سید محمدخاتمی: برای کل ایران و سرنوشت تک تک افراد مملکت نگرانم:« محدود کردن افراط گری‌ها و تفریط گری‌ها مشکل را حل و جامعه را آرام خواهد کرد»، نسبت به عواقب عدم پذیرش بحران در جامعه هشدار داد و نيز هرگونه حرکت ساختارشکنانه را محکوم و مطرود دانست.ادامه مطلب ...

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن: فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، ادامه مطلب ...
بیست و دوم بهمن ، روز فریاد سبز آزادی: امسال در 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را در حالی تجربه می‌کنیم که جمهوری اسلامی پس از 31 سال در بدترین روزهای خود قرار دارد و دولت کودتایی حاکم، روز به روز بیش از پیش انقلاب بزرگ ملت ایران را به سمت قهقهرا می‌برد و هویت خشن و خون ریز ضد اسلامی خود هر روز بیشتر و بیشتر نمایان می سازد ادامه مطلب ...
مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود: «انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی است. ادامه مطلب ...
No Filter Address: http://0nline.aras-web.tk



اعتراض جواد اطاعت به عملکرد صدا و سیما پس از مناظره

0 نظرات
اعتراض جواد اطاعت به عملکرد صدا و سیما پس از مناظره



. ادامه راه سبز«ارس»: دکتر جواد اطاعت که هفته گذشته با علیرضا زاکانی نماینده حامی احمدی نژاد در “برنامه رو به فردا “پیرامون حوادث انتخابات به مناظره پرداخت در وب سایت شخصی خود نسبت به عملکرد صدا و سیما پس از مناظره اعتراض کرد.

متن نامه اطاعت به ضرغامی به شرح زیر است:


بسمه تعالی

جناب آقای مهندس ضرغامی

رئیس محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

با سلام، همانگونه که مستحضرید اینجانب در روز پنج شنبه مورخه ۲۴/۱۰/۸۸ به دعوت برنامه رو به فردا (شبکه ۳) در گفتگویی با حضور آقای دکتر زاکانی پیرامون مسائل اخیر در صدا و سیما حضور یافتم. در این برنامه حدود چهل دقیقه (کمتر یا بیشتر) به ایراد مطالبی پرداختم، از این مطالب یک مثال در مورد افتتاح طرح نیمه تمام قطار اصفهان-شیراز زدم و در پاسخ به سوال مجری محترم در خصوص تایید و رد صلاحیت در انتخابات مجلس هفتم و همچنین عملکرد عمرانی دولت در شهرستان داراب حدود کمتر از دو دقیقه پاسخی ارائه دادم (۵ درصد زمان گفتگوی اینجانب). این در حالی است که صدا و سیمای استان فارس در ساعات پر بیننده در پاسخ به آن دو دقیقه، مطالب سراسر کذب، انحرافی، بی ارتباط با مطالب مطرح شده اینجانب را در موارد مختلف و متعددی ضبط و پخش نمود. حال اگر می خواهید بر خلاف مطالب مطرح شده در روزنامه جام جم (۲۶/۱۰/۸۸) که مربوط به سازمان تحت مدیریت جنابعالی است در خصوص علت عدم حضور اصلاح طلبان بدانید چرا اصلاح طلبان به صدا و سیما نمی آیند و چرا اعلام کردم با اکراه به این برنامه آمدم و چرا بخش عظیمی از ملت ایران به جای مراجعه به صدا و سیمای جمهوری اسلامی به رسانه های خارجی چون بی بی سی، رادیو فردا و صدای آمریکا و… مراجعه می کنند، واقعا اگر میخواهید ازاجرای عدالت در این رسانه که از پول بیت المال تغذیه می کند اطلاع بیشتری پیدا کنید، مطالب ذیل را مطالعه و جدا برای ترمیم عدم اعتماد مردم به آن رسانه، گزارشی از این مطالب که مستندات آن خوشبختانه در صدا و سیما موجود است برای تنویر افکار عمومی پخش نمایید تا تکلیف صداقت و سلامت نفس با دروغ، هیاهو و مطالب خلاف واقع روشن شود و اینجانب به عنوان ذینفع و ملت ایران بدانیم که هنوز هم می توان به آن رسانه اعتماد کرد، مطالب آنرا شنید و بدان امید داشت.

*الف- قبل از گزارش عملکرد صدا و سیمای فارس لازم به ذکر است آنگونه که من شنیدم در تاریخ ۲۷/۱۰/۸۸ سیمای جمهوری اسلامی تحت عنوان تبلیغ برنامه رو به فردا جمله ای از صحبت های اینجانب را گزینش و پخش کرد (( که من انتخابات را تایید و در مصاحبه ای آن را بیان کرده ام)) این در حالی است که این جمله مربوط به انتخابات سال ۱۳۸۴ (ریاست جمهوری نهم) بود و نه انتخابات خرداد ۱۳۸۸٫ انتشار این دروغ عملی غیر اخلاقی، قبیح و دور از شان آن رسانه است. (به مطالب پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی در روز ۲۷/۱۰/۸۸ مراجعه فرمایید).

*ب- در مورد قطار اصفهان- شیراز اشاره کردم که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم (خرداد ۸۸) این طرح بصورت ناتمام افتتاح شد. ریل های راه آهن در مبادی ورودی به شهر شیراز بجای ساختن پل، از طریق پر کردن رودخانه با خاک به ایستگاه ناتمام شیراز متصل گردید و فقط از این ایستگاه بصورت نمایشی تعدادی مسافر را بمنظور شرکت در مراسم ارتحال امام سوار نمودند و صدا و سیما نیز در آن زمان گزارشی از این افتتاحیه را پخش نمود. پس از آن یک قطار باری از ریل خارج و بطور کلی حمل مسافر و یا بار از ایستگاه شیراز متوقف گردید.

در حالی این واقعیت تلخ را مطرح کردم که آقای رضازاده استاندار سابق فارس با مغلطه کاری و طرح مطالب کذب، گزارش مفصلی از صدا و سیمای فارس را به مردم استان ارائه دادند و اینجانب را متهم به دروغگویی کردند. خوشبختانه چندی پیش سیمای جمهوری اسلامی در یک بخش خبری خود گزارشی از عدم اتمام این پروژه، پل های نیمه ساخته، ریل های خارج شده از خط و … را پخش نمود، که جنابعالی را به آرشیو سیمای جمهوری اسلامی ارجاع می دهم. مضافا اینکه نماینده محترم شیراز آقای مهندس دستغیب به این افتتاح اعتراض نمودند، مطبوعات و رسانه های اینترنتی تصاویر تاسف باری از این واقعه را در همان روزها منعکس کردند و همه مردم شیراز از عدم اتمام این پروژه اطلاع دارند واخیرا معاون عمرانی استانداری درخواست بودجه برای تکمیل این طرح ناتمام را مطرح کرده است.

*ج- مطالب سراسر کذب مطرح شده در صدا و سیمای فارس از جانب فرماندار زرین دشت نیز جالب است که توجه جنابعالی را به آن جلب می کنم.

*۱- در پاسخ مجری محترم که آیا شما در انتخابات مجلس هفتم رد صلاحیت شدید؟ پاسخ اینجانب مثبت بود و همانگونه که میدانید من به همراه بیش از هشتاد نفر از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم برای انتخابات مجلس هفتم رد صلاحیت شدم و از گردونه رقابت ها حذف گردیدم، این در حالی است که هم در سیمای فارس و هم در صدای فارس، فرماندار کنونی شهرستان زرین دشت اعلام داشته اند که اطاعت دراین مورد دروغ گفته و ایشان تایید صلاحیت شده اند؛ اما رای نیاورده است؟!!

*۲- فرماندار زرین دشت دراین گزارش دروغ در صدا و سیمای فارس اعلام کرده اند که آغاز عملیات اجرایی ساخت بیمارستان حاجی آباد فارس در سال ۱۳۸۴ و با روی کار آمدن دولت اصولگرا انجام گرفته است. دراین خصوص نظر جنابعالی را به صفحه ۳ پیوست لایحه بودجه سال ۱۳۸۱ کشور، ردیف ۳۰۳۰۳۵۰۶ که سال آغاز عملیات اجرایی را ۱۳۸۱ اعلام کرده و ردیف ۳۰۳۰۳۵۰۶ پیوست شماره یک لایحه بودجه ۱۳۸۲ در صفحه ۲۲ و همچنین پیوست شماره یک بودجه ۱۳۸۳ کل کشور در صفحه ۲۵ ردیف ۳۰۳۰۳۵۰۶ که برای تکمیل طرح و اتمام آن در سال ۱۳۸۴ در مجلس تصویب شده است را جلب می کنم. همانگونه که در اسناد بودجه پیداست در دوره سه ساله نمایندگی اینجانب بصورت متوالی این پروژه اعتبار دریافت داشته و در دوره اینجانب و با حضور اینجانب، مقامات بهداشت و درمان استان فارس، مسئولان محلی و تعدادی از اهالی حاجی آباد، پس از تجهیز کارگاه، عملیات اجرایی این طرح آغاز و می بایست در سال ۱۳۸۴ به اتمام برسد که متاسفانه با چهار سال تاخیر هنوز افتتاح نشده است. (علاوه بر سند لایحه بودجه، آرشیو سیمای فارس نیز گواه و مستند خوبی است که می توانید مراسم آغاز بکار عملیات اجرایی را ملاحظه بفرمایید).

*۳- فرماندار زرین دشت در سیمای فارس به دروغ اعلام داشته که دردوره نمایندگی آقای اطاعت، زمانیکه در بخش ایزدخواست زلزله آمده بود برای گرفتن اقلام مورد نیاز مردم به فرمانداری زرین دشت مراجعه کردم، آقای اطاعت در پاسخ به من گفته اند دموکراسی چرت است و چون شما با دولت اصلاحات هماهنگ نیستید ما به شما کمکی نمی کنیم؟! در پاسخ به این دروغ باید بگویم که نظر اینجانب در مورد دموکراسی در کتاب ها، مقالات و مصاحبه های متعدد منعکس شده است. در ثانی ایشان در آن مقطع عضو شورای شهر حاجی آباد بود و در بخش ایزد خواست ( شهر پیر، دهنو، دره شور) و دبیران زلزله آمده بود و ایشان مسئولیتی در توزیع اقلام ارسالی برای زلزله زدگان نداشتند. من هم نماینده مجلس شورای اسلامی بودم نه توزیع کننده اقلام و مایحتاج عمومی. احتمالا ممکن است مقامات شهرستان برای جلوگیری از حیف و میل اموال متعلق به مردم زلزله زده و سوء استفاده احتمالی از آنها از دادن اقلام به افراد متفرقه و غیر مسئول و از جمله ایشان امتناع کرده اند. آیا صدا و سیما جای طرح مطالب سخیف اینچنینی است؟

*۴- آقای خوشبخت فرماندار فعلی زرین دشت میزان پیشرفت فیزیکی سد خسویه در دوره نمایندگی اینجانب را بر خلاف واقع ده درصد اعلام کرده اند، لازم به ذکر است که عملیات اجرایی این پروژه در دوره اینجانب آغاز و بیش از ۸۰ درصد آن در سال ۱۳۸۳ انجام گرفته بود و در سال ۱۳۸۴ قبل از شکل گیری دولت اصولگرا به اتمام رسیده بود که در اوایل این دولت افتتاح شد (شما را به گزارش خبری سیمای فارس از مراسم کلنگ زنی و افتتاحیه آن ارجاع می دهم تا دروغ این مسئول بی مسئولیت روشن شود).

*۵- مضحک تر آنکه فرماندار زرین دشت در نقش روابط عمومی فرمانداری داراب در سیمای فارس به دروغ گفته اند، اطاعت ۱۴ سال قبل یک کارخانه کنستانتره را کلنگ زنی کرده است که انجام نشده است. جالب است بدانید ۱۴ سال قبل یعنی سال ۱۳۷۴٫ من در خرداد ۱۳۸۰ نماینده داراب شدم و شش سال قبل از آن در دوره مجلس چهارم هیچ مسئولیتی در شهرستان داراب نداشتم و در دانشگاه مشغول تحصیل بوده ام. در ثانی نامبرده اعلام کرده که این کارخانه مربوط به شهرام جزایری بوده است؟!! که کاملا حرف دروغ و مضحکی است. این کارخانه متعلق به آقای علی اصغر قربانی بوده است و نه شهرام جزایری که به دلیل عدم اختصاص وام و عدم توجیه اقتصادی، نامبرده در شهرک صنعتی داراب در صدد ساخت یک کارخانه آرد بجای کارخانه کنستانتره بر آمده اند. ایشان باز به دروغ گفته اند که صاحب کارخانه ۲۰۰ هکتار زمین دریافت داشته اند.این در حالی است که این سخن از اساس دروغ است. وی در دولت اصولگرا در شهرک صنعتی داراب زمینی را بر اساس مقررات شهرک های صنعتی خریده است. (استعلام شما از اداره کل صنایع استان فارس می تواند موید دروغ پراکنی این شخص و سیمای فارس باشد).

*د- اظهارات گهربار سرپرست راه آهن فارس در صدا و سیمای فارس در خصوص اتمام پروژه راه آهن و دروغ گویی اطاعت، نیز نیازی به پاسخ ندارد. در این خصوص شما را به بند ((ب)) همین نامه ارجاع می دهم.

*ه- اظهارات رئیس آموزش و پرورش داراب در سیمای فارس در مورد بازسازی تعدادی مدرسه و اختصاص مبالغی به طرح های عمرانی نیز در نوع خود جالب بود. اختصاص وام به طرح های زودبازده و یا آسفالت چند جاده و… نیز از گزارش عملکرد این مسئولان در سیمای فارس منتشر شد که لازم می دانم مجددا تاکید کنم در دوره سه ساله اینجانب دهها طرح بزرگ و نیمه بزرگ در شهرستان های داراب و زرین دشت به انجام رسید و متاسفانه در این پنج سال بجز اختصاص اعتبارات جاری و عمرانی محدود و ساخت سالن ورزشی که دراین مورد هم قابل مقایسه با آن سه سال نیست ، تا این تاریخ هیچ طرح عمرانی بزرگ و نیمه بزرگی آغاز نشده و یا به بهره برداری نرسیده است و آنچه بیان داشته ام جز حقیقت نبوده و نیست (شما را به آرشیو صدا و سیمای مرکز فارس ارجاع می دهم که بدانید در آرشیو این سازمان هیچ سابقه ای از آغاز به کار طرح بزرگ یا نیمه بزرگی وجود ندارد بجز در مواردی که یک طرح پس از افتتاح در دوره اینجانب دو باره در دولت اصولگرا افتتاح شده ودر ارشیو صدا وسیمای فارس سابقه دو بار افتتاح موجود است لذا مطالب گسترده و طرح شده در صدا و سیمای فارس بر علیه اینجانب کاملا بی اساس و بی پایه بوده است).

*و- به تبع حرکت غیر اخلاقی و به تعبیر من غیر اسلامی صدا و سیمای فارس، رسانه های اصولگرا از جمله خبرگزاری فارس، رجانیوز، ایرنا و روزنامه های جام جم، وطن امروز، کیهان و … نیز مطالب کذب مطرح شده در صدا وسیما را با اضافاتی در سطح وسیعی انعکاس داده اند که بد نیست به مطالب روزنامه جام جم ۲۶ و۲۷/۱۰/۸۸ ، مراجعه بفرمایید که در اینجا من به یک مورد دیگر هم اشاره کنم.

شیخ محمد رستاد نماینده دوره پنجم که به برکت رد صلاحیت اینجانب در دور هفتم هم به مجلس راه یافت در اظهارات سراسر کذبی در روزنامه وطن امروز مورخه ۲۷/۱۰/۸۸ در ص۳ مدعی شده اند که کارخانه سیمان داراب در سال ۱۳۷۵ با پی گیری وی تصویب شده و در سال ۱۳۸۰ با حضور وی و آقای جهانگیری وزیر صنایع و معادن وقت افتتاح شده است. لازم است بدانید عملیات اجرایی این کارخانه در دوره مجلس دوم،(در سال ۱۳۶۶) سه دوره قبل از اینکه ایشان نماینده مجلس شوند آغاز گردیده بود و در ۱۱ خرداد ۱۳۸۲ دردوره نمایندگی اینجانب و با حضور آقای جهانگیری، آقای انصاری استاندار فارس و مسئولان استانی و شهرستانی و با سخنرانی اینجانب و آقای جهانگیری افتتاح شد. آقای رستاد در سال ۱۳۶۶ طلبه حوزه علمیه و در سال ۱۳۸۲ پیشنماز صدا و سیمای فارس بوده اند و در زمان تصویب و افتتاح این کارخانه هیچگونه مسئولیتی نداشتند. (گزارش این افتتاحیه در بخش های مختلف خبری صدا و سیمای جمهوری اسلامی منعکس است و شما را به آن ارجاع می دهم).

ثانیا وی در مورد سد رودبال داراب نیز ادعای عجیبی مطرح کرده است، ایشان فرموده اند سد رودبال در لوایح بودجه مجلس پنجم بودجه دریافت داشته است و ۲۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است. سند لوایح بودجه گواه خوبی در این خصوص است. این طرح برای اولین بار در سال ۱۳۸۱ در دوره نمایندگی اینجانب ردیف بودجه دریافت داشت (لایحه بودجه سال ۱۳۸۱ پیوست شماره یک ص۱۲۷ ردیف ۴۰۲۰۱۴۳۷سال شروع ۱۳۸۱،سال اتمام ۱۳۸۵). عملیات اجرایی این سد در زمستان سال ۱۳۸۱ با حضور اینجانب و آقای بیطرف وزیر نیرو آغاز گردید (خبر آن در آرشیو صدا و سیما و رسانه های محلی انعکاس یافته است. شما را به آرشیو صدا و سیما ارجاع می دهم).

این پروژه در لوایح بودجه سال های ۱۳۸۲، پیوست شماره یک صفحه۶۸، ردیف ۴۰۲۰۱۴۳۷ سال شروع ۱۳۸۱ سال اتمام ۱۳۸۵، و همچنین لایحه بودجه ۱۳۸۳ پیوست شماره یک صفحه ۷۱، ردیف ۴۰۳۰۱۴۳۷ ، در دوره سه ساله نمایندگی اینجانب بطور متوالی بودجه دریافت داشته و بر اساس سند لایحه بودجه قرار بوده است در سال ۱۳۸۵ افتتاح گردد که متاسفانه بعد از گذشت سه سال از مهلت مقرر هنوز به اتمام نرسیده است. جالب است بدانید در حالی آقای رستاد با دروغ گویی مدعی است این طرح در دوره مجلس پنجم (که در خرداد ۱۳۷۹ به اتمام رسید) ۲۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است، که آقای رضازاده استاندار دولت اصولگرای نهم در سیمای فارس اعلام داشته است پیشرفت فیزیکی آن در سال ۱۳۸۳، ۱۵ درصد بوده است؟! که این رقم اگرچه دروغ آقای رستاد را اثبات می کند در عین حال درست نیست.

در پایان لازم است به این نکته اشاره کنم که آقای ضرغامی هدف از تصدیع وقت جنابعالی و خودم، نه این است که از خود دفاع کنم که خداوند مدافع خوبی است و فردای قیامت جنابعالی به عنوان مسئول صدا و سیما و همه ی این افراد باید در پیشگاه حضرت باریتعالی پاسخگوی اعمال و رفتار خویش باشید و افکار عمومی و مردم عزیز ایران، بویژه خطه فرهنگ پرور فارس، بخصوص اهالی داراب و زرین دشت بخوبی از این مسائل آگاه هستند؛ اما هدف اصلی من آن بوده و هست که از باب امر به معروف و نهی از منکر به وظیفه ایمانی خود عمل نموده و به جنابعالی متذکر شوم که اگر در سطح کلان ملی تصمیم گرفته می شود گفتگویی بین جریان های سیاسی برقرار شود نباید از رسانه ای که از پول این ملت اداره می شود، در مقابل ۲ دقیقه پاسخ منطقی و درست اینجانب به مجری محترم، ۹۵ درصد مصاحبه را کنار گذاشته و راجع به آن ۵ درصد، ساعت ها در صدا و سیمای محلی (فارس) مطالب صد در صد خلاف و دروغ علیه اینجانب منتشر گردد.

این یک نمونه از هزینه کردن بیت المال در راه حرام و دروغ پراکنی رسانه ای است که باید مبلغ اسلام و مروج اخلاق اسلامی باشد و نباید با این شیوه چوب حراج به سرمایه اعتماد ملت نواخته شود. به مصداق حدیث شریف حاسبو قبل ان تحاسبو، از جنابعالی درخواست می کنم با خدای خویش خلوت کنید و اعمال و رفتار خود را با محک وجدان بسنجید و با پی گیری آرشیو صدا و سیما در مورد مطالب فوق و مقایسه آن با مطالب مطرح شده در سیمای فارس، در ابتدا خود را بازخواست کنید و در ثانی اگر واقعا معتقدید که فردای قیامتی هست، پنج درصد از فرصتی که به مسئولان فعلی و سابق دولت اصولگرا و برخی افراد غیر مسئول و بی تعهد در این چند روز در صدا و سیمای فارس اختصاص داده اند را به اینجانب اختصاص دهید تا بتوانم پاسخ درخور این دین به دنیا فروشان را بدهم. در اینصورت است که مطمئنا اعتماد نخبگان، جریان های سیاسی و بویژه مردم به صدا و سیما باز خواهد گشت. در غیر اینصورت باید شاهد گرایش بیشتر مردم به رسانه های خارجی باشید و در فردای قیامت نیز در قبال ملت بزرگ ایران و افرادی چون من هیچ پاسخی نخواهید داشت.

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید***شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد.

والسلام علی من اتبع الهدی

جواد اطاعت 29/10/1388

ادامه مطلب ...

پروژه جدید برای اختلاف افکنی بین بزرگان

0 نظرات
پروژه جدید برای اختلاف افکنی بین بزرگان

. ادامه راه سبز«ارس»: پروژه جدید برای اختلاف افکنی بین بزرگان از هفته پیش در سایت های حامی افراطیون‬ شکل گرفت و هم اکنون کیهان آن را به تحریر در آورده است. روزنامه کیهان در شماره امروز خود در اقدامی برای اختلاف افکنی مطلبی را با عنوان «خاتمی: موسوی و کروبی همه راهها را مسدود کرده اند»!! منتشر کرده است.

این روزنامه در ادعایی نقل قولی! را از سید محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات مطرح کرده است که خود نقل قولی ! از یک نماینده حامی دولت در مجلس شورای اسلامی است. این روزنامه ادعا کرده خاتمی در دیدار با این نماینده اصولگرای مجلس! به او گفته است:«به موسوی و کروبی تلفنی گفتم قبل از آن که آقا به نمازجمعه تشریف ببرند شما مطالب تان را بنویسید و به آقا بدهید و اگر به انتخابات اعتراض دارید، بگویید تخلف شده اما شما تعیین تکلیف کنید و ما نظر شما را می پذیریم. من به آنها گفتم این کار به نفعتان است ولی متاسفانه این کار را نکردند.»

کیهان در ادامه برای سند بخشیدن به حرف ابراهیمی به نقل او آورده است که چند ماه پیش این دیدار برگزار شده و چند نفر از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در این ملاقات حضور داشتند. اما گفته نشده است کدام یک از اعضای کمیسیون حضور داشته اند.

کیهان با اصرار بر پروژه اختلاف افکنی خود ادعا کرده است: اظهارات ابراهیمی در حالی است که منابع!! غیررسمی اخیراً اعلام کرده اند خاتمی در نامه ای به محضر رهبر معظم انقلاب، از مواضع ساختارشکنانه!! و لجاجت!! و تندروی!! موسوی و کروبی ابراز برائت!! کرده است.

کیهان که گویا تمام مطالب خود را از منابع غیررسمی و به نوشته خودش اخبار تائید نشده دریافت می کند در یکی از ادعاهای دیگر در این مطلب ادامه داده است :اخبار تائید نشده دیگری هم از طرح انتقادات مشابه توسط خاتمی در جلسات اخیر مجمع روحانیون حکایت می کند!!!.

ادامه پروژه جدید افراطیون کیهانی اینگونه ادامه پیدا می کند که انتشار اخباری حاکی از مصلحت اندیشی و فاصله گذاری خاتمی با رویکرد به بن بست رسیده !!!موسوی و کروبی طی چند روز اخیر باعث شد سایت های افراطی، دیروز خبر ملاقات یک هفته پیش برخی از عناصر زندانی آزاد شده با خاتمی را بدون اشاره به زمان این ملاقات منتشر کنند! البته در این خبر نیز خاتمی با وجود طرح برخی انتقادها بر لزوم پایبندی به قانون اساسی تاکید کرده و از همراهی با افراطیون و ساختارشکنان ابراز ناخشنودی می کند.

کیهان ادامه می دهد: برخی رسانه های ضد انقلاب در تحلیل های اخیر خود تاکید می کنند خاتمی با وجود همراهی های اولیه، حاضر نیست تا آخر با ساختارشکنان همراهی کند و هزینه بدهد.خاتمی در برخی ملاقات ها تصریح کرده که موسوی سرمایه به زحمت اندوخته اصلاح طلبان را ظرف چند ماه سوزاند !!!!و راه بازگشت به حاکمیت را به کلی مسدود کرد.!!!!

ادامه مطلب ...

حکومت ولایی خواص دنباله رو می طلبد

0 نظرات
حکومت ولایی خواص دنباله رو می طلبد


. ادامه راه سبز«ارس»: سخنان چند ماهه اخیر رهبری در باب نخبگان و دعوت آنان به بیان شفاف دیدگاهها و موضع گیری شفاف و پرهیز از سخنان و مواضع دوپهلواز جمله مسایلی است که در ذات خود دارای نقیصه و تضاد است. زیرا در سوی دیگر کلام ایشان همواره این پیش فرض نهفته است " وقتی سران استکبار و ظلم ، اشغالگران کشورهای اسلامی، وارد میدان می شوند و موضع گیری می کنند" باید دید که "آیا نخبگان از دشمن تبری می جویند؟ "

آقای خامنه ای از جمله رهبرانی است که طی دو دهه اخیر بیشترین سخنان را داشته است و شاید این امر یکی از نقاط ضعف وی نه تنها بعنوان سیاستمدار، بلکه بعنوان فردی که بالاترین منصب سیاسی کشوری را بخود اختصاص داده است، می باشد. بطور خاص می توان به رویدادهای اخیر اشاره کرد که ایشان بیش از هر مقام دیگری اظهار نظر و موضع گیری جانبه دارانه برمبنای پیش فرضهای ذهنی خود و نه براساس واقعیات بیرونی جامعه داشته اند. پس از انتخابات 22 خرداد وی به هر بهانه ای بنوعی به مساله محوری انتخابات و رویدادهای پیرامون آن پرداخته اند. این در حالیست که هنوز هم هیچ یک از رسانه های حکومتی و مقامات رسمی وجود بحران را نپذیرفته اند ! رهبرحکومت اسلامی در حالی به بررسی پیامدها و دلایل رویدادهای اخیر می پردازد که حتی خود ایشان هم صراحتا اعلام نکرده اند مگر چه اتفاقی در کشور رخ داده که نیازمند این همه هوشمندی و آگاهی از سوی نخبگان است؟

تاکیدات مکرر آقای خامنه ای به بخش خبرگان و نخبگان یکی از ممیزه های سخنان چند ماهه اخیر ایشان است. البته با مروری به دیدارها و سخنرانی های انجام شده ایشان طی سالهای قبل هم می توان علاقه مندی وی به این واژگان را دریافت ولی بطور مشخص و مستمر در هر سخنرانی که بعد از انتخابات صورت گرفته است، ایشان تلاش دارند بنوعی با محکوم کردن خواص و نخبگان ، آنان را به صف انقلاب بازگردانند!! در ابتدا انتقاد ایشان از سکوت نخبگان بود ولی با مرور زمان ایشان از " عدم شفافیت " آنان انتقاد دارند.

برای هر ناظر بی طرفی که خواننده و شنونده سخنان رهبری است، این سوال پیش می آید که اولا این نخبگان چه کسانی هستند؟ این افراد چه اظهارات و اقداماتی داشته اند؟ نقش این افراد در حرکتهای جامعه مدنی ایران چیست؟ آیا می توان از آنان انتظار دنباله روی کورکورانه داشت؟ آیا می توان نقطه نظرات و مواضع خود را به آنان القا کرد؟

شفاف و بدون غبار

آقای خامنه ای اخیرا در سخنانی بار دیگر به مساله خواص پرداخته اند و خاطرنشان کردند: "هنگامی که عده ای در فضای فتنه و غبارآلودگی، با زبان، اسلام را نفی و در عمل نیز جمهوریت نظام را نفی می کنند و انتخابات را زیر سؤال می برند، انتظار از خواص این است که مرز و موضع خود را شفاف مشخص کنند. ایشان در ادامه تأکید کردند: "شفاف سازی، دشمنِ دشمن و غبارآلودگی کمک به دشمن است و این، یک شاخص و معیار برای عملکرد همه افراد و جریانها و به ویژه خواص است."

ایشان همه پیش فرضهای خود را از مساله مطرح می کند و حال از خواص می خواهد که شفاف باشند!! آنان که شفاف بودند که در حال پس دادن تاوان شفافیت خود در زندانها ماههاست بلاتکلیف رها شده اند. وقتی فردی که خود را رهبر یک جامعه می داند و احتمالا از دیگران انتظار دارد فقط او را دنباله روی نمایند چه اصراری دارد که روی نخبگان تاکید کند. مگر عوام برای شما کفایت نمی کند؟! نمی توان در حکومتی هم از نخبگان دعوت به حمایت کرد و همزمان از آنان خواست ک نخبه و خلاق نباشید و دنباله رو مطلق من باشید؟ مگر نخبگان، الله کرمند که بگویند :" اگر آقا بگویند ماست هم سیاه است! " کدام نخبه می پذیرد که شما همه پیش فرضها را بر اساس نظر خود بدهید و بعد از او بخواهید موضع گیری کند؟ اینکه نقض نخبه گری است! نخبه خودش می تواند از وقایع اطرافش عوامل ، متغیرها و فرضیه ها را استنتاج کرده و تحلیل ارایه دهد.

تحلیلگران بر این باورند که "اگر آقای خامنه ای این همه به نظر نخبگان احترام می گذارند، چرا یک بار از آنها نمی خواهند که نظرات و تحلیل هایشان را در رابطه با وقایع اخیر عنوان کنند. یک بار هم ایشان شنونده شوند. هفت ماه است مرغ ایشان یک پا دارد و از همه عالم و آدم دلخورند و گلایه مند که چرا با من هم صدا نمی شوند. یک بار فکر کنید شاید شما به بیراهه می روید نه این همه قشر دانشگاهی و نخبه و فعال سیاسی و روزنامه نگار و دلسوز نظام و انقلاب. "


نخبه کیست ؟

نخبگی و خواص در معنا برگرفته از الیت لاتین است که به گروههای اجتماعی بالا اطلاق می شد. با رواج اندیشه های سیاسی و جامعه شناسی این واژه بیش از گذشته برای افرادی که در روند سیاستگزاری، فرهنگ سازی، تولید علم و فناوری و تصمیم گیری جامعه نقش دارند، اختصاص یافت؛ تا آنجا که نخبه گرایی به یکی از نحله های اندیشه سیاسی افزوده شد. با همین تعریف مختصر می توان دریافت که نخبه فردی مستقل است که خلاق و تولید گر اندیشه و فکر می باشد.فکری که می تواند موتور محرکه جامعه باشد و حرکتهای بخشهای مختلف در یک کشور را شکل و جهت دهد. بی شک نمی توان از نخبگان و خواص انتظار اطاعت، تقلید و دنباله روی داشت که در این صورت اصل نخبگی به زیر سوال رفته است.


نخبه از منظر رهبری کیست ؟

نگاهی به سخنان رهبری نشان می دهد که ایشان هم در تعریف نخبه با دیگران هم نظر هستند . از منظر ایشان " كسانى كه براساس فكر و آگاهى و تحليل، تصميمى را اتخاذ و به آن عمل مى‏كنند، در زمره خواص هستند و كسانى كه بدون تحليل و تشخيص صحيح، تحت تأثير جو، اقدام و حركت مى‏كنند عوام ناميده مى‏شوند. بنا بر اين عوام يا خواص بودن، ارتباطى با فقر و ثروت، با سواد بودن يابى سوادى و مرد و زن بودن ندارد. زيرا بسيارند افراد بى‏سواد و يا فقيرى كه در زمره خواص هستند و چه بسا افراد تحصيل كرده و يا ثروتمندى كه عوام محسوب مى‏شوند." در واقع ممیزه " خواص " و " عوام" عنصر " تفکر" و " اندیشه" مستقل از جریانات و حوادث و رویدادهاست.

اختلاف در تحلیل

رهبری تأکید دارد که همه و بخصوص خواص باید مراقب باشند تا با اقدامات و یا اظهارات خود تکمیل کننده طراحی و اهداف معارضان نظام نباشند. وی در ادامه نخبگان را به تقویت بصیرت توصیه می کند !! براساس تعریفی که رهبری از خواص ارایه می دهند دیگر نیازی نیست که این افراد توصیه به افزایش بینش شوند چرا که آنها خود آژیر خطر جامعه هستند. در حالی که بنظر نمی رسد که نخبه نیازی به توصیه ایشان داشته باشد، چرا که لازمه نخبه گری این است که مرتب با مرور جدیدترین تئوری ها و اندیشه ها بر بصیرت و دانش خود بیفراید.

اما در فراز دیگری از سخنان ایشان که "وقتی دشمن آشکارا و بدون پرده پوشی در بلواهای بعد از انتخابات حضور داشت، چگونه می توان این حضور واضح را انکار کرد، بنابراین بصیرت بسیار مهم است زیرا وجود آن در افراد باعث تغییر خیلی از رفتارها خواهد شد." یا در جای دیگری " وقتی سران استکبار و ظلم، و اشغالگران کشورهای اسلامی وارد میدان می شوند و موضع گیری می کنند، دو پهلو و مبهم سخن گفتن صحیح نیست زیرا باید مشخص شود، افرادی که داخل نظام جمهوری اسلامی هستند، چه موضعی دارند و آیا حاضر هستند از دشمن تبری بجویند؟

این نشان می دهد که ایشان " اصل " را بر دخالت آشکار دشمن گرفته اند و حال از همه می خواهند که همین موضوع را تایید کنند. سیستم فکری رهبری طی دو دهه گذشته بگونه ای شکل گرفته است که بنظر می رسد امر بر خود ایشان هم مشتبه شده و گمان دارند که از دیگران بهتر و عمیقتر می فهمند. تمام افتخار فقه شیعه به تعدد و گوناگونی نظراتش است. حال چه فرق می کند که تفاوت نظر در طهارت و اعمال حج باشد یا در برداشتهای سیاسی و اجتماعی. مگر قرار است که همه علما در فقه یک نوع تدریس کنند و یک توضیح المسایل بدهند که نخبگان هم مثل هم بیندیشند و تحلیل کنند.

اشکال رهبری و اطرافیان مرید ایشان دراین نکته نهفته است که نمی خواهند بپذیرند " سیاست " و " کشورداری " یک " علم " است و باید آن را فرا گرفت. برای کنترل بحران دهها نظریه و فرضیه علمی وجود دارد که افرادی که به میمنت تبعیت از آقا، مناصب امنیتی و انتظامی را غضب کرده اند از آن بی نیاز شده اند. امروز با حرف و حدیث و فرض و گمان نمی توان کشور اداره کرد و رفاه اقتصادی و رشد سیاسی وفرهنگی را افزون نمود. این چنین است که طی دو دهه رهبری آقای خامنه ای همه مردان با لیاقت یا خانه نشین شده اند یا در کنج زندان هستند و یا غم هجران را بر بودن در مام وطن ترجیح داده اند.


نخبه و باید و نباید ؟ !

در جای دیگری که می گویند : " حل و فصل قضایا از طریق معیار های قانونی امکان پذیر است و همه نخبگان ، فعالان و جناح های سیاسی از هر دو طرف نیز باید از هرگونه تحریک احساسات و ایجاد خلل در یکپارچگی ملت بپرهیزند ". " در این قضایا نباید احساسات مردم به ویژه جوانان را تحریک کرد." اگر مخاطب ایشان نخبگان و خواص هستند که دیگر " باید " و " نباید" ایشان معنا ندارد. و گفتن اینکه موضع گیری دو پهلوی آنها "مطلوب " نیست برای یک نخبه که بر اساس تحلیل خود حرکت می کند چه مفهومی دارد. چرا که بر اساس تعریف ایشان خاص مستقل از دیگران است.


کدام سکوت

بارها رهبری ازسکوت نخبگان انتقاد کرده اند. درحالی که اصلا سکوتی نبوده است. نخبگان دارند فریاد می زنند. کسی صدای آنها را نمی شنود" " هل من ناصر ینصرنی" را حال می توان دریافت که چرا کسی در زمان اباعبدالله نشنید، چون امام معصوم با ادبیات آنها سخن نمی گفت. آقای خامنه ای، نخبگان سکوت نکرده اند. هر جا که بنگری می بینی که آنها حتی پیش از این رویدادها فریاد کرده اند و شما نشنید ه اید، چون ادبیات آنها متفاوت است. چون تحلیل شما از رویدادها را قبول ندارند. چون چینش مردان شما در سیاست را نمی پسندند. این سکوت نیست. اعتراض است.


تئوری توطئه

تئوری توطئه یا توهم توطئه رویدادهای کنونی یا تاریخی را نتیجهٔ نقشهٔ مخفیانهٔ گروهی دسیسه گر و قدرتمند می داند. به تئوری‌های توطئه اغلب با دیدی شکاک نگاه می‌شود؛ زیرا اغلب این تئوری‌ها مدرک کافی یا معتبری برای اثبات شدن ندارند. در تعریفی دیگر، تئوری توطئه عبارتست از نداشتن اعتقاد یا باورنکردن شکل ظاهری رویدادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی. تئوری توطئه در شکل حاد آن بیانگر این است که تمامی بدبختی‌های عالم در پی اعمال گروهی از افراد پرنفوذ و معمولا پنهان است. در بیان این مفهوم گفته می‌شود گروه‌های کوچک و تیزهوشی دارای امکانات سیاسی، مالی، نظامی، روانی و علمی در پی تمام حوداث خوب و بد این دنیا هستند. برخی از افراد معتقد هستند هیچ اتفاق سیاسی مالی و اقتصادی در این دنیا بدون دلیل پشت‌پرده اتفاق نمی‌افتد بلکه همواره افرادی در پس پرده‌های اینگونه رخدادها هستند که اینگونه مسائل را هدایت می‌کنند. در واقع ساده پنداشتن در جوهره توطئه جا دارد كه پيچيدگي روبه افزايش جهان را يا رد مي كند و يا نمي تواند بشناسد .

پدیده های اجتماعی آنقدر پیچیدگی دارد که می توان به نقش کشورهای دیگر و ارتباطات بین المللی هم در آن پرداخت. ولی ساده کردن صورت مساله به نقش کلیدی امریکا، اسراییل و انگلیس مشکلی را حل نخواهد کرد. ضمن اینکه اینک پس از قریب هشت ماه از انتخابات 22 خرداد هنوز ایشان تکلیف مریدان را روشن نکرده اند که بالاخره ما باید یقه امریکا را بگیریم یا انگلیس را. یک روز با پنجه به صورت " استعمار پیر " می کشند و روز دیگر بر امریکا و اسراییل. در این مقال فرصتی برای تحلیل منافع مختلف این سه کشور در ایران نیست. اما باید توجه داشت که ادیگر زمانی نیست که عامل همه بیماری های دنیا " رسوخ ارواح شیطانی" در تن بیمار بود. امروزه برای هر بیماری ویروس و باکتری خاصی را شناسایی کرده اند که این ویروسها و باکتری ها روز به روز با تغییر شرایط جهش نیز پیدا می کنند.


رهبری و تئوری توطئه

اقای خامنه ای از همان ابتدای تصدی رهبری کشور با طرح " تهاجم فرهنگی " اولین نظریات خود را در باب تئوری توطئه قدرتهای بزرگ اعلام کردند. با فرض اینکه قدرتهای استعماری در صدد اشاعه فرهنگ غربی بر کشور اسلامی ایران زمین هستند ،سخنرانی ها شد،کنفرانس ها و نشستها برگزار شد،مقالات به رشته تحریر در آمد و ..... و بعدها با فرضیه انقلاب مخملی، جنگ نرم .....این تز را بارها مطرح کرد. اصرار ایشان از یک سو به همانند سازی واقعه عاشورا و از سوی دیگر به وابستگی حرکتهای اخیر به بیگانگان و توطئه اصولا قابل جمع نیست. ایشان بفرمایند که در زمان امام حسین ( ع) کدام دولت قدرتمند خارجی مداخله داشت و در برابر امام عصر شمشیر کشید؟! آیا جز این بود که استضعاف فرهنگی مردم در اثر نبود ابزارهای قدرت و ارتباط در دست یاران و نزدیکان امام منجر به بروز چنین حادثه ای شد؟ آیا جز این بود که خواص" بجای تفکر و تحلیل " ،" صدرنشین " محفل یزید شده بودند؟ حال آیا اصرا ر آقای خامنه ای به خواص این است که جانب ملت را رها کرده و " پرده نشین حرم" شوند تا سناریو کربلای ایشان کامل شود ؟


نخبه کشی

برخی روند فعلی جریانات سیاسی و حذفهای انجام شده را در راستای نخبه کشی تاریخی ارزیابی می کنند که لازمه نظامهای توتالیتر و دیکتاتوری است. در نظامی که چرخه گردش نخبگان قانونی و براساس انتخابات سالم انجام نشود، رهبران سعی در حذف رقبا از صحنه دارند تا عرصه برای ترکتازی های بیشتر را فراهم کنند. نگاهی به تاریخ دو دهه گذشته مملو از شواهد روشنی است که بیشتر افراد انقلابی، سیاستمدار، خوشنام، نزدیک به امام، محبوب مردم؛ مدیر قابل و ...... بنوعی از صحنه حذف شده اند و این روند همجنان ادامه دارد. تفاوت زمان فعلی در این است که این بار مردم ( بقول مقام رهبری ، عوام) در صحنه هستند و برای همین است که ایشان نمی توانند براحتی این " خواص نافرمان " را با یک اشارت از صحنه حذف کنند.

سیاسیون معتقدند که نخبه کشی همواره از ترس جانشینی حاکم یا سلطان نسبت به یکی از وزیران یا اطرافیانش ناشی می شود.این امر زمانی شدت بیشتری می گیرد که فرد مزبور از نظر توانمندی های فردی از قابلیتهای ممتازی نیز برخوردار باشد و در منظر عمومی مقبولیت هم داشته باشد. با مروری به تاریخ جهان در می یابیم که نخبه کشی صرفا متعلق به ایران زمین نیست و در همه کشورهای دیکتاتوری و مستبد که تنها یک فرد در مقام تصمیم گیری است و اهرمهایی برای کنترل قدرت وی وجود ندارد این امر پیش می آید. تاریخ اروپا تا اوایل قرن بیستم پر است از چنین داستانهایی. اما با برقراری نظامهای دمکراتیک مبتنی بر رای مردم و پاسخگویی حکومتها از میزان این امر کاسته شد. کارشناسان مسایل ایران و پژوهشگران تاریخی نخبه کشی در ایران را همواره یکی از محورهای بررسی های خود قرار داده اند. در تاریخ معاصر قتل افراد و ایزوله کردن افراد شاخص قابل تامل است.

بر اساس نظریه دکتر محمد علی همایون کاتوزیان، پژوهشگر تاریخ در دانشگاه آکسفورد، " ایران‌ برخلاف‌ جامعه‌ دراز مدت‌ اروپا جامعه‌ای‌ کوتاه‌ مدت‌ بوده‌ است‌. در این‌ جامعه‌ تغییرات‌، حتی‌ تغییرات‌ مهم‌ و بنیادین‌، اغلب‌ عمری‌ کوتاه‌ داشته‌ است‌." بر اساس این نظریه، "مشکل جانشینی" همواره در مقاطع مختلف تاریخ ایران وجود داشته است. به اعتقاد وی "در مملکتی‌ که‌ مشروعیت‌ و جانشینی‌ صرفا وابسته‌ به‌ موفقیت‌ فرد ــ هر که‌ بود ــ در کسب‌ قدرت‌ و نگه‌داری‌ آن‌ بود، جای‌ تعجب‌ نیست‌ که‌ فرزندکشی‌ و برادرکشی‌ در خاندان‌ شاهی‌ تا بدان‌ حد رواج‌ داشت‌. گذشته‌ از کشتن‌، کور کردن‌ و محبوس‌ کردن‌ دایمی‌ فرد در حرم‌ از تدابیر رایج‌ صفویان‌ بود. از همین‌ حرم‌ بود که‌ شاه‌ صفی‌ برای‌ تصاحب‌ تخت‌ و تاج‌ پدربزرگش‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ سر بر آورد و با قساوتی‌ بی‌مانند حکومت‌ کرد."


شبیه سازی با وقایع عاشورا

طی چند ماهه اخیر خصوصا با فرارسیدن ماه محرم , ایشان به مقایسه زمان اباعبدالله (ع) با زمان حاضر می پردازند و می گویند :" خواص طرفدار حق، در هنگام عمل به تكاليف دشوار و در برابر امتحانهاى سخت، يا آن طورند كه به راحتى از متاع و بهره‏هاى زندگى دنيوى دست بر مى‏دارند و يا چنانند كه در شرايط سخت و دشوار نمى‏توانند بر زيباييهاى مادى زندگى نظير مقام، شهرت، پول، لذت و راحتى چشم فروبندند. بنا بر اين هرگاه تعداد خواص طرفدار حق كه حاضرند در پاى عمل به تكليف از متاع دنيا دست بردارند و حتى از جان خود دست بشويند، بيشتر باشد؛ آن جامعه كاملا بيمه خواهد شد و هيچگاه دچار حالت دوران امام حسين(ع) نمى‏شود."

آقای خامنه ‏اى به نقش خواص در شهادت مظلومانه امام حسين (ع) اشاره دارد و می افزاید: "هنگامى كه امام حسين (ع) عليه حكومت يزيد قيام كرد، بسيارى از خواص به كمك آن حضرت نيامدند و به راحتى دنياى خود را بر سرنوشت دنياى اسلام در قرنهاى پس از خود ترجيح دادند و حركت عوام نيز به تبعيت از آنان صورت گرفت. بنا بر اين اينجانب هر چه در ماجراى عاشورا دقت مى‏كنم در مى‏يابم كه خواص طرفدار حق، بيشترين تقصير را دارند و برخى از آنان در نهايت بدى عمل كردند." . وی باز تاکید دارد که " تشخيص، تصميم‏گيرى و اقدام خواص در وقت لازم و گذشت به هنگام آنان از زيباييهاى فريبنده دنيا، تاريخ را نجات مى‏دهد و ارزشها را حفظ مى‏كند. بنا بر اين خواص بايد در لحظه مناسب، حركت لازم را انجام دهند چه در غير اين صورت اقدام بعدى آنان ثمرى نخواهد داشت. "

اگر ایشان قصد شبیه سازی تاریخی دارند که بنظر تحلیل گران سیاسی و آشنایان به تاریخ سیاسی اسلام، چنین مساله ای با توجه به وجود متغیرهای فراوان سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی و ارتباطاتی قابل قیاس با آن زمان نیست. ولی باید گفت حتی بنا به استدلال ایشان و مریدانشان، " امام معصوم" در نقش اقلیت معترض جامعه ظاهر شدند و بدلیل فشار حکومت برای " بیعت اجباری" بر " رهبر وقت " خروج کردند. چگونه می توان به بازسازی تاریخ و مشابه سازی پرداخت وقتی سه دهه است تمام ابزارهای قدرت در دست شماست و همه کانالهای فکری و فرهنگی را آن طور که خواسته اید، شکل داده و تدوین کرده اید؟ اگر داستان " امام حسین و یزید " را در این حرکت باور کنیم که کار حکومت دشوارتر می شود؛ چرا که حکومت همچون زمان یزید لعنت الله علیه همه ابزارهای قدرت و سرکوبگری و خرید و ارعاب و اقناع نخبگان را در دست داشت و این امام بود که با تعدادی محدود از " خواص" که تفسیر حکومت از " دین" را بر نمی تافتند، به رهبری " امام معصوم" بر " امام جائر" خروج کردند و حماسه ساز تاریخ شدند.

آگاهان سیاسی و تحلیلگران معتقدند یکی از ویژگی های حرکت فراگیر جنبش سبز به چالش کشیدن رهبری از سوی نخبگان و خواص است. بنظر می آید در این نبرد نابرابر نظام ولایی با همه ابزارهای قدرت بازهم توانی برای هماوردی ندارد و از این روست که گاه با التماس و گاه با تهدید و ارعاب می خواهد که آنان را به صف خود بکشاند. برای ایشان که انسان باهوش و خردمندی هستند روشن است که نخبگان هرگز دنباله روی نمی کنند. آنان پیرو می شوند که متاعی برای معامله در بازار اندیشه ندارند. صاحبان اندیشه همواره آماده اند تا در فضایی آرام دیدگاهها و نظرات خود را برای چندمین بار درباره بحران جاری ارایه دهند. افلا یسمعون...

بهار يكتا - جرس
ادامه مطلب ...

انتشار شعری از فردوسی،یکی ازعوامل۷ سال زندان برای بهمن امويي!

1 نظرات
انتشار شعری از فردوسی، یکی ازعوامل۷ سال زندان برای بهمن امويي!

. ادامه راه سبز«ارس»: قاضی پیرعباس در این حکم که در مجموع هفت سال وچهارماه حبس تعزیری و 34 ضربه شلاق برای بهمن احمدی امویی روزنامه نگار و سردبیر وب سایت خرداد نو صادر کرده است ،یکی از موارد اتهامی او را چنین ذکر کرده است :”انتشار شعری حماسی در 22 /3 /88 جهت تهییج و تحریک مردم به اغتشاش تحت عنوان حال ما از زبان حکیم ابولقاسم فردوسی”بیست و دوم خردادماه روز برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران بوده است . قاضی در حکم صادره خود انتشار این شعر را مصداق تبلیغ علیه نظام و تحریک مردم جهت اغتشاش ذکر کرده است .

یکی از اتهامات بهمن احمدی امویی در حکم صادره از سوی قاضی شعبه بیست و شش دادگاه انقلاب ،انتشار شعری حماسی ازحکیم ابوالقاسم فردوسی در روز بیست و دوم خرداد ماه در سایت خردادنو اعلام شده است.

به گزارش خبرنگار”کلمه” ژیلا بنی یعقوب ، همسر بهمن احمدی امویی در وبلاگ خود نوشته است : قاضی پیرعباس در این حکم که در مجموع هفت سال وچهارماه حبس تعزیری و ۳۴ ضربه شلاق برای بهمن احمدی امویی روزنامه نگار و سردبیر وب سایت خرداد نو صادر کرده است ،یکی از موارد اتهامی او را چنین ذکر کرده است :

“انتشار شعری حماسی در ۲۲ /۳ /۸۸ جهت تهییج و تحریک مردم به اغتشاش تحت عنوان حال ما از زبان حکیم ابولقاسم فردوسی

بریزید خون از پی خواسته / شود روزگار مهان کاسته

همانا که آمد شما را خبر / که ما را چه آمد ز اختر به سر”

بیست و دوم خردادماه روز برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران بوده است . قاضی در حکم صادره خود انتشار این شعر را مصداق تبلیغ علیه نظام و تحریک مردم جهت اغتشاش ذکر کرده است .قاضی پیرعباس در حکم خود توضیح نداده است که دقیقا کدام واژه در شعر حکیم ابوالقاسم فردوسی به مثابه تبلیغ علیه نظام است و از کدام بخش آن تهییج مردم به اغتشاش برداشت می شود.

بهمن احمدی امویی در گفت وگوی تلفنی با همسرش گفته است گرچه به یاد نمی آورد که او چنین شعری را منتشر کرده است یا کس دیگری اما احتمال داده چون روز بیست و دوم خرداد روز برگزاری انتخابات بوده ، برای تشویق مردم به مشارکت حداکثری در انتخابات منتشر شده است .چرا که اساسا روز بیست و دوم خبری از اعتراض و اغتشاش نبوده است.”

یکی دیگر از اتهامات بهمن احمدی امویی در همین حکم انتشار اخبار محرمانه ذکر شده است .قاضی در این باره نیز نوشته است : متهم در سایت خرداد نو اقدام به انتشاراخبار و گزارش هایی کرده که جنبه محرمانه داشته ( هشدار کارکنان وزارت کشور نسبت به دست کاری در ارای مردم )این خبری است معجول و جعلی بودن آن در پرونده اتهامی آقای … ثابت گردیده است . قاضی توضیح نداده است که یک خبر جعلی چطور می تواند جنبه محرمانه داشته باشد.

به گزارش کلمه همچنین به تازگی ژیلا بنی یعقوب ، روزنامه نگار در نامه ای خطاب به قاضی پرونده با تاکید براینکه همسرش یک روزنامه نگار مستقل است ،نوشته بود :

“یهمن احمدی امویی یک روزنامه نگار مستقل و منتقد است .او بنابر وطیفه حرفه ای یک روزنامه نگار نگاهی انتقادی به پدیده ها دارد .به همین دلیل نه فقط در دوره چهار ساله دولت احمدی نژاد در مقالات متعددش برنامه های اقتصادی وی را نقد کرده که او بارها عملکرد رییس جمهوری پیشین خاتمی و دولتش را نیز نقد کرده است .بهمن نویسنده کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی است که بخش هایی از آن به نقد عملکرد دولت مهندس موسوی در دوران نخست وزیری اش اختصاص دارد.”

بنی یعقوب در ادامه نامه خود خبر داده بود که منتقد بودن همسرش از سوی دادگاه به عنوان دلیلی برای مجرمیت وی در نظر گرفته شده است .وی در پاسخ به این موضوع نوشته بود :”آقای قاضی ! چون روزنامه نگاری را نمی شناسید ،منتقد را مجرم می دانید.!شما واقعا منتقد بودن را دلیل مجرم بودن می گیرید؟ ایا شما می دانید که وظیفه اصلی روزنامه نگاران نظارت بر قدرت و نقد آن است .روزنامه نگار با انداختن روشنایی بر نقاط تاریک جامعه تلاش می کند به اصلاح امور کمک کند.”

وی با این استدلال که مشکل ریشه ای تر از نحوه نگاه شخص قاضی پیرعباس به روزنامه نگاران و حرفه روزنامه نگاری است ،نوشته بود :”شما تقصیر زیادی ندارید که ویژگی های شغل روزنامه نگاری را نمی شناسید! سالهاست روزنامه نگاران فریاد می زنند که دادگاه روزنامه نگاران باید با حضور هیئت منصفه مطبوعاتی برگزار شود.با حضور کسانی که جنس کار روزنامه نگاری را می شناسند .انها می دانند که وظیفه حرفه ای یک روزنامه نگار نگاه نقادانه به مسائل است .آنها می دانند در دانشکده های روزنامه نگاری به دانشجویان این رشته آموخته می شود که نگاهی انتقادی به دلتمردان داشته باشند و نه متملقانه.”

ژیلا بنی یعقوب در ادامه به سخنان امام علی در باره نقد زمامداران توسط مردم اشاره کرده بود :

“آقای قاضی !حالا معیارهای روزنامه نگاری مستقل برایتان ارزشی ندارد، آیا نامه ۵۳ امام علی هم اهمیتی ندارد که به کارگزارانش آموخته است که عرصه ای را فراهم کنند که مردمان به راحتی و با صراحت و شفافیت سخن گویند و انتقاد کنند و دغدغه ای نیز نداشته باشند که این امر برایشان پیامدهای خطرناکی دارد(تفسیر موضوعی نهج البلاغه ، مصطفی دلشاد)

حالا شاید به نظر شما این از آموزه های غربی ها به روزنامه نگاران باشد که قدرت را نقد کنند! در باره توصیه امام علی چه می گویید که “جامعه ای که در آن فرهنگ مشارکت و نصیحت و نقد نباشد ،از رحمت و برکت به دور است :”در مردمی که نصیحت کننده یکدیگر نیستند و نصیحت کنندگان را دوست نمی دارند ،خیری نیست(غررالحکم ،جلد دوم ،ص۲۶۷ )

ادامه مطلب ...

هشدار مجاهدین انقلاب: روند پرشتاب انحراف و استحاله کلیه سطوح حاکمیت را در برگرفته است

1 نظرات
هشدار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی:
روند پرشتاب انحراف و استحاله کلیه سطوح حاکمیت را در برگرفته است



. ادامه راه سبز (ارس): سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در اعتراض به صدور احکام سنگین و غیرقانونی برای فعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشجویی بیانیه ای صادر کرد.

به گزارش نوروز، در این بیانیه آمده است:



بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران،

طی هفته های اخیر و در حالی که به سی و یکمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران نزدیک می شویم شاهد برگزاری دادگاه های مدیران، چهره های برجسته انقلاب، فعالان سیاسی و مطبوعاتی کشور هستیم. بهترین و صادق ترین خدمتگزاران و فرزندان شما که خاطره پایمردی ها و رشادت های آنان در دوران مبارزات قبل و بعد از انقلاب و نیز در جبهه های جنگ تحمیلی در تاریخ این کشور ماندگار خواهد بود، در این روزها به اتهامات واهی و در محاکمات غیر قانونی به حبس های طولانی محکوم می شوند.

نیک به خاطر دارید که در نمایش تلویزیونی چند ماه پیش که اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات دستگیر شدگان اغتشاشات بعد از انتخابات نام گرفته بود، در بیانیه سیاسی دادستان، اتهام این افراد به ارتباط با بیگانه، اقدام به انقلاب مخملی، تلاش برای سقوط نظام و ...اعلام شد. امروز پس از ماه ها بازجویی از این چهره های مقاوم و پرافتخار در سلول های انفرادی، در کیفرخواست های علیه ایشان هیچ نشانی از آن اتهامات گزاف نیست، تا آنجا که برای محکومیت های از پیش تعیین شده، ناگزیر به تمسک به اتهاماتی نظیر شرکت در راهپیمایی 25 خرداد و اختلال در ترافیک و ... شده اند. جالب آن که از یک سو در تبلیغات شبانه روزی و اظهارات کلیشه ای تکراری در صدا و سیما، اعتراضات مردم تا پیش از 16 آذر، از جمله راهپیمایی 25 خرداد را بلااشکال و حق قانونی مردم اعلام می کنند و همزمان افراد به جرم شرکت در این راهپیمایی حداقل به 5 سال زندان محکوم می شوند.

محکومیت به حبس های طولانی به جرم شرکت در یک راهپیمایی که طبق قانون اساسی جزو حقوق شهروندی به شمار میرود بیش از هرچیز نشانه سردرگمی سیاسی و وحشت اقتدارگرایان حاکم است. چنین محکومیت های سنگین و ناعادلانه ای در تاریخ قضای کشور سابقه ندارد. در دوران رژیم شاه تا قبل از سال 54 در دادگاه های نظامی شاه حتی شرکت در گروه های برانداز نیز محکومیت هایی به مراتب کمتر از این در پی داشت. امروز در ایران در حالی یک روزنامه نگار منتقد به ده سال زندان و تبعید و محرومیت از حقوق مدنی محکوم می شود که در کشورهای توسعه نایافته و بیگانه با مردمسالاری نظیر کشور یمن، بنا به گزارش صدا و سیمای اقتدارگرایان، اقدام کنندگان به جنگ مسلحانه علیه دولت به 5 تا ده سال زندان محکوم می شوند.

در سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قرار گرفتن صادق ترین یاران و شریف ترین چهره ای انقلاب و نظام در پشت میله های زندان و برصدر نشستن کسانی که به زحمت می توان سابقه ای برای آنان حتی در سالهای پس از جنگ تحمیلی سراغ گرفت، بهترین دلیل بر انحراف عظیمی است که از مسیر آرمان های بلند انقلاب صورت گرفته و ظلم آشکاری است که به انقلاب اسلامی رفته است. و مگر واقعیت غیر از این است؟ سی و یک سال پیش ملت بزرگ ایران برای رهایی از خودکامگی و استقرار جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی قیام کرد. امروز هفته ای نیست که نشریه ای توقیف نشود، دهها نشریه به خاطر درج پیش پا افتاده ترین مطالب اخطار نگیرند و به خاطر عدم رعایت اولویت در انعکاس اخبار و یا حتی به علت انعکاس خبر خبرگزاری رسمی کشور تهدید نشوند، امروز سانسور و تحدید آزادی بیان به حدی رسیده است که به مطبوعات دستور داده می شود چه مطلبی بنویسند و چه تیتری بزنند. امروز به هفته ای نیست که چندین فعال سیاسی، فرهنگی، از دانشجو و روزنامه نگار گرفته تا استاد دانشگاه و هنرمند دستگیر نشوند. امروز برنامه های مناظره در صدا و سیما با شرکت وابستگان و متحدان جریان حاکم که بر سر اعدام یا عدم اعدام منتقدان نظام با یکدیگر اختلاف دارند با میان پرده هایی که انبوهی از اتهام ها و ادعاهای دروغ را نثار منتقدان می کند، سقف آزادی سیاسی و آزادی بیان در کشور را به نمایش می گذارد. و اگر یکی از شرکت کنندگان دلیری کند و سخنی خارج از انتظار بر زبان آورد این آزادی نیز دچار سکته ناقص شده و برای چند شب برنامه مناظره به محاق می رود. به راستی آیا سی و یکسال پیش ملت بزرگ ایران برای رسیدن به چنین نقطه ای انقلاب کرد؟ آیا واقعیات تلخ امروز، حمله به حسینه جماران و بیوت و بستن مساجد متعلق به مراجع عظام و دستگیری فرزندان سران انقلاب و هتک حرمت بیت امام و ... تفسیر استقلال آزادی جمهوری اسلامی است؟ آیا تصویر غمباری که امروز ما مشاهده می کنیم، تأویل وعده های روحبخش معمار انقلاب درباره آینده ایران است که حاضر بود برای تحقق آن ها آبرو و جان خود را تقدیم کند؟

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران نسبت به روند پرشتاب انحراف و استحاله که کلیه سطوح قدرت و حاکمیت را در برگرفته است، هشدار می دهد و ضمن محکوم کردن محاکمه غیرقانونی و صدور احکام سنگین علیه منتقدان و معترضان به وضع موجود که بیش از هرچیز ناشی از یک اراده سیاسی است، خواستار آزادی هرچه سریع تر زندانیان سیاسی، توقف روند نامبارک کنونی، باز گشت به قانون و بازگشت به مسیری است که آرمان های راستین انقلاب برای ملت پرافتخار ایران اسلامی رقم زده است.

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران

ادامه مطلب ...

حمله به تبلیغات بی عفت! یك روزنامه!

0 نظرات
حمله به تبلیغات بی عفت! یك روزنامه!

. ادامه راه سبز «ارس»: تنها چند روز بعد از آنكه هفته نامه پرتو سخن لوگوی روزنامه تهران امروز را لوگویی مشكوك خواند كه در واقع نشان دهنده زنی در حال رقص است ، گروهی ناشناس به بنرهای تبلیغاتی این روزنامه در تهران حمله كرد.


به گزارش «فردا» فرد یا افرادی افراطی به بنرهای تبلیغی روزنامه تهران امروز حمله كرده و ضمن پاره كردن آنها جملات نامربوطی بر بقایای این بنرها نوشتند.

============
پيوندهاي مرتبط با اين مطلب:
» لوگوي روزنامه، زن رقاصه از آب در آمد!
ادامه مطلب ...

بالا رفتن پرده از بی‌برنامگی مسوولان درآستانه زلزله اقتصادی

0 نظرات
بالا رفتن پرده از بی‌برنامگی مسوولان درآستانه زلزله اقتصادی

. ادامه راه سبز«ارس»: در حالی كه اجرای لایحه هدفمند كردن یارانه ها كشور را با یك زلزله بزرگ اقتصادی- اجتماعی مواجه خواهدكرد، اظهارات سخنگوی كارگروه این طرح نشان از بی‌اطلاعی مسوولان نسبت به ابعاد این طرح و بی‌برنامگی برای مقابله با پیامدهای آن دارد.

به گزارش خبرنگار "آینده" شب گذشته دكتر فرزین، دانش آموخته دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان سخنگوی طرح هدفمندسازی یارانه ها در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبكه دو سیما حضور یافت اما اظهارات وی در مقابل پرسشهای مكرر مجری برنامه كه مانند سایر برنامه های صداوسیما مامور به رعایت! و مدارا با میهمان برنامه بود، حتی نتوانست این مجری را قانع كند و نگاه‌های صورت، لبخندهای تلخ و تكرار سوالات وی نشان داد مسوولانی كه قادر به اقناع و روشن كردن فرد روبروی خود نیستند، قادر به قانع كردن افكار عمومی نیستند و البته باید دید آیا در اجرای این طرح موفق خواهند شد؟

در این برنامه مجری مكرر از فرزین سوال می‌كرد طرح شما بر اساس درآمد استوار است، اما هزینه‌های مردم با هم متفاوت است، شما برای خانواده‌ای كه به هر دلیل گرفتاری و هزینه سنگینتری دارد، چه فكری كرده‌اید تا در بحران قرار نگیرد؟سخنگوی هدفمند كردن یارانه‌ها هم مدام اظهار می‌كرد كه ما به هزینه مردم كاری نداریم و تنها درآمد آنها مد نظر ماست.

در بخش دیگر مجری این سوال را مطرح كرد كه خط فقر مد نظر شما چقدر است و چه مقدار از مردم زیر این خط قرار دارند، اما فرزین با بیان این كه خط فقرهای مختلف وجود دارد، از اعلام خط فقر مدنظر در محاسبات كارگروه هدفمندكردن یارانه ها و جمعیت زیر آن خودداری كرد.

نكته جالب دیگر در اظهارات فرزین نامشخص بودن زمان اجرای طرح بود. در حالی كه حداكثر مهلت قانونی برای اجرای هر مصوبه 3 ماه است و تا حدود 22 فروردین ماه پایان می‌یابد، زمانهایی چون اردیبهشت و خرداد برای زمان مطرح شد و سخنگوی تحول اقتصادی اظهار كرد كه با آغاز طرح هدفمند كردن یارانه ها، پول به حساب مردم واریز می‌شود اما تا 3 ماه حق استفاده ندارند. یعنی باید مردم هزینه را بپردازند و بعد از سه ماه بتوانند یارانه نقدی را برداشت كنند.

سخنگوی طرح كار گروه اقتصادی همچنین از این كه به دو خوشه 4 دهك و 3 دهك یعنی 70 درصد مردم كه بیش از 50 میلیون نفر می باشند چه میزان یارانه نقدی پرداخت می شود خودداری كرد.

اما آمارهای اعلام شده از سوی سایر مقامات دولتی نشان می دهد كه قرار است حداكثر 17 هزار تومان به طور متوسط به این 7 دهك پرداخت شود كه معادل 10 هزار میلیارد تومان در سال است كه سقف پرداخت یارانه نقدی در قانون محسوب می شود.

با این رقم پرداخت قرار است كل یارانه بنزین، گازوئیل، برق و گاز حذف شود كه علاوه بر تورمی غیرمستقیم آن فشار بر اقشار ضعیف جامعه بسیار كمرشكن خواهد بود.


ادامه مطلب ...

عكس امام زمان در كرج!

0 نظرات

عكس امام زمان در كرج!

. ادامه راه سبز به نقل از سايت پرچم: به دنبال بروز شایعه‌ای مبنی بر وجود نقش تصویر تمثال حضرت مهدی (عج) بر روی دیواری در كرج تعداد زیادی از اهالی این شهرستان به منظور برآورده شدن حاجات خود به این محل مراجعه وبعضا هدایا و نذوراتی نیز اهدا نموده‌اند.

این موضوع زمانی اتفاق افتاد كه در شهر كرج شایع گردید امام زمان(عج) از مقابل یكی از هیئت‌‌های عزادارای كه در مهرشهر فعالیت می‌كند عبور فرموده و تمثال مبارك ایشان بر روی دیوار نقش بسته شده است.

مامورین انتظامی شهر كرج بعد از اطلاع از این موضوع نسبت به جمع‌آوری چادر این هیئت‌ و تعطیلی آن اقدام نمودند.

ادامه مطلب ...

با چه کسانی طرفیم؟

1 نظرات
با چه کسانی طرفیم؟


. ادامه راه سبز«ارس»: در اعتماد آمده است؛ همین الان که به یک گیشه روزنامه فروشی بروید می توانید دو مجله پیدا کنید با عنوان «موج اندیشه» یکی با عکسی از آیت الله منتظری و تیتر خیانت به آیت الله و دیگری با تیتر «امت امام خامنه یی». در مجله اول میرحسین موسوی و خاتمی متهم به خیانت به آرمان های جنبش سبز شده اند و اصلاح طلبان هم متهم به خیانت به آیت الله منتظری. عبدالله نوری«شاگرد لودرنشین» لقب گرفته چرا که او در سال 1368 قصد تخریب خانه آیت الله را داشته است. نامه کروبی که سال 67 به منتظری نوشته و در آن آمده «این ره که می روید به غ ف است» چاپ شده و ادعا شده هیچ کس مانند او آیت الله را تحقیر نکرده است. خاتمی «مسوول حصر آیت الله» نامیده شده و بیانیه میرحسین موسوی مبنی بر اینکه «بنا به دستور مقام عظمای ولایت فقیه، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله خمینی (مدظله العالی) لازم است عکس های آیت الله منتظری در سراسر کشور از ادارات و سازمان های دولتی جمع آوری شود» منتشر شده است تا در یک کلام نتیجه بگیرد این اصلاح طلب ها و تغییرخواهان امروز، خیانت پیشگانی هستند که بر اساس جهت باد، مواضع شان را تغییر می دهند. روزی به آیت الله منتظری خیانت می کنند و روزی دیگر میراث خوارش می شوند. به محتوای این مجله در ادامه مطلب خواهم پرداخت اما در همین ابتدا بگذارید به یک نکته توجه کنیم. این مجله با این ادبیات اولتراساختارشکنانه اش متعلق به کیست؟

چه کسی می تواند در این شرایط چنین مجله یی را منتشر کند و برای جنبش اعتراضی سبز، دایه یی مهربان تر از مادر شود؟ و باز روی گیشه ها بماند؟ در این شماره(شماره چهارم) نام صاحب امتیاز حذف شده است ولی در شماره دوم آن «بنیاد حفظ و بسط ارزش ها» صاحب امتیاز موج اندیشه بود. این بنیاد به نظرتان آشناست؟ بلی همان بنیادی که مجله همت را منتشر کرده و می کند. همان بنیادی که اکنون روی گیشه دو مجله دارد؛ یکی تریبون منتهی الیه راست و دیگری تریبون منتهی الیه چپ، اما این دوستان گرامی یک نکته را فراموش کرده اند و آن این است که شماره تلفنی که در مجله همت و مجله موج اندیشه چاپ شده یک شماره تلفن است. به این معنا که در یک تحریریه افراد مشخصی می توانند در آن واحد دو نوع متفاوت بیندیشند و بنویسند، هم از جنبش سبز حمایت کنند و هم نیروی انتظامی را به دلیل ناتوانی در برخورد با آن استهزا کنند، هم هاشمی را مخالف و در مقابل ولی فقیه قرار دهند هم از اینکه برای درگذشت آیت الله منتظری چند روز عزای عمومی اعلام نشده افسوس بخورند و این در عالم مطبوعات قطعاً پدیده کم سابقه یی است. نام این کار از هر منظری، چه سیاسی، چه حرفه یی، چه اخلاقی نگاه کنیم یک چیز بیشتر نمی تواند باشد؛سیاه بازی ناشیانه برای برهم زدن آرامش و بحرانی کردن فضا. بی قانون فرض کردن کشور و دور هم جمع شدن برای زیر سوال بردن تمام آنچه مردم جامعه به آن باور دارند و اطمینان از اینکه هیچ کس هم خبردار نمی شود که چه خبر است. که البته توقیف این مجله را توسط هیات نظارت می توان نشان از عزمی برای محدود کردن افراطیون و برخورد با این گونه حرکات تفرقه افکنانه دانست.

در سرمقاله این مجله آمده است؛ «هفته یی که گذشت شاهد ظهور پدیده خیانت در عرصه یی بودیم که نتیجه آن می تواند منشاء یأس و ناامیدی در گستره جنبش سبز و به طور کلی جنبش اعتراض در ایران باشد. پدیده یی که عنوان این شماره مجله نیز به آن اختصاص یافته است. خیانت رهبران و سران جنبش سبز به بدنه اجتماعی آنچنان یأس آور و نومیدکننده بود که شاید در طول تاریخ انقلاب نظیری نتوان برای آن یافت. آقایان خاتمی، موسوی و کروبی اگر به آسانی و بر اساس افکار و محاسبات غلط و از سر حادثه رهبری جنبش سبز را برعهده گرفتند به آسانی خیانت به این جنبش را در هفته های گذشته رقم زدند. نویسنده مصداق این خیانت خاتمی را نامه او به «مقامات عالی رتبه نظام» می داند. «مفاد پیشنهادات موسوی برای برون رفت از بحران» هم از دیدگاه این مجله نشانه سازشکاری و خیانت موسوی عنوان شده است. در مقاله دیگری به عنوان «این شیخ و آن شیخ» به مقایسه آیت الله منتظری و کروبی پرداخته اند« آیا دختر شیخ حق ندارد پرخاش کند به شیخ های اصلاح طلب که عکس پدرش را پایین آورده اند و سبب بسیاری از ناملایمات آخر عمر او شدند؟ آقای کروبی پول امام نیست که بشود چشم روی هم گذاشت یا هدیه شهرام که فقط می توان در مورد آن سکوت کرد.»

در مطلب دیگری با عنوان «خاتمی مغلوب خیانت» که نام نویسنده اش چاپ نشده، آمده؛ «من اعتراف می کنم به انقلاب مخملی» چراکه خاتمی هیچ گاه جسارت نداشت بگوید آقا این نمی گذارند چه کسانی هستند. «آقای خاتمی افسوس، اراده تو به ندانستن معنایش می شود اراده من به مقاومت در برابر چیزهایی که دیگر اکنون از دست شان داده ام. نمی دانم تو کی می خواهی سیاستمدار شوی؟»

چرایی این کار ماکیاولیستی در عین حال ناشیانه را چگونه باید بررسی کرد؟ این افراد که به هر قیمتی نمی خواهند بحران تمام شود چه کسانی هستند؟ چرا بر طبل افراط گرایی می کوبند؟ این فضای غبارآلود به نفع چه کسی است؟ چرا هاشمی و موسوی و مهدوی کنی یا محسن رضایی اگر راه های برون رفت از بحران را نشان دهند خائنند و مستوجب سرزنش و تهمت و توهین؟ چرا و چه زمانی این افراد مجهول توانستند خود را با نظام هم سرنوشت کنند؟ این جملات را با تیتر یک یکی از روزنامه های صبح طرفدار افراطیون در روز یکشنبه مقایسه کنید؛ «توبه پنهان»،در این مطلب ادعا شده است که خاتمی به رهبر انقلاب نامه نوشته است و در این نامه گفته است؛ «من با آقای کروبی بحث تندی داشتم و به آقای موسوی خیلی انتقادهای تندی داشته ام... ما به قانون اساسی و ولایت فقیه اعتقاد داریم. شما حساب آقای موسوی را از ما جدا بدانید... من جلوی تندروی موسوی را گرفته ام و تا حدودی کنترلش کرده ام، اگر نه از این هم بدتر می کرد.»

علاوه بر خاتمی به گزارش خبرنگارآن روزنامه، در جلسه یکی از مدعیان تقلب با یکی از اعضای مجمع روحانیون، این مدعی تقلب به صراحت می گوید که او از ادعای تقلب «کوتاه» آمده است ولی در عوض خواسته نظام از وی نخواهد «علناً» به دروغگویی اعتراف کند. این مدعی تقلب در ادامه از استراتژی «عذرخواهی مخفیانه» و «توبه پنهان» و عدم تکرار ادعاهایش درباره انتخابات و حوادث پس از آن سخن گفت و البته خواست «نظام» آبرویش را حفظ کند که منظور از این فرد محتشمی پور است.

این درحالی است که کسی ازمحتوای نامه خاتمی اطلاعی ندارد ولی افراط گرایان از تصور این نکته که خاتمی به رهبری نامه بنویسد، هاشمی به دنبال برون رفت از بحران باشد، میرحسین دو روز بعد از ترور خواهرزاده اش بی هیچ کینه یی از حل بحران بگوید آنقدر برآشفته می شوند که حتی حاضرند وکیل مدافع دشمنان شان شوند. ظاهراً این افراد تنها یک مرام دارند و آن این است که «آسودگی شما عدم ماست».

آیا سرنوشت ما در دست چنین کسانی است؟

ادامه مطلب ...

هشت سال و نیم حبس تعزیری برای مجید توکلی و 10 سال محروميت اجتماعي

0 نظرات
هشت سال و نیم حبس تعزیری برای مجید توکلی و 10 سال محروميت اجتماعي


. ادامه راه سبز«ارس»: مجید توکلی، از فعالان برجسته دانشجویی توسط شعبه 15 دادگاه انقلاب به 8 سال و شش ماه حبس تعزیری و ده سال محرومیت از حقوق اجتماعی مبتنی بر۵ سال محرومیت از فعالیت سیاسی و نیز ۵ سال ممنوعیت از خروج از کشور محکوم شد.

به گزارش واحد دانشجویی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مجید توکلی از فعالان برجسته دانشجویی که روز 16 آذرماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود توسط شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به تحمل 8 سال و نیم حبس تعزیری،۵ سال محرومیت از فعالیت سیاسی و نیز ۵ سال ممنوعیت از خروج از کشور محکوم شد.

محاکمه این فعال دانشجویی بر اساس چهار اتهام "توهین به رهبری، توهین به ریاست جمهوری، اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام" مورخ 10 دیماه در شعبه 15 دادگاه انقلاب شهر تهران، بدون حضور وکیل مدافع آقای توکلی و در پشت درهای بسته برگزار شده بود. این دادگاه با اعتراض مجید توکلی همراه بود.

مجید توکلی در حال حاضر در سلولهای انفرادی بند 240 در زندان اوین نگهداری میشود، وی در زمان بازداشت و بازجویی به شدت مورد ضرب و شتم و شکنجه جسمی و روحی قرار داشته است. این فشارها همچنان ادامه دارد.

اقدام غیراخلاقی دستگاه امنیتی مبنی بر انتشار تصاویر وی با پوشش زنانه توام با نشر اکاذیب موج گسترده ای از اعتراضات فعالان حقوق بشر در سراسر دنیا را به همراه داشت.

لازم به یادآوری است، مجید توکلی دو سال پیش نیز به مدت 15 ماه به اتهام چاپ نشریات جعلی در زندان بود که بعد از این مدت از اتهامات وارده تبرئه شد. او در مدت زندان 70 مورد از شکنجه‌های صورت گرفته بر روی خود را افشا کرد.

هم‌چنین او بار دیگر در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان که لغو شده بود بازداشت و مدت 115 روز را در سلول‌های انفرادی بند 209 زندان اوین گذارند و اخیرا با تودیع وثیقه سنگین آزاد شده بود.

ادامه مطلب ...

خاتمی؛ عزیزترین متهم دنیا

1 نظرات
خاتمی؛ عزیزترین متهم دنیا


. ادامه راه سبز«ارس»:‌ بوی توطئه در راه است، توافق های پشت پرده، خاتمی در حال مذاکره است، خاتمی دارد با خون شهدای جنبش معامله می کند، خاتمی دارد شکنجه شدگان و زندانیان را فراموش می کند، خاتمی با ولایت است نه با ملت، خاتمی اهل سازش است.خاتمی ترسیده است، خاتمی به ما پشت کرده است...

این ها پاسخی است که این روزها در فضای مجازی می رسد. تصویری ترس خورده از خاتمی بر قاب مانیتورها که به سمت بن بست ولایت می رود و از افراطیون هر دوجناح گلایه می کند و برای خاموش شدن آتش بحرانی که اسلام و نظام و ولایت را تهدید می کند، برنامه می دهد.

در فضای مجازی و به تناسب آن در فضای حقیقی موجی در گرفته است که سکوت این روزهای خاتمی و سخنرانی آخرش را نشان یاس و ترس بخش میانه روی جنبش تلقی می کنند و دلهره دارند از آنکه مبادا این سید خندان که این روزها خنده بر صورت پیرشده اش تلخ و خشک شده است، باز هم ردای احترام به مخالفان بر تن کند و راهی برای صلح و سازش با کودتاگران طراحی کند.

به عنوان خبرنگاری که در عصر اصلاحات بارها و بارها پای صحبت سید محمد خاتمی نشسته است، هیچ تعجب نمی کنم اگر او همین روزها دیداری هم با مقام رهبری داشته باشد و مذاکره ای دگرگونه از سر گیرد تا بحران پیش رو را سامان دهد. فراتر از آن دیگر خوب یاد گرفته ام که نه تنها شگفت زده نشوم، بلکه در درونم ستایش هم می کنم کسی را که تا این اندازه می تواند بغض و رنج فرو خورد و با کسانی به مذاکره نشیند که ما سراپا کینه شده ایم از آنها.

شب و روز را با نسل و جمعی در فضای حقیقی و مجازی می گذرانم که همان شعارهای روز عاشورا و سیزده آبان و روز قدس را فریاد می زنند؛ شعارهایی که در باور هیچ کس نمی گنجید ظرف هفت ماه چنین رادیکال و صریح اصل ولایت فقیه در ایران را نشانه رود و حتی فراتر از آن بخش هایی از اصول اسلامی را نیز. ( شعارهای مرگ بر اصل ولایت فقیه و جمهوری ایرانی). اما خشونت نهاد امنیتی در خیابان و زندان، معترضان را به این سمت سوق داد تا با شعارهای خشمگنانه تری در راهپیمایی های بعدی ظاهر شوند.

اگرچه خاتمی در سخنان اخیر خود، مشخصا بخش هایی از شعارهای مطرح شده توسط رسانه های خارجی و کسانی که خارج از ایران از نظام و انقلاب کینه به دل دارند را مورد انتقاد قرار داده است اما بی شک او نیز همانند میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی در همان چند قدمی خویش اوج خشم معترضان را دیده است و به خوبی می داند که شعارهای افراطی و عصبانی معترضان، محصول کدام خشونت است و تردید هم ندارد که عمده این شعارها از سوی مردم خیابان های داخل ایران فریاد زده شد و سپس به گفتمانی در تمام دنیا بدل شد .

به عنوان مسافر موقت دور از ایران، و به اندازه بضاعت خودم گواهی می دهم این نخستین بار است که بخش های وسیعی از ایرانیان خارج از کشور، شعارها و ایده های مردم داخل کشور را مشق می کنند و بسیار مراقب هستند تا فراتر از آنها گفته و نکته ای بر خواسته و مطالبه جنبش نیفزایند و حتی دراین رهگذر، گاهی خشم هم میهنان داخلی را در مواجهه با بسیجیان و ضد شورشی های باتوم به دست به نرمی و لطافت نقد کرده و توصیه بر آرامش و مبارزه صلح آمیز کرده اند. ( در این جا اصلا بحث طیف رجوی نیست که حساب آنها از ابتدا روشن بوده و هست).

بر این اساسا به گمانم، هم خاتمی خوب می داند که برای نخستین بار جنبش اعتراضی داخل ایران پیوند شگرفی با طیف وسیعی از ایرانیان خارج از کشور برقرار کرده و هم صاحبان و بانیان بحران انتخابات خودشان بر این امر آگاه شده اند و برای همین هم رسما ایرانیان فعال خارج از کشور را نیز تهدید کرده اند. چون واضح بود که ایرانیان خارج از کشور در تجمعات و راهپیمایی های خود به شکل هنرمندانه ای همسو و هماهنگ با ایرانیان داخل عمل کرده و حتی در روزهای نخست نیز از طرح شعارهای افراطی همانند ایرانیان داخل خودداری کرده و صرفا بحث بازپس گیری آرا را در شعارهای خود عنوان می کردند.

رفته رفته که بر میزان شهدا و شکنجه شدگان و دربندان و رفتارهای خشونت آمیز کودتاگران افزوده شد، فضای اعتراض از همان داخل ایران تغییر کرد و سپس ایرانیان خارج از کشور نیز مطالبات هموطنان خود را که اینک فراتر از انتخابات رفته بود در جهان منعکس می کردند.

آنچه این روزها باقی مانده است، یک دولت کودتا است که هرگز گامی به عقب نگذاشته و کماکان موج دستگیری ها و حکم های طولانی مدت برای زندانیان را در دستور کار دارد؛ اما از سوی دیگر یک جنبش اعتراضی کماکان صلح آمیز است که به نظر می رسد رهبران اش به شیوه سیاست ورزان دنیا، راه مذاکره با کودتاگران را در پیش گرفته اند.

یعنی تنها ابزار به جا مانده برای جنبش اعتراضی ایران که مبتنی بر عقلانیت است و در عین حال روشمند و قابل اجرا نیز می نماید همین است که بدنه یک جنبش شعارها و مطالبات خود را در خیابان ها فریاد می زند و سپس رهبران جنبش نیز باید موج این اعتراضات را از خیابان به سمت سطوح بالای حاکمیت هدایت کنند. تا اینجای کار خرده بر هیچ سیاستمداری وارد نیست. چنانچه جناج مقابل نیز چنین می کند؛ راهپیمایی می سازد، مردم را کفن پوش می کند و با سناریوی پاره شدن عکس امام و بی حرمتی به ایام عاشورا، فراخوان می دهد و یک اعتراض خیابانی تشکیل می دهد تا سپس حاکمان و رهبران آنها با استفاده از این راهپیمایی های خودساخته، بر جنبش و رهبرانش فشار بیاورند.

یعنی هواداران دولت کودتا خودشان فراخوان اعتراض خیابانی می دهند و خودشان از تریبون های نماز جمعه و تریبون های دیگر برای مردم شعارهای افراطی طراحی می کند و سپس با پخش گسترده آن شعارها در رسانه ملی خود، چنین نشان می دهند که مردم خواستار برخورد با سران فتنه و دستگیری معترضان و چه و چه هستند و سپس رهبران کودتا و حتی گاهی رهبر ایران در مقام یک سخنران با اتکا به همان راهپمیایی های خودساخته، چنین القا می کنند حاکمیت دارد کمتر از سقف مطالبات مطرح شده در راهپیمایی مردمی ، با معترضان یا به تعبیر خودشان فتنه گران برخورد می کند.

حال در طیف اصلاح گرایان و معترضان، شاهدیم که بی فراخوان مردم به راهپیمایی می آیند و به تعبیر سران جنبش گاهی شعارهای افراطی هم مطرح می کنند. بر این اساس به نظر می رسد آقایان خاتمی، کروبی و موسوی اینک یک گام جلوتر از رهبران هوادار دولت ایستاده اند. یعنی هیچ ضرورتی و زحمتی برای دعوت و فراخوان و شکل گیری یک راهپیمایی خیابانی برایشان متصور نیست تا با نشان دادن میزان مطالبات راهپیمایی کنندگان، امتیاز مورد نظر را از حاکمیت برای همین مردم مطالبه کنند. مردم بدون فراخوان رهبران، در ایام عاشورا حضور چشمگیر در خیابان ها داشته اند و از هم اکنون نیز به نبال حضور خیابانی دیگر در راهپیمایی بیست و دوم بهمن ماه هستند.

در این میان اصول سیاست ورزی حکم می کند که رهبران نیز راه خویش بروند . یعنی با دستی پر پای میز مذاکره بنشینند. بی شک انتقادات و توقعات یک جنبش فراگیر از رهبران اش فراتر و بیشتر از یک جنبش دولتی و حکومتی خواهد بود. ممکن است مردمی که با بیانیه و فراخوان حکومتی و دولتی به راهپیمایی می آیند دیگر متوسل به بیانیه های جدید و اعلام مواضع جداگانه نشوند اما جنبش فراگیر و مردمی ایران به گونه ای دیگر است. تکثر و تنوع آرای بی نظیر همه ایرانیان، این جنبش را شکل داده است و این جنبش است که نه تنها بدون فراخوان به میدان می آید بلکه با حضور خود در راهپیمایی ها، برای رهبران نیز فراخوان می فرستد تا علاوه بر حضور و همراهی با مردم، بر سر مطالبات آنان با حاکمیت نیز مذاکره و گفتگو کند. همین تکثر نیز سبب می شود تا از دل جنبش علاوه بر بیانیه رهبران، بیانیه های متفاوت دیگری نیز بیرون آید.

بنا بر این، وقتی خاتمی، میرحسین و یا شیخ مهدی کروبی در مقام رهبران جنبش قرار می گیرند، خود نیز آگاه هستند که هرگونه بیانیه، نطق و کنش سیاسی آنان، ممکن است طیف وسیعی از منتقدان را در دل خود جنبش به واگویه وا دارد . اساسا این نقطه قوت یک جنبش است که همه اعضای خرد و کلان آن صاحب ایده و نظر اند و به واسطه طرح دیدگاههای مخالف خود نباید طرد و ترک شوند. چه بسا در این رهگذر گاهی پا از انتقاد فراتر نهند و یکی از این رهبران را متهم به سازش و فراموشی ملت کنند.

... و قرعه فال به نام خاتمی زدند!

به نام او که در قاموس و قبای سیاست ورزی اش، اعتدال و میانه روی، بیش و پیش از اقتدار و تحکم به چشم می آید. از هر سیاستمداری باید به تناسب توانمندی ها و تخصص او انتظار داشت. خاتمی خاتم اخلاق است. خاتمی مثل کروبی نیست، مثل میرحسین هم نیست، اما کسی است که در هشت سال دولت اش اگرچه یاران نزدیک را از دست داد و روزنامه های همسو را در محاق توقیف داشت اما هرگز خلق و خوی خرد و حقیر رئیس دولت فعلی را در او نمی دیدی که با مخالفان چون جانیان برخورد کند و زندان های وسیع برایشان بسازد و اگر زندان کفاف نداد کل ایران را زندان کند. خاتمی هیچ اگر نکرد ایران را خون آشام و شرمنده جهان نساخت.

به یاد دارم روزی را که اقلیت مجلس محافظه کار هفتم، راه به راه، طرح ها و لوایح اصلاح طلبان را حذف و بیانیه نبوی و آرمین را در صحن مجلس، پاره و دانشجویان را روانه زندان می کردند اما خاتمی در همان راهروهای پارلمان نامی بر آنان گذاشت که همه ما خبرنگاران منتقد را انگشت به دهان ساخت؛ «اقلیت نجیب مجلس هفتم».

ما هرچه گشتیم هیچ نجابتی در این اقلیت که با ریاست حداد عادل اداره می شد، نیافتیم اما با گفتن همین یک صفت ساده، گاهی خشم شان را فروکش می کردیم و از آنان نجابتِ نداشته را طلب می کردیم و چه راهها که باز نمی شد تا گره ای از کار ملت باز کنند همین اقلیت نا نجیب.

به گمانم خاتمی هیچ اگر نکرد خوب یادمان داده بود که با ادبیات پسندیده و با زبان فاخر می شود گاهی یک بسیجی را رام کرد تا اسلحه بر زمین بگذارد. در تمام این سالها که خاتمی و هواداران اندیشه او غائب بودند، گفتمان پرخاشگرانه احمدی نژاد چنان بر کشور سیطره یافت که برادر بر برادر رحم نکرد در خیابان های شهر.

کسانی که این روزها نگران سازش خاتمی و زبان تلخی های او با افراطیون هر دو جناح هستند به گمانم بیش از همه باید نگران آتشی باشند که دارد اهالی نزدیکتر به آتش را می سوزاند.

برای همین است که در اوج نگرانی های جمعی برای سازش خاتمی، شاهدیم که زجر کشیده ترین زندانیان آزاد شده به دیدار او می روند و پشت سید به نماز می ایستند. چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، کسانی که از شکنجه و تعرض و تحقیر در کشور در امان نیستند، خانه ای جز خانه خاتمی، پناه شان نیست.. پس دایه دلسوز تر از مادر شدن را باید کنار گذارد و گذاشت آنان که در خانه امنیت ندارند و هر روز سایه مرگ تهدیدشان می کند مادری برای مام آشفته میهن بیابند تا آبی بر آتش بحران بریزد و بعد آرام آرام پله های دموکراسی را در یک کشور استبداد زده طی کنیم.

در کشوری که اگر ولایت هم با دگر اندیشان همراه شود، توپ خانه های سپاه، راه عبور از ولایت را هم خوب بلد است که چگونه ملت و ولایت را یکجا به آتش بکشند!

در کشوری که نه هاشمی قدرتی در سپاه و نهادهای نظامی دارد و نه خاتمی و میرحسین؛ و سایه افراطی گری بخش هایی از نهاد های نظامی بر سر فعالان سیاسی چنان سنگین است که پاکستانی و افعانستانی شدن کشور دیگر یک فرض نیست و به حقیقت نزدیک شده است، دیگر راهی باقی نمی ماند جز آنکه رهبران متفاوت جنبش، مکمل هم شوند و یکی صحبت از تغییر قانون اساسی کند (کروبی) و دیگری احترام به امام(موسوی) و دیگری نیز احترام به "اصل" ولایت فقیه (خاتمی) تا اول، خوی خشونت کسانی که می خواهند به بهانه امام و ولایت کشوری را ویرانه و مردمی را به خاک و خون بکشند آرام گیرد و سپس در یک روند مسالمت آمیز راهی برای مطالبات واقعی مردم گشوده شود.

یادمان باشد که این روزها زندان ها پر است از فعالان سیاسی و رسانه ای و دانشجویی؛ دیگران که آزاد هستند هم سایه احضار و زندان چون شمشیر داموکلس بالای سرشان است و ترور استاد علی محمدی و شهید موسوی نیز ثابت کرد که می شود هرکسی در هر جایگاهی در ایران ترور شود و بعد بدون هیچ پیگیری قضایی و امنیتی اعلام کرد که مسئولیت خون شان با اسرائیل و آمریکا است.

خاتمی مثل همه سیاستمداران متهم است به کوتاهی؛ اما یادمان باشد متهمان واقعی کسانی هستند که دست شان به خون هم وطنان بی گناه مان آلوده است باید برای جلوگیری از آلوده ترشدنِ بیش از اندازه این دستها فکری کرد.

یادم هست برای آخرین روز ریاست جمهوری سید محمد خاتمی برای روزنامه همبستگی مطلبی نوشتم تحت عنوان خدا حافظ عزیزترین متهم دنیا. و همان روز عرب سرخی عصو سازمان مجاهدین انقلاب که آن روزها آزاد بود هنوز، به روزنامه زنگ زد تا بگوید: برای عزیزترین متهم دنیا خیلی زود دلتنگ می شویم وقتی متهمان واقعی، جان مان را بگیرند!

در کشوری که سایه مرگ بر سر معمولی ترین آدم های یک جنبش تا رهبران یک جنبش سنگینی می کند باید صبور بود و به بزرگان جنبش نیز اعتماد کرد تا از دل این فاجعه، مردی از خویش برون آید و کاری بکند..
مسیح علی نژاد
ادامه مطلب ...

لوگوي روزنامه، زن رقاصه از آب در آمد!

0 نظرات
لوگوي روزنامه، زن رقاصه از آب در آمد!

. نشریه پرتو سخن وابسته به موسسه مصباح يزدي و شاگردانش در شماره جدید خود روزنامه تهران امروز را متهم به رقص لوگو كرد!
لوگوی پرتو سخن

این نشریه در مطلبی با عنوان « روزنامه تهران امروز هر روز می رقصد » نوشته است :

حروف كلمه امروز در لوگوی روزنامه «تهران امروز» همراه با تغییرات معنادار به‌گونه‌ای روی هم سوار شده‌اند كه شكل زنی را در حال رقص به خود گرفته است.


لوگوی تهران امروز

از جمله تغییرات ایجادشده می‌شود به موارد زیر اشاره كرد:

1- انتهای حروف «ر» در این كلمه به‌گونه‌ای تغییر كرده است كه شكل پای زن در حال رقص به خود گرفته است.

2- انتهای حرف «و» و «ز» هم دستكاری شده تا بیش‌تر شكل دست به خود بگیرد.

3- نزدیك‌شدن نقطه حرف «ز» به خود حرف هم شكل سر را تداعی می‌كند در حالی كه به‌صورت طبیعی جای نقطه آن‌جا نیست و موارد دیگر كه انتشار آن صحیح نیست.

این نشریه در پایان از مدیران ارشاد خواسته است با تذكر به روزنامه تهران امروز مدیران این روزنامه را به تغییر لوگو ملزم كنند .

حال این پرسش مطرح است كه يك تفكر تا چه ميزان ميتواند منحرف باشد كه از لوگوی روزنامه تهران امروز این برداشت را بكند كه زنی در حال رقص است و یك نفر چقدر باید افكار منحرف بیكار داشته باشد و بنشیند به این لوگو فكر كند و فكرش به هیچ چیز ديگري قد ندهد جز زن رقاص؟! اي خاك برسر كسي كه تو را اينگونه شستشوي مغزي داده است كه تمام نگاهت حول شكم به پايين بچرخد!. اما تويي كه اينقدر خوش فكري!، لطفا نگاهي هم به لوگوي خودتان بينداز شايد چيزي دندانگير و باب طبع تلالو گردد و حمامي واجب!. ولي قبل از حمام پيشنهاد ميردد اين نگاه عرفاني را نيز براي لوگوي روزنامه اعتماد هم بكار بندي و با رمزگشايي الف و عين اول و الف دال آخر و با توجه به فرمايشات رهبر در مورد سال الگوي مصرف، از مصرف بي رويه آب جلوگيري كرده و به يكباره يك تير و دونشان بزنيد!:

ادامه مطلب ...

كليپ يادبود استاد مسعود علي‌محمدي

0 نظرات
كليپ يادبود استاد مسعود علي‌محمدي
"براي استاد عزيزي كه در جان ما ماندگار شد"



ادامه مطلب ...

به هوش باشید: برنامه “رو به فردا” و تغییرات احتمالی “رو به دیروز”!

0 نظرات
به هوش باشید: برنامه “رو به فردا” و تغییرات احتمالی “رو به دیروز”!

. ادامه راه سبز«ارس»: اخیرا وحید یامین پور، مجری برنامه "رو به فردا" وارده از رجأ نیوز، با اعلام کاهش وقت پخش آن از ۳ روز در هفته به یک روز، خبر از "تغییرات متنوع و ارتباط مردمی و نگاهی به رسانه‌های بین المللی" در برنامه‌های پیش رو را داده است. این برنامه اخیرا با اجرای تعدادی مناظره که اغلب به نفع اصلاح طلبان بازتاب یافته بود، به گشایش روزنه‌ای هر چند ناچیز اما امیدوار کننده به نظر میرسید. در مناظره‌های گذشته از هر طرف یک نفر به بحث در مورد اتفاقات انتخابات و جریانات بعد از آن میپرداخته و برای اولین بار طرف منتصب به جنبش سبز با استفاده از این وسیله همگانی رسانه‌ای قادر به بیان حقایق محض این اتفاقات گشته است.

موفقیت تدریجی‌ این برنامه برای جلب مخاطبان رویگردان شده از صدا و سیما بعد از انتخابات بدلیل موضع یک طرفه، وارانه جلوه دادن حقایق و دروغ پردازی آن، پتانسیل تاثیر گذار آن‌ را حتّی در مدت زمان کوتاهی بیش از گذشته به نمایش گذاشته بود. اما تصمیم تهیه کنندگان آن برای تغییرات در این مقطع قابل تامل و شک برانگیز است. مطمنا باز تاب گسترده موضع مناظره کنندگان اصلاح طلب، گردانندگان این برنامه که دنباله جماعت "کنترل طلب" هستند را از خارج شدن اهداف برنامه "رو به فردا" از تحت کنترلشان به هراس انداخته است.

با سابقه برنامه سازیهای گذشته تیم "سیما + کیهان" نوع این تغییرات تا حد هشدار دهنده 20:30 مانندی قابل پیش بینی‌ میباشد. احیانا، روال جدید این برنامه به شرکت دادن مستقیم و غیر مستقیم مردم "از قبل تعیین شده" برای کمک رساندن به طرف "خودی" می‌‌باشد. به این نحو که مردم به اصطلاح کوچه و بازار را به مصاحبه فرا میخوانند و آنها با اعلام نظر "خاص" خود هجمه به طرف اصلاح طلب را افزایش میدهند. مطمنا در آینده از اشخاص کمتر شناخته شده و نرم تر جناح اصلاح طلب دعوت به عمل خواهد آمد. در عین حال نیز، وقت برنامه علاوه بر کم شدن ۲ روزه آن، با پخش گزارش دست چین شده "کیهانی" از رسانه‌های خارجی‌ هر چه بیشتر محدود خواهد شد.

از این نظرهوشیاری شرکت کنندگان آینده این برنامه بیش از پیش ضروریست و میبایستی قبل از قبول دعوت از چند و چون تغییرات اعلام شده آگاهی‌ پیدا کرده و قبول یا رد این دعوت را با هدف‌های جنبش مردمی بسنجند. بدلیل محدودیتهای سنگین امنیتی‌ حاکم بر منفذهای رسانه‌ای جنبش سبز، هر فرصتی از قبیل برنامه "رو به فردا" میبایست با استفاده از استدلال کننندگان شجاع و قادر به نمایان کردن چهره حقیقی‌ وقایع تحریف شده، تبعیض روا شده به اکثریت "غیر خودی"، آمار سازی‌های دولتی، اقتصاد بازی نهادهای نظامی و پنهانکاری‌های نیروهای امنیتی‌ و مصائب هفت ماه گذشته بپردازد.

شرکت کنندگان آینده به هوش باشید، از این جماعت اعترافگیر و داستان ساز، انتظار مددی نیست!


ادامه مطلب ...

متاسفم که با نام شهید همت اهانت می شود

0 نظرات
متاسفم که با نام شهید همت اهانت می شود

. ادامه راه سبز«ارس»: در پی انتشار هفته نامه ای حامی دولت پس از نهم به نام« همت» که به خاطر توهین به مسئولان نظام توقیف و لغو امتیاز شد، فرزند شهید همت نسبت به سوء استفاده برخی جریان های تندرو از نام شهید همت انتقاد کرد.

در حالی که هفته نامه همت هفته گذشته منتشر و توقیف شد، هفته نامه موج اندیشه امروز (دوشنبه) اقدام به انتشار ویژه نامه ای کرد که هیچ تفاوتی با هفته نامه توقیف شده همت ندارد. در لگوی این نشریه آمده است« به یاد شهید همت».

در همین زمینه، مهدی همت فرزند شهید ابراهیم همت با انتقاد شدید از سوء استفاده برخی جریاناتی که مدعی حمایت از دولت هستند از شهید همت، گفت: افراطیون بدون آنکه کوچکترین اعتقادی به راه ومنش شهید همت داشته باشند، در جهت مقاصد سوء سیاسی خود ازنام آن شهید سوء استفاده می کنند.

مهدی همت درگفت وگو با «فردا » اظهار داشت: متاسفم که با نام شهید همت، به چهره های برجسته نظام اهانت می شود و کسی هم در این زمینه پاسخگو نیست.

او درموردپیگیری خانواده همت برای جلوگیری از سوء استفاده از نام این شهید، تاکید کرد: علی رغم تمام پیگیری هایی که در این زمینه انجام دادیم به ما می گویند، ‍شهید همت متعلق به خانوده اش نیست.

فرزند شهید همت ادامه داد: بعد از اینکه خانواده همت نتوانست جلوی اینگونه سوءاستفادها را بگیرد، ترجیح دادیم سکوت کنیم چرا که اگر امروز آبرویی برای حاج همت نزد مردم وجود دارد به دلیل سکوت ماست. اگر سکوت نکنیم چه بسا تهمت هیی به فرزندان آن شهید بزنند و حاج همت را هم بدنام کنند.

وی افزود:حاج همت که درحال حاضر از طرف عده ای خاص تبلیغ می شود، ‍حاج همت واقعی نیست، بلکه دروغ وتحریف از اسم آن شهید بزرگوار است. چرا که آ ن شهید بزرگوارهیچ گاه خودش و ایمانش را دور نزد. عشق مردم به او به دلیل همین اخلاص اش بود.

فرزند شهیدهمت افزود: کسانی که اعتقاد دارند همت متعلق به همه مردم ایران است، به جای سو استفاده از نام این شهید، حرمت خانوداده ایشان راحفظ کنند.

ادامه مطلب ...

مرکزآمار: ۴۷ میلیون ایرانی زیر خط فقر!

0 نظرات
مرکزآمار: ۴۷ میلیون ایرانی زیر خط فقر!

. ادامه راه سبز«ارس» به نقل از خبر: در حالی که بانک مرکزی خط فقر خانوار را ۷۸۰ هزار تومان برآورد کرده‌، مرکز آمار ۴۷ میلیون نفر را در قالب خانوار ۶نفره دارای درآمد کمتر از ۷۸۰ هزار تومان اعلام کرد.

سیاست هدفمندکردن یارانه‌ها هیچ حسنی که نداشته باشد، حداقل دولت را از وضعیت درآمدی جامعه مطلع می‌کند.

مطابق تازه‌ترین اعلام مرکز آمار ایران، ۴۷ میلیون ایرانی به طور سرانه روزانه کمتر از ۴ هزار و ۳۰۰ تومان درآمد دارند. این رقم نتیجه تازه ترین اظهارات رییس مرکز آمار ایران است که گفته است:” درآمد خانواده شش نفری در خوشه یک، کمتر از ۴۷۳ هزار تومان است. خانوار شش نفره ای که درآمدش بین ۴۷۳ هزار تومان تا ۷۸۸ هزار تومان است در خوشه دو قرار می گیرد. در خوشه نخست حدود ۳۰ میلیون نفر قرار دارند. در خوشه دوم هم ۱۷ میلیون و ششصد هزار نفر قرار دارند.”

بدین ترتیب درآمد روزانه حدود ۳۰ میلیون نفر کمتر از ۲ هزارو ۶۰۰ تومان است و درآمد روزانه ۱۷ میلیون نفر دیگر روزانه کمتر از ۴ هزارو ۳۰۰ تومان است. می توان این گونه نتیجه گرفت که ۴۷ میلیون و ۶۰۰ هزار ایرانی روزانه کمتر از ۴ هزارو ۳۰۰ تومان درآمد دارند . در این میان ۱۷ میلیون نفر حداکثر حق هزینه کرد ۲هزار و ۶۰۰ تومان را دارند.

اعلام این آمار در شرایطی است که بانک مرکزی ایران در سال ۸۵ و در آخرین آمار اعلامی در خصوص خط فقر، خط فقر مطلق یک خانوار ۴ نفره شهری را در ماه حدود ۳۰۰ هزار تومان اعلام کرد. اگر تازه ترین خط فقر برآورد شده از سوی کارشناسان مستقل مبنی بر ۷۸۰ هزار تومان برای خانورهای ۵ نفره در سال ۸۷ را کنار بگذاریم(که از سوی بانک مرکزی تایید ضمنی شده است) باز هم اعلام مرکز آمار اعتراف تکان دهنده ای است به رشد جمعیت فقرا در جامعه ایران.

چرا که خانوار ۶نفره با درآمد ماهیانه ۷۸۸ هزار تومان به معنای درآمد ماهیانه ۱۳۰ هزار تومان برای هر فرد است. این درآمد برای خانوار ۴ نفره معادل ۵۲۰ هزار تومان در ماه خواهد شد.

حال اگر نرخ تورم ۱۸٫۴درصدی سال ۸۶ و نرخ تورم ۲۵٫۴درصدی سال ۸۷ را در محاسبات افزایش هزینه خانوارهای فقیر وارد کنیم، بدون تردید خط فقر مطلق خانوار ۴ نفره که بانک مرکزی در سال ۸۵ حدود ۳۰۰ هزار تومان اعلام کرده بود در سال ۸۸ به حدود ۵۰۰ هزار تومان رسیده است و در حالت ارتباط یک به یک نرخ تورم و خط فقر مطلق به بیش از ۵۱۱ هزار تومان رسیده است.

بدین ترتیب با یک شوک تورمی نه چندان شتابان و در حدود ۱۰ درصد در اثر اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها، تمام شهری های عضو خوشه یک و دو به جمع فقرا خواهند پیوست و دامنه خط فقر مطلق حتی بخشی از حاضران در خوشه سوم را هم بی نصیب نخواهد گذاشت.

این بدان معناست که در بدبینانه ترین ترین حالت(برآوردهای کارشناسان مستقل) حتی در حال حاضر نیز بخشی از خانوارهای شهری موجود در خوشه سومی که مرکز آمار ایران برآورد کرده نیز زیر خط فقر(حدود ۷۸۰ هزار تومان برای خانوار ۵ نفره در سال ۸۷) زندگی می کنند.

مطابق ادعای رییس مرکز آمار ایران، دو سوم شرکت کنندگان(۶۱ میلیون ۱۰۷ هزار نفر) در طرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار را شهری ها تشکیل می دهند. با این حال اگر فرض کنیم که تمام روستاییان شرکت کننده(۱۹ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر) در این طرح بیش از ۱۳۰ هزار تومان در روز درآمد ندارند، آن گاه حدود ۲۷ میلیون شهری در خوشه و اول و دوم قرار می گیرند.

بدین ترتیب اگر فرض کنیم ۱۲ میلیون نفر شرکت نکرده در طرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارها در خوشه های بالای درآمدی قرار گیرند، همچنین با فرض این که روستاییان کم جمعیت تر همه در خوشه اول باشند تا شهر نشینان پرتعداد تر همه خوشه درآمدی بالاتر را پر کرده باشند تا جمعیت فقرا کمتر شود، به طور قطع بیش از ۱۰ میلیون ایرانی شهرنشین حاضر در خوشه اول(درآمد ماهیانه کمتر از ۴۷۳ هزارتومان برای خانوار ۶ نفره) زیر خط فقر مطلق قرار دارند. همچنین شهری های حاضر در خوشه دوم نیز که در بعد ۶ نفره کمتر از ۷۵۰ هزارتومان( بر مبنای خط فقر مطلق ۵۰۰ هزار تومان برای خانوار ۴ نفره) درآمد دارند زیر خط فقر مطلق هستند.

پس چندان بیراه نیست که جمعیت فقرای کشور را با فرض فقیر نبودن روستاییان، تنها در قالب شهری ها، در حال نزدیک شدن به ۲۷ میلیون نفر است و در واقع بینانه ترین حالت کمتر از ۲۰ میلیون نفر نیست.

البته آخرین گزارش رسمی دولت نشان می دهد که خط فقرمطلق خانوار ۵ نفره روستایی در سال ۸۴ ماهیانه ۱۱۳ هزار تومان بوده که در حال حاضر با تعدیل این رقم با رنخ تورم سال های اخیر خط فقر مطلق روستایی نباید از ۲۰۰ هزار تومان فراتر رفته باشد. بر این اساس مجموع فقرای روستایی در خوشه اول درآمدی قرار می گیرند.

اما آن چه که واضح است، جمعیت فقرا در ایران از ۱۴ میلیون نفری که بانک مرکزی برای سال ۸۶ اعلام کرده بود، فراتر رفته است و این سوال جدی از مرکزآمار ایران و بانک مرکزی وجود دارد که چگونه در شرایط حاضر مدعی کاهش مستمر ضریب جینی در چهار سال گذشته هستند؟

ادامه مطلب ...

سيد محمد خاتمی: عده‌ای آگاهانه در پی تخریب امام، نظام و اسلام هستند

0 نظرات
سيد محمد خاتمي در دیدار با 50 تن از بازداشت‌شدگان و زندانیان سیاسی پس از انتخابات:
عده‌ای آگاهانه در پی تخریب امام، نظام و اسلام هستند


. ادامه راه سبز«ارس» به نقل از پارلمان‌نیوز: حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمّد خاتمی در دیدار با 50 تن از بازداشت‌شدگان و زندانیان سیاسی پس از انتخابات گفت:« بسیار علاقه‌مند بودم تا تعدادی دیگر از عزیزان نیز در این جمع حاضر بودند اما متاسفانه هنوز بسیاری از دوستان ما و چهره‌ها و نیروها و سرمایه‌های انسانی ارزشمند کشور از هر طیف و قشری در زندان هستند و گروهی دیگر از آزادشدگان هم به دلیل هزینه‌های جانبی حوادث اخیر نتوانسته‌اند در این جمع حضور داشته باشند.»

وی افزود:«مایه تأسف عمیق است که جمعی که در این‌جا حاضرند با وجود آن‌که از نیروهای دلسوز کشور و سرمایه‌های جوان و نخبگان ایران هستند و علی‌رغم پایبندی‌شان به قانون و اخلاق سیاسی به جمع زندانیان سیاسی جمهوری اسلامی پیوسته‌اند. »

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«متأسفیم که شاهددستگیری و گرفتاری چهره‌های برجسته‌ای هستیم که از علاقمندان به انقلاب هستند. تصور بر این بود که پس از اتفاقات ماه‌های اخیر، شاهدحاکمیت نوعی عقلانیت و امنیت و آرامش نسبی در کشور و جامعه باشیم و به مطالبات و حقوق مردم توجه شود اما در روزهای اخیر به جای تعادل و آرامش، شاهد هجمه‌های سنگین و موج جدید فشارها و دستگیری‌ها هستیم.»

خاتمی در ادامه با اشاره به رخدادهای ماه‌های اخیر تاکید کرد:«‌امیدوار بودیم با گذشت زمان و روشن شدن وارد نبودن اتهامات وارده، بسیاری از زندانی‌هایمان آزاد شوند؛ خصوصا که با فرونشستن هیاهوی اولیه پیرامون دستگیری‌ها و عدم اثبات بسیاری از ادعاهای مطرح شده که البته از روز نخست هم مشخص بود فرضیات باطلی هستند؛ امید می‌رفت این امر تحقق پیدا کند و امنیت و آرامش به جامعه بازگردانده شود؛ البته منظور ما از امنیت، امنیت پادگانی نیست.»

رییس جمهور سابق کشورمان در ادامه سخنان خود با تاکید بر این‌که باید به زمینه‌های فکری و نظری مسائل توجه ویژه کرد، گفت:«در بحبوحه یکی از جنگ‌هایی که امیرالمومنین (ع)داشتند‌ یک نفر از ایشان در خصوص مسأله‌ای متافیزیکی و عقیدتی سوال کرد و بعضی از اصحاب امام از این موضوع عصبانی شدند و به او نهیب زدند که اکنون زمان مناسبی برای مطرح کردن این‌گونه صحبت‌ها نیست، اما حضرت علی (ع) فرمودند که اتفاقا اکنون زمان این‌گونه پرسش‌ها است، چراکه ما برای همین اصول و معیارها می‌جنگیم. به همین دلیل ما نیز باید این‌گونه باشیم و به مسایل تئوریک و نظری توجه بیشتری کنیم.»

سید محمد خاتمی افزود:« البته دلایل دیگری نیز برای توجه به مسایل فکری و نظری وجود دارد. نخستین دلیل فقر و ضعف در مسایل تئوریک است و دلیل دوم تبلیغات و سخنان نادرستی است که این روزها مطرح می‌شود.»

رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«عده‌ای در تریبون‌های رسمی،‌ سیاه را سفید و سفید را سیاه نشان می‌دهند و از منبرها به افراد تهمت می‌زنند و دروغ می‌گویند.»

وی یادآور شد:«البته این تهمت‌ها و افتراها و سخنان ناصواب از آنجایی‌که پایه محکمی ندارد گرچه بر افرادی که بنیان فکر محکمی ندارند تاثیر می‌گذارد اما توده مردم و متدینین که می‌توانند صحبت‌ها را از هم تفکیک کنند ممکن است که یک لحظه تاثیر بپذیرند اما بر آن‌ها اثر طولانی‌مدت ندارد؛بلکه در دراز مدت حتی اثر منفی و در خلاف جهت اتهام زنندگان خواهد داشت.»

رییس بنیاد باران همچنین تصریح کرد:« متأسفانه اتفاقات و عملکردهای ماه‌های اخیر سبب شده است به وجهه جمهوری اسلامی در افکار عمومی داخل و خارج از کشور ضربه وارد شود.»

وی ادامه داد:«دروغ‌های بسیاری در این روزها گفته شده و وعده‌های بسیاری داده شده است اما مردم می‌بینند که تشکیلاتی که عهده دار امور آنان است کارچندانی انجام نداده و مشکل‌ساز نیز شده است. در نتیجه مردم متوجه می‌شوند که بسیاری از معترضان بدخواه نیستند و اعتراض آنان به جا است.»

خاتمی با اشاره به این‌که معترضان و منتقدان واصلاح‌طلبان با تاکید بر حفظ معیارها و اصول اصلی انقلاب و تعهد به قانون اساسی پیش می‌روند،گفت:«علی‌رغم تأکیدات چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب و کاندیداهای معترض و همراهی بدنه جامعه، عده قلیلی در هر دو جریان با سوء‌نیت و شیطنت می‌خواهند جو را رادیکال کنند.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان اظهار داشت:« هدف آن‌ها این است که بخش کوچکی از مردمی که با توجه به صدماتی که دیده‌اند و عاطفی شده‌اند از آن‌ها پیروی کنند، اما با هوشیاری مردم بدنه اصلی معترضان به چارچوب قانون اساسی و روش‌های مسالمت‌آمیز و اخلاقِ اعتراض سیاسی پایبندند و حاکمیت نیز در پاسخ به آن‌ها باید به قانون و اخلاق پایبند باشد.‌»

سیدمحمد خاتمی سپس با بر شمردن سه اصل مهم رضایت از سوی مردم و مسئولیت و تحمل از سوی قدرت در نسبت میان مردم و حکومت، گفت:« در دنیای امروز هنگامی که از قدرت صحبت می‌کنیم باید به دنبال منشا آن بگردیم. منشا قدرت مردم هستند و از همین رو باید رضایت مردم فراهم شود و حکومت در مقابل آنها مسئولیت‌ داشته باشد. رضایت و تحمل و مسئولیت وجوه تمایز جامعه‌ی امروز با دیروز است.»

وی تصریح کرد:«در نسبت با حاکمیت و حکومت باید دید که در مقابل قدرت، مسئولیت وجود دارد یا خیر و تحمل مردم از یکدیگر و حکومت و بر عکس تا چه اندازه ای است چراکه بی‌تحملی در یک جامعه نشانه استبداد است.»

رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدنها با بیان اینکه «رضایت مبنای حکومت است»، افزود:«باید بدانیم که با خشم و زور نمی‌توان بر مردم حکمرانی کرد. ما از مردمسالاری و سازگاری آن با دین حرف می‌زنیم و راه درست دفاع از ارزش‌های انقلاب را همین اصلاحات می‌دانیم.»

سیدمحمد خاتمی همچنین گفت:« باید به این مساله توجه کنیم که نسبت حکومت با معیارهای دینی و ارزشی چیست؟ برای پاسخ به این سوال باید نخست تعریف مشخصی از سیاست ارائه کرد.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان معتقد است که در این رابطه باید به دو موضوع توجه کرد؛ نخست آن‌که آیا قدرت با مسولیت همراه است؟ و دوم آن‌که منشا قدرت چیست؟ آیا قدرت یک امر انسانی و مردمی است ؟ یا امری تحمیلی است و کاری به نظر و موقعیت مردم ندارد؟‌

وی یادآور شد:«البته اسلام همیشه بر سیاست و حکومت تاکید دارد. ولی دست کم در غیبت معصوم (و حتی در زمان معصوم) برای استقرار حکومت مورد توجه اسلام و پیشوایان دینی بوده است و نباید در آن تردید کرد.»

خاتمی افزود:«دست کم استقرار حکومت امری بشری است هر چند به نظر ما اسلام برای حکومت معیارهایی را مشخص کرده است که اراده و رضایت مردم به آن تعلق گرفت و مستقر شد حکومت حکومت مرضی رضای شارع نیز هست.»

رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:«همچنین باید دید در یک حکومت آیا رضایت مردم امر مهمی است یا خیر؟ آیا حکومت در مقابل مردم مسوولیت دارد یا خیر؟ و همچنین آیا در جامعه تحمل وجود دارد یا خیر؟»

خاتمی با اشاره به تاریخ استبداد‌زده ایران، تاکید کرد:«متاسفانه ‌هرجا که قدرت بیشتر باشد بی‌تحملی نیز بیشتر می‌شود و حتی این مساله درباره خود ما اصلاح‌طلبان نیز مصداق پیدا می‌کند.»

وی ادامه داد:«ما چقدر مخالفانمان را تحمل کردیم؟‌ آیا ما نیز مخالفانمان را متهم به اسلام آمریکایی و ارتجاع و عناوین دیگر نمی‌کردیم؟ امروز هم مخالفانمان به میزان بیشتری همین‌گونه عمل می‌کنند و ما را به ضدیت با اسلام، امام، نظام، امام حسین(ع) و حتی خدا محکوم می‌کنند. اینها نشانه بی تحملی و عدم استقرار فرهنگ مردم سالاری در جامعه است که کار بزرگ روشنفکران خیرخواه باید تلاش برای ایجاد و بسط و تقویت این فرهنگ باشد.»

رییس‌جمهور سابق کشورمان همچنین گفت:«باید توجه کرد که مسوولیت‌پذیری و توجه به مردم که پدیده مدرنی است ، آیا این ریشه در فرهنگ، دین، و آیین ما دارد؟ البته جواب مشخص است: بله، تمامی این‌ها در فرهنگ و دین ما ریشه دارد و در روش و سیره پیامبر(ص)، امام علی(ع) و ائمه طاهرین و حتی تا حدود زیادی خلفای راشدین نیز بوده است. »

وی با بیان اینکه «اگر مسوولیت‌پذیری و تحمل نباشد و رضایت مردم به حساب نیاید سرکوب و زور پیش می‌آید»، تصریح کرد:« این وضعیت به اسم دفاع از امنیت جامعه توجیه نیز می‌شود و حتی این امر را ما در روزگاران گذشته نیز داشته‌ایم. چنانکه در آثاری چون سیاست‌نامه خواجه نظام‌الملک سرکوب مردم به دلیل جلوگیری از آشوب و حفظ امنیت توجیه شده است.»

وی تاکید کرد:«از سوی دیگر برای سرکوب مردم، معمولا ‌دشمن تراشی می‌شود؛ دشمن موجود بزرگ‌تر جلوه داده می‌شود تا در سایه آن سخت گیریها توجیه شود و از طرفی دیگر دشمن خارجی نیز می‌تواند از این فرصت استفاده کند و امنیت را به خطر اندازد. اما اگر مسئولیت‌پذیری و رضایت مردم مد نظر باشد مردم نیز راضی می‌شوند و امنیت واقعی جامعه تامین می‌گردد.»

خاتمی همچنین تصریح کرد:«باید توجه کنیم که در انقلاب ما مردم‌سالاری و دین با یکدیگر سازگار به حساب آمدند و این نکته را ما سال‌ها است که می‌گوییم و از آن دفاع می‌کنیم.»

رئیس بنیاد باران یادآور شد:«همچنین ما از جمهوری اسلامی که منطبق با معیارهای اسلامی و مردم‌سالاری نیز هست دفاع می‌کنیم و تنها راه دفاع از این حکومت و تقویت آن را همین اصلاحات می‌دانیم.»

وی یادآور شد:«درست است که سکولاریسم با موازین دینی و فرهنگی ما سازگار نیست و عامل بیگانه هم می کوشد تا سکولاریسم را در جامعه برای مقابله با حکومت دینی رواج دهد، اما مهم‌تر و مؤثرتر از عامل بیگانه در غیردینی‌تر شدن جامعه این است که جامعه به سویی رود که از حکومت دینی دل‌خوش نباشد و از آن دوری کند. برای همین ما مدعی هستیم که اصلاحاتی که ما می‌گوییم از رواج سکولاریسم و افول دین در جامعه و اذهان و رفتار ایرانیان جلوگیری می‌کند.»

خاتمی در ادامه با تاکید بر این‌که اکنون گاهی به نام اسلام و جمهوری اسلامی انحراف در کشور و نهادها و نیز روند انتخابات صورت می‌گیرد، گفت:«ما سعی می‌کنیم تا از ساختار نظام دفاع کنیم و اگر نظر انتقادی و اصلاحی داریم بیان کنیم ؛اما عده‌ای هستند که سعی می‌کنند ساختارها را بشکنند.»

وی افزود:«البته از سوی افراطیون هر دو طرف رفتارهای نادرستی صورت گرفته است اما مساله مهم این است که پس از انتخابات عده کثیری از مردم به طور مسالمت‌آمیز نسبت به اتفاق‌های پیش‌آمده اعتراض کردند که سرکوب شدند، درحالیکه باید با شجاعت اشتباهات را قبول کرد و برطرف ساخت یا مردم را قانع کرد. »

سیدمحمد خاتمی همچنین تصریح کرد:«دو گروه به دنبال نشان دادن چهره غیرواقعی از اسلام و انقلاب هستند. یکی آن‌ها که در داخل ایران برخوردهای نامناسب و خشن با مردم در پیش گرفته‌اند و می‌خواهند چهره اسلام و انقلاب را این گونه نمایان سازند.»

وی در مورد گروه دوم نیز گفت:«گروه دیگر آن‌ها که در خارج از ایران به منافع خود در نظام جمهوری اسلامی دست نیافته‌اند و به دنبال براندازی و دیگرگونه نشان دادن اسلام و انقلاب هستند به مقدسات توهین می کنند؛ مطالب تحریک آمیز و غیر عملی و باطلی درباره دین و امامت و نظایر آن می گویند و رفتارهای موجود را ملاک گروه معرفی می‌کنند.»

خاتمی افزود:«‌البته من آدم بدبین نیستم اما رفتارهایی که صورت گرفته نشان می‌دهد که عده‌ای آگاهانه در پی تخریب امام، نظام و اسلام هستند و نتیجه کار لطمه‌ای است که به نظام می‌خورد. ما از نظام، انقلاب و دستاوردهای خون شهدا دفاع می‌کنیم و در برابر انحراف مقاوت می‌کنیم و از جمهوریت و اسلامیت نظام که هر دو در معرض خطر است دفاع می‌کنیم.»

رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:« این‌که جریانی افراطی می‌کوشد ما را مخالف امام(ره)، نظام و حتی امام حسین(ع) نشان دهد بسیار غیرمنصفانه، مضحک و بی‌رحمانه است و کسی چنین ادعاهای بی‌اساسی را باور نمی‌کند. همچنانکه مغرضان ناآگاه که به دین و اسلام و مردم و ایران اهانت می‌کنند و در صدد منحرف نشان دادن حرکت اصلاحی ملت ایران که در چارچوب نظام و قانون حرکت می کند هستند ربطی به ایران و مردم ندارد.»

خاتمی در ادامه گفت:«باید هر راهی را برای حفظ اصول، حقوق و آزادی‌های مردم طی کرد و از بحرانی‌تر شدن اوضاع جلوگیری کرد؛ هرچند که اوضاع بحرانی است و سیکل و دایره جدیدی از اعمال خشونت آغاز شده و کسانی در حکومت هستند که با امنیت کامل خشونت اعمال کنند و از آن طرف نیز طبیعی است که عده ای به عکس العمل خشونت آمیز وا داشته شوند و آن امر بسیار خطرناکی است.»

رییس بنیاد باران همچنین در رابطه با گزارش قرائت شده در مجلس در رابطه با فجایع کهریزک گفت:«این گزارش، سندی تاسف‌بار در جمهوری اسلامی از یک فاجعه است. البته لابد در این گزارش ملاحظاتی بوده است و بسیاری از واقعیت‌ها بیان نشده ولی همین اندازه کافی است که پشت همه علاقه‌مندان به نظام و اسلام و ایران را بلرزاند ؛امیدوارم با برخورد قاطع و البته قانونی و سریع تا حد امکان این فاجعه جبران شود.»

رییس جمهور سابق کشورمان همچنان در رابطه با بیانیه مهندس میرحسین موسوی، گفت:« پیش از این نیز دل‌سوزان نظام این پیشنهادها را با بیان های مختلف مطرح کرده‌ بودند اما در بیانیه مهم اخیرشان بار دیگر خواسته‌های منطقی مردم و معترضان مدنی مطرح شده است و آقای موسوی برای حل بحران حرف همه را در قالب یک بیانیه راهگشا و دل‌سوزانه تنظیم کردند. به این ترتیب مردم هم احساس می‌کنند کسی دنبال خواسته‌هایشان است و از بحرانی تر شدن اوضاع نگران است.»

وی تصریح کرد:« مطمئنا اگر مردم باور شوند و در صدد جبران خسارت ها و اهانت ها باشند زندانی‌ها را آزاد سازند، ‌فضا را باز کنند، به احزاب و گروه‌ها اجازه فعالیت دهند و رسانه‌ها آزاد گذارده شوند و فضای امنیتی به فضای سیاسی سالم مبدل شود شرایط تغییر خواهد کرد و منافع مردم و نظام همزمان بیشتر تأمین خواهد شد.»

خاتمی ادامه داد:«اما اکنون رساندن حرف هایمان به مردم دشوار و پرهزینه شده است، امکانات نیست و سایط ارتباط جمعی برای ما بسیار محدود است. خوب طبیعی هم هست که مردم در این وضعیت به سمت رسانه هایی بروند که در بیرون مرزها هستند .»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«من معتقد هستم امروز وارد عصری شده‌ایم که قرنطینه اطلاعاتی توسط حکومت‌ها دیگر ممکن نیست و هر چقدر هم که رسانه‌های شانسنامه‌دار را محدود سازند، ارتباطات به طور جدی جریان دارد و نمی‌شود جلوی آن را گرفت؛ منتهی در صورت ایجاد محدودیت میدان‌داری با کسانی است که یا بدخواه هستند یا دست کم خیرخواه نیستند.»

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«از یک طرف صدا و سیما رفتاری غیرعادلانه دارد و از آن طرف هم تبلیغاتی در خارج از کشور می‌شود که مورد تأیید ما نیست. البته به لطف خداوند شاهد بارقه‌هایی از عقلانیت و تدبیر هستیم به طوری‌که ان‌شاءالله به سوی منطق و قانون پیش رویم اما اگر به صورت منطقی اتفاقات رخ داده و افراط ها و رفتارهای نادرست مهار نشود ؛ ممکن است خدای نکرده با وضعیت زیان باتری مواجه شویم که امیدوارم چنین نشود.»

ادامه مطلب ...

من نه از سركوب تو كه از مثل تو بودن مي ترسم

0 نظرات
من نه از سركوب تو كه از مثل تو بودن مي ترسم

"نامه اي به يك هموطن"

«به نام خدا»

من تو را نه بيسجي خطاب مي كنم ، نه سپاهي ؛ نه خشونت طلب نه متحجر . چراكه اولي ها بسياري را به ياد انسانهاي آزاده و بزرگي مي اندازند كه همه ي ما به بسياري از آنان مديونيم . بزرگان نهادي كه قرار بود لشكر مخلص خدا و مدرسه ي عشق باشد ، نه مزدور حكومت .

و بقيه برچسبند ، من از برچسب ها خسته شده ام.

تو را هموطن خطاب مي كنم . چراكه اين نامي ست كه هيچ كدام از ما حق ندارد از ديگري بگيرد.

تو شايد امروز تصور كني . اگر ما را بزني ، دستگير كني ، زير بگيري ، ترور كني و بكشي پيروز خواهي شد .

اما بر فرض كه موفق شوي ، بر فرض بسياري از ما حذف شوند و ديگران سكوت پيشه كنند ، آيا دلها به تو مايل مي شوند ؟

آيا بر حق مي شوي ؟ آيا اعتبار مي يابي ؟

نه ! تو شمشير در دست داري . چگونه مي تواني پيروز نبرد خون و شمشير باشي ؟

ما بالاخره جامعه اي ديگر خواهيم ساخت . ( نه لزوما حكومتي ديگر )

در پيروزي ما هر كس به واسطه ي انسان بودنش حقوقي سلب نشدني دارد. آزادي موهبت خدادادي همه ست نه گروهي محدود. تو شايد ما را در خيابان كتك بزني ؛شايد در دادگاه هاي نمايشي ت تحقيرمان كني ، شايد بي هيچ محكمه اي ما را بكشي اما در پيروزي ما حق داري كه با تو مثل انسان رفتار كنند. حتي اگر مجرم باشي ، حتي اگر ظلم كرده باشي .

در چنان روزي تو هم به حقانيت آرمان ما راي خواهي داد .

اما اگر روزي ما پيروز شديم و خشممان بر عقلمان غلبه كرد .اگر روز پيروزي ما به جاي روز رحمت روز انتقام نام گرفت . اگر خود قاضي و دادستان و مامور اجراي حكم شديم . اگر حقوقت را ناديده گرفتيم ، حق را ديديم و زير پا گذاشتيم .

آنگاه و تنها آنگاه است كه ما شكست خورديم و تو پيروز شدي .

من نه از سركوب تو كه از مثل تو بودن مي ترسم.

ابومجد

ادامه مطلب ...