سید محمدخاتمی: برای کل ایران و سرنوشت تک تک افراد مملکت نگرانم:« محدود کردن افراط گری‌ها و تفریط گری‌ها مشکل را حل و جامعه را آرام خواهد کرد»، نسبت به عواقب عدم پذیرش بحران در جامعه هشدار داد و نيز هرگونه حرکت ساختارشکنانه را محکوم و مطرود دانست.ادامه مطلب ...

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن: فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، ادامه مطلب ...
بیست و دوم بهمن ، روز فریاد سبز آزادی: امسال در 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را در حالی تجربه می‌کنیم که جمهوری اسلامی پس از 31 سال در بدترین روزهای خود قرار دارد و دولت کودتایی حاکم، روز به روز بیش از پیش انقلاب بزرگ ملت ایران را به سمت قهقهرا می‌برد و هویت خشن و خون ریز ضد اسلامی خود هر روز بیشتر و بیشتر نمایان می سازد ادامه مطلب ...
مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود: «انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی است. ادامه مطلب ...
No Filter Address: http://0nline.aras-web.tk



تحکیم وحدت: ملت ایران نمی گذارد فرزندانش سال های زیادی در حبس بمانند

0 نظرات
ملت ایران نمی گذارد فرزندانش سال های زیادی در حبس بمانند

اعتراض سازمان دانش آموختگان ایران نسبت به بی خبری مطلق از زید آبادی، حمله به کروبی و صدور احکام سنگین برای اسرای جنبش سبز.

ادامه راه سبز(ارس): سازمان دانش آموختگان ایران،ادوارتحکیم وحدت، با انتشار"هفتمین بیانیه خود پس از کودتای 22 خرداد"،علاوه بر محکوم کردن حمله به مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات،نسبت به تحت فشار قرار گرفتن احمد زیدآبادی،روزنامه نگار و دبیرکل این سازمان برای اخد اعترافات اجباری پس از بیش از 40 روز بی‌خبری مطلق،هشدار داد.

سازمان دانش آموختگان ایران همچنین با اشاره به صدور احکام سنگین علیه اسرای کنبش سبز اعلام کرد که" ملت نخواهد گذاشت فرزندانش سالها در حبس بمانند."



متن کامل هفتمین بیانیه سازمان دانش آموختگان پس از کودتای انتخاباتی چنین است:

بیش از چهارماه از گروگانگیری احمد زیدآبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوارتحکیم وحدت) می گذرد و عوامل دولت کودتایی که در کلیه قوای حاکمیت و از صدر تا ذیل آن ریشه دوانده‌اند حتی آداب آدم‌ربایی را نیز رعایت نکرده و فریبکارانه امکان هر گونه تماسی را میان وابستگان و زندانیان برای ده‌ها روز سلب می‌کنند.

اینک بیش از چهل روز است که هیچ اطلاعی از وضعیت احمد زیدآبادی در دست نیست. در این مدت همسر و فرزندان او بارها به امید ملاقات یا صرفا آگاهی از سلامتی او به زندان و دادگاه مراجعه کرده‌اند اما هر بار با پاسخی متفاوت از این حق قانونی آنها ممانعت به عمل آمده است و در این شرایط بیم و خوف نسبت به وضعیت جسمانی زیدآبادی بیش از هر چیز دیگر نگران کننده است. اما واقعیت این پنهانکاری آن است که احمد زیدآبادی چهل روز است که بار دیگر در مقابل بازجویان و کارشناسان کارگاه تواب‌سازی بند 2الف قامت برافراشته و یکبار دیگر با تحمل مصائب و شکنجه‌هایی که ابعاد آن جز نزد او و خدای‌اش برای احدی آشکار نیست، حسرت عذرخواهی و نگارش توبه‌نامه را بر دل عمال دیکتاتوری حاکم گذاشته است،‌ گرچه حاکمانی که حتی از تشخیص منافع خود نیز عاجزند نه تنها از نمایش اعترافات سایر گروگان‌ها سودی نبردند که تنها بر عمق نفرت عمومی نسبت به خویش افزودند و در این میان سرنوشتی شوم‌تر را برای خود رقم زدند.

گناه نابخشودنی احمد زیدآبادی که این چنین مظلومانه بر سر آرمان آزادی و کرامت انسانی‌اش جانبازی می‌کند چیزی نیست جز پرسشگری؛ جرم او این است که متراکم‌ترین واحد اختیارات و قدرت را به اندکی مسئولیت‌ و سر سوزنی پاسخ فراخوانده و دریغا در کشوری که قرن‌ها پیش حقوق انسان بر سنگ نوشته و اسطوره مردمان آن جانش را فدای مدارای با مخالفان کرده و از زبان بی‌لکنت مومنان در برابر حکمرانان سخن گفته است، این چنین با داغ و درفش به پرسشگر پاسخ می‌دهند.

با این همه سرمستان از باده قدرت باید بدانند که احمد زیدآبادی تنها نیست، امروز یک ملت با حضور خود مشروعیت و تمامیت حاکمیت آنان را با شعارهای پرسشگرانه خود طی تجمعات میلیونی در خیابانها به زیر علامت سوال بزرگی کشانده‌اند. موج میلیونی این ملت دیگر جسم نحیف زیدآبادی نیست که ماه‌ها در سلول انفرادی‌اش بیاندازند و پوزش‌نامه در مقابل او بگذارند، بلکه این فوج انسان‌های آزاده که به راه افتاده است تا برانداختن بساط ظلم و استبداد از حرکت باز نمی‌ایستد.

از سوی دیگر، به تدریج احکام حبس برای فعالان سیاسی دربند صادر شده و بر همین روال باید منتظر صدور احکامی از همین دست برای اعضای زندانی این سازمان یعنی احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی نیز باشیم؛ طی روزهای گذشته خبرهایی مبنی بر صدور حکم حبس برای آقایان، دکتر سعید حجاریان، شهاب‌الدین طباطبایی، مسعود باستانی، کیان تاجبخش، هدایت آقایی و ... منتشر شده است. اما این احکام با خود چه پیامی دارند؟ آیا جز این است که ناظران صحنه سیاست در ایران با اطلاع از این احکام به این باور می‌رسند که آمران و نویسندگان این به اصطلاح آراء قضایی افزون بر بیماری نابینایی در برابر جنایت، دچار توهم قدرت نیز شده‌اند؟ و آیا به واقع آنان می‌پندارند عدد سالهای حبسی را که با گشاده دستی در برابر نام این گروگان‌ها قرار می‌دهند زمانی کوتاه‌تر از حکمرانی غاصبانه آنان است؟ آیا چنین برآورد نادرستی در مورد قدرت اراده ملت آزاده ایران دارند که بنشیند و فرزندان‌ مظلوم‌اش سال‌هایی را در زندان مشتی کودتاچی به سر کنند؟

دولت شاید گمان می‌کند که با این اقدامات ملتی را ترسانده و به عقب خواهند راند، اما به واقع این خود اوست که بیم فروپاشی سراپای دستگاه‌اش را به لرزه انداخته و بی محابا به هر اقدام کرده و ناکرده‌ای دست می‌زند؛ اگر نشانه ترس نیست پس گواه چیست وقتی حکومتی که با ادعای نمایندگی پروردگار در زمین حکمرانی می‌کند در تاریکی به خانه اسیر دربندش هجوم می‌برد و به دست‌هایی که به سوی آسمان بلند شده درحالی که "یا غیاث المستغیثین" می‌گویند، دستبند زده و در عتاب و خطاب صغیر از کبیر بازنمی‌شناسد. این گونه کردار جز اصرار و لجاجت بر گام نهادن در کوره‌ راهی که آغاز آن با خیانت در آراء و ادامه آن با قتل، تجاوز، شکنجه و ... توام شده است، نشانگر چیست؟

چرا حاکمیت مسیر روشن بازیابی اعتماد عمومی را از طریق احقاق حقوق ملت و محاکمه عوامل جنایات اخیر نمی‌پیماید و دائما در تلاشی نافرجام در پی سرپوش گذاردن بر رفتار ننگین ماموران خود است؟ آیا حمله، تهدید و ایراد جراحت به مهدی کروبی این قهرمان بی بدیل ایران زمین، پرسش‌های بی‌پاسخی را که او مطرح کرد از یادها می‌برد؟ آیا حاکمیت با انکار کروبی می‌تواند جنایات بی‌سابقه‌ای را که علیه شهروندان خود مرتکب شده است، لاپوشانی کند؟ عده‌ای که سوابق مزدوری و مشارکت‌ آنان در جنایات پس از انتخابات نزد افکار عمومی روشن است، با مشاهده چراغ سبز از سوی کدام مقام حکومتی چماق‌ها را بالای سر می‌گردانند و با رکیک‌ترین توهین‌ها به سوی مردی که عمری را در راه مبارزه با استبداد و دفاع از مظلومان گذارده است حمله‌ور می‌شوند؟ بیدادگرانی که یادآوری وظایف مجلس خبرگان رهبری بر آنها گران آمده و تصور می‌کردند با پلمپ دفتر و محل فعالیت کروبی، پناهگاهی را به روی قربانیان خویش می‌بندند هنوز به این واقعیت پی نبرده‌اند که این سوابق روشن و شخصیت مهدی کروبی است که ملجاء مظلومان شده است نه اسباب و قدرت‌ حکومتی او؟

اینها پرسش‌هایی است که عالی‌ترین مقامات نظام باید به آن پاسخ گویند.

سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) بار دیگر با صراحت اعلام می‌کند که همچنان در کنار اعضای دربند خود احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی و سایر اسرای کودتای 22 خرداد ایستاده و لحظه‌ای آنها و خانواده‌های گرانقدرشان را تنها نخواهد گذاشت و یقینا سکوت و بی‌عملی پاسخ خیال باطل صادرکنندگان احکام حبس‌های چندساله نبوده و آزادسازی این فرزندان ملت همچنان در اولویت برنامه‌های سازمان خواهد بود.

سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)
سوم آبان‌ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت

ادامه مطلب ...

كنترل دستوري بازار ناشي از ضعف مديرت در دولت

0 نظرات

تشكيل كارگروه كنترل بازار!
كنترل دستوري بازار ناشي از ضعف مديرت در دولت

ادامه راه سبز(ارس): مهدی تقوی استاد دانشگاه علامه‌طباطبايي تشكيل كارگروه كنترل بازار در دولت را غيرمنطقي توصيف كرد و گفت"هنگامي كه دولت شوراي رقابت را تشكيل مي‌دهد. كارگروه كنترل بازار ديگر معنايي ندارد."

این استاد دانشگاه با اشاره به اين كه تاكنون هيچ كارگروه تنظيم و كنترل بازار نتوانسته است ثبات را به بازار اقتصاد كشور برگرداند،به خبرگزاری ایلنا گفت"ايجاد تشكل‌هاي بزرگ و عريض و طويل مانند تعزيرات حكومتي و يا كارگروه‌هاي تنظيم بازار نه تنها بازار را تثبيت نخواهد كرد بلكه به بي‌ثباتي بازار دامن مي‌زنند."

مهدی تقوی ايجاد تشكل‌هاي خصوصي براي تنظيم بازار با فراهم كردن ابزارهاي لازم براي افزايش توليد را زمينه‌ساز تثبيت بازار ذكر كرد و گفت که"كنترل دستوري بازار ناكار آمد و ناشي از ضعف مديريتي دولت است."وی تاکید کرد که"دولت با ايجاد كارگروه كنترل بازار از يك سو و تشكيل شوراي رقابت از سوي ديگر به وضوح تناقض آشكار سياستگذاري را مشخص كرده است."

تقوي مهار ركود و تورم را تنها مستلزم حمايت از توليد، كاهش واردات و فراهم كردن فضاي سرمايه‌گذاري دانست.


==============
پیوندهای مرتبط با این مطلب:

» نگاهي به فردا؛ هدفمندكردن يارانه‌ها چه بلايي بر سر اقتصاد مي‌آورد؟
» با تصویب لایحه حذف یارانه ها،آینده بسیار بدی در انتظار ماست
» هدفمند كردن يارانه ها؟
» هدفمند ساختن یارانه‌ها، تجلی بی‌هدفی محض اقتصادی در دولت کودتا
» محجوب: با اجرای لايحه هدفمند کردن يارانه‌ها، تورم سه رقمی می‌شود
» هدفمند کردن یارانه ها: اعلام خطر برای تورم ۶۰ درصدی در پیش

ادامه مطلب ...

پاسخ وزیر اسبق اطلاعات به آیت الله جنتی

0 نظرات

پاسخ وزیر اسبق اطلاعات به آیت الله جنتی

ادامه راه سبز«ارس»: حجت الاسلام یونسی، وزیر اسبق اطلاعات با اشاره به سخنان آیت الله جنتی مبنی بر اینکه شورای نگهبان با وزارت کشور و اطلاعات دولت خاتمی مشکل داشت، گفت: ملاک برای وزارت اطلاعات دوران اصلاحات عمل به قانون بود، اگر این رویه موجب دلخوری آقایان شده است، ارتباطی با وزارت اطلاعات دولت گذشته ندارد.

یونسی در گفتگو با ایلنا، بابیان اینکه وزارت اطلاعات هم با شورای نگهبان مشکل داشت، گفت: اگر هر گزارش بررسی نشده‌‏ای که به وزارت اطلاعات می‌‏رسید را به عنوان اطلاعات رسمی در اختیار شورای نگهبان قرار می‌‏دادیم، فاجعه‌‏ای در کشور رخ می‌‏داد که امنیت اخلاقی و ملی در معرض خطر قرار می‌‏گرفت.

وی افزود: نمی‌‏توانستیم اظهارات افراد و گزارشاتی که به وزارت اطلاعات می‌‏رسید را مصداقی برای اطلاعات خود بدانیم و طبق آن، گزارش‌‏های غلط به نهادهای مسوول بدهیم.

یونسی با بیان اینکه برخی خودشان را مافوق قانون می‌‏دانستند از تلاش عده‌‏ای برای تشکیل نهاد موازی با وزارت اطلاعات در دولت گذشته خبر داد و گفت: برخی اخباری که به وزارت اطلاعات می‌‏رسید صرفا اخبار خامی بود که نمی‌‏شد آن را در اختیار نهادهایی مانند شورای نگهبان قرار داد. به همین دلیل آقایان انتظار داشتند همه اخبار غیر رسمی را در اختیار آنها بگذاریم که چنین کاری از نظر قانونی غیر ممکن بود.

وی تصریح کرد: باید صحت یا عدم صحت اخبار رسیده به تایید وزارت اطلاعات می‌‏رسید، آنگاه بعد از اینکه حقانیت خبر به اثبات می‌‏رسید و بعد از مطالعه و بررسی کارشناسانه در صورت استعلام در اختیار نهادهایی همچون شورای نگهبان می‌‏گذاشتیم.

یونسی در پایان تاکید کرد: ملاک برای وزارت اطلاعات دوران اصلاحات عمل به قانون بود، اگر این رویه موجب دلخوری آقایان شده است،ارتباطی با وزارت اطلاعات دولت گذشته ندارد.
ادامه مطلب ...

استقبال سبزها از علیرضا بهشتی در نمایشگاه مطبوعات و حضور بسیجیان عربده کش

0 نظرات

استقبال سبزها از علیرضا بهشتی در نمایشگاه مطبوعات و حضور بسیجیان عربده کش

هواداران جنبش سبز از حضور علیرضا بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی در نمایشگاه مطبوعات و خبر گزاری‌ها با شعار "یا حسین،میرحسین" استقبال کردند و دست هایشان را به نشانه پیروزی بالا بردند.


در پی حضور علیرضا بهشتی از اعضای ارشد ستاد میر حسن موسوی جمعیت زیادی از موافقان وی دست های خود را به علامت پیروزی بالا بردند .در پی در خواست بهشتی برای شعار ندادن مردم موافقان وی شروع به فرستادن صلوات کردند.

سایت خبر آنلاین گزارش داد که"گروهی از حامیان دولت برآمده از کودتا نیز در مخالفت با حضوردکتر علیرضا بهشتی با سر دادن شعار «بهشتی ننگ رژیم»و «مرگ بر ضدولایت فقیه» خواستار اخراج وی از نمایشگاه شدند.

در حالی که اغلب حامیان موسوی در طبقه فوقانی مصلی حضور داشته و شعار یاحسین میرحسین سر می دهند مخالفان حضور بهشتی در نمایشگاه در حال سر دادن شعار"منافق حیا کن مصلی را رها کن" هستند.

حمله حامیان دولت کودتا به مردم و تخریب غرفه‌های نمایشگاه مطبوعات

حامیان دولت کودتا اندکی پس از ورود علی‌رضا بهشتی به نمایشگاه مطبوعات به سمت وی حمله کردند و برخی از غرفه‌های نمایشگاه را تخریب کردند.

حامیان دولت که امروز به طور سازمان یافته در نمایشگاه حضور داشتند با مدیریت نیروهای خبرگزاری فارس، سایت رجانیوز، روزنامه جوان و روزنامه ایران به سمت بهشتی حمله ور شدند. در بدو ورود بهشتی به نمایشکاه مردم شعار صلی علی محمد بوی بهشتی آمد، مرگ بر دیکتاتور، یاحسن میرحسین، موسوی زنده باد کروبی پاینده باد و ... سر دادند.

از سوی دیگر نیروهای دولت کودتا که به طور سازمان یافته در محل نمایشگاه حاضر بودند به سمت بهشتی حمله ور شدند و وقتی با شعارهای مردم روبه رو شدند به سمت مردم نیز حمله کردند. با ادامه سر دادن شعارها در حمایت از بهشتی، حامیان دولت که چهره‌های خبرنگاران فارس و رجانیوز را به وضوح در میان آنها مشاهده می‌شد به سوی مردم حمله کردند و شعار مرگ بر منافق، منافق حیا کن مصلی رو رها کن و ... سر دادند.

این افراد با حمایت نیروهای انتظامی که با باتوم مردم را متفرق می کردند، شعارهایی علیه بهشتی سر دادند. نیروهای بسیج سپس با گاز اشک آور سعر بر متقرف کردن مردم کردند. عوامل بسیج به غرفه روزنامه اعتماد، خبرگزاری ایلنا و چند غرفه دیگر آسیب وارد کردند و با دویدن در نمایشگاه و عربده کشی سعی در به ایجاد رعب و وحشت در میان مردم حاضر در نمایشگاه داشتند.




ادامه مطلب ...

چرا نهضت سبز ادامه خواهد داشت؟

0 نظرات

تاملی در علل جامعه‌شناختی تداوم جنبش سبز: چرا نهضت سبز ادامه خواهد داشت؟



ادامه راه سبز(ارس): این مقاله چند هفته پیش با سانسور در روزنامه فرهیختگان منتشر شد. نویسنده این مقاله، در پاسخ به فراخوان مقالات موج سبز آزادی، نسخه بی سانسور این نوشته را در اختیار «موج سبز آزادی» قرار داده است که در این خبر می‌خوانید:

پنج سال پیش در مصاحبه ای با روزنامه ایران آن زمان گفتم که: " برگشت دادن ملتى كه به حقوق بشرى و شهروندى خودش واقف شده است و آنها را مى طلبد، به دوران پیشین خود ازموارد بسیار دشوار است. در ایران فرهنگ سیاسى دنیاى مدرن كه پایه فكرى آن را ایده فاعلیت و عاملیت انسانى تشكیل مى دهد و به صورت روحیه طلب حقوق بشرى و شهروندى بروز مى كند، به طور اساسى شكل گرفته و درحال تعمیق ریشه هاى خودش است.

در بسیارى از دیگر نقاط دنیا كه این نوع فرهنگ سیاسى شكل گرفته است، خود محصول تلاش مدت هاى مدید بوده است. ولى هنگامى كه این فرایند به این مرحله اى كه جامعه ایران امروز درآن به سرمى برد مى رسد، رشد آن آهنگ بسیار شدیدترى مى گیرد و مى تواند به صورت تصاعدى رشدكند. حال اینكه درچه مدتى، كدام نیروهاى سیاسى و از چه طریق بتواند براى این روحیه نهادهاى لازمه و مستحكم را شالوده ریزى كنند، قابل پیش بینى دقیق نیست.

ولى آنچه كه مسلم است این است، كه جامعه ایران خود را تا حد زیادى داراى حقوق شهروندى مى داند و آن را مطالبه مى كند و این را هم به سادگى هیچ نیرویى نمى تواند به عقب براند و حتى مانع رشد و آن هم رشد تصاعدى، آن بشود." هم اکنون ما شاهد بلوغ حس شهروندی هستیم که از پنج سال پیش به صورت تصاعدی رشد کرده و خود را در عرصه سیاسی و اجتماعی با قدرت و به وضوح نشان میدهد.

همانطوری که در آن سال سعی کردم با تحلیلی جامعه شناختی نشان بدهم، حس شهروندی خود معلول آنچه «فاعلیت و عاملیت» میتوان نامید هست. انسان مدرن کسی است که از حالت کُنش پذیری، منفعل بودن، سکوت، و بی تحرکی به در آمده و به انسان کٌنشگر، فاعل، عامل و پر تحرک مبدل شده است. این یک فرآیند نسبتا طولانی تاریخی است و از پیچ و خم های بسیاری عبور میکند.

در غرب این فرآیند از دوران رنسانس شروع شده و در دوران پروتستانیزم پایه های آن ریخته شده وبا انقلابات انگلیس، امریکا و فرانسه به مرحله رشد رسیده و در قرن بیستم با شکست نازیسم به مرحله بلوغ رسیده است. طرز تفکر انسانگرایانه توام با تجربه های تلاش، تقلا، مبارزه، جنگ، پیکار های حزبی، طبقاتی، صنفی و جنسیتی همه در فرآیند شکل گیری انسان فاعل و عامل نقش های اساسی را بازی کرده‌اند.

در ایران نیز از صدوپنجاه سال گذشته همچنین فرآیندی در ایران شروع به کار کرده است. روشنفکران ایرانی از دوران ناصری تفکر انسانمدارانه را به جامعه معرفی کرده اند و با فراز و نشیب هایی موفقیت هایی نیز در نشر و گسترش آن در جمع را داشته اند. حتی معماران اصلی انقلاب اسلامی نیز تفکر انسانگرایانه را، البته به طورضمنی، مشروط و مذبذب، به جامعه القا کرده اند. در همین حال ایرانیان تجربه های زیادی را در تحقق روند فاعلیت و عاملیت خود پشت سر گذاشته اند، از انقلاب مشروطه گرفته تا مبارزات احقاق حقوق ملی در جریانات ملی کردن صنعت نفت، مبارزه با رژیم پهلوی و مهم تر از همه انقلاب سال 57.

این انقلاب توده های وسیعی از جامعه اکثرا منفعل ایران را وارد صحنه های مبارزات سیاسی و اجتماعی نمود واز این طریق آنها را از خواب هزاران ساله بیدار کرد. جنگ خانمان برانداز هشت ساله ایران و عراق نیز این جریان توانمند سازی و فاعلیت توده های مردم را تشدید کرد به شکلی که جانبازان این جنگ و خانواده های شهدا که اکثرا از طبقات فرو دست جامعه بر آمده بودند تقریبا یک شبه تبدیل شدند به افرادی که حس فاعلیت و عاملیت در آن ها پیدا شده بود وبه این دلیل مقدمات حس شهروندی را نیز تجربه میکردند.

با پایان جنگ و آغاز دوران بازسازی، پدیده بالا صورت و شکل اجتماعی منسجم و مجسم تری به خود گرفت. با استفاده از فرصت های شغلی و تحصیلی بیشتری که در اثر تحولات اجتماعی ایران بوجود آمده بود، قشر های مهمی از طبقات فرودستِ بویژه شهری که حس فاعلیت در آن ها ظاهر شده بود به تدریج تبدیل شدند به اقشار طبقه متوسط جدید ایران.

به زبان دقیق تر میبایست از این اقشار به عنوان یک «فرا طبقه» یاد کرد زیرا که در واقع طبقات کارمند، پیشه ور، کارگر، کسبه، بازرگانان، زنان، جوانان و دانشجویان لایه های اصلی این فرا طبقه عظیم را تشکیل میدهند. هر چند که اعضای این فراطبقه دارای خلقیات و منافع بعضا مختلف و حتی مخالف هستند، ولی آنچه آن ها را به هم جوش میدهد همان حس عاملیت و فاعلیت و در نتیجه مطالبه حقوق شهروندی خود اعم از حقوق مدنی و حقوق اقتصادی است.

عامل دیگری که این فرا طبقه را از طبقه متوسط معمولی جدا میکند روحیه مبارزه جویی آن است. طبقه متوسط معمولی به دلیل متعلقات و متملکات عدیده خود که با تلاش زیادی بدست نیامده چندان حاضر نیست که برای احقاق حقوقش خود را به مخاطره بیاندازد. ولی این فرا طبقه ای که در ایران در چند دهه اخیر بوجود آمده چنین خصلتی را ندارد زیرا که تمام شان و منزلیت را که کسب کرده است با تلاش و تقلای خویش بوده است و ازاین نظر خود را صاحب بالحق حقوق متحقق نشده خود میداند و برای متحقق شدن آن حاضر به مبارزه (حتی المکان مسالمت آمیز) است.

آنچه در حال حاضر در ایران اتفاق میافتد شباهت هایی به جریانات بعد از مرداد 1332 دارد. یک جریان انحصار طلب و اقتدارگرا در هر دو مورد سعی در قبضه ی مطلق حکومت برای خود را به پیش گرفته و به سرکوب صداهای اصلاح طلب و مردم سالار پرداخته است. ولی آنروز چنین فرا طبقه ای وجود نداشت که در مقابل این امر بیاستد و حقوق خود را مطالبه کند.

امروز میبینیم که این فرا طبقه با عقلانیت، بدون خشونت ولی مصرانه خواهان حقوق خود هست و از آن عقب نشینی نمیکند. ممکن است موقتا با توسل به خشونت جلوی ظهور بعضی از این اظهارات را گرفت، ولی این طبقه به مرحله ای از خود آگاهی،شکل گرفتگی و پختگی رسیده که هیچ نیرویی در میا ن و طویل مدت نمیتواند آنرا از راه متحقق ساختن حقوق مدنی حقه خود باز دارد.

آنچه این فرا طبقه را در تحقق حقوق خود یاری میرساند تکنولوژی های جدید ارتباطات است که در توسعه امر خبر رسانی نقش مهمی را بازی کرده است. اما هیچگاه نباید فراموش کرد عامل اصلی جنبش مردم سالاری وجود این فرا طبقه وتوان ها و مطالبات اش است و تکنولوژی تنها نقش کمکی و ثانوی را بازی کرده و می‌کند. با فرض آنکه نیرویی بتواند این تکنولوژی ها را محدود کند، که در واقع امر بعیدی به نظر می‌رسد، باز هم این فرا طبقه از قابلیت های خود استفاده خواهد کرد و این محدود ها را دور میزند و یا از طًرق دیگری برای اخبار رسانی استفاده خواهد کرد.

از این رو، سیلی خروشان ولی بدون خشونتی که به راه افتاده تا سر منزل مقصود ادامه خواهد یافت و کسی نمیتواند جلوی آنرا بگیرد کند. اگر هم سدی رابخواهند بر آن ببندند، مانند آنچه که پس از مرداد 32 اتفاق افتاد، سیل اجتماعی عاری از خشونت ممکن است به راه مبارزه مسلحانه بیافتد، که خداوند نیاورد چنان روزی را.

فرزین وحدت

ادامه مطلب ...

سعیده کردی نژاد از ۳۰ ساعت بازداشت بخاطر خواندن دعای کمیل میگوید!

0 نظرات
سعیده کردی نژاد از ۳۰ ساعت بازداشت بخاطر خواندن دعای کمیل میگوید!

ادامه راه سبز«ارس»: سعیده کردی نژاد یکی از اعضای جبهه مشارکت که در ماههای اول کودتای انتخاباتی در بازداشت به سر می برد، روز پنجشنبه مجددا برای بار دوم بازداشت شده بود و پس از ۳۰ ساعت آزاد شد. آنچه در پی می آید خاطرات سعید کردی نژاد است که در وبلاگ شخصی اش نگاشته است:



بنام منشا تفکر و دانش

سلام به دوستان عزیزم من بلاخره دوباره آزاد شدم تا بازم خاطراتم رو واسه شما بنویسم و باز هم در تجربه ای دیگر با هم شریک شویم

رفته بودیم خونه مادرخانم شهاب تاواسه آزادی همه زندانیهای در بند بخصوص شهاب دعا کنیم همه بچه ها بودن دعاکه شروع شد بچه ها چراغهای عقب رو خاموش کردن و یک چراغ جلو واسه اینکه هادی حیدری بتونه دعا رو بخونه روشن موند همه تو حس وحال دعا رفته بودیم خیلیها باصدای بلند گریه می کردن به یارب یارب دوم که رسیدیم چراغها روشن شد تعداد زیادی لباس شخصی با ماسک اطرافمون رو گرفته بودن یکیشون که اون جلو ایستاده بود دعا رو قطع کرد و بالحن تندی گفت:خیلی خوب بسه دیگه دعاتون قبوله آقایون بیان اینور خانمها هم بروند اونور همون موقع خانم دکتر رمضان زاده داد زد ادب داشته باش این چه طرز رفتار با خانمهاست؟ همه به سمتش نگاه کردیم دیدیم مامورها واسه رد شدن از بین خانمها بهشون لگد میزنن و به یکی از خانمها حرف بدی زده بودند که ایشون از کوره در رفته بود

گفتن همه موبایلاتون رو در بیارین بریزید تو این سبد وای به حال کسی که بگردیمش و موبایل داشته باشه شروع کردن به جمع کردن موبایلها سپهر کوچک پسر شهاب که هنوز خاطره بازداشت پدرش یادش بود شروع کرد به داد زدن و گریه کردن مامورها عکس شهاب رو برداشتن سپهر با گریه بهشون گفت:عکس بابام رو کجا می برید؟ مهرک خانم شهاب پسرش رو محکم بغل کرده بود تا طفل خردسال کمتربترسه

از اونها حکم ورود به منزل رو خواستیم گفتن ما از بخش اطلاعات نیروی انتظامی آمدیم حکم رو به صاحب خونه نشون دادیم همسرشهاب تکذیب کرد و گفت منم ازشون خواستم اما بهم ندادن سخنگوشون گفت آخر بهتون نشون میدیم (که هیچوقت هیچ حکمی نشون داده نشد)

ماهمش ۲ ساعت اینجا کار داریم یک عده آدمهایی بین شما هستند که بهشون مشکوکیم باید بازداشت بشن ۵ تا ۶ نفربیشتر نیستن تمام مدت با هندیکم از جمعیت فیلمبرداری می کردن

دو تا از لباس شخصیها رو شناختم جزء اون افرادی بودن که چندماه پیش واسه بازداشتم درب دانشکده آمده بودن و بعد ساعتها خونه مون رو بازرسی کرده بودن یکیشون اون حاجی ۴۵ ساله بود و دیگری اون پسرک بی ادب که با هندی کم از خونه مون عکس گرفته بود با دیدن من بهم اشاره کرد و گفت:تو بیا اینجا متوجه حضور زویا هم شد بهش گفت:تو هم بیا به اینها دستبند بزن حاجی گفت بگذار ۵ تا ۵ تا دسته بندی کنیم اول هم ازمردها شروع می کنیم ردیف جلو صحابه نشسته بود که بلندش کردن و بهش دستبند زدن یک نگاه معصومانه ای به من کرد و بردنش بیرون تندتند به پسرها دستبند زدن یکی می گفت:چند تا شون یکی دیگه می گفت:تکمیل شد ببرید پایین نوبت گروه بعدیه تا اینکه ربه ردیف آخر مردها رسیدن که سعید نورمحمدی.عطا تهرانچی.محمدرضاجلایی پور بودن بعد از اینکه به اونها دستبند زدن من و زویا رو از روی صندلی بلند کردن و همراه اونها بردن پسرک بی ادب اشاره به من کرد و گفت رو تو بکن به طرف دیوار دستبند این یکی رو از پشت بزن راستی تو وبلاگ داری توش مطلب می نویسی؟

یکی دیگه شون گفت:نه ازهمون جلو زدی خوبه بی خیال بچه ها دستشویی داشتن دونه دونه بردنمون دستشویی بعدش هم بردنمون تو آسانسور سعید و عطا و.... تو لابی نشسته بودند به زویا اشاره کرد گفت برو بنشین رو صندلی اما تو یکی برو اونجا رو به دیواربنشین رو زمین هوا خیلی سردبود خودشون همه کاپشن داشتن ما داشتیم ازسرما می لرزیدیم گفتیم درلابی رو ببندید حداقل گفتن:لازم نکرده تو این بین هر کسی می آمد داخل از ش می پرسیدن باکی کار داری اگه می گفت:واحد ۱۶ فورا بازداشت می شد وقتی کار دستبند زدن به همه(۴۳تا آقا و۲۷تا خانم) تمام شد آمدن پایین (به نقل از اونهایی که آخر از همه پایین آوردنشون) و خانمهای مسن رو هم همونجا با ۳ تا مامور لباس شخصی تو خونه حبس کردن حتی به نگهبان ساختمان هم دستبندزده اند تا به کسی خبر ندهد وقتی تولابی به خانم رمضان زاده گفتند برو تو ماشینایشون گفت تا حکم بازداشت نشون ندین نمیام یکیشون گفت حرف زیادی نزن به زور می بریمت تو ماشین بردنمون تو ماشین ۳تا ون اونجا پارک بود با ۶ تا ماشین که مال مامورها بود بار اول ونها پرشده بود و بچه هارو منتقل کرده بودن بار دوم ماها رو سوار کردن تو هر ون ۱۵ تا آدم بزور جاداده بودن آخرین نفر خانم فریده ماشینی بود که سوار ون کردن حاجی نگاهی توی ون انداخت و اشاره به من کرد و گفت مواظب اون آخری باشید و درب ون رو بست بهمون نفری یک دونه ماسک دادن که باید به چشمامون می زدیم بچه ها بعضیهاشون ترسیده بودن جوونترینهامون ۱۸ ساله بودن ون حرکت کرد و به چهارراه ولیعصر رفت تو زندان از شیوا شنیده بودم که اونجا مرکز پیگیریهای وزارت اطلاعاته و شب قبل از بازداشتش اونجا برده بودنش مطمئن شدم که ما رو هم اونجا می برن وارد حیاطش شدیم همه که پیاده شدن من آخرین نفر بودم پسرک بی ادب بهم گفت:مثل اینکه تو درست بشو نیستی؟ وارد یک اتاق بزرگ شدم همه پسرها با چشم بند اونجا بودن از اونجا وارد یک اتاق کوچک که به اندازه یک فرش ۱۲ متری جاداشت شدیم ۲۷ تا خانم فقط واسه ۲ زانو نشستن جا بود جوانک بی ادب آمد دم درب اتاق و من و زویا رو صداکرد شما دوتا بیاین اینجاببینم رو کرد به نگهبان زن و گفت:خیلی مراقب این ۲تا باش. اتاق خیلی کوچک بود و هیچ پنجره ای برای تنفس نداشت. جمعیت زیاد و خیلی فشرده نشسته بودیم. خیلی ها حالشون بد شده بود و نمی توانستند محیط را تحمل کنند. مثلا همسر دکتر شکوری راد هم راحتی قلبی داشت و هم فشار خون و به شدت حالش بد شده بود. در بین ما یک خانم باردار نیز بود. او نیز اوضاع مساعدی نداشت و مدام حالش بهم می خورد. نگهبانان هم مدام به ما به دروغ می گفتند تا چند ساعت دیگر همه یتان آزادید. اما این چند ساعت مدام تکرار می شد و هیچ خبری از آزادی نبود. خانم مجردی گفت بیایید و دنباله ی دعای کمیل را بخوانیم و 14 مرتبه دعای فرج را با هم بخوانیم تا ان شاء ا... همه با هم به سلامتی آزاد شویم. شروع کردیم به خواندن دعا و همه با هم زمزمه می کردیم. وفتی به دور هشتم خواندن دعای فرج رسیدیم یکی از بازجوهای مرد در را باز کرد و گفت دیگر دعا خواندن بس است اصلا چه معتا دارد که صدای دعا خواندن زن ها را مردها بشنوند. وقتی با کفش در نماز جمعه زن و مرد در کنار هم می ایستند این نمونه دعا خواندن هم عجیب نیست. من که مردم احساساتم از صدای شما تحریک شده است این برخلاف اسلام است. زود جمعش کنید و ادامه ندهید.

یه تعداد پوشه که فرم مشخصات توش بود با خودکار به همه دادن واسه تشکیل پرونده. بچه ها مدام به نگهبانان می گفتند ما باید به خانواده هایمان خبر بدهیم، آن ها فقط می دانند که ما برای دعای کمیل از خانه بیرون آمده ایم. نگهبانان زن از همه یک شماره گرفتند و گفتند اگر برادرها اجازه دادند زنگ می زنیم و به خانواده هایتان اطلاع می دهیم.

بچه هاحسابی وحشت زده شده بودن طولی نگذشت که تعداد زیادی بازجو خودشون رو رسوندن اونجا وبازجویی هارو شروع کردن تعداد اینقدر زیاد بود که حتی تو حیاط یا از اتاق پشت دستشویی هم واسه بازجویی استفاده می کردن اول از آقایون شروع کردن از خانمهاهم مریم طباطبایی و مهرک میراب زاده و مهدیه مینوی و محبوبه حقیقی رو اول بردن بازجوییها تا صبح ادامه داشت مهدیه و محبوبه و مریم که برگشتن گفتن:آمدیم کیفهامون رو برداریم مارو دارن می برن یه جایی من که حدس میزدم دارن میبرنشون اوین بهشون گفتم نترسید میروید اوین

نگهبان زن آمد و صدام کرد

سعیده کردی نژاد کیه بیاد واسه بازجویی چشم بندت رو بزن بیا با من و من رو برد و روی یک صندلی پشت میز نشوندبازجوی مرد گفت:چشم بندت رو یه مقداربده بالا تا از زیرچشم بند فقط برگه رو ببینی یعدشم روبرگه بازجویی نوشت:بیوگرافی خود را بطور کامل بنویسیدمن اززیرچشم بندنگاه کردم دیدم یه برگه تایپ شده رو میزه که نوشته شده بود سئوالات بازجویی ۱.بیوگرافی و.......

متوجه شدم که اینها بازجوهای حرفه ای نیستندواصلابه پای بازجوهای توی اوین نمی رسند

جواب سئوالش رو نوشتم یه آقای دیگه آمدوگفت مثل اینکه توزورت میاد حرف بزنی؟بذار رفت اوین حرف می زنه یکی دیگه آمدگفت این سابقه داره تازه از اوین آمده بیرون ۲ ماه اونجا بوده امامثل اینکه بازجوش نتونسته درستش کنه از اینجا یه راست میری زندان اوین ایندفعه دیگه باردومته وسئوال بعدی رو نوشت چه برنامه ای داشتید که تو دعای کمیل شرکت کردی من واسش نوشتم این فقط یک مراسم دعا بود ونه چیز دیگه ای گفت ببین باکلمات بازی نکن تو تحصیلاتت بالاست کارشناسی ارشد مدرک کمی نیست پس خوب زبان ما رو می فهمی خودت رو به اون راه نزن از کجا از وجود این مراسم آگاه شدی؟جرم دفعه اقدام علیه امنیت ملیه گفتم هنوز اتهامه چیزی ثابت نشده حق نداری اینطوری بگی نوشت تا حالا عضو گروهک منافقین بودی؟نوشتم خیر نوشت باهاشون رابطه داری؟نوشتم نه عضو گروهک 88 که هستی. همین کافیه، چرا عضو جبهه ی مشارکت شدی. این جلسه را هم جبهه ی مشارکت گذاشته بود؟ گفتم نخیر من برای همدردی با خانم شهاب به اونجا رفته بودم و همچنین برای دعا کردن برای زندانی ها. من خودم 2 ماه اوین بودم، تو اون زمان خانواده های زندانی های دیگه به مامانم زنگ می زدند و دلداریش می دادند و باهاش همدردی می کردند. چطور حالا من نباید این کارو بکنم. گفت: این جریان مثل این می مونه که یک نفر با کامیون بزنه به آدم و بکشتش، اون وقت اون آدمو ببرن زندان و مردم برن باهاش همدردی کنن. گفتم این مثالتون اصلا مصداق نداره. گفت: این جریان دعای کمیل را همه ی سایت ها زده بودند و توی همه ی رادیوهای بیگانه هم اعلام شده بود، پس این جریان از طرف بیگانگان هماهنگ شده بود و شما هم شدید عواملشون و تو چون سابقه داری پس نمی تونی بگی من از این جریان خبر نداشتم و فقط به انگیزه ی دعا رفتم. این رو واقعا از ته دل می گم حیفه که بچه هایی با استعداد شما به جای درس خوندن و کار علمی وارد همچین راه های خطرناکی بشن و آینده یشان را به خطر بندازند. سابقه کیفریت رو بنویس نوشتم ندارم گفت چرادروغ می گی تو اوین بودی گفت چه کار کردی که آن دفعه گرفتنت گفتم جرمم امتحان دادن در دانشگاه بود چون اون دفعه درب دانشگاه گرفتنم این دفعه هم جرممان دعای کمیل خواندن بود در یک کشور اسلامی متاسفانه این نیز جرم شده است. گفتم این مشکل شماست که متهمها رو هم مثل مجرمها می برید اوین و مثل من ۲ماه نگه می داریدزیر چشمی بهم نگاه کردو گفت خیلی پررویی این رو تو گزارشم نویسم گفتم بنویس این چه طرز جواب دادنه پررو بهش گفتم درست صحبت کن آقا یکی دیگه آمدوگفت وقتت رو واسه این تلف نکن ازش دلیل حضور تو مراسم رو بپرس بفرستیمش بره اوین گفتم هر کاری که می خواهید انجام بدهیدبهش گفتم آقااگه دختر خودت هم بود واز مراسم دعا می بردنش باهاش اینطوری رفتار می کردن خوب بود انگار یه تلنگوری بهش خورد گفت من دیوونه می شدم بهش گفتم پس فکر کن همه بچه ها دخترتن خودتو بجای خانواده هاشون بگذارگفت حق با شماست (اینها واقعا به پای بازجوهای اوین نمی رسیدن هنوز مقداری عواطف انسانی تو وجودشون بود)و سپس به من گفت من هر وقت می روم اوین حتی برای چند دقیقه حالم بد می شود آنجا محیط خوبی نیست

گفت سعی می کنم کمکت کنم نری اوین اما اگه بار دیکه بگیریمت ایندفعه حکمت اعدامه قبلش هم تا آخر عمرت می برمت اوین یه بازجوی دیگه که رئیسشون بود وتمام موهاش سفیدبود آمد جلو وگفت مااصلا اینجابا شما مثل متهم رفتار نکردیم به این هم نمی گن بازجویی چندتا سئواله فقط بعد پرونده زویا رو آوردو گفت ازاین هم تو بازجویی کن همخونه ایشه مثل این سابقه دار هم هست. برگشتم اتاق.

در کنار من ساجده کیانوش راد بازجویی میشدساجده بعد بازجویی تو اتاق بهم گفت که من هم جواب تو رو واسه شرکت تو مراسم دعا دادم بازجوم بهم گفت چیه کنار این داری بازجویی می شی تودیگه پررو نشو این تو پروندش اقدام علیه امنیت ملی داره چرا جواب این رو به من میدی. بعد از من دخترای دیگه را برای بازجویی بردند و چون سابقه ی سیاسی نداشتند و این ها را نمی شناختند اشک بچه ها را در آورده بودند. ساره عظیمی همسر مهدی شیرزاد و خواهر 18 ساله اش که برای دعا آمده بودند که با ما بازداشت بودند را بردند بازجویی. به ساره گفته بودند دیگه کی از خانوادتون زندانیه، تو و خواهرتم هم می رین اوین. از نقاط احساساتی این دختر معصوم که خواهر کوچکش بود سوء استفاده می کردند، همانطور که در خاطرات 60 روزه ام بیان کرده بودم حرکات این ها از نظر روانی مشابه هم بود فقط با شدتی کمتر از بازجوهای اوین.

مدام برای آن که بچه ها را بترسانند به آن ها می گفتند باید اقرار کنید و بنویسید که این مراسم رنگ و بوی سیاسی داشت و قصد آن آشوب و براندازی نظام بوده است. این بازجویی ها و محیط بازداشتگاه برای بچه ها رعب آور بود. به طوری که اکثر آن ها پس از بازگشتن از بازجویی شدیدا گریه می کردند.

نوبت بازجویی خانم ماشینی،خانم رمضان زاده و خانم مجردی رسیده بود، و هر کدام را جدا جدا برای بازجویی بردند. تمام شب را نتوانستیم بخوابیم، نه فضایی برای خواب داشتیم و نه بازجویی ها تمام می شد. که یکی از مدل های شکنجه این بود که به افراد اجازه ی خوابیدن داده نمی شد. محیط بسیار طاقت فرسا و پر استرس بود، هیچ کدام نمی دانستیم که چه سرنوشتی در انتظارمان است. تا اینکه پس از اتمام بازجویی ها پرونده ها را ردیف کردند و شروع کردند به درجه بندی کردن پرونده ها. لای درب مقداری باز بود و ما از آن جا برخی از چیزها را می دیدیم. یک کیسه آوردند و موبایل ها را خالی کردند و مشغول بررسی موبایل ها شدند. داخل اتاق آمدند و گفتند برای گرفتن عکس آماده شوید. به نوبت بچه ها را صدا کردند تا اینکه نوبت من رسید، و من را با چشم بند داخل اتاق بردند. پس از اینکه عکس گرفتند، جلوی دوربین بردند و گفتند خودت را معرفی کن، نام و نام خانوادگی، شماره ی شناسنامه، نام پدر، تاریخ تولد را بگو و من را دوباره بین بچه ها برگرداندند. به بچه ها گفتم در زمانی که جلوی دوربین قرار می گیرید و خود را معرفی می کنید سعی کنید حالتی باشد که متوجه نشوند که شما سرحال نیستید و به دوربین نگاه نکنید. که اگر فردا روز وزارت اطلاعات خواست از این فیلم ها سوء استفاده کند و آن ها را کنار هم بچیند و مستند بسازد و برای مردم پخش کند و آخر آن اقرار های دروغین بگذارد از حالت چهره مشخص شود که ما در بندیم.

بعد از نهار بازجوی پیر درب اتاق آمد، با خانم مجردی صحبت کرد و خانم مجردی به او گفت چرا نمی گذارید به خانواده هایمان تلفن بزنیم. بازجوی پیر گفت حال که مرحله ی بازجویی تمام شده است پس از نیم ساعت نگهبان زن آمد و تک تک ما را برای تماس تلفنی برد. و به ما گفت فقط یک کلمه می گویید که حالمان خوب است و نه چیز دیگری و دستش را روی شاسی تلفن گذاشته بود که اگر حرف دیگری بزنیم قطع کند. و جالب این که همه ی خانواده ها از نحوه ی بازداشت ما اطلاع کامل داشتند. خانم های متاهل که با همسرانشان بازداشت شده بودند زمانی که سراغ همسر خود را از بازجوی پیر می گرفتند، بازجوی پیر اسم همسر آن ها را می پرسید و پس از پرس و جو از دوستانش به برخی از خانم ها می گفت به بالا منتقل شده است. بچه ها به بازجوی پیر گفتند منظورتان از بالا اوین و از پایین کهریزک است. او نیز لبخندی زد و آن جا را ترک کرد. و ما از این که برخی از مردها را به اوین منتقل کرده اند مطمئن شدیم.

بازجوی پیر به ما گفت تا دو ساعت دیگر آن هایی که باید آزاد بشوند، آزاد می شوند. من این را از طرف خودم به شما قول می دهم. یک ساعت و نیم گذشت. نگهبان زن درب را باز کرد و مرا صدا زد و گفت چشم بندت را بزن و بیا بیرون. من بیرون آمدم مرا به داخل اتاقی برد پرونده ای که برایم تشکیل داده بودند نیز آن جا بود. خانم بازجو شروع به پرسیدن سوالات بی معنی کرد رابطه ات با شهاب در چه حدی بود گفتم خوب معلوم است هم حزبی بودیم و همیشه سلسله مراتب در کارهای تشکیلاتی حفظ می شود گفت یعنی با هم کوه نمی رفتید گفتم منظورت از پرسیدن این سئوال چیست؟گفت منظوری نداشتم نظرت در مورد اندیشه های خانم ماشینی چیست؟ هنوز هم سر عقیده ات هستی که در انتخابات تقلب شده است؟ چرا دعای کمیلتان مختلط بود و در دو منزل جداگانه برای مردها و زن ها مراسم نگرفتید؟ من در جواب سوالات اولیه به او گفتم که این سوالات جز عقاید شخصی است و شما حق تفتیش عقاید ندارید. و اما در مورد انتخابات من 18 جلسه بازجویی 7 تا 8 ساعته در اوین ظرف 2 ماه پس داده ام می توانید به آن ها رجوع کنید مورد من الان شرکت در دعای کمیل است. .گفت من تاسف می خورم از اینکه شماها جزء بهترینها از لحاظ استعداد و اطلاعات هستید اما برای راههای نامناسب از این استعداد استفاده می کنید چرا به خود نمی آیید و برای کشورتان در راههای مفید بجای اغتشاشات از سوادتان استفاده کنید؟ 3 بازجوی زن دیگر هم وارد شدند و به من گفتند شما فعلا این جا ماندگارید. صدای رفتن بچه ها و آزادیشان می آمد بلاخره آخرین نفر نیز آزاد شد.بعداز چند ساعت در باز شد و 6 بازجوی مرد وارد شدند یکی از بازجو ها روی صندلی کنار من نشست و به من گفت تو سابقه داری و جریانت با بقیه فرق می کند تو را نمی توانیم آزاد کنیم . تو حالا حالا ها مهمان مایی.به راننده بگو آماده باشد می رویم اوین می خواهیم تو را به اوین منتقل کنیم فراخوان زده اید تا در قالب مراسم مذهبی برای اغتشاش سازماندهی کنید؟ما اگر دیرتر آنجا می رسیدیم می دیدی چه آدمهایی با چه وضعیتی آنجا حاضر می شدند بازجوی پیر وارد اتاق شد وگفت حاجی قول می ده دختر خوبی بشه شما با لطف بیشتری به پرونده اش نگاه کنید او یک دختر است واسش خوب نیست به من گفت:فکرنکن قهرمان می شی تو جامعه این جریانات وجهه خوبی نداره باز هم یاد اوین افتادم که یکی نقش آدم خوبه رو بازی می کرد و دیگری نقش آدم بده رو و.... (رجوع شود به خاطرات 60 روزه ام در اوین)

بالاخره پس از سئوالات زیاد و سر وکله زدن و تهدیدات زیاد گفتند این دفعه به تو لطف می کنیم و آزادت می کنیم اما دفعه بعد اگر در هر مراسمی چه مذهبی با رنگ و بوی سیاسی وچه تجمعات بازداشت شوی دیگر آزاد نمی شوی در ضمن در دانشگاه هم حواست را جمع کن که ما مراقب حرکاتت هستیم تو 2 بار پرونده داری

مرا از اتاق بیرون بردند ووسائلم را تحویلم دادند و بعد به حیاط بردند و چشم بند زدند و سوار ماشینم کردندو گفتند سرت را پایین بگیر ماشین حرکت کرد و پس از چند دقیقه ایستاد مرا پیاده کردند و رفتند توجه که کردم دیدم تقاطع خیابان طالقانی و مفتح هستم دیر وقت بود وبه خانه رفتم.

ادامه مطلب ...

محسن آرمین: هدف حداقلی جنبش سبز اجرای قانون اساسی است

0 نظرات
محسن آرمین: هدف حداقلی جنبش سبز اجرای قانون اساسی است.

ادامه راه سبز: سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با اشاره به تبلیغات جناح رقیب مبنی بر مرگ اصلاحات، تحولات بعد از انتخابات را نشانه آشکار حیات و پویایی جریان اصلاحات دانست و تصریح کرد: تولد جنبش نجیب سبز نشان داد که گفتمان اصلاحات در عمیق‌ترین لایه های جامعه نفوذ کرده است.


به گزارش ايلنا، محسن آرمین كه در سومين جلسه شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در سال تحصيلي جديد سخن مي‌گفت با اشاره به فضای مشارکت حداکثری قبل از انتخابات این فضا را خواسته و راهبرد اصلاح طلبان دانست و تاکید کرد "وجود این فضا علاوه بر این که براساس ارزیابی‌های ما می‌توانست موجب پیروزی اصلاح طلبان باشد، از نظر ما بستر مناسبی برای تمرین سیاسی و ارتقاء آگاهی‌های سیاسی و افزایش حساسیت و تعهد جامعه نسبت به سرنوشت خود به وجود می‌آورد".

وي با بيان اينكه بر اساس تجارب انتخاباتی گذشته مطمئن بودیم مشارکت بالای 60 درصد مردم می‌تواند نتیجه را به نفع مردم سامان دهد،اظهار داشت: این تحلیل و ارزیابی ما براساس شناخت از مجموعه بخش اجرایی انتخابات قبل از این 4 سال بود اما هیچ ارزیابی دقیقی از تحولات بخش‌های اجرایی و نظارت طی 4 سال گذشته نداشتیم.

عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی راهبرد انتخاباتی اصلاح طلبان را استفاده از انتخابات به عنوان فرصت مغتنم قانونی برای پایان بخشیدن به مدیریت ناکارآمد دانست. وی با اشاره به حاکمیت یکدست موجود بر کشور طی چند سال اخیر گفت: امروزه شواهد و قرائن و دلایل قانع کننده‌ای داریم که ثابت می‌کند جریان حاکم انتخابات را فرصتی می‌دید تا بتواند در عرصه رقابت سیاسی نیز تکصدایی را حاکم کند.

آرمين برخوردهای خشن بعد از انتخابات را کاملا واکنشی دانست و اظهار داشت: این وضعيت بسیار بهتر از آن چه عمل شد می‌توانست مدیریت شود. حال آن که شاهد پرهزینه‌ترین برخورد و مدیریت با اعتراضات مردمی بودیم. به دلیل همین اشتباهات محاسباتی و استراتژیک برخوردها تبدیل به یک سری واکنش‌های شخصی شد.

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب با بيان اينكه امروز دیگر تردیدی وجود ندارد که جناح اصولگرای حاکم پروژه یکدست سازی عرصه رقابت سیاسی را در دستور کار خود قرار داد،اظهار داشت: تنش‌های بعد از انتخابات کنترل را از دست خارج ساخت و آنان نتوانستند این پروژه را تا انتهای آن اجرا کنند. وي از دست دادن حمایت و تأیید نهادهای سنتی دینی به ویژه مرجعیت و روحانیت طراز اول را نشانه شکست جریان حاکم دراجرای این پروژه دانست.

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب در ادامه به اختلافات درونی جناح اصولگرای حاکم در ادامه پروژه یکدست‌سازی عرصه رقابت سیاسی پرداخت و تأکید کرد: در حال حاضر بخش عاقلتر این جناح معتقد است نباید بیشتر از این هزینه داد و در شرایط پدید آمده پس از انتخابات ادامه دادن این پروژه و اتمام آن امکان پذیر نیست اما بخش افراطی این جریان معتقد به ادامه و اتمام پروژه به هر قیمت ممکن است.

وی ادامه داد: اقدامات و اظهارات تحریک آمیزی نظیر جمع آوری امضا و طومار برای دستگیری آقایان موسوی و کروبی و یا حملات سازمانیافته علیه چهره‌های برجسته‌ای نظیر آقایان موسوی خوئینی،سید حسن خمینی تهدید‌ها و کور نمونه‌هایی از تلاش های بخش افراطی این جریان برای فضاسازی مناسب جهت ادامه پروژه یکدست سازی کامل سیاسی در کشور است.

آرمین با تاكيد بر اينكه به رغم حوادث ناگوار و تلخ بعد از انتخابات، اصلاح طلبان دستاوردهای ارزشمندی نیز داشته‌اندبه تصمیم درست اصلاح طلبان مبنی بر شرکت فعال در انتخابات اشاره كرد و افزود:اگر این شرکت گسترده و فراگیر مردم در انتخابات نبود، در عدم حضور مردم انتخابات با همین نتیجه به انجام می رسید، بدون آنکه کسی اعتراض کند.

وی جنبش سبز را زاییده و مولود حرکت اصلاحی دانست و گفت: پیوندهای ماهوی عمیقی بین این جریان و خط فکر اصلاح طلبی وجود دارد. مطالبه اجرای کامل قانون اساسی، رعایت حقوق و آزادی‌های شهروندی، آزادی بیان و مطبوعات، تأکید بر وجه جمهوریت نظام و تعقیب و پیگیری این همه به روش‌های مسالمت آمیز و قانونی اصلی‌ترین مؤلفه جریان اصلاح طلبی هستند که شعار جنبش سبز نیز هست. آرمين با اشاره به اینکه منازعات سیاسی گذشته از حد نخبگان سیاسی فراتر نمی‌رفت، حساس شدن جامعه به سرنوشت خویش را از جمله دستاوردهای بزرگ این انتخابات ارزيابي كرد و این دستاورد را حاکی از راهبرد درست انتخاباتی اصلاح طلبان دانست.

وي در این نشست ضمن اشاره به خیابانی شدن اعتراض‌ها گفت: در دوره اصلاحات نگرانی ما این بود که اعتراضات به سطح خیابان کشیده شود و معتقد بودیم در چنین صورتی اوضاع از کنترل ما خارج می شود اما در طول این 4 سال جامعه ما به این بلوغ رسید که سه میلیون نفر بدون سازماندهی از سوی این یا آن حزب با سکوت و آرامش تظاهرات و راهپیمایی کنند. چنین حرکتی بی شک خارج از دایره قدرت این حزب یا آن جناح سیاسی است و تنها برآمده از رشد و بلوغ سیاسی مردم است که براساس تجارب دوران اصلاحات به دست آمده است.

سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با اشاره به تبلیغات جناح رقیب مبنی بر مرگ اصلاحات، تحولات بعد از انتخابات را نشانه آشکار حیات و پویایی جریان اصلاحات دانست و تصریح کرد: تولد جنبش نجیب سبز نشان داد که گفتمان اصلاحات در عمیق‌ترین لایه های جامعه نفوذ کرده است.

آرمین در ادامه به آسیب پذیری‌های جنبش سبز پرداخت و رادیکالیزه شدن و ناامیدی و سرخوردگی را از آفات جنبش نام برد و گفت: در برابر هزینه‌های داده شده دستاوردهای این جنبش بی نظیر و ارزشمند بود. ناامیدی، یأس و یا طرح شعارهای رادیکال که نتیجه ای جز ایجاد پراکندگی در صفوف جنبش سبز اثر دیگری ندارد نشانه برخورد غیر مسئولانه با آن است و نتیجه ای جز ایجاد و پراکندن یأس و ناامیدی در جامعه ندارد.

وی تاكيد كرد: نباید حساس شدن جامعه به سرنوشت خویش را به معنای آمادگی جامعه برای پذیرش شعارهای رادیکال و ساختار شکن تلقی کرد. اين استاد دانشگاه معتقد است هدفگذاری تغییر نتیجه انتخابات به عنوان هدف جنبش نشانه نگاه سطحی به این جنبش و عدم درک ابعاد عمیق آن است. وي خاطر نشان كرد: تحول بنیادین پدید آمده در جامعه طی همین چند ماهه اخیر به عنوان دستاورد جنبش سبز باید ما را قانع سازد که اهداف این جنبش را بزرگ‌تر و دراز مدت تر درک کنیم.

آرمين طرح ایده شبکه اجتماعی از سوی مهندس موسوی به عنوان سازمان جنبش را ایده‌ای هوشمندانه و اقدامی مثبت ارزیابی کرد و پیدا کردن راهکارها و تاکتیک‌های لازم را در بستر این راهبرد را وظیفه نخبگان و مشارکت سازنده آن ها در این عرصه دانست.

وي در عین حال تأکید کرد: عدم توجه به اهداف راهبردی جنبش سبز که از سوی مدیریت جنبش تعریف و اعلام شده است می تواند ایده شبکه اجتماعی را به عاملی منفی و کاهنده تبدیل کند. از این رو به کار گیری ایده شبکه اجتماعی در خارج از چارچوب ها و اهداف تعریف شده برای جنبش سبز این جنبش را با شکست و ناکامی مواجه خواهد ساخت.

آرمین در پایان اعلام هدف حداقلی و عام اجرای قانون اساسی برای جنبش سبز را از سوی مهندس موسوی را که همواره مورد تأکید آقای خاتمی و اصلاح طلبان بوده است ابتکاری مدبرانه و مسئولانه دانست و تضمین کننده اقبال عمومی از آن خواهد بود.

ادامه مطلب ...

موسوی لاری: فتنه‌گران كسانی هستند كه به دنبال حذف اكثریت جامعه هستند

0 نظرات

موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات:
فتنه‌گران كسانی هستند كه به دنبال حذف اكثریت جامعه هستند.

ادامه راه سبز«ارس»: موسوي‌لاری اين روزها مانند ديگر همفكران خود به شدت نگران وضعيت كشور و از دست رفتن سرمايه‌های اجتماعی است و از اين رو معتقد است برای رسيدن به يك وفاق حداكثری از بين رفتن فضاي امنيتی شرطی لازم است. وزير كشور دولت اصلاحات در گفت‌وگويي تفصيلي با ايلنا، با تشريح آخرين وضعيت جبهه اصلاحات،‌ درباره نگرش اصلاح‌طلبان به طرح وحدت ملی و علت هجمه‌های صورت گرفته به مجمع روحانيون مبارز و برخی اعضای شاخص آن سخن گفت. مشروح اين گفت‌و‌گو در ادامه می‌آيد:

سید عبدالواحد موسوی‌لاری در تحلیل خود از آینده جریان اصلاح‌طلبی، معتقد است: جریانی که امروز بر اریکه قدرت تکیه زده، فکر می‌کند با حذف رقبا، میتواند بدون هیچ مشكلی مسیر خود را ادامه دهد و اکثریت جامعه را از حضور در عرصه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری محروم کند.

وی با بیان اینکه تلقی این جریان این است که طرف مقابل آنها ابزار اجرایی و اداری در اختیار ندارد، بنابراین نمیتواند در مناسبات اجتماعی سهمی داشته باشد، ادامه داد: به اعتقاد من، این موضع، سطحی‌نگری است و کسانی که واقعیات جامعه را نمی‌بیند، گمان می‌کنند با قبضه کردن ابزارهای مدیریتی می‌توانند جامعه را با خود همراه کنند، در حالی که در هیچ دوره‌ای از تاریخ، این نگاه جواب نداده است.

وزیر ‌کشور دولت اصلاحات ادامه داد: تلقی آنها از جریان اصلاح‌طلبی نیز اشتباه است؛ گمان میكنند اندیشه اصلاح‌طلبی، مجموعه‌ای از احزاب و تشکل‌های سیاسی و چهره‌های شاخص و عناصر موثر است که حامل فکر و اندیشه‌ اصلاح طلبی میباشند و اگر موفق شوند این افراد و یا احزاب را از گردونه خارج كنند، عملا جامعه با تفکر اصلاح‌طلبی فاصله خواهد گرفت که به اعتقاد من، منشا این نوع نگاه یا ساده‌نگری است و یا غرور بیش از حد، كه در هر صورت با واقعیات جامعه منطبق نیست.

تحول خواهی و اصلاح‌طلبی ذهنیت عمومی جامعه ماست
موسوی‌لاری با تاکید بر اینکه اصل تحول خواهی و اصلاح‌طلبی ذهنیت عمومی جامعه ماست، خاطرنشان کرد: اکثریت جامعه نسبت به پاره‌ای از مسائل ذهنیت منفی دارند و خواهان اصلاح آن هستند، مثلا در نحوه گردش نخبگان ذهنیت جامعه این است که باید از طریق انتخابات آزاد، گردش نخبگان صورت گیرد و این مساله خواست مردم ماست.

وی ادامه داد: متاسفانه این خواست از سال 69 و با تفسیر اصل 99 قانون اساسی توسط شورای نگهبان روز بروز دچار مشکل شد و در انتخابات مجلس چهارم این تفسیر، زمینه ساز حذف عده زیادی از مدیران سابقه‌دار جامعه و نمایندگان خوشنام مجلس سوم شد. تلقی آن روز جریان محافظه‌كار این بود که شورای نگهبان با ابزاری که در اختیار دارد عد‌ه‌ای از جریان مقابل را تحت عنوان عدم صلاحیت کنار می‌گذارد و اتفاقی نخواهد افتاد.

عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز ادامه داد: در انتخابات ریاست جمهوری هفتم فضای عمومی جامعه به سمت انتخاب نامزدی رفت که کمترین حمایت را از ناحیه حاکمان با خود داشت؛ گرچه این تفکر و منادیان آن دست از روش خود برنداشتند و در مجلس ششم نیز تلاش کردند عده‌ای را رد صلاحیت کنند، ولی دیدید که مردم با چه شور و هیجانی در انتخابات مجلس ششم شركت كردند و با چه تركیبی آن را تشکیل دادند.

اداره جامعه از طریق حذف یک گروه و تقویت گروه دیگر میسر نمی‌گردد
وی با تاکید بر اینکه نگاه عامه جامعه ما اصلاح همین نوع رفتارهاست، ادامه داد: جریان اصلاح‌طلبی معتقد است، اداره جامعه از طریق حذف یک گروه و تقویت گروه دیگر میسر نمی‌گردد، بلکه باید از طریق انتخابات آزاد انجام شود تا پشتوانه اعتماد عمومی را همراه خود داشته باشد.

موسوی لاریتاكید كرد: اگر گروهی بخواهد راه اصلاح طلبی را ببندد، باید جلوی این تفکر؛ یعنی چرخش مدیریت از طریق انتخابات آزاد را بگیرد، یعنی اکثریت مردم را كه خواستار تاثیر‌گذاری رای خود هستند از حوزه تصمیم‌گیری خارج کند و نتیجه این روش هم وضعیتی خواهد شد که در آن،‌ اقلیتی با ابزارهای شبه‌قانونی و با امکانات اداری بخواهد بر اکثریت وسیع حکومت کند.

عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز با تاکید بر اینکه آنچه جامعه می‌خواهد ادامه مسیر اصلاح طلبی است، تصریح کرد: اصلاح طلبی در متن جامعه ما نهادینه شده و خواست اکثریت است و جلوگیری از آن، به معنای بستن رودخانه است که اگر جلوی آن را بگیرند، ممکن است از جای دیگر سر در بیاورد.

شبیه‌سازی جریان اصلاحات موفق نیست
موسوی‌لاری در پاسخ به اینكه آیا برخی تلاش‌ها برای تولید جریان و یا چهره‌های اصلاح‌طلب جدید میتوانند موفق شوند،‌ با تاکید بر اینکه نباید تصور شود که مقوله اصلاح‌طلبی مقوله‌ای است که میتوان با آن مقابله کرد، خاطرنشان کرد: اینکه عده‌ای را از گردونه تاثیرگذاری خارج کنند و بخواهند افراد دیگری را با عنوانی مشابه جایگزین آنها کنند، شدنی نیست و اگر روی کار آمدن یک جریان به صورت نمایشی و بدلی باشد، جامعه از آن استقبال نخواهد کرد.

وی با اشاره به اینكه قبلا هم در مشابه‌سازی گروه‌هایی چو ن طبرزدی، چنین راهكارهایی تجربه شد و نتیجه‌ای در برنداشت، افزود: البته شكل‌گیری جریان منتقد جدید میسر است، به شرط اینكه جامعه نسبت به جناح جدید اعتماد پیدا كند.

قالیباف، لاریجانی، رضایی واقعا با جریان حاکم فعلی مشکلات جدی دارند
عضو ارشد مجمع روحانیون با بیان اینکه افرادی چون قالیباف، لاریجانی، رضایی واقعا با جریان حاکم فعلی مشکلات جدی دارند، گفت: نگاه آنها با طیف حاكم در مورد مسائل اجرایی كشور متفاوت است و معتقدم همین که در طیف اصولگرا جریانی شکل گرفته که وضعیت موجود را نمی‌پسندد نشان از تاثیرگذاری اندیشه اصلاح‌طلبی دارد که توانسته است راه شفاف را نشان دهد.

ریزش جریان اصولگرایی
وی با تاکید بر اینکه خیلی از افراد دلسوز و علاقه‌مند به نظام سعی می‌کنند بر اساس ملاک‌های صحیح، انقلاب و نظام حرکت کنند، اظهار داشت: خردورزان و عقلای جریان اصول‌گرایی با آنچه که امروز در صحنه جامعه در حوزه مدیریت اتفاق می‌افتد، مخالفند و این روحیه انتقادی و مخالفت را نباید به معنای بدل‌سازی دانست، بلکه معنای درست آن،‌ ریزش جریان اصولگرایی است كه البته آنها می‌توانند در کنار جریان اصلاح‌طلبی، مسیر آینده را مشخص کنند.

خشونت‌طلبان بیشترین آسیب را به جامعه میزنند
موسوی‌لاری در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر ارزیابی خود از طرح‌های مطرح شده برای برون رفت از شرایط فعلی کشور، گفت: معتقدم مهمترین آسیب امروز جامعه، آسیبی است که از ناحیه عناصر افراطی و خشونت طلب وارد میشود و این گروه با مطلق‌انگاری خود به کشور ضربه می‌زنند.

وی ادامه داد: در واقع امروز مهمترین مشکل ما، مطلق‌نگری طیف محدودی است که در بخشی از امور جاری کشور مسلط شده‌اند و تصور آنها این است که با حذف رقبا می‌توانند امور را بلامنازع پیش ببرند، در حالی که واقعیت مساله اینگونه نیست، جامعه این نگاه را نمی‌پسندد و بر همین اساس دلسوزان نظام در دو طیف اصولگرا و اصلاح‌طلب، خروج از این شرایط را به عنوان یک وظیفه تلقی می‌کنند.

موسوی‌لاری خاطرنشان کرد: سخنانی از قبیل گفته‌های آقایان هاشمی، رضایی و یا عسگراولادی و یا امثال آنها که حرکت به سمت نوعی وفاق و اجماع را دنبال می‌کنند، مبین نگرانی، دغدغه و دلشوره‌ای است که نسبت به آینده جامعه دارند و در مقابل این گروه، جریان افراطی وجود دارد که حرکت به سمت وفاق را نوعی فتنه تلقی می‌کند، این افراد همان کسانی هستند که یا درک درستی از واقعیات جامعه ندارند و یا فکر می‌کنند چون همه ابزار را در اختیار دارند،‌ نیازی به دیگران نیست.

مخالفان طرح وحدت ملی بقای خود را در تشنج می‌بینند
وزیر‌کشور دولت اصلاحات در توضیح این گفته خود، تصریح کرد: اگر ما یک خط کشی بخواهیم انجام دهیم، در یک سوی این خط کشی عناصر خردورز و دوراندیش جامعه هستند که صرف نظر از وابستگی‌های جبهه‌ای خود، به آینده جمهوری اسلامی، نیاز‌های جامعه و خواست اکثریت توجه دارند و تلاش می‌کنند جامعه را به سمت آرامش و نوع وفاق همدلی پیش ببرند. در سوی دیگر هم کسانی هستند که بقای خود را در تشنج می‌بینند و فلسفه وجودی خود را با وجود بحران گره زده‌اند.

اگر درگیری و خشونت‌طلبی در جامعه وجود داشته باشد و جریانات درون نظام، به جان هم بیفتند، آنها می‌توانند اظهار وجود کنند و برای خود معنایی قائل شوند،‌ اما اگر جامعه به سمت آرامش و خردورزی پیش برود، میدان‌داری آنها محدود خواهد شد، بنابراین سعی می‌کنند جامعه دائما در حال تنش باشد تا بتوانند بقای خود را تثبیت کنند.

موسوی لاری خاطرنشان کرد: پیشنهادهای آقایان رضایی، عسگراولادی، ‌باهنر و هاشمی برخاسته از نوعی مآل اندیشی است و مخالفت‌های افراطی با این طرح‌ها نیز از ناحیه کسانی است که بقای خود را در تشنج می‌بینند.

كاهش فضای متشنج،‌ مطالبه عمومی دلسوزان نظام است
عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در پاسخ به این سوال که آیا چهره‌های شاخص اصولگرا با تعریفی که اصلاح طلبان از وحدت دارند، همراه هستند‌، گفت: حرکت به سمت نوعی وفاق و همدلی و کاهش فضای متشنج به عنوان یک مطالبه جدی بین دلسوزان نظام مطرح است، اما اینکه روش رسیدن به این نقطه، شاخص‌ها و مولفه‌ها و عناوینی كه می‌توان حول آن وحدت کرد، چیست، مقولاتی است که طیف‌های مختلف جامعه روی آن اختلاف نظر دارند و البته باید گفت چنین چیزی غیرطبیعی نیست و اگر اختلاف نظر پیرامون برخی موارد نبود، دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب تشکیل نمی‌شد.

موسوی لاری با تاکید بر اینکه نفس حرکت به سمت وحدت و همدلی و انسجام‌بخشی درونی جامعه، یك مطالبه فراگیر است، تصریح کرد: معتقدم برخی از اصولگرایان، صادقانه در جست و جوی راه حل مناسب در این ارتباط هستند و تلاش‌های فعلی حکایت از دغدغه درونی آنها دارد، زیرا حاکم شدن فضای امنیتی بر همه شئون جامعه مطلوب هیچ کس نیست.

از بین رفتن فضای امنیتی، یکی از پیش شرط‌های رسیدن به وفاق است
وی با تاکید بر اینکه جامعه ما جامعه‌ای باز است که از امام یاد گرفته است كه مهمترین شاخص قدرت جامعه، حق انتخاب مردم است، خاطرنشان کرد: این شعار در فضایی بروز پیدا می‌کند که مردم امکان اظهارنظر داشته باشند و فضای رقابت و نه تقابل، آرامش نه خشونت و بهره‌گیری از ابزارهای فرهنگی برای رشد وتکامل باشد، نه فضای استفاده از قوه قهریه.

موسوی لاری گفت: باید عقلای دو جریان با هم تبادل نظر کنند و به مکانیزم مشخصی برای وحدت ملی برسند که قطعا تا رسیدن به آن نقطه نیاز به بحث و تبادل نظر و فضای باز سیاسی و تضارب آراست تا عقلا بتوانند حرف‌های خود را بزنند و موانع از بین برود و از بین رفتن فضای امنیتی، یکی از پیش شرط‌های رسیدن به وفاق است.

به آینده طرح وحدت خوش بین‌ هستم
وزیر‌کشور دولت اصلاحات در پاسخ به این سوال آیا فکر می‌کنید بستر تحقق این مساله وجود دارد، گفت: بنده با خوش‌بینی تصور میكنم كه تلاش‌های برخی اصولگرایان واقعی است و طرح‌هایی که در این راستا مطرح می‌شود، به معنای وجود نگرانی‌های جدی است، البته هر عنصر سیاسی وقتی پیشنهادی را مطرح می‌کند در مرحله اول حداکثر‌های خود را در نظر می‌گیرد تا به نقطه تعادل با حداکثر‌های طرف مقابل برسد.

وی ادامه داد : بالاخره طراح هر طرحی، سلسله مطالباتی را برای خود واقعی می‌داند که ممكن است جریان مقابل آنها را حاشیه‌ای یا غیر واقعی بداند که آنها باید با هم بنشیند و تبادل نظر کنند تا به نقطه تعادل برسند. موسوی لاری خاطر نشان كرد: معتقدم اگر این احساس خطر واقعی باشند که فكر میكنم این گونه هست، باید اصولگرایان در کنار اصلاح طلبان بنشیند.

عضو مجمع روحانیون مبارز تصریح كرد:ممكن است برخی افراد جریان اصلاح‌طلب با توجه به هزینه‌هایی که به آن وارد شده است، احساس کنند که این تلاش‌ها واقعی نیست و حاضر نباشد پای میز مذاکره بنشیند ولی در عین حال باید افراد فهیم دو طرف تلاش کنند تا دیدگاه‌ها به هم نزدیک شود و برای رسیدن به مساله وحدت مکانیزم‌های قابل قبول دو طرف یافت شود.

ارائه دهندگان طرح وحدت ملی به اصلاح طلبان اطمینان بدهند
وی با تاكید بر اینكه اگر چنین اتفاقی بیفتد جامعه به سمت بهبود خواهد رفت و در غیر این صورت اختیار از دست عقلا خارج و افراطیون معرکه‌گیر خواهند شد، افزود: اصولگرایانی كه طرح وحدت ملی را پیش كشیده‌اند، باید به برخی از لایه‌های اصلاح‌طلب اطمینان بدهند و یكی از راهكارهای اطمینان‌ بخشی، به اعتقاد بنده میتواند آزاد‌كردن چهره‌های سیاسی از زندان باشد.

عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در مورد اظهارات روح‌الله حسینیان مبنی بر فتنه‌خواندن طرح هاشمی رفسنجانی و رضائی نیز گفت: نمیتوانم راجع‌ به اظهار نظر افراد آن هم كسانی كه معمولا دیدگاه‌های قاعده‌مند ندارند، اظهار نظر كنم، ولی وقتی در جامعه‌ای دو فكر مطرح میشود، یكی میگوید جامعه را چندپاره نكنیم و خشونت را رواج ندهیم، ولی گروه دیگر میگوید بحث ائتلاف و وحدت نوعی فتنه‌گری است كه این را باید مردم قضاوت كنند. باید دید اكثریت جامعه كدامیك را میپسندد و اگر بناست با كسانی كه حقی از آنها ضایع شده، پشت یك میز نشست، باید راهی برای دستیابی به حقوق آنها فراهم شود تا بتوانند به وحدت برسند.

در مورد مصداق فتنه‌گران با امثال عسگراولادی بحث داریم
موسوی‌لاری در تحلیل خود از هجمه‌ها علیه مجمع روحانیون مبارز گفت: مجمع روحانیون مبارز،‌ تشكلی خوش‌نام و بهره گرفته از حمایت‌های امام است. جهت‌گیری اصولی این تشكل، تقویت بنیان‌های جمهوری اسلامی و حرکت در مدار اندیشه امام و با محور قرار دادن اصول روشن قانون اساسی است. از زمان شکل‌گیری تا امروز، مجمع تمام تلاش خود را بر این مبنا استوار كرده که بنیان‌های اصیل نظام حفظ شود و قرائت صحیحی از حرکت و فکر امام ارائه گردد تا راه برای سوءاستفاده از دیدگاه‌ها و نظرات اما توسط دارندگان سلایق مختلف بسته شود و هر‌کس، تفسیر دلخواه خود از راه و رسم امام ارائه نکند.

عضو مجمع روحانیون مبارز با تاکید بر اینکه چه قبل از انتخابات با دعوت مردم برای حضور در صحنه و چه بعد از انتخابات، جهت‌گیری ما مقابله با خشونت‌طلبی و دفاع از حیثیت و آبروی کسانی بوده که در صحنه حضور یافتند و مردمسالاری دینی را جدی تلقی كردند، گفت: مسیری که مجمع روحانیون مبارز رفته است مسیری درست بوده و اینکه فتنه‌گر کیست و مصادیق این مفهوم چه كسانی هستند، مقوله‌ای است که ما با امثال آقای عسگراولادی، درباره آن بحث داریم.

فتنه‌گران كسانی هستند كه به دنبال حذف اكثریت جامعه هستند
وی ادامه داد: معتقدم کسانی که در راستای حذف اکثریت جامعه از گردونه تصمیم‌گیری حركت میكنند و به دنبال ایجاد فضایی آکنده از تهمت، افترا و خشونت هستند، به فتنه‌گری دامن میزنند. باید ببینیم چه کسانی از آنها حمایت می‌کند آیا مجمع روحانیون در کنار آنهاست و یا اینکه مجمع در کنار اکثریت مردمی است که تنها یک سوال نسبت به نتیجه انتخابات داشتند.

بزرگان اصولگرا باید خط خود را از خشونت‌طلبان جدا کنند
وی با تاکید بر اینکه اختلاف نظر ما با دوستان اصولگرا همین‌جاست، ادامه داد: بزرگان اصولگرا باید خط خود را از خشونت‌طلبان جدا کنند و دلسوزان جامعه نباید اجازه دهند تا افراطیون سرنوشت جامعه را رقم بزنند ممکن است، امثال آقای عسگراولادی در این ارتباط نگاهی داشته باشند ما نیز نگاهی داریم می‌توانیم با آنالیز، مولفه‌های فتنه و مصادیق آن را پیدا کنیم که این کاری سخت نیست.

چرا به موسوی خوئینی‌ها در آستانه 13 آبان حمله می‌شود
موسوی لاری در مورد هجمه‌های صورت گرفته علیه آیت‌الله موسوی‌خوئینی‌ها گفت: آقای موسوی‌ خوئینی‌ها، چهره‌ای شناخته شده است و از قبل از انقلاب جزو روحانیون فعال و مبارز بود و به علت تلاش‌های انقلابی خود توسط رژیم ستم‌شاهی بازداشت شده است و از سوی دیگر، یکی از روحانیون خوش‌نامی است كه در ساماندهی تشکل‌های روحانی در تهران نقش موثری داشته و بعد از انقلاب نیز مورد حمایت و عنایت امام بوده است.

وی ادامه داد: اگر در مسیری که آقای موسوی‌خوئینی‌ها طی کرده، دقت كنید، متوجه میشود از زمانی که ایشان برای پیوستن به امام به پاریس می‌رود تا زمانی که امام از دنیا رفت، امام یک لحظه نسبت به ایشان تردید نکرد.

موسوی‌لاری با تاکید بر اینکه موسوی خوئینی‌ها از طرف امام در اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری به عنوان کسی که صلاحیت نامزدها را بررسی می‌کرد انتخاب شد، گفت: وقتی که قطب‌زاده به عنوان مدیرعامل صداوسیما منصوب شد، امام (ره) برای اینكه از روند امور در صداوسیما اطمینان پیدا كند، آقای موسویخوئینیها را مامور كرد به عنوان نماینده خود در صداوسیما حضور پیدا كند، یا وقتی كه مساله حج به عنوان یكی از رسالت‌های نظام جمهوری اسلامی مطرح شد و كانون حج به عنوان نقطه تلاقی همه ملت‌های اسلامی مطرح شد، فردی كه از سوی امام برای انجام ماموریت حج انتخاب شد، موسوی خوئینیها بود.

وی خاطر نشان كرد: امام در حكم خود خطاب به آقای موسوی خوئینیها تاكید داشتند كه شما با بینش خاص سیاسی امور حج را از ابعاد مختلف رسیدگی كنید و حجاج موظفند كه به راهنماییهای شما گوش فرا دهند و متصدیان امور نیز موظفند با شما همكاری و از ارشادات شما استفاده كنند.

موسو‌یلاری با اشاره به انتصاب موسویخوئینیها به سمت دادستان كل كشور از سوی امام(ره)‌گفت: وقتی كه آیت‌الله العظمی صانعی از سمت دادستانی كل‌كشور استعفا دادند، امام در دیدار با شورای عالی قضایی راجع‌ به آقای موسویخوئینیها گفتند، ایشان را میشناسم، فردی عالم و متعهد است و یكی از ویژگیهای امام این بود كه در مورد افراد مبالغه نمیكردند و همه این مسائل، نشان‌دهنده سابقه درخشان ایشان است.

موسوی لاری تاكید كرد: معتقدم علیرغم اینكه موسویخوئینیها در حوادث بعد از انتخابات حضور چندانی نداشت ولی تهاجم وسیع و‌گسترده نسبت به آقای موسوی خوئینیها از مرز كج‌سلیقگی و رقابت‌ها گذشته است. ایشان كسی است كه همیشه حرف‌های خود را قانون‌مدارانه مطرح میكند و در اظهارات خود جانب احتیاط را رعایت میكند.

وی ادامه داد: دو مساله در این ارتباط سوال ایجاد میكند، اینكه این تهاجم وسیع چه مبنایی دارد و چرا در آستانه 13 آبان این تهاجمات صورت میگیرد؟ 13 آبان سالروز تسخیر لانه جاسوسی و حركت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام است كه رهبر معنوی و فكری آنها موسویخوئینیهاست، حركتی كه از طرف امام به عنوان انقلاب دوم نام گرفته است.

چطور كسانی كه داعیه مبارزه با آمریكا را دارند، در آستانه 13 آبان كه روز مبارزه با آمریكا و استكبارستیزی است با موسویخوئینیها كه مظهر مقابله با آمریكا است، اینگونه برخورد كنند و معتقدم این نوع مسائل از رقابت‌های جناحی گذشته و نشان‌دهنده این است كه كاسه‌ای زیر نیم‌كاسه است كه میخواهد چهره ممتاز موسویخوئینیها را زیر سوال ببرد و چرایی آن هنوز برای من روشن نیست.

حمله به بیت امام، بی‌حساب و كتاب نیست
موسویلاری در پایان گفت‌وگوی تفصیلی خود با ایلنا درتحلیل خود از تهاجم به بیت امام گفت: تردیدی نیست كه امروز اندیشه امام برای برخی مزاحمت ایجاد میكند، تابلویی كه امام (ره) پیش روی جامعه قرار داد این بود كه رای آزاد مردم و اخلاق در جامعه ملاك است و بها دادن به حیثیت مردم باید در نظر گرفته شود كه این امروز خوشایند خیلیها نیست، آنهایی كه طرفدار خشونت هستند و فضای باز را نمیپسندند، اندیشه امام را مزاحم خود میدانند و قاعدتا این تهاجمات را بیحساب و كتاب انجام نمیدهند و تفكری میخواهد به تدریج فكر امام را در حاشیه قرار دهد تا كسی از آنها بازخواست نكند.

ادامه مطلب ...

تاجزاده "حق وتوی جنتی" را ول کن نیست!

0 نظرات

تاجزاده "حق وتوی جنتی" را ول کن نیست!


از حدود هشت یا ده یا دوازده و یا شاید حتی از بیست سال قبل(!)، مصطفی تاج زاده "خار چشم" انحصارگرایان و بخصوص خار چشم یک نفر بوده ؛ خار چشم خطیب کف کرده و همواره خشمگین نمازهای جمعه، پیرمردی ریزنقش که سالهاست سرقفلی شورای نگهبان را در اختیار گرفته و در پرونده اش، سیاهه ای از بزرگترین تقلب ها و تخلف های انتخاباتی بیست سال اخیر(!) ثبت شده است!! و او کسی نیست جز شیخ احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، که تاج زاده سالهاست هیچ فرصتی را از دست نمی دهد تا او را به عنوان سمبلی از حکومت استبدادی ولایی، زیر انتقاد و کنایه و سئوال ببرد! گویا این رویه برای مصطفی تبدیل به یک عادت شده است! قبل از اینها که از پایان این نظام نامشروع چنین مطمئن باشم، از روزی نگران بودم که اگر این شیخ به ملکوت اعلی پر بکشد و مصطفی تاج زاده آدمی با کالیبر شیخ احمد جنتی و این همه خطاهای استراتژیک و اشتباهات بزرگش پیدا نکند تا بتواند عیوب نظام نظارت استصواتبی، حکومت استبدادی و انتخابات نمایشی را در کلام و بیان پر اشتباه چنان شخصی پیدا کند و به باد نقد بگیرد، دچار افسردگی می شود. زیرا بخشی از هویت سیاسی تاج زاده، نقد نظارت استصوابی و شخص جنتی بوده و هست! حتی اگر از داخل انفردای با همسرش سخن بگوید!

حالا مصطفی، این سید بذله گو و همیشه خوش روحیه اصلاح طلب، چهارماه است در انفرادی نشسته و مانند سایر زندانیان از دنیا بی خبر است. اما تا فرصتی می یابد و همسر صبورش خانم محتشمی پور را می بیند، بمب انرژی و شوخی می شود و باز به پر و پای این شیخ بدفرجام می پیچد که: " نظارت استصوابی و حق وتوی آقای جنتی و همكارانش بزرگترین بدعت در انقلاب است!"

هشت سال قبل، سال ۱۳۸۰ من به همراه مصطفی به دادگاهش در خیابان میرعماد می رفتم تا روایت آن دادگاه را در کتابی با نام "رأی مردم" گرد آوری کنم و منتشر کنیم. مصطفی را به عنوان رئیس ستاد انتخابات کشور و بعد از انتخابات مجلس ششم و آن تغییر مفتضحانه آرای مردم تهران توسط شورای نگهبان و فرستادن متقلبانه آقای "حداد عادل" به جای "علیرضا رجایی" محاکمه می کردند! جالب بود که مصطفی را به خاطر اعتراض به آن دستکای و "دفاع از سلامت انتخابات" محاکمه می کردند و اینکه دائم در روزنامه ها از تخلفات شورای نگهبان و همین شیخ جنتی انتقاد می کرد و ول کن قضیه هم نبود. دادگاه از صبح تا ظهر و از بعد از ظهر تا غروب برگزار می شد و ده دوازده روزی هم ادامه پیدا کرد. هر روز و هر بار مصطفی از رئیس دادگاه می خواست آقای جنتی را هم باید بیاورید! او متقلب است! در آرای ملت دست برده! مجرم جنتی است! و اینها تیتر روزنامه ها می شد. رئیس دادگاه هم که بیچاره اختیاری از خودش نداشت و دائم با تلفن کنترل می شد که چه بکند و چه بگوید، مدام از تاج زاده تقاضای سکوت می کرد. بعد از دادگاه می آمدیم بیرون. بین خبرنگاران دوباره مصطفی (به درستی) جنتی را مجرم اصلی دستکاریها در رأی مردم معرفی می کرد و خبری از او منتشر نمی شد جز اینکه اسم آن شیخ نگون بخت در آن آمده باشد. مثل اینکه کنترات کرده همه جا اسم این شیخ را بیاورد!

آن دادگاه نمایشی و سخیف بالاخره تمام شد و برای تاج زاده حکمی تعلیقی بریدند و استعفایش دادند(!) و کتاب "رأی مردم" همزمان با ابلاغ حکم تاج زاده با سرعتی باور نکردنی منتشر شد. تاج زاده از دادگاه ملت سربلند بیرون آمد و قوه قضائیه حتی برای ارضای حس عصبانیت آقای جنتی هم نتوانست از کار تاج زاده در مقام برگزار کننده انتخابات و امین ملت ایرادی بگیرند. اما شیخ احمد جنتی تا امروز در مسند دبیری شورای نگهبان باقی مانده تا دو مجلس دیگر و دو انتخابات ریاست جمهوری دیگر را با انواع ترفندها و تخلفات برگزار کند و نام خود را به عنوان کسی که بارها و بارها انتخاب و رأی ملت را «وتو» کرد، در تاریخ این سرزمین ثبت نمود. این پیرمرد خشمگین، چند هفته قبل در یکی از خطبه های نماز جمعه به طور «چکی» و دسته جمعی از همه خواست حلالش کنند و ندانست با رد صلاحیتهای ناصوابی که بارها صورت داده، چه شخصیتهای بیگناهی را لکه دار و بدنام ساخته و با تخلفات بی سابقه انتخاباتی، یا به قول مصطفی تاج زاده، با وتوی آرای ملت چه مصیبت هایی برای این سرزمین رقم زده که کمترین آن، تحمیل احمدی نژاد بر مقدرات کشورمان است. بابت این همه اشتباه عامدانه و گناه عمدی و رفتارهای غیراخلاقی و دزدی آرای یک ملت، در هیچ دین و آئینی نمی شود به صورت فله ای و چکی حلالیت خواست! و وای به حال آقای جنتی که فرصتی برای جبران این همه گناه ندارد!

مطمئنم همین حالا آقای جنتی یک گوشه ای نشسته و نمی داند اول باید این مصطفی تاج زاده را کنترل کند، یا اینکه برود و از میلیونها مردم طلب حلالیت کند؟ چون او هم از مقام عظمای ولایت با این تجربه بیماری اخیرشان شنیده که خدا "حلالیت چکی" را قبول نمی کند و آن چک ها را برگشت می زند، از طرفی نمی داند با این مصطفی چه باید بکند؟ او تازه از "وتوی جنتی!" حرف می زند و ول کن هم نیست!

دوست دارم در آخر، این نوشته را به خانم محتشمی پور (همسر صبور مصطفی) و به همه خانواده های زندانیان پیشکش کنم. همه کسانی که عزیزی را برای فکر و عقیده اش در بند دارند و برای همه آنها، روحیه ای شاداب و مقاوم آرزو کنم. خیلی زودتر از آنچه فکرش را بکنید، چک آقایان حاکم را به اجرا می گذاریم تا حقوق ملت را وصول کنیم! خیالتان آسوده باشد. یا حق!

بابک داد

=========
پیوندهای مرتبط:

» تاجزاده: حق وتوی جنتی و همکارانش بزرگترین بدعت در انقلاب است
ادامه مطلب ...

حاکمان امروز، تنها نامی از امام میخواهند تا به نام او کامشان شیرین کنند!

0 نظرات

حاکمان امروز، تنها نامی از امام میخواهند تا به نام او کامشان شیرین کنند!


انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری برگزار شده بود و آمارها خبر از مشارکت هشتاد و پنج درصدی واجدین شرایط در پای صندوق‌های رای می‌دادند. در چنین شرایطی مقامات و مسئولین کشور در اظهار نظرهای خود بر این مسئله تاکید می‌کردند که مردم با مشارکت گسترده در انتخابات بار دیگر پاسخی کوبنده به رسانه‌های بیگانه داده‌اند و بار دیگر نشان داده‌اند که ارزشی برای این رسانه‌ها قائل نیستند. مسئولین در اظهارنظرهایشان از مردم آگاه و بیداری می‌گفتند که علی‌رغم تبلیغات منفی و سیاه‌نمایی‌های رسانه‌های بیگانه پیرامون انتخابات، با حضور گسترده خود در انتخابات حماسه دیگری خلق کرده‌اند و یک نه بزرگ به رسانه‌های بیگانه گفته‌اند. اما اتفاقاتی که ظرف چند روز بعد و شاید حتی چند ساعت بعد رخ داد باعث شد تا همین رسانه‌هایی که هیچ تاثیری بر مردم ایران نداشتند و مردم ایران به آنها یک نه بزرگ گفته بودند آن‌قدر در بین مردم صاحب نفوذ و جایگاه شوند که بتوانند در کشور راهپیمایی چند صدهزارنفری راه بیندازند.

اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری با اعتراضات گسترده همراه شد. هزاران نفر در اعتراض به نتایج اعلام شده به خیابان‌ها ریختند و به نشانه اعتراض اقدام به برپایی تجمع و راهپیمایی کردند. راهپیمایی‌هایی که در روز بیست و پنجم خرداد ماه به اوج خود رسید. روزی که اعتراضات شکل سراسری به خود گرفت و تهران صحنه برگزاری راهپیمایی اعتراضی چند صد هزار نفری بود. موضع مسئولین در قبال حضور گسترده مردم در اعتراضات اما با موضع آنها در قبال حضور گسترده مردم در انتخابات کاملآ متفاوت بود. این بار نه خبری از مردم آگاه و بیدار بود و نه خبری از پاسخ منفی به رسانه‌های بیگانه. معترضان ، ناآگاهان و فریب خوردگان و اغتشاشگرانی بودند که مستقیمآ از رسانه های بیگانه دستور می‌گرفتند، تجمعات چند صد هزار نفری و چند ده هزار نفری با طراحی بیگانگان انجام می شد ، کسانی که کارگردانان این تجمعات نامیده می‌شدند دست نشانده‌های بیگانه بودند و شرکت‌کنندگان در آنها هم فریب‌خوردگان بیگانه بودند. در کل همه چیز در یک واژه خلاصه می‌شد: بیگانه. مقامات دولتی و حکومتی از این موضوع می‌گفتند که رسانه‌های بیگانه از قبل از برگزاری انتخابات شبهه تقلب در انتخابات را ایجاد کرده اند تا بدین شکل زمینه آنچه آنها اغتشاشات و آشوب های پس از انتخابات می‌نامیدند را فراهم کنند.

اما آیا واقعآ بیگانگان عامل اعتراضات پس از انتخابات بودند؟ آیا واقعآ آنها بودند که باعث شدند هواداران نامزدهایی که به عنوان بازنده انتخابات اعلام شده بودند نتایج اعلام شده انتخابات را نپذیرند و دست به اعتراض یا به گفته مسئولین دست به اغتشاش بزنند؟ آیا این بیگانگان بودند که شبهه تقلب در انتخابات را به وجود آوردند؟ آیا واقعآ این بیگانگان بودند که این تصور را در هواداران برخی نامزدها ایجاد کردند که قرار است یک نامزد خاص را برنده انتخابات کنند؟ پیش از اینکه به این پرسش‌ها پاسخ دهیم باید این مسئله را مد نظر قرار دهیم که براساس نتایج اعلام شده انتخابات کاندیدای برنده یعنی محمود احمدی نژاد توانسته بود با اختلاف بالای یازده میلیون رای نسبت به نفر دوم یعنی میر حسین موسوی پیروز انتخابات لقب بگیرد، اما با وجود چنین اختلاف بالایی هواداران نامزدهای رسمآ شکست خورده انتخابات حاظر به پذیرش شکست نبودند. پرسش اصلی اینجاست که اینچنین بی‌اعتمادی عمیق هواداران نامزدهای بازنده از کجا آمده است؟ چرا هواداران موسوی و کروبی تا آن اندازه به حاکمیت و نهادهای برگزارکننده انتخابات بی‌اعتماد شده‌اند که حاظر نیستند شکست انتخاباتی را حتی با وجود نتایجی که از اختلاف یازده میلیونی نسبت به نامزد برنده حکایت می‌کند بپذیرند؟ چرا این احساس که اراده‌ای برای برنده کردن محمود احمدی‌نژاد در انتخابات وجود داشته تا این اندازه در وجود آنها ریشه دوانده است؟

واقعیت این است که چه در ایران و چه در هر کشور دیگری یکی از مواقعی که هواداران کاندیداهای رسمآ شکست خورده انتخابات از پذیرش نتایج انتخابات امتناع می‌کنند زمانی است که در جریان یک انتخابات، سازمان‌ها و نهادهایی که مطابق قانون باید در مباحث انتخاباتی بی طرف باشند از بی طرفی خارج شوند و به نفع یک کاندیدای خاص وارد صحنه رقابت شوند. خروج از بی طرفی این سازمان‌ها و نهادها که عمدتآ یا وابسته به حکومت و یا وابسته به دولت هستند و جانبداری آنها از یک نامزد خاص باعث به وجود آمدن بی‌اعتمادی در هواداران نامزدهای رقیب نسبت به حاکمیت و نهادهای برگزار کننده و درگیر انتخابات می‌شود. زیرا آنها در جریان تبلیغات انتخاباتی با چشمان خود دیده‌اند که نهادهای وابسته به حکومت و دولت با قانون‌شکنی آشکار از یک نامزد حمایت کرده‌اند پس تصور قانون شکنی و تخلف در چگونگی شمارش آرا توسط دولت و حاکمیت برای برنده کردن همان نامزد خاص هم دور از ذهن نخواهد بود.

اتفاقی که در این دوره انتخابات ریاست جمهوری کشور ما هم رخ داد دقیقآ همین موضوع بود. اکثر سازمان‌ها و نهادهای حکومتی و دولتی که مطابق قانون باید در مقطع تبلیغات انتخابات بی طرف می‌ماندند به نفع یک کاندیدا که اتفاقآ به عنوان برنده انتخابات هم اعلام شد وارد رقابت های انتخاباتی شدند و پیامد همین موضوع هم چیزی جز بی اعتمادی عمیق هواداران نامزدهای دیگر به ارگان‌های برگزارکننده و تاثیرگذار بر انتخابات نبود. صدا و سیما به عنوان یک رسانه حکومتی که بر اساس قانون باید در رقابت‌های انتخاباتی بی‌طرف می‌ماند مستقیم و غیر مستقیم به نفع نامزد برنده انتخابات یعنی محمود احمدی نژاد وارد صحنه شد، برخی از روزنامه ها و خبرگزاری هایی که به دلیل هزینه از بودجه عمومی مطابق قانون باید در جریان انتخابات بی طرف می بودند آشکارا با نقض بی طرفی تمام توان خود را برای پیروزی یک کاندیدای خاص به کار بستند، نهادهای نظامی همچون سپاه در پوشش‌هایی نظیر این گفته نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران که "دولت آقای احمدی‌نژاد کارهایی را شروع کرده که مصلحت و منفعت کشور ایجاب می‌کند که در یک دوره چهار ساله دیگر به نتیجه برسد و الان کار در مرحله ای نیست که تغییر دولت داشته باشیم و مصلحت این است که دولت عوض نشود" عملآ به نفع یک نامزد موضع گرفتند، برخی از اعضای شورای نگهبان بر خلاف قانون حمایت خود را از یک کاندیدا اعلام کردند و... حاصل همه این حمایت‌ها و جانبداری‌ها که توسط نهادهایی صورت می‌گرفت که مطابق قانون باید در رقابت های انتخاباتی بی‌طرف می‌ماندند بی‌اعتمادی شدید هواداران میر حسین موسوی، مهدی کروبی و محسن رضایی به نهادهای درگیر در برگزاری انتخابات بود.

آنها چگونه می توانستند برای برگزاری انتخابات به حکومت و دولتی اعتماد کنند که ارگان های وابسته به آنها با تخلف آشکار از قانون از یک نامزد خاص حمایت کرده بودند؟. اگر بخواهیم به شکل واقع بینانه به چرایی اعتراضات گسترده پس از انتخابات بپردازیم باید ریشه آن را در همین بی اعتمادی هواداران موسوی و کروبی به حاکمیت و دولت جستجو کنیم. بی اعتمادی که از دخالت های غیر قانونی برخی نهاد ها در انتخابات به نفع یک نامزد خاص سرچشمه می گرفت. بی اعتمادی که مثلآ درباره نهادی همچون شورای نگهبان منجر به ایجاد کمیته ای تحت عنوان کمیته صیانت از آرا شد. یعنی در واقع کمیته صیانت از آرا نتیجه طبیعی خروج از بی طرفی برخی از اعضای شورای نگهبان و در نتیجه عدم اعتماد هواداران موسوی و کروبی به این شورا بود. این رفتار های غیر مسئولانه بود که باعث عدم پذیرش نتیجه انتخابات از سوی افکار عمومی شد و نه طراحی بیگانگان. اگر بخواهیم موضوع را بازتر کنیم می توان تاثیر رسانه ها را در اعتراضات پس از انتخابات را مورد بررسی قرار داد. مسئولان بارها رسانه های خارج از کشور را متهم به برنامه ریزی برای اعتراضات یا آنچه آنها اغتشاشات پس از انتخابات می نامند متهم کرده اند و مدعی هستند که رسانه هایی همچون BBC ٫ VOA و... شبهه تقلب در انتخابات را ایجاد کرده اند و باعث شده اند که هواداران نامزد های بازنده نتیجه انتخابات را نپذیرند اما واقعیت این است که این صدا و سیمای خود جمهوری اسلامی ایران بود که با عملکرد یکجانبه و ناعادلانه باعث ایجاد سوء ظن و بی اعتمادی هواداران موسوی و کروبی و حتی محسن رضایی به نتایج اعلام شده انتخابات شد و این ذهنیت را در آنها پدید آورد که قرار است به هر قیمتی که شده احمدی نژاد را برنده انتخابات کنند. برای اثبات این موضوع کافی است که عملکرد صدا و سیما را پیش از برگزاری انتخابات مرور کنیم.

در ابتدا اینکه رفتار سازمان صدا و سیما در قبال انتخابات تا آن اندازه یک جانبه و یک سویه و به نفع یک نامزد خاص بود که هم باعث تذکر و اعتراض دادستان وقت کل کشور و هم اعتراض سازمان بازرسی کل کشور شد. دادستان کل کشور در جلسه‌ای با بیان اینکه در باب تبلیغات انتخابات دستگاه‌های عمومی خاصه صداوسیما نباید یکجانبه عمل نمایند ضمن انتقاد از رویه صدا و سیما گفت: " وظیفه قانونی خود می‌دانم به این رویه صداوسیما که درست نیست متذکر شوم". درباره سازمان بازرسی کل کشور هم که ستادی ویژه برای نظارت بر امور انتخابات تشکیل داده بود معاونت‌های چهارگانه این سازمان اقدام به بررسی رفتارهای سازمان‌ها و دستگاه‌های مختلف در عدم استفاده از اموال و امکانات دولتی و عمومی له یا علیه کاندیداهای ریاست جمهوری کردند که به دنبال همین موضوع سازمان بازرسی کل کشور اعتراض کتبی خود را به سازمان صدا و سیما و روزنامه ایران اعلام کرد. سازمان بازرسی کل کشور مدعی شد که رفتار های این دو رسانه شبهاتی را در زمینه حمایت از یک کاندیدای خاص ایجاد می‌کند. یکی از اشکال این حمایت صدا و سیما از یک نامزد خاص پخش قسمتی خاص و گزینشی از صحبت های موسوی و کروبی در سخنرانی های خود بود. برای نمونه میر حسین موسوی در یکی از سخنرانی های خود در کنار انتقادات بسیاری که به دولت احمدی نژاد وارد کرد در جملاتی کوتاه از چند نمونه از اقدامات احمدی نژاد با دید مثبت یاد کرد که در کمال تعجب صدا و سیما از همان جملات کوتاه به عنوان یکی از سرفصل‌های سخنرانی موسوی یاد کرد. این موضوع باعث شد که میر حسین موسوی بعد ها در سالن آمفی تئاتر دانشگاه کرمان در پاسخ به این سوال که چرا از نقاط مثبت دولت نهم چیزی نمی گوید پاسخ دهد: " یک نکته از دولت به عنوان محاسن گفتم که برنامه 30 :20 همان یک نکته را به صورت بریده پخش و اعلام کرد که من از دولت حمایت کردم ، کار برنامه 20:30 باعث شد که من توبه کنم و دیگر حرفی نزنم ". مشابه همین اقدام را صدا و سیما درمورد کروبی هم انجام داد.

مهدی کروبی در یکی از برنامه های انتخاباتی خود در جمع دانشجویان شهر نجف آباد حاظر شده بود ، در آنجا برخی از دانشجویان حامی میر حسین موسوی در بین سخنرانی مهدی کروبی اقدام به شعار دادن به نفع موسوی کردند. کروبی در آن جلسه و در سخنرانی که انجام داد مباحث بسیار زیادی را مطرح کرد. از برنامه‌های خود در صورت پیروزی در انتخابات تا انتقادات بسیار تندی که متوجه عملکرد دولت احمدی نژاد کرد. علاوه بر این مسائل ، کروبی در سخنرانی خود حامیان موسوی که در جلسه حاظر بودند را هم مورد خطاب قرار داد و سوالاتی نیز درباره رفتارشان از آنها پرسید و به آنها گفت که درست نیست هواداران دو نامزدی که متعلق به یک جریان هستند همدیگر را تخریب کنند. بخش خبری بیست و سی صدا و سیما در بازتاب این سخنرانی کروبی با چشم بستن بر اکثر مباحث مطرح شده در صحبت های او دقیقآ همان بخش مربوط به گفته های کروبی خطاب به هواداران میر حسین موسوی را به شکل جامعی به روی آنتن برد. اقدامی که طبیعتآ با هدف ایجاد اختلاف بین موسوی و کروبی انجام می گرفت. بازتاب گزینشی صحبت های مهدی کروبی باعث شد تا او در نامه ای شدید اللحن به رئیس سازمان صدا و سیما به رویکرد این رسانه در جریان انتخابات اعتراض کند. در بند دوم نامه کروبی به رئیس سازمان صدا و سیما آمده بود: " من در هر سفر سخنرانی‌های متعددی انجام می‌دهم. قصد اصلی من از سفرها ارائه برنامه‌هایی برای اداره کشور و البته نقد اقدامات دولت در چهار سال گذشته است. چرا صدا و سیما به پخش گزینشی، هدفمند، تخریبی و تحریفی سخنان من می ‌پردازد؟ اگر قرار است که رسانه ملی واقعا ملی باشد، چرا فقط علیه یک جناح فعالیت می ‌کند؟ ویراستار اخبار شما عضو کدام حزب یا جناح سیاسی است؟ اگر حریت و جرات دارد چرا همه بخش‌های سخنرانی مرا پخش نمی ‌کند؟ ". همچنین در بند سوم این نامه هم پس از اشاره کروبی به رفتار حاظرین در جلسه سخنرانی می خوانیم: "... من پس از تحمل زیاد و پس از تعریف بسیار از سوابق و خلقیات آقای مهندس موسوی به طرح چند پرسش پرداختم و از این‌ که به نام حمایت از یک نامزد، نامزدی دیگر را تخریب کنند انتقاد کردم ... اما سوال اینجاست که علت برجستگی این بخش از سخنان من در بخش خبری 20:30 چیست؟ آیا صدا و سیما جسارت آن را دارد که بخش‌های دیگر سخنرانی من درباره آقای محمود احمدی ‌نژاد را هم پخش کند؟ علت رفتار غرض ‌ورزانه صدا و سیما برای برهم زدن چهره اصلاح ‌طلبان چیست؟ آیا طرح تفاوت سلیقه میان نامزدهای اصلاح ‌طلب در زمره وظایف صدا وسیماست؟ آیا همین کار را درباره اختلاف اصولگرایان با آقای احمدی ‌نژاد انجام می‌دهد؟ ". البته فعالیت های صدا و سیما در جهت تخریب این نامزدهای انتخابات محدود به پدیده ای همچون پخش گزینشی سخنرانی ها نمی شد و در برخی مواقع حالت کاملآ آشکار به خود می گرفت. برای نمونه هواداران میر حسین موسوی در روز پنجشنبه 31/2/88 با چشمانی بهت زده شاهد به تمسخر گرفتن آشکار کاندیدای مورد علاقه خود در برنامه ایران 88 شبکه سوم سیما بودند. در این برنامه که مهمان آن شهاب الدین صدر بود ، مجری برنامه بحث سوء استفاده از سیادت برای جلب آرای مردم را پیش کشید و حتی به این اندازه هم بسنده نکرد و از مهمان برنامه به حالتی تمسخر آمیز و لبخند به لب پرسید شما در تبلیغات انتخاباتی از شال سبزی یا چیز سبز دیگری استفاده نمی کردید؟!. به طور منطقی صحبت های مجری برنامه متوجه شخصی جز میر حسین موسوی نبود زیرا تنها کاندید سید حاظر در انتخابات او بود و رنگ سبز نیز نماد تبلیغاتی میر حسین موسوی بود.

البته به جز مواردی از این دست صدا و سیما برای تخریب میر حسین موسوی دست به اقدامی زد که هرگز حتی تصور آن هم در اذهان ممکن نبود : دادن نسبت دروغ به ساحت مقدس مراجع عظام تقلید!. یعنی اقدامی که در صدا و سیمای رسمی حکومت جمهوری اسلامی غیر قابل تصور بود. ماجرا از این قرار بود که در فیلم تبلیغاتی میر حسین موسوی که از تلویزیون پخش شد بخش هایی وجود داشت که مربوط به استقبال صمیمانه تعدادی از مراجع تقلید از او می شد. پس از اینکه این فیلم تبلیغاتی به روی آنتن رفت بخش خبری بیست و سی مدعی موضع گیری مراجع تقلید در مقابل این مستند شد ، به این شکل که وجود تصاویر مربوط به استقبال مراجع تقلید در فیلم تبلیغاتی یکی از نامزدهای انتخابات به معنای حمایت آنها از این نامزد انتخابات نیست. ادعای بخش خبری بیست وسی اما تکذیب صریح دفاتر مراجع تقلید را در پی داشت. دفتر آیت الله جوادی آملی خبر منتشر شده در بخش خبری 20:30 مبنی بر اعتراض به فیلم مستند مهندس موسوی را تکذیب و اعلام کرد: " دفتر معظم له هیچ واکنشی نسبت به مستند انتخاباتی موسوی نشان نداده و طی دو روز گذشته هيچ اطلاعیه ‌ای در اين مورد صادر نکرده است ". دفتر آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی نيز در نامه‌ای به رییس سازمان صدا و سیما، خبر 20:30 سيمای جمهوری اسلامی ، مبنی بر اعتراض ایشان به فیلم مستند مهندس موسوی را تکذیب کرد. در نامه دفتر آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی به عزت‌الله ضرغامی آمده بود : " متاسفانه در بخش اخبار 20:30 یکشنبه شب مورخ یازدهم خرداد 1388 که از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده است، مطالبی به این دفتر استناد داده شده که فاقد صحت است. خواهشمند است نسبت به تکذیب آن در همان بخش خبری اقدام نمایید ". دفتر آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی هم طی اطلاعیه ای خبر بیست و سی را کذب خواند. در این اطلاعیه با خطاب قرار دادن مردم شریف ایران آمده بود : " روز یکشنبه ‌10/‌3/‌88 خبرگزاری دولت ، ایرنا همگام با بخش خبری 20:30 در اقدامی اسف ‌بار و تامل برانگیز اقدام به خبرسازی پیرامون مرجعیت شیعه و مسئله انتخابات كرد. علیهذا به اطلاع عموم می ‌رساند دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی طی دو روز گذشته هیچ گونه بیانیه ای صادر ننموده و با هیچ خبرگزاری‌ای از سوی این دفتر، ‌مصاحبه ‌ای صورت نپذیرفته است و کلیه مواضع رسمی این مرجع تقلید شیعه از طریق سایت رسمی معظم له قابل دسترسی می‌باشد. دفتر حضرت آیت الله ، ‌ضمن ابراز تاسف عمیق از این گونه اقدامات ضد اخلاقی در رسانه‌های تاثیر گذار کشور، اعلام می ‌دارد این قبیل بی ‌سامانی‌ها و اقدامات سوء که نمونه ای از آن متاسفانه امروز از سوی رسانه ملی و خبرگزاری دولت ، صورت پذیرفت باعث ایجاد فضای بی اعتمادی و سوء ظن در میان مردم می‌گردد و اقدامات معدود جاهلانی که برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود حتی از خبرسازی و دروغپردازی پیرامون مرجعیت ، ابایی ندارند موجب ایجاد التهاب در جامعه است ". رویکرد یکجانبه صدا و سیما در مقطع انتخابات در اشکال دیگری هم بروز پیدا می کرد. برای نمونه پس از آنکه شورای عالی اداری به دستور رییس جمهور سازمان حج و زیارت را به زیر مجموعه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری انتقال داد این تصمیم محمود احمدی نژاد با مخالفت صریح حجت الاسلام ری شهری ، نماینده ولی فقیه در سازمان حج و زیارت مواجه شد اما دولت همچنان بر این مصوبه خود اصرار داشت تا اینکه با حکم مقام رهبری الحاق این سازمان به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری منتفی شد. اما نکته بسیار عجیب اینکه سیما که همیشه اخبار مربوط به مقام رهبری را در اولویت نخست بخش های خبری خود قرار می داد ، از خواندن متن پیام مکتوب رهبری به حجت الاسلام ری شهری امتناع کرد. برای نمونه بخش خبری 20:30 شبکه دو سیما خبر پیام صریح مقام رهبری به آقای ری شهری را در میانه اخبار آن هم نه با قرائت اصل پیام کوتاه رهبری ، بلکه در قالب مصاحبه با سخنگوی دولت پخش کرد!. در این پیام از تذکر مقام رهبری به رئیس جمهور سخن به میان آمده بود. آخرین قسمت از سریال جانبداری های صدا و سیما از محمود احمدی نژاد هم ساعاتی پیش از پایان زمان تبلیغات انتخابات رقم خورد. هنگامی که صدا و سیما از اختصاص بیست دقیقه به محمود احمدی نژاد جدای از مدت زمانی که قبلآ تعیین و اعلام شده بود خبر داد. دادستان وقت کل کشور در مصاحبه با رسانه ها صراحتآ اختصاص این زمان به محمود احمدی نژاد را غیر قانونی اعلام کرد. آیت الله دری نجف آبادی به رسانه ها گفت : " تصمیمات كمیسیون تبلیغات صدا وسیما بدون حضور دادستان و یا نماینده قانونی وی اعتباری ندارد ". او ادامه داد : " در جلسه اخیر كمیسیون تبلیغات صدا وسیما كه با هدف بررسی مناظره‌ های صورت گرفته بین نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تشكیل شده بود ، نماینده دادستان حضور نداشته است و به همین دلیل نه تنها برگزاری این جلسه رسمی نیست، بلكه مصوبات آن نیز از درجه اعتبار ساقط است ". دادستان کل کشور تاکید کرد : " پیش از این نیز به دو عضو دیگر این كمیسیون اعلام كرده بودیم كه زمان در نظر گرفته شده برای كاندیداها باید برابر و یكسان باشد؛ از این رو اختصاص وقت به نامزدهای انتخابات به‌ صورت نابرابر غیرقانونی است ". اما با وجود اعلام رسمی دادستان کل کشور مبنی بر غیر قانونی بودن زمان اختصاص داده شده به محمود احمدی نژاد این بیست دقیقه به روی آنتن رفت تا هواداران میر حسین موسوی ، مهدی کروبی و محسن رضایی در آستانه انتخابات با چشمانی بهت زده به تماشای حمایت غیر قانونی صدا و سیما از محمود احمدی نژاد بنشینند.

حال تصور می کنید اینچین عملکردی از صدا و سیمای وابسته به حکومت که مطابق قانون باید در رقابت های انتخاباتی بی طرف باشد چه تاثیری بر هواداران موسوی ، کروبی و محسن رضایی خواهد داشت؟ آیا جز این است که این عملکرد صدا و سیما شبهه تلاش برای برنده کردن محمود احمدی نژاد را در اذهان آنها ایجاد خواهد کرد و باعث بی اعتمادی شدید آنها به فرآیند برگزاری انتخابات خواهد شد؟. هواداران میر حسین موسوی که می بینند صدا و سیمای وابسته به حکومت برای تخریب نامزد مورد علاقه آنها حتی اقدام به دروغ پردازی به ساحت مقدس مراجع عظام تقلید می کند ، فکر می کنید چه تصوری در آنها نسبت به انتخابات شکل خواهد گرفت؟. همانگونه که اشاره شد در بیانیه آیت الله صافی گلپایگانی که پس از طرح ادعای کذب صدا و سیما درباره مراجع تقلید صادر شد آمده بود : " اقدامات معدود جاهلانی که برای رسيدن به مقاصد سياسی خود حتی از خبرسازی و دروغپردازی پيرامون مرجعيت ، ابايی ندارند موجب ايجاد التهاب در جامعه است ". مرور این بخش از بیانیه آیت الله العظمی گلپایگانی تداعی معانی فوق العاده ای را دارد. این بیانیه صراحتآ خبر از ایجاد التهاب در جامعه می دهد. به این شکل که اقدام صدا و سیما را موجب ایجاد التهاب در جامعه دانسته که البته دلیل آن هم واضح است. زیرا وقتی هواداران یک نامزد خاص می بینند که صدا و سیمای وابسته به حکومت جمهوری اسلامی برای تخریب نامزد مورد علاقه آنها حتی به مراجع تقلید هم نسبت دروغ می دهد پس این باور در آنها شکل خواهد گرفت که جریانی در حاکمیت برای برنده نشدن نامزد مورد نظر آنها دیگر هیچ خط قرمزی نخواهد داشت و هر عمل دیگری را هم ممکن است انجام دهد. این دقیقآ همان مسئله ای است که آیت الله گلپایگانی از آن با عنوان " ايجاد فضای بی‌اعتمادی و سوء ظن در ميان مردم " یاد می کند. یا تصور می کنید پخش بیست دقیقه اختصاصی به محمود احمدی نژاد از سوی سازمان صدا و سیما در حالی که دادستان کل کشور رسمآ آن را غیر قانونی خوانده بود چه تاثیری بر هواداران دیگر نامزد ها گذاشت؟ ایا جز این است که در فاصله ای بسیار نزدیک به آغاز انتخابات هواداران سه نامزد دیگر پس از تماشای این بیست دقیقه به مرز انفجار رسیدند و تصور وجود اراده ای برای برنده کردن احمدی‌نژاد بیش از همیشه در ذهن انها شکل گرفت؟ نکته بسیار جالب اینکه همین صدا و سیمایی که در آستانه انتخابات با پخش بیست دقیقه غیر قانونی بزرگ ترین قانون شکنی ممکن را در مقابل چشمان میلیون ها نفر انجام داد پس از اعلام نتایج انتخابات از معترضان می خواست قانون را رعایت کنند!

حال سوال اینجاست که اگر این عملکرد صدا و سیما به اضافه خروج از بی طرفی نهادهایی نظیر شورای نگهبان به اضافه توقیف روزنامه هوادار یک نامزد در آستانه برگزاری انتخابات به اضافه اتفاقاتی که در روز برگزاری انتخابات رخ داد نظیر قطع شبکه پیامک، فیلترینگ ناگهانی و گسترده سایت های هوادار برخی نامزد ها ، اختلال شدید در اینترنت ، حمله به ستاد یک نامزد ، بازداشت برخی از چهره های سرشناس سیاسی حتی پیش از اعلام نتایج نهایی انتخابات و آغاز مانوری به نام مانور اقتدار از سوی نیرو های امنیتی، شبهه تقلب در انتخابات را در اذهان ایجاد نمی کند پس دیگر چه چیزی قرار است شبهه تقلب در انتخابات را ایجاد کند؟!

اما مسئله اینجاست که در زمان بررسی چرایی اعتراضات صورت گرفته به نتایج اعلام شده انتخابات به جای توجه به اقدامات غیر مسئولانه و غیر قانونی نهاد های دولتی و حکومتی و به جای پرداختن به علت ها ، تلاش می شود به معلول ها توجه شود و اقدامات بیگانگان دلیل عدم پذیرش نتیجه انتخابات توسط افکار عمومی نشان داده شود. برای نمونه به جای اینکه خروج شورای نگهبان از بی طرفی به عنوان یکی از مهم ترین دلایل عدم پذیرش نتیجه انتخابات از سوی هواداران دیگر نامزد ها مورد توجه قرار بگیرد تشکیل کمیته صیانت از آرا که معلول رفتار خلاف قانون برخی اعضای شورای نگهبان بود یکی از دلایل ایجاد شبهه تقلب در انتخابات ذکر می شود. اصلآ اگر واقعآ این تفکر در بین مسئولان وجود دارد که تشکیل کمیته صیانت از آرا در جهت ایجاد شبهه تقلب در انتخابات و آنچه آنها کودتای مخملی می نامند بوده پس چرا کسی صحبت از بازداشت علی اکبر محتشمی پور که بیش از هر کسی از موجودیت کمیته صیانت از آرا دفاع می کرد و رئیس کمیته صیانت از آرا یکی از نامزد ها هم بود نمی کند؟. و البته پاسخ این سوال آشکار است ، چون همه می دانند فردی همچون علی اکبر محتشمی پور شخصیتی دارد که اگر کسی در مقابل او صحبتی از انقلاب مخملی کند احتمالآ همان جا با او حتی برخورد فیزیکی خواهد کرد!. یا به جای اینکه طرح موضوع ایجاد التهاب در جامعه قبل از روی دادن اعتراضات به نتایج اعلام شده انتخابات که در اطلاعیه آیت الله العظمی گلپایگانی آمده است را مورد توجه قرار دهیم قصد داریم با پیش کشیدن اظهار نظر یک مقام درجه nام خارجی ، یا مطلب یک سایت یا یک روزنامه خارجی که اغلب هم به صورت گزینشی و با ترجمه غیر دقیق صورت می گیرد و در برخی موارد اصلآ هیچ ارتباطی به مقطع انتخابات هم ندارد به هر شکل که شده اینگونه نشان دهیم که قبل از شکل گیری اعتراضات پس از انتخابات منابع خارجی به آن اشاره کرده بوده اند!

حقیقت این است که در همان روزی که صدا و سیما برای تخریب یک نامزد حتی به مراجع تقلید هم نسبت دروغ داد ، در همان روزی که صدا و سیما با وجود اعلام رسمی دادستان کل کشور مبنی بر غیر قانونی بودن بیست دقیقه اختصاص داده شده به محمود احمدی نژاد این بیست دقیقه را به روی آنتن برد ، در همان روزی که رسانه هایی که از پول بیت المال هزینه می کردند و باید در جریان تبلیغات انتخابات بی طرف می ماندند تبدیل به تندرو ترین حامیان یک نامزد خاص شده بودند ، در همان روزی که برخی اعضای شورای نگهبان که آنها هم باید در رقابت های انتخاباتی بی طرف می ماندند در دفاع از یک نامزد خاص حتی از مرز حمایت هم گذشتند و به مرز ستایش رسیدند ، در همان روزی که اشخاص وابسته به نهاد های نظامی در اظهارنظر های خود جانب یک نامزد را گرفتند و... در همان روز ها بود که شبهه تلاش برای برنده کردن یک نامزد خاص در بین افکار عمومی شکل گرفت اما چون تمامی این اقدامات غیر مسئولانه و غیر قانونی از سوی سازمان ها و اشخاصی سر زده است که از نوعی مصونیت قضایی نانوشته برخوردارند ، به همین دلیل امروز انگشت اتهام یا به سمت افرادی نشانه رفته که به خاطر دور بودن از قدرت هیچ پناهی ندارند و یا بیگانگان را نشانه رفته است.

امام خمینی زمانی خطاب به شورای نگهبان فرمودند: " می ترسم از آن روزی که عده ای دور شما را بگیرند و مردم و جوانان برای احقاق خود علیه شما شعار بدهند ". در فرموده امام نه آنها که شعار می دهند اغتشاشگر نامیده شده اند و نه دلیل شعار دادن آنها اغتشاش نامیده شده است. اما چرا با وجود اینکه می توان حوادث پس از انتخابات را تحقق این پیشبینی امام دانست آنها که امروز در راس قدرت هستند تمایلی برای این کار ندارند؟. مسئله اینجاست که وقتی در فضای سیاسی ایران کسانی امروز خود را مدافع آرمان‌های امام می نامند که وارد نشدن آنها به سیاست خود یکی از آرمان های امام بود یعنی اینکه امروز از امام تنها نامی باقی مانده است تا به نام او کام ها شیرین شود...
ادامه مطلب ...

محمد‌جواد لاریجانی: ‌اصلاح‌طلبان در برابر امام عادل قرار گرفته‌اند!

0 نظرات

محمد‌جواد لاریجانی: ‌اصلاح‌طلبان در برابر امام عادل قرار گرفته‌اند!


محمد‌جواد لاریجانی که برادرش اینک بر صندلی قاضی‌القضات تکیه زده و این روزها هر بار که دهان باز می‌کند سخنان مشعشعی را روانه رسانه‌ها می‌کند در آخرین اظهار نظر خود بار دیگر اصلاح‌طلبان را متهم کرد.

وی چندی پیش نیز در سخنان مشابهی ادبیاتی را به کار گرفته بود که مورد اعتراض افراد بسیاری از جمله علی لاریجانی قرار گرفت.

به گزارش جرس وی با تشبیه اصلاح طلبان به منافقین گفت: همان سیری که منافقین در قبل از انقلاب در پذیرش مارکسیسم مرتکب شدند دوم خردادیها در پذیرش لیبرالیسم مرتکب شدند،این پذیرش آنها را به وادی نفاق انداخت و این نفاق هم منجر به خروج بر حاکمیت شد."

لاريجاني در نشست سراسری دبیران استان‌های حزب موتلفه اسلامی اظهارداشت:کاری که رهبر معظم انقلاب در حفظ مردمسالاری دینی در این انتخابات کردند، در دفاع از شرف و حیثیت مردم بود و در تاریخ ایران بی نظیر است و باید این حادثه مهم با همه ابعاد آن ثبت شود. حتی کسانی که بی‌دین هستند اما طرفدار دموکراسی می‌باشند باید دست رهبری انقلاب را ببوسند که فداکارانه از جمهوریت نظام دفاع کردند.

وی تاكيد كرد: اگر کسی نخواهد تولی و تبری را رعایت کند نوعی کاهلی در امر ولایت را مرتکب شده است و این از کاهلی در نماز و روزه مهلک‌تر است. ممکن است این کاهلی منجر به خروج بر امام عادل شود، خروج همیشه با شمشیر نیست، خروج یعنی به هر دلیل در برابر امام عادل قرار گیریم.

معاون حقوق بشر قوه قضاییه افزود: اینکه میرحسین موسوی بر خلاف همه مقررات و قوانین مربوط به انتخابات و بر خلاف رای شورای نگهبان و تنفیذ مقام معظم رهبری خود را پیروز انتخابات اعلام کرد این نوعی خروج بر امام عادل است. لاریجانی با اشاره به مداخله قدرت‌های بزرگ در امر انتخابات ریاست جمهوری و حمایت آنها از یک ضلع رقابت اظهار داشت: آنچه که رخ داد یک کودتای تمام عیار با همکاری دول غربی بود، موسوی چه بداند و چه نداند وارد این بازی ابلهانه شد و تمام دنیا هم از او حمایت کردند.

وي اضافه کرد: اخیراَ خاتمی حرفی زده است که قابل تأمل است، وی گفته اگر اجازه ندهند مردم تجمع داشته باشند آنها می روند هسته عمل تشکیل می‌دهند.سوال این است که چه عملی است که باقی مانده آقایان انجام نداده‌اند، به عقیده من رویکرد جدید آنها ترور و خشونت است. یعنی آنها به همان نقطه‌ای رسیده‌اند که منافقین رسیده‌اند.

وی افزود: دوم خردادی‌ها هفت،هشت ماه عمر این ملت را تباه کردند و ملتی که در گفتمان پیشرفت، خدمت و عدالت دنبال کارآمدی است خود را معطل اینها نمی‌کند. آنها دست به انتحار سیاسی زده‌اند،نظام باید مدل جدیدی را برای طراحی رقابت سیاسی در نظر بگیرد.

===========
پیوندهای مرتبط:
» کجاست رفتاری که علی(ع) با عقیل داشت؟
ادامه مطلب ...

خلاصه اخبار گویا: شنبه ۰۲ آبان

0 نظرات
اخبار شنیداری روزانه


- آیا رسانه ملـی، میـلی شـده؟
- فرصت خوانـدن اخبـار را ندارید؟
- می‌خواهید از اخبار آگاه شوید؟
- پس با اخبـار گویـا با ما باشید!



«خلاصه اخبارشنیداری آنلاین: شنبه ۰۲ آبان ۱۳۸۸»

دانلود:‌
اینجا~۲مگ

ادامه مطلب ...