سید محمدخاتمی: برای کل ایران و سرنوشت تک تک افراد مملکت نگرانم:« محدود کردن افراط گری‌ها و تفریط گری‌ها مشکل را حل و جامعه را آرام خواهد کرد»، نسبت به عواقب عدم پذیرش بحران در جامعه هشدار داد و نيز هرگونه حرکت ساختارشکنانه را محکوم و مطرود دانست.ادامه مطلب ...

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن: فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، ادامه مطلب ...
بیست و دوم بهمن ، روز فریاد سبز آزادی: امسال در 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را در حالی تجربه می‌کنیم که جمهوری اسلامی پس از 31 سال در بدترین روزهای خود قرار دارد و دولت کودتایی حاکم، روز به روز بیش از پیش انقلاب بزرگ ملت ایران را به سمت قهقهرا می‌برد و هویت خشن و خون ریز ضد اسلامی خود هر روز بیشتر و بیشتر نمایان می سازد ادامه مطلب ...
مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود: «انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی است. ادامه مطلب ...
No Filter Address: http://0nline.aras-web.tk



(گزارش ویدئویی تکمیلی) پذیرایی از صفار هرندی با لنگه کفش در دانشگاه تهران

0 نظرات
پرتاب لنگه کفش به سمت وزیر سابق ارشاد در دانشگاه تهران


ادامه راه سبز - ارس: امروز، خاطره پرتاب لنگه کفش از سوی خبرنگار عراقی به سمت جرج بوش یک بار دیگر با پرتاب لنگه کفش یکی از دانشجویان سبزپوش معترض به صفار هرندی در دانشگاه تهران زنده شد.

صفار هرندی، از حامیان و دست‌اندرکاران دولت کودتا امروز در دانشکده فنی دانشگاه تهران حضور یافت و با واکنش اعتراضی شدید دانشجویان مواجه شد. میزان اعتراضات دانشجویان آنقدر شدید بود که کنترل برنامه از دست مجری خارج شد و صفار هرندی با هو کردن دانشجویان و شعار یاحسین میرحسین مواجه شد و نتوانست سخنان خود را برای دقایقی آغاز کند. دانشجویان سبزپوش با توزیع مچ‌بندهای سبز در این برنامه حضورشان چشمگیر بود. سخنان ثابتی، رئیس بسیج دانشگاه تهران و صفار هرندی بارها با هوکشیدن دانشجویان مواجه شد و در میان برنامه این اعتراضات تا آنجا بالا گرفت که یکی از معترضین به سبک الزیدی خبرنگار عراقی لنگه کفشش را به سمت صفار هرندی پرتاب کرد.

صفار هرندی بدون ارائه منبع مشخصی تعداد بسیجیان کشته شده در حوادث پس از انتخابات را ده نفر معرفی کرد که با اعتراض دانشجویان مواجه شد. وزير سابق ارشاد که چندی پیش به دست احمدی نژاد برکنار شده بود، طی سخنانی تملق‌آمیز گفت: امروز که موسوي سکوت چند ساله خود را شکست بايد ممنون احمدي نژاد باشد که چنين شرايطي را براي او فراهم کرده است. او در نهایت مجبور شد به علت اعتراضات شدید و برای جلوگیری از فضاحت به بار امده‌ای نظیر آنچه برای حداد عادل و دانشجو رخ داده بود، دانشگاه را ترک کند.

دولتی که تا دیروز پرتاب لنگه کفش به سمت جرج بوش را افتخاری بزرگ برای آن خبرنگار عراقی می‌دانست و حاضر شده بود به او پناه دهد به روزی افتاده که اعضای سابق و حامیان امروز کابینه خودش با لنگه کفش‌های معترضینشان روبرو می‌شود و در نهایت خفت و خواری کسانی که روزی سکان فرهنگ این مملکت را به دست گرفته بودند، از سوی دانشجویان هم تحمل نمی‌شود و مجبور به ترک دانشگاه می‌گردند.

آری، امروز صفار براستی پاداش ۴ سال "خدمت!" به فرهنگ ایران زمین را دریافت کرد.

گزارش ویدئویی ۱: پذیرایی از صفار هرندی با لنگه کفش در دانشگاه تهران ۸۸/۷/۲۷

دانلود "اینجا"

گزارش ویدئویی ۲: پذیرایی از صفار هرندی با لنگه کفش در دانشگاه تهران ۸۸/۷/۲۷

دانلود "اینجا"

وقتی "بچه بازجو" مجری شود، صفار لنگه کفش می‌خورد!

اتفاق دیروز در دانشگاه تهران خاطره پرتاب لنگه کفش به جورج بوش که برای مدتی فضای تبلیغاتی رسانه‌های دست راستی و ارگان‌های خبری‌ای که بعد از کودتای 22 خرداد در خدمت دولت برآمده از آن قرار گرفتند را پر کرده بود، اینبار در دانشگاه تهران و در اعتراض به حضور بد سابقه ترین متولی فرهنگی تاریخ ایران، سردار سرتیپ حسین صفار هرندی زنده کرد.

اما در کنار ابعاد جالب توجه مربوط به واکنش دانشجویان سبز دانشگاه تهران به این عنصر کودتاچی، یک از خبرنگاران دانشجویی موج سبزآزادی، اطلاعاتی را درباره یکی از افراد اصلی برگزار کننده این مراسم نیز به دست آورده است.

شبه دانشجوی بسیجی، امیرحسین ثابتی که به عنوان رئیس بسیج دانشجویی دانشگاه تهران هم اکنون به مقر اصلی فعالیت خود در دانشگاه برگشته، در تابستان و دوران تعطیلات دانشگاه در مراتب دیگری به مزدوری برای عوامل کودتا مشغول بوده است.

او به دلیل کینه‌های شخصی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و به طور خاص بهزاد نبوی و مصطفی تاج‌زاده، برای شکنجه و بازجویی از آنان به همراه مزدور دیگری به نام مجيد بذرافكن در جریان بازداشت رهبران و فعالان سیاسی از شب انتخابات و به عنوان یکی از اعضای "تیم بازجویی" احمد سالک (عضو جامعه روحانیت مبارز تهران و نماینده ولی فقیه در سپاه قدس) به کار گمارده می‌شود، اما به دلیل سن کم و ناتوانی در مواجهه با این رهبران باسابقه سیاسی پس از مدتی با نگارش نامه‌ای ملتمسانه به سالک خواستار بازگشت به "کار به اصطلاح مطبوعاتی" خود می‌شود که پس از موافقت سالک‌، برای "تجدید روحیه" مدتی به مشهد متواری می‌شود.

این فرد که یکی از اعضای کادر خبرسازی در سایت کودتاچی "رجانیوز" نیز هست و در طول مدت همکاری‌اش تاکنون چندین نوشته در کینه ورزی به رهبران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نگاشته است. با آغاز سال تحصیلی وی به محل ماموریت اصلی خود یعنی دانشگاه تهران بازگشته است تا در پروژه "گزارش به عوامل اطلاعات سپاه از فعالیت جنبش سبز دانشجویی"، "مشاوره برای ستاره‌دار کردن دانشجویان آزادی‌خواه" و "آماده باش نیروهای شبه نظامی بسیج برای سرکوب دانشجویان" ، نقش مزدورانه خود را ایفا کند.

ادامه مطلب ...

بیانیه شاخه جوانان جبهه مشارکت در اعتراض به حکم صادر شده برای سید‌شهاب‌الدین طباطبایی

0 نظرات
بیانیه شاخه جوانان جبهه مشارکت در اعتراض به حکم صادر شده برای سید‌شهاب‌الدین طباطبایی:

"اعلام می‌داریم که در صورت تداوم این روند و تایید و اجرای این حکم غیر قانونی، جانب خویشتن داری را فرو گذاشته و دیگران را نیز به آرامش و خویشتن داری دعوت نمی‌کنیم"

ادامه راه سبز - ارس: شاخه جوانان جبهه مشارکت با صدور بیانیه‌ای به حکم صادر شده برای سیدشهاب الدین طباطبایی رئیس اسبق این شاخه و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و رئیس ستاد 88 جوانان کل کشور اعتراض کرد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحِیم

بیش از 120 روز بازداشت، بازجویی، انفرادی، تحقیر، توهین، تهمت، ضرب و شتم و هزاران رفتار غیر انسانی دیگر. به کدامین گناه؟ با کد امین مجوز؟ بر مبنای کدامین دین و آیین؟ و کدامین اصول اخلاقی؟

چه عجولانه پرده دریدند و حقیقت راستین پس پرده منقش به دین و اخلاق و انسانیت دروغینشان را به نمایش گذاشتند! چه غافلانه فراموش کردند سرنوشت اسلاف هم ذات و هم فکرشان را! چه آسان درس گویای تاریخ را به فراموشی سپردند و چه آسان و سریع هر روز گورهایشان در این برهه از تاریخ را عمیق تر و هولناک تر می کنند! چه آسان گویا می کنند حیرتمان را از عمق حمق و غفلت ظالمان تاریخ! چه آسان فراموش می کنند آیات تذکر خداوند بر پایان ظلم و برچیدگی بساط ظالمان را، که

"وَلَا یَحسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أنَمَا نُملی لَهُم خَیرٌلِاَنفُسِهِم اِنَمَا نُملِی لَهُم لِیَزدَادُوا اِثمًَا وَ لَهُم عَذَابٌ مُّهِینٌ (آل عمران-178 )"

"آنها که کافر شدند(حق را پوشاندند و راه طغیان پیش گرفتند) تصور نکنند اگر به آنان مهلت دهیم، به سودشان است! ما به آنان مهلت می دهیم فقط برای اینکه بر گناهان خود بیفزایند؛ و برای آنها، عذاب خوارکننده ای(آماده شده) است. "

چه آسان نشانمان می دهند "صُمٌ بُکمٌ عُمیٌ وَ هُم لَا یَعقِلُون " را. به راستی که مستی قدرت عجب هوش از سر می برد!

مردم عزیز ایران، دوستان و یاران صادق و متدین و شریف و اندیشمندمان را به جرم همین صفاتشان در بند ظلمی غریب اسیر کرده اند، چرا که شرافت و عقیده شان را به دنیای گروهی دگم اندیش زورمدار نفروختند و زبان از مدح دروغین آنان پاک نگاه داشتند.

دیدید و شنیدید که بر سر کسانی که به قانونی ترین و مدنی ترین و صلحجویانه ترین شکل ممکن برای آینده ایران و ایرانیان از وقت و فکر و عاطفه و زندگی خود بی هیچ ادعا و چشمداشتی هزینه کردند و تنها به بیان و ترویج نظرات دلسوزانه خود پرداختند،چه آوردند!

مردم شریف ایران! بارها گفته اند و ما نیز می گوییم که این جنبش بقای حیات خود را مدیون حضور سبز شما بوده و هست، کنترل نسبی وضعیت فاجعه بار زندان های غیرقانونی، تنها در سایه حضور میلیونی، متداوم، آگاهانه، معترض و مسئولانه شما ممکن شد و قطعا تنها ابزار برای کنترل و خنثی کردن سایر نقشه های کودتاچیان، حضور آگاهانه صاحبان اصلی قدرت یعنی شما مردم عزیز است. حکم های سنگین، به جرم آگاهی و حضور، گواهی بر مدعای کارایی حضور شماست.

مردم عزیز و جوانان پرشور! به تازگی دادگاهی نا عادلانه سید شهاب الدین طباطبایی را که از 28 خردادماه تا کنون در زندان متوهمین پیروزی در انتخابات اسیر است، به 5 سال زندان تعزیری محکوم کرده است. سید شهاب الدین طباطبایی رئیس بخشی از ستاد جوانان میرحسین موسوی و فعال در جبهه قانونی مشارکت ایران اسلامی بوده است. او تنها نمادی از اکثریت جوانان پرشور این عصر و این نسل از ایران است، جوانانی که با شور و شعف و امید در مسیر پیشرفت ایران و بهبود وضعیت نابسامان و ناشایست ایران، گام های آرام و منطقی و قانونی را با صلح و دوستی و نشاط آغاز کرده اند. باید به هوش بود!

این که یک نظام و یک اقلیت حاکم با جوانی که نمادی از اکثریت جوانان آن جامعه است برخوردی چنین جائرانه و سرکوبگرانه نشان دهد خطر بزرگی است، باید به هوش باشیم، نگذاریم تکرار مکرر این ظلم ها وقوع آن را عادی بنمایاند. این خطری است که همه جوانان ایران، یعنی آینده ایران، یعنی شور و سرزندگی ایران و یعنی بقای ایران را تهدید می کند. هشدار می دهیم اگر هنوزعاقل یا دلسوزی در این مجموعه سردرگم تصمیم گیرنده باقی مانده است این نشانه خطر ناک را دریابد و تدبیری کند.

این شیوه برخورد با سید شهاب الدین و سایر فعالان و دلسوزان، یک برخورد حقوقی نیست و تنها برخوردی سیاسی و کینه ورزانه است، این حکم نمادی صریح از سوء استفاده غیر اخلاقی از ابزارهای امنیتی و قضایی برای حذف رقبای سیاسی و افزایش فضای خفقان در جامعه خفقان زده ایران است.

ما جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی همچون سران این حزب تا کنون در برابر تمامی برخوردهای غیر قانونی و غیر انسانی خویشتن داری اختیار کرده و سایرین را نیز به این امر دعوت نموده ایم. اما اینک اعلام می داریم که در صورت تداوم این روند و تایید و اجرای این حکم غیر قانونی، جانب خویشتن داری را فرو گذاشته و دیگران را نیز به آرامش و خویشتن داری دعوت نمی کنیم. ما گمان نمی کنیم ملت ایران بیش از این در مقابل برخوردهای شدید و بی رحمانه و غیرقانونی با فرزندانش تحمل و متانت نشان دهد.

یا خَیرَالفاتِحین، یا خَیرَالحاکِمین، یا سَریع الحِساب، یا غِیاثَ المُستَغیثین،
آزادی ایران عزیز را از تو می خواهیم.

مردم شریف ایران، بعد از خدای عالم و قادر بر همه چیز، پناه ما جوانان آغوش گرم شما خانواده بزرگ و مهربان ایرانی است، شما که با آگاهی و مسئولیت و درک متقابل همواره یاری گر و مدافع فرزندان خود بوده و هستید. می دانیم که تنهایمان نمی گذارید.

به امید طلوع سبز امید در ایران عزیز.
شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی

27/7/88

ادامه مطلب ...

شجاعت قابل ستایش میرحسین

1 نظرات
شجاعت قابل ستایش میرحسین.


ادامه راه سبز«ارس»: گشودن راه ارتباط با مردم و تزریق دنیایی از امید در مردم، بسیار بیشتر از خود پیام مصاحبه میرحسین، ارزشمند و قابل تقدیراست. همه سبزها می دانند که چه فشار سنگین و چه نوع تهدیداتی در این مدت متوجه میرحسین بوده تا وی چنین اقدامی را انجام ندهد.

اما میرحسین یک سبز است و سبزها به دنیا نشان داده اند که آماده اند با تمام وجود به استقبال هر خطری بروند تا بتوانند میهن خویش را آزاد و آباد ببینند. سران انقلاب 57 هر اندازه از احساسات مردم استفاده می کردند، در مقابل، سران جنبش سبز، شعور مردم را هدف قرار داده اند و روشن است که عاقبت یک انقلاب احساسی چه بود و سرانجام یک جنبش عقلانی چه خواهد بود.

تأکید میرحسین بر ایجاد و گسترش و تقویت "شبکه های اجتماعی" بعنوان هسته های مبارزاتی، حاکی از شناخت دقیق او از ظرفیت های رهبری کنونی جنبش سبز و مخاطرات موجود در این مسیر است. انتقال رهبری جنبش به اعضای آن نشان دهنده اخلاص و بی توقع بودن رهبران جنبش سبز از این حرکت مردمی است.. میرحسین می توانست براحتی از کشور خارج شده و در مکانی امن و با برخورداری از هزاران شبکه خبری و پوشش رادیو تلویزیونی، مطبوعاتی و اینترنتی، رهبری فعال جنبش سبز را بر عهده گرفته و آنرا هدایت کند. در این شرایط میرحسین بدل به یک بت جدید شده و تمامیت رهبری جنبش را بخود اختصاص داده و نهضت مردم را به شخص خود وابسته می کرد. قطعاً در این حالت، در فردای پیروزی جنبش، میرحسین تنها رهبر بلامنازع و قدرتمندی بود که هیچ تصمیمی بدون وی اعتباری نمی یافت.

میرحسین بجای تمرین رهبری، به همه مردم ایران رهبر شدن را آموزش می دهد. برای مردم ایران که همواره عادت به وجود قهرمانان و افراد منجی داشته اند تا بتوانند تحولی را در سرنوشت خود ایجاد نمایند، تمرین بسیار سختی است که این راه دشوار را بدون وجود یک "نجات بخش" بپیمایند، ولی آزادی و دموکراسی واقعی هنگامی حاصل می گردد که "عقل جمعی" وارد صحنه شود. امید به ظهور "نجات‌بخش" و "قهرمان" چیزی است که خرد جمعی جامعه را به چالش می‌کشد.

دموکراسی، درواقع، پذیرش اهمیت و کارکرد "عقل جمعی" است. دموکراسی زمینه حاکمیت عقل جمعی را فراهم می کند، زیرا بر اساس نظریه دموکراسی، احتمال اشتباه عقل جمعی بسیار کمتر نسبت به عقل فردی است. نمی‌توان با یک آرمان‌گرایی فردی، یک جامعه واقعی را اداره کرد. امید به ظهور "نجات ‌بخش" و "قهرمان" چیزی است که خرد جمعی جامعه را به چالش می ‌کشد.

فرانسیس گالتون،‌ دانشمند انگلیسی، در تحقیقات علمی خود اثبات نمود که در شرایط مناسب، جوامع به‌شكلی خارق ‌العاده باهوشند، و هوش جامعه از هوش باهوش‌ترین افراد جامعه بیشتر است، و حتا اگر بیشتر افراد عضو جامعه، از هوش بالایی برخوردار نباشند، تصمیم كلی آن جامعه، خردمندانه خواهد بود.

اصالت دادن به "عقل جمعی" در جنبش سبز، دقیقاً بر خلاف روال حاکم کنونی است که "عقل جمعی" را عوامانه دانسته و "عقل خواص" را تبلیغ می کند. در مدل کنونی، توده مردم عوام، و فاقد قوه درک و استنباط بوده و نیازمند رهبری نخبگان و خبرگان هستند و این خبرگان وظیفه دارند تا مردم عوام و ناآگاه را رهبری نموده و بر اساس همین قاعده، خود این خبرگان نیز نیاز به یک مرشد اعظم و عقل کل دارند که "فصل الخطاب" بوده و حرف آخر را بزند و تصمیمات مهم را بگیرد. اتحاد جماهیر شوروی نیز عیناً از همین مدل پیروی می کرد و تعداد قلیل اعضای حزب کمونیست، رهبران 300 میلیون عوام شوروی بوده و در رأس آنها نیز دفتر سیاسی (پولیت بوروی) حزب کمونیست بود که در جایگاه خبرگان انجام وظیفه می نمود و همین جمع بسیار هوشمند! دبیرکل حزب و رهبر شوروی را انتخاب می کردند تا در نقش عقل کل، تصمیمات حیاتی و استراتژیک را بگیرد.

در جوامع غربی، دموکراسی، آزادی انسان، برابری و عدالت اصالت داشته و رؤسای جمهور نقش نمادین داشته و قدرت اصلی در دست شوراها و پارلمانهای فدرال است و تصمیمات مهم سیاسی، از جامعه به رهبران منتقل شده و احزاب سیاسی وابستگی شدید به آرای مردم داشته و بهمین دلیل ناچار از تبعیت از "عقل جمعی" هستند. سرنوشت شوروی و مقایسه آن با وضعیت کشورهای اروپایی عبرت آموز است.

ظهور میرحسین بر پهنه اینترنت، آنهم در آستانه 13 آبان، پیام بسیار مهمی برای مردم داشت که تنها راه رسیدن به آزادی، فداکاری و هزینه دادن است. میرحسین به سهم خود این فداکاری را نشان داد. مردم هم بسیار روشن و رسا، با حضور در راهپیمائی روز قدس، فداکاری خود را اثبات نموده و نشان داده اند که از هزینه دادن ابایی ندارند. پس از این راهپیمائی سرنوشت ساز، حکومت به این نتیجه رسید که جنبش سبز تازه متولد شده و تمام نشدنی است، ولی متأسفانه بجای احترام گذاشتن به خواست مردم، بدنبال تجدید سازماندهی و تغییر آرایش با هدف مقابله با مردم رفته اند. در استراتژی جدید حکومت، مماشات با کشورهای خارجی ولو با دادن امتیازات، و ایجاد فضای مناسب برای سرکوب اعتراضات، اصل قرار گرفته و جابجائی های انجام گرفته و تاکتیکهای تشکیلاتی جدید، همه در این مسیر قرار دارند.

احکام خشن و ناعادلانه زندان و اعدام، بمنظور ترور روانی مردم صورت می گیرد و اقدامات وحشت آفرین دیگری نیز در دستور کار قرار دارد، در حالیکه حکومت باید از چند ماه گذشته این تجربه را بدست آورده باشد که تهدیدها و ارعاب ها اثری بر اراده مردم ندارد.

ایرانیان برای رسیدن به آزادی متحد شده اند و شانه به شانه یکدیگر، آرام و مطمئن، در حال پیمودن راه خود هستند و دست از اعتراضات برنخواهند داشت. 13 آبان نشان خواهد داد که جنبش سبز تا چه اندازه گام به جلو برداشته و منسجم تر شده است.

==============
پيوندهاي مرتبط با اين مطلب:
» اولین مصاحبه ویدئویی میرحسین موسوی بعداز کودتای انتخاباتی
سهراب سهرابی
ادامه مطلب ...

آیا نباید فریاد برآورد؟

0 نظرات
محسن نریمان نماینده مجلس:
آیا نباید فریاد برآورد؟


قریب شانزده ماه قبل همه ما در برابر قرآن مجید به خدای قادر متعال سوگند یاد كردیم و با تكیه بر شرف انسانی خود تعهد نمودیم كه در راستای حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم حركت كنیم. از قانون اساسی دفاع نمائیم و همواره استقلال كشور و آزادی مردم و تامین مصالح آنان را در مدّ نظر داشته باشیم.


و ریاست محترم دولت نیز قریب دو ماه پیش در همین مكان در پیشگاه قرآن كریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد كرد كه پاسدار نظام ج.ا.ا و قانون اساسی باشد. ترویج دین و اخلاق نماید. از حق و گسترش عدالت پشتیبانی نماید. از هرگونه خودگامگی بپرهیزد. از آزادی و حرمت اشخاص دفاع كند و حقوقی را كه قانون اساسی برای ملت مشخص نموده حمایت كند. در جهت استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی كشور از هیچ اقدامی دریغ نورزد.

پس دولت و مجلس در فرآیندی عظیم و اعتقادی مشتركاً در محضر پروردگار متعال و ملت بزرگ ایران سوگند یاد نمودند كه پاسدار- حامی و مدافع قانون اساسی كه میثاق سترگ ملی ماست باشند.

حال ضرورت مروری اجمالی بر اصول قانون اساسی كاملاً محسوس است.

تا اگر پاره ای از آن معطل ماند و مورد هجمه و بی مهری قرار گرفت با اهتمام و همدلی زمینه اجرای موثر و پویایی آنرا فراهم آوریم.

اصل سوم:

بند 6- محو هر گونه استبداد و خودكامگی و انحصارطلبی
بند ۷- تامین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون
بند ۸- مشاركت عامل مردم در تعیین سرنوشت سیاسی- اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی خویش
بند ۱۵- توسعه و تحكیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم

اصل نهم: در جمهوری اسلامی ایران آزادی- استقلال وحدت و تمامیت ارضی كشور از یكدیگر تفكیك ناپذیرند. و حفظ آنان وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروهی یا مقامی حق ندارد بنام استفاده از آزادی به استقلال- سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و نظامی و تمامیت ارضی ایران كمترین خدشه ای وارد كند و هیچ مقامی حق ندارد بنام حفظ استقلال و تمامیت ارضی كشور آزادیهای مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب كند.

واقعاً باید به این قانون اساسی با این ظرفیت عظیم آزادی دموكراسی افتخار كرد. به این اصول توجه فرمایند:

اصل ۲۷: تشكیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح به شرح آنكه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.

اصل ۲۳: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ كس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.

اصل ۲۵: بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلكس، سانسور عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون.
حال اگر بدون اجازه قانون و محكمه و قاضی به حریم خصوصی افراد تجاوز شود نباید فریاد برآورد؟!

به جای اینكه به مردم اطمینان دهند و زمینه اعتماد را هموار نمایند. در مصاحبه های رسمی حرف از شنود می زنند كه (بدینوسیله كسب اطلاع كردیم) كار خلاف و مجرمانه می كنند و به آن استناد هم می نمایند.

اصل ۳۲: هیچ كس را نمی توان دستیگر كرد مگر به حكم و ترتیبی كه قانون معین می كند در صورت بازداشت موضوع اتهام باید با ذكر دلایل بلا فاصله كتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداكثر ظرف مدت 24 ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضائی ارسال و مقدمات محاكمه در اسرع وقت فراهم گردد.
متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود

اصل ۳۵: در همه دادگاهها طرفین حق دارند برای خود وكیل انتخاب نمایند و اگر توانائی انتخاب وكیل را نداشته باشند باید برای آنها امكانات تعین وكیل فراهم گردد

اصل ۳۸: هر گونه شكنجه برای گرفتن اقرار و یا كسب اطلاع ممنوع است اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.

اصل ۳۹: هتك حرمت و حیثیت كسی كه به حكم قانون دستگیر بازداشت زندانی یا تبعید شده به هر صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات است.

بیائیم در محضر حضرت حق خود را به محاسبه بكشانیم. قبلاً از اینكه به حسابمان برسند واقعاً چقدر مؤمن به اجرای این اصول بوده‌ایم.

حضرت آیت ا... صادق لاریجانی ریاست محترم قوه قضائیه از محضر حضرتعالی درخواست دارم دستور فرمائید كلیه آراء برآمده از محاكمی كه حقوق این اصول بالنده را برای متهمین در نظر نگرفته اند ملغی شود.

بیاییم منصفانه و عادلانه برخورد كنیم. از تمام ظرفیتهای قانون اساسی بهره‌مند شویم. باب نقد پویا را باز كنیم، منتقدین را تقویت كنیم، سعه صدر داشته باشیم.

این چه اصرار شومی است كه منتقد منطقی سیاستهای دولت را برانداز قلمداد كنیم. اگر اینكاره بودند آن هنگام كه در اریكه قدرت قرار داشتند اقدام به براندازی می نمودند، نه حال كه در هیچ سمت كلیدی و موثر حضور ندارند. چه سودی به حال نظام دارد كه سران كلیه مجالس قبل از این دولت جناب آقای هاشمی رفسنجانی، جناب آقای مهدی كروبی و جناب آقای ناطق نوری را در مظان اتهام قرار دهیم. و كلیه رؤسای دولت قبل از دولت فعلی چون میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی، جناب آقای خاتمی را زیر سؤال ببریم و از این هم فراتر رویم و به بیت حضرت امام هم تعرض كنیم. تا وقتی كه اینگونه می‌كنیم این سؤال را باید پاسخ بگوییم كه شما همه را جز خود برنمی‌تابید و تاریخ انقلاب قبل از حاكمیت خود را به چالش می‌كشید.

این چگونه اقتداری است كه پاره ای عناصر خدوم از وكلای مجلس، معاونین وزرای دولتهای پیشین و چهره‌های شناخته شده نظام كه صاحب نشان لیاقت و خدمت هستند را به بند بكشیم. اگر دلسوز نظامیم باید زمینه آشتی و وحدت ملی را فراهم كنیم.

باید درك درستی از حوادث اطرافمان داشته باشیم.

با فرض قبول آمار وزارت كشور از حضور شكوهمند مردم در انتخابات باید بپذیریم رأی دولت از 46 میلیون واجد شرایط بیش از 24 میلیون بوده است. یعنی بیش از 21 میلیون نفر یا پای صندوق رأی نیامده‌اند و یا به كاندیداهای دیگر رأی دادند. این تعداد بخش عظیمی از جامعه را تشكیل میدهند. آماری كه خود ارائه كرده اید میگوید وزن این 21میلیون نفر در دانشگاهها و جوامع شهری سنگین تر است.

این موج عظیم را باید به حساب آوریم و در اعتلای كشور از نیروی بزرگ آنان استفاده كنیم. این مهم اتفاق نمی‌افتد مگر با آشتی و وحدت ملی.

ادامه مطلب ...

علیخانی: با تصویب لایحه حذف یارانه ها،آینده بسیار بدی در انتظار ماست

0 نظرات
علیخانی نماینده مجلس:
با تصویب لایحه حذف یارانه ها، آینده بسیار بدی در انتظار ماست.


ادامه راه سبز - ارس: عضو كمیسیون اجتماعی مجلس با اعتقاد بر اینكه تبعات تصویب لایحه هدفمندكردن یارانه دامن‌گیر كشور خواهد شد‏، گفت:«فكر می‌كنم با تصویب این لایحه، آینده بسیار بدی داشته باشیم.»

قدرت‌الله علیخانی در گفتگو با ایلنا، سیاست‌های جبرانی دولت برای كنترل بار تورمی ناشی از اجرای لایحه هدفمندكردن یارانه‌ها را كافی ندانست و افزود:«متاسفانه مجلس هم آنگونه كه باید كار كارشناسی لازم را در مورد این لایحه انجام نداده است و با كارشناسان بیرون از مجلس در مورد تبعات اجرای این لایحه مشورت كافی نداشته است.»

وی لایحه هدفمندكردن یارانه‌ها را چندان پخته ندانست و ادامه داد:«به این ترتیب فكر می‌كنم كه با تصویب این لایحه، آینده بسیار بدی داشته باشیم و تبعات ناشی از اجرای آن دامن‌گیر كشورمان شود.»

عضو فراكسیون كارگری مجلس خاطرنشان كرد:«ممكن است یكی از تبعات تصویب لایحه هدفمندكردن یارانه، بحران اجتماعی باشد چون بخش قابل توجهی از مردم ما زیر خط فقر زندگی می‌كنند.»

علیخانی با اعتقاد بر اینكه سیاست‌های كمك‌رسان دولت به مردمی كه زیر خط فقر زندگی می‌كنند، نمی‌تواند چندان اثرگذار باشد، یادآور شد كه كمك‌هایی از این دست در قالب سهام عدالت و صندوق مهررضا و... نیز در حل مشكلات طبقات ضعیف جامعه اثرگذار نبوده است.

عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس با بیان اینكه قطعا نیت دولت از ارائه لایحه هدفمندكردن یارانه‌ها خیر بوده است، افزود:«اما به نظر نمی‌رسد كه دولت توان اجرای این لایحه را داشته باشد. به همین دلیل قطعا كشور دچار مشكل می‌شود و متاسفانه خسارت آن را باید مردم پرداخت كنند.»

نماینده قزوین در پایان تاكید كرد:«مجلس هم روزی باید در برابر تصویب این لایحه به جامعه پاسخگو باشد.»

حسینی دیگر نماینده مجلس:
هشدار نسبت به شکست لایحه هدفمندسازی یارانه‌ها

عضو کمیسیون انرژی مجلس گفت: «اگر یک تیم قوی اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها را در دولت برعهده نگیرد این طرح حتما با شکست مواجه خواهد شد و عوارض آن به مردم می‌رسد.»

سید عماد حسینی در گفتگو با پایگاه خبری سفیر، در خصوص لایحه هدفمندسازی یارانه‌ها و تورم ناشی از آن، اظهار داشت:«بالا رفتن نقدینگی در جامعه، افزایش تورم و رکود اقتصادی، تبعات منفی اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها است که ما امیدواریم دولت با انتخاب کارگروه اجرایی قوی این تبعات را به حداقل برساند.»

وی ادامه داد:«بحث عدالت اقتصادی و اجتماعی نیز از نکات مثبت لایحه هدفمندسازی یارانه‌ها است که اگر تبعات منفی طرح کم شود آثار مثبت آن دیده می‌شود.»

نماینده قروه تصریح کرد:« تمام نتایج این طرح به مکانیزم اجرا بر می‌گردد، باید دید دولت چگونه مکانیزم اجرایی را تنظیم خواهد کرد، اگر تیم کارشناسی قوی انتخاب نشود این طرح به شکست می‌انجامد.»

عضو کمیسیون انرژی مجلس بابیان اینکه شکست این طرح آثار بدی برای کشور دارد گفت:«شاید اولین نتیجه اجرای این طرح تورم 50 درصدی باشد که نیاز به مکانیزم دقیقی برای کنترل دارد.»

عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس درپاسخ به این سئوال که با توجه به اینکه افزایش نرخ قیمت‌ها بر دستگاههای اجرایی و کارمندان دولت هم تاثیر گذار است، آیا دولت راهکاری برای این موضوع در لایحه دیده است، اظهار داشت:«با اصلاحاتی که در مجلس بر روی لایحه دولت صورت گرفت، این لایحه بسیار جامع‌تر و متعادل‌تر شد.»

حسینی خاطر نشان کرد:«نمایندگان دست دولت را برای هرگونه اجرا و تغییر و درخواست اصلاح یا بودجه از مجلس باز گذاشته‌اند تا دولت به هر نحوی که بخواهد جلوی نوسانات قیمت را بگیرد.»

==============
پیوندهای مرتبط با این مطلب:

» هدفمند كردن يارانه ها؟
» هدفمند ساختن یارانه‌ها، تجلی بی‌هدفی محض اقتصادی در دولت کودتا
» محجوب: با اجرای لايحه هدفمند کردن يارانه‌ها، تورم سه رقمی می‌شود
» هدفمند کردن یارانه ها: اعلام خطر برای تورم ۶۰ درصدی در پیش
»
طنز تلخ: عاقبت اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها، فقرا - اغنیا!
»
خطر ورشکستگی بانک های دولتی را تهدید می کند
»
محجوب نماینده مردم تهران: برای فقرا اعلام خطر می‌کنم

ادامه مطلب ...

احمد پورنجاتی: «بازار مسگرها» را تعطیل کنید!

0 نظرات
نوشتاری از احمد پورنجاتی؛
«بازار مسگرها» را تعطیل کنید!



ادامه راه سبز«ارس»: صدا به صدا نمی رسد. بی هیچ وقفه یی چکش ها پی درپی بالا می روند و پایین می آیند و بر ورق های مس روی سندان کوبیده می شوند. اینجا «بازار مسگرها»ست. در این غوغای سرسام آور که تنها منطق مسلط رابطه گوشخراش چکش و سندان است و هر کس به کار خود مشغول است، اگر به فرض گوش شنوایی هم باشد- که انگار نیست- تاب و توان شنیدن وجود ندارد. سر و صدا مهلت نمی دهد. پس چگونه می توان به تعبیر مرحوم گل آقا «دو کلمه حرف حساب» زد و مطمئن بود که طرف مقابل آن را شنیده است؟!

به گمان من اوضاع و احوال کنونی جامعه ما به ویژه در عرصه سیاست داخلی شباهت شگفت انگیزی به «بازار مسگرها» دارد. دیالوگ به مفهوم درست و واقعی آن در بازار مسگرها یا امکان ندارد یا مستلزم بهره گیری از متد «داد و فریاد» و مصرف بی رویه تارهای زمخت و ضخیم حنجره های خاص است. تازه با همه این اوصاف هیچ تضمینی وجود ندارد که آیا طرف مقابل اصل مطلب را به همان درستی و دقت که مورد نظر بوده، شنیده یا «عوضی» گرفته و پاسخی «عوضی تر» تحویل داده است.

در این فضای غوغایی نباید از حال و روز نسل امروز یعنی نسل برآمده از دوران انقلاب غفلت کرد. متاسفانه هژمونی یا سیطره «بازار مسگرها در سپهر سیاست داخلی» پیامدهای بسیار ناگوار و جان سختی را در کالبد جامعه ایران رقم زده است. دیوار بلند ابهام و تردید، پرسش های بی پاسخ مانده، سرگشتگی و برانگیختگی و کاهش امید به آینده نشانه های غیرقابل انکار یک وضعیت کم سابقه در جامعه ماست که من آن را شرایط «تعلیق یا سوسپانس فلسفی» می نامم. می دانم که برخی از ما بهتران در برابر چنین توصیف هایی از وضعیت درونی جامعه به شدت کژتابی نشان می دهند و دچار حساسیت کهیرگونه می شوند و چه بسا گوینده را به توهم و القای ذهنیات شخصی متهم می سازند.

اما یک راه ساده برای سنجش دقیق و واقعی آنچه در جامعه می گذرد این است که حتی اگر شده برای اندک زمانی بازار مسگرها تعطیل شود، چکش و سندان به کناری نهاده شود. آنان که بیش از چهار ماه است بی وقفه مشغول چکش کاری و سندان کوبی و مسگری و سر و صدا هستند به مرخصی بروند تا مجالی برای «شنیده شدن حرف ها» فراهم آید.

اگر «بازار مسگرها» درست نکرده بودند، صداها «عوضی» شنیده نمی شد، پاسخ های «عوضی تر» داده نمی شد، نیازی به «داد و فریاد» نبود، فضای گفت وگوی «درگوشی» به وجود نمی آمد.

از روزی که «بازار مسگرها» به راه انداخته شد حرکت آرام و متین و بی سر و صدای اعتراض مدنی آن جمعیت چندمیلیونی نسبت به روند و نتیجه انتخابات، به مثابه داد و فریاد و اغتشاش و براندازی نرم و انقلاب مخملی شنیده شد، اقرار و شهادتین کاندیداهای معترض و تاکیدشان بر اصول انقلاب و قانون اساسی و چارچوب نظام یا ناشنیده ماند یا عوضی شنیده شد. فریاد استغاثه آسیب دیدگان در حوادث پس از انتخابات و مادران و پدران داغدیده از برخی رفتارهای جنایتکارانه، به مثابه هلهله همراهی با بیگانگان و تلاش برای هتک حیثیت نظام تلقی شد.

در فضای بازار مسگرها بود که «صدای مردم» با «صدای امریکا و بی بی سی» عوضی گرفته شد، صدا و سیمای وطنی به جای آنکه ابزار و مجالی برای واقع نمایی و حقیقت گویی و روشنگری و آرامش بخشی باشد، تبدیل به بلندگویی برای فریاد کشیدن و سر و صدا راه انداختن برای جلوگیری از شنیده شدن حرف طرف معترض شد.

آنها که از «بازار مسگرها» ارتزاق می کنند خوب می دانند که اگر سر و صداهای چکش و سندان فروکش کند، صدا به صدا برسد، سخن ها آن گونه که باید و شاید گفته و شنیده شود بی هیچ تردید کلاه شان پس معرکه خواهد بود و حنای آنان دیگر رنگی نخواهد داشت.

به باور این قلم، موضع گیری هایی از آن دست که از آقای غلامعلی حدادعادل و آقای محمدجواد لاریجانی و امثال آنان در روزهای اخیر شاهد بوده ایم تنها و تنها در فضای بازار مسگرها قابل درک و تفسیر است. مادر داغدار سهراب اعرابی به هر دری می زند، در برابر هر نهاد و ارگان حکومتی استغاثه می کند که؛ توسط چه کسی و چرا فرزند بی گناه من کشته شد؟، و آقای رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم قضایایی از این دست را کم اهمیت معرفی می کند. میرحسین موسوی در بیانیه هایش همواره بر اصول قانون اساسی و چارچوب انقلاب و نظام تاکید می کند و آقای محمدجواد لاریجانی بیانیه او را شبیه بیانیه رجوی می داند.

بسیاری از شخصیت های معتبر سیاسی و حقوقی و دست اندرکاران سرشناس انقلاب و نظام در 30 سال گذشته نسبت به روند برخوردهای پلیسی و دستگیری های گسترده و زندان و محاکمه کردن های آنچنانی چهره های وفادار و خدوم اعتراض می کنند، اما طرف مقابل ادعا می کند مهدی کروبی و میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی و موسوی خوئینی ها و امثال آنان از ماقبل تاریخ دچار اعوجاج و انحراف فکری و سیاسی بوده اند.

آیا در این فضای سرسام آور که برخی برای نمایش حقانیت خود و اثبات ادعای انحراف طرف مقابل بازار مسگرها به راه انداخته اند و از متد داد و فریاد استفاده می کنند، چاره یی برای طرف دیگر باقی می ماند جز مقابله به مثل؟، مگر جواب «های»، «هوی» نیست؟ پس چرا عصبانی می شوند؟، آیا به جای خط و نشان کشیدن در تریبون های عمومی و به ویژه نماز جمعه، بهتر نیست سفره بازار مسگرها را جمع کنید، چکش داران و سندان کوبان را مرخص فرمایید و اجازه دهید صدا به صدا برسد و سخن ها درست شنیده شود؟ امتحان کنید، تردید ندارم که پشیمان نخواهید شد. در غیر این صورت استمرار خط مشی بازار مسگرها و سیاست چکش و سندان مصداق «این قافله تا به حشر لنگ است» خواهد شد.

ادامه مطلب ...

مسعود باستانی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد!

0 نظرات
مسعود باستانی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد!


ادامه راه سبز - ارس: مسعود باستانی روزنامه نگار و فعال سیاسی که بیش از ۳ ماه است که در بازداشت به سر می برد، در دادگاه بدوی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش نوروز، در حکم باستانی یکسال حبس به اتهام تبلیغ علیه نظام و ۵ سال به اتهام اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش در نظر گرفته شده است.

تاکنون حکم دو نفر دیگر از متهمان حوادث پس از انتخابات صادر شده است. شهاب طباطبایی، عضو شورای مركزی جبهه مشارکت اسلامی ایران و هدایت الله آقایی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی هر کدام به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده اند.

ادامه مطلب ...

خلاصه اخبارشنیداری: دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸

0 نظرات
اخبار شنیداری روزانه


- آیا رسانه ملـی، میـلی شـده؟
- فرصت خوانـدن اخبـار را ندارید؟
- می‌خواهید از اخبار آگاه شوید؟
- پس با اخبـار گویـا با ما باشید!



«خلاصه اخبارشنیداری آنلاین: دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸»

دانلود:‌ اینجا~۲مگ (۱۲ دقیقه)

- اگر دانشجو و دانش پژوه هستید و دوست دارید همکلاسی‌‌هایتان هم از اخبار روز جنبش سبز آگاه باشند، فایل اخبار گویا را روزانه دانلود کرده و بر روی گوشی‌هایتان بریزید و در محیط تحصیلی خود برای همقطاران پخش کنید.

- اگر کارمند هستید و همکارانتان از نعمت داشتن رسانه مستقل محروم اند، این اخبار گویا را روی گوشی‌هایتان بریزید و برای آن‌ها در محل کارتان پخش کنید.

در یک کلام.
اگر ایرانی هستید،
پس شما هم میتوانید یک رسانه باشید!


ادامه مطلب ...

ملت مواظب باج‌دهی‌های پشت پرده دولت کودتا به آمریکا باشد!

0 نظرات
مروری بر چرایی اصرار دولت کودتا در برقراری رابطه با آمریکا:
از شعار مرگ تا قبول ننگ: ملت مواظب باج‌دهی‌های پشت پرده دولت کودتا به آمریکا باشد!



محمود احمدی‌نژاد، فرد شماره یک همه‌ی جنجال‌های اخیر است. بعد از انتخابات جنجالی ریاست‌جهوری که در واقع کودتایی تمام عیار بر علیه ملت بود، سرکوب گسترده و معرفی ناقص کابینه‌ای متقلب، جنجال‌های نمایشی بر سر مسائل هسته‌ای و آن حضور فضاحت بار در مجمع عمومی سازمان ملل، همه و همه موضوعاتی بودند که اسم رئیس دولت کودتا را همه روزه بر سر زبان‌ها می‌انداخت.

در روزهای اخیر علتی که بار دیگر اسم احمدی‌نژاد در افواه عمومی و محافل خصوصی مطرح شد، موضوع برقراری رابطه با امریکا بود. موضوعی که اگر در زمان ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی مطرح می‌شد، وی شایسته‌ی خلع لباس شدن و استیضاح دانسته می‌شد و هنگامی که از زبان سید عطاالله مهاجرانی در ستون ثابتش در روزنامه‌ی اطلاعات شنیده می‌شد، وی را فردی مرتد و خائن می‌خواندند.

سکوت معنادار جامعه‌ی اصول‌گرایان در قبال مطرح شدن رابطه با امریکا، امری غیر قابل انتظار و بحث برانگیز است. طرفداران اصول‌گرایی که همین چند هفته پیش در تظاهرات روز قدس اولین واکنش‌شان تکرار شعار مرگ بر امریکا از اعماق وجود و آتش زدن پرچم این کشور و شیطان بزرگ خواندش بود و همین دسته، سبزها را عده‌ای اغتشاش‌گر وابسته به امریکا قلمداد می‌کردند، امروز حاضرند به هر قیمتی هر چند گزاف از متاع ملت بگذرند تا بتوانند با آمریکایی‌ها مذاکره کنند.

می توان با تحلیل شرایطی که محمود احمدی نژاد در آن قدرت را در دست دارد، این تغییر صدوهشتاد درجه‌ای مخالفان کفن‌پوش رابطه با امریکا را به یکی از موافق‌ترین‌ها و کسانی که نزدیک است از هول ایجاد ارتباط در دیگ از دست دادن منافع ملی بیافتند، به درستی تبیین کرد.

بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 ساختار قدرت به دلیل اتفاقات حادث شده، شفافیت پیدا کرد. گویی بعد از سی سال که از شروع جمهوری اسلامی می‌گذشت قدرت لایه لایه شده بود و سران، هر کدام به دسته ای مقابل هم خزیده بودند و از پس این انتخابات بود که صف آرایی‌ها مشخص شد. قدرت رسمی و درجه‌ی اول هنوز در محافل رسمی و افواه عمومی رهبری و حلقه‌ی مشخص اطراف وی به شمار می‌روند که متاسفانه در وقایع اخیر به گونه ای جانبدارانه و با بدترین وضعیت ممکن عمل کردند.

این حلقه همان حلقه قدرتی است که چراغ سبز رابطه با امریکا عرفا باید در دستان وی باشد و در چند روز اخیر آنطور که بر می‌آید حرکت مثبتی مبنی بر اجازه‌ی رابطه از ایشان دریافت نشده است. دومین لایه که سابقه‌ی اندکی در به دست گرفتن قدرت در ایران دارد محمود احمدی نژاد و حلقه نظامی حامی وی است. وی اکنون یکی از قوی‌ترین دسته‌های قدرت، با داشتن قدرت سیاسی و قدرت نظامی محسوب می‌شود و متقابلا به دلیل بحران‌هایی که گرفتارش است یکی از ضربه پذیرترین افراد در قدرت مطرح می‌شود.

محمود احمدی‌نژاد، این روزها به داشتن رابطه با آمریکا محتاج است. او آنچنان دچار بحران مشروعیت شده است و انچنان این فقر را احساس می‌کند که از هیچ حربه‌ای برای کسب مشروعیت از دست‌رفته‌اش نمی‌تواند استفاده کند، مگر شکستن یک تابوی سی ساله. او البته حاضر است برای ماندن در قدرت و کسب مشروعیت مجدد، هر باجی هم از کیسه ملت به قدرت‌های خارجی بدهد تا این تابو به هر قیمتی به نام او شکسته شود.

عملکرد احمدی‌نژاد در طول پنج سال گذشته نظام جمهوری اسلامی را به چالش‌های جدی در زمینه‌ی اقتصادی و سیاسی کشانده است و کشور را تا مرز فروپاشی اقتصادی پیش برده است. در کودتای اخیر هم نه فقط فروپاشی اقتصادی، که کشور را تا مرز فروپاشی سیاسی پیش برده است و معلوم نیست اگر به قیمت در قدرت ماندن این شخص جمهوری اسلامی قربانی شود چه کسی پاسخگوی هزینه‌ای است که مردم ۳۰ سال برای دفاع از آرمان‌های انقلابی که خود پرداخته‌اند و با ریختن خون جوانان بی‌گناه بر کف خیابان‌ها و شکنجه‌گاه‌ها به باد فنا رفت، خواهد بود؟

هم اکنون نیز رئیس نامشروع جمهور حاضر است برای برون رفت از بحران اقتصادی و برای تامین کسری بودجه اش طرح سنگین هدفمند کردن یارانه ها راپیاده کند و متعاقب آن شوک سنگینی آن هم در این برهه به مردم و نظامی که در آن قدرت دارد برساند. حال چه بر سر کارخانجات و سرمایه داران می آید را کسی پاسخ گو نیست. وی در صحنه‌ی داخلی، با همه‌ی مهره‌هایی که می‌توانستند به گونه‌ای او را از بحران‌های اقتصادی و سیاسی در بیاورند بازی کرده و این بار که تمامی راه‌ها در محیط داخلی به روی او بسته است سراسیمه دست یاری به هر طناب پوسیده‌ای در محیط بین‌المللی دراز می‌کند.

او خود واقف است دوران نمایش حمایت از ملت‌های ستمدیده‌ی جهان به سرآمده است و رفت و آمدهای مکرر چاوز و اسد و روسای دولت سنگال و بورکینافاسو دردی از مشکلات او درمان نمی کند. او می‌داند مذاکره با امریکا یعنی پایان تحریم‌ها و برای این کار حاضر است باج‌های پشت پرده هم بدهد تا همه چیز را به نام خود تمام کند. او می‌داند رابطه با آمریکا یعنی گشوده شدن درهای بین‌المللی به روی ایران و فکر می‌کند بعد از این همه کشتار و شکنجه و به یغما بردن رای ملت و برپا کردن فتنه‌ای که خود او یکی از عوامل اصلی آن است و به قول علی مطهری باید محاکمه شود، کسب مشروعیت از این راه‌ها امکان پذیر است .

احمدی‌نژاد می‌داند ارتباط با آمریکا یعنی رساندن قطعات و مواد اولیه به کارخانجات ورشکسته‌ی ایران، یعنی بلوکه نشدن حساب‌های سرمایه‌داران در بانک‌های خارجی، اما نمی‌داند قدرت اقتصادی مملکت را با سیاست‌های غلط اقتصادی‌اش چنان فشل کرده که تمامی کارشناسان اقتصادی از دور و برش کنار رفته‌اند و به منتقدانش بدل شده‌اند و در چنین وضعیتی نمی‌توان کارخانه‌ها را احیا کرد و اقتصاددانان را خوشبین.

از طرف دیگر، وجود باراک اوباما، رئیس جمهور دموکرات امریکا که پیشاپیش برای برقراری روابط صلح‌آمیز در دنیا نوبل صلح برده، به گونه‌ای باد موافق برای احمدی‌نژاد محسوب می‌شود. گویی وی در راس قدرت همه ‌ جریان‌های موافق را در پی دارد. رسانه‌ی دولتی جمهوری اسلامی، کماکان بر شیطان بزرگ بودن امریکا پافشاری می‌کند. نوبل صلح اوباما را سیاسی می‌داند. دیدارهای هیئت سیاسی ایران با هیئت امریکایی را کم رنگ جلوه می‌دهد و اجازه می‌دهد چانه‌زنی‌ها از بالا ادامه داشته باشد.

اما ملت باید هوشیار باشد و بداند که این‌ها مواضع نمایشی اصحاب دولت کودتاست. مردم آگاه‌تر از آنند که از زد و بندهای پشت پرده آن‌ها با امریکا بی‌خبر باشند و تکرار شعارهای ضد آمریکا را تنها یک پز ایدئولوژیک توخالی ندانند. مردم ایران فهیم‌تر از آنند که نفهمند تعدیل مواضع، کم کم از تریبون‌های نماز جمعه آغاز می‌شود. همان جایی که جنتی، جوانان کشور خود را به برخورد در روز سیزده آبان تهدید می‌کند، روزی هم می‌رسد که باج‌دهی‌های کودتاچیان به آمریکایی‌ها را توجیه می‌کند و کیست که نداند رابطه وثیق و عمیقی میان آن سرکوب‌ها و این باج دادن‌ها برقرار است. کیست که نداند آن‌ها که نشست جلیلی در اجلاس ژنو را باعث سربلندی ایران می‌دانند در صددند که کم کم نوک حملات را از آمریکا به طرف دیگری متمایل کنند تا باز هم «دشمن»‌ی وجود داشته باشد که همه چیز حتی کشته شدن ندا آقاسلطان به دست یک بسیجی‌نما را هم به گردن آن بیندازند و بر خطای خود سرپوش بگذارند. به ناگاه راس پیکان به سمت و سوی دیگری نشانه رفت و البته این چرخش آنقدر آشکار و علنی بود که حتی خود اصولگرایان را هم به شک انداخت تا جایی که نشست ژنو و زد و بندهای هسته‌ای آنقدر ناسنجیده بود که صدای امام جمعه اردکان نیز بلند شد و وی خواستار شفاف‌سازی در باب این نشست گردید..

در سخنرانی‌های رهبری، انگلیس عامل اغتشاش و استعمارگر پیر معرفی می‌شود و در تریبون‌های نماز جمعه، انگلستان محکوم به دخالت در امور داخلی ایران و نخ دادن به اغتشاشاگران می‌شود. فضای دانشگاه تهران را بعد از تکبیر شعار مرگ بر انگلیس پر می‌کند و جمهوری اسلامی که با توهم توطئه و دشمن‌سازی مسائل داخلی‌اش را رتق و فتق می‌کند، دشمن جدیدی به وجود می‌آورد. آیا بر سر زبان افتادن نام انگلیس و پیش افتادن آن از آمریکا امری اتفاقی است؟ چرا دشمن جدید بورکینافاسو یا تریپولی نیست؟ کدام کشور دم دست‌تر و با سابقه‌ی استعماری بیشتری غیر از انگلستان؟ گرچه ذره‌ای در دندان تیز کردن‌ انگلیسی‌ها برای منابع طبیعی ایران نمی‌توان شک کرد و اصولا پیشینه استعماری این کشور هم قابل چشم‌پوشی نیست، اما چنین برگرداندن نوک نیزه از سمت آمریکا به سوی انگلستان هم هر عاقلی را به تامل وا می‌دارد.

مساله اینجاست که مهم نیست این دشمن آمریکا باشد یا انگلیس و در آینده‌ای نزدیک هم احیانا همه جهان. آنچه مهم است این است که دشمنی وجود داشته باشد که مردم در تجمعاتشان شعار مرگش را سر بدهند و گرانی آب و برق و حتی گوجه‌فرنگی‌شان را به گردن سیاست‌های استعماری آن بیندازند. سید محمد خاتمی که نه بحران اقتصادی شدیدی داشت، نه دست به گریبان بحران مشروعیت بود و هم می خواست با عزت ملی گام در راه رابطه بردارد، با فریاد وا اسفاه، وا اسلاما و تعطیلی کلاس های حوزه و ناسزا از تریبون نماز جمعه و سیل شب نامه و تخریب و تهدید و ترور مواجه شد و حال سران کشور بارها باید با خفتی هر چه تمام‌تر به پای آمریکا بیفتند و از آن‌ها بخواهند تا با کشور ایران به هر قیمتی که شده ارتباط برقرار کنند. کیست که فرق آن رابطه برقرار کردن همراه با حفظ غرور و عزت و این باج‌دهی همراه با ذلت و خفت را نفهمد؟

آن چه مشخص است ایجاد رابطه با امریکا، رابطه‌ای از سر قدرت نیست و آن چه مبرهن است، آن کسی همیشه باید کوتاه بیاید که در جامعه‌ی بین‌المللی و محیط داخلی تحت فشار است و فعلا خواهی نخواهی اگر چشمانمان را کمی باز کنیم خواهیم دید که ایران دست پایین‌تر را در قدرت بین‌المللی دارد. رابطه‌ی با امریکا، رابطه‌ای از سر قدرت و گردن افراشته و مملو از عزت ملی نیست، گویی محمود احمدی‌نژاد به هر قیمتی حتی از دست رفتن متاع امنیت و منافع ملی قصد کرده است سر میز مذاکره بنشیند.

رابطه‌ای که می‌توانست با وجهه‌ی برجسته بین‌المللی سیدمحمد خاتمی بر اساس عزت ملی و بدون پرداخت هزینه‌ای گزاف برقرار شود، این روزها دستخوش برقراری مناقع مالی و شخصی و بلندپروازی عده‌ای شده است و صدا از اصول‌گرایان در نمی‌آید که هیچ، ردی از کفن‌پوشان هم دیده نمی‌شود. اینک پیش و بیش از هر چیزی زمان هوشیاری ملت است.

مردم باید بدانند که در این بازی کثیف باج‌دهی، آنچه به تاراج خواهد رفت آبرو، عزت و اعتبار بین‌المللی کشور است و آن کسی که قدرت بیشتری خواهد گرفت بنیادگراهای کودتاچی‌اند که به تز سرکوب از درون و باج دهی از بیرون پایبندند. تزی که سال‌هاست عربستان سعودی آن را در برخورد با مردمانش پیاده می‌کند و با باج‌دهی‌های مکررش به آمریکا حتی یک بار هم بحث نقض حقوق بشر در این کشور سرکوبگر در هیچ‌ کجای دنیا از دهان مدعیان حقوق بشر شنیده نمی‌شود.

آیا مردم خواهند نشست تا کودتاگران، پاکستان و عربستان سعودی دیگری در خاورمیانه علم کنند؟ رسالت جنبش سبز مقابله با همین باج‌دهی‌ها و محکوم‌کردن همین روابطی‌ است که در آن جز تحمیل هزینه به مردم و سرکوب آنان خیر دیگری نیست.

ادامه مطلب ...

سیزده آبان و بازپس گیری گفتمان استقلال

0 نظرات

سیزده آبان و بازپس گیری گفتمان استقلال


سالهاست گروهی که سرانجام تنها از راه تقلّب، کشتار و کودتا توانستند قدرت را چند صباحی نگاه دارند به اصلاح‌طلبان، خیرخواهان، و به شخص آقای خاتمی حمله میکنند که در مساله هسته‌یی به منافع ملی‌ضربه زده‌اند. امروز اما، چنانکه جناب اقای موسوی به درستی‌اخطار نموده‌اند این مدعیان دروغین استقلال و عزت ملی‌در حال انجام مذاکراتی هستند مخدوش و مساله‌دار

مذاکرات ژنو "مساله‌دار" است چراکه توسط دولتی نامشروع، ناتوان و فریبکار انجام میشود. و این مذاکرات به طور خاص برای جنبش سبز مساله‌دار است چراکه منافع ملی‌ایران یکی‌از خطوط قرمز سبزهاست و اخباری که از سوی غربیها درباره محتوای مذاکرات درز کرده نگران‌کننده. به هزار لطایف الحیل و وارو زدن آقای شریعتمداری در کیهان هم نمیتوان به این مذاکرات (اگر اخبار رسیده درست باشد) افتخار کرد. هسته‌یی شدن ایران راه طولانی و دشواری بوده که اتفاقا هزینه سنگین آن‌را نه تلخ‌سیرتانی مانند آقای شریعتمداری و نه تازه‌به‌دوران‌رسیده‌هایی‌نظیر اقای احمدی‌نژاد، مشایی یا جلیلی، بلکه ملت ایران پرداخته‌اند. آقایان بدانند نمیتوان از کیسه ملت برای روسیه و فرانسه خوش رقصی کرد. اگر تعلیق "موقت" غنی‌سازی در دولت جناب آقای خاتمی به جهت اعتمادسازی، آه از فغان کیهانیان بلند کرده بود، پذیرش غنی‌سازی بالای ۵ درصد در خاک روس و فرانسه که ده بار بدتر است! مگر نه این است که مقاومت "ملی‌" ایرانیان در مساله هسته‌یی تا آنجا پیش رفته‌بود که صداهای مهمی در داخل آمریکا پیشنهاد غنی‌سازی در خاک ایران توسط یک کنسرسیوم بین المللی را مطرح نمودند و برخی‌سناتورهای آمریکائی نسبت به این راه حل ابراز علاقه کردند؟ چه شده است که دولت "عزت‌مدار" در پشت درهای بسته و ذوق زده از حضور مسول رده سوم وزارت خارجه آمریکا، سرمایه ملی‌را به روس‌ها و فرانسویها (این دو بدنام‌ترین بازیگران معامله‌گر طرف ایران) به ثمن بخس میفروشد؟

به دولت تازه‌به‌دوران‌رسیده و به کوته‌بینان کیهان‌نشین و بالاترنشین مکرر اخطار شد که به روسیه نباید اعتماد کرد و توجه داده شد که ایران یکی‌از برگهای روسیه در معامله بزرگی‌است که با آمریکا دارد. حذف برنامه سپر موشکی آمریکا در اروپای شرقی‌کافی‌بود تا روسیه دولت نامشروع کودتا را در ژنو تنها بگذارد تا ایران خفت غنی‌سازی در خاک روسیه را (لابد در ازای پرداخت بهائ گزاف به روس ها) بپذیرد. به شخصیت‌های کوچکی که مع الاسف بر مناصب بزرگ تکیه زده‌اند مکرر تذکر داده شد که اروپاییان در قضیه هسته‌یی بدنبال منافع خود هستند و مساله هسته‌یی نه نیاز به دخالت همسایگان نامطمئن مانند روسیه دارد و نه بازیگردانی بدنامان استعمار یعنی‌تروییکای اروپایی. به روسیه و فرانسه و انگلیس و آلمان چه مربوط است در امری که اساسش رویارویی سیاسی بین ایران و آمریکا است سر بدوانند؟ دلسوزان مکرر توصیه کردند که شجاعت، قاطعیت، و دفاع محکم و مدبرانه از منافع ملی‌در مذاکرات دوطرفه با آمریکا بهتر از معاشقه‌های بیحاصل و کوتاه‌مدت با قدرتهای میانی است. اگر به این راهنمایی‌های اهل خرد توجه شده بود، امروز بجای آنکه در آستانه وابستگی‌دائم به دو شریک غیر قابل اعتماد، روسیه و فرانسه، باشیم، در حال مذاکره با آمریکا برای کنسرسیوم غنی‌سازی بین المللی (با حضور ایران) در خاک ایران می‌بودیم

امروز از نظر سبزها راه حل مساله هسته‌یی واضح است: مذاکره توسط دولت مشروع، توانا و خردمند. دولت آقای احمدی‌نژاد از هر سه این ویژگیها محروم است و از ویژگیهای دیگر هم. دولتی چنین فقیر حق مذاکره در امری چنین خطیر را ندارد. تنها پس از تشکیل دولت ملی‌و مشروع میتوان پای میز مذاکره نشست و ادعای حفظ منافع ملی‌را نمود

آقای احمدی‌نژاد و آقای شریعتمداری و بالاتر از اینها بدانند که گفتمان استقلال متعلق به همه ایرانیان و بویژه متعلق به جنبش سبز است. سبزها نمیتوانند اجازه دهند که دولتی نامشروع، بواسطه ضعف داخلی‌و عدم مقبولیت، احترام بین‌المللی را در ازای دادن امتیاز بخرد.مذاکرات ژنو و ادامه آن‌از نظر سبزها مخدوش و مضر به حال منافع ملی‌است. آقایان جواب بدهند که مگر روسیه چه گلی‌به سر ما زده است که امروز آقای شریعتمداری با صد پشتک وارو غنی‌سازی بالای ۵ درصد در خاک روسیه را افتخار برمیشمرد؟ ما هنوز بر سر تجاوز روسیه به قلمرو ملی‌و تحمیل معاهده‌های ترکمانچای و گلستان با این کشور مساله تاریخی داریم. فضاحت دولت آقای احمدی‌نژاد در قضیه سهم ایران در دریای خزر مگر کم خفتی است که امروز غنی‌سازی پایین تر از ۲۰ درصد که طبق معاهده عدم تکثیر حق مسلم ماست، پشت‌بند قباله خزر دودستی تقدیم روس‌ها میشود؟

سبزها مقهور حمله‌های بی‌بنیاد طرف مقابل نمی‌‌شوند، بلکه گفتمان استقلال را از دست نااهلان باز پس میگیرند. آقایان بدانند که مدعی توانایی ملی‌هسته‌یی، مدعی افتخارات دانشمندان و مهندسین ایرانی، و مدعی منافع ملی‌ما هستیم، نه شما، چراکه ما ملت ایرانیم و شما کفی بر آب

از این روست که امروز، ۱۳ آبان را باید از دریچه‌یی دیگر نگریست: ۱۳ آبان روز ملی‌یادآوری استقلال و عزت ملی‌، روز بزرگداشت ایستادگی ملت در دفاع از منافع ملی‌ضمن احترام به همه ملتها، و روز مقابله با زیاده‌خواهی‌دولت‌های دیگر است، چه دوست باشند و چه دشمن. سبزها، پس در کنار شعارهای همیشه سبزشان، میتوانند با محکوم کردن مذاکرات ژنو، با محکوم کردن اعتماد بی‌اندازه به روسیه و فرانسه، و با محکوم کردن هر نوع مذاکره مهمی توسط دولت نامشروع آقای احمدی‌نژاد نشان دهند که این مملکت، این خانه، صاحب دارد

صدرا معیری
ادامه مطلب ...

تا ۱۳ آبان: النصر بالرعب؟

0 نظرات
النصر بالرعب؟


صدور احکام فعالان سیاسی که در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری فعالیت می کردند آغاز شده است و اخبار حاکی از صدور احکام تعلیقی و تعزیزی برای آقایان سعید حجاریان، شهاب الدین طباطبایی، هدایت الله آقایی، احمد زیدآبادی و سایرین است.

اولین نکته ای که پس از شنیدن صدور چنین حکمی به ذهن متبادر شد این مسئله است که دلیل صدور چنین احکامی آنهم به فاصله چندی از صدور احکام اعدام برای کسانی که اصولا درگیری ای در انتخابات ریاست جمهوری نداشتند و هفته ها قبل از انتخابات بعلت فعالیت دیگری دستگیر شده بودند چیست؟

اقتدارگرایان با مشاهده حضور گسترده مردم در روز قدس تمامی سناریوسازی ها و اعترافات نمایشی و بیدادگاه هایشان را بی اثر دیده اند و بدنبال راهی هستند تا با مرعوب ساختن مردم آنها را از ادامه این راه باز دارند و با این هدف سعی دارند به انواع و اقسام روش ها مردم را از میدان مبارزات مدنی خارج کنند.

صدور این احکام نیز در این مقطع زمانی تنها ناشی از حراس اقتدارگرایان از تکرار روز حماسی قدس در ۱۳ آبان است و مشخص است که تمام برنامه های خود را برای مایوس کردن و مرعوب کردن حامیان سبز برای حضور در خیابان ها بسیج کرده اند و با انواع زبان ها از تهدید گرفته تا فرستادن پیام های مختلف در تریبون نماز جمعه سعی می کنند با سیاست «النصر بالرعب» بر جامعه کنترل داشته باشند و بواقع این جمله امروز معنای خود را متجلی می سازد که "حکومت امروز توان اداره ندارد، بلکه تنها سعی می کند کشور را کنترل کند".

اما این سئوال باقی است که آیا با سیاست پیروزی با ترساندن است، می توان مردمی را که بیش از ۱۲۰ روز است پایدارانه ایستاده اند و حتی جلوتر از فعالان سیاسی حرکت می کنند را با این رفتارها به گوشه ها خانه ها بازگرداند؟

حنیف مزروعی
ادامه مطلب ...

حمله پدر معنوی کودتاگران به مفهوم آزادی در اسلام

0 نظرات
حمله پدر معنوی کودتاگران به مفهوم آزادی در اسلام
مصباح یزدی: در اجرای حدود الهی رافت نیست، باید با صلابت و قاطعیت برخورد کرد.



ادامه راه سبز (ارس): محمد تقی مصباح یزدی، پدر معنوی کودتاگران بار دیگر در اظهاراتی در میان جمعی از فرماندهان نیروی دریایی سپاه پاسداران با ترویج خشونت طلبی در میان نیروهای نظامی گفت"در اجراي حدود الهي جاري رافت نيست و همان‌گونه كه نبايد از حدود الهي تجاوز شود، نبايد در اجراي آن‌ها كوتاهي شود."

وی همچنین در ادامه گفت:" " اگر كسي عمدا و با آگاهي، قصد ضربه زدن به دين و مسلمانان را دارد، بايد با او با صلابت و قاطعيت برخورد كرد و كسي حق ندارد بگويد در اين مورد نيز بايد مدارا شود."

این روحانی تندرو که از او به عنوان "تئورسین خشونت دینی" نام برده می شود در ادامه اظهاراتش این بار واژه و مفهوم آزادی در اسلام را مورد حمله قرار داده و آن را یکی از راه های القای شبهات دانست و گفت:"آزادي يكي از اين مفاهيم است كه شنونده با شنيدن آن مفهومي زيبا را در ذهن خود تصور مي‌كند و در طول تاريخ سوءاستفاده‌هاي زيادي از آن شده است."

اين عضو مجلس خبرگان رهبری افزود:"آزادي مطلوب از نگاه اسلام رهايي از تعلقات دنيايي و عدم دل‌بستگي به مقام و ثروت است، اما آزادي به معناي اين‌كه انسان موجودي بي‌قيد و بند بوده و مي‌تواند هر كاري را خواست انجام دهد، آزادي مطلوب نيست كه پيش‌قراول اين تفكر آمريكاست و آن را تا حدي كه به منافع خودش ضرري نرساند ادامه مي‌دهد و سعي دارد اين معناي آزادي را به نقاط ديگر جهان صادر كرده و با شعار آزادي در آن جوامع نفوذ و از اين طريق به نفع خود و ضرر ديگران بهره‌برداري كند."

وي با در ادامه اظهار کرد:" آمريكا در اولين قدم سعي كرد بي‌غيرتي را به نام تولرانس و تساهل و تسامح در افكار جهانيان ترويج كند كه متاسفانه اثرات آن در ايران اسلامي نيز ظاهر شد. "

مصباح یزدی گفت:" از آن‌جا كه نمي‌توان در يك كشور اسلامي كه مردم آن در مكتب امام حسين(ره) درس خوانده‌اند، اين فرهنگ را ترويج داد، به گونه ديگري وارد شدند و اين فرهنگ را در مقابل خشونت‌طلبي و تروريسم قرار دادند و با عنوان تسامح و تساهل به ترويج آن در كشورهاي اسلامي پرداختند و با تبليغات بسيار زياد به بهانه نقد خشونت‌طلبي به ترويج فرهنگ تسامح و تساهل، آزادي، اختلاط بين دختر و پسر و فرهنگ غيراسلامي، بلكه ضداسلامي پرداختند."

مصباح‌يزدی در ادامه تشریح برداشت خود از اسلام و آزادی اظهار كرد:" براي ترويج اين نوع فرهنگ حتي به دين اسلام استناد كرده و اسلام را دين‌مدارا و تسامح و تساهل معرفي كردند. از طرف ديگر به مذمت خشونت‌طلبي پرداخته و حركت خود را هم‌سو با دين جلوه دادند و در نتيجه با استفاده از ابزار و الفاظ زيبا شبهات شيطاني خود را القا كردند. "

این روحانی تندرو و پدر معنوی کودتاگران خطاب به فرماندهان سپاه پاسداران گفت:"بايد ببينيم منظور از تسامح و تساهل و خشونت چيست، خشونت و مدارا با چه افرادي منظور است. اگر كسي عمدا و با آگاهي، قصد ضربه زدن به دين و مسلمانان را دارد، بايد با او با صلابت و قاطعيت برخورد كرد و كسي حق ندارد بگويد در اين مورد نيز بايد مدارا شود اما مدارا در برابر محرومين با افرادي كه از روي غفلت و گمراهي مرتكب اشتباهي شده‌اند، مطلوب است."

وي که پس از کودتای انتخاباتی دوباره حضوری فعال درمیان نظامیان پیدا کرده و برای آنها سخنرانی می کند، در ادامه اظهاراتش تاکید کرد:" در اجراي حدود الهي جاري رافت نيست و همان‌گونه كه نبايد از حدود الهي تجاوز شود، نبايد در اجراي آن‌ها كوتاهي شود."

===============
پیوندهای مرتبط با این مطلب:
» ادعای جدید مصباح: امضای ولی فقیه به قانون اساسی اعتبار می دهد، نه قانون اساسی به ولی فقیه!
» فیلم ارائه گزارش مراحل کودتای ۲۲ خرداد توسط احمدی نژاد به مصباح
»
نامه ای به مصباح یزدی، مردی در سایه
» مصباح یزدی در جمع نظامیان: هرگونه وحدت با هر كسي مطلوب نيست
» نقد گفتمان مصباح
» مصباح یزدی مروج حکومت فرعونی است
ادامه مطلب ...

آیت الله خامنه ای با تشکیل "سازمان اطلاعات سپاه پاسداران" موافقت کرد

0 نظرات
آیت الله خامنه ای با تشکیل "سازمان اطلاعات سپاه پاسداران" موافقت کرد

ادامه راه سبز- ارس: فرمانده سپاه پاسداران خبر داد که آیت الله خامنه ای یک شنبه شب 26 مهرماه با تشکیل"سازمان اطلاعات سپاه پاسداران"موافقت کرده است.

محمد علی(عزیز) جعفری با اعلام اینکه تشکیل "سازمان بسیج مستضعفین"، "سازمان اطلاعات" و "31سپاه استانی" را جدیدترین تغییرات در ساختار سپاه پاسداران است ، گفت که"آخرین تغییرات سپاه شب گذشته به تائید مقام معظم رهبری رسیده است."

وی صبح امروز در مراسم معارفه رئیس سازمان بسیج مستضعفین سخنرانی می کرد، گفت که تشکیل "سازمان بسیج مستضعفین"، "سازمان اطلاعات" و "31سپاه استانی" آخرین تغییرات در ساختار سپاه پاسداران است.

محمدعلی جعفری گفت که" بر اساس آخرین تغییرات در ساختار سپاه پاسداران؛ "سپاه های استانی"، ماموریت بخش نظامی بسیج را برعهده می گیرند و "سازمان بسیج مستضعفین" بخش فرهنگی و مقابله با جنگ نرم را عهده دار می شود.

وی درباره ماموریت سازمان اطلاعات سپاه پاسداران توضیحی ارائه نکرد اما پیشتر حسین طائب فرمانده سابق بسیج که از او به عنوان یکی از مجریان کودتای انتخاباتی و سرکوب اعتراضات مردمی نامبرده می شود به سمت معاون اطلاعات سپاه منصوب و آغاز به کار کرده است.

ادامه مطلب ...

چاكر مامان ندا ، مامان هرچي سبزه ...

0 نظرات
چاكر مامان ندا، مامان هرچي سبزه ...




مادر جان !

نميدانم كه خودت ميداني كه دم به دقيقه چقدر براي ما عزيزتر ميشوي يا نه ؟ به جان مامان من امشب كه مصاحبه ات را شنيدم اصلاً نگرانت شدم . ترسيدم كه يكجائي تو را ببينيم چنان توي بغلمان فشار بدهيم كه يك بلائي سرت بيايد ! بهشان بگو اگر راست ميگويند اول بيايند ما شهيدان زنده را توي بنياد شهيد بنويسند . بخدا خيليهايمان اينقدر بي سر و صدا شهيد ميشويم كه هيچكس نميفهمد . جنازه خيليهايمان را ميبرند تره بار ، روي بعضيهايمان سيمان ميكشند ، بعضيها توي منبع آب پيدا ميشوند بعضيهايمان هم اصلاً پيدا نميشوند. اگر بنياد شهيد اسممان را بنويسد لااقل اينجوري خودمان هم كه پيدا نشويم اسممان يكجائي پيدا ميشود . بخدا مادرهاي ما گناه دارند اينهمه دنبال ما ميگردند بعد ميفهمند پايمان شكسته بود رويمان نميشده بهشان بگوئيم رفته بوديم سه ماه منزل يك فرد خيـّر !

عزيزترين مادر !

اگر بگويم لابد باز خيليها بمن ايراد ميگيرند . اتفاقاً به همين دليل هم ميگويم ! تو هم مادري و آن نازن چهارپايه كش ... هم مثلاً مادر . تو را بخدا لااقل تو بيا برايمان بگو كه چطوري ميشود كه تو اينهمه بزرگوار ميشوي ، با اينهمه فشار حرفت را ميزني ، با اينهمه تهديد تن به كمترين خواسته شان نميدهي چطوري براي ملتي مادر ميشوي و مادرانه حرف ميزني اصلاً تو چرا اينهمه خوبي ؟! مگر تو در همين مملكت نيستي ؟ مگر خون فرزند تو بحق از خون همه ي ما رنگينتر نشد ؟ مگر همان ناقوانين جاري براي استفاده تو هم نميتواند كه باشد ؟ مگر كسي ميتواند مقايسه كند اينهمه فشاري كه همين الآن روي تو هست را با فشار يك ذهنيت گنگ از چهار سال پيش ؟ تو برايمان بگو كه پس چرا ادبيات و فرهنگ و قانون تلقيني هزار و چهار صد سال پيش كمترين و كوچكترين تاثيري روي تو نميگذارد و هيچ انگ بي خدائي هم بتو نمي چسبد ؟ آخر مگر ايمان از اين محكمتر هم ميتواند باشد كه حتي ديگران به ايمان تو متكي بشوند ؟

علیرضا رضایی
ادامه مطلب ...

اولین مصاحبه ویدئویی میرحسین موسوی بعداز کودتای انتخاباتی (کیفیت بالا HD)

0 نظرات
اولین مصاحبه ویدئویی میرحسین موسوی بعداز کودتای انتخاباتی (کیفیت بالا HD)


دانلود ویدیو کیفیت بالا HD "اینجا" (فرمت mp4 حجم~۳۳ مگ)


دانلود ویدیو کیفیت بالا HD "اینجا" (فرمت flv حجم~۳۳ مگ)

برای مشاهده متن کامل مصاحبه و نیز دانلود ویدئوی فوق با حجم کم (حدود ۵ مگ مناسب موبایل) "اینجا" کلیک کنید
ادامه مطلب ...

آیت الله العظمی صانعی: مخالفين امام دست بردار نيستند

0 نظرات
در دیدار اعضای تشکل راه سبز امید قم و جمعی از فعالین سیاسی ورامین و اسلام‌شهر
آیت‌الله العظمی صانعی:
مخالفين امام دست بردار نيستند

"بی توجهی نسبت به رفع گرفتاری‌های مردم سبب قطع رابطه با خدا می‌شود"
«همه وظیفه داریم از بیت حضرت امام سلام الله علیه و از انقلاب و جمهوری اسلامی پشتیبانی کنیم »

ادامه راه سبز - ارس: آیت‌الله صانعی در دیدار اعضای تشکل راه سبز امید قم با وی ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشت:«من هم مثل شما و شاید بیش از شما از اسائه ادبی که نسبت به بیت امام سلام الله علیه می شود متأثرم.»

او ضمن تجلیل از بیت مکرم حضرت امام و شخصیت حجت الاسلام و المسلیمن سید حسن خمینی اظهار داشت: « نوه عزیز حضرت امام(سلام الله علیه) برای حفظ نظام و دستاوردهای آن و حفظ اندیشه امام قدمهای محکمی برداشته است که برخی ها حاضر نیستند یکصدم آن انجام بگیرد».

آقای صانعی افزود: اقدامات سید حسن آقا حساب شده است و غیر از این هم از ایشان توقع نیست اگرچه باید توجه داشت که مخالفین امام هم دست بردار نیستند.


عده ای امروز تمام تلاش خود را به کارگرفته اند که بین روحانیت اختلاف بیاندازند

آیت‌الله صانعی همچنین در دیدار جمعی از نخبگان و فرهیخته گان استان یزد با وی ضمن اشاره به پیشرفت حرکت ملت در حاکمیت جمهوری اسلامی و حاکمیت حقوق انسانها و جلوگیری از تضییع حقوق انسانها گفت:«عده ای امروز تمام تلاش خود را به کارگرفته اند که بین روحانیت اختلاف بیاندازند ولی نمی توانند چرا که جامعه این اختلافات را نمی پذیرد جامعه مسیر خودش را فهمیده است و به حرکت خود ادامه می دهد.»

وی در ادامه با اشاره به سیره مبارزاتی ائمه علیهم السلام و منطق قرآن در دفاع از مظلوم اظهار داشت: «مظلومیت، بیچاره کننده ظالم است از نظر منطق قرآن آه مظلوم به آسمان می رسد با اینکه ظالم همه چیز اعم از پول و اسلحه و ابزار تبلیغاتی در اختیار دارد اما مظلوم جز ابراز مظلومیت سلاح دیگری ندارد و همین مظلومیت است که ظالم را بیچاره می کند.»

آقای صانعی با بیان اینکه دفاع از اسلام هزینه دارد و در این راه باید صدمه خورد اظهار داشت: «امام سلام الله علیه مبارزاتش را با یک کاغذ و قلم شروع کرد. دشمنان امام برای مبارزه با ایشان امام را تبعید و زندانی کردند تا به گمان خودشان امام را از بین ببرند اما در نتیجه دیدید که امام آنها را از بین برد امروز هم من معتقدم هیچ چیز نمی تواند امام را از جامعه بگیرد، هیچ چیز نمی تواند اسلام ناب را از جامعه بگیرد، ممکن است چند روزی عده ای با چند تا حرف و با چند خیانت اقتصادی سر آدم را کلاه بگذارند اما اینها تمام می شود « فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً » حق می آید و حق می ماند که حق ماندنی است.»

بی توجهی نسبت به رفع گرفتاری های فردی و اجتماعی مردم سبب قطع رابطه انسان با خدا می شود.

همچنین آیت‌الله‌ صانعی در دیدار جمعی از فعالین سیاسی شهرهای ورامین و اسلامشهر با وی ضمن بیان این مطلب که از کارهایی که در اسلام بسیار پسندیده است رفع گرفتاریهای شخصی و گرفتاریهای اجتماعی مردم است و همه باید در حد توان در جهت رفع این گرفتاریها تلاش نمائیم اظهار داشت: «بی توجهی نسبت به رفع گرفتاریهای مردم خصوصاً اگر در توان انسان باشد اولاً سبب قطع رابطه انسان با خدا می شود و خداوند عنایتش را از انسان می گیرد و ثانیاً سبب می شود که انسان وسیله رفع گرفتاریهای ظالمین گردد که این امر سبب عذاب الهی خواهد شد.»

این مرجع شیعیان در ادامه و با اشاره به وجود اختلافات فکری میان مردم و گروههای سیاسی و بیان اینکه نباید این اختلاف سلیقه ها به تفرقه منجر شود افزود: «اختلافات را با صحبت و مذاکره باید حل کرد، قاعده دموکراسی هم همین است. البته با کسی باید صحبت و مذاکره کرد که اهلیت آن را داشته باشد کسی که مردم را عوامل منافقین و وابسته بیگانگان می داند با این فرد چگونه می شود صحبت کرد وقتی افرادی خیلی راحت به خانواده سرداران شهید و خانواده شهداء که به فرموده امام (س) چشم و چراغ این ملت اند توهین می کنند چگونه با اینها می شود صحبت کرد.»

آیت‌الله صانعی در پایان گفت: «با همه مشکلات و سختی هایی که امروز برای فرزندان انقلاب پیش آمده است نباید مأیوس شد باید حوادث را خوب تحلیل کنیم از بدی بدان نهراسیم و خوبی خوبان را تشویق کنیم و از انجام وظیفه در وقتش غافل نشویم»

ادامه مطلب ...

نتیجه تلاش تندروها برای تشکیل «حکومت اسلامی»، رواج شعار«جمهوری ایرانی» است

0 نظرات
نصرالله ترابی عضو فراکسیون خط امام مجلس:
نتیجه تلاش تندروها برای تشکیل «حکومت اسلامی»، رواج شعار«جمهوری ایرانی» است



ادامه راه سبز - ارس: عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس با انتقاداز تعبیر برخی تندروها و افراطیون از اسلام و تلاش برای تشکیل حکومت اسلامی گفت:« نتیجه چنین برخوردها و تفسیرهای افراطی از اسلام، رواج شعار جمهوری ایرانی در تجمعات مردمی است.»

نصرالله ترابی در گفتگو با خبرنگار «پارلمان‌نیوز»، در آسیب شناسی رواج شعار «جمهوری ایرانی»، در برخی تجمعات مردمی و خطرات آن، اظهار داشت:«طبیعتا در هر کشوری عقاید و اندیشه‌های گوناگون وجود دارد، زمانی‌که صاحبان عقاید نتوانند اندیشه خود را صریح و شفاف مطرح کنند از فرصت‌هایی مانند همین تجمعات استفاده می‌کنند.»

وی تصریح کرد:«همانطور که آقای موسوی و دیگر چهره‌های اصلاح‌طلب بارها تاکید کرده‌اند، جنبش سبز چارچوب مشخص خود را دارد و تاکید آن بازگشت به قانون اساسی و جمهوری اسلامی با تعریف و اندیشه‌های امام (ره) است

نماینده اصلاح‌طلب مردم شهرکرد تاکید کرد:« ترویج این شعارها به دلیل آن است که متاسفانه مردم نتوانسته‌اند به خواسته‌های بحق خود برسند.»

وی افزود:« مردم باید احساس کنند که در چتر جمهوری اسلامی می‌توانند به همه مطالبات ملی، مذهبی و ایرانی خود برسند.»

ترابی با بیان اینکه تعبیر اشتباه برخی افراطیون از جمهوری اسلامی و دنبال کردن حکومت اسلامی، بخشی از جامعه را به این شعارها سوق داده است، تصریح کرد: «اسلام بزرگترین دموکراسی است که همه عقاید و مکاتب را در خود هضم می‌کند، اما امروز شاهد هستیم برخی آقایان با شجاعت اعلام می‌کنند در اسلام دمکراسی وجود ندارد».

عضو فراکسیون خط امام(ره) ادامه داد: «آقایان دنبال حکومت اسلامی هستند چتر اسلام را محدود و دامنه فراگیری آن را بر اساس اندیشه خودشان تفسیر می‌کنند».

ترابی خاطر نشان کرد:« آنچه ما در اندیشه‌های امام راحل دیده‌ایم و در اوایل انقلاب هم مطرح بود، همان چیزی است که میر حسین موسوی امروز خواستار بازگشت به آن است و همان چیزی است که به تعبیر آقای خاتمی اسلام را ظرف بزرگی می‌داند که هرکس بر اساس توان خود می‌تواند از آن برداشت کند.»

ادامه مطلب ...

افزایش بی سابقه واردات: ورود "مستقیم" ۲۴۳ تن برنج از آمریکا

0 نظرات
در پی افزایش بی سابقه واردات:
ورود "مستقیم" ۲۴۳ تن برنج از آمریکا!


ادامه راه سبز - ارس: اردشیر محمدی، رییس کل گمرک ایران واردات برنج از آمریکا را تایید کرد و گفت برنج‌های آمریکایی با مجوزهای قانونی وارد کشور شده است.

آمار نشان می دهد که در شش ماهه اول امسال ۲۴۳ تن برنج به طور مستقیم از آمریکا وارد کشور شده است.

موضوع واردات مستقیم برنج از آمریکا پس از ورود بیش از دو هزار راس گاو از این کشور به ایران مورد توجه قرار گرفته است و می تواند نشان دهنده تحولاتی در روابط سیاسی و تجاری دو کشور باشد.

گاوهای آمریکایی چند روز پیش از یک کشتی اقیانوس پیمای آمریکایی که در بندر بوشهر کناره گرفته بود، وارد کشور شد که رویداد تجاری بی سابقه ای در ۳۰ سال گذشته به شمار می رود.

گفتنی است ایران در سال های گذشته به طور گسترده از طریق کشورهای میانی، گندم آمریکایی وارد کرده است.

برخی کارشناسان اقتصادی می گویند چنین آغازی در روابط تجاری با آمریکا، به زیان کشور تمام می شود.

براساس اطلاعات موجود، میزان واردات ایران از آمریکا در آغاز کار دولت محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ نزدیک به ۹۸ میلیون دلار بود که این میزان در پایان سال ۱۳۸۷ به حدود ۵۴۹ میلیون دلار رسید که ۴۶۰ درصد افزایش نشان می دهد.

همچنین صادرات ایران به آمریکا در سال ۸۷ با کاهش ۲۸ درصدی به ۶۳ میلیون و ۳۵۰ هزار دلار رسید که نشان می دهد با افزایش چشمگیر واردات از این کشور، از میزان صادرات به آن کاسته شده است.

مازاد واردات و بحران برای شالیکاران

گذشته از واردات ۲۴۳ تن برنج از ایالات متحده، ایران امسال در مدت شش ماه حدود ۳۶۰ هزار تن برنج از امارات وارد کرده است.

همچنین در شهریور ماه امسال، یک محموله ۴۸ هزار تنی برنج از پاکستان و ۴۰ هزار تن برنج از هند وارد کشور شد.

آمار نشان می دهد که واردات برنج به کشور در پنج ماهه نخست امسال بیش از ۶۵۰ هزار تن بوده که با برشمردن واردات شهریور ماه، میزان واردات این محصول در شش ماهه نخست امسال به بیش از ۸۰۰ هزار تن رسید.

براساس گزارش وزارت بازرگانی، مصرف سالانه برنج کشور سه میلیون تن بوده که دو میلیون و ۲۵۰ هزار تن آن در داخل تولید شده است.

در حالی که برای جبران کمبود ۷۵۰ هزار تن نیاز کل امسال به برنج، تنها در نیمه نخست سال نزدیک به ۸۰۰ هزار تن برنج خارجی وارد شده و پیامد آن بحران برای شالیکاران کشور و ماندن محصول آنها در انبارها است.

روزنامه سرمایه به نقل از جمیل علیزاده شایق، دبیر انجمن برنج کشور نوشت: در سال جاری با ۶۳۰ هزار هکتار سطح زیر کشت شالیزارهای کشور، دو میلیون و ۲۰۰ تا دو میلیون و ۲۵۰ هزار تن برنج تولید می شود.

به گفته دبیر انجمن برنج، «با توجه به اعلام افزایش ۲۱ درصدی مصرف سرانه توسط وزارت بازرگانی، واردات برنج به شدت افزایش یافت به طوری که ظرف سه سال گذشته سه میلیون و ۴۰۸ هزار تن از این محصول وارد شد.»

علیزاده شایق می گوید: باید در نظر گرفت برنج را نمی توان مدت طولانی در انبارها نگه داشت لذا آن عده از تولیدکنندگان که شالی را به برنج تبدیل کرده اند به طور قطع دچار زیان می شوند.

ادامه مطلب ...

نیایش طنزگونه اما واقعی!

0 نظرات
نیایش طنز اما برآمده از اعماق دل و واقعی!


خدايا

به فاطمه رجبی، ادب،
به شوهرش، شهامت و شعور،
به بسیجیانِ ما، بینش،
به لباس شخصی های ما، هویّت،
به مجلس ما خاصیت، عطا فرما.

خدایا از بسیجیان ما تفنگ را بگیر به دستانشان قرآن و به مغز شسته شده شان تفکربده،

خدایا، باری تعالی،

به بازرسان ما، دلیری در گفتن حق،
به رحیم مشایی، عقل،
به ایمه جمعه ما، فهم،
به بازجویان، خداترسی،
به مرتضوی، مذهب،
ارزانی دار،

خدایا،

گاز اشک آور و باطوم و ضرب و زور را از لباس شخصی ها بگیر و به آنها شخصیت و منطق بده،

خدایا،

به قضات ما، استقلال،
به کیهانیان، انسانیت،
به شریعتمداری منطق و شریعت،
ولی او اصلاح ناشدنی است، به او آتش جهنم روا بدار،

خدایا،

به کردان، تحصیلات
به محرابیان اختراع وتعزیرات
به صادق لاریجانی آزادگی
به برادرش، صداقت
به آن یکی برادرش، تفکر
به آن یکی تَرَش، تبطّل
به نیروی انتظامی، تفقّد
و به متحجرین ما، گفتمان

و به هاشمی رفسنجانی یکرویی

پروردگارا

به مصباح یزدی، دین
به جنتی، تقوا
به یزدی فهم و سکوت
به احمد خاتمی، وجدان
به شکنجه گران ما، آتش،
عطا فرما

خدایا

به جناب صفّار، فرهنگ
به علمای درباری ما، آگاهی
به بعضی! ها، عقل و عدالت
و مهمترش فرزند صالح،
به شورای نگهبان ما، قانون
به قوه قضاییه ما بازهم قانون وبعد آن عدالت
که شدیدا از اینها تهی شده اند عطا بدار

خدایا

به آخوندهای ذوب شده در ولایت، سواد
به مجلس خبرگان ما، آزادگی وشهامت
به صدا و سیمای ما مردم داری
به وزارت کشور ما امانت داری ،بیاموز
و به محصولی، شرف
و به فیروزآبادی، بهداشت و وزن متعادل
وبه احمدی نژاد تمام فضایل و خصایل فوق الذکر بعلاوه صدها صفات انسانی دیگر که شدیدا از آنها بی بهره است عطا فرما
ودر نهایت به او درست زیستن را بیاموز، چگونه از بین بردنش را به ما.

و ای خدای بزرگ

ریشه ی هاله نور و توهمات و تخیلات، کبر و خودبزرگ بینی و ریاکاری و حسد ورزی اش را بسوزان و بخشکان.

امین
ادامه مطلب ...

تقدیم به قربانیان بی نام و نشان کهریزک: کهریزک و تلاش محمودیان

0 نظرات
تقدیم به قربانیان بی نام و نشان کهریزک:
کهریزک و تلاش محمودیان.


بی گمان زودتر از همه مهدی محمودیان کهریزک را افشا کرد. بازداشتگاهی که به تعبیر بعضی از مقامات انتظامی و قضایی جایی سخت برای متهمانی خاص در نظر گرفته شده بود. محمودیان با معیارهای شرعی، مذهبی و قانونی این نوع رفتارها را افشا کرد. وی به دلیل فعالیت در انجمن دفاع از زندانیان، نهادی که امروز دفترش پلمپ شده است از وقایع کهریزک اطلاع یافت. او همچون دردمندی بر آشفت اما انتقام گیری نکرد ولی افشاگری کرد. افشاگری وی بعد از حوادث پس از انتخابات بیشتر بروز و نمود یافت.

اما هنر زیبای این فعال حقوق بشری که عضو حزب مشارکت می باشد به این خاطر ارزشمندتر است که وی انسانها را به سیاسی و غیرسیاسی تقسیم نکرد.بلکه از حقوق انسان ایرانی دفاع کرد.وی بدی حتی در حق مجرمان را نمی پسندید. چه برسد بدی در حق متهمان کهریزک داستان تلخی دارد. از زمانی که این بازداشتگاه فعال شد هر آنچه در آن رخ داد ناگوار و تلخ است. محمودیان سال پیش درباره کهریزک با اشک و آه با همگان سخن می گفت. چون او ناله فرزندان و مادران بازداشتی های کهریزک را شنیده بود و بعد با تحقیق شخصی آنرا محک زده بود. او آنچه را که درباره کهریزک گفت دقیق بود.

دلیری و صبوری محمودیان ما را به یاد اعتراض بازرگان در مورد نحوه برخورد با ژنرالها و هویدا نخست وزیر پهلوی می اندازد که تقاضا داشت با آنان رفتار شرعی قانونی انجام بگیرد. محمودیان را باید افشاگر کهریزک نامید. اما افشاگری که برای حفظ کرامت انسانی تلاش می کند به فکر انتقام نیست. محمودیان این تیزبینی را داشت که سال های قبل بگوید که این برخورد با متهمان ویژه زمینه برخورد با متهمان سیاسی را فراهم می کند.

محمودیان این جوان پرشور اما صبور، دقیق و اصلاح طلب مدتی در بند 209 زندان اوین است. بی گمان حق او زندان ماندن نیست. اگر چه تا زمانی که عاملان حوادث بازداشتگاه کهریزک محاکمه علنی نشوند امثال محمودیان باید زیرفشار باشند. چه در زندان و چه در بیرون زندان.

محمودیان را باید یک کارشناس تجربی کهریزک دانست که تلاش کرد حتی با مقامات مسوول در مورد پایان دادن به وضعیت بازداشت همکاری انسانی و حقوق بشری داشته باشد. با این وصف این وظیفه همه ما به خصوص اعضای جامعه مدنی و طرفداران حقوق بشر است که کار بزرگ محمودیان را ارج بنهیم.

جای مهدی محمودیان زندان نیست. باید او را تشویق کرد و ارج نهاد تا در راستای مرام سیاسی و فعالیتهای حقوق بشری همچنان فعال بماند و دیگران به راه او بروند.

تقی رحمانی
27/7/88

ادامه مطلب ...

ویدئو: مادر ندا آقاسلطان، به هیچ قیمتی حاضر نیستم تحت پوشش بنیاد شهید قرار بگیرم

1 نظرات
مادر ندا آقاسلطان،
ندا شهید راه مردم است نه شهید حکومت.

ادامه راه سبز - ارس: چند روز پیش زریبافان، رئیس بنیاد شهید تهران گفت اگر خانواده ندا آقاسلطان بپذیرند که دخترشان بر اساس دسیسه‌های دشمنان کشته شده است تحت پوشش بنیاد شهید قرار خواهد گرفت. مادر ندا آقاسلطان در مصاحبه با صدای امریکا گفت دختر من کشته نشد که من از قبل او به نان و نوایی برسم و حقوق ماهیانه بگیرم و اینکه نام دختر مرا به عنوان شهید در جایی ثبت کنند یا نکنند برای من اصلا اهمیتی ندارد. مهم این است که ندا بین مردم کشورش و جهان سربلند است. مادر ندا آقاسلطان در پاسخ به این این ادعا که دخترش بر اساس دسیسه‌های دشمن کشته شده است نیز گفت که دختر من هم مانند سهراب و بسیاری شهدای دیگر به شهادت رسید و دسیسه دشمن در کار نبود. مصاحبه مادر ندا با صدای آمریکا را در لینک ویدئویی زیر می‌توانید مشاهده کنید:



دانلود "اینجا" (فرمت mp4 حجم~۴.۵ مگ)

در پی تعیین اظهارات رییس بنیاد شهید مبنی بر تحت پوشش قرار گرفتن خانواده ندا آقاسلطان از سوی بنیاد شهید، هاجر رستمی مادر ندا آقا سلطان گفت که"خانواده ندا به هیچ عنوان زیر پوشش بنیاد شهید نخواهد رفت". وی تاکید کرد که"پول ماهیانه و غیره برابر با یک تار موی دخترم نیست، ندا شهید راه مردم است نه شهید حکومت."

مادر ندا هم چنین با اشاره به اینکه نیازی به شهید خواندن ندا از سوی بنیاد شهید ندارد،به بخش فارسی تلویزیون صدای امریکا گغت"برايم اهميتی ندارد که بنياد شهيد نام ندا را به عنوان شهيد ثبت کند، چرا که اگر علاقه ای به اين کار داشتند نام شهيد را از روي سنگ مزارش پاک نمي کردند."


هاجر رستمی تاکید کرد که"ندا نزد مردم و خدا دارای مقام است و نيازی به شهيد خواندن او از جانب بنياد شهيد نداريم و تنها خواسته ما معرفی قاتل اوست."

هاجر رستمی هم چنین با رد اظهارات رئیس بنیاد شهید مبنی بر وجود دسیسه بیگانگان در جریان مرگ ندا، گفت که دختر وی نیز همانند سایر کشته شدگان حوادث اخیر همچون سهراب، اشکان و... جان باخته است و افزود"ندا نزد مردم و خدا دارای مقام است و نيازی به شهيد خواندن او از جانب بنياد شهيد نداريم و تنها خواسته ما معرفی قاتل اوست."

همزمان وکیل پرونده ندا آقا سلطان نیز به روزنامه سرمایه گفت"تاکنون این خبر براساس شنیده ها بوده و تقاضایی از سوی مراجع قضایی یا بنیاد به صورت رسمی به خانواده آقاسلطان ارایه نشده است."

ادیبی با اشاره به اینکه"با توجه به این مساله این خانواده همچنان تصمیمی در این مورد نگرفته اند" تاکید کرد که"مادر ندا تاکید کرده در صورت صحت آن نیز هرگونه تحت پوشش قرار گرفتن را قبول نخواهد کرد."

به گفته وکیل پرونده آقاسلطان، مادر ندا گفته است"من دخترم را از دست نداده ام برای آنکه چیزی دریافت کنم.»وکیل پرونده ندا که به تازگی خود را به دادسرای جنایی معرفی کرده، گفت: «اساساً اولویت در این پرونده در حال حاضر شناسایی قاتل ندا است."

وی از هرگونه اسناد و مدارکی که بتواند به شناسایی قاتل کمک کند استقبال کرد و گفت"در پرونده ندا خواهان آن هستیم که روند قانونی و حقوقی آن طی شود و خانواده ندا و بازپرس رسیدگی کننده به پرونده از هرکس که دارای سند و مدرکی برای شناسایی وی باشد تقاضا دارند که آن را به دادسرای جنایی و شعبه رسیدگی کننده به این پرونده ارائه کند."

دو روز پیش زریبافان از نزدیکان احمدی نژاد که اکنون به ریاست بنیاد شهید منصوب شده،گفته بود"اگر خانواده ندا بپذیرند که مرگ وی با دسیسه بیگانگان بوده است تحت پوشش این بنیاد قرار خواهند گرفت."

پیشتر برخی از نظامیان دخیل در کودتای انتخاباتی و رئیس و برخی دیگر از مقامات دولت بر آمده از این کودتا نیز تلاش های نافرجامی را برای انتساب قتل ندا آقا سلطان که با گلوله مستقیم یک بسیجی مسلح روز 30 خرداد در تهران به شهادت رسید به عوامل بیگانه نسبت دهند.این در حالی است که مشخصات این بسیجی از سوی شاهدان عینی انتشار یافته و تائید شده اما مقام های قضایی و امنیتی تاکنون در خصوص بازداشت،احضار یا بازجویی از متهم به قتل ندا هیچ خبر منتشر نکرده اند.


ادامه مطلب ...

خاطره جواد امام از زندان اوین - بازجو هنوز هم از "چیز" موسوی می‌ترسد!

1 نظرات
خاطره جواد امام از زندان اوین:
بازجو هنوز هم از "چیز" موسوی می‌ترسد!

خلاصه بگم، رفته بودیم دیدن خانواده یکی از همین زندانیان عزیز دربند، که خداروشکر آزاد هم شده، مادر این بنده این خدا یک نکته ای رو گفت که خیلی جالبه و از شدت مسخره بودن باورش خیلی برای ما سخت بود تا وقتی که خود آقای جواد امام اون رو تایید کردند.

ماجرا اینه که برای جواد امام، کتاب "چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد" نوشته ی "اسپنسر جانسون" رو می برند زندان اوین تا در ملاقات بهش بدهند برای مطالعه در زندان. آقای امام در ملاقات بعدی به خانواده می گوید که این کتابی که آوردید و من به من دادید اینجا برای من دردسر شده! خانواده چیزی از موضوع نفهمیدند و جواد امام هم اون روز توضیح بیشتری نداد.

تا وقتی که آزاد شد و در منزل به خانواده گفت که بازجو چند روز اون رو تحت فشار قرار داده و می گفته "پنیر" به انگلیسی یعنی "چیز" و خانواده تو با کتاب "چه کسی پنیر من را جا به جا کرد" می خواستند به کلمه ی "چیز" که تکه کلام موسوی هست اشاره کنند و یک پیغامی به تو بدهند. جواد امام تعریف کرد که چند روز تحت فشار بوده تا بگوید که چه پیغامی رو با اسم این کتاب به او دادند!

بعد از مناظره احمدی‌نژاد و موسوی و بعد از چیز گفتن‌های موسوی، این چیز رفت توی دهن طرفدارای احمدی‌نژاد و همان‌جا موند. چیز هنوز هم توی دهنشونه و مثل سگ از این کلمه می ترسند. به قول یکی از دوستان وقتی "چیز" موسوی اینقدر برای این ها ترسناکه، ببین خود موسوی چقدر ترسناکه.


برگرفته از: وبلاگ زندانی

ادامه مطلب ...