سید محمدخاتمی: برای کل ایران و سرنوشت تک تک افراد مملکت نگرانم:« محدود کردن افراط گری‌ها و تفریط گری‌ها مشکل را حل و جامعه را آرام خواهد کرد»، نسبت به عواقب عدم پذیرش بحران در جامعه هشدار داد و نيز هرگونه حرکت ساختارشکنانه را محکوم و مطرود دانست.ادامه مطلب ...

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن: فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، ادامه مطلب ...
بیست و دوم بهمن ، روز فریاد سبز آزادی: امسال در 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را در حالی تجربه می‌کنیم که جمهوری اسلامی پس از 31 سال در بدترین روزهای خود قرار دارد و دولت کودتایی حاکم، روز به روز بیش از پیش انقلاب بزرگ ملت ایران را به سمت قهقهرا می‌برد و هویت خشن و خون ریز ضد اسلامی خود هر روز بیشتر و بیشتر نمایان می سازد ادامه مطلب ...
مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود: «انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی است. ادامه مطلب ...
No Filter Address: http://0nline.aras-web.tk



هفت سال پس از یک نامه تاریخی: پیش از نوشیدن جام زهر، عذرخواهی کنید

0 نظرات
هفت سال پس از یک نامه تاریخی:
پیش از نوشیدن جام زهر، عذرخواهی کنید



. ادامه راه سبز«ارس»: جرس» محمدجواد اکبرین: شاید هفت سال و هشت ماه، زمان می خواست تا آنچه در نامه 135 نماینده اصلاح طلب مجلس ششم خطاب به رهبر جمهوری اسلامی آمده بود به کرسی اثبات و حقانیت بنشیند.

اگرچه آن روز، نمایندگان ملت، برای نوشتن این نامه، با غربت و مظلومیت به انواع تهمت ها متهم شدند و امروز نیز برخی از آنان در زندان به سر می برند اما نامه نمایندگان ملت، به عنوان یک سند تاریخی در آخرین نقد محترمانه قدرت مطلقه برجا ماند که چون گوش شنوایی نیافت به شکستن نهایی این جایگاه، در جنبش سبز ملت انجامید.

نامه ای که هنوز کابوس اقتدارگرایان است

پس از انتشار این نامه در سال 81، دستور داده شد که متن و حتی خبر آن در هيچ رسانه ای منتشر نشود. با اعلام اين دستور، بسیاری از خبرگزاری ها، متن و خبر انتشار اين نامه را از صفحات خود برداشتند و در روزنامه ها نيز هيچ اشاره ای به اين نامه نشد؛ اینک، هفت سال بعد، در مناظره اي که پنج شنبه شب گذشته از تلویزیون ایران پخش شد، علیرضا زاکانی از دوستان محمود احمدی نژاد و از راه یافتگان به این دوره از مجلس، با قرائت یک جمله از این نامه، آن را نقطه سیاه و لکه ننگی برای مجلس ششم و اصلاح طلبان قلمداد کرده است؛ نامه ای که در کمال صراحت و مراعات ادب، اشارات مهمی به شرايط دشوار و حساس آنزمان و مسئوليت رهبری در قبال سرنوشت کشور و پیش بینی های دقیقی از آینده جامعه ایران داشت و گذشت زمان بر درستی و راستی آن گواهی داد.

آنان که رفتند...

در این سالها، تنی چند از امضا کنندگان نامه از جهان رخت بربستند و این روزهای تلخ را ندیدند.

آیت الله عبائی خراسانی (نماینده مردم مشهد)، احمد بورقانی (نماینده مردم تهران)، بهاءالدین ادب (نماینده مردم سنندج)، محمد علی سعدایی جهرمی (نماینده مردم جهرم) لون داويديان (نماينده مسيحيان ارامنه شمال كشور).

به روایت روزنامه توقیف شده یاس نو، در آن روزها زنده یاد احمد بورقانی در پاسخ به یک خبرنگار، هشدار داده بود که "مبادا وجه تمایز جمهوری اسلامی و حکومت شاه از بین برود و چاقوی کسانی تیز شود که همواره علم تعارض بین اسلام و جمهوریت را بلند کرده اند".

احمد و همسفران آسمانی اش، شاید توقع داشتند که یک یک امضا کنندگان نامه روانه زندان شوند اما هرگز گمان نمی بردند روزی برسد که حکومت ولایی، نزدیک به یکصد تن از هموطنانش را به جرم نقد، به خاک و خون کشند و هزاران نفر از هموطنانش را به زندان افکند.
آنان که ماندند...

تاوان مجاهدت برخی از امضا کنندگان این نامه تاریخی اسارت در زندان اوین است.

نمایندگان مردم تهران در مجلس ششم: بهزاد نبوی، محسن میردامادی، محسن صفایی فراهانی، داود سلیمانی ماههاست که در انفرادی به سر می برند و با انواع فشارهای جسمی و روحی تسلیم نشده اند. با طلب رحمت الهی برای مجاهدان راحل و آرزوی آزادی برای آزادگان در بند و با امید به رهایی ملت ایران از جور ولایت جائر، متن کامل این سند تاریخی را دوباره می خوانیم:

متن کامل آخرین نامه نمایندگان منتخب ملت به رهبری:

بسمه تعالی

حضرت آیت الله خامنه ای
مقام معظم رهبری،

با عرض سلام و تحیت و آرزوی سلامت و توفیق الهی

نویسندگان این نامه چهره های ناآشنایی نیستند، وجه مشترک همه آنها در این است که در عرصه تلاش برای سرنگونی رژیم شاه و استقرار نظام مردمسالار بر پایه جمهوریت و اسلامیت و یا استمرار و استحکام پایه های آن، پرتلاش بودهاند و در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همگی در گوشه و کنار کشور در حفظ آرمانهای اولیه انقلاب اسلامی و دستاوردهای گرانقدر خون شهیدان این ملت کوشیده اند و بسیاری از آنان متعلق به خانواده بزرگ شهدا و رزمندگان و جانبازان و آزادگان اند، اینک نگران هستند. نگران همان آرمانها، نگران پایه های مشروعیت نظام یعنی اسلامیت و جمهوریت و افزون بر همه اینها، اخیراً نگران تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور.

آنچه ما را بر آن داشت تا بدین صورت مصدع اوقات شویم حساسیت شرایط، فرصت اندک و بزرگی خطری ست که پیش روی کشور است و با کمال تأسف نجواهای خیرخواهانه و پیشنهادهای آرام و مکتوم ما در سالهای گذشته ره به جایی نبرده است. پس اجازه دهید بر مبنای وظیفه شرعی و قانونی خود و تعهد و مسؤولیتی که در برابر خدا و مردم داریم، آنچه را به خیر و صلاح همه می دانیم با حضرتعالی، که بر اساس قانون اساسی _ یعنی میثاق ملی همه ما _ شخص اول کشور هستید در میان بگذاریم، به آن امید که این خیرخواهی منشاء آثار و برکات برای نظام باشد.
حساس ترين برهه تاريخي ايران

شاید در تاریخ پر فراز و نشیب معاصر ایران، هیچ زمانی را به حساسیت امروز نتوان یافت. تنها با تسامح می توان وضعیت ایران را در زمان اشغال در جنگ جهانی دوم و یا پیش از پذیرش قطعنامه 598 با وضع کنونی قابل مقایسه دانست که در اولی با قطع هرگونه امید در داخل، عامل خارجی سرنوشت کشور را رقم زد و در برهه دوم اراده و تدبیر و دوراندیشی حضرت امام خمینی(ره) و اتکای به مردم کشور را نجات داد.

اما شاید دوره کنونی از این لحاظ بی مانند باشد که شکافهای سیاسی و اجتماعی با تهدید خارجی و برنامه آشکار دولت ایالات متحده آمریکا (به عنوان قدرتی که در برابر خود مانعی نمی بیند) برای تغییر نقشه ژئوپولتیک منطقه همزمان شده و نظام ناچار به کنش و واکنش در برابر این برنامه است.

دوم خرداد، حکومت را نجات داد

هنوز فضای سیاسی کشور را در سال 75 از یاد نبرده ایم که به دلایل گوناگون در عرصه سیاست خارجی، ایران در انزوای کامل و حتی کشور در معرض تهدید نظامی خارجی قرار داشت و متأسفانه وضعیت انفعال بر فضای سیاسی کشور حاکم بود. اما دوم خرداد 76 همه این تهدیدها را از بین برد و فرصتهای بسیاری را فراهم آورد و به قول حضرتعالی انقلاب را بیمه کرد، به گونه ای که به سرعت فضای جهانی به سود ایران تغییر نمود. سال 2001 به پیشنهاد ایران سال گفت وگوی تمدنها نام گرفت و حتی رئیس جمهور وقت آمریکا برای ادای احترام به ملت ایران، در سفر آقای خاتمی به نیویورک، به دنبال فرصت برای دیدار با رئیس جمهور ایران بود و بعدها حتی وزیر امور خارجه وقت آن کشور رسماً به خاطر برخی سیاست های گذشته آمریکا در قبال ایران عذرخواهی کرد.

فضای سیاسی_اجتماعی کشور نیز پس از دوم خرداد 76 پر نشاط و دورنمای توسعه همه جانبه امیدوار کننده گردید. حتی شاخصهای کلان اقتصادی نیز حرکتی امیدبخش را برای درمان بیماریهای مزمن و تاریخی اقتصاد کشور نوید داد.
بازگشت بحران آفرینان

اما هنوز دو سال از این نعمت بزرگ الهی نگذشته بود که جریانهایی که تا مدتی در بهت و حیرت ناشی از رأی مردم در دوم خرداد به سر می بردند، با برنامه ای حساب شده، برای فرصت سوزی و شکست آنچه اصلاحات نام گرفته و در برنامه رئیس جمهور تجلی یافته بود، به منظور بازگرداندن اوضاع به وضعیت قبل از دوم خرداد 76، فعال شدند. سیاهه اقدامات تخریبی آنها طولانی و مکرر و اندوهبار است و به قول آقای خاتمی هر 9 روز یک بحران آفریدند. از آن جمله است قتلهای زنجیره ای، جنایت کوی دانشگاه، تعطیلی مطبوعات و رسانه ها، دستگیری فعالان سیاسی، سرکوب دانشجویان و دانشگاهیان، اجرای علنی احکام قضایی بسیار کم سابقه، خنثی کردن تصمیمات مجلس و دولت و انتقال قدرت از آنها به نهادهایی مانند شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت، شورای انقلاب فرهنگی و حتی برتری دادن اساسنامه کمیته امداد و آئین نامه فروش وسائل اسقاطی نیروی انتظامی بر قوانین مصوب مجلس! بی اختیار و بی اراده کردن مدیران و مسؤولان اجرایی با پرونده سازیها، مچ گیریها و تبلیغات سیاه، برخورد با نهادهای مستقل مدنی مانند احزاب، کانون وکلا، سازمانهای علمی و پژوهشی و مؤسسات فرهنگی و...

نتیجه خواسته و ناخواسته این همه، جز این نبود که به مردم ایران و جهان نشان داده شود در ایران هیچ تغییری اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد و ثابت شود رأی مردمی که خواست اصلی آنها تغییر در روشها و بینشها بوده است، هیچ اثری ندارد و اعلام گردد که نهادهای مظهر اراده ملت قدرتی ندارند و آشکار شود که نهادهایی که باید کانون حل منازعه و مظهر حاکمیت ملی و جایگاه اجماع و وحدت ملی باشند، به دست تندترین نیروهای مخالف اصلاحات سپرده می شود، تا در نهایت رأی مردم بلاموضوع گردد.

فرصت چندانی باقی نمانده است!

با این حال و روز کشور، فرصت چندانی باقی نمانده است. غالب ملت ناراضی و نا امید، اکثریت نخبگان ساکت یا مهاجر، سرمایه های مادی گریزان و نیروهای خارجی از هر طرف کشور را احاطه کرده اند. با این وضع برای آینده کشور دو حالت بیش متصور نیست؛ یا دیکتاتوری و استبداد، که در خوش بینانه ترین حالت فرجامی جز وابستگی و در نهایت فروپاشی یا استحاله ندارد و یا بازگشت به اصول قانون اساسی و تمکین صادقانه به قواعد دموکراتیک. چنین رویکردی، هم مبتنی بر فرهنگ و ارزشهای اسلامی و ملی این ملت است و هم قابل تعامل با همه جهان.

آنچه مانع عملی شدن تهدیدات خارجی می شود، نه توپ و تانک و موشک و سلاح بلکه افزایش مشروعیت نظام، وحدت ملی و یگانگی حکومت و ملت است. تنها راه برطرف کردن تهدید خارجی همان راهی است که ملت ما را در برابر رژیم دیکتاتوری شاه، متحد و بر سرنگونی آن مصمم ساخت و این تنها در صورتی میسر است که ملت مطمئن باشد خواسته و رأی او منشأ اثر و تغییر خواهد بود.

وحدت ملی یعنی تمکین به رأی مردم، یعنی همه با مردم، یعنی «میزان رأی ملت» و ... با این تفسیر از وحدت ملی نه تنها تهدیدهای بیگانه خنثی خواهد شد، بلکه میتوان امیدوار بود تا به فرصت نیز تبدیل شود.

قبل از نوشیدن جام زهر، عذرخواهی کنید!

آنچه ما میفهمیم این است که مسئولان حاکمیت باید صادقانه از مردم در قبال همه قصورها و سوء تدبیرها پوزش بخواهند و البته این عذرخواهی شکست و عقب نشینی از مواضع اصولی نیست، بلکه نشانه فروتنی و بزرگواری است. تعظیم به مردم خود سبب جلوگیری از کرنش به بیگانگان می شود.

اگر جام زهری باید نوشید قبل از آنکه کیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود و بی تردید این برخورد خردمندانه و متواضعانه، از سوی ملت با همان پاداشی مواجه می شود که امام عزیز راحل روبرو شد.

این اقدام نشانه تدبیر، دور اندیشی، مصلحت جویی، خیرخواهی و توفیق الهی است و البته نشانه این تغییرات در بینش باید با علائمی در منش و روش همراه باشد. باید در چهره ها و یا حداقل رفتار نهادهای اجماعی و بی طرف تغییرات اساسی پدید آورد. شورای نگهبان، قوه قضائیه، صدا و سیما و همه نهادهایی که ملت نقش مستقیمی در انتخاب مسؤولان آنها ندارند، باید واقعاً بی طرفانه رفتار کنند که متأسفانه امروز چنین رویکردی مشاهده نمی شود.

شورای نگهبان، بزرگترین مانع اصلاح

امروز شورای نگهبان به عنوان بزرگترین مانع فراراه مجلس با توسل به تفسیرهایی عجیب و احتجاجاتی غریب، متأسفانه موجبات وهن و بی اعتباری شرع و قانون اساسی را فراهم ساخته است. مفسران قانون اساسی چنان بی پروا به تفسیر برخی از اصول قانون اساسی می پردازند (به عنوان نمونه اختیارات بی حد و حصر برای رهبر) گویی همه شرع و قانون اساسی تنها یک اصل است. بی تردید اگر در سال پنجاه و هشت در هنگام رفراندوم، چنین تفسیرهایی از قانون اساسی مطرح می شد، سرنوشت نظام ما چیز دیگری بود.

فرصتی برای آزمون همه

اگر مردم و مجلس و دولت و همه نهادها هیچ هستند و تمرکز اصلی قدرت و منشأ همه اعمال در یک اصل است و به قول آقایان اصل یکصد و ده قانون اساسی، تنها کف اختیارات رهبری است، آیا بهتر نیست برای همیشه با صداقت و صراحت تکلیف مردم را روشن کنیم و از این همه دوگانگی ها، شعار دادنها و افزودن صفت و قید بر کلمات معناداری چون مردمسالاری و آزادی، رهایی یابیم؟ و اگر غیر از این است، که قطعاً چنین است و روش و منش امام نیز مؤید ابطال نظریه فوق است، پس چرا نباید با این رفتارهای فروکاهنده اعتبار و شأن نظام و اعتماد عمومی جداً مقابله کرد؟

اکنون فرصت مناسبی برای آزمون همگان فراهم است. دو لایحه مصوب مجلس همه ما را در ادعاهای خود خواهد آزمود.

انتخابات آزاد و جلوگیری از نقض قانون اساسی دو مبنای محوری هر حکومت مردمسالار است. نمیتوان برای مردم عراق رفراندوم را تجویز کرد و از تریبون نماز جمعه خواستار انتخابات آزاد در آن کشور شد ولی مردم خودمان را از این حق مسلم محروم کرد.

البته پس از انتخابات آزاد و تضمین حقوق منتخبین ملت به خصوص رئیس جمهور و در اجرای قانون اساسی باید موانع مصنوعی بر سر راه فعالیت قانونی و آزاد آنها را نیز برطرف کرد.
قوه قضائیه؛ سپر برنامه ریزان ضد اصلاحات

آنچه امروز در قوه قضائیه، آنهم به دست برخی افراد فاقد صلاحیتهای لازم، که سپر برنامه ریزان ضد اصلاحات شده اند، در محدود کردن حق نمایندگان مجلس از اظهار نظر، که حق مسلم ضروری به رسمیت شناخته شده در هر نظام متکی بر مجلس است، میگذرد، نه قابل تحمل است و نه قابل دوام.

در عرصه جامعه مدنی نیز فشارهای غیرقانونی و برخوردهای ناهنجار به حد غیرقابل تحمل رسیده است. برخوردهای قضایی از حد فعالان سیاسی و کادرهای اصلی اصلاحات فراتر رفته و همه نهادهای مدنی را تهدید می کند. احضار، دستگیری و محاکمه تعدادی از وکلای دادگستری، برخی از فعالان عرصه های فرهنگ و هنر و رسانه ها در چند ماه گذشته، با هیچ منطقی قابل توجیه نیست.

اقدام بایسته در این عرصه، التزام کامل و فارغ از تأویل های ناروا به قانون اساسی، اجتناب اکید نهادهای اجماعی نظیر شورای نگهبان، قوه قضائیه، نیروهای مسلح و صدا و سیما، از هرگونه دخالت در عرصه منازعات سیاسی به نفع این یا آن جناح، متوازن ساختن ترکیب نهادهای حل منازعه، نظیر مجمع تشخیص مصلحت، بر اساس گرایشهای موجود در جامعه و ... می باشد.

همه ما در معرض یک انتخاب دشواریم

مسلماً در عرصه زندگی مردم همچون گذشته مشکلات معیشتی نیز وجود دارد؛ کمافی السابق فساد اداری و مالی خودنمایی می کند و علاوه بر آن در سایه تبلیغات سیاه و بزرگنمایی مفاسد و مشکلات توسط مخالفین اصلاحات، مردم چنان تصور می کنند که فساد و تباهی صدر تا ذیل را دربرگرفته است. آن مشکلات و این تبلیغات همراه با انبوه نارضایتی های حاصله، همه ما را بر سر یک انتخاب دشوار قرار داده است.

بی شک مهمترین وظیفه همه ما، رفع فقر و ایجاد رفاه برای مردم، بهبود و تقویت اساس و پایه های اقتصاد کشور و تضمین رشد پایدار اقتصادی و تولید ثروت است. این همه میسر نمی شود جز با تزریق سرمایه و نیروی انسانی کارآمد و مدیریت توانمند به سیستم اقتصادی کشور و این دو حاصل نمی شوند جز با تأمین امنیت سیاسی، اقتصادی که این نیز جز با حکومت برآمده از مردم محقق نمی گردد.

با مردم آشتی کنید

امروز از سوی برخی از محافل جهانی زمزمه هایی مبنی بر رفراندوم به عنوان حربه اصلی تغییر نظامهای منطقه ما شنیده می شود؛ روندی که معمولاً جامعه جهانی نیز اگر از آن حمایت نکند، در برابر آن ساکت می نشیند. ما گر چه مبنای مشروعیت هرگونه تصمیم درباره نظامها را صرفاً اراده ملی و رأی مردم کشورها می دانیم، در عین حال بهترین شیوه مواجهه با چنین ترفندهایی را نه ایجاد جامعه ای تک صدایی و تشدید روشهای اقتدارگرایانه و مرعوب کننده، بلکه آشتی با مردم و استقرار و تمکین به روند مردمسالاری واقعی و ارائه الگوی عملی سازگار با حریت و کرامت شهروندان، از جانب حکومت می دانیم. اگر چنین قرائت و تفسیری از جمهوری اسلامی حاکم شود، حتی اگر بارها از مردم همه پرسی شود همچون ابتدای انقلاب با دل و جان به جمهوری اسلامی رأی خواهند داد. به اعتقاد ما در شرایط کنونی انتخاب چنین رویکردی در اختیار شماست.

از خداوند قادر متعال میخواهیم که ما را بر صراط حق، مستقیم بدارد و نیتهای ما را خالص کند و عاقبت امر همه ما را خیر گرداند.

از درگاه حضرت احدیت برای جنابعالی طول عمر و سلامت و عزت مسألت داریم.

31 اردیبهشت 1381
135 نفر از نمایندگان مجلس ششم
ادامه مطلب ...

تاثر کارکنان دادگاه انقلاب از چگونگی حضور علیرضا بهشتی در شعبه امنیت دادگاه

1 نظرات
تاثر کارکنان دادگاه انقلاب از چگونگی حضور علیرضا بهشتی در شعبه امنیت دادگاه


. ادامه راه سبز«ارس»: : دکترسید علیرضا حسینی بهشتی ،فرزند شهید بهشتی ، نخستین رئیس دستگاه قضایی پس از انقلاب ، دیروز برای انجام بازپرسی از زندان اوین به شعبه امنیت دادگاه انقلاب تهران منتقل شد.

به گزارش کلمه، یکی از خانواده های زندانیان سیاسی که در راهروهای دادگاه انقلاب شاهد حضور علیرضا بهشتی ،مشاور ارشد مهندس موسوی در شعبه امنیت دادگاه انقلاب بوده ، گفته است :

دکتر علیرضا بهشتی در حالی که پیژامه زندان و دمپایی پلاستیکی برپا داشت و محاسن اش بلند و آشفته بود ، دقایقی طولانی در انتظار بازپرسی به سر برد.

این در حالی بود که بسیاری از خانواده های زندانیان سیاسی حاضر در دادگاه انقلاب ،تعدادی از مراجعان و حتی کارمندان ارشد و برخی از بازپرس ها و قضات دادگاه انقلاب از چگونگی برخورد ونحوه انتقال فرزند بنیانگذار سیستم قضایی جمهوری اسلامی به دادگاه انقلاب متاثر شده بودند.

این شاهد عینی افزود :" آنچه به تاثر مراجعان و کارکنان دادگاه انقلاب در باره نحوه برخورد با علیرضا بهشتی می افزود ،تصاویر پدر شهیدش ، آیت الله بهشتی بر در و دیوار این دادگاه بود که به یاد هر بیننده ای می آورد که اکنون این فرزند بنیانگذار سیستم قضایی جمهوری اسلامی است که بدون رعایت کمترین حقوق شهروندی به شعبه امنیت آورده شده است."

فرزند آیت الله بهشتی ، در موج بازداشت های پس از عاشورا ، در دانشگاه تربیت مدرس بازداشت شده است .بازداشت او در حالی اتفاق افتاد که شهریور ماه امسال ،پس از پنج روز بازداشت با تودیع وثیقه دویست میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود.

در آن زمان ،دادگاه انقلاب برخلاف رویه معمول حاضر به پذیرش سند دویست میلیون تومانی از وی نشد و به همین دلیل تعدادی از دوستان و بستگان او با روی هم گذاشتن مبالغ خرد نسبت به تامین دویست میلیون تومان پول نقد به عنوان وثیقه آزادی او مبادرت کردند.

علیرضا بهشتی در تمام سه هفته گذشته ، موفق به ملاقات با وکیل و خانواده خود نشده است .گفته می شود قاضی پرونده ای که با تعیین وثیقه دویست میلیون تومانی حکم آزادی او را صادر کرد ه بود اکنون هیچ اشرافی برپرونده اش ندارد و پاسخ قانع کننده ای نیز در برابر این پرسش وجود ندارد که چرا با وجود وثیقه دویست میلیون تومانی آن هم به صورت پول نقد ، ماموران امنیتی اقدام به بازداشت ناگهانی وی در دانشگاه کرده اند.

یکی از اعضای بیت شهید بهشتی نیز به خبرنگار کلمه گفت :”اتهام دکتر علیرضا بهشتی پس از سه هفته بازداشت همچنان برای ما نامشخص است و هیچ کدام از اعضای خانواده و وکلای مدافع او به پرونده و دلایل بازداشتش دسترسی ندارند و هرگونه تلاش شان در این باره با درهای بسته مواجه شده است".

ادامه مطلب ...

متکی: در انتظار بازگشت دیپلمات مستعفی از نروژ هستیم! + ويدئو

0 نظرات
متکی: در انتظار بازگشت دیپلمات مستعفی از نروژ هستیم!

. ادامه راه سبز«ارس»: وزیر امور خارجه در رابطه با پناهندگی حیدری یكی از كارمندان كنسولگری ایران در نروژ اظهار داشت: این فرد استعفای خود را تقدیم مسوولین سفارت ایران در نروژ كرده بود اما با توجه به پذیرفته نشدن درخواستش قاعدتا باید به كار و ماموریتش در این كشور خاتمه می داد و به فعالیت خود در وزارت خارجه می پرداخت. این تكلیف اعلام شده اداری است و امیدواریم بر همین اساس وی را در ادامه خدمات در نروژ داشته باشیم.

به گزارش ایلنا، منوچهر متكی در كنفرانس مطبوعاتی مشترك با ”گریگول واشازده“ وزیر امور خارجه گرجستان در رابطه با اظهاراتی كه مبنی بر پناهندگی تعدادی از كارمندان كنسولگری و سفارتخانه‌های ایرانی به كشورهای دیگر است نیز متذكر شد: معمولا برخی به دنبال فرصت‌طلبی هستند اما كاركنان وزارت امور خارجه و مامورین سیاسی بخش‌های مختلف با نشاط و شادابی به وظایف خود در قریب به 140 نمایندگی ادامه می‌دهند و گول این صحنه‌سازی‌ها را نمی‌خورند.

و اما ببينيم و بشنويم مصاحبه هاي محمدرضا حيدري را با صداي امريكا و تلويزيون نروژ!



دانلود مصاحبه با voa "اينجا"

ادامه مطلب ...

تصاویر زیبا از «دانشکده فیزیک در سوگ»

0 نظرات
تصاویر زیبا از «دانشکده فیزیک در سوگ»


. ادامه راه سبز«ارس»: تصاویر مربوط به سوگواری دانشجویان بعد از گذشت هفت روز از شهادت استاد فیزیک دانشگاه تهران و ورود خانواده شهید دكتر علیمحمدی به محل تدریس وی، دانشكده فیزیك دانشگاه تهران است و تصویر معنادار آخر نیز صندوق مربوط به استاد شهید شده به دست تروریستهاست.








ادامه مطلب ...

از سید الشهدا آموخته ایم که این خون ها پایمال نخواهند شد

0 نظرات
ديدار اعضای شورای مرکزی سازمان علمان ایران با خانواده شهيد سيد علي موسوي:
از سید الشهدا آموخته ایم که این خون ها پایمال نخواهند شد


. ادامه راه سبز«ارس»: پدر شهیدعلی موسوی، که فرزندش در روز عاشورا هدف گلوله راننده یک پاترول مشکلی قرار گرفت و به شهادت رسید، در دیدار با برخی از معلمان که برای دلجویی از این خانواده شهید در خانه آنها حضور یافته بودند، درخصوص کشته شدن پسرش گفت: شاهدان به ما گفتند که نیروهای {… } کوچه را برای ورود آن پاترول باز کرده بودند!

به گزارش کلمه، پدر شهید موسوی در دیدار با اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران و اعضای شورای مرکزی سازمان معلمان ایران، در پاسخ به این سوال که مسئولان تاکنون برای شناسایی قاتلان چه تحقیقاتی انجام داده و یا به نتایجی رسیده اند، گفت: تنها پاسخ آن ها این بوده که این مساله عمدی بوده است!

وی همچنین گفت: پسرم را چند بار تهدید کرده بودند؛ و افزود: من و پسرم در انتخابات برای آقای میرحسین فعالیت می کردیم.

برادر شهید موسوی نیز در این نشست در نقل ماجرای شهادت برادرش گفت: "روز عاشورا در خیابان آزادی تقاطع شادمان که البته خانه شهید موسوی در همان خیابان است در راه پیمایی بودند که به گفته شاهدان یک پاترول مشکی که از قبل او را شناسایی کرده بودند با تیر مستقیم راننده پاترول علی را به شهادت می رسانند. وقتی که برادرم تیر می خورد مداوای اولیه توسط خانمی صورت می گیرد و برادر خانم ایشان که همراه او بودند سعی می کنند که علی را به بیمارستان برسانند. هر طرف که حرکت می کنند بسته بود و سرانجام او را از طریق اتوبان یادگار به بیمارستان ابن سینا می رسانند و البته موثر نمی افتد.

وی افزود: "پدر و مادر من در تمام صحنه های انقلاب شرکت داشتند و از روی خلوص نیت و احساس تکلیف در آن حضور پیدا می کردند. حتی موقعی که ما در تظاهرات به صورت خانوادگی شرکت می کردیم پدرمان مشخصات ما را روی قمستی از بدنمان می نوشت تا در صورت بروز حادثه ای بتوانند ما را شناسایی کنند! الان هم راضی به رضای خدا هستیم.

برادر شهید موسوی که یکی دیگر از برادران خود را نیز در جبهه های جنگ از دست داده است، ادامه داد: پدر و مادر من دعا می کنند که این خون ها برای مردم و انقلاب مفید و مثمر ثمر باشد و بر اساس چیزهایی که از سید الشهدا آموخته ایم می دانیم که این خون ها پایمال نخواهند شد."

در ابتدای این جلسه علی رضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران گفت: پس از حوادث تلخ ۲۲ خرداد یکی از کارهای ما این بود که با خانواده های شهدا و کسانی که سختی دیده بودند، ملاقات کرده و با آن ها ابراز همدردی و همراهی کنیم که متاسفانه این نشست های خیلی ساده و با اهداف انسانی را مورد آزار و اذیت قرار داده و حتی برخی از ما را بازداشت هم کردند! با این حال تصمیم گرفتیم که خدمت خانواده بزرگ و محترم موسوی برسیم.

دیدار و دلجویی سیدحسن خمینی از خانواده شهید موسوی

همچنين حجت الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی جمعه شب در منزل شهید سیدعلی موسوی، خواهرزاده میرحسین موسوی حضور یافت و با خانواده این شهید دیدار کرد.

به گزارش کلمه، در این دیدار که برای دلجویی از خانواده این شهید عاشورایی برگزار شد، علاوه بر سیدحسن خمینی، سیدیاسر خمینی دیگر نوه امام راحل نیز حضور داشت.

ادامه مطلب ...

شیوا نظر آهاری همچنان در سلول انفرادی است

0 نظرات
شیوا نظر آهاری همچنان در سلول انفرادی است

. ادامه راه سبز«ارس»: شیوا نظر آهاری و سایر زنان بازداشت شده در روزهای پس از عاشورا تنها زنانی اند که در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می شوند.

به گزارش سایت تا آزادی روزنامه نگاران زندانی،شیوا نظرآهاری، وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر شب ۲۹ آذر با اتوبوس حامل جمعی از فعالان اجتماعی و خانواده های زندانیان سیاسی، که برای شرکت در مراسم خاکسپاری مرحوم آیت الله منتظری عازم قم بود، بازداشت شد.

او که پس ازحوادث انتخابات اخیر نیز یک بار دستگیر و نزدیک به چهار ماه زندانی بود، ۳۰ روز آن را در سلول انفرادی بند ۲۰۹ اوین گذراند.

خانواده شیوا این هفته موفق به دیدار با او شدند و به گفته خانواده اش روحیه بسیار مناسبی داشت.

این در حالی است که از دیگر زنانی که در سلول انفرادی این بند به سر می برند اطلاعاتی در دست نیست .


ويدئو: گفتگوي سايت "جنس ديگر" با نظرآهاري پيش از آنكه مجددا بازداشت گردد
«من عاطفه ام، مرا دربند كنيد»


ادامه مطلب ...

یادداشتی از محمد قوچانی؛آزادی از پارازیت بهتر است

0 نظرات
یادداشتی از محمد قوچانی؛آزادی از پارازیت بهتر است

. ادامه راه سبز«ارس» به نقل از سحام نيوز: محمد قوچاني؛ سرانجام صدا و سیما هم فهمید که جواب بی بی سی را نمیتوان تنها با پارازیت و حتی تغییر آدم و دکور در شبکه اول سیما داد. “بهروی فردا” نام برنامه ایست که چندیست از شبکه سوم سیما پخش میشود و در آن میتوان شنید که شاید اصلاح طلبان هم حق داشته باشند یا در ایران آزادی بیان با موانع جدی مواجه است.

البته در این برنامه هنوز نسبت ۲/۵ به نیم رعایت میشود. یعنی یک میهمان کاملا طرفدار دولت است و مجری از او در دفاع از دولت راسختر. میهمان دیگر هم ۵۰درصد دولت را قبول دارد و ۵۰درصد سعی میکند منصف باشد و از دولت انتقاد کند.اما همین هم باعث میگردد که وقتی وحید جلیلی برادر سعید جلیلی دستیار رئیس جمهور برای لحظاتی صدا و سیما را نقد میکند همه ترجیح میدهند بی بی سی را خاموش کنند و شبکه سوم تلویزیون جمهوری اسلامی را ببینند.

مردم ایران به شیوه های عجیبی دارند پیام خود را به گوش صدا و سیما میرسانند. به زبان بی زبانی میگویند میخواهیم تلویزیون خودمان را ببینیم. وقتی قرار میگذارند به برنامه ۹۰پیامک بفرستند و چه تدبیر خوبی شد که به جای قطع اس ام اس آن شب سیستم پیام کوتاه برقرار بودتا برای دست کم دوساعت مردم ماهواره را خاموش کنند و شبکه سوم سیما را ببینند.

این سبها روشن شد که اگر کمی صریحتر در صدا و سیما حرف بزنیم اگر تصاویر تشییع پیکر آیت الله منتضری را از صدا و سیما پخش کنیم اگر علی مطهری و مصطفی کواکبیان میهمان شبکه سوم سیما باشند اگر در چشم با د و آشپز باشی از تلویزیون ایران پخش شود میتوان دکان ویکتوریا و شباهنگ و زن امروز و ۶۰دقیقه را کساد کرد.

باور کنید که میتوان گزارش مجلس درباره کهریزک را سانسور نکرد تا مردم با تمام وجود به نظام اطلاع رسانی کشور اعتماد کنند.

باور کنید که من همین ۲سال قبل با علی اکبر جوان فکر و مهدی کلهر در رادیو گفتگو و مناظره میکردم و آسمان به زمین نیامد.

احمد زید آبادی در رادیو گفتگو درباره فلسطین و اسرائیل مصاحبه کرد و آسمان به زمین نیامد. عمادالدین باقی و ابراهیم یزدی و محمود شمس با رادیو گفتگو کردند و آسمان به زمین نیامد.

باور کنید که آزادی از پارازیت بهتر است. شاید همینطور که وزیر بهداشت گفت پارازیت بیماری نمیآورد اما آزادی مارا واکسینه میکند.

ادامه مطلب ...

آدرسهاي بدون محدوديت ادامه راه سبز - ارس

0 نظرات

مخاطبان گرامي،

درصوتيكه هر يك از آدرسهاي اعلام شده قبلي كه توسط ارس اعلام شده بود مسدود شده باشند، شما ميتوانيد الحساب از اين آدرسها بدون محدوديت (فيل-تر) استفاده نماييد ضمن اينكه كماكان از سيسم خبرخوان هم دسترسي امكان پذير است:

vatan.rahesabz.tk - irani.rahesabz.tk - arasnews.vov.ir - oboor.rahesabz.tk - wxw.arasnews.tk

باز هم هست و اكثرا ميدانيد! تا بعد....
ما تا اجراي كامل بند بند قانون اساسي ايستاده ايم

ادامه مطلب ...

علی شکوری راد: اصل ولایت فقیه، جزء اصول دین است؟!

0 نظرات
اصل ولایت فقیه، جزء اصول دین است؟!

. ادامه راه سبز«ارس»: علی شکوری راد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی درخصوص مناظره های اخیر که میان نمایندگان جناح اصلاح طلب و اقتدارگرا صورت میگیرد و توسط صداوسیما در برنامه ای به نام "رو به فردا" پخش می شود، یادداشتی نگاشته است.

به گزارش نوروز، متن این یادداشت به شرح زیر است:

مناظره هایی که این شبها با عنوان "رو به فردا" در شبکۀ سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران برگزار می شود اگرچه نوشداروی بعد از مرگ سهراب و سهرابهاست، اما به هر حال یک قدم رو به جلو حساب می شود. صرافت رئیس و مسئولان صدا و سیما در مورد ضرورت فرصت دادن به صدای معترضان تا از رسانۀ ملی شنیده شود هر چند به دنبال ناتوانی در خاموش کردن صدای آنان پدید آمده است، به هر حال یک اقدام مثبت است. این مناظره ها یک تعامل برد برد است. صدا و سیما از حضور معترضان و اصلاح طلبان در برنامه های خود کسب مشروعیت و اعتبار می کند و مخاطبانی را که از آن رویگردان شده بودند به تماشای خود وا می دارد و معترضان و اصلاح طلبان نیز فرصت می یابند برای مخاطبانی که به اینترنت و ماهواره دسترسی ندارند و تنها کانال اطلاع گیری آنها صدا و سیماست از مظلومیت خود و واقعیت آنچه بر ملت رفته است سخن بگویند و بخصوص تبلیغات یکسویۀ رسانۀ ملی علیه جنبش سبز و رهبران آنها را که طی هفت ماه گذشته یک نفس ادامه داشته است خنثی نمایند.

در آخرین برنامه که با حضور دکتر اطاعت نمایندۀ مجلس ششم و دکتر زاکانی نمایندۀ فعلی مجلس برگزار شده بود، آقای زاکانی حرفهای آقای اطاعت را تکراری خواند، اما توجه نداشت که شنیدن این حرفهای به زعم او تکراری برای بینندگان صدا و سیمای جمهوری اسلامی چقدر تازگی دارد و برای بندۀ نوعی هم که تمام اخبار را دنبال می کرده ام، شنیدن آنها چقدر وجد آور بود. در جلسۀ قبلی مناظره با حضور دکتر کواکبیان، وه که چقدر کیف داشت که یکبار در سیمای جمهوری اسلامی کسی این واقعیت را گفت که جمعیت راهپیمایان 25خرداد از میدان امام حسین بود تا میدان آزادی تا بلکه مخاطب اسیر تبلیغات به این فکر بیافتد که آن جمعیت از جمعیتی که روز نهم دی ماه آمده بودند به مراتب بیشتر بوده است و بفهمد که نسبت دادن آن جمعیت بزرگ به بیگانگان و منافقان امکان ناپذیر است.

خطا و جنایتی که صدا و سیما در وارونه جلوه دادن واقعیت رخدادهای پس از انتخابات مرتکب شده است شکافی را در جامعه پدید آورده و در دو سوی آن کینه هایی را انباشته کرده است که ممکن است سالها طول بکشد تا اثرات آن از بین برود. اگر این مناظره ها در همان روزهای اول برگزار می شد و مردم می دیدند صدای آنها در رسانۀ ملی انعکاس دارد لازم نمی دیدند به خیابان بیایند و فریاد بزنند و یا در پشت بامها الله اکبر بگویند تا بهانه ای بشود برای کسانی که بگیرند، بزنند و بکشند و بحران را دامن بزنند.

این هم جالب بود که آقای زاکانی اعتراف کرد که کشور در آتش بحران می سوزد چرا که تا کنون دولت و حامیان آن اصل وجود بحران را انکار می کردند و می گفتند انتخابات سالم بوده و تمام شده و معترضین را نادیده می گرفتند و سعی می کردند هر اعتراضی را به اغتشاش و دخالت بیگانگان وصل کرده و به این صورت به اعتراضات سیاسی مردم و رهبران جنبش سبز انگ امنیتی زده و با برخورد امنیتی صدای آنان را خفه کند.

سیمای جمهوری اسلامی پس از حوادث عاشورا فیلمی را بارها نشان داد که ده - دوازده دختر و پسر جوان که چهره هایشان مشخص نبود در حال سر دادن شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" بودند. تا آنجایی که من خبر دارم کسی این شعار در راهپیمائی روز عاشورا نشنیده بود و این فیلم ساختگی بنظر می رسید ولی محور تحریک و تهییج حامیان دولت برای راهپیمائی نهم دی بود. در بین مناظرۀ آقای اطاعت و آقای زاکانی، فیلمی از تظاهرات روز نهم دیماه نمایش داده شد که جمعیت زیادی شعار می دادند "اصل ولایت فقیه، جزء اصول دین است" معنای این شعار این است که اگر کسی ولایت فقیه را قبول نداشته باشد از دین خارج است. این در حالیست که ولایت فقیه هرگز حتی مورد اجماع فقهای شیعه نیز نبوده است. ولایت فقیه از آن رو در جمهوری اسلامی اصل است که در قانون اساسی آن آمده است. همان قانون اساسی که آقایان حاضر به حفظ احترام و جامعیت آن نبوده و مقید به اجرای بدون تنازل آن نیستند. زشتی و نادرستی چنین شعاری کمتر از آن شعار اول نیست و متاسفانه صدا و سیما اشاعه دهندۀ هر دوی آنها بوده است و این نمونۀ بارزی از تزریق رادیکالیسم کور توسط صدا و سیما به بدنۀ جامعه است.

فیلم های میان پرده ای که مسئولان سیما در بین مناظره ها پخش می کنند بیانگر بیطرفانه نبودن این برنامه هاست با این حال این مناظره ها فرصت مغتنمی است تا مردم حرف خودشان را از این رسانۀ به اصطلاح ملی بشنوند.

ادامه مطلب ...

یک دانشجو پس از 3 روز بازداشت با دست و پای شکسته در حاشیه شهر رها شد

0 نظرات
یک دانشجو پس از 3 روز بازداشت با دست و پای شکسته در حاشیه شهر رها شد

. ادامه راه سبز«ارس» به نقل از نوروز: فرزند عضو سابق شورای شهر کاشان و معاون ستاد میرحسین موسوی در این شهر پس از بازداشت توسط یک نهاد امنیتی، بعد از 3 روز بیخبری مطلق و ضرب و جرح شدید تا جایی که منجر به شکسته شدن دست و پای این دانشجو شد و آثار سوختگی با سیگار نیز بر بدن او نمایان بود، به حالت بیهوش در کنار یکی از خیابانهای حاشیه شهر رها شد.

وی پس از رها شدن در حاشیه شهر، بدون اینکه امکان دیدار با خانواده خود را داشته باشد، مدت 36 ساعت در اختیار اداره اطلاعات بود و در مورد فعالیت های پدرش که استاد دانشگاه کاشان نیز است، و فعالیت های سیاسی خود و انجمن اسلامی دانشگاه مورد بازجویی قرار گرفت.

این دانشجو پس از پایان بازجویی نیز با چشم بسته مجبور به امضای تعدادی برگه شد.

به گزارش نوروز، این اقدام وحشیانه در ادامه روند بی سابقه احضار و بازجویی از حدود 20 نفر از اعضای فعال ستاد مهندس موسوی در جوانان اصلاح طلب کاشان که طی یک ماه گذشته صورت گرفته، انجام شده است.

احضار برخی از این فعالان سیاسی و دانشجویی با بازداشت چند روزه همراه بوده است. آنها پس از انتقال به دادگاه انقلاب و تشکیل پرونده با صدور قرار وثیقه آزاد شدند.

از سوی دیگر، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان نیز در محکومیت این اقدامات بی سابقه و ظالمانه اطلاعیه ای بدین شرح صادر کرد:

باسمه تعالی
بیش از هفت ماه از آغاز برخورد سرکوبگرانۀ افراطیون با جنبش عظیم مردم ایران می گذرد. جنبشی که به گواه دوستداران و دلسوزان ایران اسلامی، از بطن مردم برخاست و تمامی اقشار و طبقه های اجتماعی را با خویش همراه کرد.

پیش از این ها هشدار داده بودیم که هرگاه حلقه های بسته قدرت شکل بگیرد، زمینه حرکت آن حلقه به سمت فساد و تباهی مهیا می شود. پیش از این ها فریاد کشیدیم که هرگاه رسیدن به مقصود وسیله را توجیه کند، این مردم هستند که قربانی زیاده خواهی قدرت طلبان می شوند. پیش از این ها گفتیم که هر گاه آزادی های مصرح در قانون اساسی به راحتی نادیده گرفته شود، التهابات سیاسی ، آسیب های جبران ناپذیری به بدنه اجتماع وارد می سازد.

اکنون کارنامه چندین سال نادیده انگاشتن حقوق اساسی مردم و قانون گریزی در پیش چشمانمان آماده قضاوت شدن است. پرده ها از جنایات بازداشتگاه کهریزک کنار رفته است . حرمت عاشورای حسینی با حمله و هجوم به مردم و کشتن ایشان دریده گشته و سرکوب وحشیانه نیروهای به اصطلاح خودسر تا آنجا پیش رفته است که برای رسیدن به مقاصد شوم خویش متوسل به آدم ربایی و ضرب و جرح یکی از فعالان دانشجویی دانشگاه کاشان شده اند و با استفاده از امکانات و مصونیت های خاص با اقدامی وحشیانه بیش از پیش ماهیت سیاه و چرکینشان را به نمایش گذاشته اند.

بی شک این گونه رفتار ها نه تنها محکوم به شکست است بلکه عزم ما را برای دفاع از حقوق اساسی ملت ایران راسخ تر می کند؛ از آن رو که نه پا بند پست ها و مناصب هستیم تا ترس از دست دادنشان ما را به خفت بکشاند و نه چشم به آن ها دوخته ایم که به سکوت متوسل شویم.در حالی مجموعه این حرکات به نیروهای موسوم به نام جعلی «خود سر»، منتسب می شود که برنامه ریزی و سازمان دهی چنین اتفاقاتی بدون وجود یک سازمان تشکیلاتی قوی میسر نبوده و نیست. تامین امنیت مردم، یقینا مهم ترین وظیفه نیروهای امنیتی ، اطلاعاتی وانتظامی است و شناسایی و برخورد با این عوامل از اولویت های اولیه این نهاد ها به حساب می آید.

به خود می بالیم که همراه و همقدم با مردمی به پا خاسته ایم که یکصدا استقلال و آزادی ایران زمین را فریاد می زنند و مصرانه بازگشت به اصول مغفول قانون اساسی را خواستارند. به خود می بالیم که در مسیر این جنبش آن قدر استوار بوده ایم که هجمه عظیم تبلیغات توپ خانه های رسانه ای و شیوه های ددمنشانه سرکوب که روی نظام های استبدادی را سفید کرده اند، خللی در عزم راسخمان پدید نیاورده است. به خود می بالیم که دانشگاههایمان زنده اند و ندای حقیقت هر گاه و از هر حنجره ای که به گوش برسد یاری کننده ای هست که او را یاری کند .

دانشجویان آگاه ایرانی در راه دفاع از حقوق اساسی ملت ایران ، متحمل سختی های فراوانی شده اند.از احکام سنگین و غیر قابل قبولی که برای دانشجویان، از سوی مراجع انضباطی صادر گشته و بازداشت های طولانی مدت مراجع قضایی تا انواع و اقسام شیوه های تهدید و ارعاب. دانشجویان آزاده ای که نخواستند ذلت را پذیرا باشند ودر مقابل هجوم بی عدالتی ها ایثار گرانه ایستادگی کردند. آن ها مایه مباهات ما و افتخار ملت هستند. تاریخ خود گواهی می کند که یاد چه کسانی ماندگار است و کدامین گروه سرنوشتی اسف بار در انتظارشان است. مسلما کسانی که تمایلی به درس گرفتن از تاریخ ندارند، محکوم به پرداختن تاوان های سنگینی خواهند بود.

اکنون ضمن دفاع و حمایت از راهکارهای نخبگان دلسوز برای دور شدن از التهابات ، مصرانه شناسایی و محاکمه عوامل جنایات غیر انسانی پیش آمده و آزادی سریع تمامی زندانیان دانشجو را خواستاریم. نمی توان بازداشت ها ی طولانی و احکام غیرمنصفانه را دید و وعده های بهبود شرایط را پذیرفت. دانشجویان ایران زمین تمام تلاششان را برای بهبود اوضاع به کار بسته اند و وقت آن است که حاکمیت نیزبا تن دادن به اصلاح ساز و کار های خود به خواسته های مشروع و قانونی ما احترام بگذارد. بازگشت به خرد و قانون بهترین علاج درد های این روز های کشور عزیزمان، ایران است و هر گونه افراط و تندروی بی شک آسیب های جبران نا پذیرتری را به آینده ما وارد خواهد ساخت.

ما دانشجویان دانشگاه کاشان از مردم، اساتید و دانشجویان دانشگاه می خواهیم که همراه و همدرد با خانواده دانشجویان زندانی وآسیب دیده و پیگیری ظلم ناعادلانه ای که بر ایشان رفته است برای رفع مشکلات ایشان از هیچ کوششی فروگزار نباشند.

ادامه مطلب ...

پاسخ هايي براي معماي دادستان پيشين تهران: افول اقتدار يا مرخصي موقتي؟

0 نظرات
پاسخ هايي براي معماي دادستان پيشين تهران:
افول اقتدار يا مرخصي موقتي؟


.
ادامه راه سبز«ارس»: شايد خيلي از تحليل گران ترجيح دهند كه با چاشني هاي احساسی موقعيت كنوني "سعيد مرتضوي" دادستان پيشين تهران را تصوير كنند و به زير كشيده شدن او را صرفا نتيجه سياهكاري هايش در مقام قضاوت و دادستاني تهران بخوانند. موقعيت او اما پيش از هر چيز تابعي از تحولات نظام قدرت در ايران است.مرتضوي در زمستان 88 گوشه رينگ ايستاده و از هر سو آماج حمله است . او ديگر نسبتي با مرتضوي بهار 79 ندارد!


گروهي مايلند كه افول اقتدار مرتضوي را محصول تعارض هاي دروني جناح حاكم بدانند،گروهي مي گويند كه او به دليل سابقه سياهش در سركوب كنشگران و نهادهاي مدني تبديل به مهره سوخته اي براي حكومت شده است و عده اي هم هستند كه باور دارند مرتضوي صرفا به مرخصي رفته و مقام هاي بلندپايه جمهوري اسلامي خواسته اند حاشيه امني برايش بسازند تا آب ها از آسياب بيفتد.همه اين فرضيات مباني استدلالي خاص خود را دارد اما از يك مبناي مشترك هم بهره مند هستند: كسي از افول اقتدار مرتضوي ناراضي نيست.

متهمي كه مدير مي شود

روز 19 دی، يعني يك روز قبل از آن که کمیته تحقیق مجلس انگشت اتهام را در جنایت های بازداشت گاه کهریزک متوجه سعید مرتضوی كند، مراسم معارفه او به عنوان رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز برگزار شد.این همزمانی، معنای خاصی داشت.مرتضوی توسط برخی از سرسخت ترین حامیان دولت در مجلس مانند "علیرضا زاکانی" متهم به جنایت شده بود، اما رییس دولت به او سمتی مهم و استراتژیک داد تا معمای مرتضوی پیچیده تر شود.سوال اصلی این است که اگر دولت احمدی نژاد قصد دارد با قربانی کردن مرتضوی نقش خود را در سرکوب های پس از انتخابات ریاست جمهوری انکار کند ، چرا هم زمان از وی برای به عهده گرفتن سمتی در دولت دعوت می کند؟

یافتن سرنخ های سیاست یک بام و دوهوای دولت درباره مرتضوی چندان ساده نیست ولی قرائنی برای پاسخ به این سیاست تناقض آمیز وجود دارد.

ماموريت مصلحتي

اظهارات كساني مانند زاکانی آشکار می سازد که اين گروه از طرفداران دولت مایلند سرکوبهای حکومتی پس از انتخابات را به ماجرای بازداشت گاه کهریزک تقلیل دهند و با قربانی کردن مرتضوی ظاهری موجه در پیگیری سرکوب ها از خود نشان می دهند.این سیاست را دولت در جریان برخوردهای خشن گشت ارشاد نیروی انتظامی با جوانان نیز به نمایش گذاشت. در زمان اجراي طرح امنيت اجتماعي هر گاه دولت درباره برخوردهای نیروی انتظامی مورد سوال قرار می گرفت مدعی می شد که نیروی انتظامی ضابط قضایی است و عملکرد این نیرو ربطی به عملکرد دولت ندارد با اين حال غالب تحلیل گران می توانستند به سادگی خطوط پیوند فکری و عملی میان دولت و نیروی انتظامی را در سرکوب خشونت بار جوانان شیک پوش شهری ببینند.

دیدگاه دولت درباره سرکوبهای خشونت بار پس از انتخابات هم تفاوتی با دیدگاه افرادي مانند سعید مرتضوی ندارد.مقام های دولتی بارها در كلام از برخورد خشونت بار با معترضان دفاع کردند و اين خشونت همان كاري بود كه مرتضوی در مقام دادستان تهران آن را اجرا مي كرد.با اين حال دولت براي شانه خالي كردن از بار مسئوليت سركوب ها همواره مدعي استقلال قوه قضاييه شده و در بزنگاه رسيدگي به پرونده جنايت هاي كهريزك نيز پشت مرتضوي را خالي كرده است.

سابقه محمود احمدی نژاد در قربانی کردن افرادی که بسیار به او خدمت کرده اند مي تواند گواهی بر درستی این تحليل باشد.تنها نکته ابهام آمیز باقی مانده این است که چرا احمدی نژاد از مرتضوی برای حضور در دولت دعوت کرده است؟برای پاسخ به این سوال نیز فرضیاتی وجود دارد.ممکن است احمدی نژاد با این اقدام قصد داشته خود را در نزد مرتضوی و حاميان بلندپايه او تبرئه کند و اگر دیر یا زود پای دادستان سابق به دادگاه کشیده شد به او یادآور شود که دولت خواهان انزوایش نبوده است.

فرض دیگر این است که دعوت از مرتضوی به حضور در دولت به اراده حامی همیشگی اش یعنی "آیت الله خامنه ای" انجام شده باشد.

فرض دیگری هم وجود دارد مبنی بر این که حضور مرتضوی در دولت و حاشیه نشینی اش از کار قضاوت ممکن است تصمیمی مصلحتی و حاصل هماهنگی های پنهانی باشد.

از آن جا که گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس درباره اتهامات مرتضوي به دست داشتن در فجايع بازداشت گاه كهريزك پیش از قرائت در صحن علنی به رویت آیت الله خامنه ای رسیده است شایبه مصلحت سنجی و لابی های پشت پرده نيز به شدت تقویت می شود.بر مبناي اين فرض گمان می رود که رهبری نظام ایران به مرتضوی اطمینان خاطر داده نگران اتهام های مطرح شده علیه خود در بازداشتگاه کهریزک نباشد و برای دور ماندن از چشم مخالفان مدتی را در ساختمان ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز سپری کند.سكوت معنا دار مرتضوی در روزهاي اخير نيز مي تواند دليلي باشد بر اين كه مرتضوي توصيه مقام هاي عالي رتبه حامي خود را پذيرفته است.

امتياز به اصلاح طلبان!

متهم شدن مرتضوی در فجایع بازداشتگاه کهریزک گروهی از تحلیل گران را نيز به این نتیجه رسانده که قربانی شدن او احتمالا نوعی امتیاز دهی به اصلاح طلبان و مخالفان حکومت تلقی شده است.تحلیل گران می گویند که حکومت با قربانی کردن مرتضوی می تواند نزد مخالفانش پرستیژی کسب کند و نمایشی از برخورد مقتدرانه با تخلف های درون سیستم را به اجرا بگذارد.

با اين حال باور این فرضیه که حکومت در شرایط کنونی به دنبال کسب وجهه و پرستیژ باشد بسیار مشکل است. صدها کنشگر سیاسی و اجتماعی همچنان در زندان ها نگهداری می شوند و مقام های دولتی اکنون آشکارا شهروندان را به نقش حقوقی شان از طريق کنترل ایمیل ها و پیامک ها تهدید می کنند.

استمرار سرکوب های حکومتی در هفت ماهی که از انتخابات ریاست جمهوری می گذرد نیز به مخالفان ثابت کرده که اراده به تداوم سرکوبها محصول تصمیم گیری نهادهای کلیدی در ساخت قدرت جمهوری اسلامی است و بود و نبود افرادی مانند مرتضوی تاثیر چندانی در آن ندارد.رهبران مخالفان دولت از همین رو در بیان مطالبات جنبش سبز به جای تکیه بر نقش افرادی مانند مرتضوی خواهان برچیده شدن مناسباتی شده اند که از دل آن مرتضوی ها امكان رشد پيدا كرده اند.آنها خواهان اصلاح سیستم قضایی به شیوه ای دموکراتیک هستند تا اراده هاي خارج از قوه قضاييه امكان نفوذ بر امر قضاوت را نداشته باشند.

سپهر سعادت - جرس

ادامه مطلب ...

مشایی جزء اولیاءالله شد!

0 نظرات
مشایی جزء اولیاءالله شد!


. ادامه راه سبز«ارس»: از بولتن‌های محرمانه اصولگرایان در شماره جدید خود مدعی شده است كه دكتر احمدی‌نژاد، اسفندیار رحیم‌مشایی رئیس دفتر خود، مسئول نهاد ریاست جمهوری و رئیس كمیسیون فرهنگی دولت را جزء اولیاء‌الله می‌داند.

به گزارش خبرنگار «آینده»، این بولتن محرمانه همچنین با ذكر نقل قول‌هایی از اسفندیار رحیم مشایی درباره رهبر انقلاب كه «آینده» مجاز به انتشار آن نمی‌باشد نوشته است:

در جریان سفر اخیر احمدی‌نژاد به استان خراسان رضوی اعضای ستاد حامیان احمدی‌نژاد و جوانان حامی رییس جمهور با وساطت مرتضی آقا تهرانی با وی دیدار كرده‌اند. اعضای ستاد حامیان احمدی‌نژاد در این جلسه كه مدت سه ساعت به طول انجامیده، انتقاداتی در خصوص عملكرد برخی از دولتمردان علی‌الخصوص مشایی مطرح كرده‌اند.نكته قابل توجه در این خصوص اینكه احمدی‌نژاد برخلاف جلساتی كه تا موضوع انتقاد از مشایی پیش آمده جلسه را ترك می‌كرده است، اینبار با دقت به سخنان اعضای ستاد حامیان خود گوش فرا داده‌است.

مرتضی آقا تهرانی نیز در برخی اوقات، با تایید سخنان حامیان جوانان احمدی‌نژاد بر آن مهر تایید ‌زده ‌است. پس از پایان این سخنان احمدی‌نژاد در واكنش به آنها گفته است "حرفهای شما برای من قابل قبول نیست. آقای مشایی از اولیا‌ء‌الله است. شما ببینید به عرفایی نظیر مرحوم نخودكی و مراورید چه جفا و بی‌احترامی صورت گرفت من معتقدم آقای مشایی از اولیا خداست" و بدین ترتیب جلسه احمدی‌نژاد با حامیان خود به پایان می‌رسد."

پس از رفتن احمدی‌نژاد از این جلسه مرتضی آقای تهرانی ضمن دلداری به این دانشجویان خطاب به آنان گفته است:" من به شما گفتم احمدی‌نژاد در نظرات خود نسبت به مشایی تغییراتی نخواهد داد. قصه احمدی‌نژاد و مشایی قصد مرید ومرادی است و وی به نوعی مشایی را ..."
ادامه مطلب ...

امنيت جی‌ميل گوگل ارتقاء يافت

0 نظرات
امنيت جی‌ميل گوگل ارتقاء يافت

. ادامه راه سبز«ارس»: گوگل به‌ منظور افزايش امنيت جي ميل، از رمزنگاري https به‌عنوان استاندارد پيش فرض در تمامي اشتراك‌هاي سرويس ايميلش استفاده مي‌كند.

به گزارش ایسنا، اين اقدام به‌منظور اطمينان از انتقال مطمئن اطلاعات ميان رايانه كاربر و سرورهاي ايميل گوگل و براي جلوگيري از رخنه هكرها و خلافكاران اينترنتي به اشتراك‌هاي ايميل در شبكه‌هاي بي‌سيم واي فاي عمومي، انجام مي‌گيرد.

طبق اعلام گوگل، همزماني اعلام اين خبر با اخبار هك شدن اشتراك‌هاي جي‌ميل فعالان حقوق بشر در چين كه تجديدنظر اين شركت براي حضور اينترنتي در اين كشور را در پي داشته، ربطي ندارد.

بنا بر اعلام اين شركت، با وجود اين حقيقت كه رمزنگاري https سرعت ارسال و دريافت ايميل را براي كاربران جي‌ميل اندكي كند مي‌كند، مزاياي امنيتي آن در برابر مشكلات كارآمدي كوچك، مهمتر است.

اين رمزنگاري به صورت پيش فرض براي تمامي اشتراك‌هاي جي‌ميل عرضه شده؛ با اين همه اگر برخي از كاربران تصور مي‌كنند شبكه مورد استفاده آن‌ها به اندازه كافي ايمن است يا مايلند به دلايل كارآمدي اين امكان را غيرفعال كنند، مي‌توانند به فهرست تنظيمات در جي‌ميل مراجعه كنند.

زماني كه جي‌ميل در سال 2004 راه‌اندازي شد، به دليل اينكه اكثر كاربران اتصال اينترنتي كندي داشتند و هزينه‌هاي كارآمدي نسبت به مزاياي امنيتي مهمتر بود، رمزنگاري https به‌عنوان پيش‌فرض مورد استفاده قرار نگرفت.

ادامه مطلب ...

400 هزار فقیر جدید و وعده جالب احمدی نژاد!

0 نظرات
۴۰۰ هزار فقیر جدید و وعده جالب احمدی نژاد!


. ادامه راه سبز«ارس»: در سال ۸۶ پرداخت یارانه ها برای کالاهای اساسی به چهار هزار میلیارد تومان رسیده اما ۱۰ درصد خانوارهای ایرانی کمتر از نیاز غذایی روزانه (۲۳۰۰ کالری)مصرف کرده اند،البته آقای احمدی نژاد در سفر اخیر خود به خوزستان در اهواز نیز خبر جدیدی داد مبنی بر اینکه اگر قانون هدفمند کردن یارانه ها در یک ساز و کار روان اجرا شود در سه سال آینده بیکار یا فقیر در کشور نخواهیم داشت.

به نوشته اعتماد هفته نامه برنامه متعلق به معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی دولت(سازمان مدیریت و برنامه ریزی) گزارشی منتشر کرده که روشن می کند بر مبنای دو هزار کالری (خط فقر مطلق یا بقا)۴۰۰ هزار نفر به جمعیت فقیر کشور در سال های ۸۴ تا ۸۶ اضافه شده است. این گزارش نشان می دهد جمعیت فقیر روستایی از ۹۲۸ هزار نفر به یک میلیون نفر افزایش یافته است.

وضعیت در شهرها نیز به سیاق جامعه روستایی است زیرا در سال ۸۶ و در مقایسه با سال ۸۴ حدود ۳۵۰ هزار نفر به جمعیت فقیر اضافه شده است. این مطالعه که در سال ۱۳۸۷ به سفارش وزارت رفاه و تامین اجتماعی انجام شده، اعلام کرده شکاف درآمدی خانوارهای روستایی در سال ۱۳۸۴ از ۲۲۶ هزارم به ۲۴۳ هزارم افزایش یافته، یعنی وضع درآمدی دهک های فقیر نسبت به برخوردار بدتر شده است. در شهرها نیز همین داستان بوده و شکاف درآمدی بدتر شده به طوری که از ۱۹۹ هزارم در سال ۸۴ به ۲۳۱ هزارم رسید.

ارزیابی گزارش حاکی از آن است که در سال ۱۳۸۰ هر فرد در خانواده شهری برای تامین دو هزار کالری نیازمند ۲۹ هزار تومان بود اما برای تامین همین میزان کالری در سال ۱۳۸۶باید ۹۸ هزار تومان هزینه کند. بنا بر اطلاعات این گزارش در سال ۱۳۸۶ ، ۹/۴ درصد از جمعیت کشور فقیر هستند و از فقر رنج می برند. وضعیت تغذیه و مصرف خانوارهای ایرانی به گونه یی است که در ۲۰ درصد خانوارهای ایرانی کم غذایی مزمن وجود دارد و ۱۵ درصد کودکان دچار سوءتغذیه هستند.

اما چرا چنین آمارهایی ارائه شده است؟ تمامی این آمارها ارائه شده تا نویسنده گزارش هفته نامه برنامه در آستانه حذف یارانه کالاهای اساسی بر ضرورت پرداخت یارانه ها برای کالای اساسی تاکید کند زیرا در شرایطی که دولت برای کالاهای اساسی یارانه پرداخت می کند وضعیت تغذیه چنین است وای به آن روزی که پرداخت یارانه متوقف شود. در سال ۸۶ پرداخت یارانه ها برای کالاهای اساسی به چهار هزار میلیارد تومان رسیده اما۱۰درصد خانوارهای ایرانی کمتر از نیاز غذایی روزانه (۲۳۰۰ کالری) مصرف کرده اند. البته آقای احمدی نژاد در سفر اخیر خود به خوزستان در اهواز نیز خبر جدیدی داد مبنی بر اینکه اگر قانون هدفمند کردن یارانه ها در یک ساز و کار روان اجرا شود در سه سال آینده بیکار یا فقیر در کشور نخواهیم داشت.

بنابراین آنچه آقای احمدی نژاد درباره محو کردن سیمای فقر از کشور گفت و در پی آن گزارش های رسانه های حامی دولت از تحرک اقتصادی و جلسات فوق العاده هیات وزیران درباره تحول اقتصادی به اضافه سخنان شماری از مجلسیان و دولتیان که به نوعی از دولت حمایت می کنند، نشان از آن دارد که دولت دهم می خواهد اقتصادی سرزنده، شاداب و متحرک و کشوری بدون نشانه های فقر را تحویل رئیس دولت یازدهم دهد. صرف نظر از بحث های کارشناسانه این وعده بزرگ اقتصادی که برخی از آن به عنوان معجزه اقتصادی نام می برند و معتقدند اگر وعده رئیس جمهوری به مرحله عمل برسد به سبب اوضاع اقتصادی جامعه ایران که زمانی طولانی برای توسعه اقتصادی و آمادگی زیرساخت ها برای نجات از فقر نیازمند است، به یک معجزه شبیه خواهد بود.

و اما این اما و اگرها را همین روزها هم خود احمدی نژاد، وزیران اقتصادی و حامیان مجلسی و دولتی و عادی وی به نوعی بیان می کنند. مثلاً آقای احمدی نژاد در اهواز وقتی از عدالت به عنوان ستون فقرات ساختن کشور نام برد، در پی آن گفت اگر قانون هدفمند کردن یارانه ها در یک ساز و کار روان اجرا شود ظرف سه سال آینده بیکار یا فقیر در کشور باقی نمی ماند. او گفت عدالت سخت ترین مرحله کار است چراکه وقتی صحبت از عدالت شد عده یی حاضر شدند دست در دست بیگانگان جلوی آن بایستند.

سخن آقای احمدی نژاد به این معنا است که در سه سال آینده کسی در برابر حرکات دولت برای رسیدن به عدالت نایستد و همه چیز در اختیار دولت باشد تا بتواند وعده خود را اجرایی کند. او گفت دولت دو برنامه برای اجرای عدالت دارد که یکی از آنها هدفمند کردن یارانه ها و دیگری برنامه پنجم توسعه است و افزود درباره هدفمند کردن یارانه ها به نمایندگان مجلس گفتم، اگر این طرح بدون مانع و مشکل و در یک ساز و کار روان اجرا شود به شما تضمین می دهم ظرف سه سال آینده یک بیکار یا یک نفر فقیر در کشور نخواهیم داشت.

تصور بر این است که آقای احمدی نژاد با توجه به ثروت کشور که بیشترین آن ناشی از درآمد هنگفت فروش نفت است عدالت را در زمینه درآمد افراد جامعه شدنی می داند و معتقد است اگر افرادی که بیشترین درآمد را از ثروت ملی کشور داشته اند، در آینده درآمد کمتری داشته باشند و کسانی که از این درآمد سهمی نبرده اند، صاحب سهم شوند عدالت اجرا می شود و کوشش او در همین زمینه متمرکز است و می کوشد ساز و کار اقتصادی دولت خود را بر زمینه عدالت ناشی از توزیع ثروت بنیان بگذارد که البته معتقد است مخالفان که همان صاحبان ثروت های هنگفت و کسانی هستند که به نوعی از ثروت ملی بیشترین تغذیه را می کنند، در برابر عمل او برای اجرای عدالت ایستاده اند و از هیچ کوششی برای جلو گرفتن از حرکت دولت خودداری نمی کنند و اگر جلوی آنان گرفته شود و کسان دیگری نیز که به دلایل مختلف با نحوه اجرای برنامه های اقتصادی دولت موافق نیستند موافقت کنند و عرصه آماده فعالیت شود به هدف که همان از بین رفتن بیکاران و فقیران است خواهد رسید.

ملاحظه می شود که بزرگ ترین مشکل اجرای برنامه های دولت، همچون گذشته اما و اگرهایی است که اتفاقاً باید زمینه بحث کارشناسان امر قرار گیرد، چرا که جامعه ایران میل ندارد پس از سه سال، یعنی در پایان کار دولت دهم بشنود که دولت آماده اجرای عدالت که بزرگ ترین برنامه اش به شمار می رفت بود، اما کسانی در مجلس، بدنه وزارتخانه ها، در میان بخش خصوصی و حتی در میان جامعه نگذاشتند و اگر آنان می گذاشتند اینک وضع ما اینچنین نبود. همه می دانیم که اگر خدای ناکرده به چنین شرایطی برسیم وارد دوره یی از بحث های کشدار نظری خواهیم شد و اصل موضوع به فراموشی سپرده خواهد شد تا ببینیم چه هنگام حرکتی نو آغاز می شود و دولتی دیگر با شعاری دیگر می آید که اگر او نیز گرفتار دور تسلسل اما و اگر شود…

ادامه مطلب ...

مجید انصاری: افراطیون میدان‌دار شده‌اند

0 نظرات
مجید انصاری: افراطیون میدان‌دار شده‌اند


. ادامه راه سبز«ارس»: دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز گفت:« عناصر افراطی با طرح شعارهای ساختارشکن علیه برخی مراجع تقلید و علما حتی حمله فیزیکی به بیوت و دفترهای آنان کار را به نقطه‌ای رسانده‌اند که در سوی مقابل نیز تندروی‌هایی با طرح برخی شعارهای ساختارشکنانه به چشم می‌خورد و توطئه، کینه و نفرت اجتماعی امروز تا حدی در حال شکل‌گیری و بروز و نمود است و خوف آن می‌رود خدای ناکرده به تدریج گروه‌های خشونت‌گرا و افراطی از مرحله هتاکی و حمله‌های محدود و احیانا زد و خوردهای خیابانی به جریانات خطرناک تروریستی و زیرزمینی تبدیل شوند.»

حجت‌الاسلام والمسلمین مجید انصاری با بیان این‌که ” میانه‌روی لازمه مدیریت صحیح است” در گفت و گو با ایسنا خاطرنشان کرد:« امیرالمومنین(ع) در خطبه همام خود، از میانه‌روی به عنوان یکی از صفات انسان‌های باتقوا یاد می‌کنند. در عرصه سیاسی، میانه‌روی به معنای پرهیز از افراط و تفریط در همه شئون توصیه شده است، در حالی که هر دو طرف قضیه، یعنی افراط و تفریط از مسیر حق عدول می‌کنند.»

وی افزود:« در فضای سیاسی کنونی ـ که متاسفانه افراطیون میدان‌دار شده‌اند ـ به ویژه در یک تفکر، افراطی‌گری مخرب و خطرناکی را شاهد هستیم که در عرصه رسانه‌ها خود را در قالب هتاکی، تهمت و تخریب شخصیت‌های انقلاب به طور وسیعی نشان داده است.»

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود:« متاسفانه این روش از چند سال قبل متداول شد و حتی برخی مسوولان به آن دامن زدند؛ به گونه‌ای که امروز در میان عده‌ای به یک هنجار تبدیل شده، درحالی که یک ناهنجاری اخلاقی است.»

وی خاطرنشان کرد: « عناصر افراطی با طرح شعارهای ساختارشکن علیه برخی مراجع تقلید و علما حتی حمله فیزیکی به بیوت و دفترهای آنان کار را به نقطه‌ای رسانده‌اند که در سوی مقابل نیز تندروی‌هایی با طرح برخی شعارهای ساختارشکنانه به چشم می‌خورد و توطئه، کینه و نفرت اجتماعی امروز تا حدی در حال شکل‌گیری و بروز و نمود است و خوف آن می‌رود خدای ناکرده به تدریج گروه‌های خشونت‌گرا و افراطی از مرحله هتاکی و حمله‌های محدود و احیانا زد و خوردهای خیابانی به جریانات خطرناک تروریستی و زیرزمینی تبدیل شوند؛ پدیده‌ای که در عراق و افغانستان شاهد آن هستیم که هیچ‌کس جلودار آن‌ها نیست و کسانی که در مقطعی از زمان این خرده گروه‌ها را برای اهداف خاص سیاسی خود تاسیس کرده بودند نیز امروز در دام آن‌ها گرفتار شده‌اند؛ لذا به نظر می‌رسد میانه‌روی و اعتدال تنها راه حفظ جامعه و نظام از افتادن به ورطه جریان‌های افراطی است که ثمرات شومی را می‌تواند در برداشته باشد.»

وی با تاکید بر این‌ که ” به نظر می‌رسد برخی جریان‌های افراطی از سوی برخی کانون‌های قدرت و یا جریان‌هایی از خارج کشور مورد حمایت هستند” اظهار کرد:« این گروه‌ها منافع خود را در تشدید اوضاع و التهاب‌آفرینی می‌بینند و به همین دلیل هر اقدامی که از سوی دلسوزان جامعه و نیروهای اصیل انقلابی برای آرامش‌بخشی انجام می‌شود، بلافاصله با جوسازی گروه‌های تندرو مواجه می‌شود.»

دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز تاکید کرد:« همه سیاسیون باید با در پیش گرفتن مشی اعتدال از گسترش کینه و افراطی‌گری بپرهیزند.»

وی در ادامه با بیان این‌که ” میانه‌روی در عرصه سیاسی شرط لازم است، اما کافی نیست” اظهار کرد: « میانه‌روی موجب می‌شود فضای مناسبی به وجود آید و سیاسیون در چنین فضایی بتوانند به تبادل نظر و گفت‌وگو بپردازند، طرفین حرف‌های یکدیگر را بشنوند و براساس فرهنگ اسلامی و قرآنی، در این فضا بتوانند گفته‌ها را بشنوند، بهترین آن‌ها را انتخاب کنند و از این طریق به راهکارهای مناسب و حقیقت برسند؛ چراکه در فضای غبارآلود و هیاهو نه گوش می‌شنود و نه چشم می‌بیند؛ از این رو میانه‌روی شرط لازم برای تفکر و تعقل و تصمیم‌گیری است، اما علاوه بر آن تدبیر صحیح امور، شناخت چهره‌های واقعی و دلسوز و نیز عوامل نفوذی، عواملی است که باید در کنار میانه‌روی قرار بگیرد.»

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود:« امروز مدعیان تازه از راه رسیده‌ای به صحنه سیاست وارد شده‌اند که با حرکت‌های خودسرانه به تخریب تمام دارایی‌های نظام طی ۳۰سال گذشته پرداخته و سعی دارند از این طریق نظام را بدون پشتوانه و قدرت را از نیروهای انقلابی سلب کنند.»

انصاری ادامه داد:« در فضای التهاب و دشمنی اصل حقیقت گم می‌شود و عده‌ای می‌خواهند با استفاده از این فضا ضعف‌های خود را بپوشانند؛ اما در شرایط میانه‌روی و تعادل است که این مشکلات پی‌گیری می‌شود.»

وی میانه‌روی را جلوه‌ای از عدالت دانست و گفت: « عدالت یعنی هر چیزی در جای خود قرار بگیرد و در صورت تندروی و کندروی به این نقطه نخواهیم رسید؛ لذا میانه‌روی نسخه‌ای از عدالت در حرکت سیاسی و اجتماعی است.»

وی ادامه داد:« امروز دامنه کینه و نفرت اجتماعی با شعارهای تند افزوده می‌شود و کارهای خودسرانه تا حدی رسیده که به حسینیه جماران که مقدس‌ترین مکان سیاسی و انقلابی کشور وجایگاه هدایت امت بوده، بی‌حرمتی می‌شود و کسی دم بر نمی‌آورد، یا به منزل شهید محراب آیت‌الله صدوقی بی‌حرمتی می‌شود، در آن خانه را آتش می‌زنند و یا در شیراز به مسجد، مدرسه و بیت عالم وارسته آیت‌الله دستغیب، بی‌حرمتی می‌شود و یا اهانت به شخصیت‌هایی مانند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، آقای خاتمی و برخی دیگری از بزرگان می‌شود . سوال اینجاست که این چه نوع برخورد است؟ آیا حذف منتقدان به برخی عملکردها در دولت و حتی وزرا و مدیران درون همین خانواده، با عدالت سازگاری دارد؟»

دبیر اجرایی مجمع روحانیون در پایان گفت:« مقام معظم رهبری در فرمایشات اخیرشان بر خودداری جریان‌ها و افراد غیرمسوول از تندروی تاکیداتی کردند که امیدوارم نقطه عطفی باشد برای آن‌که مسوولان امر جلوی کانون‌های افراطی‌گری و آشوبگری اجتماعی را ـ که خودسرانه به هر کسی که بخواهند حمله و یا توهین می‌کنند ـ بگیرند.»

ادامه مطلب ...

صبر در برابر موضع گيري هاي بي ريشه

0 نظرات
صبر در برابر موضع گيري هاي بي ريشه

. در هفته هاي اخير شاهد مناظراتي در ارتباط با مسائل سياسي جاري کشور بوديم که توسط صدا و سيما صورت داده شد. اصل مناظراتي که در شب هاي اخير از صدا و سيما پخش مي شود اقدام مبارکي است و اي کاش صدا و سيما از همان برهه زماني پس از برگزاري انتخابات مناظره هاي طرفيني را ادامه مي داد و به صورتي يکسويه و يکطرفه به قاضي نمي رفت و به داوري نمي نشست.

بنده شخصاً معتقدم بخشي از حوادث حين انتخابات و پس از انتخابات معلول نوع پوشش خبري و تحليلي صدا و سيما و به ويژه سيما بوده است. اگر رسانه ملي رسالت ملي خودش را ادا مي کرد بسياري از اين حوادث ناگوار و اتفاقات بعضاً ساختارشکنانه و اتهام ها و برچسب زدن هاي ناروا رخ نمي داد. به نظر مي رسد رويکرد فعلي صدا و سيما کمي به صواب نزديک شده و حداقل اگر کاملاً بي طرفانه به داوري نمي نشيند تا حدودي از نگاه جانبدارانه و يکسويه خود فاصله گرفته است. هر چند مي تواند در اين رويکردش منصفانه تر و بازتر عمل کند و اجازه دفاع مستقيم به افرادي بدهد که همواره در اين گونه برنامه ها در موردشان صحبت مي شود و به گونه يي تهمت هايي به آنها نسبت داده مي شود. چه آنکه منصفانه نيست اين افراد و شخصيت ها فرصتي نداشته باشند از خودشان در برابر اين اتهامات دفاع کنند و حتي اين تهمت ها را بپذيرند.

اما به هر حال در همين حدش هم ما اميدوارانه با صدا و سيما برخورد مي کنيم. هرچند معتقديم تا رسيدن به فضاي مطلوب فاصله زيادي مانده و اميدوار هستيم تلاش در جهت رسيدن به فضاي مطلوب و اقدامات اينچنيني تداوم داشته باشد. به هر حال تا حدودي روال جاري اين تحول پرده از واقعيت برداشته و مردم به قضاوت نشستند که اين سکه مي تواند رويه ديگري هم علاوه بر رويه يي که صدا و سيما مدام تبليغ مي کرد، داشته باشد.

با وجود اين اما در بازتاب ها و واکنش هاي برخي جريان ها به محتواي اين مناظرات نظاره گر برخي موضع گيري ها و حملات غيرمنصفانه بوديم. من احساس مي کنم کسي که وارد عرصه سياست مي شود به هر حال بايد خود را آماده اين حملات غيراخلاقي کند. خود بنده نيز بارها شاهد موضع گيري هاي سوفسطايي مسلکانه و بي منطقي که صورت مي گيرد، بوده ام. ياد خاطره يي مي افتم که آقاي حسن صانعي مطرح مي کرد. از زماني که اين خاطره را از ايشان شنيدم صبر و حوصله ام بيشتر شده و تحملم نسبت به اين موضع گيري هاي بي ريشه، غيراخلاقي و بي سند بيشتر شده است.

ايشان تعريف مي کردند که من روزي در سال هاي دهه 40 که امام(ره) در قم بودند، خدمت ايشان رسيدم.

زماني که به خانه يي که ايشان اقامت داشتند رسيدم، ديدم روي در منزل ايشان برگه يي نصب شده که حاوي مطالب توهين آميز به امام(ره) است؛ توهين هايي ناجوانمردانه و غيراخلاقي. داخل خانه شدم و خدمت امام(ره) رسيدم. به ايشان گفتم شما اين مطلب را ديده ايد. گفتند؛ بله، صبح که به فيضيه مي رفتم، ديدم. به ايشان گفتم چرا برگه را از روي در برنداشتيد. در اين حال امام(ره) فرمودند اينها به نهضت کمک مي کند، به حق کمک مي کند. اين مطالب و اين رفتارها حکايت از اين مي کند که ما در حال حرکت هستيم.

بنا بر اين هرچند اين رفتارها و موضع گيري هاي غيراخلاقي و مخصوصاً حرف و حديث هايي که پا را از دايره اخلاق خارج مي کند و با استفاده از آنها آسمان ريسمان مي کنند، دل آزار است اما در برابر آنها بايد صبور بود. اين اقدامات و رفتارهاي غيراخلاقي زيبنده نظام جمهوري اسلامي نيست. ظاهراً در اين بين مدعي العمومي هم در کار نيست. در اين فضا اگر صبر نکنيم چه کنيم. جدا از وجه کارکردي اين صبر که حکايت از زنده بودن است، چاره ديگري نيست جز آنکه صبر را پيشه خود سازيم. اگر شرايط به گونه ديگري بود شاهد اين رفتارها و مواضع غيراخلاقي و غيرمنصفانه نبوديم. در اين حال اما باور داريم حق برملا مي شود و باطل آشکار. همان طور که روز به روز شاهد اين معنا هستيم که چهره حق پر فروغ تر مي شود و باطل کم رمق تر شده است. اين اصلي است که خداوند متعال در هستي و آفرينش وضع کرده است. ما نيز اميدوارانه به اين اصل الهي چشم دوخته ايم.

عماد افروغ - روزنامه اعتماد

ادامه مطلب ...

محمد رجبی دوانی : سخنان خواهرم توسط فتنه گران القا می شود

0 نظرات
محمد رجبی دوانی : سخنان خواهرم توسط فتنه گران القا می شود

. ادامه راه سبز«ارس»: در پی انتشار اظهار نظر فاطمه رجبی فرزند علی دوانی درباره مراسم بزرگداشت این استاد فقید که چهارشنبه شب در فرهنگسرای ابن سینا برگزار شد ، محمد رجبی دوانی فرزند استاد دوانی با ارسال یادداشتی توضیحاتی را در اینباره ارائه کرد.

به گزارش سما متن کامل توضیحات فرزند مرحوم استاد علی دوانی که نسخه ای از آن در اختیار ما قرار گرفته بدین شرح است :

رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ ...
پروردگارا مرا از در راستی و درستی وارد کن و از در راستی و درستی خارج ساز (سوره اسراء آیه 80 )

پیرو گزارش مندرج در برخی رسانه ها به نقل از همشیره اینجانب خانم فاطمه رجبی در مورد مراسم بزرگداشت پدر فقیدمان مرحوم استاد علی دوانی در فرهنگسرای ابن سینا به اطلاع می رساند :

ایشان خود در مراسم حاضر نبوده و از دیگران خبر گرفته اند . آنچه مرقوم شده است اکاذیب و افترای آشکاری است که توسط معدودی فتنه گر به ایشان القاء گردیده است.

خوشبختانه حضور شبکه های سیما و ضبط کامل برنامه ها تا پایان مراسم – که گزارش اجمالی آن در روزنامه جام جم مورخ 26/10/88 آمده است – و همچنین حضور شکوهمند بیش از 500 نفر از رجال علم و دین و هنر ، نیازی به تکذیب این اکاذیب نمی گذارد.

پخش قریب الوقوع مراسم مزبور از صدا و سیما ، خود به خود بازگوی واقعیت و افشاگر نیات سوء فتنه گران و افشاگر نیات ماجراجو خواهد بود .

والسلام علی من التبع الهدی
محمد رجبی دوانی

ادامه مطلب ...

چگونه بزرگداشت پدر فاطمه رجبی میتینگ «ضدنظام» شد؟!!

0 نظرات
چگونه بزرگداشت پدر فاطمه رجبی میتینگ «ضدنظام» شد؟!!

. ادامه راه سبز«ارس»: در حالی که خانم فاطمه رجبی مدعی شده مراسم بزرگداشت پدرش در فرهنگسرای ابن‌سینا به میتینگ سیاسی ضدنظام تبدیل و در آن کودتای سبز تبلیغ شده، بررسی‌های خبرنگار «آینده» مفهوم دقیقتر میتینگ ضدنظام از دیدگاه این بانوی شهیر عرصه فرهنگ و ادب را روشن کرده است.


طبق متن مصاحبه خبرگزاری فارس با خانم رجبی، در مراسم یادبود استاد دوانی در فرهنگسرای ابن‌سینا، ‌در این مراسم علاوه بر حمایت از سران فتنه و کودتای مخملی توسط سخنران مراسم، شعارهایی توسط برخی حاضرین علیه مسئولان نظام سرداده شد و سخنران اصلی برنامه، بدون هیچ‌گونه ارتباط و شناختی از پدر محروم ایشان و یا حتی قرابت فکری با علامه دوانی، مراسم یادبود را تبدیل به میتینگ سیاسی کرده و به تبلیغ کودتای سبز که توسط ملت ایران خنثی شد، پرداخته است.

در حالی که وی به حضور معدود بستگان پدرش در این مراسم اشاره کرده، هر سه پسر ایشان شامل آقایان محمد، محمدعلی و محمدحسن رجبی که هر سه از چهره‌های شاخص فرهنگی و فعال در حوزه تهران، نگارگری و تاریخ،‌هستند در مراسم حضور داشته و دعوت از سخنرانان نیز توسط آنان انجام شده است.

همچنین برخلاف ادعای خانم رجبی که مدعی ترک مراسم توسط آیت‌الله نورانی شده ، آیت‌الله نورانی تا پایان مراسم و حتی صرف شام نیز حضور داشته و ترک مجلس از سوی وی صحت ندارد.

از سوی دیگر، بررسی تصاویر و فیلم این برنامه، اثری از شعار علیه مسئولان نظام یا سخنی علیه نظام دیده نمی‌شود و تنها جمله سیاسی که حجت‌الاسلام محمدجواد حجتی کرمانی، بیان کرده، انتقاد از عملکرد خانم رجبی بدون آوردن نام او بوده که به اعتقاد وی باعث درگذشت مرحوم دوانی بوده است.

با این وصف به نظر می‌رسد خانم رجبی بیان یک جمله علیه خود را به معنای تبدیل مراسم بزرگداشت پدرش به میتینگ ضدنظام می‌داند.

گفتنی است در ماه‌های پایانی حیات استاد علی دوانی که فاطمه رجبی نیز به انتشار برخی نوشته‌های ویژه خود در خصوص شخصیت‌های نظام روی‌آورده بود، آن مرحوم از دخترش خواست به این شیوه خود پایان دهد، اما..

لازم به ذکر است بزرگداشت استاد دوانی، بیست و چهارمین مورد از سلسله برنامه های فرهنگسرای ابن سیناست که با هدف تکریم و نکوداشت مفاخر شهر تهران برگزار شده است. تا کنون بزرگانی از جمله دکتر علی شریعتمداری، دکتر کاردان، سردار اسماعیل کوثری، غلامعلی افروز ، دکتر عباس شیبانی، حجت الاسلام قرائتی، دکتر اعوانی، دکتر دینانی، دکتر گرجی، علامه طباطبایی و... مورد تقدیر قرار گرفته اند و هیچ گونه جهت گیری، مباحثه، شعار و یا سخنرانی سیاسی در مراسم بزرگداشت آیت الله دوانی نبوده است.

درمراسم یاد استاد دوانی حجت الاسلام و المسلمین سید هادی خسروشاهی، محقق ، حجت الاسلام و المسلمین محمدجواد حجتی کرمانی،‌محقق و نویسنده ، استاد حسن انوشه، محقق و مولف و مترجم ، پیرامون سه موضوع "نیم قرن دوستی و همکاری با استاد دوانی"، "استاد دوانی در آئینه خاطره ها"، "نگاهی دیگر به کتاب مفاخر اسلام،‌" سخن گفتند و شعرخوانی خانم کاظمی،‌ سخنرانی حجت الاسلام رضا مختاری،‌ نویسنده و محقق و استاد محمدرضا کائینی پیرامون "ناگفته هایی از حیات اخلاقی و اجتماعی،‌ و از دیگر بخشهای مراسم یاد استاد بود و سخنرانان این مراسم توسط فرزندان آیت الله دوانی انتخاب شده و نسبت به یکدیگر اصل و فرع نداشته اند.

همچنین به دلیل تقارن برنامه با ماه محرم الحرام هیچگونه شعاری بجز قرائت فاتحه و صلوات توسط حضار عنوان نشده. حتی حاضران بدون درخواست مجریان برنامه از کف زدن به منظور تشویق حضار خودداری کرده وتنها به قرائت صلوات بسنده کردند و فیلم کامل برنامه به منظور پخش در صدا وسیمای جمهوری اسلامی (گروه معارف) ضبط گردیده و موجود است.

ادامه مطلب ...

حلقه نخست یاران مهندس موسوی حلقه شرف است

0 نظرات
حلقه نخست یاران مهندس موسوی حلقه شرف است


. ادامه راه سبز«ارس»: ابوالفضل فاتح رئیس کمیته رسانه و تبلیغات ستاد انتخاباتی موسوی در انتخابات دوره دهم در یادداشتی با اشاره به بازداشت های بعد از عاشورا و دستگیری حلقه اول یاران مهندس میرحسین موسوی نوشته است: شاید بسیاری از مردم حلقه ی نخست مهندس را نشناسند. باقریان، بهزادیان، بهشتی، عرب مازار، بهشتی شیرازی، مومنی و فروزنده و … نیک اندیشانی هستند که در همه ی سالهای پس از انقلاب بی تمایل به ثروت و شهرت در اندیشه ی خدمت به دین و میهن بوده اند. همراهی آنان با میرحسین به سالهای دوری بر می گردد که هیچکدام بازگشت مهندس به عرصه ی انتخابات را چندان محتمل نمی دانستند.چند روزی از انتخابات گذشته بود. مهندس را اندیشناک دیدم. پرسیدم، گفت: “هرگاه حقیقت غیر آن باشد که می دانیم، فورا به مردم اعلام خواهم کرد و باکی از آبروی خود ندارم. حتی اگر می دانستم که مسئولان امر تا این اندازه و با این میزان هزینه، به کاندیدای دیگر علاقه دارند، فکر دیگری می کردم”. می گفت: “اگر به راهپیمایی می رفتم برای آن بود که در کنار مردمی باشم که تقاضایی جز مطالبه ی مسالمت آمیز حق خود ندارند. بیم دارم که بر آنان بسیار سخت بگیرند. نمی توانم اینجا بنشینم و آنان را تنها رها کنم. شاید حضور ما تندخویان را به ملاحظه وادار کند”.اوج دلسوزی شخصیت هایی چون مهندس موسوی برای کشور و انقلاب و مردم آنجا هویدا می شود که وقتی می بینند برای باز کردن معبری باید آبروی خود را هزینه کنند، دریغی به میان نمی آورند.

به گزارش «کلمه»، او سپس با بررسی اوضاع کشور بعد از انتخابات دیدگاه خود را درباره بیانیه هفدهم مهندس موسوی نوشته است.

متن کامل این یادداشت که در اختیارسایت کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

برای تاریخ

آنگاه که نادرشاه بر سریر قدرت نشست، در تصورش نمی گنجید که روزی کار به جایی خواهد رسید که دستور خواهد داد تا چشمان فرزندش را از حدقه بیرون آورند. روزی که امیر کبیر به صدر اعظمی برگزیده شد، در مخیله ناصر الدین شاه نبود که به دستور او امیر را به قتل خواهند رساند. تاریخ ما پر است از صحنه های حیرت انگیزی که سعایت پیشگان و تملق پیشگان دربار پدید آورده اند. و این منحصر به دربار نبوده که گاه گریبان حلقه های روشنفکران و بیوت علما را نیز گرفته است. کسانی بوده اند که سعایت این و آن را نزد مراجع و علما برده تا شاید رقیبی را از میدان به در برده یا آتش کین و حسدی را فرو نشانند. اما هنر تاریخ آن است که وقتی از رخدادها فاصله گرفته و غبارها فرو می نشیند، حقایق را برملا خواهد کرد.

اگر مردم دوران امیر کبیر برای مدتی به دلیل تبلیغات حکومت تصور می کردند که امیر به مرگ طبیعی از دنیا رفته،امروز احدی نیست که نداند حقیقت چه بوده است و شرم نثار چه کسانی است. اگر با امیر چنان شد، اگر با میرزای جنگلی، اسد آبادی، فضل الله، مدرس، مصدق و کاشانی و نواب و شریعتی چنان رفت، همه و همه از سوی جریانات و کسانی بود که ملت ما علیه آنان انقلاب کرد. افسوس بزرگ آنگاه خواهد بود که در نظام جمهوری اسلامی با بزرگان و عزیزان چنان رود که سنت پیشینیان بوده است.

شاید بسیاری از مردم حلقه ی نخست مهندس را نشناسند. باقریان، بهزادیان، بهشتی، عرب مازار، بهشتی شیرازی، مومنی و فروزنده و … نیک اندیشانی هستند که در همه ی سالهای پس از انقلاب بی تمایل به ثروت و شهرت در اندیشه ی خدمت به دین و میهن بوده اند. همراهی آنان با میرحسین نه به ایام انتخابات که به سالهای دوری بر می گردد که هیچکدام بازگشت مهندس به عرصه ی انتخابات را چندان محتمل نمی دانستند.

اگر روزی مباحث این عزیزان در محضر مهندس علنی شود، همه خواهند دید که چه دلهای بی قرار خدمت به کشور و انقلاب و چه سرمایه های بزرگی حلقه ی نخست و پاک مهندس بوده اند. آنها نه حلقه ی تملق و دروغ و نه حلقه ی طمع و تطمیع و نه حلقه ی خشونت و تهدید و نه حلقه ی دروغ و تفسیق و نه حلقه ی نیرنگ و تزویر که حلقه ی شرف و صداقت، تقوا و فضیلت و انسانیت و مروت بوده اند. مردمانی به غایت خودساخته و رشید. آنان نظام را به ارزشها و کارکردش پایدار می دانستند و همت خود را مصروف آن کرده بودند نه آنکه نظام و آبروی دین را مصروف خود.

طرفه آن که امروز همگی به قهر قدرت، باران تهمت و گوشه ی زندان را تجربه می کنند. البته افسوس بزرگتر، ظلمی است که به مردم منتقد کوچه و خیابان و این عزیزان و شخصیت هایی چون مهندس و خاتمی و سیدحسن و هاشمی و کروبی و صانعی و …می شود و جانکاهتر آنکه این نه در دوران تباه قاجار و پهلوی که در دوران انقلاب عزیزمان و به نام نظام عزیزی صورت می گیرد که به بهای صدها هزار شهید برای برهم ریختن این سنت های غلط پایه گذاری شده است.

به بسیاری از مدعیان باید حق داد که متمسک به شعارهای اسلامی و انقلابی باشند، چرا که در غیر این صورت متاعی برای عرضه به مردم ندارند؛ نه سابقه ای نه لاحقه ای نه عملکرد افتخار آمیزی و نه علم و هنر و حتی ادبی،اما آنان حق ندارند یک انقلاب را از گذشته و هویت و موسسانش جدا کنند.

آنان برای نیل به ترفند خود که همانا مصادره ی انقلاب و نظامی است که در آن سهم نداشته اند، جمهوریت و اسلامیت را توامان نشانه رفته، قانون اساسی را تحریف و با ایجاد دورهای به ظاهر قانونی، مردم را دور زدند. شهیدان بزرگی چون بهشتی و مطهری و حتی امام عظیم الشان را از تربیت فرزندان و اهل بیت و شناخت نزدیکان و همکاران عاجز معرفی کردند و حتی از جماران نگذشتند و عزم موسسه یا همان فدک اهل بیت امام و انقلاب را کردند. و اینک چنان از خویشتن غره اند که پا به وادی پیامبران الهی گذاشته و نستجیربالله آنان را نیز از طعن خود بی نصیب نساخته اند.

انشاء الله ده سال دیگر روشن خواهد شد که اینان کیستند و که بودند و در مقابل دلسوزان واقعی کشور چه سودایی در دل و سر داشته اند. روزی به آقای مهندس موسوی عرض کردم که کشور ما از ماجرای دکتر مصدق و آیت الله کاشانی صرف نظر از آنکه حق به چه میزان و با که بود، بهره ی چندانی نبرد جز آنکه دیکتاتوری شاه سالهای بیشتری بر کشور سایه انداخت. این نگرانی هست که ماجرای شما و حضرت آیت الله خامنه ای نیز تکرار تاریخ شود و در پی آن دشواری ها افزونتر شود. گفت: “من همه ی تلاشم را کرده و می کنم که چنین نشود و هر قدم مثبتی را پاسخ خواهم داد”.

چند روزی از انتخابات گذشته بود. مهندس را اندیشناک دیدم. پرسیدم، گفت: “هرگاه حقیقت غیر آن باشد که می دانیم، فورا به مردم اعلام خواهم کرد و باکی از آبروی خود ندارم. حتی اگر می دانستم که مسئولان امر تا این اندازه و با این میزان هزینه، به کاندیدای دیگر علاقه دارند، فکر دیگری می کردم”. می گفت: “اگر به راهپیمایی می رفتم برای آن بود که در کنار مردمی باشم که تقاضایی جز مطالبه ی مسالمت آمیز حق خود ندارند. بیم دارم که بر آنان بسیار سخت بگیرند. نمی توانم اینجا بنشینم و آنان را تنها رها کنم. شاید حضور ما تندخویان را به ملاحظه وادار کند”.

پس از حوادث چند روز نخست پس از انتخابات و دستگیریها و برخوردها و خشونت های حیرت انگیز می گفت:”اگر چنین پیش برود، آینده آبستن تلاطم و بحرانهای سنگین و بسیاری است. جوانان این نسل متفاوتند. اگر بی تدبیری ها و بی مسئولیتی ها ادامه یابد، در آینده بسیاری به دست اندرکاران امروز اعتماد نخواهند کرد.اگر برای ما نیزآبرویی مانده باشد شاید بتوانیم به نفع امام وانقلاب و مردم و در عبور از دشواری های آن روز کمک کنیم. در غیر این صورت بیم است کعه از همه عبور کنند و این نگرانی بسیار بزرگی است”.

آری این شانس بزرگ انقلاب و نظام ماست که رهبران منتفدانش شخصیت هایی چون موسوی و خاتمی و کروبی اند. شخصیت هایی که دست آخر هر بحران و رخدادی را هر چند بزرگ به نفع انقلاب اسلامی و مردم فیصله می دهند. و افسوس که کسانی به خیال خود و چه بسا به عمد و توطئه می خواهند نعمت بزرگ این مصلحان را از مردم و کشور سلب کنند و آن روز چه بسا اوضاع به دست کسانی همچون خودشان بیافتد که هر چه هزینه ها بیشتر شود، خوشحال تر خواهند بود و بیمی از هزینه های تحمیلی به مردم نخواهند داشت.

به یاد دارم پس از شهادت سید علی موسوی می گفت: “دل من برای انقلاب، مردم و جمهوری اسلامی می سوزد که گرفتار این همه بی تدبیری، دروغ و ظلم شده است. به جای شنیدن صدای مردم و پاسخ منطقی و قانونمند به آنان تعدی می شود. برای خودم آبرویی قائل نیستم. از من می خواهند که مرزبندی هایم را روشن کنم؛ چیزی که بر همگان روشن است. ما را چه به بیگانه ما را چه به معاندان، ما را چه به ساختارشکنی؟ انشاء الله روزی ابعاد توطئه هایی نظیر پاره کردن تصویر حضرت امام و برخی وقایع تلخ عاشورا و ترور و قتل مردم بی دفاع آشکار خواهد شد. بگذار هرچه می خواهند بگویند و بکنند. ما را وابسته و بی دین معرفی کنند،اما خدایی هم هست.آنچه بود و هست سرمایه ای از امام و انقلاب است و فدای آن خواهد شد، ما چیزی نمی خواهیم جز آنچه برای آن انقلاب کرده ایم و این نظام برای تحقق آن بنا شده. راه درست برای تصمیم گیرندگان توجه به حقوق مردم و وفاداری به ارزشهای بنیادی اسلام و انقلاب است نه اتهام افکنی و خشونت و دستگیری و تک صدایی”.

این کجا و دروغ های رسانه های دروغ کجا. انشاء ا…روزی خواهد رسید که یکایک خبرها و اظهار نظرها در پیشگاه تاریخ مورد مداقه خواهد بود و آن روز بانیان تو لید انبوه دروغ که تا مرز انگلیسی و آمریکایی و اسرائیلی خواندن مهندس و متهم ساختن او به ترور مشکوک و ناجوانمردانه ی خواهر زاده اش پیش رفتند، رسوا و شرمسار خواهند شد.

با آنکه بسیاری از اعتراضات خودجوش بود، همواره همگان را به پرهیز از خشونت و مراقبت از افتادن در دام آشوب دعوت کردند و در هفده بیانیه ی خود ادب حضور و انتقاد سیاسی را به همگان آموختند و به شدت مراقب سطح مطالبات بودند. همه ی امکان ارتباطی و تشکیلاتی اش با مردم را قطع کردند تا صدایش به درستی شنیده نشود و آنگاه اگر در گوشه و کنار داخل یا خارج با نماد سبز یا به نام سبز موضعی گرفته شد یا عملی انجام شد همه را به نام او نوشتند، حال آنکه در مقابل با همه ی تشکیلات عریض و طویل، خود را از آنچه به نامشان و با لباسشان در خیابان یا زندان بر خلاف قانون و اخلاق و بر علیه مردم انجام می شد، مبرا می دانستند و مسولیتی متقبل نمی شدند و یک سره همه چیز را تکذیب می کردند.

با آنکه حلقه ی نخست مهندس افرادی شناخته شده و جریان اصیل سبز مواضع روشن و مشخصی دارد و مهندس دیدگا ههای خود را از طریق بیانیه های رسمی بیان می کند، هر آنچه که در داخل و خارج از سوی هر کس و با هر انگیزه ای بیان می شود، به ناحق منتسب به ایشان می کنند و سپس می خواهند مهندس در برابر هر یک موضع بگیرد با آنکه می دانند نسبتی با مهندس ندارد. حال آن که از صبح تا شام،این سو و آن سو به نام دفاع از دولت و ولایت و حتی اسلام، بی شمار عمل ناصواب صورت می گیرد و کسی هم به خود زحمت تایید و تکذیب نمی دهد که بماند بسیاری را هم تحت حمایت و پوشش قرار می دهند.

درایام انتخابات و بعد از آن علیرغم مضایق رسانه ای، ایشان و ستاد با هیچ مقام خارجی یا رسانه ی فارسی زبان بیگانه گفت و گو نکردند و بر عکس دیگران، هرگز پیغام و پسغامی نیز به دول خارجی نفرستادند که اگر طی انتخابات دولت را در اختیار بگیرند چه خواهند کرد، اما فتنه گرانی بودند که فتنه گری می کردند و به دروغ چهره ی دیگری از مهندس معرفی می کردند. چه صحنه ها و سایت ها از جمله سایت “انتخاب دهم” که خودشان راه نیانداختند و چه مطالب که خودشان منتشر نکردند و چه شعارها که خودشان سر ندادند و یا نسبت ندادند. کیست که نداند شعار “جمهوری ایرانی” و “نه غزه نه لبنان” و “توهین به اصل ولایت فقیه یا رهبری” ربطی به مهندس نداشت.

به عنوان نمونه دیگر یادم هست که مصاحبه ای ساختگی از رییس ستاد آقای دکتر بهزادیان منتشر کردند که گفته است میلیارد ها از این و آن بودجه دریافت کرده، حال آن که کل بودجه ی ستاد به چهار میلیارد تومان نرسید، بودجه ای که در برابر هزینه های رسمی و غیر رسمی رقیب ارزنی هم محسوب نمی شد. یا یادم هست که مهندس از معدود مصاحبه با رسانه های غیر فارسی زبان خارجی، چند روز به انتخابات مصاحبه ی کوتاهی با تایمز لندن داشتند. هنوز که هنوز هست، خط و ربط تایمز در انتخابات ایران برایم روشن نیست. آنها همچون سی ان ان ارتباط وثیقی با ستاد کاندیدای رقیب داشتند.

به هر حال در این مصاحبه ظاهرا نقل قولی به مهندس نسبت داده شده بود که ایشان گفته، قدرت رهبری پس از انتخابات با ادامه ی حضور مردم در خیابان مهار خواهد شد. آن را مستمسکی قرار دادند که بگویند ما برای بعد از انتخابات برنامه ای داشته ایم. بعدا نیز این مصاحبه گویا به نظر رهبری معظم انقلاب رسیده بود. یکی دو روز بعد از انتخابات آقای مرندی با من تماس گرفتند و پرسیدند. گفتم چگونه شما باور می کنید که مهندس موسوی چنین بگوید. حتی اگر کسی بخواهد چنین بکند عقل سیاسی اش حکم می کند که چنین نگوید. در همان فضای شلوغ بعد از انتخابات حضوری نیز از آقای مهندس پرسیدم. قویا تکذیب کرد و گفت من را که می شناسی. چرا باید چنین بگویم.

می خواهم بگویم همواره کسانی بودند و هستند که بخواهند شکاف ها و بد بینی هایی را دامن بزنند و راه را برای اهداف شوم و استیلا طلبانه ی خود باز نمایند. کسی برنامه ای برای بعد از انتخابات نداشت و ما خود را پیروز طبیعی انتخابات می دانستیم، اما هر روز می شنیدیم که قرار است پس از انتخابات چنین شود و چنان شود و امروز می بینیم که احکام برخی دستگیری ها قبل از انتخابات صادر شده بود.

باز هم می گویم ما به اندازه ی بعضی با هوش نبودیم که تا اینجای مسئله را ببینیم، چرا که در آن مشارکتی نداشتیم. آنها نیاز داشتند برای جا انداختن اقدامات خطرناک و تحلیل معیوب خود، شخصیت های موثری را دستگیر کنند تا امکان مدیریت فضا کم شود و سپس صحنه هایی یا اعترافاتی را بسازند و یا آنچنان بر برخی مردم سخت بگیرند که سطح مطالبات بالا رود، شعاری بدهند و یا اقدامی بکنند.

حتی از این که احیانا پای معاندی باز شود، ذوق زده شوند که هان دیدید نگفتیم، این همان چیزی است که شما به دنبال آن هستید. و سپس این همه را سند کنند که آری کودتای مخملی در بین بوده و تصمیم بر براندازی ولایت فقیه و جمهوری اسلامی آن هم توسط موسسان آن، عجبا. آری ظلم به نظام ناصواب است، امااین صحنه سازی ها و این خشونت ها و رفتارها و سوء استفاده از قانون، ظلم به مردم و نظام بود نه انتقادها و دلسوزی های شخصیت هایی چون مهندس موسوی. اگر چنان ناجوانمردانه همه چیز و همه کس را نمی پاشاندند، کمترین ناهنجاری در این سو رخ نمی داد کما اینکه در تمام ایام منتهی به انتخابات، صبح تا شام مردم به خیابان ها آمدند و آب از آب تکان نخورد. اما خودشان با آن همه امکانات در این چند ماه به اندازه ی بیست سال اشتباه یا ظلم کردند و بدترین چهره از جمهوری اسلامی را معرفی کردند و یک بار هم یک سوزن به خودشان نزدند.

اوج دلسوزی شخصیت هایی چون مهندس موسوی برای کشور و انقلاب و مردم آنجا هویدا می شود که وقتی می بینند برای باز کردن معبری باید آبروی خود را هزینه کنند، دریغی به میان نمی آورند. پس از صدور بیانیه تاریخی،بزرگ و مصلحانه ی هفدهم که انشاء الله برکاتش روز به روز آشکارتر خواهد شد، می گفت “باید کاری می کردم، این کمترین خواسته هایی بود که می توانستم برای خروج کشوراز بحران بیان کنم. امیدوارم درک شود”. گفتم با خدا معامله کردید، گفت “من کسی نیستم، هیچکس. اما امیدوارم خداوند در این خیر و مصلحت مردم و کشور و نظام را قرار دهد. من دلم روشن است به یاری خدا”.

گرچه مهندس در قلوب مردم جای دارد، یکی از مظلوم ترین و تنهاترین مردان انقلاب است. یارانش را گرفته، تشکیلاتش را منهدم،ارتباطاتش را قطع و به هر تهمتی او را رانده اند. اگر صدایش را بشنوی تغییری در آن نمی بینی، جز همان صدای نجیب و امیدوار و آرام که نگران کشور است. او برای خود چیزی نمی خواهد و تنها به مردم می اندیشد. او می گوید: “مردم ما مردمان بسیار خوبی اند. با آنان شفقت کنید. بسیاری از امور بهبود خواهد یافت”. انشاء الله در گذر زمان حقایق به تدریج آشکار خواهد شد. چه سانسور و متهمش کنند و چه تحریفش، او سیمای صداقت و نجابت و شرف است و در پهنه ی تاریخ ما به عنوان مصلحی بزرگ و تعیین کننده، پایدار خواهد ماند. حیف است که چنین نسل کشی سیاسی و چنین مهمانکشی هایی به نام نظام جمهوری اسلامی ثبت شود و آنچه با نخست وزیر امام و روسای جمهور بعد و موسسان انقلاب و مردم منتقد رفته است، قصه ی تاریخ شود و سنت های غلط گذشته را تداعی کند. و همینطور حیف است که آبروی مدیریت انقلاب، گرو افراطی گری حلقه هایی شود که جز شرم نمی آفرینند.

امام عظیم الشان، قانون اساسی و نظامی بی آلترناتیو را برای این ملت بزرگ معماری کرد. لذا با وجود انتقادهای وسیع و بعضا جدی تر به نحوه ی اجرای قانون اساسی و مدیریت کشور، هیچ عاقلی دل به نظام دیگری که مورد علاقه ی بیگانگان و غیر موحدان باشد نخواهد بست. اما روشن است که فاصله از مبنای مردمی و آزادیخواه انقلاب اسلامی و بستن باب اصلاح، سرنوشت همین نظام بی آلترناتیو را خدای ناکرده با سعودی ها و عثمانی ها بیوند خواهد زد. مگر تاریخ حکومت های پس از پیامبر اعظم (ص) جز دوره های کوتاهی جز این بوده است؟

ترور های ناجوانمردانه و حساب شده ی اخیر در تداوم ترور معنوی شخصیت های ریشه دار به همراه شکاف آفرینیِ هدفمند و پروژه ای در سطوح تعیین کننده و تاثیرگذار، شرایط خطیری را یادآور می شود. نفوذی عمیق و خطرناک صورت پذیرفته است. تا فرصت هست، تا هنوز الفتی هست، تا نسل نخست انقلاب هست، تا هنوز احتمال اجماعی هست، تا خاطره ی همنشینی با امام هست، تا بزرگان و مراجع عظام هستند، تا رهبری انقلاب هستند، تا مهندس موسوی هست، تا خاتمی و کروبی و هاشمی هستند باید فکری کرد. در غیر این صورت، خدای ناکرده حسرت غفلت از امروز بر جای خواهد ماند.

ادامه مطلب ...

نماهنگي بياد "شهيد سيد علي موسوي"

0 نظرات
نماهنگي بياد شهيد سيد علي موسوي




"قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود"

. برای ما بچه های بسیجی جنگ، عده ای از فرماندهان جنگ اعم از بسیجی و سپاهی نمونه های ایمان و پرهیزکاری، اسوه های ازخود گذشتگی و ایثار، استوانه های مقاومت و شجاعت، الگوهای معنویت و پاکی بودند. ابراهیم همت، مهدی باکری، حسین خرازی، احمد متوسلیان، احمد رضا کاظمی، حسین زین الدین، علیرضا عاصمی، از جمله آنها بودند. بر تن هر کس که آن لباس سبز و آن آرم ساده و زیبا با آیه شریفه "واعدوا لهم مااستطعتم من قوه" را که می دیدی جز احترام و تکریم او کاری نمی توانستی انجام دهی. مرادم از بچه های بسیج همین مردم هستند که یکی در میان خانواده شهید و جانباز و رزمنده هستند. بی ادعاتر از بچه های سپاه، بسیجی ها بودند که فرماندهان نامی سپاه هم به حال آنها غبطه می خوردند. از سخن آن پیر در می گذرم که آرزو می کرد کاش بسیجی می بود.

عملیات بدر بود در محور طلاییه و از همه عملیات تنها جاده خیبر که به عمق خط سربازان عراقی می رفت در دست ما مانده بود. یک گروه از تخریب چی های اردوگاه شهدای تخریب بودیم که به کمک بچه های گردان تخریب لشکر پنج نصر رفته بودیم. در خط اول نبرد که با نیروهای عراقی دویست متری بیشتر فاصله نداشت و جاده ای باریک در میان هور بود، ده – دوازده نفری از بچه های خراسان بودند که به نوبت شهادت یا جراحت، دیگری جای آنها را می گرفت. ما بچه های تخریب که از شرکت در آفند و پدافند منع می شدیم، پنهانی روزی چند بار با ولع و اشتیاق به کمک آنها می رفتیم که نفسی تازه کنند و لحظه ای آرام بگیرند. دریای آتش بود بر آن جاده شش – هفت متری. محمد باقر قالیباف فرمانده لشکر عملیاتی بود که نیروهایش سخت مقاومت می کردند و هر روز و ساعت کار دشوارتر هم می شد. چند روزی از عملیات گذشته بود که مرتضی قربانی، فرمانده دلیر لشکر بیست و پنج کربلا برای کمک به قرارگاه آمد و قالیباف خسته و مستاصل دست هایش را بالا برد و با لهجه مشهدی اش گفت: "آقا مرتضی، هر کاری می توانی بکن."

مرتضی قربانی ماموریت انهدام جاده و ایجاد شکاف در آن را به علیرضا عاصمی، فرمانده تخریب قرارگاه کربلا داد و صبح زود خدامراد زارع و علیرضا عاصمی و من برای بریدن جاده روانه خط مقدم شدیم. آتش بود که از آسمان می بارید. خدامراد به تیر مستقیم تک تیرانداز ناجوانمرد عراقی به شهادت رسید. دقایقی بعد من با ترکش های خمپاره حرام زاده شصت زخمی شدم. علیرضا عاصمی ماند که به تنهایی کار را تمام کرد و با بدنی کوبیده از درد و موج انفجار به عقب بازگشت.

مرتضی قربانی را الان نمی دانم کجا است و چه می کند، اما قالیباف و محمد کوثری را می بینم و علی فضلی فرمانده تیپ ده سیدالشهدا را در حوادث چند ماه اخیر دیده ام و از او شنیده ام. حقیقت آن است که بسیار گریستم وقتی علی فضلی را دیدم که در مقام فرمانده ارشد سپاه تهران به مقابله با مردمی رفته است که نیروها و بسیجی های سابقش از میانشان برخاسته بودند.

به حرمت انسان که آن را از حرمت کعبه بالاتر دانسته اند سوگند می خورم که نمی فهمم چه بر این پاکبازان و جانبازان سابق رفته است. والله قرار ما این نبود که تیغ بر روی همرزمان خودمان بکشیم. به عکس علی موسوی حبیبی، خواهر زاده میرحسین موسوی، که در عاشورای تهران به شهادت رسید نگاه می کنم و خودم را در آن می بینم. همان که سربند بر سر عازم جبهه شد و پدرش او را بدرقه کرد و به میدان فرستاد. جنگید و از این بوم و بر و دین و مسلک دفاع کرد. نمی دانم آیا یادگاری از آن دوران بر تن داشت، اما جنگ که تمام شد به شهر آمد و بی هیچ ادعایی به زندگی عادی بازگشت. امروز عده ای که نام مقدس بسیج را برای همیشه آلوده کرده اند در مقابل او و امثال او می ایستند و تیر جفا بر سینه پر دردشان می زنند.

وا مصیبتا! کجا می رویم؟ قدری درنگ و لختی تامل برادر. ما خاک پای این مردم بودیم. جان می دادیم که پدران و مادران و خواهران و برادرانمان کمی آسوده تر سر بر بالین بگذارند. چه شده است که اکنون به اسم سپاه و بسیج خواب را بر آنها حرام کرده ایم؟

برادرانم فضلی، کوثری، قالیباف و آنهای دیگر که نمی دانم کجا هستید، من سبزم اما خدایم شاهد است که مانند میلیونها سبز دیگر نه بر شما، که با شما هستم. از خشونت و خونریزی خسته ام. هنوز هم هوس کربلا دارم، اگر چه شرم دارم و خود را آماده دیدار نمی بینم. شما را دعوت می کنم به آن روزها بازگردید و با خودتان خلوت کنید و ببینید قرارمان چه بود. هنوز دیر نشده است و درهای رحمت الهی و آغوش گرم دوستانتان همواره باز است.

رضا فراهانی

ادامه مطلب ...