سید محمدخاتمی: برای کل ایران و سرنوشت تک تک افراد مملکت نگرانم:« محدود کردن افراط گری‌ها و تفریط گری‌ها مشکل را حل و جامعه را آرام خواهد کرد»، نسبت به عواقب عدم پذیرش بحران در جامعه هشدار داد و نيز هرگونه حرکت ساختارشکنانه را محکوم و مطرود دانست.ادامه مطلب ...

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن: فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، ادامه مطلب ...
بیست و دوم بهمن ، روز فریاد سبز آزادی: امسال در 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را در حالی تجربه می‌کنیم که جمهوری اسلامی پس از 31 سال در بدترین روزهای خود قرار دارد و دولت کودتایی حاکم، روز به روز بیش از پیش انقلاب بزرگ ملت ایران را به سمت قهقهرا می‌برد و هویت خشن و خون ریز ضد اسلامی خود هر روز بیشتر و بیشتر نمایان می سازد ادامه مطلب ...
مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود: «انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی است. ادامه مطلب ...
No Filter Address: http://0nline.aras-web.tk



کودتاگران به کروبی در نمایشگاه مطبوعات حمله کردند

0 نظرات
کودتاگران به کروبی در نمایشگاه مطبوعات حمله کردند


ادامه راه سبز«ارس»: لحظاتی پیش شیخ اصلاحات وارد نمایشگاه مطبوعات شد و مورد ضرب و شتم کودتاگران قرار گرفت. در این حمله که توسط عده‌ای چماقدار صورت گرفت، عمامه شیخ از سرش افتاد.

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، دبیرکل حزب اعتمادملی در میان تشویق هوادارانش و بازدیدکنندگان از شانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها هم‌اکنون وارد نمایشگاه مطبوعات شده است.

گزارش‌های رسیده حاکی از آن است با ورود کروبی به نمایشگاه‌ صدها نفر از بازدیدکنندگان با تجمع مقابل غرفه خبرگزاری فارس شعار مرگ بر دیکتاتور و بسیجی واقعی همت بود و باکری را سر می‌دهند.

گزارش دیگری حاکی از آن است که حامیان احمدی‌نژاد بعد از دقایقی مقاومت مردم موفق شدند خود را به مهدی کروبی برسانند و به او حمله‌ور شدند، به گزارش شاهدان عینی بر اثر این حمله عمامه کروبی را بر زمین افتاده و قصد ضرب و شتم یار امام را داشتند.

بر اساس اطلاعات دریافتی به دنبال هتک حرمت کروبی، محافظان و همراهان کروبی وی را به خارج از نمایشگاه هدایت کردند تا اغتشاشگران به سوءاستفاده از جنش سبز و حضور کروبی برای ادامه جوسازی‌های خود علیه این حرکت موفق نشوند.

اوج وقاحت فارس نیوز هویدا شد/ توهین شدیداللحن به ساحت روحانیت

فارس نیوز، پایگاه خبری دروغ‌پرداز کودتاچیان در خبری اوج دریدگی و وقاحت کودتاگران را به نمایش گذاشت و به ساحت روحانیت توهین کرد.

این سایت حامی دولت کودتا، در خبری ویژه ضمن دفاع از حمله‌ور شدن چماقداران به مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات، عکسی از پرتاب لنگه کفش به سمت این روحانی معظم و شجاع را در حالی که عمامه از سرش انداخته‌اند منتشر کرد. سایت فارس نیوز یکی از ارگان‌های اصلی سازماندهی کودتا و سرکوب‌ها و شکنجه‌های پس از آن در تابستان امسال بود و نویسندگان و دست اندرکاران آن از جمله حامد طالبی به شهادت بسیاری از بازداشت‌شدگان در نقش بازجو و شکنجه‌گر بارها به ایفای نقش پرداخته‌اند

ادامه مطلب ...

رژیم شاه هم از برگزاری مراسم مذهبی می‌ترسید

0 نظرات
تناقضات جدی در ساختار حاکمیت جمهوری اسلامی و انحراف از مسیر انقلاب:
رژیم شاه هم از برگزاری مراسم مذهبی می‌ترسید

شب گذشته پلیس امنیت اخلاقی با یورش به مراسم دعای کمیل که برای آزادی یکی از فعالین سیاسی برگزار شده بود، ده‌ها تن را بازداشت کرد. تاکنون بازداشت سی نفر به طور قطعی تایید شده است. جرم این سی نفر که شب گذشته را در بازداشتگاه به صبح رسانیدند، چیزی نبود جز شرکت در مراسم دعای کمیل. این اتفاق، نشانگر بروز یکی از جدی‌ترین تناقضات در سیستم حاکمیت جمهوری اسلامی در سی‌سال اخیر و زنگ خطری جدی برای دلسوزان انقلاب و مردم محسوب می‌شود. حکومتی که از همان روزهای آغازین عمرش، دین و مناسک دینی را دست‌مایه مشروعیت بخشی به خود قرار داده بود، اینک تا حدی دچار بحران مشروعیت شده است که حتی مناسک دینی جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی که برای آزادی عزیزانشان بی هیچ سر و صدایی دعا می‌‌خوانند را هم بر نمی‌تابد و به فضاحت‌بارترین وجه ممکن به محل برگزاری مراسم دعا هجوم می برد و حاضران را به صورت فله‌ای بازداشت می‌کند.




تاریخ همواره درس‌آموز خوبیست برای کسانی که عادت به بازنگری عملکرد خویش ندارند. حداقل سودی که مطالعه تاریخ برای انسان دارد، این است که می‌تواند پیامدهای عملکرد خود را در آینه عملکرد گذشتگانش می‌بیند و از تکرار اشتباهات تاریخی پرهیز کند. اما ظاهرا صاحبان فعلی قدرت در کشور علاقه چندانی به مطالعه تاریخ ندارند.

با نگاهی گذرا به روزهای قبل از انقلاب ۵۷ و نحوه عملکرد رژیم شاه در برابر مجالس و هیئت‌های مذهبی و مقایسه آن با اتفاقاتی از قبیل آنچه شب گذشته رخ داد درخواهیم یافت که حکومت جمهوری اسلامی دچار چه تناقضات عمیقی در درون خود شده است. اکثریت قریب به اتقاق حاملان و حامیان انقلاب اسلامی که پس از پیروزی انقلاب مناصب حکومتی را به دست گرفتند، همان کسانی بودند که در سال‌های قبل از انقلاب تجربه شرکت در مجالس و هیئات مذهبی را داشته‌اند و اگر هم نداشته‌اند به خوبی به یاد می آورند که مردم چگونه از طریق مناسک مذهبی صدای اعتراض خود را به گوش حکومت می‌رساندند.

این افراد که امروز به بالاترین مناصب قدرت دست‌ یافته‌اند، همچنین به این امر واقفند که یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات رژیم شاه که نقش بسیار مهمی در سرنگونی‌ و سقوطش داشت در افتادن با احساسات مذهبی مردم و به هم زدن مراسم دعا و عزاداری و یا منع خانواده‌های شهدا از برگزاری مراسم سوگواری بود. واکنش مردم به این دست رفتارهای رژیم بود که تظاهرات میلیونی عاشورا و تاسوعای سال ۵۶ و اعتراضات زنجیره‌ای پس از آن را رقم زد. تظاهراتی که زمینه سقوط رژیم شاهنشاهی را فراهم ساخت.

حکومتگران امروز ایران، اگر ذره‌ای به این دست خاطرات رجوع کنند درخواهند یافت که مساجد و مراسم مذهبی از جمله کانون‌‌های شکل‌گیری انقلاب در سال ۵۷ بود و اکثریت روشنفکران مذهبی و موثر از جمله شهید علی شریعتی و روحانیون انقلابی مردم را به مراسم مذهبی دعوت می‌کردند و به تنویر افکار آنان می‌پرداختند. اکنون در آستانه سی سالگی انقلاب اسلامی که برآمده از این دست تجربیات تلخ و شیرین است با وضعیتی مواجهیم که گویی حکومت به هیچ عنوان سر سازگاری با رفتارهای قانونی و مسالمت‌آمیز و مدنی مردم ندارد و پلیس که شعارش قانون‌گرایی است، با شکستن و زیر پا گذاشتن قانون به مراسم دعا حمله می‌کند و با شرکت کنندگان در مراسم دعا چنان سخیف برخورد می‌کند که گویی با مشتی مجرم مواجه است.

در مقابل چشمان ده‌ها نفر، به دستان مردان حاضر در مراسم دعا و قرائت‌کنندگان دعای کمیل، دستبند می‌زند و آنان را شبانه به زندان منتقل می‌کند. این نوع برخورد در حکومتی که رنگ مذهب به خود زده است و چنین با شهروندان مذهبی خود برخورد می‌کند خبر از تناقضاتی جدی و عمیق ساختاری می‌دهد. پیش از این نیز شاهد برخورد خشونت‌بار حکومت با سایر مذاهب و فرق دینی بوده‌ایم که در این بین شاید بازداشت گسترده درویشان و هتک حرمت مجالس مذهبی و اماکن زیارتی آنان بیشتر به گوش می‌رسد.

از این دست برخوردهای خشونت‌بار که پیش از این در لباس حمله به صفوف نمازگزاران در مراسم مذهبی نماز جمعه نیز تکرار شده بود، جز این نمی‌توان برداشت کرد که حکومت جمهوری اسلامی ظاهرا برگزارکنندگان مجالس مذهبی را نیز در زمره دشمنان خود جای داده است و آنان را خطری جدی برای بقای خود به شمار می‌آورد. این البته احساسی است مشابه با آنچه رژیم سلطنتی در اواخر عمر خود داشت و برخوردهای خشونت‌باری مشابه با آنچه رژیم شاه برای بقای خود به آن دست زد در ایام بعد از کودتای ۲۲ خرداد کم دیده نشد.

ممانعت به عمل آوردن از برگزاری مراسم سوگواری توسط خانواده‌های معظم شهدای جنبش سبز نیز از جمله این تناقضات جدی بود. اتفاقی که بعد از سی سال در سایه حکومتی رخ داد که صاحبانش روزی طعم تلخ ممانعت از برگزاری مراسم سوگواری برای شهدای انقلاب ۵۷ را چشیده بودند.

امروز به نقطه‌ای رسیده‌ایم که حکومت جمهوری اسلامی در برابر یک آزمون جدی قرار دارد وآن اینکه آیا حکومتگران به اصول دینی که روزی شعارش را می‌دادند، همچنان پایبند هستند یا نه؟

یورش به مراسم دعای کمیل جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی و به زندان افکندن آنان به معنای انحصاری کردن دین در دست عده‌ای خشونت‌طلب بنیادگراست که پیشانی بر سنگ لحد خویش سیاه کرده‌اند و از دین جز تزویر و ظاهرسازی و سرکوب چیز دیگری نیاموخته‌اند.

امروز دین اسلام در کشور ایران به دست چنین افرادی اسیر گشته است و این بزرگترین هشدار برای هم‌وطنان مسلمانی است که دل در گرو دین و اخلاق دارند. انحرافی جدی و عمیق از جریان پاک انقلابی مردمی و اسلامی در حال شکل‌گیری است و این امر زنگ خطری جدی است برای همه کسانی که هنوز به پاسداشت آرمان‌های انقلاب و بنیانگذار آن می‌اندیشند.
ادامه مطلب ...

بترسید از روزی که صبر و شکیبایی مردم تمام شود

0 نظرات
بیانیه جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی در باره بازداشت‌شدگان دعای کمیل و سایر زندانیان جنبش سبز

"بترسید از روزی که صبر و شکیبایی مردم تمام شود"

ادامه راه سبز«ارس»: در اعتراض به بازداشت حدود ۳۰ نفر از شرکت کنندگان در مراسم دعای کمیلی که قرار بود برای آزادی سیدشهاب الدین طباطبایی عضو زندانی شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی برگزار شود جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی بیانیه‏ای به شرح زیر صادر کردند:


عزیزان ما را آزاد کنید

عوامل دولت کودتا در تازه‏ترین اقدام خود، امشب (پنج شنبه‏، سی ام مهرماه‏)، به منزل یکی از خانواده های زندانیان سیاسی یورش برده اند و نه فقط همسر او که همه مهمانانش را که با آروزی آزادی شهاب طباطبایی و سایر زندانیان سیاسی مشغول خواندن دعای کمیل بوده اند بازداشت کرده و به محل نامعلومی انتقال داده اند.اغلب بازداشت شدگان مراسم دعای کمیل بستگان و دوستان زندانیان جنبش سبز هستند.

ما خانواده های زندانیان سیاسی هشدار می دهیم که فوری بازداشت شدگان امشب را که گناهی جز دعا خواندن برای آزادی عزیزان خود نداشته اند ،آزاد کنید.آنها سخت نگران سلامت عزیزان دربند خود بودند و حالا شما آنها را فقط به دلیل این نگرانی بازداشت کرده اید. فریاد ما را بشنوید و آنها را آزاد کنید. نه فقط بازداشت شده های امشب که همه زندانیان حوادث انتخابات را آزاد کنید . اگر برفرزندان بی گناه ما رحم نمی کنید، بردین خود رحم کنید، به نام اسلام حکم نرانید و آنرا بد نام نکنید. نگهداری عزیران ما در زندان که گناهی جز ابرازعقیده، و یا حد اکثر باز گو کردن واقعیت های تلخ جامعه ندارند ظلمی است بزرگ که مردم بر شما نخواهند بخشید.

شما با نگهداری این افراد در سلول های انفرادی، برپایی داداگاه های نمایشی، و سرگردان نگهداشتن خانواده آنها، علاوه بر بی عدالتی، آبروی اسلام و جمهوری اسلامی را نیز می برید. دنیا رفتار غیر قانونی و غیر انسانی شما را نظاره می کند. سرتان را از پنجرهای خانه های امن تان بیرون بیاورید تا ببینید که مردم جهان چگونه در باره شما قضاوت می کنند. چرا به نام دین ظلم می کنید و آبروی اسلام را می برید؟

جهان، جهانی نیست که بتوان حقایق را پشت درهای بسته زندان پنهان کرد. روزی نیست که رسانه های جهان در باره شقاوت هایی که در ایران می گذرد ننویسند و نگویند. شاید تصور شما بر این بوده است که با بر پایی دادگاه های نمایشی می توانید به مردم ایران و جهان بقبولانید که این افراد گناهکارند، چون خود "اعتراف" کرده اند. ولی درست برعکس. شما با این روش، جمهوری اسلامی را بد نام کرده اید. مردم ایران و جهان از ماهیت این دادگاه های نمایشی و دستوری با خبرند. شما با این روش دادگاه های جمهوری اسلامی را بیشتر از اعتبار انداخته اید.

هر روز که می گذرد مردم جهان به روش های مجرمانه شما بیشتر پی می برند و متأسفانه ایران را مستحق تحریم و تکفیر می دانند. شما با بد نام کردن ایران و اسلام، ظلم دوگانه بر مردم روا می دارید. شما مملکت مردم و دین آنها را بد نام می کنید و این گناهی نا بخشودنی است. زیرا خسارات آن مستقیم و غیر مستقیم متوجه مردمی می شود که هیچ نقشی در این بازی های سیاسی شما ندارند.

بس کنید. حال که بر پایی دادگاه های نمایشی پایان گرفته است، عزیزان ما را آزاد کنید. آیا دستگاه قضایی آنها را به گروگان گرفته است تا جنبش سبز ادامه نیابد؟ اگر چنین می پندارید از واقعیت بسیار بدورید. جنبش سبز، جنبش حق خواهی مردم ستم دیده ایران است که ادامه آن در گرو حضور این فرد و آن فردنیست و نمی توان با زندانی کردن افراد بی گناه آنرا متوقف ساخت. مردم صلح طلب ایران در کمال آرامش در پی مطالبات معو قعه و قانونی خودند. تنها یک رنگ، رنگ سبز، یک رنگ ساده، مردمی که درد مشترک دارند را به پیوند داده است. عجیب نیست؟ به این همبستگی گسترده مردم بیاندیشید. به این واقعیت فکر کنید. تلاش کنید درد مشترک مردم را بشناسید.

با شیوه های ستمگرایانه تنها ممکن است بتوان آن دردها را موقتا پنهان کرد، ولی نمی توان از بین برد. بترسید از روزی که صبر و شکیبایی مردم تمام شود. با نگهداری عزیزان ما در زندان نمی توانید این واقعیت را پنهان کنید. شما باید به جای مجازات افراد بی گناه ریشه درد جامعه را بشناسید. افرادی که در بند شما اسیرند گناهی ندارند. آنها را آزاد کنید.

ما حق خود می دانیم در صورتی که قوه قضاییه جمهوری اسلامی به خواست های ما رسیدگی نکند و عزیزان ما را همچنان در بند نگهدارد، شکایت به نهاد های بین المللی ببریم ودست به تحصن و اعتصاب غذا بزنیم تا جهانیان بر ظلمی که به ما می رود بیشتر آگاهی یابند. شاید آنها درد ما را بفهمند.

جمعی ازخانواده‏های زندانیان سیاسی
پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸
ادامه مطلب ...

بازداشت ۳۰ نفر در مراسم برگزاری دعای کمیل برای آزادی شهاب طباطبایی

0 نظرات

بازداشت ۳۰ نفر در مراسم برگزاری دعای کمیل برای آزادی شهاب طباطبایی

بر اساس خبرهای رسیده به نوروز، آخرین آمار بازداشت شدگان در مراسم دعای کمیل، تا ساعاتی پس از نیمه شب به ۳۰ نفر رسید.

از این تعداد تنها مهرک میراب زاده، همسر شهاب طباطبایی و فائزه ابطحی، دختر محمدعلی ابطحی به دلیل اینکه فرزند خردسالش به همراه او بود، آزاد شدند.

اسامی سایر بازداشت شدگان تا این لحظه به شرح زیر است:

زهرا مجردی ، علی میردامادی ، همسر و فرزند محسن میردامادی دبیرکل دربند جبهه مشارکت ، همسر و برادر عبدالله رمضانزاده ، محمدرضا جلایی پور ، همسر مرتضی الویری ، فریده ماشینی ، دکتر کیانوش راد به همراه همسر و دخترش ، ایمان میراب زاده ، محمدحسین خوربک ، سعید نورمحمدی ، زویا حسنی ، هادی حیدری ، محبوبه حقیقی ، سمیه مهرجو ، سعیده کردی نژاد ، علیرضا طاهری، رضا میر ، عطا تهرانچی ، اشکان مجلل ، اسماعیل صحابه ، میثم وره چهر ، نسیم چالاکی ، مهدی مظفری ، مهدی مشرف و مهدی فتحی

احتمالا اسامی دیگری نیز به این لیست افزوده می شود که نوروز به محض دریافت خبر آن را به اطلاع خوانندگان خود می رساند.

همپنین برخی اخبار از بازداشت دو نفر دیگر به نام های سهیل گوهری و ریحانه طارمی راد نیز در این مراسم حکایت دارد، اما این خبر هنوز تایید نشده است.
ادامه مطلب ...

وقتی پایداری ملت، حاکمان را به عقب‌نشینی وادار می‌کند

0 نظرات

تحلیلی بر سخنان حامیان کودتا:
وقتی پایداری ملت، حاکمان را به عقب‌نشینی وادار می‌کند.

داستان ۱۳ آبان و جنبش سبز هر روز جالب تر می‌شود و به نظر می‌آید ملت سبز ایران میوه‌های حرکت هوشمندانه خود را در روز قدس می‌‌چیند. پس از سخنان احمدی مقدم، فرمانده کل نیروی انتظامی و حامی دولت کودتا مبنی بر اینکه "ما با سبزها تا وقتی قانون شکنی نکنند مشکلی نداریم"، روح الله حسینیان، روحانی تندرو حامی رییس دولت کودتا در سخنانی از سبزها دعوت کرد در روز ۱۳ آبان به خیایان‌ها بیایند.


شاید هنوز برای این نتیجه‌گیری کمی زود باید اما به نظر می‌رسد که پایداری مردم به تدریج در حال از میان‌برداشتن مقاومت و انکار حاکمان است و آنها را مجبور به رسمیت شناختن جنبش عظیم مردم ایران می‌کند. زمانی که جنبش مردم ایران توسط کودتاچیان "خس و خاشاک" و "کاریکاتور" خوانده شد، هیچکدام آنها فکر نمی‌کردند که پس از ۴ ماه این جنبش همچنان زنده و هوشیار، خود را برای برگزاری حرکتی دیگر در ۱۳ آبان آماده کند.

اکنون در تازه‌ترین اظهار نظر از سوی حامیان کودتا، روح‌الله حسینیان که در زمان دولت اصلاحات طرفداران خاتمی را "حشرات" خوانده بود، در سخنانی گفت که "ما از سبزها دعوت می‌کنیم در روز ۱۳ آبان به خیابان بیایند". این سخنان البته همراه با یک دروغ، که صفت دائمی حامیان دولت کودتا است، همراه بود، آنجا که گفت "‌در روز قدس هم همه رسانه‌ها ... دعوت کردند که مردم بیایند، اما دیدیم که حداکثر چند هزار نفر آمدند که در برابر سیل خروشان جمعیت حزب اللهی‌ها هیچ نبودند."

مطمئنا همه خوب می‌دانند که حامیان کودتا معمولا بنا بر صداقت نداشته و کمتر پیش می‌آبد به حقیقتی "اعتراف" کنند و اگر واقعا حضور "چند هزار" نفری سبزها در برابر "سیل خروشان" حزب‌اللهی ها بود نیازی به این فرار به جلوی شخصی مثل حسینیان نبود. در این زمینه می‌توان گفت که احتمالا تعداد سبزها و افراد از نظر حسینیان"حزب‌اللهی"‌ در جمله وی جابجا بوده که او را وادار به ابراز چنین سخنانی کرده‌است.

در ورای این مساله، اهمیت روز ۱۳ آبان و حضور در راهپیمایی در این روز برای جنبش سبز مشخص است. روزهای قدس، ۱۳ آبان، ۱۶ آذر، ۲۲ بهمن، ایام محرم، همه قدم‌هایی از یک مسیر هستند که اولین ثمره آن‌ها، به رسمیت شناخته شدن اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز مردم در برابر حکومت کودتا است. میرحسین موسوی نیز در بیانیه خود در ارتباط با روز قدس، به ظرافت به این نکته اشاره کرده است که روز قدس یک نقطه عطف در حرکت مردم بود.

نقطه عطف از این جهت که به حاکمان نشان داد این حرکت زنده و پاینده است. از این جهت که زورمندانی که تا پیش از این در انکار جنبش سبز مردم سخن می‌گفتند و یا با گلوله جواب مردم را می‌دانند، اکنون مجبور به اعتراف شده‌اند. سخنان احمدی مقدم، جنتی، حسینیان و دیگرانی از این دست نشان می‌دهد که احتمالا آنها نیز از روز قدس درس گرفته‌اند؛ می‌دانند که در قدم بعدی برنامه پرشور تری در انتظار است.

حرکت‌هایی مثل آنچه در روز قدس اتفاق افتاد، "لازمه" ادامه این جنبش است. مبارزات اینترنتی، دیوار نویسی، اسکناس نویسی و ... مهم و لازم است، ولی کافی نیست. در واقع حماسه روز قدس نقطه عطفی بود که به حامیان کودتا آشکارا نشان داد ملت ایران هنوز خواستار آن چیزی است که در 22 خرداد به صندوق‌ها ریخت و در این راه ۱۳ آبان نیز نقطه عطفی دیگر خواهد بود.

۱۳ آبان قدم بلند دیگری در یک "راه" طولانی، اما "سبز" و پر "امید" است. راهی که ثمره آن آزادی، اصلاحات، استقلال، دموکراسی و درواقع آنچه خواهد بود که ملت ایران تعیین کننده آن است.

ادامه مطلب ...

روزهای سخت برای رئیس‌جمهوری که هاله نورش را جا گذاشت

0 نظرات

پایان عمر افسانه‌پردازی‌های دولت کودتا در عرصه سیاست خارجی و بحران شدید در مشروعیت‌زایی:
روزهای سخت برای رئیس‌جمهوری که هاله نورش را جا گذاشت.

ادامه راه سبز«ارس»: پس از انتخابات تلخ ریاست جمهوری و اتفاقات پس از آن، یکی از بحران‌های اساسی دولت نامشروع روی کار آمده، بحران اعتبار و فقدان مشروعیت در عرصه داخلی و خارجی است؛ از طرف دیگر یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های مخالفان محمود احمدی‌نژاد پایین آمدن وجهه‌ی بین المللی ایران در نظام جهانی بعد از انتشار اخبار مربوط به سرکوب‌های خیابانی و شکنجه‌ در بازداشت‌گاه‌ها بود.

دولت برخاسته از کودتا چنان دچار بحران مشروعیت گردید که خیلی زود به فکر با‌ج‌دهی‌های پشت پرده به قدرت‌های جهانی شد تا مبادا شکاف عمیق ایجاد شده در داخل کشور و شقه شدن جامعه به فروپاشی قدرت کودتاگران بیانجامد، غافل از اینکه مرتبه سقوط و نزول اعتبار و شان بین‌المللی رئیس دولت کودتا و کابینه نامشروعش در سطح بین‌المللی چندان کمتر از سطح ملی نبود و این امر در مرحله‌ی اول باعث از دست رفتن اقتدار ملی و در گام بعدی، منجر به نابود شدن و چشم بستن بر منافع ملی برای ایجاد ارتباط با بازیگران بین‌المللی شده است.


در همین عمر کوتاهی که از تولد کودک نارس و نامشروع دولت کودتا می‌گذرد ملت دریافته است که این دولت و حامیانش منافع ملتی را بی مهابا خرج می کنند، تا بتوانند در نظام بین المللی به رسمیت شناخته شوند و به حساب خودشان اعتبار کسب کنند. نزول درجه‌ی مشروعیت و اعتبار دولت کودتا در این دوره نسبت به دولت‌های قبلی را می‌توان در عملکرد آن در محیط داخلی و چگونگی به دست گرفتن قدرت جست و جو کرد زیرا صحنه‌ی بین‌المللی آینه‌ی تمام‌نمای وضعیت و شرایط داخلی کشور است.

سید محمد خاتمی رئیس‌جمهور قانونی و اصلاح‌طلب سابق ایران قبل از به روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد بود. وی، با شعار تنش‌زدائی در سیاست خارجی، پا به عرصه سیاست بین‌الملل گذاشت و با سیاست‌های صلح طلبانه‌اش برای برقراری ارتباط با کشورهای دنیا و بالابردن اقتدار ملی و تغییر نگاه به جمهوری اسلامی تلاش کرد. وی تا جایی این جایگاه را بالا برد که سال 2001 به نام طرح وی سال گفتگوی تمدن‌ها توسط سازمان ملل نامگذاری شد و بدین‌سان بود که خاتمی به تنها چهره‌ در نظام جمهوری اسلامی تبدیل شد که از چنین وجهه‌ی بین‌المللی مثبتی برخوردار است.

او اولین رئیس دولت در جمهوری اسلامی بود که باب ارتباط با کشورهای اروپایی را گشود و راهی سفر به کشورهای اروپایی شد. ژاک شیراک در الیزه مهماندار او بود و ماسیمو دالما در ایتالیا. بی‌گمان آنچه امروز اوباما با عنوان رفتار و مشی صلح طلبانه‌ از آن اعتبار می‌گیرد را سال‌ها پیش از این خاتمی با حضور قدرتمند خود در عرصه جهانی مطرح کرد.

با روی کار آمدن دولت نهم و بی‌آبرویی‌ها، ناسنجیدگی‌ها و بی‌حرمتی‌های رئیس آن به جامعه جهانی بود که این اعتبار کسب شده در سراشیبی انحطاط افتاد. بعد از دوره‌ی دوم ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی، عده ای با شعارهای پوپولیستی و مبارزه با سرمایه‌داری و سیاست‌های جنگ‌طلبانه روی کار آمدند که هر چه در عرض هشت سال بافته شده بود را به طرفه العینی پنبه کردند.

اگر چه فرزندان خلف خاتمی بعد از گذشت 5 سال و آن زمان که احساس کردند کشورشان به قهقهرا می رود‌، در راه آزادی خواهی و برای ایجاد دموکراسی و تغییر در سیاست‌های جمهوری اسلامی به نام جنبش سبز و با دادن دست یاری به دو یاور ملت، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، نام ایران را به صدر خبرها کشاندند، اما هنوز در تریبون‌ها و مجامع رسمی هیئت‌های ایرانی هربار خفت ملی را برای ملت سوغات آوردند.

ریشه‌های این خفت که دولت کودتا پدید آورنده‌ی آن است را باید ابتدا در عملکرد داخلی آن و بعد در اتخاذ سیاست‌های بین المللی‌اش جست. محمود احمدی‌نژاد که در طی کودتایی یک شبه با حمایت نیروهای نظامی و سران رده بالا در انتخاباتی نمایشی و با تقلب، قدرت را در دست می‌گیرد و آن چنان نهادهای قانونی و مردم را زیر پا می‌گذارد که پس از صد روز و با عملکرد مرتجعانه بی‌سابقه‌ای ایران را نه به اندازه صد روز که به قدر صد سال از سیر پیشرفت خود عقب می‌اندازد.

دموکراسی ستیزی محمود احمدی نژاد در داخل و پس از آن اعمال خشونت علیه هر صدای مخالف در خیابان‌ها و سلول‌های انفرادی چیزی نبود که از چشم جهانیان دور بماند و واکنش بسیاری از مردم در سراسر دنیا را به همراه داشت. این تمایل به دموکراسی‌ستیزی مختص این دوره نبوده است. احمدی‌نژاد و حامیانش قبل از انتخابات و در دولت قبلی نیز آنچنان ساز مخالف با قانون کوک کرده بودند و چنان با تقلب و دروغ خو گرفته بودند که از آنان انتظار هرگونه‌ قانون‌شکنی می‌رفت. کابینه‌ای که در میان دولت‌های روی کار آمده بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به کابینه‌ی جعل و دروغ مشهور است. کابینه‌ای که در روی کار آوردن افراد دروغگو و متقلبی چون کردان، دانشجو، بهبهانی و ... ید طولایی دارد.

اگر سیاست خارجی را تداوم سیاست‌های داخلی کشور فرض کنیم، می‌توان به چرایی برخورد سرد و نامحترم سران سیاسی کشورهای جهان با محمود احمدی‌نژاد در مجامع بین‌المللی از جمله نشست سازمان ملل پی برد. ادبیات سخت و جنگ‌طلبانه وی در سیاست خارجی، دخالت در مسائل داخلی فلسطینیان علی‌رغم عدم تمایل شهروندان فلسطینی به این مساله، طرح مسئله‌ی موهوم و بی ربط به منافع ملی مانند هولوکاست، ارتباط با دولت‌های مردم‌فریب و جنگ‌طلب در دنیا، ماجراجویی و داشتن ادبیات نامتعارف در عرصه بین‌المللی، شفاف عمل نکردن در مسئله‌ی هسته ای و به بازی گرفتن افکار همومی جهانی و سازمان‌های پذیرفته شده بین‌المللی همه و همه به گونه‌ای ادامه‌ی همان دروغ‌گویی‌ها و به قولی دودوزه بازی کردن احمدی‌نژاد و حامیانش در محیط داخلی است. گویی هر چه او در محیط داخلی دروغ می کارد و بر سرکوب و ستیز با مخالفان می‌افزاید، در محیط بین‌المللی باید جوابگوی افکار عمومی دنیا باشد.

رفتار بنیادگرایانه و ناشی از عدم شناخت روابط قدرت در محیط بین‌المللی منجر به اتخاذ سیاست خارجی اشتباه، جنگ‌طلبانه و مبتنی بر توهمی می‌شود که واکنش جامعه‌ی جهانی را هر جا که نامی از احمدی‌نژاد در میان است، به دنبال می‌آورد. در سخنرانی وی در اجلاس دوربان تمامی کشورهای پرنفوذ جهان در واکنش به اظهارات خلاف واقعیت و جنگ‌طلبانه‌ی وی سالن سخنرانی را ترک کردند و در اجلاس اخیر نشست سالیانه‌ی مجمع عمومی سازمان ملل، رسانه‌های دنیا وی را هم طراز معمر قذافی، رییس نیمه عاقل لیبی قرار دادند. رییس‌جمهوری که بجای 15 دقیقه، 96 دقیقه حرف زد و در آخر هم منشور سازمان ملل را پاره پاره کرده و به سوی هیئت رئیسه اجلاس پرتاب کرد.

باز شاید وی اوضاع بهتری داشت که حداقل همگان خواب آلود سخنانش را دنبال کردند. محمود احمدی نژاد در حالی پشت تریبون رفت که بار دیگر کشورهای اروپایی و آمریکایی سالن را ترک کردند و وقتی گفت من رئیس‌جمهوری قانونی(!) ایران هستم، عده‌ی انگشت شمار خواب‌آلود حاضر در سالن به او پوزخند زدند. وی دیگر در بازگشت از این سفر بی‌ثمر نه توانست به حضور مرجع عالیقدری برسد و دروغ ببافد، نه از چشمان خیره به خودش حرفی زد و از همه مهم‌تر هاله‌ی نورش را در همان نشست کذایی روی صندلی‌های خالی جا گذاشت؛ به جایش تعدادی کشور گرسنه و دست در جیب ایران را پشت سر خودش دید که «احمدی‌نژاد» را به جنگ با امریکا می‌فرستند و خود پنهانی به حظ بردن از منافع این نبرد بی‌حاصل مشغول می‌شوند.

این روزها نه تنها سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌ی دولت کودتا جمهوری اسلامی ایران را در بن بست بنیادگرایی گرفتار کرده است بلکه روانپریشی‌ها و توهمات محمود احمدی‌نژاد در مورد موفقیت‌های بدست‌ نیامده‌اش، بیش از پیش باعث فررفتن ایران در انزوایی بی‌سابقه شده است. کوس رسوایی‌های داخلی وی به محیط بین‌المللی کشیده شده و او چنان خفتی را برای ملتش به ارمغان آورده که ابتدا در ایران، برای معرفی کابینه‌ی نامشروعش مسیر کوتاه پاستور تا بهارستان را از ترس دستان خالی و سکوت مخالفانش با هلی‌کوپتر طی می‌کند و بعد در نیویورک برای حضور در هتل از ترس مخالفانش، به اجبار از در خدمتکاران و نظافت‌چیان عبور می‌کند.

او روزهای تلخ و پر مرارتی را از سر می‌گذراند و می داند دیر یا زود برای برقراری دموکراسی باید کنار برود. اما خوشبختانه ، پس از وقایع انتخابات و با شکل‌گیری جنبش سبز، نگاه دنیا نسبت به مردم ایران تغییر کرده است. آنان خط پررنگی میان مردم ایران و کودتاگران صاحب قدرت کشیده‌اند. هر چقدر دولت کودتا با جنگ طلبی و سرکوب مورد شماتت قرار می گیرد و هزینه می‌دهد . جنبش سبز ایران، با حرکات صلح طلبانه خود برای ایران اعتبار جهانی و بین‌المللی کسب می‌کند و کیست که نداند پیروز این نبرد سینه‌های بی‌کینه و سبزی هستند که با جنگ و خشونت سر سازگاری ندارند و به حرمت و آبروی سرزمین مادری خود در عرصه جهانی بیش از هر منفعت دیگری بها می‌دهند.

ادامه مطلب ...

تعداد بازداشت شدگان در مراسم دعای کمیل همچنان رو به افزایش است

0 نظرات
تعداد بازداشت شدگان در مراسم دعای کمیل همچنان رو به افزایش است.


ادامه راه سبز«ارس»: تعداد بازداشت شدگان در مراسم دعای کمیل برای آزادی شهاب طباطبایی همچنان رو به افزایش است. بر اساس آخرین آمار، برادر عبدالله رمضانزاده، دکتر علی کیانوش راد، اسماعیل صحابه، میثم وره چهر و نسیم چالاکی نیز به لیست بازداشت شدگان افزوده شدند..

به گزارش نوروز و براساس آخرین اخبار دریافتی، نحوه هجوم ماموران به محل برگزاری دعای کمیل به این صورت بوده است که در هنگام قرائت دعا مردی وارد خانه می شود و از همه میخواهد که تلفن های همراه خود را تحویل بدهند. پس از جمع آوری تلفن های همراه اقدام به جدا کردن زن ها و مردهای شرکت کننده در مراسم می کنند و سپس به مردان دست بند زده و آنها را از منزل خارج میکنند. در طی تمام این مراحل توسط ماموران فیلمبرداری شده است. گفتنی است، بازداشت کنندگان خود را از پلیس امنیت معرفی کرده اند.

ادامه مطلب ...

خلاصه اخبار گویا: پنجشنبه ۳۰ مهر

0 نظرات
اخبار شنیداری روزانه


- آیا رسانه ملـی، میـلی شـده؟
- فرصت خوانـدن اخبـار را ندارید؟
- می‌خواهید از اخبار آگاه شوید؟
- پس با اخبـار گویـا با ما باشید!



«خلاصه اخبارشنیداری آنلاین: پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸»

دانلود:‌
اینجا~۲مگ
ادامه مطلب ...

آخرین اخبار بازداشت‌شدگان مراسم دعای کمیل برای آزادی شهاب طباطبایی

0 نظرات

آخرین اخبار بازداشت‌شدگان مراسم دعای کمیل برای آزادی شهاب طباطبایی.


ادامه راه سبز«ارس»: اکثریت شرکت کنندگان در مراسم دعای کمیلی که قرار بود برای آزادی سیدشهاب الدین طباطبایی عضو زندانی شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی برگزار شود بازداشت شدند. شاهدان عینی‌ می‌گویند که بسیاری از حاضران در مراسم دعای کمیل پس از شناسایی دسبتند زده شده و سوار بر خودروهای ون به محل نامعلومی انتقال داده شده‌اند.

بر اساس آخرین اخبار دقایقی پیش مهرک میراب‌زاده، همسر شهاب‌الدین طباطبایی، معصومه خوش صولتان (همسر مرتضی الویری) و فائزه ابطحی آزاد شدند. بقیه کسانی که دستگیر شده بودند همچنان در بازداشت به سر می‌برند. اسامی بازداشت‌شدگانی که خبر دستگیری‌شان تایید شده به شرح زیر است:

سعید نورمحمدی
هادی حیدری
محمدرضا جلایی‌پور
فریده ماشینی
ایمان میراب‌زاده (برادر همسر شهاب طباطبایی)
سکينه کريم‌زاده (همسر عبدالله رمضان‌زاده)
محبوبه حقیقی
سمیه مهرجو
زویا حسنی
سعیده کردی نژاد
علی میردامادی
علیرضا طاهری
رضا میر
عطا تهرانچی
همسر خانم کیانوش راد
ساجده کیانوش راد
مهدی مظفری
مهدی مشرف
مهدی فتحی

اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.
ادامه مطلب ...

محتشمی‌پور: خانواده‌های زندانیان سیاسی پاسخ قاطعی به این برخوردهای وحشیانه خواهند داد

0 نظرات
در واکنش به بازداشت تعدادی بسیاری از شرکت‌کنندگان در مراسم دعای کمیل:
محتشمی‌پور: خانواده‌های زندانیان سیاسی پاسخ قاطعی به این برخوردهای وحشیانه خواهند داد


ادامه راه سبز«ارس»: شرکت‌کنندگان در مراسم دعای کمیل که خانواده شهاب‌الدین طباطبایی برگزار کرده بودند همگی دستگیر شدند. فخرالسادات محتشمی‌پور در تماس با خبرنگار پارلمان‌نیوز، با اعلام این خبر افزود: "کار به جایی رسیده که از نجابت خانواده‌های زندانیان سیاسی به این شکل سوء استفاده می‌شود و ما دیگر در خانه‌های خود نیز امنیت نداریم."

همسر سیدمصطفی تاج‌زاده تصریح کرد: "تا این لحظه علی‌رغم آنکه معتقدیم برخوردهای صورت گرفته با فعالان سیاسی بعد از انتخابات بر خلاف قانون و شرع بوده و اتهامات وارد شده به آن‌ها بی‌پایه و اساس است اما ما به عنوان خانواده‌های زندانیان سیاسی مصالح نظام را بر مصالح خود و عزیزان دربندمان ترجیح‌ دادیم."

وی ادامه داد:‌ "با اینکه راه‌های مختلفی پیش روی ما بود تا نسبت به برخوردهای صورت گرفته با همسرانمان اعتراض کنیم اما تا این لحظه به خاطر نظام، هیچ‌کدام از این راه‌ها را نرفته‌ایم اما شاهد هستیم که اینگونه وحشیانه با خانواده‌های زندانیان سیاسی برخورد می‌شود و از هینجا به مسئولان هشدار می‌دهیم درصورتی که این رفتارها ادامه پیدا کند جواب قاطع و محکمی به این رفتارها خواهیم داد."

گفتنی است، تا این لحظه تعداد دقیق بازداشت‌شدگان مشخص نشده است اما تعداد بازداشت‌شدگان ده‌ها نفر تخمین زده می‌شود.


ادامه مطلب ...

بازداشت اکثریت شرکت‌کنندگان مراسم دعای کمیل برای آزادی شهاب‌الدین طباطبایی

0 نظرات

بازداشت اکثریت شرکت‌کنندگان مراسم دعای کمیل برای آزادی شهاب‌الدین طباطبایی

یورش ماموران امنیتی کودتا به مراسم مذهبی خانواده های اسرای جنبش سبز


ادامه راه سبز«ارس»: ماموران امنیتی شامگاه پنج شنبه ۳۰ مهر ماه با یورش به مراسم دعای کمیل در منزل شهاب طباطبایی عضو دربند شورای مرکزی حزب مشارکت اکثر شرکت کنندگان در این مراسم را بازداشت و به بازداشتگاه نعملومی منتقل کردند.

مراسم دعای کمیل قرار بود برای آزادی سیدشهاب الدین طباطبایی عضو زندانی شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی در مزل او برگزار شود اما ماموران امنیتی با هجوم شبانه ضمن جلوگیری از برگزاری این مراسم اکثر شرکت کنندگان را بازداشت کردند.

به گفته شاهدان عینی سه ماشین ون حاضران در مراسم دعای کمیل که رد منزل طباطبایی گرد هم آمده بودند را شناسایی و تعداد زیادی از آنها را دسبتند زده و سوار ون ها نموده و سپس به محل نامعلومی انتقال دادند.

سایت نوروز به نقل از یک شاهد عینی، بسیاری از حاضران در مراسم دعای کمیل پس از شناسایی دسبتند زده شده و سوار بر سه خودروی ون به محل نامعلومی انتقال داده شده‌اند.

همچنین سایت نوروز گزارش داد که قریب به اتفاق شرکت کنندگان در مراسم دعای کمیل که پنج شنبه شب در منزل شهاب طباطبایی برگزار شد بازداشت شده اند و مهرک میراب زاده، همسر شهاب طباطبایی، سعید نورمحمدی، عضو جبهه مشارکت و محمدرضا جلایی پور که به تازگی بعد از تحمل بیش از ۲ماه سلول انفرادی از بند کودتاگران رها شده بود،و محمد خوربک ازجمله بازداشت شدگان هستند.

این سایت همچنین گزارش داد که تعدادی دیگر از شرکت کنندگان در مراسم دعای کمیل نیز در داخل منزل شهاب طباطبایی گرفتار نیروهای امنیتی هستند و به آنها اجازه خروج از منزل داده نمی شود.

ادامه مطلب ...

رؤیای سبز کشورم...

0 نظرات

رؤیای سبز کشورم...

آقایان مسؤول! مگر من و امثال من از وطنمان چه خواستیم؟ مگر چه خواستیم که دولت هر آنچه داشت بر سر ما کوبید؟ مگر ما از انتخابات چه می‌خواستیم؟ آیا جز این خواستیم که دروغ از جامعه کم شود؟ جز این خواستیم که نان شبمان در گلوی مبارک عرب‌ها نرود؟ جز این خواستیم که کوچک‌ترین آزادی‌های اجتماعیمان باید به ما بازگردد؟ مگر شعار ما تنها "یاحسین،میرحسین" نبود؟ با ما چه کردید که امروز ذکر شب و روزمان شده "مرگ بر دیکتاتور"؟ شده "شکنجه،تجاوز،اعتراف دیگر اثر ندارد"؟ (و خدا می‌داند که شعارمان در روز بعد، ماه بعد و سال بعد چه خواهد بود...)

من از همان ابتدای انتخابات به دوستان سبزم می‌گفتم نتیجه انتخابات، سبز نخواهد شد اما در دلم می‌گفتم، ای کاش حداقل چاقو دسته‌اش را نبرد و کودتا تا اعماق وجود کشور نفوذ نکند. ای کاش حقیقت پایمال نشود و حرمت‌ها از بین نرود... ای کاش نادان بر دانا مسلط نشود... ای کاش کشورم را سرسبز ببینم. اما این آرزو هم مثل بقیه آرزوهای جوانهای ایرانی به راحتی بر باد رفت...

می‌دانید رئیس جمهور منتخب من کیست؟

آنکه اگر سرش برود، مدافع حق خواهد بود. حتی اگر حقیقت با منافعش در تضاد باشد. حتی اگر دفاع از آن منجر به ریختن آبروی خودش شود. چه قدر دلم می‌خواست رئیس‌جمهور سرزمینم کسی بود که وقتی خبرنگاران خارجی از مرگ دلخراش ندا آقا سلطان می‌پرسیدند از شدت ناراحتی زجه می‌زد و به خود می‌پیچید نه آنکه عکس زن مصری را که درآلمان مورد اصابت گلوله‌ی یک آلمانی قرار گرفته بود نشان دهد. به پای مادر سهراب بیفتد و از او عذر بخواهد و تسلیت بگوید نه آنکه بی‌اعتنایی کند و روی برگرداند. دوست داشتم رئیس‌جمهور من بفهمد که حفظ حرمت خون هموطنش اولویت اوست.

اما خطر اصلی برای مردم اینها نیست. گاهی فکر می‌کنم هیچ خطری برای مردم بزرگ‌تر از آن نبود که شخص دوم کشور و مجری قانون اساسی احساس خدایی کند. فرمان عزل و نصب بدهد، دستگیر کند، آزاد کند، اعتراف بگیرد، دستور شکنجه بدهد، مردم را بی ارزش و خس و خاشاک بنامد، هویت (...) خود را پنهان نگه دارد، مخفیانه از انجمن حجتیه دفاع کند، کیسه بیت‌المال کشور را به سمت شرق و غرب عالم سرریز کند، قانون‌اساسی را نقض کند، در تریبون رسمی صدا و سیما درغ ببافد و ... و هیچ کس هم از او کوچکترین سوالی نپرسد و بازخواستش نکند نتیجه اش همین است... حس قدرت مطلق، حس خدایی... حس تسلط مطلق بر مردم، حکومت و رسانه ها

رئیس جمهور انتخابی من نمی‌توانست وقتی مردم معترض به خیابان می‌آمدند، راه حضور رسانه‌ها را ببندد تا نشان دهد واقعیت آن طور که همه می‌بینند نیست و با قساوت بی حد بشری، میلیون‌ها ایرانی مخالف خودش را که«الله اکبر» می‌گفتند و در خیابان‌ها جان می‌دادند، خس و خاشاک بنامد و اراذل و اوباش را به لباس شخصی‌های دولتی تبدیل کند تا با قمه و باطوم به جان مردم بیفتند.

رئیس جمهور منتخب من نمی‌توانست تمام نیرویش را برای پوشاندن جنایات افشا شده صرف کند. قانون تفتیش عقاید، سلب آزادی‌های مشروع و قانونی مردم، بازداشت‌های فعالان سیاسی و سران اصلاح‌طلب، شکنجه بزرگان سیاست و ادب، پخش نمایش تلویزیونی اعترافات تلویزیونی قبل از اثبات جرم در دادگاه و گرفتن اقرار در زندان و تجاوزهای جنسی در زندان را پشت نقاب دین پنهان کند. دلم می‌خواست رئیس جمهور من انسان درنده‌خویی نباشد که مرگ‌اندیشی و ویرانگری شیوه‌ی غالب برخوردش با جهان باشد.

کاش رئیس جمهور من اسلامِ سیاه قساوت و خشونت و بی رحم را با اسلام دموکراتیک تاخت نمی‌زد و به جای توهم انتصاب از جانب امام زمان و اختیاراتی مطلقه، مردم‌سالاری با رعایت انتخاب شهروندان را برای خودش انتخاب می‌کرد. کاش می‌فهمید خطرناکتر از دشمن بیرونی که قابل انکار نیست، تکبر و نخوت و استکبار، نفس سرکش است.

کاش رئیس‌جمهورم کسی بود که می‌فهمید چه کسی بیشتر به نظام اسلامی ضربه زد، شعارهای مسالمت آمیز «رأی من کجاست؟» و انتقادهای مظلومانه و مشفقانه رهبران دینی سبز یا قساوت و خشونت مأموران یا خود‌خواهی خودش؟ کاش رئیس‌جمهور من از اسم خد‌ا سوء استفاده نمی‌کرد و تشیع را در دنیا بی‌آبرو نمی‌ساخت و بیشترین آسیب و ضربه را به جمهوری اسلامی وارد نمی‌کرد.

دوست داشتم رئیس جمهورمن حتی اگر رئیس‌جمهوری حقش بود، وقتی با اعتراض میلیونی مواجه می‌شد آن قدر برخودش تسلط داشت و آن قدر قدرت به چشمش خار و خفیف بود که مثل حضرت علی با بزرگواری از آن چشم بپوشد یا حداقل به همه‌پرسی یا رفراندم رضایت و اعتقاد داشته باشد.

اما آقای احمدی‌نژاد هیچ کدام از ویژگی‌هایی را که گفتم ندارد! او رؤیای کشور من نیست! او عامل پیشرفت وطنم نیست! او رئیس جمهور ایده آل من نیست. او سازنده نیست. او تنها سارق رؤیاهای سبز کشورم من است. او ...

اما همه باید بدانند که جوان ایرانی، گوشه‌ای آرام و ساکت نمی‌نشیند، آستین غم به بغل نمی‌گیرد و نا امید نمی‌شود. اشک می‌ریزد، فریاد می کشد، زخمی و خونین می‌شود اما افسوس نمی‌خورد. چون هیچ‌گاه دست از جنگیدن بر نمی‌دارد. به امید داشتن رئیس جمهور منتخب راکد و بی‌حرکت نخواهد ماند، بلکه حق خود را خواهند گرفت. ما رؤیای کشورمان را پس خواهیم گرفت. رؤیای ایرانی سبز و آزاد...


رستگار

ادامه مطلب ...

بیانیه جبهه مشارکت در محکومیت احکام صادره برای زندانیان سیاسی

0 نظرات

بیانیه جبهه مشارکت در محکومیت احکام صادره برای زندانیان سیاسی:
راه اصلی حفظ و بقای نظام از درون ملت و گردن نهادن به رای آنان می‌گذرد.

ادامه راه سبز«ارس»: جبهه مشارکت ایران اسلامی در بیانیه‌ای به احکام صادره دادگاه برای تنی چند از بازداشت‌شدگان حوادث بعد از کودتای ۲۲ خرداد، اعتراض کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:


حکومت با کفر پایدار می‌ماند اما با ظلم نه

"آیا مردم در روی زمین سیر و سفر نمی کنند تا عاقبت کار پیشینیانشان را ببینند که آنها با آنکه بسیار از اینان قوی تر و آثار وجودیشان در روی زمین بیشتربود سرانجام خدا به کیفر گناهانشان بگرفت و از قهر و انتقام خدا هیچ کس نگه دارشان نبود "
(ایه ۲۱ سوره غافر)

بررسی و تحلیل وقایع و حوادث واقعه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری حاکی از این است که زمامداران نظام جمهوری اسلامی ایران و مسئولان اداره کشور به رغم همه ادعاهای اسلام مداری کمترین توجهی به آموزه های دین مبین و ازجمله این آیه الهی نداشته و بدون عبرت آموزی از عاقبت کار گذشتگان به انجام کارهاو اقداماتی پرداخته اند که فقط بر دامنه اشتباهات و خطاکاری های آنها افزوده و نظام برآمده از بزرگترین انقلاب مردمی و دینی قرن بیستم را در آستانه فروپاشی قرار داده است.

پرده آخر این اشتباهات و خطا ها که نشئت گرفته از غلبۀتوهم توطئه بر ذهن و دل طراحان کودتای مخملی است، تحمیل صدور احکام سنگین حبس بر دستگاه قضایی برای افراد در بندی است که جرمی جز فعالیت سیاسی انتخاباتی، اصلاح طلبانه و مسالمت آمیز نداشته اند. و این سنت الهی است که هیچ نظام و کشوری با اینگونه اعمال پایدار نمی ماند و این به بهترین وجه در این کلام رسول گرامی اسلام آمده است که " ملک با کفر پایدار می ماند اما با ظلم وستم نه ".

در مورد انطباق این احکام و روندی که به صدور این چنین احکامی برای فعالان سیاسی منجر شده است با موازین شرعی و اصول متعدد قانون اساسی و قوانین جاری ازجمله قانون احترام به آزادی‌های مشروع و حقوق شهروندی و آیین دادرسی کیفری سخنی نمی گوئیم چون در جریان آنچه پس از انتخابات در برخورد با فعالان سیاسی و مدنی رخداده است همه اینها به کنار نهاده شده و دست اندکاران با استفاده از قدرت مطلقه و دور زدن هرآنچه که می توانست آنها را در چارچوب شرع و قانون مقید کند و فقط با بهانه حفظ نظام و جلو گیری از انجام انقلاب مخملی و رنگی دست به کارها و اقداماتی زده اند که حاکی از عدم باور آنها به هرگونه قیودات شرعی و قانونی و حتی اخلاق و مروت و انصاف است.

اینها نشان داده اند که تمسکشان به شرع جز برای توجیه اعمال روش های استبدادی و اقتدارگرایانه نیست و برپایه قاعده " حق با غالب است " عمل کرده و خود را حق و هرآنکس دیگر را ناحق و باطل دانسته ، هرگونه رفتاری را با او جائز می دانند و برهمین پایه است که شهروندان ایرانی را به خودی و غیرخودی تقسیم کرده و بر غیرخودی هر حکم ناروایی را روا می دانند و فقط بر پایه این منطق و با نگاهی کاملا سیاسی می توان صدور چنین احکام سنگین و غیرعادلانه ای را برای شریف ترین فرزندان انقلاب و ایران فهم و درک کرد چرا که اینان آب در لانه موران انداخته اند و ظاهردینی و باطن استبدادی برخی حاکمان را برملا ساخته اند و برآنند تا از دستاوردهای انقلاب اسلامی پاسداری نموده و بنابروصیت رهبر سفر کرده نگذارند میراث انقلاب به دست نامحرمان و نااهلان افتاده و برباد رود.

صدور این احکام سنگین نشان می دهد که دعوت به قانونگرایی معترضان به نتیجه انتخابات نیز حربه ای بیش برای سکون و سرکوب همه کسانی که بدنبال رای شان بودند ، نبوده و در واقع تمسک به قانون اسم رمز برای خاموشی هر صدای معترض بود چرا از زمان و نحوه بازداشت فعالان سیاسی تا صدور این احکام سنگین توسط بخشی از دستگاه غیر قضا و قضا راهی جز پایمال شدن همه قوانین و موازین حقوقی موجود طی نشده است و هر فردی با مشاهده این وضعیت براحتی در می یابد که شعار و دعوت به قانونگرایی در کشور جز لقلقله زبان و بازی با الفاظ توسط قدرت بدستان برای اعمال استبداد و تضییع همه حقوق شهروندی به نفع حاکمان و تثبیت وضعیت موجود نیست.

جبهه مشارکت ایران اسلامی با محکوم کردن روند جاری در برخورد با فعالان سیاسی در بند و صدور احکام سنگین برای آنها، کل جریان حادث را یک ماجرا و تسویه حساب سیاسی با منتقدان و مخالفان اصلاح طلب از سوی اقتدارگرایان حاکم می داند و از اینرو بر پایه باور به راهبرد سیاست ورزی اصلاح طلبانه به طراحان و مجریان این سناریو انذار می دهیم که دست از اینگونه اعمال ظالمانه و غیر مفید به حال نظام واداره کشور بر دارند و راه آشتی با ملت و معترضان را در پیش گیرند.

اگر اینان در این اندیشه اند که با اعمال اینگونه روش ها و به بند کشیدن فعالان سیاسی می توانند پیروزی و غلبه خود را در سایه ایجاد رعب و وحشت تداوم بخشند باید بدانند که وجود مردمی با ویژگی های مردم ایران که تجربه انقلاب اسلامی و دوران اصلاحات را پشت سر نهاده و هنوز سخنان امام خمینی از گونه " میزان در اداره کشور رای ملت است " در گو ششان زمزمه می شود این اندیشه بیهوده می نماید و به همین دلیل جنبش مدنی و سبزی که براه افتاده است راه خود را تا حاکمیت رای و نظر مردم بر سرنوشت خویش ادامه خواهد داد.

راه اصلی حفظ و بقای نظام از درون ملت و گردن نهادن به رای آنان می گذرد و هر راهی دیگر حز این بر بیراهه رفتن و سقوط است و این همان آموزه الهی است که در عاقبت کار گذشتگان بسیار قدرتمندتر و با آثار وجودی بیشتر از شما اندیشه نمائید و راهی را نروید که خیر دنیا و آخرت در آن نباشد . حکومت در سایه رعب عاقبتی ندارد اما حکومت در سایه عدالت و همدلی جاودانه می شود همانگونه که حکومت کمتر از پنج ساله علی جاودانه شده اما حکومت های طویل المدت ظالم به لعن همیشگی مردم و تاریخ و سقوطی وحشتناک گرفتار شده اند و گردش ایام اینگونه بوده و خواهد بود.

جبهه مشارکت ایران اسلامی
۲۹ مهرماه ۱۳۸۸
ادامه مطلب ...

کارآمدی مدیریت بر مردگان!

0 نظرات

کارآمدی مدیریت بر مردگان!

ادامه راه سبز«ارس»: یادداشتی از دکتر رحمت الله صدیق سروستانی جامعه شناس و استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، "همه‌ی این بساز و بشکن کاران محترم، چه راحت می‌شکنند، چه راحت انگ می زنند، چه راحت طرد می‌کنند و چه راحت می‌برند و می‌بندند و می‌زنند و می‌کشند و بعد می‌نشینند و کشته‌ها را می‌شمارند، یک بساز و بشکن می‌گوید ۲۷ تا، یکی دیگر می‌گوید ۳۰ تا و یکی هم می‌گوید ۴۰ تا! چه راحت مردگان را می‌شمارند! چه راحت حاصل عمر پدران و مادران را که در اوضاع نابهنجار و نابسامان این سرزمین، با خون جگر آن وروجک‌ها را به دندان کشیده‌اند و جوانانی بهنجارکرده اند سر به نیست می کنند. جوانانی که گناه شان حرف زدن، دیدن، شنیدن، فکر کردن و فهمیدن و نظر دادن است، اما گاه متفاوت و متخالف و متضاد."

بسمه تعالی


همه چیزاز یک خبر شروع شد؛ خبر مردن یکی از آشنایان که از آمریکا آمده بود و فردای ورود، جان به جان آفرین تسلیم کرده بود؛ با کارنامه ای ۵۴ ساله و پسری که به همراه خویش به ایران آورده بود. پسر چه حال پژمرده ای داشت و عضله های خنده ی صورتش نیز با هیچ ترفندی باز نشد و بغض گلویش از توی چشم هایش زده بود بیرون.

این قصه ی غصه را از باب القاء معاذیر برای رفیق شفیق سالیانم که قرارم با او به هم خورده بود می گفتم . او هم طبق معمول مهربانانه آب بر آتش اندوهم می ریخت و بر متوفای مرحوم درود می فرستاد و طلب رحمت و مغفرت می کرد. رفیق شفیقی که رفاقت را در حق من تمام کرده و حق استادی بر من دارد. بحث مان داغ شد و در حرمت و کراهت نگه داشتن مرده و انتقال جسد از جائی به جای دیگر و سیره رسول امی مان که تن شریف حمزه را در همان احد دفن کرد و به مدینه که ده دقیقه ای بیشتر راه داشت نیاورد. از وصیت های مان هم گفتیم که هر جا جناب ” جان گیر ” محترم آمد و کارمان را یک سره کرد ، همان جا دفن مان کنند و دنگ و فنگ و مداحی و ترحیم و مسجد و سوم و هفتم و سر سال و غیره به کلی ممنوع و روی سنگ قبرمان هم بنویسند ” این غریب به سالی آمد و به دیگر سال رفت با توشه ای که به گفتن نیارزد “

تلفیق این خبر و پست “منطق ماشین دودی” او را به فکر انداخته بود و گفت: می خواستم بگویم چیزی هم در باب مردگان بنویسی!! گفتم در چه موردی؟ گفت:

رفته بودم به گورستان (آرامستان) بهشت زهرا برای شرکت در تشییع و تدفین آشنایی. توجهم به این فرایند جلب شده بود که چگونه در اندک زمانی، مرده را به سرعت می شویند و کفن می کنند و می برند و روی زمین و مقابل آن تابلویی که متن نماز میت بر آن نوشته شده می گذارند. هنوز مرده ی کفن شده درست روی زمین مستقر نشده، که صدای الله اکبر “ “آقا” بلند می شود و در لب به هم زدنی (مشابه چشم بر هم زدنی) می رسد به عفوک، عفوک، عفوک… “ و این یکی را بر می دارند و مرده ی دیگری می گذارند و “آقا” دوباره شروع می کند. تشییع کنندگان هم با یا بدون آمبولانس مرده شان را به شتاب به سوی گور می برند. گوری که قرار است این مرحوم تازه گذشته در آن بیارامد و به خواب ابدی فرو رود. مرده را توی گور می گذارند و تند و تند کارش را می سازند و او را تنها در میان حیرت و اندوه خودش و دیگران، به انبوهی خاک می سپارند و خلاص!

چه فرایند منظم و سریع و ساده ای که الا در بخش حواشی و دنگ و فنگ های صوتی و تصویری و خرما و حلوایش، متن غیر طبقاتی ساده ای دارد و شاه و گدا و پیر و برنا و رجال و نساء، همه همین فرایند را، از روح و جان خویش جدا، طی می کنند!! فرایندی که پر است از اتحاد و اتفاق و همدلی و تعادل و تناسب و تعاون و همکاری میان بازماندگان.

رفیق شفیق من می گفت در حیرتم که این همه همدستی و همداستانی که در کار مدیریت مردگان است، کاش یک چندم آن هم در کار مدیریت زندگان بود. کاش وزارت خانه های فلان و بهمان هم به همین راحتی و سادگی و سرعت، کار زندگان را سامان می دادند. کاش در کار مدیریت زندگان هم تبعیض و تفاوت و کاغذبازی و اختلاس و پارتی بازی و رشوه خواری و رانت خواری و تقلب و تخلف نبود.

من فکر کردم چه جالب!! درست می گوید. مدیریت زندگان، از همان نخست ، سخت تر و پیچیده تر است و یادم افتاد به دوستی که می گفت خانم پا به ماهش در عرض یک هفته سه بار در نیمه های شب با سر و صدا و آه و ناله و گریه همه را به زایشگاه کشانده و برگردانده و آن پدرسوخته ی وروجک همه را سرکار گذاشته و نیامده بیرون و آخر سر هم که آمده با تغییر جنسیت آمده و بر خلاف نتیجه ی مستند و مستدرک سونوگرافی، به جای دختر، پسر آمده و همه را حیرت زده کرده است!! خانم دکتر هم در پاسخ گفته که اگر سونوگرافی بگوید پسر، ردخور ندارد!! اما اگر بگوید دختر، آن وروجک بلا ممکن است پسر باشد و از همان ابتدا یک چیزهایی را قایم کرده باشد!! وعجیب حکایتی است که زنان که پیش از ورود به این دنیا و به حکم سونوگرافی و خدای آسمانی ، چیزی برای نهفتن ندارند و کلکی در کارشان نیست و ” رو راست ” اند، به محض ورود به این دنیا ، و طبق حکم خدایان زمینی ، هر چه دارند و ندارند نهفتنی می شود و باید ” رو کج ” کنند !!

تازه این وروجک های بلا کارشان حساب و کتاب هم که ندارد؛ گاه اصلاً نمی آیند و دست والدین محترم و محترمه را تا آخر عمرشان در حنا می گذارند و دوا و درمان و دعا و ورد و جادو و جمبل هم فایده نمی کند که نمی کند. گاه هم پس از ۷، ۸ سال می آیند و همه را سورپریز می کنند و گاه هم ترجیح می دهند بیایند، اما از همان اول حرکت نکنند، حرف نزنند، نگاه نکنند، نخندند، نگریند و نفهمند!! و پدر و مادر می مانند که باید تمام عمر چشمی خندان و چشمی گریان زندگی دشوارتر جگرگوشه هایشان را نظاره کنند. حالا اگر این جگرگوشه گان به این دنیا تشریف آوردند و بزرگ تر شدند، که خر بیار و باقالی بار کن و تا گوساله گاو گردد، دل صاحبش آب گردد!! تا وقت مدرسه شود که مدیر محترم و تحصیلکرده ی مدرسه ی ابتدائی محترم اسلامی می گفت: ما شخصیت بچه های شما را می شکنیم و خورد می کنیم و دوباره می سازیم!! جل الخالق!!

این جگرگوشه گان بعدها دبیرستانی و دانشگاهی و فارغ التحصیل می شوند و کاری می خواهند و سرپناهی و زنی و شوهری و خانواده ای و نانی و سامانی و بارها همان مشی نامحترم آن مدیر محترم در زندگی شان تکرار می شود. بشکن و بساز، بساز و بشکن!! آن هم چه شکستن ها و چه ساختن هایی!! حرص و جوشش را بدبخت پدر و مادر می خورند و نفعش را مافیا و قاچاق چی داخلی و دانشگاه و شرکت و کمپانی خارجی!!

جالب است که همه هم در این بساز و بشکن متواتر، خود را ذی حق و ذی سهم و ذی مدخل و ذی نفوذ می خواهند و می دانند؛ از ناظم و مدیر مدرسه ی ابتدایی و دبیرستان تا فرمانده ی دسته و گروهان و گردان و سربازخانه و دانشگاه و تا رییس و معاون اداره و شرکت، و همه جا سایه ی حراست و کمیته ی انضباطی و انتظامی و فرهنگی و اجتماعی بالای سرشان است و چوب الف بر سر … !!

و همه ی این بساز و بشکن کاران محترم، چه راحت می شکنند، چه راحت انگ می زنند، چه راحت طرد می کنند و چه راحت می برند و می بندند و می زنند و می کشند و بعد می نشینند و کشته ها را می شمارند؛ یک بساز و بشکن می گوید ۲۷ تا ؛ یکی دیگر می گوید ۳۰ تا و یکی هم می گوید ۴۰ تا !!

چه راحت مردگان را می شمارند!! چه راحت حاصل عمر پدران و مادران را که در اوضاع نابهنجار و نابسامان این سرزمین، با خون جگر آن وروجک ها را به دندان کشیده اند و جوانانی بهنجارکرده اند سر به نیست می کنند. جوانانی که گناه شان حرف زدن، دیدن، شنیدن، فکر کردن و فهمیدن و نظر دادن است، اما گاه متفاوت و متخالف و متضاد.

و راست گفت آن رفیق شفیق من که در سرزمین ما مسأله ی اصلی، درک تفاوت مدیریت بر مردگان و مدیریت بر زندگان است!!


ادامه مطلب ...

احمد زیدآبادی به ۷ سال و کیان تاجبخش به ۱۲ سال زندان محکوم شدند

0 نظرات
احمد زیدآبادی به ۷ سال و کیان تاجبخش به ۱۲ سال زندان محکوم شدند

ادامه راه سیز«ارس»: صدور احکام مجازات سنگین برای بازداشت‌شدگان بعد از انتخابات همچنان ادامه دارد.


گزارش‌های غیررسمی دریافتی حاکی از آن است که احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی به ۷ سال، و کیان تاجبخش، آکادمیسین و پژوهشگر به ۱۲ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.هوشنگ اظهری، وکیل تسخیری يحيی کيان تاجبخش، پژوهشگر ايرانی - آمريکايی که بیش از سه ماه هست در بازداشت به سر می‌برد، روز سه‌شنبه به رادیو فردا گفت که موکلش به بيش از ۱۲ سال حبس تعزیری محکوم شده است. وکيل آقای تاجبخش تصريح کرد: «هم اکنون در حال تدوين اعتراضيه درباره اين حکم به دادگاه تجديدنظر هستم تا برابر قانون از موکلم دفاع کنم.»

پیش از این مسعود باستانی به تحمل ۶ سال حبس تعزیری و شهاب‌الدین طباطبایی به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بودند.

بی بی سی: آمریکا خواستار آزادی کیان تاجبخش شد

ایان کلی، سخنگوی وزارت امورخارجه ایالات متحده گفت کشورش از حکم صادر شده برای آقای تاجبخش که دارای تابعیت هر دو کشور ایران و آمریکاست، نگران است.


به گزارش بی‌بی‌سی‌ فارسی، آقای تاجبخش از افرادی است که در جریان ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت و در جلسه چهارم محاکمه دسته جمعی متهمان ناآرامی های این کشور محاکمه شد.

گزارش ها بیانگر محکومیت کیفری آقای تاجبخش به دوازده سال زندان است.

ایان کلی گفت: "آقای تاجبخش هیچ تهدیدی را متوجه حکومت ایران و امنیت ملی آن نمی کند. با توجه به اتهام های بی پایه ای که به او وارد شده، از ایران می خواهیم او را بلافاصله آزاد کند."

به گفته آقای کلی، یحیی کیان تاجبخش یک دانشگاهی مستقل و مورد احترام در عرصه بین المللی است و همواره برای بهبود درک متقابل ایران و آمریکا تلاش کرده است.

آقای کلی همچنین خواستار آزادی سایر اتباع آمریکایی بازداشت شده در ایران شد.

سه گردشگر آمریکایی تابستان امسال پس از "ورود اشتباهی" از حلبچه عراق به ایران بازداشت شدند. رابرت لوینسون دیگر شهروند آمریکاست که گفته می شود پس از سفر به جزیره کیش مفقود شد.

کیان تاجبخش دو سال پیش هم به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی و تلاش برای بر اندازی نرم دستگیر شده بود" و پس از چهار ماه حبس با سپردن وثیقه یکصد میلیون تومانی آزاد شد.

ادامه مطلب ...

شعر "پیروز است آزادی" با آهنگ و آوازی دلنشین

2 نظرات


دانلود "اینجا" (فرمت mp3 حجم~ ۱.۵ مگ)
شعر از : دکتر فضل الله صلواتی
آهنگ از : هومن ، ه
آواز : مسیح ، سارا
دکلمه : فرید
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
"زندانی"

در این زندان که تاریک است ، نمناک است ، خاموش است .

نه مرغی میزند پر ، نه صدای رهگذاری میرسد بر گوش.

نه بانکی ، نه خروشی ، نه صدای پای انسانی ، و نه آوای مرغی، نغمه طفلی.

بلی ، تنها صدایی است، صدای آشنا ، اما، صدای پای او،

فریاد خشم و نعرهء دشنام او،

آهنگ دردآلود باتوم و طنین محکم شلاق و آن دستی که در را، با کلید خویش بگشاید ،

همین ها آشنایان منند و هم سخنهایم.

تو ای جلّاد ! ای دژخیم، ای ظالم، که بر من می زنی شلاق،

و با آن کابلهای محکمت، بر پای من ، بر دست من ، بر جسم من کوبی ،

چرا دست مرا ، پای مرا بر تخت می بندی؟

چه کردم من ؟ چه بوده جرم من آخر؟

ببین از دستهایم خون چسان جاریست ، ببین پایم شده مجروح،

اندامم پر از خون است،

ببین رویم شده زرد و دلم در سینه پر درد است ،

ببین حالم پریشانست ، اندوهم فراوانست،

تو ، بر خود رحم کن ، بر خود و آنهایی که بشکستند بال ما

و در های قفس بستند ،

بترس از من ، بترس از ما،

مگر من نیستم فرزند تو ؟ فرزند شهر تو ؟ و فرزند عزیز آب و خاک تو؟

مگر این مملکت ، این مردم رنجور، آب و نان ، هوا و زندگی بر من نبخشوده؟

بزرگم کرده و اندر کلاس عشق ، داده درس پاکی را ،

و درس رنجها، اندوه و فقر و جان فشانی را

و درس مردی و جانبازی و شور و محبت را.

مرا اندوه انسانها، غم مردم، چنین کرده است،

عصیانم برای اوست، فریادم برای او است.

و شعر و شور و افغانم، تلاشم ، کوششم،

سعی و جهادم در ره حق. از برای اوست.

منم فرزند آگاه زمان تو ، چرا از من چنین در خشم و در رنجی؟

تو ، زندانبان، مفتّش ، بازپرس،ای آنکه در دست تو شلاق است.

چرا با خشم و نفرت اینچنین بر من نظر داری؟

چرا دندان بهم کوبی؟ چرا چشمان تو سرخ است؟

لبان تو چرا لرزان ؟ و سر تا پا وجودت نیز ترسان است؟

زبهر چیست شلاق تو ، اینسان بوی غم دارد؟

مترس از من ، مترس از ما ، بزن محکم، بزن

با قوت و قدرت، سیاهم کن ، به خون و خاک اندازم، بزن

تا نفرتم را بیشتر سازی، بزن

تا این وجود من زخشم و درد پر گردد.برای انتقام از تو.

بزن هر چند می خواهی ، نمی گویم مزن دیگر،

نمی گویم امانم ده، نمی گویم که رحمم کن

و حتی "آخ مردم " هم نمی گویم،

قد مردانگی را خم نمی سازم ، ز اوج مردمیها کم نمی سازم

نمی گویم غلط کردم ، نمی گویم که عفوم کن،

نمی گویم که را من خطا بوده است،

چون راه خدا بوده است.

و در زیر فشار چکمه هایت ، تسمه هایت ، بانک بر دارم،

که : پیروز است آزادی
و پیروز است آزادی


فضل الله صلواتی
آبان ماه ۱۳۵۰
اصفهان . زندان شهربانی

ادامه مطلب ...

حسین شریعتمداری: رد طرح آشتی ملی به نیابت از رهبری

0 نظرات
حسین شریعتمداری زبان گویای آیت الله خامنه ای؛
رد طرح آشتی ملی به نیابت از رهبری.

ادامه راه سبز«ارس»: حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، طرح برخی از چهره های معتدل جناح راست را که به دنبال راه برون رفتی از وضعیت کنونی می گشتند، رد کرد. این چهره ها طرحی را پیشنهاد کرده بودند که از آن با عناوین "شوراي برون رفت از شرايط كنوني"، "شوراي حكميت"، "شورای حل اختلاف" و یا "طرح وحدت ملی" و "طرح آشتی ملی" یاد می شد. شریعتمداری چهره های شاخص جناح راست را متهم کرده است که ناخواسته "قصد ادامه کودتای مخملی نافرجام" را دارند. شریعتمداری در لفافه از این افراد پرسیده است که شما چه کاره هستید که چنین طرحی را ارائه می کنید و به صراحت اعلام کرده که نه تنها امکان هیچ گونه سازشی در قبال چهره های شاخص جنبش سبز - یعنی موسوی، کروبی و خاتمی - وجود ندارد، بلکه آنان باید در دستگاه قضایی محاکمه و مجازات شوند.


اشاره شریعتمداری به سه چهره شاخصی بر می گردد که در طول دو ماه گذشته پیشنهاداتی را برای برون رفت از وضعیت کنونی و با هدف نوعی مصالحه عنوان کرده بودند. اولین نفر آیت الله مهدوی کنی، دبیر جامعه روحانیت مبارز تهران بود که پیشنهاد میانجیگیری را مطرح کرد. آخرین فرد نیز حبیب الله عسگراولادی، چهره شاخص جناح راست سنتی و دبیرکل سابق حزب موتلفه اسلامی بود. عسگراولادی که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز هست، فاش کرد که "به همراه تعدادی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام در جلسه ای با حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی" به طرحی برای برون رفت از وضعیت فعلی رسیده اند. هاشمی رفسنجانی پیشتر و در اجلاس خبرگان نیز از تدوین چنین طرحی خبر داده بود. عسگراولادی اما مهمترین نکته طرح را به صورت تلویحی فاش کرد و آن این است که آیت الله خامنه ای پای پیش بگذارد و به نوعی از سران اصلاح طلب دلجویی کند: "ما می‌خواهیم این افراد تنها با نظام و ولایت آشتی کنند و نه اینکه گروه های مخالف چهره یکدیگر را ببوسند... به این نتیجه رسیدیم تنها در این باره یک نفر می‌تواند صحبت کند و آن نیز مقام معظم رهبری است."

رهبر جمهوری اسلامی ایران، نه تنها این طرح را قاطعانه رد کرده، بلکه پیشنهادکنندگان آن را نیز به آرامی نواخته است و از آنان خواسته که از دخالت در این موضوع بپرهیزند. وظیفه اعلام رد این پیشنهاد بر عهده حسین شریعتمداری گذاشته شده است که نماينده آیت الله خامنه ای در روزنامه کیهان است. حسین شریعتمداری در پاسخ به پیشنهادکنندگان طرح شوراي برون رفت از شرايط كنوني، آنان را به "ادامه کودتای مخملی نافرجام" متهم کرده و مدعی شده که افرادی نظیر آیت الله مهدوی کنی و حبیب الله عسگراولادی "همان ساز بد صدای سران جنبش سبز را با نواي به ظاهر خوشايند ديگري مي نوازند!" شریعتمداری در یادداشت شدیداللحنی که منتشر کرده، افزوده: "چرا نبايد صدور حكم دراين باره به مرجع قانوني آن يعني دستگاه قضايي سپرده شود؟! اگر سران فتنه و ديگر عوامل وابسته به آنها گناهكار نيستند، كه دستگاه قضايي كشور حكم بر برائت آنان صادر مي كند و اگر گناهكارند - كه هستند و جنايات فراواني مرتكب شده اند - باز هم مجازات مجرمان وظيفه دستگاه قضايي است نه فلان شورا."

مدیرمسئول روزنامه کیهان، زبان گویای رهبر جمهوری اسلامی و سخنگوی اوست. او تنها کسی است که بدون ترس، عالی ترین مقامات نظام جمهوری اسلامی و حتی مقربان بیت رهبری را نیز به موقع انجام کار خطا،به زعم خودش، سرزنش کرده است. این اتفاق حتی در مورد شخص احمدی نژاد نیز افتاده و او نیز مصون از توبیخ شریعتمداری نبوده است. هنگامی که احمدی نژاد، عوضعلی کردان را به عنوان وزیر پیشنهادی کشور به مجلس معرفی کرد، در دفاع از او مدعی شد که رهبر جمهوری اسلامی با انتخاب کردان موافق بوده است: "ویژگی‌ها و سوابق را برای ایشان گفتم. ایشان نیز موافقت کردند و فرمودند بروید برای رأی آوری آنها تلاش کنید."
حسین شریعتمداری بلافاصله در صدد تکذیب نقل قول احمدی نژاد از آیت الله خامنه ای برآمد و آن را "مخدوش و غیرواقعی" اعلام نمود. او اعلام کرد که "اطلاع دقیق و موثق" از اظهارنظر رهبر جمهوری اسلامی دارد و سپس همانند فردی که آنچنان به رهبر نزدیک است که معنی و تفسیر درست لغات و عبارات مورد استفاده او را می داند، افزود:"معمولا حضرت آقا در اینگونه موارد، سه نوع نظر می‌دهند."موافقت"،"مخالفت" و یا "مخالفتی ندارم". و بدیهی است که این سه نوع نظر کاملا با یکدیگر متفاوت بوده و هر یک مفهوم خاص و جداگانه ای دارند."


یک روزنامه نگار برجسته ایرانی درباره نقش شریعتمداری به عنوان سخنگوی رهبر جمهوری اسلامی چنین می گوید:"موضوع بسیار ساده است. معمولا چهره های سرشناس که روزنامه ای در اختیار دارند، از توان نویسنده ای حرفه ای نیز جهت ابراز آرا و عقاید خود استفاده می کنند. به عنوان مثال یکی از اتهامات محمد قوچانی، سردبیر روزنامه اعتماد ملی که هم اکنون در زندان به سر می برد این است که بیانیه ها و نامه های مهدی کروبی را انشا کرده است. یا به عنوان مثال مسیح مهاجری، مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی همچنان موثق ترین منبع درباره اعلام نظرات هاشمی رفسنجانی است. رهبر جمهوری اسلامی نیز تریبون اختصاصی خودش را دارد و آن روزنامه کیهان است و حسین شریعتمداری نظریاتی که آیت الله خامنه ای به هر دلیل صلاح نمی داند و یا حتی در شان خود نمی داند که به صراحت اعلام کند را منعکس می کند."

شریعتمداری و روزنامه او نه تنها جسارتی مثال زدنی در انتقاد از چهره های قدرتمند و سرشناس نظام دارد که از مصونیتی پولادین نیز در این زمینه برخوردار است. یکشنبه ۱۹ مهرماه پس از گذشت بیش از ۱۰ سال او در دادگاهی حاضر شد تا به شکایات متعددی که صالح نیکبخت، یکی از وکلای شاکیان، تعداد آنها را بیش از ۴۰ مورد می دانست، پاسخ دهد. نکته جالب این بود که به گفته آقای نیکبخت "حتی به شکایت دادستان کل کشور از شریعتمداری که ۹ سال پیش طرح شده نیز تا کنون رسیدگی نشده بود." اصلاح طلبان تاکنون بارها و بارها درباره پشتوانه گرم و استوار حسین شریعتمداری برای ایراد اتهامات و حمله به گروه ها و اشخاص مختلف سخن گفته اند. اما اذعان به قدرت شریعتمداری تنها مختص آنان نیست. عوضعلی کردان در نامه ای خطاب به شریعتمداری از او با عنوان "فردي كه از همه امور مطلع است" و "اين اجازه را همواره براي خود قائل است تا دیگران را به هر اتهامی منتسب کند" نام می برد.

شریعتمداری ابایی از این که نزدیکی خود را به رهبر جمهوری اسلامی ایران نشان دهد، ندارد. روزنامه کیهان تنها روزنامه ای است که می تواند حتی به صراحت از مراجع تقلید نیز انتقاد کند و در عین حال موضوعات مورد انتقاد مراجع تقلید را پوشش ندهد. در حالی که مراجع تقلید سنتی همچون آیت الله صافی گلپایگانی و جوادی آملی از سپرده شدن کار اجرایی و وزارت زنان انتقاد کرده اند، چنین موضوعی در روزنامه کیهان بازتابی نداشته است. این در حالی است که عصمت باروتی، همسر حسین شریعتمداری، خود یکی از معاونین زنی بود که در دولت قبلی احمدی نژاد به کار گرفته شد. بدین ترتیب می توان چنین برداشت کرد که رهبر جمهوری اسلامی مخالفتی با تصدی پست های اجرایی توسط زنان ندارد و گرنه شریعتمداری به آن واکنش نشان می داد. حتی سخنگوی شورای نگهبان که اعضای آن منصوب آیت الله خامنه ای هستند نیز پیش از انتخابات اخیر ریاست جمهوری اعلام کرد که ممانعتی در ریاست جمهوری زنان نمی بیند.

با واکنش شدیدی که حسین شریعتمداری نسبت به رد تلاش هایی برای آشتی ولایت و سران اصلاحات نشان داده، می توان پیش بینی کرد که آیت الله خامنه ای به دنبال فرصتی مناسب جهت محاکمه این افراد می گردد. شریعتمداری در یادداشت خود تاکید می کند که اگر "درايت برخاسته از نگاه ملكوتي رهبرمعظم انقلاب نبود، سران اصلاحات که او از آنان با عنوان سران فتنه نام می برد، پیروز شده بودند. یک تحلیلگر مسایل ایران در این باره می گوید: رهبر جمهوری اسلامی ممکن است کتاب ماکیاولی را نخوانده باشد، اما دقیقا بر اساس توصیه او عمل می کند: "در میانه جنگ، عطوفت نسبت به دشمن تنها موجب باختن می شود."

مرتضی نیک پندار
ادامه مطلب ...

اولین جایزه «گفتگوی جهانی» در سال ۲۰۰۹ به خاتمی تعلق یافت

0 نظرات
اولین جایزه «گفتگوی جهانی» در سال ۲۰۰۹ به خاتمی تعلق یافت


ادامه راه سبز«ارس»: اولین جایزه «گفتگوی جهانی» در سال ۲۰۰۹ که از سوی سازمانی به همین نام در دانمارک برگزار می شود، به دو چهره نامدار ایرانی تعلق می گیرد که سال ها در زمینه گفتگوی فرهنگ ها و تمدن ها فعالیت کرده اند؛ داریوش شایگان فیلسوف و سیدمحمد خاتمی سیاستمدار.

«جایزه گفتگوی جهانی» در سال ۲۰۰۹ تاسیس شده و اولین دوره از کنفرانس ها و جوایز خود را در ژانویه ۲۰۱۰ برگزار می کند. از برندگان جایزه (شایگان و خاتمی) نیز برای شرکت در مراسمی که ژانویه در دانشگاه آرهوس کپنهاگ برپا می شود، دعوت شده است.

به گزارش دیپلماسی ایرانی، داریوش شایگان در این‌باره گفت: در این جایزه نامزدهایی معرفی شده بودند که دو هفته پیش از میان آنها بنده و آقای خاتمی را به عنوان برگزیده معرفی و طی نامه ای اعلام کردند.

وی افزود: آقای خاتمی از زمانی که رییس جمهور ایران شدند، در توسعه گفتگوی تمدن ها نقش مهمی ایفا کردند؛ بویژه بعد از نطقی که سال ۲۰۰۱ در سازمان ملل خواندند بطور مداوم پیگیر موضوع گفتگوی تمدن‌ها بوده اند و موسسه ای را هم تاسیس کرده اند.

شایگان در حالی از محمد خاتمی به عنوان فعال در زمینه گفتگو سخن می گوید، که خود در سال های پیش از انقلاب، ایده گفتگوی فرهنگ ها و تحقیقات سامان یافته بینافرهنگی را پایه گذارد و در شناخت فرهنگ ملل مختلف کوشا بود.

وی با نام بردن از مراکزی چون تلویزیون ملی ایران، دانشگاه فارابی و چند نهاد دیگر که پیش برنده ایده گفتگوی فرهنگ ها بودند، گفت: در آن زمان قراردادهای زیادی بسته شد و بدون استثنا تمام روشنفکران زمان به همکاری دعوت شدند. داریوش آشوری، باقر پرهام، جمشید ارجمند و شاهرخ مسکوب از آن جمله بودند. هدف ما تنها قدم برداشتن در راهی بود که مشخص کرده بودیم و هیچ انگیزه شخصی در میان نبود. من همیشه به کار گروهی اعتقاد عمیقی داشته ام و در زمانی که رشته فعالیت های مربوط به گفتگوی فرهنگ ها را پیش می بردیم، از همه روشنفکران کشورمان استفاده کردیم.

نویسنده "افسون زدگی جدید" درباره اهداف اصلی این مطالعات فرهنگی گفت: ما معتقد بودیم که تمدن های غیر غربی نظیر چین، ژاپن، مصر و ایران یک تقدیر مشترک در برابر تحولات دنیا داشته اند. بنابراین هدف ما این بود که با روشنفکران تماس بگیریم و تحولات بزرگ دنیا را بررسی کنیم و ببینیم چه روندی را باید در پیش بگیریم.

به گفته وی، بخشی از کارهای برنامه ریزی شده انجام شد ولی بخش عمده آن به دلیل تحولات سیاسی کشور در سال 57 متوقف ماند. شایگان در این باره گفت: به عنوان مثال قرار بود پروفسور ایزوتسو مدیر شعبه ژاپن و عثمان یحیی مدیر شعبه مصر شود و سمینارها یکی بعد از دیگری به اجرا دربیاید. آن زمان بنیادها و موسسه های زیادی در ایران تشکیل شده بود که چهره هایی چون فره وشی، شیروانلو، احسان نراقی و مجید تهرانیان در آنها فعالیت می کردند. ما سعی می کردیم با نهادهای موجود نهایت همکاری را داشته باشیم. مثلا با دانشگاه آزاد - که تازه تاسیس بود - قرار گذاشته بودیم تا پروژه تاریخ فرهنگی ایران را بنویسیم. در آن موقع حجم کار زیاد بود و نیروی انسانی ما با آن برابری نمی کرد. به همین خاطر رابطه خوبی که با روشنفکران و موسسه ها برقرار شده بود باعث شد تا کارها با نهایت دقت و سرعت پیش برود.

شایگان تاکید کرد: این فعالیت ها اصلا جنبه سیاسی نداشت و پیشرفت اش به رابطه قوی بین روشنفکران بستگی داشت. یادم هست برای کتابخانه ای که امروز در آ. اس. پ و متعلق به پژوهشگاه علوم انسانی است، ۳۵ هزار جلد کتاب به زبان های گوناگون در مدت یک سال خریداری کردیم.

درباره همکاری سیدحسین نصر از او سوال کردیم و پاسخ داد: نصر در پروژه گفتگوی فرهنگ ها حضور نداشت. البته ما با هم در ارتباط بودیم. کسانی که خیلی در این فعالیت ها نقش داشتند رضا قطبی، حسین ضیایی، اسد بهروزان و ناصر عصار بودند.

او بعد از شرح برنامه هایی که برای بررسی فرهنگ های بومی امریکای لاتین، هند و ژاپن درنظر گرفته شده بود اما به دلیل برخورد با واقعه انقلاب به اجرا درنیامد، گفت: این گونه هم نبود که بگوییم بودجه کلانی در اختیار داشتیم. بودجه ما کم بود و همه کارها بر اساس روابط میان روشنفکران و نهادهای فرهنگی داخل و خارج پیش می رفت. البته بودجه خرید کتاب قابل توجه بود.

راوی "زیر آسمان های جهان" ادامه داد: برنامه ما کاملا روشن بود و می دانستیم چه چیز را دنبال می کنیم. دیالوگ بین تمدن های آسیایی و ارزیابی موقعیت‌شان در برابر تمدن های دیگر دنیا، هدف اصلی ما بود. دیدی که وجود داشت بر پایه روابط بینافرهنگی شکل گرفته بود؛ و اینکه ایران، امپراتوری وسط یا مرکز بوده و همیشه نقش پل ارتباطی را بین شرق و غرب عالم داشته است. (مثل نقش ایران در راه یافتن میتراییسم به رم و مانویت به چین) ما می خواستیم ایران دوباره این نقش را ایفا کند و پل ارتباطی شود و ابتکار عمل را به دست بگیرد.

وی سپس به ایده گفتگوی تمدن های خاتمی پرداخت و گفت: خاتمی بیشتر به بعد سیاسی توجه نشان داد و به همین دلیل تاثیر فعالیت هایش را باید در عرصه روابط سیاسی جستجو کرد. من بطور مشخص نمی دانم که برنامه اصلی خاتمی برای گفتگوی تمدن ها چه بود.

شایگان در پایان گفت: البته فعالیت گفتگوی فرهنگ ها در قبل از انقلاب هم از سوی دولت وقت حمایت می شد ولی چیزی که خیلی اهمیت داشت، این بود که حرف ایران در آن زمان برش داشت و تمام دنیا از همکاری با روشنفکران و نهادهای فرهنگی ایران استقبال می کرد و مثلا می پذیرفت که در موزه هایش را به روی ما بگشاید و آثارش را در اختیارمان قرار دهد.

این فیلسوف و روشنفکر کشورمان با اعلام خبر اهدای جایزه به خود و سیدمحمد خاتمی به عنوان برگزیدگان اولین دوره جایزه گفتگوی جهانی در دانمارک گفت: قرار است جایزه در ماه ژانویه و در جریان برگزاری کنفرانس این موسسه اهدا شود و برندگان نیز درباره فعالیت های خود سخنرانی کنند.

در پایگاه اطلاع رسانی جایزه گفتگوى جهانى آمده است که این جایزه درباره تحقیقات بینافرهنگى و همکارى و ارتباط های فرهنگی در جهان امروز است. این جایزه بر اهمیت تحقیقات میان فرهنگى در جامعه مدرن و ارزش مطالعات انجام شده تاکید دارد و به محققان،‌ روزنامه‌نگاران و سازمان‌هاى مستقل در سراسر جهان که مسئولیت این گفتگو را برعهده دارند تعلق می گیرد. این جایزه از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ هر دو سال یکبار برگزار خواهد شد.


ادامه مطلب ...

عقب‌نشینی یکی از حامیان اصلی کودتا در برابر موج سبز تظاهرات‌کنندگان سیزدهم آبان

11 نظرات
روح الله حسینیان:
من خوشحال می شوم که این جریان روز ۱۳ آبان هم به میدان بیاید!

عقب‌نشینی یکی از حامیان اصلی کودتا در برابر موج سبز تظاهرات‌کنندگان سیزدهم آبان


ادامه راه سبز«ارس»: رئیس فراکسیون حامیان دولت در مجلس ایران گفته است که از حضور مخالفان دولت در راهپیمایی روز ۱۳ آبان استقبال می‌کند.

روح‌الله حسینیان، رئیس فراکسیون "انقلاب اسلامی" در مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه ۲۹ مهر (۲۱ اکتبر) به خبرگزاری رسمی دولت ایران گفت: "برای راهپیمایی روز قدس هم تمام رادیوهای خارجی و ضد انقلاب و رسانه‌های داخلی همسو با این جریان تلاش خود را به کار بردند، اما نتوانستند بیش از چند هزار نفر را جمع کنند و این افراد در مقابل سیل جمعیت حزب اللهی به حساب نیامدند".

او گفت: "من خوشحال می شوم که این جریان روز ۱۳ آبان هم به میدان بیاید و در مقابل جریان انقلابی که امام آن را انقلاب دوم نامید شعار سر دهد تا معلوم شود که چه کسانی دنبال آشوب هستند".

این اظهارات آقای حسینیان در حالی بیان شده است که پیش تر احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و از پرنفوذترین روحانیان حامی دولت آقای احمدی نژاد، نسبت به احتمال حضور مخالفان دولت و حامیان جنبش اعتراضی موسوم به "جنبش سبز" در راهپیمایی روز ۱۳ آبان هشدار داده بود.

حضور گسترده مخالفان دولت در راهپیمایی روز قدس که خبرگزاری های بین المللی جمعیت آنها را "ده ها هزار" تن تخمین زده بودند، در حالی که سه ماه از آخرین اعتراض گسترده خیابانی آنها می گذشت، نشان داد که معترضان بر خواسته های خود پافشاری می کنند.

میرحسین موسوی، یکی از رهبران مخالفان دولت، پس از راهپیمایی روز قدس با صدور بیانیه ای آن را "نقطه عطف" خواند و نوشت که آیت الله خمینی در هر سال چند سنت و میعاد برای حضور مردم در خیابان ها گذاشت و تأکید کرد که "با چنین سنتی نمی توان مردم را از صحنه دور کرد".

به این ترتیب، هواداران جنبش اعتراضی ایران که مجوز گردهمایی مستقل به آنها داده نمی شود، استفاده از مناسبت ها و تظاهرات رسمی را برای حضور در خیابان ها و اعلام نظراتشان به عنوان یک تاکتیک انتخاب کرده اند.

سرنوشت دانشجویان پیرو خط امام

اکنون رئیس فراکسیون حامیان دولت در مجلس می گوید: "از خدا می خواهیم که آنها هم (در راهپیمایی ۱۳ آبان) بیایند و افکار و عقاید خود را اعلام کنند".

او گفته است: "این روز متعلق به جریان یا گروه خاصی نیست، بلکه برآیندی از فرایند انقلابی ملت ایران است".

۱۳ آبان سالروز اشغال سفارتخانه آمریکا در تهران در سال ۱۳۵۸ توسط "دانشجویان پیرو خط امام" است که به بحران گروگانگیری و قطع رابطه رسمی ایران و آمریکا انجامید.

محسن میردامادی یکی از رهبران گروه "دانشجویان پیرو خط امام" بود که در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت شد و اکنون در زندان به سر می برد.

او دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی، یکی از تشکل های اصلی جناح اصلاح طلب ایران و حامی نامزدی میرحسین موسوی در انتخابات بود.

روح الله حسینیان در گفت و گو با خبرگزاری دولت ایران در مورد سرنوشت "دانشجویان پیرو خط امام" گفته است: "امروز تعداد زیادی از آنها شهید شده‌اند، عده ای در خط امام و رهبری باقی مانده اند و تعداد کم دیگری به دریوزگی آمریکا رفته‌اند".

===========
پیوندهای مرتبط:
» درباره روح الله حسینیان (ویکیپدیا)
ادامه مطلب ...

کجاست رفتاری که علی(ع) با عقیل داشت؟

0 نظرات
حقوق عمومی مردم چیست؟
کجاست رفتاری که علی(ع) با عقیل داشت؟


ادامه راه سبز«ارس»: نامه زیر را یکی از کشاورزان ورامینی، در پاسخ به اظهارات اخیر محمدجواد لاریجانی نوشته که از طریق دوستان وی برای «موج سبز آزادی» ارسال شده است:

به نام خدا

حنان ابن سدیر صیرفی می‌گوید از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: « هنگامی‌ که پیامبر توسط روح‌الامین با خبر شد که مرگ او نزدیک است دستور داد مردم در مسجد حاضر شوند و سپس بالای منبر رفت و پس از اعلام خبر مرگ خود فرمود "به حاکمان بعد از خودم، خدا را در مورد امت خود یادآور می‌شوم، مبادا مردم را رحم نکنند (و مورد ظلم قرار دهند)؛ ترتیبی دهند تا بزرگان امت مورد احترام و اکرام و ضعیفان آنان مورد شفقت و ترحم و عالمان و دانشمندان مورد تکریم قرار گیرند."

هدف نگارنده با این مقدمه پاسخی است به مطالب اخیر جناب آقای دکتر جواد لاریجانی که البته خود از خاندان علم و اجتهاد است. قطعاً ایشان بیشتر از حقیر به واژه‌نامه‌های فقهی و دینی آگاهی دارند و با توجه به منصب معاونت "حقوق بشر" قوه‌قضائیه نیز انتظار از او مضاعف است.

اینجانب هدفم صرفاً دفاع از میر‌حسین موسوی، سید سبز پوشان نیست؛ بلکه دفاع از حیثیت و ارزش‌های انقلاب است که آقای جواد لاریجانی نخست وزیر مورد اعتماد امام خمینی را با یکی از خبیث‌ترین و منفورترین چهره‌های سیاسی یکصد ساله اخیر مقایسه می‌کند.

جناب آقای لاریجانی، موسوی در روز قدس، از چهره‌های عبوس و خشن که بسوی او تاختند نیز با مهربانی عبور کرد و گفت: "آنان را دوست دارم." قطعاً شما را هم دوست دارد؛ در این مجال بسیاری از مطالب نمی‌گنجد ولی چند نکته را جهت یادآوری جناب‌عالی معروض می‌شوم:

اول اینکه در سوابق انقلابی میرحسین موسوی هیچگونه ابهامی وجود ندارد و وی هیچ‌گونه عملی را علیه نظام مرتکب نشده که شما او را با رجوی مقایسه می‌کنید.

دوم اینکه او در تمام دوران مسئولیتش، از امکانات بیت‌المال، کسب ثروت ننموده و صادقانه و با افتخار در خدمت جامعه بوده است.

سوم اینکه آقای موسوی در تمامی بیانیه‌های خود اشاره به دفاع از حقوق مردم دارد، نه دفاع از حق شخصی خود.

بنابر این شما نیز بهتر از همه می‌دانید که مهندس موسوی برای به دست آوردن قدرت پا به عرصه انتخابات نگذاشت؛ بلکه با هدف اصلاح امور که به نا کجا آباد می‌رفت و می‌رود آمد و بر خلاف رأی مردم ملت ایران، آنچه شد که همه دیدند.

علی‌ایحال با صراحت بیشتر بگویم، شما به عنوان مدافع حقوق بشر آیا مبنای شرعی و یا حقوقی برای تصرفات اراضی دولتی که بخشی از بیت‌المال است را در شهرستان ورامین دارید؟!

جناب‌عالی که فرصت شغلی بسیاری از تحصیل‌کردگان علوم کشاورزی شهرستان را غصب نموده‌اید، با کدام ادله تکیه بر کرسیِ حقوق‌بشر زده‌اید؟

آیا بیوه زنان و روستازادگان روستای "مبارکیه ورامین" هیچ حقی از اراضی در تصرف شما ندارند و یا اینکه شما حق قانونی آنان را پرداخت کرده‌اید؟! تاکنون به این مسئله اندیشیده‌اید که اگر کشاورز سالخورده‌ای قسمتی از اراضی دولتی را تصرف نماید و یا چاه غیر مجاز حفر نماید با او چه رفتاری می‌شود؟! ولی پرونده‌های تخلف شما در ادارات منابع طبیعی و امور آب شهرستان مسکوت مانده است!

البته این سوال از دو نماینده فعلی و پیشین شهرستان ما در مجلس نیز هست که چرا از حقوق موکلین خود دفاع نکرده‌اند؟

در پایان گفتنی است که البته انتظار نمی‌رود اخوی شما، بقول خودتان آقا صادق؛ رفتاری با شما داشته باشد که "علی(ع) با عقیل" در داستان معروف داشت.

ادامه مطلب ...