاصله سوال بعدی این خواهد بود که مگر شما مسئول نیستید در این زمینه ؟ چرا زمینه طرح دیدگاه های مختلف را فراهم نکرده‌اید ؟

وی با اشاره به این سوال که «آیا صداوسیما وضعیت واقعى کشور را نشان می‌دهد؟» پاسخ می‌دهد «نه، ناقص نشان می‌دهد.خیلى پیشرفت‌هاى برجسته و بزرگ هست که صدا و سیما نشان نمی‌دهد. دلیلش هم این است که شما مجموعه‌ى مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلى از حقائق کشور و پیشرفت‌هاى کشور مطلع نیستید؛ نقص صدا و سیماى ماست. والّا اگر صدا و سیما می‌توانست همان‌جور که تلویزیون فلان کشور غربى با یک سابقه و تجربه‌ى فراوان و با استفاده‌هاى هنرى دروغ‌هاى خودش را راست جلوه می‌دهد، واقعیات موجود کشور را درست منعکس کند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به کشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، به‌مراتب بیشتر از حالا بود."

این دیگر نمونه روشن پاسخ گریزی و نوعی زرنگی ساده اندیشانه است که ناشی از دست کم گرفتن مردم است. البته کسی که مدام تعریف و تمجید بشنود و هرچه می‌گوید، تایید شود، طبیعی است که چنین پاسخ‌هایی به چنان پرسش‌هایی بدهد.»

اما در پاسخی که به انتقاد دیگر دانشجو می‌دهد، نمونه روشن‌تری از از فرار از پاسخگویی و حتی فرار از مسئولیت دیده می شود. این پرسش‌ها نشان داد که اگر فضای پرسش از رهبری در مطبوعات رواج داشت و و او ناگزیر به پاسخگویی بود ، چقدر افکار عمومی روشن تر از امروز بود.

خامنه‌ای می‌گوید: «شما خیال نکنید که حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب می‌کنم، همه‌ى برنامه‌هاى صدا و سیما را مى‌آورند، دانه‌دانه بنده نگاه کنم، امضاء کنم. نخیر، از خیلى از برنامه‌هاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم؛ از جمله، من راضى نبودم که از ماه اسفند، بلکه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرف‌هائى که زده شد و تظاهراتى که می‌شد و مجادلاتى که انجام می‌گرفت، از تلویزیون پخش شود، که متأسفانه تو تلویزیون پخش شد.»

او ضمن فرار از بار مسئولیتی که در قبال این رسانه دارد ، نشان می دهد که همین حد از ارائه اخبار را هم نمی پسندد و معتقد است که صدا و سیما باید سانسور بیش تری اعمال می کرد . پاسخ های خامنه ای به پرسش های این جوان نخبه تصور او را از رسانه نشان می‌دهد؛ صدا و سیما باید بیش تر سانسور شود و بیش تر تبلیغ کند!

=========
پیوندهای مرتبط:

» انتقاد شجاعانه دانشجوی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی از رهبری
سید مهدی اروندی
ادامه مطلب ...

نوزده اسیر مراسم دعای کمیل همچنان در چنگال کودتاچیان هستند

0 نظرات
«نوزده اسیر مراسم دعای کمیل همچنان در چنگال کودتاچیان هستند»

ادامه راه سبز«ارس»: یک هفته از هجوم ناجوانمردانه عوامل کودتا به دعای کمیل جوانانی که برای آزادی دوستان و یاران دربندشان دست دعا و استغاثه بر آسمان بلند کرده بودند، می گذرد.

اسیران کمیل سبز

جوانانی که تنها جرمشان خواندن دعای کمیل بود، جوانانی که به جرم زیاده خواهی! آنهم از نوع آزادی هم قطارانشان گرفتار میله های ظلم و جور شده اند.

تلاش خانوادههای آنها برای اطلاع از وضعیت اسیران سبزشان تا به امروز به هیچ نتیجه ای نرسیده و تنها خبری که از آنها موجود است، به اولین روز بازداشت بازمی گردد که در تماس کوتاهی در اولین روز بازداشت به خانواده های خود اطلاع دادند که در زندان اوین هستند.

تنها خبری که می توان درخصوص 19 نفری که از جمع بیش از 71 بازداشت شده پنجشنبه گذشته با قاطعیت به آن استناد کرد، حضور همه آنان در زندان اوین است. خانواده های آنان تا امروز هیچگونه اطلاعی از اتهام و جرم فرزندان خود ندارند.

اسامی 19 تن از بازداشت شدگان دعای کمیل که از هفته گذشته هنوز آزاد نشده اند به شرح زیر است:

1- محمد کیانوش راد
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی
نماینده مردم اهواز در مجلس ششم

2- میثم وره چهر
عضو شاخه دانشجویی جبهه مشارکت ایران اسلامی
فرزند شهید وره چهر

3- محمدحسن خوربک
عضو شاخه دانشجویی جبهه مشارکت ایران اسلامی

4- اسماعیل صحابه
عضو شاخه دانشجویی جبهه مشارکت ایران اسلامی

5- محمد تقی رمضان زاده
برادر عبدالله رمضان زاده قائم مقام دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی

6- ابراهیم شیرکوند
پسر سعید شیرکوند عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی

7- سعید نورمحمدی
عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی

8- داور میر
رئیس کمیته روستایی ستاد مهندس موسوی
نائب رئیس جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه کرج

9- عطا تهرانچی
عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی

10- سعید قریشی
عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی

11- ایمان میراب زاده
برادر همسر سیدشهاب الدین طباطبایی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی

12- امید میراب زاده
برادر همسر سیدشهاب الدین طباطبایی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی

13- اشکان مجللی
عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی

14- محمد شکوهی
عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی

15- هادی حیدری
عضو کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی

16- امین شیرزاد
فعال دانشجویی دانشگاه صنعتی امیر کبیر
فرزند احمد شیرزاد عضو موسس جبهه مشارکت ایران اسلامی و نماینده مردم اصفهان در مجلس ششم

17- مهدیه مینوی
عضو شاخه زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی

18- محبوبه حقیقی
عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی

19- محمدجواد مظفری

یادآور می شود، در هجوم نیروهای امنیتی به مراسم دعای کمیل که در منزل پدر همسر شهاب طباطبایی، عضو در بند شورای مرکزی جبهه مشارکت برگزار شده بود، 71 نفر از مردم مومن که در مراسم دعا حضور داشتند، بازداشت شدند.
ادامه مطلب ...

تماس هنگامه شهیدی پس از ۱۲۱ روز بازداشت با مهدی کروبی

0 نظرات

تماس تلفنی هنگامه شهیدی با مهدی کروبی ار اوین


ادامه راه سبز«ارس»: :هنگامه شهیدی، مشاور امور زنان ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در انتخابات اخیر روز گذشته پس از ۱۲۱ روز بازداشت موقت، از زندان اوین با مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی تماس گرفت.

به گزارش نوروز، دبیرکل حزب اعتماد ملی در این تماس تلفنی ضمن ابراز نگرانی از وضعیت هنگامه شهیدی و دلجویی از او ابراز امیدواری کرد که این روزنامه نگار و فعال حقوق بشر به زودی آزاد شود.

هنگامه شهیدی که در بند عمومی به سر می برد، از حمله به کروبی در نمایشگاه مطبوعات مطلع شده و به همین دلیل با او تماس گرفته بود. او ضمن احوالپرسی از کروبی در گفتگو با شیخ اصلاحات تاکید کرد که "مانند این یار و یاور امام راحل در جهت حرکت در مسیر آرمان های امام قدم برداشته است و در این مسیر همانند کروبی ثابت قدم و استوار خواهد بود."

هنگامه شهیدی در روز نهم تیرماه و پس از کودتای انتخاباتی اخیر بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. این روزنامه نگار و فعال امور زنان در روز چهارم آبانماه با فریب وعده آزادی به سازمان زندانها تحویل داده شد.

شهیدی از روز سوم آبانماه دست به اعتصاب غذا و دارو زده است. او که به خاطر شرایط سخت زندان به بیماری های جسمی و روحی مبتلا شده است، روزی 28 عدد انواع قرص مصرف میکند که اعتصاب دارو و غذا در این شرایط برای او خطرناک است.
ادامه مطلب ...

محمد قوچانی از اسارت کودتاچیان رها شد

0 نظرات
محمد قوچانی از اسارت کودتاچیان رها شد.


محمد قوچانی روزنامه‏نگار و سردبیر روزنامه اعتماد ملی بامداد روز جمعه پس از ۱۳۱ روز اسارت از زندان آزاد شد.


به گزارش پایگاه خبری تغییر، محمد قوچانی که بامداد روز شنبه ۳۰ خرداد توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود و تمام مدت اسارت خود را در بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرد، ساعت ۲ نیمه شب جمعه ۹ آبان او را روبروی یک آژانس رها کردند.

محمد قوچانی، سردبیر روزنامه توقیف شده اعتمادملی پس 131 روز بازداشت بامداد روز جمعه هشتم آبان از زندان آزاد شد.

آقای قوچانی یک هفته بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری در روز شنبه سی‌ام خرداد بازداشت شده بود.

سردبیر روزنامه اعتمادملی یکی از بازداشت‌شدگانی بود که در یکی از چهاردادگاه برگزار شده برای متهمان انتخابات ریاست‌جمهوری حاضر شد.

به نوشته سایت تغییر که به مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتمادملی نزدیک، آقای قوچانی ساعت دو بامداد در برابر «یک آژانس» رها شده است. همچنین به گزارش ایلنا برای آزادی آقای قوچانی 100 میلیون تومان وثیقه گذاشته شده است.

آقای قوچانی پیش از سردبیری روزنامه اعتمادملی، سردبیر مجله توقیف شده «شهروند امروز» و روزنامه‌های شرق و هم‌میهن بود.

روزنامه اعتماد ملی روز دوشنبه 26 مردادماه پس از انتشار نامه مهدی کروبی درباره تجاوز و آزار و اذیت زندانیان در بازداشت توسط دادستانی تهران توقیف موقت شد.

در طول بازداشت آقای قوچانی این روزنامه بدون سردبیر منتشر می‌شد.

به گفته مریم باقی، همسر آقای قوچانی، تا تاریخ 17 شهریور با وجود آنکه دادستان اجازه آزادی آقای قوچانی را صادر کرده است، اما بازپرس با آزادی او مخالفت کرده است.

خانم باقی در مصاحبه با سایت نوروز گفته بود: اینک در حالی‌که حکم آزادی برایش صادر شده و هیچ قرار جدیدی به او ابلاغ نشده است و بدون قرار و به صورت غیرقانونی نگه داشته شده، بیش از 10 روز است که تحت بازجویی‌های فشرده و طولانی مدت با انتقال به بند 240 زندان اوین قرار دارد و سپس به بند 209 بازگردانده می‌شود.

محمد قوچانی یکی دیگر از بازداشت‌شدگانی است که پس از تحمل بیشتر از چهار ماه بازداشت در هفته‌های اخیر آزاد شده است.

مازیار بهاری، روزنامه‌نگار مجله نیوزویک نیز هفته گذشته آزاد و سپس از کشور خارج شد.

ادامه مطلب ...

خلاصه اخبار گویا: پنجشنبه ۰۷ آبان

0 نظرات
اخبار شنیداری روزانه


- آیا رسانه ملـی، میـلی شـده؟
- فرصت خوانـدن اخبـار را ندارید؟
- می‌خواهید از اخبار آگاه شوید؟
- پس با اخبـار گویـا با ما باشید!



«خلاصه اخبارگویا: پنجشنبه ۰۷ آبان ۱۳۸۸»

دانلود:‌
اینجا~۲مگ

ادامه مطلب ...

سعيد رضوي فقيه: سيزدهم آبان؛ روز مبارزه با استبداد داخلي و استكبار جهاني

0 نظرات
سعيد رضوي فقيه:
سيزدهم آبان؛ روز مبارزه با استبداد داخلي و استكبار جهاني



ادامه راه سبز«ارس»: سعيدرضوی فقيه فعال دانشجویی و روزنامه نگار اصلاح طلب ایرانی است. سابقه فعالیت در روزنامه‌های اصلاح طلب صبح امروز، بهار، دوران امروز، بنيان، نوروز، ياس نو و وقايع اتفاقيه را داشته است.وی که عضو شورای سردبیری روزنامه یاس نو بود در مرداد ۱۳۸۲ به حکم سعید مرتضوی و بدلیل مقالاتی که در اعتراض به صدور حکم اعدام برای هاشم آغاجری در مطبوعات منتشر کرده بود در همان ایام بازداشت و بیش از دو ماه را در انفرادی گذراند. وی دو دوره در طی سالهای ابتدایی دهه هشتاد بعنوان عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شد.

او که دارای مدرک دکتری فلسفه از دانشگاه تربيت مدرس تهران است برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری در رشته‌ای دیگر به فرانسه عازم شد و در آنجا نیز در مهر ۱۳۸۵ بعنوان دبير اتحادية انجمن‌های اسلامی دانشجويان در اروپا انتخاب گرديد. گرچه پس از چندی محافظه کاران عضو انجمن طی انتخاباتی دیگر وی را از دبیری خلع کردند. در ایام انتخابات در ستاد مهدی کروبی فعال، و به عنوان سخنگوی ستاد انتخاباتی کروبی فعالیت می کرد. اكنون كه وي ناگزير در ايران بسر مي برد نزد وي رفتيم تا تحولات اخير را چه در بستر دانشگاهها و چه در بستر جامعه مورد بررسي قرار دهيم.


جنابعالی مدتی است که در ایران هستید ولی ظاهرا تحصیل شما به اتمام نرسیده است دلیل ماندگاری شما در ایران چیست؟

از تاريخ هشتم بهمن سال پيش كه وارد تهران شدم تاكنون كه نه ماه از آن مي گذرد همچنان ممنوع الخروجم و گذرنامه ام نيزتوقيف است و به رغم آنكه دو بار تاريخي براي رسيدگي به پروندۀ اتهامي ام مقرر و از طريق ارسال برگۀ احضاريه به من اعلام شده هيچگاه جلسۀ دادرسي برگزار نشده و هر باراين امر به زماني ديگر موكول گرديده است و فعلا نيز منتظر سيزدهم ديماه به عنوان سومين تاريخ مقرر براي دادرسي هستم و در اين مدت علاوه بر مشكلات متعدد شخصي و خانوادگي مشكل ادامۀ تحصيل نيز دارم زيرا همانگونه كه شما اشاره كرديد تحصيلاتم در كشور فرانسه هنوز به پايان نرسيده و من قانونا فقط تا پايان تابستان سال آينده براي ارائۀ پايان نامه و دفاع از آن مهلت دارم. با اينهمه اين مشكلات را در كنار صدماتي كه بويژه در ماههاي گذشته به برخي هموطنان از جمله دوستان وهمراهانمان وارد آمده بسيار ناچيز مي انگارم و اميدوارم كه در درجۀ اول خداوند زمينۀ رهايي دوستان و هموطنان بي گناهمان را فراهم كند.

پس از انتخابات حمله گسترده ای به جنبش دانشجویی صورت گرفته است به اعتقاد شما دلیل آن چه می تواند باشد؟

طي سال هاي گذشته و اساسا بعد از دوم خرداد هفتاد وشش ما هميشه شاهد برخورد با جريانات و تشكلهاي دانشجويي بوده ايم و اين مسئله تازگي ندارد. حادثۀ هيجدهم تيرماه هفتادوهشت ، دستگيري هاي گستردۀ فعالان دانشجويي در سال هشتاد و دو، پروژه هايي نظير ايجاد انشقاق در دفترتحكيم وحدت ياجنجال برسر نشريۀ موج و امثال اينها همگي در جهت ايجاد رعب و وحشت در محافل دانشجويي ياكاهش تاثيرگذاري جريانات دانشجويي بر روند تحولات سياسي واجتماعي در كشور صورت گرفته است. اين تاثير گذاري چه در شكل گيري حادثۀ دوم خرداد و چه در تداوم آن در قالب يك جنبش اصلاحي كاملا آشكار بود و طبيعي مي نمود كه در كنار برخورد با مطبوعات مستقل نوپا به عنوان يك ركن توسعۀ فرهنگي-سياسي با جريانات دانشجويي نيز كه در آن زمان نقش فعالي در طرح مطالبات اصلاح طلبانه و گسترش و توزيع مفاهيم نو در فضاي دانشگاه و جامعه داشتند برخوردهايي صورت بگيرد. متاسفانه اين برخورد ها در كنار عواملي ديگر موجب شد كه آرام آرام ازنيمۀ دوم سال هشتاد و يك به بعد جريانات دانشجويي ابتدا دچار نوعي دوگانگي شخصيتي و نوسان بين راديكاليسم و بي عملي شوند و در نهايت نيز پس از انتخابات مجلس هفتم به انفعال و رخوت كشيده شوند. عدم حضور و فعاليت جدي دانشجويان در انتخابات رياست جمهوري سال هشتاد و چهار در مقايسه با انتخابات اخير يا دوم خرداد اين تفاوت معنادار در رفتار سياسي جامعۀ دانشجويي ايران را بخوبي نشان ميدهد.

با اين وصف شما معتقديد كه دانشجويان همچون دوم خرداد نقش موثري در انتخابات اخير داشتند؟

مسلما. طي چهارسال گذشته با توجه به نبود چترهاي حمايتي براي روشنفكران،روزنامه نگاران ودانشجويان نظير آنچه درزمان مجلس ششم ودولت خاتمي وجود داشت برخوردهاي قضايي امنيتي با اين اقشار شدت و حدت بيشتري يافت و از جمله تضييقات و محدوديتهاي بيشتري براي دانشجويان ايجاد شد. اين مسئله دركنارعوامل ديگر سبب فعال شدن دوبارۀ كانونهاي دانشجويي شد كه نقطۀاوج آن هم انتخابات اخير بود. همه شاهد بودند كه ازمدتها قبل دانشجويان با درس آموزي از تجربيات گذشته خودرابراي حضورفعال در انتخابات اخيرآماده كردند و حتي پيش از اعلام رسمي حضور نامزدها در اين عرصه جريان هاي دانشجويي به رايزني با افراد شايسته براي رياست جمهوري پرداختند تا آنها را به ثبت نام ترغيب نمايند. اين حضور دوباره سبب شد كه وزارت علوم دولت نهم محدوديت هاي بيشتري براي دانشجويان اعمال كند كه ازجمله مي توان به غيرقانوني اعلام كردن دفتر تحكيم وحدت شاخۀ علامه و انحلال انجمن هاي اسلامي تابع آن و نيز اعلام ممنوعيت فعاليت هاي انتخاباتي در دانشگاهها اشاره كرد. بستن درهاي دانشگاههاي گرگان، همدان و اميركبيربه روي آقاي كروبي از جمله اقدامات در همين زمينه بود.

به هرحال وبه شكلي كه شايد خيلي انتظار نمي رفت دانشگاه و كانونهاي دانشگاهي در جريان انتخابات اخير فعال شدند و پس از يك دورۀ نسبتا طولاني شكاف ميان رهبران سياسي اصلاح طلب و جوانان و دانشجويان دوباره پيوندي ميان آنان برقرار شدو وجوانان و دانشجويان به محوراصلي و حتي موتور محركۀ كارزارهاي انتخاباتي بدل شدند. نكتۀ جالب در اين ميان آن بود كه اولاپيش بيني اقبال لايه هايي از جامعۀ جوان ايران با گرايش ها و سليقه هاي خاص سياسي فرهنگي به دو نامزد اصلاح طلبان و ثانيا پاسخگويي اين دو نامزد با توجه به شاكلۀ شخصيت فكري-سياسي ايشان به مطالبات اين دسته از جوانان كمي دشوار مي نمود اما هرچه به روز انتخابات نزديكتر مي شديم همگرايي دو جانبۀ نامزدها و جوانان شور وشتاب بيشتري مي يافت تا جايي كه طي دو هفته مانده به برگزاري انتخابات ايران و بويژه تهران ميتينگهاي انتخاباتي بي سابقه اي را تجربه كرد كه شايد بتوان گفت در تمام سي سال حيات جمهوريت در ايران بي سابقه بود. ميتينگهايي كه تا نيمه هاي شب ادامه مي يافت و متن آن را هم جوانان تشكيل مي دادند. بالطبع اين وضعيت روز انتخابات و پس از آن هم ادامه يافت و هنگامي كه اعتراضات به اعلام نتايج آغاز شد باز هم جوانان و دانشجويان در متن حادثه بودند وبا ايجاد يك جنبش گستردۀ اعتراضي موجب شدند نتيجۀ دلخواه برخي از برگزاري يك انتخابات مسئله دار متحقق نشود. با اين اوصاف طبيعي است كه برخورد با دانشجويان به عنوان استخوان بندي اصلي جنبش جوانان كه نقش اصلي را درايجاد و تداوم حركتهاي اعتراضي داشتند شدت بگيرد چرا كه بدون حضور جوانان و دانشجوياني كه بصورت خودجوش و با انرژي و انگيزۀ غير منتظره اعتراضات را سازماندهي مي كردند و تداوم مي بخشيدند ما الان واقعيتي بنام جنبش سبز نداشتيم و بحران مشروعيت تا مغز استخوان دستگاه حاكم نفوذ نمي كرد.

بنابراين شما جنبش دانشجويي را خالق جنبش سبز مي دانيد در حاليكه بنظر مي رسد جنبش سبز نيز مي توانسته آثار مستقلي بر جنبش دانشجويي داشته باشد؟

همچنان كه پيش از اين گفتم جنب و جوش دوبارۀ جريانات دانشجويي اساسا به قبل از انتخابات باز مي گردد و همين حضور پر تحرك دانشجويان و جوانان از جمله اسباب داغ شدن بازار انتخابات شد و بسياري معادلات را پيش و پس از انتخابات به هم زد و نقطۀ عطفي در تاريخ معاصر ما ايجادنمود.با اينهمه شكل گيري جنبش سبز با مشخصه ها و مولفه هاي خاص خود مي تواند موجبات جهت دهي به جنبش دانشجويي و تداوم و استمرار آن را فراهم كند به اين معنا كه حالا ديگر جنبش دانشجويي چشم انداز وشعارها و مطالبات مشخص و تعريف شده اي دارد كه در گسترۀ ملي به خوبي جا افتاده اند و با توجه به حوادث اخير انگيزه هاي لازم براي پيگيري اين مطالبات و طرح اين شعارها موجود است. از طرف ديگر از آنجا كه ما با يك جنبش فراگير ملي مواجهيم جريانات دانشجويي و نيز جوانان از اعتماد به نفس بيشتري برخوردار هستند و بطور طبيعي تهديد يا توسل به سركوب موجب ترس و انفعال آنها نخواهد شد.

اما جنبش دانشجويي همواره از يك رهبري و تشكيلات برخوردار بوده است و از زمان پیروزی انقلاب اسلامي تا كنون همواره اين تشكلها بودند كه اين جنبش را هدايت مي كردند اما در شرايطي كه كليه تشكلهاي دانشجويي از سوي حاكميت تعطيل و يا تحت كنترل قرار دارد اين جنبش چگونه هدايت مي شود؟

اتفاقا نكتۀ اي كه بايد مورد اشاره قرار گيرد و به گمانم بسيار مهم و تعيين كننده است همين سئوال است. در مسير حوادث قبل و بعد از انتخابات در ميان جوانان و بويژه دانشجويان سازماندهي هاي خودجوش خارج از چارچوب تشكل هاي سابق شكل گرفت. هسته هاي ارتباطي كوچك در ميان دوستان و همكلاسي ها و هم دانشكده اي ها به سرعت در بستر جنبش توسعه يافت و به شبكه هاي خودجوش در ابعاد وسيعتر تبديل شد كه همه استعداد و توان خودرا براي حفظ و تداوم جنبش و ايجاد ارتباط با ديگران و غلبه بر محدوديتهاي حوزۀ اطلاع رساني به كار مي گيرند. در واقع اين شبكه هاي خودجوش هم تشكل هاي سنتي و هم احزاب را در اين زمينه پشت سر گذاشته اند و حتي بسياري از اتفاقات پس از انتخابات ابتكار همين ها بوده است. اگر اينها نبودند دستگاه حاكم بسادگي مي توانست ستادهاي نامزدهاي اصلاح طلب و احزاب و سازمانهاي حامي شان را متلاشي و خودشان را منزوي كند اما خوشبختانه اين جنبش خودجوش اين نقشه ها را نقش بر آب كرد. اما متاسفانه عده اي هنوز فكر مي كنند اين جنبش عظيم ملي با تحريك و توطئۀ چند نفر شكل گرفته و بنا براين بادستگيري اين چند نفر مي توان غائله را ختم كرد در صورتي كه اينگونه اقدامات مي تواند به راديكالترشدن جنبش و سوق آن به سمت و سوهاي پيش بيني ناپذير منجر شود. در هر صورت گمان مي كنم در آينده نزديك با هويت جديدي از جنبش دانشجويي مواجه باشيم كه از چهره ها و قالب هاو پيوندهاي سنتي اينگونه جريانات متمايز باشد و به صورت شبكه هاي ارتباطي غير رسمي بكوشد حضور و واقعيت خود را در عرصه عمومي اثبات كند و اين مسئله ممكن است اساسا آرايش نيروهاي اجتماعي و سياسي را در سطح جامعه به هم بزند كه البته بحث در اين باره هنوز زود است ونياز به مشاهدات و مطالعات بيشتر و جدي تر دارد.

ايا شما تفاوتي ميان جنبش دانشجويي در پيش و پس از انتخابات قائل نيستيد؟

اساسا شاكله جنبش دانشجويي پس از پيدايش جنبش ملي سبز از جريانات دانشجويي قبل از انتخابات متفاوت است. نيروهاي تازه با ديدگاهها و سليقه هاي تازه و با شيوه هاي ارتباطي تازه تولد يك جريان سياسي-اجتماعي جديد را در صحنه تحولات ايران اعلام خواهند كرد كه مي تواند مسير تحولات را بطور جدي تغيير دهد.

خواسته هاي جنبش دانشجویی را با مواضع رهبران جنبش سبز تا چه میزان منطبق می دانید؟

به نظرم ميان خواسته ها و ديدگاههاي مجموعه افراد و جرياناتي كه در جنبش سبز حضور دارند انطباق و همپوشاني كامل وجود ندارد و اين جنبش چه در داخل و چه در خارج از كشور گروهها و طيف هاي بسيار متنوعي را در برمي گيرد كه بيشتر اشتراكاتشان سلبي است و مشتركات ايجابيشان نيز بعضا مبهم است كه تفسير و تاويل آنها مي تواند مناقشه بر انگيز باشد. به گمانم حتي در جريان انتخابات هم ميان مواضع و برنامه هاي نامزدهاي اصلاح طلب و نيز پيشينه و شاكله شخصيت سياسي شان با پايگاه اجتماعي جذب شده در هفته ها و روزهاي باقي مانده تا انتخابات نوعي ناهمخواني وجود داشت كه بيشتر ناشي از شرايط سياسي ايران است. در واقع نامزدهاي اصلاح طلب در تعامل دو جانبه با هواداران خود بطور طبيعي در حال تاثيرگذاري و تاثيرپذيري مداوم بودند و اين موضوع پس از انتخابات و شروع اعتراضات مضاعف شد چرا كه طيف هاي هوادار هردونامزد و البته با تندي بيشتري كه ناشي از فضاي اعتراضي بود در هم آميخته شدند و به يك جنبش سراسري شكل دادند. البته هوشياري مردم و رهبران در اين ميان تعيين كننده بود و آنها به سمت حركات يا موضعگيري هاي عصبي و واكنشي كشيده نشدند بلكه برعكس با خويشتنداري و آرامش و عقلانيت روي خط اعتدال البته از موضع اقتدار پابرجاماندند. اما بهرحال ما نيازمند آنيم كه خواسته ها و شعارها و برنامه هاي جنبش بصورت كاملا شفاف صورت بندي و ارائه شود تا هركسي خواسته ها و منويات شخصي خود را به كل جنبش تعميم و تسري ندهد. در اين زمينه رهبران شناخته شده جنبش بزرگترين مسئوليت را به عهده دارند چرا كه جنبش با نام آنان شناخته مي شود. آنها بايد فعال تر و شفافتر با مقوله مطالبات و شعارها و برنامه ها برخورد كنند و به معناي واقعي كلمه به هدايت و رهبري جنبش بپردازند وبا عرضه تحليل واقع بينانه از شرايط موجود به تدوين برنامه و سپس سازماندهي براي تداوم حركت اقدام كنند در غير اين صورت شكاف ميان خواسته ها و ديدگاههاي طيف هاي مختلف كه ناشي از تفاوت هاي طبقاتي و اجتماعي و فرهنگي در طيف هاي مختلف جنبش است مي تواند به سرخوردگي يا بروز چند دستگي منجر شود. به نظر مي رسد رهبران توان و امكان اقناع بدنه جنبش را در زمينه برنامه ها و شعارهاي معتدل و واقع بينانه دارند كه در عين شفافيت مورد توافق حداكثري قرار گيرد. اين برنامه ها بايد هرچه سريعتر وبطور مشخص اعلام شود و جنبش از روزمرگي به سمت سازماندهي و برنامه ريزي درازمدت پيش برود.

13 آبان در پیش است حرکت جنبش دانشجویی در این روز را چگونه پیش بینی می کنید؟

شايد اتفاق مهمي در شرف وقوع باشد مثل بيست و پنجم خرداد يا روزقدس اما هنوز هيچ چيز بطور قطعي و دقيق قابل پيش بيني نيست. ظاهرا مردم و بويژه جوانها راه ابراز اعتراض را يافته اند. حال كه مجوز راهپيمايي به خودآنها داده نمي شود آنها در راهپيماييهاي مجوز دار حضور مي يابند و خود را معرفي مي نمايند. تجربه آخرين نماز جمعه به امامت آقاي رفسنجاني و روز قدس نشان مي دهد كه دستگاه حاكم در برابر اين تاكتيك هم دچار ترس و عصبانيت مي شود و هم دچار ياس و استيصال. دچار ترس و عصبانيت مي شود چون قدرت نمايي معارضان را مي بيند و دچار ياس و استيصال مي شود چون كاري از دستش بر نمي آيد و تداوم اين وضعيت را موجب فرسوده شدن توان و ريزش نيروهاي خود از يك سو و تثبيت موقعيت جنبش و تقويت روحيه راس و بدنه آن مي يابد.

با توجه به اينكه سيزده آبان امسال روز غير تعطيل است و دانشگاهها برقرارند و در عين حال چون راهپيمايي رسمي دانشجويي برگزار مي شود همه دانشجويان دانشگاهها امكان حضور در مراسم را دارند به نظر مي رسد جمعيت انبوه جوانان و دانشجويان جنبش سبز همه را غافلگير كند.


برخي رهبران جنبش سبز ايراداتي را به برخي شعارهاي مطرح شده در تجمعات مطرح ساخته اند نظر شما در اين زمينه چيست؟

من با رهبران جنبش در اين زمينه هم عقيده ام. از يك نكته مهم نبايد غفلت كرد و آن اينكه مثل روز قدس شعارهاي نسنجيده يا انحرافي و نا هماهنگ نبايد مطرح شود. من گمان مي كنم نبايد از سويه ديگر بام سقوط كنيم و نسبت به هر موضع يا شعار دستگاه حاكم واكنشي عمل نماييم. برخي از كساني كه مي خواهند به طور شتابزده روز سيزده آبان را روز دوستي و آشتي با امريكا اعلام كنند به جنبش سبز ضربه مي زنند همچنانكه شعار نه غزه نه لبنان در روز قدس به ما ضربه زد. صرف نظر از اينكه اينگونه شعارها اخلاقي و اصولي هم نيست و با طرفداري ما از حقوق بشر در تناقض است. در هر صورت نبايد بر بسياري فجايع قرن گذشته و سالهاي گذشته در كشورهاي مختلف چشم دوخت و با خط كشي هاي غير دقيق حدود و مرزها را مخدوش كرد و به ورطه شعارهاي بازاري سقوط كرد. بايد روز سيزدهم آبان را به عنوان روز مبارزه با استبداد داخلي و استكبار جهاني فرصتي براي همبستگي هرچه بيشتر مردم كرد. نبايد چشم خود را بر آلام و مصيبت هاي مردم رنجديده عراق و افغانستان وفلسطين ببنديم و كاسه تكدي دوستي جلوي كساني بگيريم كه اگر منافعشان اقتضا كند با ما همان خواهند كرد كه بامردم ويتنام يا شيلي و روآندا. روي هم رفته نبايد پايه هاي فكري جنبش سبز را در هيجانات سطحي و زودگذر فراموش كنيم و از اين طريق آنرا بي پشتوانه و آسيب پذير سازيم.

ادامه مطلب ...

انتقاد شجاعانه دانشجوی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی از رهبری

0 نظرات
انتقاد شجاعانه دانشجوی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی از رهبری

ادامه راه سبز(ارس): روز چهارشنبه در دیدار نخبگان با رهبری پس از ایراد سخنان تعریف و تمجید که هرساله در این دیدارها از رهبر انجام می‏شود، یکی از دانشجویان ریاضی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی ریاضی با شجاعت از میان جمع برخاسته و خواستار اجازه صحبت در پشت تریبون شده است. علی رغم واکنش منفی گردانندگان برنامه که سعی در ساکت کردن این دانشجو داشتند، بالاخره رهبری به وی اجازه صحبت داد که درادامه این دانشجو حدود 20 دقیقه به انتقادات صریحی از نظام و شخص رهبری پرداخت.

به گزارش موج سبز آزادی این دانشجوی شجاع انتقادهای خود را در چهار بخش دسته بندی کرده بود و در تمام چهار مورد با اظهارات خود شخص رهبری را مورد انتقاد قرار داد. اظهارات وی گاه با تشویق‏های بریده حاضرین همراه بوده که برای مدتی جلسه را از روال «از پیش تعین شده» خارج کرد به طوری که دوربین‏های صداوسیما را نیز برای دقایقی خاموش کردند. انتقادات وی از رهبری شامل چهار بخش زیر بود:

1- انتقاد از صداوسیما بخاطر وارونه جلوه دادن حوادث پس از انتخابات، تحریک هر چه بیشتر مردم و تخریب چهره‏های موجه و مورد علاقه مردم؛ وی با بیان اینکه رییس صداوسیما توسط رهبر انتخاب می‏شود، مسئولیت تمام اشتباهات صداوسیمای میلی را متوجه شخص رهبری دانست.

2- ایجاد فضای امنیتی برای رسانه‏ها و تعطیلی روزنامه‏های منتقد؛ وی با انتقاد از فضای امنیتی حاکم بر رسانه‏ها خواستار توقف روند تعطیلی روزنامه‏های منتقد شد و با بیان اینکه روزنامه‏ها باید بتوانند از رهبر هم انتقاد کنند روند حاکم بر مطبوعات را ویرانگر قلمداد کرد.

3-عدم امکان انتقاد از شخص رهبری در جامعه و اشاره به اینکه رهبر نیز مانند دیگر افراد جایزالخطاست و اینکه باید به متفکرین اجازه داده شود تا بتوانند از رهبر انتقاد کنند؛ وی با بیان اینکه اطرافیان رهبر از وی یک بت بزرگ ساخته اند از این روند به شدت انتقاد کرد.

4- وارد کردن انتقادات جدی به سیکل قدرت در جمهوری اسلامی ایران و ساختار شورای نگهبان و مجلس خبرگان؛ وی با اشاراتی صریح ساختار قدرت در کشور را مورد حمله قرار داد و اظهار داشت که این روند خطر بزرگی برای مردم‏سالاری دینی در جمهوری اسلامی است.

در واقع دلیل اصلی اینکه رهبری در چنین جلسه‏ای مجبور به بیان اظهاراتی در مورد وقایع پس از انتخابات شد انتقادات صریح این دانشجو بوده است. اخبار تایید نشده حاکی از این است که این دانشجو در پایان برنامه با برخورد نیروهای امنیتی مواجه شده است.

دفتر نشر آثار آیت‏الله خامنه‏ای در یادداشتی با عنوان «حواشی» دیدار با نخبگان علمی و فرهنگی در اینباره آورده است:

/...پس از آخرین نفری كه برای مطرح كردن دیدگاه‌های خود نوبت داشت، حاضران منتظر صحبت‌های رهبر انقلاب بودند كه ایشان از مجری برنامه می‌پرسند: «از دوستانی كه قرار بوده صحبت كنند، كسی باقی ماند؟» مجری می‌گوید: «اگر شما اجازه اجازه بدهید، همه‌ی جمع هزار نفره‌ای كه این‌جا هستند، دوست دارند صحبت كنند...» همه می‌خندند. در این میان چند تن از دانشجویان از میان جمعیت، خواستار فرصتی برای بیان صحبت‌هایشان شدند. این حركت با واكنش برخی برگزاركنندگان مراسم روبرو شد كه آن‌‌ها را دعوت به نشستن می‌كردند، اما رهبر با اشاره به یكی از همان جوانها گفتند: «آن آقایی كه ایستاده بودند و نشاندن‌شان! شما بفرمائید...» دانشجوی جوان بلند شد و شروع كرد به حرف زدن. صدایش از آن‌جا به گوش رهبر نمی‌رسید؛ پشت تریبون آمد و پس از معرفی خود، سخنانش را آغاز كرد. حرف‌هایش نسبت به سخنران‌های قبلی رنگ و بوی دیگری داشت.

ابتدا از عملكرد صدا و سیما پیرامون حوادث اخیر انتقاد كرد و با بیان مثالی از رهبر پرسید: «آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از كشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و كاریكاتورگونه؟ آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی كه به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟

آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی كه از افراد می‌كند و یا رویدادهایی كه روایت می‌كند، وفادارانه و منصفانه است؟»

بخش دوم سخنان وی موضوع نقد رهبری بود. «من شاید چهار-‌پنج سال است كه به صورت جدی‌تر روزنامه می‌خوانم و مجلات را مطالعه می‌كنم. این مدت واقعاً به یاد نمی‌آورم كه مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم ... نقد رهبری را هم به شكل عمومی می‌شود مطرح كرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس می‌كنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و كینه می‌شود؛ مثلاً یك چیزی كه در ابتدا یك انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمی‌كند، ممكن است جنبه‌ی مغرضانه به خود بگیرد و كم‌كم بی‌انصافی هایی پیدا شود.» سخنانش طولانی شده بود. از آقا خواست تا باز هم ادامه دهد و پاسخ شنید: «من موافقم كه شما ادامه بدهید. وقت از اول هم تمام شده بود، ولی شما ادامه بدهید...»

تشكر كرد و این‌بار صحبت‌هایش را با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات ادامه داد: «اگر مقداری روش‌های اقناعی‌تر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمی‌كردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از این‌كه با نصیحت حاصل شود نتیجه‌ی رفتار مردم با حكومت و رفتار حكومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است.».../

ادامه مطلب ...

سخنان جدید رهبری؛ این بار نوبت کیست؟

0 نظرات
سخنان جدید رهبری؛ این بار نوبت کیست؟


با گذشت نزدیک به چهار ماه و ده روز از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری و به رغم تلاشهای رهبری نظام، روسای قوای سه گانه ، نهادهای نظامی و انتظامی و امنیتی، صدا و سیما و به کارگیری همه ابزارهای اقناعی و تهدیدی جمهوری اسلامی درفرونشاندن اعتراضات پس از انتخابات و عادی نشان دادن فضای سیاسی کشور و تلاش همه جانبه برای نمایش پایان گرفتن" فتنه" انتخابات، موضوع انتخابات همچنان موضوعی داغ هم در ایران و هم در خارج از مرزهای ایران محسوب می شود. هفته ای نیست که به مناسبت انتخابات دهم ریاست جمهوری برنامه، نشست، میزگرد یا کنفرانسی برگزار نشود و زوایای جدیدی از این حادثه سرنوشت ساز عیان نگردد. فضای دانشگاهها همچنان ملتهب و بحرانی ست و به تبع آن فضای عمومی کشور نیز در حالت عادی نیست. به رغم اختناق شدید خبری حاکم بر رسانه های مکتوب، هنوز می توان از لای سطور مطبوعات و ناگفته های مسئولین نظام به فضای پر التهاب اجتماعی و سیاسی کشور پی برد. همه چیز موید آنست که وجدان عمومی جامعه از نتیجه انتخابات قانع نشده و جامعه همچون آتشفشانی در آستانه فوران است. سخنان دیروز رهبر در دیدارجمعی از نخبگان سیاسی و فرهنگی هر چند دربرگیرنده یک تهدید بود، ولی بیشتر نشان از هراس و ترس رهبری حکومت از حرکت های اعتراضی مردم داشت. شاید بتوان این اظهارات را در آستانه ۱۳ آبان نشانه ای از اوج هراس رهبر جمهوری اسلامی از تجمع آینده سبزها در روز جهانی مبارزه با استکبار دانست.

جرم جدید!

مقام رهبری روز گذشته در دیدار نخبگان ، زیر سئوال بردن اصل انتخابات را بزرگترین جرم خواندند و با انتقاد از بی توجهی برخی به این جرم افزودند:" همان فردای انتخابات عده ای بدون دلیل و استدلال، آن انتخابات عظیم را دروغ خواندند آیا این جرم کمی است."

این اظهارات رهبری در حالیست که قانون مجازات اسلامی در ماده 2به تعریف جرم پرداخته و صراحتا گفته است:" ماده 2 - هر فعل يا ترك فعلي كه در قانون براي آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب مي شود.

بر این اساس،به لحاظ حقوقی ، در هیچ جای قانون، نفس اعتراض و زیر سئوال بردن انتخابات جرم شناخته نشده است. از طرف دیگر دامنه اختیارات رهبری که در اصل 110 قانون اساسی به تفصیل بیان شده، اجازه تصویب یا تفسیر قانون را بر عهده ایشان ننهاده که بتوان احراز یک وظیفه جدید را در حیطه اختیار ایشان تلقی نمود و این دو مهم(تصویب ) ازجمله اختیارات قوه مقننه وتفسیر در حدود اختیار مجلس و در مواردی دادستان(قوه قضاییه) می باشد. مضاف براینکه هیچ کس آن انتخابات را دروغ عظیم نخواند، بلکه معترضین،نتیجه انتخابات را دروغ عظیم تلقی کردند.


پیغام به صحنه گردانان

آیت الله خامنه ای با اعلام برخی مسائل پشت صحنه، به دادن پیغام به عناصرصحنه گردان در اولین ساعات پس از انتخابات اشاره کردند و افزودند: "در همان ساعات اول به آنها پیغام خصوصی دادم که شما در حال شروع برخی مسائل هستید اما دیگران از آن ها سوءاستفاده می کنند و شما نمی توانید ماجرا را کنترل کنید و همانطور هم شد. در حالیکه کسانی که وارد عرصه سیاست می شوند باید مثل شطرنج بازِ ماهر، حرکات و تغییرات بعدی عرصه را نیز محاسبه و پیش بینی کنند. ایشان با اشاره به سخنانشان در نماز جمعه پس از انتخابات افزودند:" ابتدا پیغام خصوصی و نصیحت لازم داده شد اما وقتی انسان ناچار می شود برخی مسائل را علناً نیز ابراز می کند."

این سخنان برای نخستین بار است که طی ماههای اخیر از جانب آیت الله خامنه ای بیان می شود.در حالیکه پیش از این میرحسین موسوی اعلام کرده بود که شب برگزاری انتخابات چندین بار تلاشش برای تماس با رهبری انقلاب جهت ابراز نگرانی از وقوع تخلفات گسترده انتخاباتی به نتیجه نیانجامیده وبرغم تلاش فراوان، موفق به گفتگو با رهبر انقلاب نشده است.

در حالیکه اظهارات شدیداللحن آیت الله خامنه ای پس از انتخابات در اولین نماز جمعه پس از انتخابات منجر به سرکوب گسترده مردم و اوج گرفتن بازداشت ها و فشارها بر معترضین گردید، تحلیلگران بر این باورند که اظهارات جدید آیت الله خامنه ای با هدف شدت عمل بخشیدن به دور جدید سرکوبها آغاز شده است. عملیاتی که نوک حمله آن متوجه سران جنبش سبز آقایان کروبی ،موسوی و خاتمی و حتی شاید در مرحله بعد هاشمی رفسنجانی می باشد.


مسئولیت تبعات و هرج و مرج

آیت الله خامنه ای در نخستین نماز جمعه پس از انتخابات، با اشاره به اینكه زورآزمایي خیاباني بعد از انتخابات در واقع به چالش كشیده شدن اصل انتخابات و مردم سالاري است، تأكید كردند:" از همه مي خواهم به این روش غلط خاتمه دهند كه اگر خاتمه ندهند مسئولیت تبعات و هرج و مرج آن، بعهده آنها خواهد بود."

ایشان افزودند:" برخي ها بدانند كه با حركات خیاباني نمي توان اهرم فشار بر ضد نظام بوجود آورد و مسئولان را وادار كرد تحت عنوان مصلحت زیر بار خواسته هاي آنها بروند چرا كه تن دادن به مطالبات غیر قانوني زیر فشار، شروع نوعي دیكتاتوري است."

ایشان خاطرنشان كردند:" اینگونه تصورات و محاسبه ها، اشتباه است و اگر این تصورات غلط، عواقبي هم پیدا كند مستقیما متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد بود كه اگر ضروري شد مردم آنها را در وقت لازم خواهند شناخت."


تکرار تهدیدها در قالبی جدید


به نظر می رسد اکنون با گذشت 4 ماه از این نماز جمعه، آیت الله خامنه ای که می بیند روز به روز پایه های اقتدارش ضعیف تر شده و بیشتر توسط مخالفان به چالش گرفته می شود، بار دیگر وارد میدان شده و با جرم تلقی کردن" زیر سوال بردن انتخابات"، ضمن اعلام دوباره حمایت خود از دولت، در پی آن است که مشت آهنین خود را به معترضین نشان دهد.

آیت الله خامنه ای در دیدار دیروز خود،" مواجهه کردن مجموعه ای از مردم با نظام و کشور را آنهم در حالیکه این مجموعه، صادقانه و بدون سوءنیت وارد میدان انتخابات شده بودند، خلافی بزرگ دانستند".

باید در انتظار نشست که گروه هدف این سخنان جدید آیت الله خامنه ای، طی روزهای آینده با چه حربه تازه ای برای سرکوب و محدود شدن، مواجه خواهد شد.


بازی شروع شد


به نظر می رسد اظهارات جدید محسنی اژه ای در جمع خبرنگاران در خصوص شكایت نمایندگان مجلس از میر حسین موسوي مبنی بر اینکه:" در تاریخ 29 مهرماه سال جاري دو تن از نمایندگان مجلس متن شكوائیه كه تعداد قابل توجهي حدود 100 نفر آن را علیه موسوي امضا كرده بودند تنظیم و به بنده ارائه كردند كه دادستاني كل كشور در این خصوص مشغول بررسي مطالب ارائه شده است."اولین واکنش و اقدام رسمی برای محقق کردن خواسته رهبری بعد از اظهارات روز گذشته ایشان است.

این درحالیست که محمدتقی رهبر در گفتگو با اعتماد، گفته:"اولاً این شکایت قدیمي است و مربوط به چهار ماه قبل است. اگر قرار بر این بود باید در همان زمان اوج بحران این شکایت هم طرح مي شد اما مساله این است که ما به عنوان نمایندگان مردم از این افراد شاکي هستیم که چرا هنوز به همان منوال عمل مي کنند، مرتباً بیانیه مي دهند و مصلحت نظام را رعایت نمي کنند.

محمد تقی رهبر شکایت علیه میرحسین موسوی را"هشداری" برای او و کروبی توصیف کرد تا از اعتراض دست بردارند و گفت"این شکایت در واقع هشداري است براي این آقایان که بیش از این همانند آنچه در روز قدس کردند، به التهاب دامن نزنند. از طرفي این شکایت به دادسرا مي رود و در آنجا همه در برابر قانون برابر هستند و اگر دلایل قانوني ما وارد بود که رسیدگي مي شود وگرنه رفع شکایت مي شود.

شاید نوار ویدیویی اخیر مهدی کروبی مبنی بر اینکه همچنان مقاومت خواهد کرد ودر تمام تجمعات آینده با اعلام قبلی حضور خواهد یافت، زنگ خطر را برای رهبری و حامیان دولت کودتا به صدا درآورده که باید سیاستی دگر را پیشه کنند.

بهاره آزادی
ادامه مطلب ...

جنبش سبز؛ زنده، پویا و موثر

0 نظرات
جنبش سبز؛ زنده، پویا و موثر


جنبش سبز مردم ایران، همچنان زنده و پویا و موثر، و البته توان‌مند، خودنمایی و جلوه‌گری می‌کند. این مدعا را می‌توان بر دلایل متعددی مبتنی ساخت؛ اما در این یادداشت تلاش می‌شود از راه «برهان خلف» ادعای مطرح شده، مستدل گردد.

قابل اشاره است که «برهان خلف» نوعی برهان غیرمستقیم و یکی از روش‌های اثبات در ریاضی و منطق محسوب می‎‌شود. در این روش، برای اثبات یک قضیه، ثابت می‌شود که خلاف آن قضیه یا نقیض آن، نادرست است. در اینجا، ادعای موردنظر یادداشت، یعنی تداوم توان‌مند و پویا و تاثیرگذار جنبش اعتراضی مردم ایران، با تکیه بر ادعای مخالفان جنبش و منتقدان سرسخت آن، به اثبات می‌رسد. یعنی اگر ثابت شود که مخالفان جنبش در ارزیابی خود به خطا رفته‌اند، مطابق برهان خلف، می‌توان مدعی ادامه یافتن اثرگذار و پرتوان جنبش سبز شد.

برای جلوگیری از اطاله‌ی کلام، به آنچه در همین چند روز گذشته (هفته‌ی نخست آبان ماه) و به‌خصوص در مورد و پیرامون احتمال حضور معترضان در مراسم 13 آبان، مطرح شده است، بسنده می‌شود.

مخالفان جنبش سبز، معترضان را «خس و خاشاک» می‌خوانند و تنها بخش ناچیزی از شهروندان ایران می‌دانند. اما آیا آنچه می‌گویند، با آنچه که به‌صورت غیرمستقیم بروز می‌دهند، یکی است؟

سردار احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی که نیمه‌ی مهرماه گذشته در اظهارنظری تصریح کرده بود: «ما با جنبش سبز یا از جنبش دیگری اگر در چارچوب قانون باشد مشكلی نداریم و حتی اگر غیرقانونی باشد آن را تا مرز آشوب تحمل می‌كنیم اما اگر به آشوب و اغتششاش كشیده شود نیروی انتظامی برخورد می‌كند»؛ چند روز پیش (سوم آبان) با مشخص‌شدن احتمال حضور برجسته‌ی معترضان در مراسم مزبور، تاکید کرد: «‌باید برای هر تجمعی در روز ۱۳ آبان مجوز قانونی دریافت شود.» احمدی‌مقدم هشدار داد که «از اقدامات غیرقانونی جلوگیری خواهد شد و با متخلفان برابر قانون برخورد می‌شود.»

در اظهارنظرهای قابل تامل دیگر در هفته‌ی اخیر، سردار محمدعلی جعفری، فرمانده كل سپاه پاسداران به‌تصریح و تلویح، از کیفیت وجود و تداوم حضور معترضان و وضع جنبش سبز، سخن گفت: «نمی‌توانیم بگوییم فتنه‌ها كاملا سركوب شده و شعله‌های آتش آن خاموش شده است.» سردار جعفری البته ضمن بیان این دیدگاه، تصریح کرد: « هیچ فردی جرات بیان اینكه نظام جمهوری اسلامی باید از بین برود را ندارد و كسی به خود جرات نمی‌دهد اصل نظام و شكل آن را مورد تحریم قرار دهد و از بین ببرد.» (6 آبان) این مقام ارشد نظامی همچنین در اظهارنظری دیگر تاکید کرده است: «جنگ دشمن امروز در جبهه نرم تجلی پیدا كرده است لذا استفاده از ذخیره عظیم دوران هشت سال دفاع مقدس احساس می‌شود.» (3 آبان)

بر آنچه ذکر شد، باید موارد زیر را نیز افزود:

نخست عدم حضور معنادار محمود احمدی‌نژاد در آنچه با عنوان «جشنواره مطبوعات» برگزار شد. وی برای نخستین بار در این مراسم حاضر نشد. ارزیابی امنیتی از وضع نمایشگاه و حضور بالقوه‌ی معترضان و «سبزها» بی‌شک یکی از مهم‌ترین دلایل این عدم‌حضور محسوب می‌شود.

افزون بر اینها، استانداری تهران تاکید کرده است: «هیچ تقاضایی برای مجوز روز 13 آبان به استانداری تحویل داده نشده است.» (5 آبان) اظهارنظری که آشکارا می‌کوشد تصریح نماید هر حضور اعتراضی، غیرقانونی است.

این تاکید را می‌توان در کنار اظهارنظر یاد شده از فرمانده کل نیروی انتظامی نشاند، و نیز سخنان جدید سردار رادان، جانشین وی. روز گذشته، رادان تصریح کرد: « نیروی انتظامی حركت در مدار قانون را حمایت می‌كند و حركت خلاف و بی‌انضباطی را برنمی‌تابد و با آن مقابله می‌كند.» قابل اشاره است که وی، این سخنان را در مراسم آغاز به كار «رزمایش امنیت و آرامش پیامبر اعظم (ص) استان مازندران» ابراز کرد. او همچنین پیام این رزمایش را «ابلاغ ناامنی برای قانون‌شكنان و متخلفان» دانست و افزود: «نیروی انتظامی اجازه نمی‌دهد كه كسانی خارج از مدار قانون در كشور حركت كنند.» جانشین فرمانده ناجا تاکید کرده است: «نیروی انتظامی در هر شرایطی با آمادگی كامل برای دفاع از نظام آماده است و به هیچ‌كس و گروهی اجازه نمی‌دهد تا فضا را حیات خلوت خود برای مقاصد غیرقانونی كنند.» (7 آبان)

قابل توجه است که هم‌زمان با این رزمایش در مازندران، مانور دو روزه‌ی «اقتدار و امنیت» در اصفهان و لنجان انجام شده است. معاون اجتماعی فرماندهی استان اصفهان تصریح می‌کند که یکی از دلایل انجام این برنامه و مانور، «آمادگی برای مقابله با جرایم خشن و تجمعات و اغتشاشات و تهدیدهای احتمالی» بوده است. سرهنگ علی‌نقی علوی در رابطه با تصاویری كه حاكی از برخورد با مردم و افرادی با لباس سبز بود و همچنین حضور ماموران بسیج در این مانور، گفته است: «یگان ویژه‌برای تجمعات و اغتششات، مانور را برگزار كرد و پلیس در بخش‌هایی تعامل و همكاری با بسیج ودیگر ارگان‌ها دارد.» گفتنی است در هنگام انجام این مانور، شهرستان‌های مباركه و خمینی‌شهر و چند شهر اطراف اصفهان نیز درحال آماده‌باش بودند.

در کنار این رویدادها، در هفته‌ی اخیر، سردار محمد صالح جوکار، رییس بسیج دانش آموزی و فرهنگیان نیز با اعلام خبری بس تامل‌برانگیز گفت: «سه میلیون دانش‌آموز بسیجی در مراسم مبارزه با استکبار جهانی در راهپیمایی مقابل لانه جاسوسی حضوری سازمان یافته خواهند داشت.» آشکار است که این مقام ارشد نظامی، «نیروهای خود» را در برابر ارزیابی و تصویری احتمالی که از معترضان دارد، پیشاپیش _و دست‌کم در ادعا_ «به صف» کرده و به معترضان در مورد کیفین و کمیت توان نیروهای تحت امر خود (مستقل از واقعی یا غیرواقعی بودن آن) هشدار داده است؛ چرا که او خود در ادامه‌ی گفت‌وگویش با خبرگزاری فارس، با اشاره به «جنگ روانی که در خصوص روز ۱۳ آبان از سوی دشمنان نظام به راه افتاده» تصریح می‌کند: «عده‌ای فریب‌خورده می‌خواهند از این فضاها سوء استفاده کنند و دشمن سعی دارد در جنبش‌های انقلابی انحراف ایجاد کند، اما مردم با بصیرت و هوشیاری که دارند این توطئه‌ها را خنثی خواهند کرد. دانش‌آموزان پتانسیل بالایی دارند و می‌توانند مقابل هر جریانی که بخواهد علیه انقلاب توطئه کند بایستند.»

قابل ذکر است که همین چند روز پیش‌تر بود که سردارعلی فضلی، فرمانده سپاه سید‌الشهدای استان تهران نیز با اشاره به راهپیمایی روز ۱۳ آبان تاکید نموده بود: «کانون فتنه اعلام کرده در روز ۱۳ آبان شیطنت‌هایی را خواهد داشت، در این زمینه باید هوشیار باشیم و غفلت نکنیم.» وی به‌شکلی غیرمستقیم از نیروهای بسیجی و سپاهی خواست بود تا برای این روز و برخورد با آنچه «عوامل فتنه» خوانده بود، آماده باشند. وی تصریح می‌کند: « از ابتدای انقلاب اسلامی فتنه عمیقی مانند فتنه اخیر نداشتیم ... و اگر مراقب نباشیم در آینده مشکلات جدی‌تری را خواهیم داشت.»

شواهد پیگیری ادعای یادداشت کم نیستند؛ به‌عنوان نمونه‌ای دیگر ایرنا، خبرگزاری جمهوری اسلامی، با انعکاس اعتراض گسترده‌ی «سبزها» (دانشجویان معترض در دانشگاه اهواز) به حضور حمید رسایی، نماینده‌ی همسو با راست افراطی، اذعان و اعتراف می‌کند که در جلسه‌ی یاد شده، رسایی مجبور به پاسخ‌گویی به معترضان شده و «همین مساله سبب شد تا حاشیه‌ها تبدیل به متن جلسه شود.» (5 آبان)

همچنین می‌توان به سخنان چند روز پیش محمدتقی رهبر، نماینده‌ی همسو با احمدی‌نژاد اشاره کرد که تصریح نمود، شکایت از موسوی و کروبی مربوط به چهار ماه پیش بوده، و این شکایت را چونان ابزار فشاری برای وادار ساختن راهبران نمادین جنبش سبز به خاموشی، مورد استفاده قرار داده‌اند؛ «ما به‌عنوان نمایندگان مردم از این افراد شاکی هستیم که چرا هنوز به همان منوال عمل می‌کنند، مرتباً بیانیه می‌دهند و مصلحت نظام را رعایت نمی‌کنند... این شکایت در واقع هشداری است برای این آقایان که بیش از این همانند آنچه در روز قدس کردند، به التهاب دامن نزنند.» قابل توجه آن‌که روز گذشته محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور، هم‌زمان با بیان سخنان جدید رهبری، از اعلام وصول این شکایت علیه موسوی و کروبی خبر می‌دهد.

با تکیه بر شواهد پیش گفته، و عطف به مستنداتی که در سط‌رهای پیشین مورد اشاره قرار گرفت، می‌توان با استفاده از «برهان خلف» به این ارزیابی رسید که «جنبش سبز» همچنان زنده و جاری، و صدالبته توانمند و تاثیرگذار در متن جامعه مدنی ایران، و بطن لایه‌های اجتماعی (به‌ویژه طبقه متوسط مدرن) فعال است و خودنمایی می‌کند. اگر جز این بود، به هیچ‌‍‌یک از اظهارنظرها و اقدامات و هشدارهای اشاره شده، نیازی نبود. دیدگاه‌ها و واکنش‌های پیش‌گفته (که جملگی از سوی برخی از مهم‌ترین شخصیت‌های حقوقی نظام سیاسی و نیز شخصیت‌های حقیقی همسو با اقتدارگرایان ابراز شده است) آشکارا نشان از حرکت بالنده و حضور فعال و موثر جنبش سبز در تحولات سیاسی _ اجتماعی ایران امروز دارد. و این، برای «سبزها» موجب بسی امیدواری‌ها است: تداوم «قدرت»مند جنبش اعتراضی و مدنی پویا ذیل «راه سبز امید».

مرتضی کاظمیان
ادامه مطلب ...

یارب این نو دولتان را بر خر ِ خودشان نشان

0 نظرات
اینان بزرگ نمی‏شوند
"نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند"


"اشتباهات تحلیلی حاکمان در قدرت از جریانات اخیر و حوادث پس از انتخابات را می توان به سادگی در سخنانشان یافت. تحلیل‏های صورت گرفته از سوی ایشان که بعضاً ناشی از تفکرات سطحی و دامنه‏ی کوتاه اندیشه‏های آنان است، سرآغاز تأسف عمیقی است که بسیاری از دلسوزان کشور، اندیشمندان و صاحبان علم و عمل از نحوه‎ی اداره‏ی کشور ابراز می‏دارند."

متأسفانه امروز جریانی بر کشور حاکم است که خردورزی اساساً در آن جایگاهی ندارد. تریبون های رسمی در دست افرادی است که اگر نگوییم در دروغ گویی و تهمت پراکنی گوی رقابت را از یکدیگر می ربایند، باید حالت دومی را متصور شد که آن عدم شناخت از وضعیت فعلی کشور چه به لحاظ سیاسی و چه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است.

سخنی به گزاف نیست اگر بگوییم آبروی فرهنگ ایرانی- اسلامی این سرزمین بواسطه ی اظهارات و اعمال نابخردانه ی عده ای قلیل به حراج گذاشته شده است. وضعیت اسف بار و در عین حال خنده دار - از لحاظ ادعای رسیدگی دقیق به پرونده ها و ادعای دادگاه قانونی و رعایت حقوق انسانی - زندانیان سیاسی پس از انتخابات، بزرگترین گواه تیغ در دست زنگی مست دادن است.

توهم وابستگی جریان خودجوش مردمی به بیگانگان، پرده ی ضخیمی بر چشم های حاکمانی است که خواسته یا ناخواسته چشم بر حقایق بسته اند. دستگیری بسیاری از اندیشمندان سیاسی و فعالان اجتماعی آنهم روز پس از انتخابات و توهم بزرگتر انقلاب مخملی، همان تحلیل غلطی است که همچنان از تریبون های مختلف توسط آقایان شنیده می شود.

اگر ضد انقلاب و منافقین و بیگانگان توانسته اند جمعیتی میلیونی را به خیابان بکشانند و در عین صبر و متانت نسبت به انتخابات و نتیجه ی آن اعتراض کنند، باید این سؤال را از آقایان پرسید که اگر مردم ملاک عملکرد شما نیستند پس به کدام دستاورد خود می بالید؟ اینکه تنها در یک شهر 8 میلیونی، 5/3 میلیون نفر یعنی نزدیک به نیمی از جمعیت آن به نشانه ی اعتراض آنهم در فضای امنیتی به خیابان بیایند و رأی خویش را طلب کنند چه پیام و مفهومی می تواند داشته باشد؟

اینکه حتی پس از صحبت های مقام های عالی رتبه ی نظام این مردم همچنان بر اعتقاد خویش مبنی بر عدم مشروعیت دولت دهم تأکید دارند به چه معناست؟ اگر دسیسه های دشمنان و زخم خوردگان انقلاب است که وای بر شما آقایانی که در رأس های حکومت نشسته اید و در خیال خود خدمت رسانی به مردم را در بوق و کرنا می کنید! چرا که اساساً اگر این مهم از سوی شما اتفاق افتاده بود که همین مردم به مخالفت با سیاست ها، اعمال و گفتار شما برنمی آمدند!

متأسفانه امروز امثال محمدجواد لاریجانی ها، رسایی ها، حسینیان ها، کوثری ها، کوچک زاده ها، برخی از فرماندهان سیاسی و نظامی، کلهرها، جوانفکرها و... تریبون به دست آمده را فرصت مغتنمی برای خود بزرگ بینی های کاذب خویش یافته اند، از خروج بر امام عادل و انقلاب مخملی، دسیسه ی دشمن، رجوی و منافقین، تهدید و ارعاب و ... سخن می رانند و عجیب تر اینکه با اعتماد به نفسی که ناشی از ناآگاهی و عدم بلوغ تحلیلی آنهاست سخنان خویش را به قاطبه ی مردم نسبت می دهند، غافل از اینکه چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد. به قول تاج زاده ی عزیز که حتی اگر در بند هم باشد کابوس قدرت طلبان و زورگویان است، نوبت شنیدن حرفهای ما نیز فرا خواهد رسید.

بهتر است تا دیر نشده آقایان در جهت اصلاح گفتار و رفتار خود برآیند. آگاهی مردم را به سخره گرفته اند و دم از دین داری، اخلاق، حفظ حرمت ها و انقلاب می زنند. نظامی که با خون هزاران شهید برآمد و ایستاد، اینک پایه هایش توسط برخی که منافعشان را بر هر چیز دیگر ترجیح می دهند مورد هدف قرار گرفته است، تحلیل جانفشانی رزمندگان 8 سال دفاع مقدس با فیلمهای وسترن قبل از انقلاب نمونه ی بارزی بر این ادعاست.

چندی پیش یکی از دوستان صحبت قابل تأمل و در عین حال دردناکی را بیان کرد، پرسید مثل اینکه امام (ره) اصلاً افکار و اعمالش درست نبود، چون امروز همه ی یاران و پیروان اندیشه ی امام یا دستگیر می شوند و یا آقایان اعلام می کنند که آنها منافق اند! نمی دانستم چه جوابی باید به این نسل سومی کشورم بدهم. به او که تاریخ انقلاب را لمس نکرده و ندیده، به او که بدون شک ذهنش اکنون بی نهایت سؤال ها را در خود انباشته است.

او که می بیند نخست وزیر مورد تأیید و وثوق امام، امروز آماج انواع و اقسام توهین ها و تخریب هاست. او که می بیند اکثر یاران امام، امروز از عناصر اصلی فتنه و آشوب خوانده می شوند و همدست و هم داستان بیگانگان و دشمنان این آب و خاک! او که همه را می بیند و دم بر نمی آورد یعنی نمی گذارند که دم برآورد و بپرسد چرا که اساساً اینجا آزادترین کشور جهان است آنهم به قول رئیس دولت پس از نهم! او که مشتی است نمونه ی خروار، نماینده ای از نسل جوان با هزاران پرسشی که تاکنون پاسخش زور و تهدید و اسلحه و زندان بوده است. او که بیگانه خوانده می شود و وابسته به دشمن. او که هر چه چشم می اندازد در زوایای تاریخ این کشور نشان روشنی از مدعیان امروز نمی بیند.

او که می بیند کوچکترین اتفاقی در کشورهای دیگر توسط سیمای غیر ملی ما، فاجعه و آشوبی در آن کشور قلمداد می شود و نشانه ی ناکارآمدی حکومت ها و آگاهی مردم و مخالفتشان با شیوه های حکومتی، اما اعتراض او به حق قانونی اش در کشوری که داعیه ی پیشقراولی جهان اسلام را دارد و تازه از مدیریت بر جهان نیز سخن می راند، آشوب و براندازی نظام تلقی می شود و پاسخش خیابانهای تهران می شود و فاجعه ای نظیر کهریزک.

او که بهزاد نبوی، امین زاده، تاج زاده، میردامادی، حجاریان، صفایی فراهانی، زیدآبادی، ابطحی، عرب سرخی، عطریانفر، شریعتی، قوچانی، شهیدی، طباطبایی و دهها انسان آزاده ی دیگر را می بیند که روزی قهرمان ملی بودند ولی امروز آشوب گر و توطئه گر علیه نظام و معاندشان می خوانند و اینگونه معنای رأفت اسلامی و قضاوت اسلامی و انسانی را یاد می گیرد! ( به مقاله ی اینان از اهالی آن تاریخ نیستند رجوع شود)

نگاهش کردم و خاطره ی سخنرانی تاج زاده در محمودآباد به هنگام تبلیغات ریاست جمهوری را به یادش آوردم، آنجا که عده ای به قصد برهم زدن جلسه در پایان آن به اصطلاح خواستند سؤال مطرح کنند ولی آن را به تشنج کشیدند، تلاش های آن رزمنده ی دفاع مقدس در پشتیبانی و دفاع از تاج زاده را برایش یادآوری کردم که گویی دفاع مقدس دیگری را تجربه می کرد. خندیدم و گفتم مردم این نظام را با یاری خدا بوجود آورده اند، خود نیز می دانند چگونه رفتار کنند، بگذار آقایان مدام با خودی هایشان جلسه و نشست بگذارند، بگذار در توهم مقبولیت و مشروعیتشان خوش باشند.

بگذار یاران اصیل امام و انقلاب را به حاشیه برانند، بگذار تا می توانند بدگویی کنند و مردم را خس و خاشاک بنامند، اینان بزرگ نمی شوند. اینان دایره ی دیدشان، عمق اندیشه شان بیش از این نیست، اینان از جنس این مردم نیستند!

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آئین سروری داند

هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند

وعده ی راستین الهی را برایش خواندم و گفتم: و مکروا و مکرالله و الله خیرالماکرین

آزادی گروگانها را از ملت تقاضا کنیم نه از گروگانگیران.

سعید محمدپور
ادامه مطلب ...

مجوز صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی توسط رهبر صادر شد

0 نظرات

گزارشی از تدارک گسترده کودتاگران برای سرکوب راهپیمایی ۱۳ آبان و زندانیان سیاسی:
مجوز صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی توسط رهبر صادر شد.


ادامه راه سبز- ارس: سیزده آبان در راه است و کودتاگران و حامیان آن‌ها به شدت از این واقعه بیمناکند.این بیم نه فقط در اخبار و رفتارهای تند و خشونت‌بار حامیان کودتا در نمایشگاه مطبوعات و حمله به مجلس دعای کمیل خانواده‌های اسرای در بند، که در سخنان رهبری، فرماندهان سپاه، ائمه جمعه و مانورهای نظامی و انتظامی در روزهای اخیر نیز بروز و ظهور چشم‌گیری داشته است. حامیان دولت کودتا فهمیده‌اند که روزهای سخت و تاریخ‌سازی در پیش است و حداقل به زبان تهدید خود را برای یک سرکوب گسترده دیگر آماده می‌کنند.

این سرکوب‌ها این بار هم چون حوادث بعد از انتخابات نیاز به مجوزی شرعی و قانونی داشت که ظاهرا این بار هم این وظیفه همچون چون دفعه قبل در سخنرانی دیروز رهبری انجام گرفت. در حالی که ده‌ها تن از فعالان و نخبگان سیاسی و مطبوعاتی کشور همچنان اسیر دست کودتاگران هستند و در حالی‌که بازداشت‌های انفرادی‌ طولانی‌مدت و فشار برای گرفتن اعتراف‌های دروغین همچنان ادامه دارد، رهبری در سخنان دیروز خود بار دیگر مجوز برخورد خشونت بار و صدور احکام سنگین زندان برای اسرای جنبش سبز را تایید کرد.


رهبری، طی سخنانی که در میان جمعی دست‌چین شده با عنوان به اصطلاح «نخبگان علمی-فرهنگی» سخن می‌گفت با صحه گذاشتن دوباره بر انتخابات مغلوط و مخدوش دهم و تایید کودتای سرخ بر علیه رای سبز ملت ایران، به وضوح دست قضات و بازجویان را برای تحت فشار قرار دادن فعالان سیاسی دربند برای طریق صدور احکام غیرعادلانه، بازجویی‌ها و انفرادی‌های غیر انسانی و فشارهای روحی و جسمی بازتر کرد. متاسفانه انتظار می‌رود که پس از این سخنان که بی‌شباهت به سخنرانی رهبری در نماز جمعه معروف وی نیست، این بار به جای مردم کوچه و خیابان، فعالان سیاسی، اجتماعی و مطبوعاتی دربند هدف قرار داده شوند.

در این سخنرانی، رهبری با سرزنش رهبران جنبش سبز به دلیل ایستادگی آن‌ها بر مواضع اصلاح‌طلبانه خود، از تداوم حرکت جنبش سبز مردم ایران ابراز ناخرسندی کرد و این جریان عدالت‌خواه و مردمی را بار دیگر ساخته و پرداخته دست خارجی‌ها دانست. وی در بخش مهمی از سخنان خود، رهبر ضمن تایید چندباره کودتای صورت گرفته علیه رای و جان مردم، انتقاد به این روند و زیر سوال بردن انتخابات مخدوش دهم را جرم خواند و ضمن نکوهش انتقادات سبز مردم و فعالان سیاسی به تقلب گسترده در انتخابات دهم، اعتراض علیه نتیجه انتخابات را بزرگترین جرم ممکن خواند. در واقع این سخن رهبری چراغ سبزی برای صدور احکام سنگین زندان و مجوزی تلویحی به بازجویان، برای تحت فشار گذاشتن بیش از پیش اسرای جنبش سبز خواهد بود.

در این سخنرانی که تنها چند روز قبل از راهپیمایی سیزدهم آبان و در حالی‌که مردم سبزاندیش ایران خود را برای یک حضور عظیم و گسترده دیگر آماده می‌کنند، رهبری ضمن اشاره‌ای به سخنرانی معروف خود از تریبون نمازجمعه، تلویحا تکرار حوادث بعد از انتخابات که با صدور مجوز وی صورت گرفته بود را در یادها زنده کرد. سخنرانی دیروز که بسیاری از نخبگان دانشگاهی و رتبه‌های نخست کنکور و برندگان المپیاد به بهانه‌های مختلف از حضور در آن سر باز زده بودند، تعداد معدودی از برگزیدگان المپیاد و کنکور سراسری حضور داشتند و کمتر از ۱۰ نفر از آنان در این مراسم صحبت کردند.

تنها سه روز پیش از ایراد این سخنان، مانور ویژه نیروی انتظامی در اصفهان صورت گرفته بود. مانوری که در آن صحنه‌های درگیری، مشابه صحنه‌های درگیر شدن سرکوبگران با معترضین به نتایج انتخابات گرته‌برداری شده بود و در آن «مضروبان» یا به زبان عوامل نیروی انتظامی، «اغتشاشگران» با لباس سبز در عکس‌های منتشره برجسته شده بودند. در واقع باید گفت که این مانور بیش از آنکه به دلیل ایجاد امنیت خاطر برای مردم کشور انجام شده باشد، به نیت ارعاب و تهدید مردم در روزهای منتهی به ۱۳ آبان صورت گرفته است.

اما در این میان آنچه بیش از هر موضوع دیگری حائز اهمیت است، این نکته است که تمامی این واکنش‌ها به دلیل حضور قریب‌الوقوع گسترده مردم سبزاندیش در مراسم روز سیزدهم آبان است. حامیان کودتا بار دیگر از حضور متحد و یکپارچه مردم، بازتاب وسیع خبری آن و در واقع سبزشدن ۱۳ آبان دچار هراس و ترس شده‌اند و تنها راه منصرف ساختن مردم از حضور در این عرصه را ترویج و تزریق گفتمان خشونت و امنیتی ساختن فضای جامعه می‌دانند.

این امر البته به حربه‌ای کهنه و نخ‌نما بدل شده است و حنایی اقتدارگریان دیگر نزد ملت رنگی ندارد. کودتاگران دیر یا زود خواهند فهمید که تمامی واکنش‌های مرعوبانه آنها نتیجه‌ای جز مشروعیت‌دادن بیش از پیش به حضور سبز مردم ندارد و راهی جز به رسمیت شناختن حق و حقوق سبز ملت ایران پیش رویشان قرار ندارد. آنچه هدف محرض و مشخص جنبش سبز در این مرحله است، رخنه گام به گام در دل قدرت نامشروع دولت کودتا از طریق سازو کارهای صلح‌آمیز و مبتنی بر آرامش است.

حضور قانونمند و گسترده مردم سبزاندیش ایران در روز ۱۳ آبان آب سردی خواهد بود بر آتشی که حامیان کودتا مجددا در تلاش برای افروختن آن هستند. این حضور ملی به معنای اعتراضی وسیع و گسترده در سطح کشور به فجایع رخ داده و به خصوص احکام ناعادلانه‌ای خواهد بود که با سخنان دیروز رهبری، احتمالا در روزهای آتی برای فعالان سیاسی و مطبوعاتی دربند صادر خواهد شد.

باید دوباره کمر همت بست و با حضوری دیگر صدای اعتراض سبز ملت ایران را به گوش تمام زورمدارانی که با نادیده گرفتن ملت«سرنوشتی جز سقوط ندارند» رساند.
ادامه مطلب ...

«مجرمان بزرگ» و شعار کلیدی «رای ما چه شد»

0 نظرات

«مجرمان بزرگ» و شعار کلیدی «رای ما چه شد»


"قبل از هرچيز يک نکته بسيار مهم را يادآوری کنم. پرداختن به موضوعاتی مثل گفتگوهای ننگين ژنو و امثال آن، به هيچ وجه نبايد ذهن ما را از اصل ماجرا که دزدی آرای مردم و عدم مشروعيت دولت کودتا است، منصرف کند. دولت برآمده از خيانت در آرای مردم، تحت هر شرايط خوب يا بدی، غيرمشروع است و اولين و اصلي‌ترين خواسته نهضت سبز بازگرداندن آرای مسروقه مردم به آن‌هاست."

مهندس موسوی امروز درباره مذاکرات ننگین ژنو سخن گفت. جالب است که دوستان غیرتی غرب‌ستیز که در زمان ریاست‌جمهوری خاتمی زیر چرخ اتومبیل‌های سفرای اروپایی دراز کشیدند تا به توافقات تهران و اروپا اعتراض کنند، حالا خاموشند. قبلاً به اجمال در تحلیلی در این باره چیزهایی نوشته بودم. اکنون فقط برای یادآوری، بخشی از توضیح گزارش امروز رویترز درباره گفتگوهای ژنو را می‌آورم (می‌دانید که ماجرا نحوه تامین سوخت راکتور تهران است):

«در این توافقنامه از ایران خواسته شده 75 درصد از یک و نیم تن اورانیوم با غنای پایین خود را برای غنی‌سازی بیشتر تا پایان سال میلادی جاری (یعنی 11 دی) به روسیه بفرستد تا پس از آن برای تبدیل به میله‌های سوخت به فرانسه ارسال شود.»

نکات:

1- آقایان این‌همه مباهات می‌کردند که «فرانسه از دور مذاکرات کنار گذاشته شده». معنای کنار گذاشته شدن در قاموس کودتا یعنی این.

2- فرانسوی‌ها بلافاصله پس از اعلام این توافق از احتمال شرکت اسرائیل در این فرایند سخن گفتند. لابد فردا می‌خواهند از کنارگذاشتن اسرائیلی‌ها از غنی‌سازی خبر بدهند!

3- محسن رضایی درباره تحویل 1200 کیلو اورانیوم به غربی‌ها چنین اظهارنظر کرده:

«ما برای تأمین سوخت رآکتور امیرآباد، نیازمند سی کیلوگرم اورانیوم با درصد غنی‌سازی 20% هستیم که این سوخت می‌تواند دست‌کم بیست سال برای ما در رآکتور بازدهی داشته باشد تا بتوان از آن رادیو ایزوتوپ‌های پزشکی و همچنین تجهیزات رادیواکتیو برای سیستم‌های حفاظتی و مصارف دارویی و میکروب‌زدایی و همچنین کشاورزی را تأمین کرد؛ بنابراین، با میزان 280 تا 350 کیلوگرم اورانیوم با غلظت 3.5 درصد ـ که در اختیار داریم ـ می‌توان سوخت مورد نظر برای 20 تا 25 سال را برای رآکتور تحقیقاتی امیرآباد تأمین کرد و به این ترتیب، نیازی به تحویل بیش از این مقدار سوخت به کشورهای خارجی نیست.»

4- ظاهراً معامله پشت پرده باید چیزی شبیه به این باشد که طرف ایرانی با توجه به استفاده‌های تبلیغاتیاش از عدم تعلیق غنی‌سازی، به امریکایی‌ها تعهدی داده که اساساً کل نگرانیشان را رفع کند و از طرف دیگر هزینه داخلی هم برای کودتا نداشته باشد. یادمان نرفته که الان اصلیترین نگرانی اسرائیل و امریکا این است که (طبق آخرین برآوردهایشان) در صورتی‌که ایران تصمیم به ساخت بمب هسته‌ای داشته باشد، در مدت زمان یک سال میتواند از این 1500 کیلو اورانیوم، بمب اتم بسازد. الان مسئله فوری و عاجل اسرائیلی‌ها غنی‌سازی نیست، بلکه روشن کردن تکلیف این اورانیوم‌هاست. در صورتی‌که این توافق به نتیجه برسد هم اسرائیلی‌ها به مقصودشان رسیده‌اند و هم دولت کودتا همچنان می‌تواند ژست بگیرد که دیدید ما تعلیق را نپذیرفتیم و چه و چه.

5- علت دست و دل بازی کودتا در حراج منافع ملی هم چیزی نیست جز اجماع بین‌المللی برای مقابله با دولت، به خصوص بعد محرز شدن تقلبی بودنش و اعتراضات سبز شما. گام اول این بود که امریکایی‌ها با اعلام انصراف از طرح سپر موشکی در شرق اروپا، دل روسیه را بدست آوردند (و طبق معمول دوستان باوفای روس بلافاصله از همراهی در تحریم ایران خبر دادند) و دیگر اینکه به تدریج بسته‌های تحریم هم آماده شد. مثل طرح تحریم بنزین که امروز در کنگره یکی از مهمترین مراحل تصویبش را گذراند. از خبرگزاری فرانسه نقل می‌کنم:

«کمیته سیاست خارجی کنگره قانونی را به تصویب رساند که در صورت تصویب نهایی کنگره به رئیس جمهور این اختیار را خواهد داد که با هر بنگاه که بنزین به ایران صادر کند یا در صادرات بنزین به ایران یاری رساند یا به تولید بنزین در داخل ایران به این کشور کمک کند، از انجام کسب و کار در امریکا منع شود. ... ایران به دلیل کمبود ظرفیت‌های پالایشگاهی 40 درصد مصرف خود را از خارج وارد می‌کند ... تامین کنندگان اصلی بنزین ایران عبارتند از: کارخانه ویتول سوییس، کارخانه سوییسی آلمانی ترافیکورا، توتال فرانسه، گلنکور سوییس، بریتیش پترولیوم و شرکت هندی رلاینس ... این طرح شرکت‌هایی که حمل و نقل بنزین را به عهده بگیرند را نیز شامل می‌شود ... »

6- در تاریخ سده‌های اخیر ایران، همیشه روال بر این بوده که حاکمانی که مشروعیت مردمی نداشتند، به قدرت‌های خارجی رشوه می‌دادند تا سرپا بمانند. کودتا هم استثنایی بر این رویه تاریخی نیست.

7- فردا قرار است پاسخ نهایی ایران به این پیشنهاد داده شود. طبق اخبار علی اصغر سلطانیه امروز (چهارشنبه) تهران را به مقصد وین ترک کرده تا در دیدار با البرادعی پاسخ رسمی را اعلام کند. بعید می‌دانم با واکنش روشنگرانه میرِ ما، آنها بخواهند به چنین ذلتی تن بدهند؛ بهرحال هر دو روی سکه خیانت است.

8- مجدداً و در آستانه راه‌پیمایی سبز سیزده آبان تاکید می‌کنم که تمام این مسائل برای نهضت سبز حاشیه است. مسئله اصلی نهضت سبز «تقلب» در آرا و «خیانت به امانت» مردم است. هیچ خیانتی از سوی کودتا وقیح‌تر از گناه کبیره سرقت نیست؛ همچنان که هیچ دستاورد احتمالی کودتا، واقعیت غیرمشروع و تقلبی بودن دولت را تغییر نخواهد داد. فراموش نکنید که رهبر (معظم) ایران پس از حدود پنج ماه از کودتا امروز هم موضوع اصلی سخنانش کودتا و حواشیاش بود و جالب‌تر از همه این جمله‌اش که: «زیر سوال بردن اصل انتخابات بزرگترین جرم است».

دیگر نباید شک داشت که شعار «رای ما چه شد» باید همچنان کلیدی‌ترین شعار نهضت سبز باقی بماند. تاریخ درباره مجرمان بزرگ قضاوت خواهد کرد.
ادامه مطلب ...

خلاصه اخبار گویا: چهارشنبه ۰۶ آبان

0 نظرات
اخبار شنیداری روزانه


- آیا رسانه ملـی، میـلی شـده؟
- فرصت خوانـدن اخبـار را ندارید؟
- می‌خواهید از اخبار آگاه شوید؟
- پس با اخبـار گویـا با ما باشید!



«خلاصه اخبارگویا: چهارشنبه ۰۶ آبان ۱۳۸۸»

دانلود:‌
اینجا~۲مگ

ادامه مطلب ...

بررسی سازش احمدی نژاد با غرب در دیدار کروبی و موسوی

0 نظرات

تاکید رهبران اصلاح طلب بر تشکیل کمیته مشترک

مهدی کروبی روز گذشته به دیدار میرحسین موسوی رفت و با حضور در دفتر کار او به رایزنی در خصوص فضای حاکم بر کشور، عملکرد دستگاه‌های اجرایی و برخی حوادث پس از انتخابات پرداخت. در این دیدار، مهدی کروبی و میرحسین موسوی به مشورت در باب اقدامات آتی خود و تحلیل فضای آینده کشور پرداختند. همچنین در این نشست مقرر شد که این دو نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته، به تقویت راه‌های ارتباطی خود به رغم برخی محدودیت‌ها بپردازند.

مهدی کروبی در ابتدای این دیدار به حوادثی که در نمایشگاه مطبوعات اتفاق افتاده اشاره کرد و ضمن اظهار تاسف از برخوردهای ناشایستی که به هنگام بازدید او و علیرضا بهشتی از نمایشگاه از سوی اقلیتی سازمان یافته صورت گرفته، گفت: "تاسف می خورم که در نمایشگاه مطبوعات که باید محل تعاطی فکر و اندیشه باشد به برکت توقیف مطبوعات نه تنها فضایی بی روح حاکم شده است که علاوه بر ان عده ای چنین نادانانه برخورد می کنند و مشخص نیست که با این رفتارها می خواهند کشور را به کجا ببرند."

میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به فیلم هایی که از نمایشگاه و صحنه های یادشده، دیده است اظهار داشت: "به رغم توقیف مطبوعات، جمعیت مشتاق کثیری را دیدم که در نمایشگاه حضور داشتند و از شما و جنبش سبز حمایت می کردند. و این گویا موجب ناراحتی اقلیتی است که درنتیجه دست به چنین اقداماتی می زنند."

در ادامه این نشست، مهدی کروبی ضمن اشاره به دوران نخست وزیری موسوی و حرکت او با مردم گفت: "شما به خوبی از کارهایی که من کرده ام مطلع هستید. من به واسطه مسئولیت هایی که در کمیته امداد و بنیاد شهید و مجلس داشته ام، همیشه با مردم در ارتباط بوده و هستم.می بینم که وضعیت مردم بسیار خراب است. فقر و فساد و فحشا و کلاه برداری بسیار زیاد شده است و اینها نتیجه عملکرد بد و نادرست دستگاههای اجرایی و عدم برنامه ریزی است."

مهدی کروبی در ادامه ضمن مقایسه گذشته و حال گفت: "متاسفانه آلودگی های اقتصادی برخی از مسئولان یکی از دلایل اصلی در گسترش فساد در جامعه است. من به یاد دارم که زمانی انقدر سلامت اقتصادی حاکم بود که یک مسئول دولت هزینه مداوای یک عضو خانواده اش در بیمارستان را نداشت و به ما در بیمارستان بنیاد شهید مراجعه می کرد اما امروز متاسفانه شرایط دیگری حاکم است. دغدغه من این است که این نسل جدید که اوضاع فعلی را می بیند گمان نکند که از اول انقلاب شرایط بر همین منوال بوده است .این نسل باید بداند که چنین الودگی های گسترده اقتصادی امری جدید و بدیع است."

مهدی کروبی با اشاره به این دغدغه خود گفت: "حساسیت من وقتی بیشتر می شود که می شنوم که می گویند این دولت، گفتمان امام و انقلاب را زنده کرده است. با این کار آبروی امام و انقلاب را هم می برند. مردم و خصوصا نسل جدید باید بفهمند که ما فرزندان امام مخالف این رویه ای هستیم که امروز بر کشور حاکم شده است."

مهدی کروبی سپس افزود: "امروز مبالغه هایی در مورد برخی افراد و مکان ها می شود که موجب شک و تردید مذهبی در برخی افراد و نسل جدید می تواند بشود. مثلا می شنوم نام مسجد جمکران را در کنار و هم شان مسجدالحرام و مسجدالاقصی به عنوان مکان های مقدس می آورند و این اقدامات تنها باعث می شود که اعتماد مردم به اعتقادات قبلی شان هم سست شود. واقعا نمی دانم که برخی اقایان چه انگیزه ای دارند برای اینکه همه چیز را به هم بریزند و مردم را به همه چیز از دین گرفته تا تاریخ گذشته شان بی اعتقاد کنند."

در ادامه این دیدار میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به مشکلات جاری در اداره کشور گفت: "دردها مشترک است و من نیز بر این مشکلاتی که شما اشاره کردید و بسیاری مشکلات دیگر واقفم. به عنوان مثال گفتگویی که در زمینه هسته ای در ژنو صورت گرفته است واقعا مورد حیرت است قول و قرارهایی که در ژنو داده شده اگر اجرا شود برباد دادن همه زحمات هزاران دانشمند در کشور است و اگر اجرا نشود زمینه اجماعی را برای تحریم گسترده علیه ایران ایجاد خواهد کرد."

وی سپس ادامه داد: "اینها نتیجه ماجرا جویی و عبور از اصول و منافع ملی در سیاست خارجی ما است و جالب آنجاست که به فرزندان انقلابی و خدوم کشور تهمت ارتباط و تمایل به غرب و شرق می زنند و خود بصورت آشکار و مکرر در مقابل آمریکا کرنش می کنند . باید بسیاری از مسائل برای مردم بازگو شود تا انها بدانند که در کشور و مدیریت اجرایی چه می گذرد. من زمانی که در نخست وزیری بودم نیز تاکید بسیاری داشتم که نیروهای نظامی نباید وارد مسائل اقتصادی بشوند."

میرحسین موسوی در ادامه این دیدار با اشاره به مدیریت سوء در کشور و برخی اتفاقات در عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی گفت: "دو گمانه را می توان مطرح کرد. یا برخی آقایان ماموریت دارند که کشور و نظام را متلاشی کنند و از بین ببرند، یا اینکه فقط به فکر امروزشان هستند و کاری را صرفا انجام میدهند که امروزشان بگذرد و به فردا برسد. که به گمانم همین گمانه دوم به واقعیت نزدیک تر است. آقایان فقط به امروز فکر می کنند و نتیجه آینده رفتارهای امروزشان برایشان اهمیتی ندارد. وگرنه تن دادن به چنین ریسک هایی در زمینه سیاست داخلی و سیاست خارجی، با هیچ منطقی قابل قبول و دفاع نیست."

موسوی در ادامه با اشاره به محکمه هایی که برگزار می شود و بازداشت هایی که صورت می گیرد و اعترافاتی که پخش می شود نیز گفت: "برخی فکر می کنند که با چنین حربه هایی می توانند وضعیت را به وضع سابق برگردانند. اما سودای محال دارند و نمی فهمند که با هیچ حربه ای حتی با تهدید و بازداشت و محاکمه و اعتراف گیری هم نمی توان جامعه امروز را به جامعه یک سال قبل برگرداند."

موسوی اضافه کرد : "آزادی زندانیان سیاسی یک خواست ملی است که میتواند به بهتر شدن اوضاع کمک کند ."

در پایان این دیدار مهدی کروبی و میرحسین موسوی به رایزنی درخصوص تقویت ارتباط خود با یکدیگر و افزایش رابطه خود با مردم به رغم بسته بودن بسیاری از کانالهای اطلاع رسانی و ارتباطی پرداختند.

ادامه مطلب ...

حمله آیت الله خامنه ای به معترضان: نظام ضد ضربه است

0 نظرات

حمله آیت الله خامنه ای به معترضان: نظام ضد ضربه است


او زیر سئوال بردن انتخابات را "بزرگترین جرم" دانست و "جنایاتی" که وعده برخورد با آن را داده بود "فرع" دانست!

ادامه راه سبز«ارس»: علی خامنه ای روز چهارشنبه طی سخنانی جمهوری اسلامی را"نظام ضد ضربه" نامید و بدون نامبردن از کاندیداهای معترض به نتایج انتخابات به رهبران جنبش سبز حمله کرد و با تاکید براینکه"زیرسئوال بردن اصل انتخابات را بزرگترین جرم است" گفت که"همان فردای انتخابات عده ای بدون دلیل و استدلال، آن انتخابات عظیم را دروغ خواندند آیا این جرم کمی است؟"

وی برای اولین بار فاش کرد که ساعتی پس از انتخابات طی پیغامی از کاندیدهای معترض به نتایج اعلام شده انتخابات هشدار داده و گفت"در همان ساعات اول به آنها پیغام خصوصی دادم که شما در حال شروع برخی مسائل هستید اما دیگران از آن‌ها سوءاستفاده می‌کنند و شما نمی توانید ماجرا را کنترل کنید و همانطور هم شد."

آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه"کسانی که وارد عرصه سیاست می شوند باید مثل شطرنج بازِ ماهر، حرکات و تغییرات بعدی عرصه را نیز محاسبه و پیش بینی کنند" به سخنرانی 29 خرداد خود در نماز جمعه اشاره کرد و گفت" ابتدا پیغام خصوصی و نصیحت لازم داده شد اما وقتی انسان ناچار می‌شود برخی مسائل را علناً نیز ابراز می‌کند."

وی افزود" دشمن هم از این بی‌انصافی حداکثر استفاده را کرد و در داخل هم عده‌ای که از اول با نظام اسلامی موافق نبوده‌اند با توجه به صحنه گردانی و میدانداری برخی از عناصر خود نظام، فرصت را مغتنم شمردند و آن حوادث پیش آمد."

آیت الله خامنه ای در ادامه با اشاره به مخالفت و خط زدن شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر امریکا در برخی حوادث اخیر ،پرسید"معنای واقعی این مسائل چیست؟"

وی همچنین معترضان را بخشی از مردم دانست و گفت"مواجهه کردن مجموعه‌ای از مردم با نظام و کشور را آنهم در حالیکه این مجموعه، صادقانه و بدون سوءنیت وارد میدان انتخابات شده بودند، خلافی بزرگ است."

وی درباره انتقاد از رهبری نیز خود را انتقاد پذیر معرفی کرد و گفت"البته انتقادها هم اکنون نیز بیان می‌شود و بنده هم آنها را دریافت می‌کنم."

خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود پیشرفتهای کنونی کشور را برآیند برنامه‌ ریزیهای گذشته و تلاش‌های جاری برشمرد و گفت"علم و تحقیق را رمز پیشرفت و اقتدار هر کشور است و بیگانگان با درک این مسئله، محیط‌های دانشگاهی و دانشجویی را آماج توطئه قرار داده اند تا به هر شکل ممکن در روند فعالیتهای علمی اختلال ایجاد کنند و جوانان عزیز و باهوش، نگذارند این تیر دشمن، به هدف بخورد."

وی همچنین حکومت فعلی را ضد ضربه معرفی کرد و گفت"واقعیت این است که نظام اسلامی درگذر از حوادث پرفراز و نشیب سی سال اخیر از جمله حوادث سیاسی اخیر، و به علت مقاومت در مقابل هجوم بی‌سابقه، همه جانبه و مستمر قدرت‌های امنیتی – سیاسی – رسانه‌ای و تبلیغاتی جهان، از نوعی مصونیت برخوردار و به مجموعه‌ای مستحکم و ضدضربه تبدیل شده است."

آیت‌الله خامنه‌ای باردیگر تاکید کردکه" توطئه‌های دشمنان ملت ایران را واقعیتی انکارناپذیر است" و گفت" البته ممکن است کسی که در داخل، محور و هم جهت با این توطئه‌ها قرار گرفته، خودش متوجه این ماجرا نباشد اما این مسئله، واقعیات را عوض نمی‌کند."

وی گفت که"جنجال سازی و لفاظی باعث پیچیده‌تر شدن مشکلات است و با اشاره به برخی مسائل قبل و بعد از انتخابات گفت" آزاداندیشی واقعی با اقداماتی مانند ایجاد کرسی‌های آزادِ «فکری – سیاسی» و معرفتی در دانشگاه‌ها و بحث منطقی دانشجویان برای درک حق و حقیقت محقق می شود."

آیت‌الله خامنه‌ای به دیگران توصیه کرد که"بحث منطقی، جوگیر نشدن و بی‌توجهی به تشویق‌ها یا تعریض‌های دشمنان، شنیدن سخنان مختلف، آزادانه فکر کردن و برگزیدن بهترین سخنان را مبنای پیشرفت حقیقی و عناصر آزادی واقعی"است و گفت که"اگر غیر از این شد باید منتظر حوادث و آشفتگی‌ها بود همانگونه که جنجال قبل از انتخابات به جنجال بعد از انتخابات منجر شد بخصوص وقتی که دست بیگانه هم در مسائل دخالت کرد."

وی همچنین با دفاع مجدد از عملکرد دولت احمدی نژاد در 4 سال گذشته،"انصاف در انتقاد را ضروری دانست" و ادعا کرد که"اگر صدا و سیما می توانست واقعیات و پیشرفتهای کشور را بطور کامل، بدرستی و با هنرمندی منعکس کند، امید نسل جوان به آینده و خشنودی و سرافرازی مردم، به مراتب بیش از وضع فعلی بود اما بهرحال در انتقاد از هر مسئله و دستگاهی باید انصاف را هم در نظر گرفت."

آیت الله خامنه ای که پیشتر خود کشته شدن شماری از بازداشت شدگان در بازداشتگاه ها و حمله 25 خرداد لباس شخصی ها،بسیج و نیروی انتظامی به کوی دانشگاه را با عنوان"جنایات" نامبرده و وعده برخورد با آمران و عاملان آنان را داده بود این بار گفت" اصلی – فرعی نکردن مسائل از جمله عوامل غیرمنصفانه عمل کردن برخی مطبوعات است و البته مسائل فرعی نیز کم اهمیت نیست اما در حوادث پس از انتخابات، اصل انتخابات و حضور پرعظمت و نصاب شکن مردم، مسئله اصلی و بقیه مسائل فرع بود اما عده‌ای با بی انصافی بگونه‌ای دیگر عمل کردند."

ادامه مطلب ...

سرگیجه گرفته اند

0 نظرات

سرگیجه گرفته اند


آقایان، گمان می بردند برای اجرایی کردن پروژه دیرینشان یعنی حذف کامل جمهور ملت از صفحه حاکمیت ملی و ابداع خلافت شیعی، زمانی مناسب فراهم آمده است و انتخاباتی برگزار می کنند و کودتایی در پی اش و اگر هم ملت بانگ اعتراض برافروخت، در بازه زمانی محدودی به لطف حضور و اراده انقلابی برادران سپاهی و بسیجی در نطفه خفه شان می کنند و در این میان پرداخت هر هزینه ای را برای تکوین پروژه خود حتی از سبد منافع ملی مجاز دانسته بودند و از نظرشان برای تتمیم پروژه مذکور هیچ عیبی بر کنار آمدن نظام با به قول خودشان استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل مترتب نخواهد بود، چه که ماکیاولیسم مستتر در روح استبداد پلیددشان موجه می نماید توجیه همه جانبه ابزار برای نیل به مقصود را.

گذشت اما نشد آنچه آرزو داشتند و چنان تشت رسواییشان از پشت بام سقوط کرد که جنون گاه تلخ و گاه مضحک شاخصه های بارز رفتارشان پس از شکست پروژه مذکور است.

اراده مسئولانه برانگیخته از یک دریای سبز رفته رفته خود را در قامت امواجی سهمگین نمایان کرد و ره سوی ویران ساختن کاهگلهای مامن گزیده کودتاچیان گزید و اکنون می رود تا استبداد گرفتار آمده در این امواج سبز برای همیشه، آری برای همیشه رخت چرکین خود را از صفحه تاریخ وطن بربندد و چه آفتابان روزیست آنروز.

اما آن جنونی که در بابش نوشتم و گهگاه مدل عوض می کند و تلخ و طناز می شود، را می توان در جمله افعال دولتمندان کودتاگر یا نه، بهترست بگوییم کودتاگران دولتمند، باری در همه افعال و اذکارشان می توان به عیان دید.

مصادیقش دیگر بر جمله نظرها شناورست و کمتر نگاهیست که چشم بر آنها ساکن نکرده باشد، حتی نابینایان هم بخت تماشایش را داشته اند و دارند.

یکی از این مصادیق بارز گیجی و منگی حاکم بر افعال دولت کودتا و حامیان، عاملان و نافعانش را می توان به عینه در قضیه مذاکرات اخیر هسته ای ژنو و تانی سیستم کودتا از پاسخ به پیش نویس توافقی مدیر کل آژانس دید.

مذاکرات وین و توافقات اعلام شده طرفین و در پی آن گردهمایی ژنو که نتیجه اش به جز تنظیم یک پیش نویس برای توافق احتمالی و موضع مبهم دولت کودتا در قبال آن نبوده، بیش از گذشته شخصیت ضعیف و مدل رفتاری آنرمال کودتاچیان را در برابر چشم نظار نمایان ساخت.

تصورش را بکنید، سلطانیه به عنوان نماینده تام الاختیار به ژنو می رود، بازی هایی که در ارتباط با نحوه و جایگاه حضور طرف فرانسوی در می آورد را بگذاریم کنار، به هر صورت پس از طی ساعتها مذاکرات فشرده به پیش نویس تنظیم شده مدیر کل آژانس رای موافق می دهد و این موافقت در حقیقت پیرو موافقت های ژنو و اراده دیکته شده طرف ظاهرا ایرانی از تهران به تیم مذاکره کننده صورت می پذیردد، اما ناگهان تونالیته صداها از بیت و پاستور و شورای عالی امنیت ملی تغییر می کند و می رود تا البرادعی و نمایندگان شش کشور اینبار اساسی مچل شوند، البته به همراه خود کودتاچیان . هم خودشان و هم طرف های مذاکره را بشکل جالبی سرکار گذاشته اند.

این فی الواقع نمای تمام قد و تازه همان جنون و سرگیجه کودتاچیانست و البته جنبه مضحک و طنزآلودش را نمایندگی می کند، در حقیقت تبارز این گیجی مضحک نه بدلیل حقیقی بودن اختلاف نظرها در جبهه کودتاچیان پیرامون مسئله هسته ای بل از آنروست که جنبش سبز در طی این مدت توانست با هوشیاری رهبران و همچنین پایورانش سازمان کودتا را در یک دو راهی باخت باخت قرار دهد. این نه اغراق است و نه یک بلوف. حقیقتیست که انکارش نشدنیست.

از یکرو اگر به این منازعه دامنه دار و حساس با جامعه بین الملل ادامه دهند، مشروعیت از کجا گدایی کنند و از دیگر سو اگر دست استکبار و صهیونیسمی که مبدع و مدعی وجودش هستند را بفشارند و حقوق ملی ایرانیان را به حراج گذارند، دهان جنبشی که اساسا برای بازگرداندن حاکمیت و غرور ملی در مقابلشان قد علم کرده را بستن نتوانند. این دو راهی اینان را در وضعیت با مزه ای قرار داده است. باور کنید در بدترین شرایط روحی که بیننده گرفتارش باشد باز لبخند بر لبانش می آراید.

می خواهم بگویم فقط در این مورد نمایان نیست این جنون.

بله، ما از اینکه فرزندان ملت را به محبس می فرستند و شمشیر تجاوز و مرگ بر پیکره جسم و روحشان می زنند، سرشار درد و غم و نگرانی هستیم، از اینکه قلوب نداها به تیر گزمگان بیوت شیاطین پاره می شود و سینه سهراب ها به سرب داغ دوزخیان گرفتار می آید و هزاران هزار تلخی و درد و آه دیگر، مستعد انفجاریم اما به برخی رفتارهاشان هم می خندیم، از جمله این داستان هسته ای و مذاکرات وین و اکنون ژنو و اتفاقاتی که اخیرا عادت به تماشایشان کرده ایم.

به شیخمان در خاموشخانه مطبوعات بی حرمتی کردند و رئیس جمهورمان را بدان راه ندادند و تهدید به محاکمه و هتک و حبسشان نمودند و می نمایند،به مراسم دعای کمیل یورش می آورند و ... اینها همه نشان گیجی و انفعال بعضا مضحک شان است نه نشانه قدرتشان.
ادامه مطلب ...

برای هادی حیدری: دلقک را بکش هادی!

0 نظرات
دلقک را بکش هادی!


صدایت هنوز توی گوشم می پیچد که می‌خواندی: "یا رجائی عند مصیبتی، یا مونسی عند وحشتی، یا صاحبی عند غربتی ..." و احیای امسال چه دلتنگ بود.

توی اوین پائیزی جمعتان جمع شده‌ها،‌ حواست هست؟ تحریریه روزنامه نگاران دربند یک کاریکاتوریست کم داشت که تو هم اضافه شدی و حالا داری حتماً طرح چهره بازجویت را روی دیوارهای سلول هاشور می‌زنی، داری دلقکی می‌کشی که توی یک سیرک تمام عیار دارد تو و ما را می‌خنداند.

گفته بودی می‌خواهی این هفته سورپرایزمان کنی، به چه به زبانی بگوییم از این سورپرایزها نمی‌خواهیم، نمی‌خواهیم خبر بازداشتت غافلگیرمان کند، می‌خواهیم مثل امروز که مجله "جدید" ات روی دکه آمد، سورپرایز شویم. کاش آزاد بودی هادی، کاش بودی تا شماره ات را که می‌گرفتیم برای تبریک و صدای خودت بود که با خنده جواب‌ می‌داد و تکیه کلام همیشگی‌ات :‌"مخلصیم".

آقای همیشه لبخند، آقای لحظه‌های خوب دعا، آقای هاشور و طرح؛ دلمان برایت تنگ شده، مثل دل کوچک باران ات که حتماً از همه بی تاب تر است.

محمد واعظی
ادامه مطلب ...

تقدیم به دانش‌اموزان سبز مدرسه راهنمایی در مشهد

1 نظرات
تقدیم به دانش‌اموزان سبز مدرسه راهنمایی در مشهد
یک خبر ساده یا یک اتفاق تاریخی؟


دیروز خبری سبز در اینترنت پیچید!، مبنی بر اینکه"مدرسه راهنمایی امام رضا در مشهد وابسته به آستان قدس رضوی که زیر نظر مستقیم عباس واعظ طبسی نماینده رهبری اداره می‌شود، شاهد رویدادی بی‌نظیر بود. "به گزارش پژواک، به گفته یکی از معلمان راهنما ( مشاور) در این مدرسه، امروز این مدرسه ۶۳۰ نفری برای انتخاب شورای دانش آموزی حال و هوایی دیگر داشت که با یک نتیجه غیر قابل باور، اولیای مدرسه را غافل گیر کرد. در جریان این رای گیری دانش آموزان این مدرسه راهنمایی در میان بهت مربیان به جای اینکه به همشاگردیان خود رای دهند ؛۴۵۲ برگه از مجموع ۵۹۸ رای ماخوذه را به نام میرحسین موسوی پر کرده و تحویل دادند.".

ابتدا با خواندن این خبر خنده ای بر لب آدم می آید و می گوید این نوجوانان را ببین که چگونه خود را نخود آش کرده اند! اما، چه بزرگند آنها!

اما اگر کمی ژرف در این خبر بنگری،در می یابی که این اتفاقی ساده نیست بلکه گامی مهم است در راستای جنبش سبز،این خبر حاکی از آن است که جنبش ما چنان فراگیر و اثرگذار بوده که حتی بچه ی 14-15 ساله ای که ممکن است خیلی از مبانی ابتدایی سیاست را هم نداند ،چنین اقدام آگاهانه ای کرده است.

جنبش هایی نظیر جنبش ما،در جهان بسیار طول کشید تا توانستند در انواع طیف های مختلف جامعه رسوخ کننند،اما اکنون شاهد هستیم که چگونه بعد از گذشت 4ماه جنبش توانسته،یک چنین اثرگذاری پیدا کند.

این امر میسر نمی شد مگر با تلاش شبانه روزی تک تک سبزها. اما باید خاطر نشان کرد که این خبر همانگونه که برای ما شیرین است،برای کودتاچیان به سان زهر است، زیرا که از این پس علاوه بر دانشگاه و نهادهای دیگر باید مراقب دانش آموزان ما نیز باشد!

خوشا روزی که هر ایرانی یکی از اعضای راه سبز امید باشد.

ادامه مطلب ...