سید محمدخاتمی: برای کل ایران و سرنوشت تک تک افراد مملکت نگرانم:« محدود کردن افراط گری‌ها و تفریط گری‌ها مشکل را حل و جامعه را آرام خواهد کرد»، نسبت به عواقب عدم پذیرش بحران در جامعه هشدار داد و نيز هرگونه حرکت ساختارشکنانه را محکوم و مطرود دانست.ادامه مطلب ...

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن: فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، ادامه مطلب ...
بیست و دوم بهمن ، روز فریاد سبز آزادی: امسال در 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را در حالی تجربه می‌کنیم که جمهوری اسلامی پس از 31 سال در بدترین روزهای خود قرار دارد و دولت کودتایی حاکم، روز به روز بیش از پیش انقلاب بزرگ ملت ایران را به سمت قهقهرا می‌برد و هویت خشن و خون ریز ضد اسلامی خود هر روز بیشتر و بیشتر نمایان می سازد ادامه مطلب ...
مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود: «انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی است. ادامه مطلب ...
No Filter Address: http://0nline.aras-web.tk



اولین مصاحبه ویدئویی میرحسین موسوی بعداز ۲۲ خرداد: تداوم راه سبز امید

4 نظرات
اولین مصاحبه ویدئویی میرحسین موسوی بعداز ۲۲ خرداد:
برای تداوم راه سبز امید هر ایرانی به هر قسمی که می‌تواند باید به این حرکت کمک برساند.

ادامه راه سبز«ارس»: میرحسین موسوی در مصاحبه‌ای ویدئویی راهکارهای مهمی در باب ضرورت تداوم راه مقاومت مردم و چگونگی آن ارائه داد:

موسوی: تا هنگامی که مساله بحران و مشکل در کشور قبول نشود، تا هنگامی که مردم کثیر و اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده بشوند ، تا موقعی که مردم به حساب نیایند، تا موقعی که حق مردم قبول نشود برای تعیین سرنوشت خودشان، راه حل جامعی برای رفع مشکل پیدا نخواهد شد.

برای همین وحدت ملی در معنای دومی که بنده ذکر کردم که فعالیت ها و دسته ها و گروه ها می کنند در این رابطه که برخی با نیت خیر است فکر می کنم که این مساله ضرورت دارد که در هر حرکتی به مردم احترام گذاشته بشود ، اکثریت مردم رانده نشوند ، مردم همه با هم اند حتی آنهایی که عقاید دیگری دارند، این تفکیک و تجزیه را ما می کنیم و متاسفانه مردم را از همدیگر جدا می کنیم . اصل این است که به مردم احترام گذاشته شود ، عقایدشان را قبول شود و این اصل که همه ما باید به قانون اساسی برگردیم و این که باید به حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان باید برگردیم ، آن موقع راه حل خیلی راحت پیدا می شود برای این مشکل.



دانلود ویدئو "اینجا" (حجم~۵ مگ)

برای مشاهده و دانلود ویدئوی فوق با کیفیت بالا HD "اینجا" مراجعه کنید

متن کامل سخنان مهندس میرحسین موسوی در اولین مصاحبه تصویری و اینترنتی وی به این شرح است:

توضیح درباره طرح وحدت ملی

این اصطلاح به اشکال گوناگونی مطرح می شود که خوب است این موضوعات از همدیگر تفکیک شود. من در دیداری که بانمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس داشتم، بحث وحدت ملی را مطرح کردم که در آنجا قصد من از این اصطلاح بیشتر اشاره به یک حس و اراده جمعی بود که در طول انتخابات تشکیل شد که براساس پیوند با میراث تمدنی و منافع ملی خودمان در جهت سعادت و پیشرفت کشور بود و منظری که برای آینده گشوده می شد اهمیت پیدا می کرد و همه شاهد بودیم که علاقه ای در این باره در کشور ایجاد شده بود.

گمان می کنم حتی با توجه به مسایل بعد از انتخابات این سرمایه همچنان باید حفظ شود و سعی شود که تقویت شود ، وحدت ملی از این لحاظ فوق العاده برای ما مهم است و همه باید روی آن تکیه کنیم. در این جا منظور از وحدت ، وحدت بین همه اقشار است روشنفکران و مردم ، دانشجویان با مردم و قومیت ها مختلف با هم و فرهنگ های مختلف باهم است.

در استانه انتخابات زنجیره سبزی که میدان تجریش را به میدان راه آهن جوش داد یکی از بهترین مظاهر وحدت بود که همه اقشار مردم در آن شرکت کردند و این مساله در سراسر کشور ما موج پیدا کرد و بر اساس چنین تصوری ایده راه سبز امید شکل گرفت .

منتهی غیر از این موضوع مساله وحدت ملی در معانی دیگری هم بکار گرفته شد که بعد از مشکلات و مسایلی که در کشور پیش آمد که همگی بخوبی به آن وقوف داریم یک عده ای با انگیزه های گوناگون و گاه با انگیزه های خیر به دنبال این بودند که آیا می شود در گفت و گوهای افراد سیاسی می شود دامنه تنش ها را کم کردیا نه؟در این باره یک طرحی آقای هاشمی رفسنجانی داشتند یک موقعی هم بحث این شد که آیت الله مهدوی کنی در این باره نظریاتی دارند، کلن افراد گوناگونی در این باره اظهار نظر کردند. آن چه در این جا مهم است این که بنده تا بحال در این رابطه اظهار نظری نکرده ام با توجه به این معنا.

منتهی با توجه به شایعاتی که از بحث هایی که در این باره مطرح است من یک خاطره ای از حضرت امام دارم که نقل می کنم ، نکته ای در آن هست که بنده بر اساس آن عمل می کنم. برسر مساله مک فارلین که بحرانی ایجاد کرد و مردم هنوز نمی دانستند که مک فارلین به ایران آمده یا چه اتفاقی افتاده ، این که آیا ایشان محرمانه به ایران آمده و برگشته . این موضوع اولین بار در یک روزنامه سوریه ای مطرح شد و در اینجا در بحثی که در میان سران سه قوه شکل گرفت گفته شد که این مساله به داخل کشور هم کشیده خواهد شد و با توجه به حسی که به مساله رابطه با آمریکا و گفت و گو با آمریکا وجود داشت طبیعی است که بحرانی را در داخل کشور ایجاد کند، روسای سه قوه که بنده هم در خدمتشان بودم به اتفاق رفتیم خدمت حضرت امام (ره) و با ایشان صبحتی داشتیم. وقتی این مساله برای ایشان توضیح داده شد که چگونه ، چطور و به چه دلیلی اصلن این فرد با چه گروهی آمدند و رفتند و نتیجه چه بود و گفته شد که این مساله در یک روزنامه لبنانی یا سوریه ای مطرح شده و به ایران هم خواهد کشید، ایشان فرمودند که بروید و به مردم این مساله را بگویید، مردم باید در جریان باشند و یک مقداری هم بحث کردند در این رابطه . وقتی که می خواستیم بلند شویم ایشان یک جمله فرمودند که همیشه به عنوان یک جمله ی طلایی و مهم در ذهن بنده مانده است. ایشان فرمودند؛ هیچ موقع کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح بدهید. که بنده این مساله در ذهنم باقی مانده است.

برای همین اگر گفت و گویی باشد، صحبتی باشد، بحث و موضوعی باشد طبیعتا به عنوان یک همراه این جریان عظیم با مردم آن را درمیان خواهم گذاشت و چیزی نخواهد بود که نتوانم از آن دفاع کنم.

طبیعی است که در این رابطه با توجه به ضعفی که رسانه های ما دارند و برعلیه راه سبز امید فعالیت می کنند و ما رسانه رسمی نداریم و تمام رسانه های ما محدود شده است ، خبرهایی که در این رابطه یا مسایلی شبیه به این منتشر می شود خوب است که مردم به این که خود این رسانه ها متعلق به چه جناحی هستند و با چه قصدی این اخبار را منتشر می کنند، انشالله توجه خواهند کرد. این می تواند به همه ما کمک کند که در یک فضای اندیشمندانه و پر از ارزش های مورد اعتقاد خودمان حرکت کنیم.


توضیح درباره این که آیا دیداریا تماسی در این باره با وی صورت گرفته است یا خیر؟

نه چنین صحبتی نشده است، البته من در جریان پیشنهادی که آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه مطرح کردند و بعد پیشنهاداتی که تعدادی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام به ایشان کردند، هستم و همچنین از طریق رسانه ها در جریان صحبت هایی هستم که انتساب داده می شود که آقای حضرت آیت الله مهدوی کنی و دیگران مطرح کرده اند. و گاهی هم دیده ام که دیگران و افرادی با نیت های خیر چنین مساله ای را مطرح می کنند، ولی تماس مستقیمی در این رابطه با بنده گرفته نشده و نه نامه نگاری صورت گرفته و نه مذاکره رسمی در این رابطه گرفته است. کلن در این رابطه کاری انجام نشده است.


درباره بیانیه شماره ۱۳ و اینکه چگونه باید راه سبز امید را زندگی کنیم

ملت ما یک حرکت بزرگی را شروع کرده و ماهم همراهش هستیم که انشاالله در گرو همین جهتی باشم که مردم در آن حرکت می کنند. اگر دقت شود اوایل این اتفاقاتی که در کشور افتاد بحث بود که چگونه باید حرکت کنیم و جواب ما چه باید باشد که از دستاوردهای بزرگ انتخابات و انقلاب اسلامی بتوانیم بهره مند باشیم و آنها را ادامه بدهیم. در این باره بحث حزب و جبهه و گروه های مختلف شد که مبارزات سیاسی تعریف شده در کشور یا در جهان مطرح بوده است ، ما فکر کردیم که آن نمی تواند مقصود و اهداف ما را برآورده کند و با تجربیات خود انتخابات خیلی همخوانی ندارد البته آن تجربیاتی که باهمدیگر داشتیم.

در این انتخابات ما دیدیم که خانواده ها ، گروه های سیاسی ، مذهبی ، هنری، فرهنگی و کلن هر کس در هرجایی که هست به شیوه خودش و بنا بر توانایی خودش کمک رساند و در این رابطه وارد این حرکت شد، در حقیقت دنباله هم بحثی است که داشتیم و مطرح شد که هر شهروند یک ستاد چنین کاری بصورت شبکه ای در کشور صورت گرفت.قدرت این حرکت هم از همین مساله نشات می گرفت نه از یک حرکت حزبی ، البته به این معنی نیست که احزاب موثر نبودند یا موثر نخواهند بود، نه آنها جایگاه خودشان را دارند و فوق العاده جایگاهشان ضروری است و ضرورت دارد که آنها هم همچنان فعالیت های خودشان را داشته باشند. ولی برای ادامه این راه و رسیدن به اهداف و آرمانها که تحت عنوان "ایران پیشرفته" مطرح شده است در جهت برآورده کردن خواسته های مردم و در حقیقت استیفای حقوق مردم ، ما فکر کردیم که مساله خیلی با بازتابی گسترده تر با توجه به تجربه انتخابات می خواهد پی گرفته شود، که همانطور هم شد و همین طور هم اعلام شد. در چنین نگاهی مهم نیست که هر کس چه قدر کمک می کند ، به چه شیوه ای کمک می کند، اصل این است که یک اراده و نیت همگانی در سطح کشور ایجاد شده و بشود ، حتی در یک خانواده و حتی یک فرد بتواند به تنهایی تا برسد به احزاب و گروه ها و تشکل هایی که سابقه دارند هر کس در چارچوب فعالیت های خود که در حال انجام است و با آن زندگی می کند بتواند به این حرکت عظیم کمک برساند. بنده همیشه اعتقاد داشتم یک آدم روشن دلی ، پیرزنی یا پیرمردی فردی که اصلن به هیچ نوعی نمی تواند در این فعالیت ها شرکت داشته باشد در گوشه خانه اش یک دعایی می کند ما این را به عنوان یک فعالیت در داخل این شبکه قلمداد کنیم تا برسد به فعالیت هایی که سازمان یافته و منظمی که هست.

امروز ما شاهد این هستیم که بصورت غیر عادی و استثنایی خلاقیت های هنری در میان گروه ها و دسته های هنری صورت می گیرد، این ها هیچ کدام تابع یک حرکت حزبی نیست ولی متعلق به یک شبکه گسترده اجتماعی است، ما تعداد کلیپ ها و سرودهایی که داریم در این مدت ساخته شده و تعداد طرح ها یی که در این مدت نقاشی شده ، کاریکاتورهایی که داریم در این مدت کشیده شده اصلن با هیچ دوره تاریخی کشورمان قابل قیاس نیست و در حقیقت آنها هستند که محتوای گفت و گو و حرکت این موج و این راه عظیم را هدایت می کنند و پیش می برند. این کار در داخل یک حزب صورت نگرفته است گاهی سه یا دو هنرمند باهم و یا در دسته های بزرگتر و کوچکتر در گوشه و کنار کشور و حتی در خارج از کشور به این راه کمک رسانده اند. همچنین گروه های مذهبی هستند ، هیات های مختلف ، هیات های خیریه و دسته های سیاسی و غیره .

درحقیقت در اینجا مبارزه تبدیل به یک زندگی شده است، زندگی که ادامه دارد و هیچگاه توقف پذیر نیست، این طور نیست که بشود آن را در یک نقطه ای متوقف کرد. به همین دلیل این حرکت یک حرکت آسیب ناپذیر هم هست و در یک فضای گفت و گوی همگانی هم این حرکت ها تسریع می شود مسیرش و پیش می رود. از این لحاظ رسانه ها اهمیت فوق العاده ای دارند و زحمتی که کسانی در رسانه های ما می کشند قابل تقدیر است و بنده همین جا بازهم توصیه می کنم با توجه به این که ما هیچ وسیله ای را در اختیار نداریم به این ابزار و وسیله بیشتر توجه شود و از امکاناتش بیشتر استفاده شود، این معجزه ای است که ما در طول انتخابات و بعد از انتخابات دیده ایم که باید با توجه به موقعیتی که داریم از این وسیله استفاده کنیم.

طبیعتا فضای زندگی های فردی و اجتماعی را از طریق رسانه ها به هم پیوند می دهیم و یک حرکت عظیم و گسترده و قابل دوامی را ایجاد می کنیم.

یکی از دلایل تداوم همین حرکت به نظر بنده همین قضیه است که متعلق به یک گروه اندک یا حزب و یا جریان مبارزه با تمام ابعاد و جزییات نیست بلکه یک جریانی است آمیخته با آرمان ها و آمال و شیوه زندگی خود مردم.

ما می خواهیم از تفسیر این که آیه ای که "خانه های خود را قبله قرار دهید " الهام گرفته و این طور باشد که مردم در رجوع به شبکه وسیع اجتماعی و این تشکل های ریز و درشت خودشان که هر کدام ما در آنها چندین سهم و شرکت داریم در حقیقت این حرکت شکل و ادامه پیدا کند.


راه حل بحران چگونه بدست می آید؟


تا هنگامی که مساله بحران و مشکل در کشور قبول نشود، تا هنگامی که مردم کثیر و اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده بشوند ، تا موقعی که مردم به حساب نیایند، تا موقعی که حق مردم قبول نشود برای تعیین سرنوشت خودشان، راه حل جامعی برای رفع مشکل پیدا نخواهد شد.

برای همین وحدت ملی در معنای دومی که بنده ذکر کردم که فعالیت ها و دسته ها و گروه ها می کنند در این رابطه که برخی با نیت خیر است فکر می کنم که این مساله ضرورت دارد که در هر حرکتی به مردم احترام گذاشته بشود ، اکثریت مردم رانده نشوند ، مردم همه با هم اند حتی آنهایی که عقاید دیگری دارند، این تفکیک و تجزیه را ما می کنیم و متاسفانه مردم را از همدیگر جدا می کنیم . اصل این است که به مردم احترام گذاشته شود ، عقایدشان را قبول شود و این اصل که همه ما باید به قانون اساسی برگردیم و این که باید به حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان باید برگردیم ، آن موقع راه حل خیلی راحت پیدا می شود برای این مشکل.

ادامه مطلب ...

خلاصه اخبارشنیداری : یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۸

0 نظرات
اخبار شنیداری روزانه


- رسانه ملی تان، میلی شده؟
- وقت ندارین خبر بخونین؟
- می‌خواین بدونین چه خبره؟
- می‌خواین اطلاع‌رسانی کنین؟


«خلاصه اخبارشنیداری آنلاین: یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۸»

دانلود:‌ اینجا~۱مگ
ادامه مطلب ...

تجمع سبزها در نمایشگاه مطبوعات: "۲۸ مهر؛ رسانه ماییم، توقیف نمی‌شویم"

1 نظرات
برنامه گسترده مردمی برای مخالفت با رسانه‌های کودتاچی و اعلام پشتیبانی از مطبوعات آزاد
"۲۸ مهر؛ رسانه ماییم، توقیف نمی‌شویم"


ادامه راه سبز - ارس: مردم سبزاندیش تهران قصد دارند در موعد برگزاری مراسم گشایش نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها، با تجمع در محل مصلی تهران اعتراض خود را به دولت كودتا و رسانه‌های حامی این دولت نشان دهند.

مراسم افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات قرار است روز سه شنبه 28 مهر ماه ساعت 15 (سه عصر) با حضور وزیر ارشاد "دولت کودتا" برگزار شود و سبزها قصد دارند در حمایت از روزنامه‌نگاران بازداشتی و پاسداشت آزادی مطبوعات با نمادهای سبز، تجمع اعتراضی خود را در زمان سخنرانی مسولان دولتی برگزار كنند.

براساس اخبار رسیده شعار اصلی این برنامه "28 مهر؛ رسانه ماییم، توقیف نمی‌شویم" است و برنامه های دیگری نیز برای نشان دادن اعتراض سبزها در روزهای برگزاری نمایشگاه تدارك دیده شده كه از آن جمله می‌توان به توزیع بیانیه‌هایی در محكومیت رسانه‌های حامی کودتا در محوطه مصلی تهران به ویژه روبروی غرفه‌های كیهان، فارس، ایرنا، جوان، وطن‌امروز و ایران اشاره كرد.

این برنامه ها با حضور دانشجویان و دیگر اقشار جامعه در طول روزهای برگزاری نمایشگاه نیز ادامه خواهد داشت. به نظر می‌رسد که هم‌زمان با اعلام احکام سنگین زندان علیه بسیاری از روزنامه‌نگاران بازداشتی، قشرهای مختلف مردم و تمامی ارکان جنبش سبز، نمایشگاه سازمان یافته از سوی دولت کودتا را به محلی برای ابراز مخالفت با شرایط کنونی تبدیل خواهند کرد و 28 مهر در تبلور شعار «رسانه ماییم، توقیف نمی‌شویم» خواهد بود.

ادامه مطلب ...

رهبران جنبش سبز و ميليون‌ها نامزد سياست

0 نظرات
رهبران جنبش سبز و ميليون‌ها نامزد سياست


ادامه راه سبز - ارس: كم نيستند كسانی كه از خود می‌پرسند چرا رهبران جنبش سبز، اكنون كه مردم به صحنه آمده‌اند و اكنون كه تا اين حد فضا سياسی‌ است، به هر مناسبت آن‌ها را به خيابان نمی‌خوانند، تا مردم زودتر از اين سيل ستم و مصيبت وا برهند؟ و البته معدود نيستند آن‌هايی كه نتيجه می‌گيرند آن‌ها به هر دليل توان و يا تمايل رهبری جنبش را آن طور كه بايد ندارند، آن‌هایی كه هر روز، به طعنه يا با افسوس، بيشتر می‌گويند و می‌نويسند: اين جنبش سر ندارد.

در برابر این دستگاه مهیب كه از زر و زور هیچ چیز كم ندارد و هر چیزی از او برمی‌آید، حق داریم از خود بپرسیم چگونه می‌شود بی تشكیلات و سازماندهی مردم راهی به جایی برد؟ وا گذاشتن مردم به خود و گره‌زدن سرنوشت جنبش به پیشامد، دل خوش كردن به خلاقیت تك‌تك افراد به این امید صرف كه قطره‌ها همدیگر را بجویند و سیلی بسازند، البته راهبردی نیست كه در «دوران فطرت» (وقتی كه نظام حاكم بر زندگی اجتماعی آدم‌ها آن‌ها را زیر چرخ‌دنده‌هایش غرق تقلا برای بقا كرده) به خودی خود به بسیج توده‌ها بینجامد و اساساً به كاری بیاید و اگر بنا را بر كنش غریزی بگذاریم اصلاً چه نیاز به راهبرد، به كسی به نام رهبر و به صدور بیانیه؟

«كار سیاسی» در چنین دوران فطرتی باید از نقطه‌ای شروع شود و لاجرم سازماندهی می‌طلبد برای تجمیع نیروهای هر چند اندك و برنامه برای گسترش هسته و نهایتاً لرزه و رخنه در شبكه‌ی مستقری كه همه جا را در برگرفته است. این درست شرایط سال‌هاییست كه سر كردیم و نه مختص سال‌های اخیر ما، كه در واقع شرایط غالب بر زندگی همه است، همان چیزی كه روزمرگی زندگی می‌نامیمش. این شرایط دیگر اما شرایط امروز ما نیست.

در روزهایی كه گذشت چیزهایی دیده‌ایم، كارهایی كرده‌ایم و اصلاً جوری بوده‌ایم كه با قبل یكسره فرق داشته. حس می‌كنیم در این مدت اتفاقی برایمان افتاده. این چیزی كه بر سر ما آمده درست همان آنیست كه شرایط قبل و بعد ما را یكسره دگرگون كرده است. كسی دقیق نمی‌تواند بگوید كی بود؟ بیست و دوم خرداد بود، یا چند روز پیشتر و یا نه، چهار روز بعد و در آن راهپیمایی خیره‌كننده؟

واقعیت این است كه هدف سیاست حقیقی (در نقطه‌ی مقابل سیاست موسوم به واقع‌گرا كه در نهایت خلاصه می‌شود به زد و بند همان صاحبان زر و زور، با ظاهری آراسته‌تر و شگردهایی پیچیده‌تر) چیزی نیست جز رسیدن به همین نقطه، به لحظه‌ای كه كسی، در حیات اجتماعیاش، دیگر همان آدم قبلی نیست؛ به لحظه‌ای كه از آن به بعد فضا مطلقاً سیاسی می‌شود. سازماندهی و برنامه‌ریزی در دوران فطرت با هدف رقم زدن آن رخدادی‌ است كه چنین فضا را عوض كند.

آن وقت دیگر آدم‌هایی كه در این فضا نفس می‌كشند چاره‌ای جز سیاسی بودن ندارند، چاره‌ای ندارند جز این كه خود را بالاتر و تا تراز انسان بر بكشند. افراد عادی تا دیروز، در برابر چشمان ما رشادت‌ها می‌كنند كه ورای ظرفیتی‌ است كه از آن‌ها سراغ داشته‌ایم چون به یمن آن رخداد به سوژه‌هایی بدل شده‌اند با قدرت و اراده‌ای مضاعف. آنچه در این ماه‌ها دیده‌ایم نمی‌گذارد تا قهرمانی‌هایی از این دست را به چوب افسانه برانیم. بر این مبنا برای سیاست حقیقی رسیدن به هر هدفی موكول به تحقق این هدف محوری‌ است.

اگر در شرایط پیش از رخداد اقتضای رهبری سیاسی تزریق طرح و برنامه و سازماندهی و به عبارتی بسترسازی برای وقوع این "لحظه"ی صاعقه‌وار بود، از لحظه‌ی وقوع این رخداد كار وی عبارت می‌شود از گره زدن آحاد مردم به رخداد به عنوان سوژه‌های برگزیده‌ی آن، زدن پیوندی چنان ناگسستنی كه پس از آن جدا كردن سوژه‌ها از رخداد و از این طریق پایین كشیدن‌شان از مقام سوژگی نامیسر باشد. شاید در نگاه نخست عجیب به نظر بیاید، اما چنین پیوندی فقط در زبان و به وسیله‌ی كلام محقق شدنی است.

وقتی نامی به چیزی می‌دهیم پیوند بین نام و نامیده از همان جنس پیوندی‌ است كه میان رخداد و سوژه‌اش برقرار می‌شود. درست مثل نشان كردن و شاید نوعی داغ زدن، با این تفاوت كه نام به جای خاصی از سطح یا بدن خلاصه نمی‌شود. شبیه به داغ بیشتر به این جهت كه تا آن جسم هست داغ هم هست، تا جایی كه حتا تصور جسم نامیده شده بدون نامش میسر نیست. این كار، چنین داغ زدنی، كاری‌ است كه فقط در ید قدرت زبان است. ولیكن برای نامیدن «رسمی» چیزی یا كسی، باید شأن و مقام این كار را داشت.

با این كار گویی تعلق كسی یا چیزی، از رهگذر نام و نشانی كه به او می‌دهیم، به مختصاتی خاص ثبت می‌شود، به منشاء، به اصل و نسب و الی آخر و خوب، در سیاست حقیقی كار رهبر همین پیوند زدن ماست به رخداد، به رخدادی كه همیشه انگار باید از سرمان بگذرد تا بعد و به عنوان چیزی كه قبلاً رخ داده ملتفتش شویم. رهبر همان مقامی‌ است كه شأنیت چنین كاری را دارد. شأن نامیدن ما به عنوان سوژه‌های یك رخداد. در حقیقت این مهمترین و شاید تنها كاركرد اوست، از این نظر كه این كار، ثبت تعلق ما به یك رخداد، فقط از پس او بر میآید و بس.

نكته‌ی ظریفی هست كه رهبر سیاست حقیقی را، دقیق‌تر بگوییم، شأن و مقام او را از دیگر مقام‌های نامگذار متمایز می‌كند و آن این كه رابطه‌ی میان او و فعل نامیدن دو سویه است: او رهبر است پس با نامگذاری پیوند تام ما را با یك رخداد در زبان ثبت ابدی می‌كند و بر عكس، درست به این دلیل كه او با نامیدنش چنین پیوندی بین ما و رخداد را در زبان ثبت می‌كند، شأن رهبری پیدا می‌كند. هیچ مرجعی خارج از این رابطه‌‌ی دو سویه قادر نخواهد بود مشروعیت این مقام را به كسی تنفیذ كند و یا از او بستاند.

این همان قدرت پیوند دهنده‌ای‌ است كه فقط از كلام بر می‌آید، منتها در شرایطی از هر نظر خاص. كلمات همان كلمات همیشگی‌اند؛ قدرت آزاد شده در یك آنِ تاریخ است كه، وقتی همین كلمات از دهان كسی در می‌آیند كه به همچو قدرتی تكیه كرده، بردی بی‌نهایت بدان‌ها می‌دهد. بنا بر این منطق بود كه «من به پشتوانه‌ی این ملت دولت تعیین می‌كنم» نیرویی یافت كه از جمله‌ای ساده به تیر خلاص ژاندارم منطقه بدل شد.

به همان ترتیب كه مثلاً در تجربه‌ی دینی مسیحی شدن، مسلمانی و ... بسته به پروژه و برنامه‌ای بلند و حتا كوتاه مدت نیست كه بنا باشد در آینده‌ی دور و نزدیك متحقق شود، بلكه به یك لبیك، به پذیرش نام مسلمان یا مسیحی ... موكول است و البته به تصمیمی كه در این نام‌پذیری نهفته، «سیاسی شدن»، وفاداری به قیامی كه رخ داده و جنبشی كه جرقه‌اش زده شده، در گرو لبیك به نداییست كه روی افراد نام «سوژه‌‌های آن رخداد» را می‌گذارد. از این پس فرقی نمیكند كه كجا باشیم و به چه كار، خیابان دیگر آن محلی نیست كه در ذات خود ضامن سیاسی بودن كسی باشد.

معلوم است كه برای رسیدن به اهداف ریز و درشت برنامه و سازماندهی لازم است و حتا تشكیلات. معلوم است كه مردمی كه دست‌شان خالی‌ است فقط به اتكای انضباط‌شان در مبارزه می‌توانند بر دشمنی هرچند پرهیمنه پیروز شوند. منتها این انضباط در گرو وفاداریشان به رخدادی‌ است كه آن‌ها را به هم وصل می‌كند. تنها به این شرط هر سازمان و شبكه‌ای می‌تواند و صد البته باید شكل بگیرد. رهبران جنبش سبز هم اگر می‌توانستند می‌بایست در این راه گام می‌زدند، ولی صحبت بر سر كار ویژه‌‌ایست كه آن‌ها در مقام رهبر لحظه‌ای نمی‌توانند از آن غافل شوند.

همه چیز به همین بود و نبود رخداد بستگی دارد. اگر نباشد این رخداد، ای بسا كه هر تلاشی از این دست به داستان‌سرایی بی‌حاصل در قالب حماسه بدل شود. به فرض هم كه رخدادی باشد و اما پرچمداران آن شهامت، توان یا موقع‌شناسی لازم برای ثبتش در كلام، برای اعلام پیوند بی برو برگرد رخداد با سوژه‌های آن را نداشته باشند، رخداد البته بی اثر نخواهد ماند و سوژه‌هایی هم پیدا می‌شوند كه كم یا بیش سرنوشت‌شان را بدان گره می‌زنند؛ ولیكن نه بشارتی در كار خواهد بود و نه رهبری از خلال این سیاست حقیقی سر بر می‌آورد.

سخن هر چند صادقانه ‌و بی‌وقفه‌ی همچو پرچم‌داری، حرافی كشدار و بی‌اثر از آب در می‌آید. از طرف دیگر، دعوت رهبران جنبش سبز به استفاده از شبكه‌های پیشاپیش موجود در اجتماع، توسل آن‌ها به جنبه‌هایی كه با حیات هر روزه‌‌ی ما سر و كار دارند و اعلام این كه كار سیاسی و راه این جنبش با جریان طبیعی زندگی باید عجین شود، فرقی به ظاهر باریك اما ریشه‌ای دارد با خوشبینی مفرط نسبت به سیر طبیعی امور و باور به شكل‌گیری و نمو شبكه‌هایی كه بعدها خودبه‌خود بانی دگرگونی موعود می‌شوند.

فرق در این است كه صحبت از رخدادی نیست كه باید به انتظار روی دادنش نشست؛ دعوت رهبران جنبش سبز به رخدادی‌ است كه پشت سر گذاشته‌ایم و به این اعتبار ما را گزیری از آن نیست. آن‌ها ما را در همه‌ی لحظه‌های بودن‌مان دعوت می‌كند تا تعلق‌مان به جنبش سبز را فراموش نكنیم. راه سبز شاهراهی نیست كه از اینجا تا جایی خاص كشیده شده باشد و بعد تمام. رفتن به راه سبز گام زدن در همه‌ی ردهایی است كه صاعقه‌ی سبز در این عرصه‌ی صعب‌العبور بر جای گذاشته است.

با این اوصاف پیشنهاد در خیابان ماندن در روز 13 آبان تا رسیدن به هدف، در باطن چه معنایی می‌تواند داشته باشد جز بی‌تابی برای استعفای هر چه زودتر از سوژگی سیاسی، برای رفتن دوباره به لاك خود. عجله برای زودتر زمین گذاشتن بار امانت و تن زدن از وظیفه‌ی انسان بودن. دلخوش كردن به هدفی هر چند چشمگیر و چشم پوشیدن از ادامه‌ی راه و اهدافی كه از این راه و تنها در آن دست‌یافتنی‌اند.

غافل از این كه از وقتی جنبش سبز به نام همه ما زده شده، از وقتی ما را نامزد این رخداد كرده‌اند، گریزی از سیاسی بودن نداریم و از زیستن این رخداد در مقام سوژه‌های آن. در ذات این پیوند است كه به اهدافی با برد نامعین راه ببرد تا آنجا كه رهبرش هم حتا اگر خواست حدی برای آن بگذارد، از وی در بگذرد و به اهداف امروز و فردا خلاصه نشود.
ادامه مطلب ...

پورمحمدی از دروغ‌پردازی‌های آماری رئیس دولت کودتا انتقاد کرد

0 نظرات
پورمحمدی از دروغ‌پردازی‌های آماری رئیس دولت کودتا انتقاد کرد


ادامه راه سبز - ارس: مصطفی پورمحمدی رييس سازمان بازرسي کل کشور ضمن نقد عملکرد رئیس دولت کودتا و رسانه‌های تحت امرش و با تاکيد بر ارايه اطلاعات دقيق و شفاف از سوي مسوولان و رسانه ها، افزود: بايد همه به جامعه خوب و دقيق اطلاع رساني کنيم.

به گزارش ایرنا، اين مقام قضايي گفت: يکسري تناقض ها در ارايه اطلاعات و آمار در موارد اساسي و کلان کشور وجود دارد و در برخي رسانه ها و به نقل از برخي مسوولان اعلام مي شود ، مثلا در توليد فولاد ۱۵ ميليون تن است در حاليکه رقم واقعي توليد فولاد در کشور ۱۰ ميليون و ۹۳۰ هزار تن است.

رييس سازمان بازرسي کل کشور ادامه داد: در بحث سيمان اعلام مي شود که رقم توليد حدود ۶۵ ميليون تن است درحاليکه رقم واقعي حدود ۴۵ ميليون تن است و در مورد توليد مس نيز رقم ۲۰۶ هزار تن به عنوان ميزان توليد واقعي ، ۲۶۰ هزار تن اعلام مي شود. اطلاعات بايد دقيق و شفاف باشد.

ادامه مطلب ...

هدایت الله آقایی به پنج سال حبس قطعی محکوم شد

0 نظرات

هدایت الله آقایی به پنج سال حبس قطعی محکوم شد.


ادامه راه سبز - ارس: وکیل هدایت الله آقایی عضو حزب کارگزاران سازندگی و یکی از متهمان پرونده حوادث پس از انتخابات اعلام کرد که موکلش به پنج سال حبس قطعی محکوم شده است.

علیرضا جعفریان در گفتگو با ایرنا اظهار داشت: روز گذشته حکم محکومیت موکلم به من ابلاغ شد که در مدت قانونی به حکم صادره اعتراض خواهم کرد.

وی تصریح کرد: موکلم در ارتباط با چهار اتهام "اخلال در نظم عمومی از طریق بلوا و آشوب،‌ تحریک و تشویق مردم به شورش و اغتشاش، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی، ایجاد شبهه جعل و تقلب در نتیجه انتخابات و سلب اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت مراجع رسمی کشور و اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت عمومی" به پنج سال حبس قطعی محکوم شده است.

وکیل آقایی گفت: در مورد سایر اتهامات یعنی توهین و هتک حرمت به مسوولان نظام، پرداخت رشوه و تحصیل مال نامشروع، پرونده موکلم مفتوح است.

جعفریان درباره موکل دیگرش "موسی شاه کرمی" نیز گفت: وی نیز به 27 ماه حبس محکوم شده است.

ادامه مطلب ...

یادداشت پرستو سرمدی برای آذر منصوری

0 نظرات
یادداشت همسر رئیس دربند کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت برای آذر منصوری.

سلام بر آذر منصوري،

اين روزها به لطف دوستي مشغول خواندن كتابي از مسعود بهنود به نام "دربند اما سبز" هستم ، بهنود با آن قلم مسحور كننده اش شرحي داده از ۱۳۲ روزي كه در سال ۷۹ در اوين گذرانده است ، ازانفرادي از چهار ديواري كوچكي كه به اندازه يك انسان است وهر كس آمده چيزي بر ديوار آن نگاشته است.

ديوارهاي بند ۲۰۹ زندان اوين سخن ها دارند براي گفتن، سه سال پيش كه به جرم زن بودن چند روزي را مهمان اين بند بودم صداي ديوارها را شنيدم و شرمساري شان را حس كردم ،چه بزرگاني كه ماهها و حتي سالها تنها همدم شان همين ديوارها بوده اند، پس به هم نشيني شرمسارانه با خوبان عادت دارند، اما من باور دادم كه تا به حال شرمي چنان احساس نكرده اند كه از ديدار با شما به آنها دست داده است.ديوارهاي سلول شما حرمتي و اندوهي دوچندان يافته اند و آنان كه شما را در اين ديوارها محصور كرده اند آبرويي صد چندان از دست داده اند.

آذر منصوري عزيز

بسيار از ويژگي هاي اخلاقي شما شنيده بودم از بزرگواري و فروتني احترام برانگيزي كه حسين بسيار از آن مي گفت ، اما تا روزيكه خود با آن مواجه شدم عمقش را نفهميده بودم. روزي كه دلگيري داشتم و شما مي خواستيد آن را از دلم خارج كنيد يادتان هست ، آنچنان مادرانه و بزرگوارانه رفتار مي كرديد كه من از شرم آرزو مي كردم زمان، كمي به عقب باز مي گشت تا من هيچ گاه ناراحتيم را پيش شما بيان نمي كردم . خيلي پيش مي آيد كه با تمام وجود آرزو مي كنم اين نظم لعنتي كمي به هم بريزد مثلا بتوانيم زمان را به عقب ببريم يا به جلو يا چشم باز كنيم و ببينيم آن حادثه ناگوار هر گز اتفاق نيفتاده است اما واقعيت هميشه مي خواهد خود را مثل كنه به آدم بچسباند.مثل واقعيت شهادت تعدادي از هم نسلانم در اين چهار ماه كه مثل خوره به جان روحم افتاده است و واقعيت در بند بودن شما و دلتنگي هاي ما.

آن روزهم چنين بود از پيش شما كه رفتم مدتي قدم زدم، مي خواستم تنها باشم و به شما فكر كنم چيزي را يافته بودم نگاه و رفتاري زنانه و مادرانه كه مي توانست به راحتي معادلات سياسي را به هم بزند و ناديده بگيرد. بعد از آن هر گاه مي خواستم از حضور زنان در سياست دفاع كنم و آن را سبب اخلاقي تر شدن عرصه سياست و فراتر از آن تضمين صلح در جهان بدانم مي گفتم دليلش مشخص است وجود خانم آذر منصوري.

حالا شمائيد و سلول انفرادي زندان اوين نمي دانم در شب سالگرد پرپر شدن دخترتان بر شما چه رفت

اما حتما سارا آنجا بود در كنارتان و به وجود مادري چون شما مي باليد، سلولتان سبز شده بود، سبز سبز مانند شما كه دربند اما سبز هستيد.

پرستو سرمدی

ادامه مطلب ...

شهاب طباطبایی به ۵ سال حبس محکوم شد

0 نظرات

شهاب طباطبایی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت
به ۵ سال حبس محکوم شد
.

ادامه راه سبز - ارس: شهاب طباطبايي عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي و رئيس ستاد حاميان خاتمي و موسوي ۸۸ به ۵ سال حبس تعزيري محكوم گرديد.

حكم دادگاه بدوي شهاب طباطبايي توسط قاضي صلواتي قاضي رسيدگي به پرونده حوادث پس از انتخابات در دادگاه به وي ابلاغ گرديده و ديروز نيز به وكيل وي ابلاغ شد. اين حكم قابل تجديد نظر ميباشد.

طبق قوانين تا زمان رسيدگي در دادگاه تجديدنظر متهم مي تواند آزاد باشد اما قاضي صلواتي همچنان از آزاد كردن وي استنكاف مي كند.

ادامه مطلب ...

بررسی اخبار به زبان ابراهیم نبوی: جلوی دوربین پلیس لبخند بزنید!

0 نظرات
بررسی اخبار روز به زبان ابراهیم نبوی

تهران به خود لرزید!

زلزله ای به قدرت 4 در مقیاس ریشتر تهران را تکان داد. به گزارش منابع آگاه علت زلزله زمین خوردن سردار گارسیا فیروزآبادی در حمام بود. دکتر الفنون این خبر را تکذیب کرد و گفت، بعید می دانم کسی از دوستان ما حمام برود. به علاوه اگر ایشان حمام رفته بودند، حتما سپاه قانون ارشمیدس را کشف می کرد و این خبر خوش را به ملت ایران می دادیم. موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران مرکز زلزله را شهر ری اعلام کرد. اما دفتر ریاست جمهوری اعلام کرد این زلزله به هنگام اظهار نظر رئیس جمهور رخ داد و تمام منطقه پاستور به شعاع یک کیلومتر تکان خورد. وی گفته بود " در نیویورک بسیاری از سران کشورها می خواستند با ما ملاقات کنند." مسوول فرهنگستان ادب کشور توضیح داد، منظور الفنون از " ما" همان " من" است که به دلیل مشکل ابعاد شخص فوق، وی مدتی است خود را جمع می بندد.

همچنین یک منبع آگاه از تهران اطلاع داد که شخصی به اسم " عزرائیل امین زاده" که به مدت یک هفته در اطراف بیت رهبری ول می گشت، دستگیر و به جرایم خود اعتراف کرد. وی اعتراف کرد که قصد گرفتن جان رهبری را داشته است، اما در اثر تلاش سربازان بدنام امام زمان لو رفت و دستگیر شد. با دیده شدن متهم مذکور و پخش احتمال مرگ آیت الله خامنه ای کلیه شیرینی فروشی های تهران به حال آماده باش کامل درآمدند. به گفته دادستانی تهران، متهم دستگیر شده برای اجرای برخی احکام پرونده اعتراضات خیابانی به این دادستانی قول همکاری داده است. عزرائیل امین زاده هر گونه رابطه با میکائیل لدین را تکذیب کرد. در پی دستگیری عزرائیل امین زاده، رهبر مذکور با رئیس جمهور سنگال دیدار کرد و در یک عکس مشاهده شد.

ایران، اسرائیل و ملت

من هنوز نتوانستم به این نتیجه برسم که چرا روس ها نمی توانند با وجود اینکه خودشان اصل جنس و اینکاره هستند و هفتاد سال در چنین شرایطی زندگی کردند، شرایط ایران را درک کنند. سرگئی لاوروف از ایران و اسرائیل دعوت کرد روابط خود را برقرار کنند. خبرگزاری چیزنا هم ضمن انتقاد تند از وزیرخارجه روسیه توضیح داد که علت وجود مشکل در رابطه ایران و اسرائیل، نه فقط اختلاف دولتها، بلکه این نکته است که ملت ایران مخالف برقراری ارتباط ایران و اسرائیل است. خبرگزاری مذکور توضیح نداد که دولت ایران خواسته های دیگر ملت ایران را چرا در نظر نمی گیرد و فقط همین یک خواسته را که در روز قدس بیان شده است در نظر می گیرد، مردم ایران در روز قدس طی شعارهای مختلفی به جای شعار مرگ براسرائیل و مرگ بر آمریکا شعار دادند، " مرگ بر روسیه" ظاهرا این شعارها را که در تهران داده شد، روسها در مسکو زودتر شنیدند تا رهبران ایران در تهران.

سیزدهم آبان ماه، ایجاد باید گردد

پزشکان معالج آیت الله جنتی اعلام کردند که علت پارگی ایشان سرطان حنجره نیست و اصولا این نوع پارگی، در حنجره و گلو، به بیماری هایی مثل سرطان یا پروستات هیچ ربطی ندارد، این پزشکان خاطرنشان کردند که علت بیماری آیت الله احمد جنتی به دلیل فریادهای بیش از حد شخص مذکور در نماز جمعه بوده است. آیت الله جنتی، نگرانی شدیدالجیغ خود را از برگزاری سبزگونه روز سیزده آبان اعلام کرد و از حضور سبزها در راهپیمایی سیزده آبان ابراز نگرانی کرد.

سبزها نیز اعلام کردند که اصولا روز سیزده آبان، اشغال سفارت آمریکا( تسخیر لانه جاسوسی سابق) توسط خود سبزها انجام شده و کسانی که این اقدام را انجام داده اند، تا به حال چند بار بخاطر نظرات و دیدگاههای شان زندان رفته اند و حالا هم اگر قرار باشد این روز تبدیل به روز ایرانی صلح با جهان یا هر چیز دیگری بشود، خود سبزها این کار را انجام خواهند داد. اعلام نگرانی احمدی جنتی، حجت الاسلام جیغ، در حالی صورت گرفت که سبزها از بیست روز قبل خبر از حضور فعال خودشان، دانشجویان و دانش آموزان در این روز داده اند، همه پوسترها آماده شده، مسیرهای راهپیمایی بر اساس برنامه ریزی دولتی انجام می گیرد، شعارها نیز بزودی اعلام می شود.

فتح الفتوح ژنو

گاهی اوقات چیزهایی را آدم برای تمسخر می نویسد که همان چیزها را دو روز بعد سایت های طرفدار دولت به عنوان سیاست دولت اعلام می کنند. من می ترسم یک دفعه فردا سردار فیروزآبادی اسمش را از حسن به گارسیا تغییر بدهد و حال ما را بگیرد. در همین راستا، رجانیوز، شوخی شوخی از دیدار ژنو به عنوان فتح الفتوح ژنو نام برد. در همین راستا ستاد مشترک ارتش دائی جان ناپلئون با رمز یا غیاث آباد، فهرست پیروزی های مش قاسم ارادانی را بشرح زیر اعلام کرد

عملیات فتح النور: دیده شدن نور توسط رزمندگان نیویورک ستیز به فرماندهی سردار محمود

عملیات قطع الفتوح اول: پاتک دشمن در صدور کاغذپاره علیه فتوحات هسته ای محمود

عملیات قطع الفتوح دوم: پاتک دوم دشمن در صدور کاغذپاره علیه فتوحات هسته ای محمود

عملیات یا کلمبیا بیا: ایراد سخنان شکست خورده رئیس دانشگاه کلمبیا و سخنرانی پراز متانت سردار محمود که در این عملیات دویست نفر در اثر تعجب و چهل نفر در اثر خنده کشته شدند

عملیات فتح المانهاتان: که این عملیات با طرح بازدید سردار محمود از برج های تجارت جهانی آغاز و به دلیل موفقیت های بیش از حد هسته ای ناتمام ماند.

عملیات فتح المیکروفون: که با هجمه یک نفره سردار محمود در محور سوئیس- دوربان صورت گرفت و وی موفق شد کلیه حضار را از سالن بیرون کند و به سخنانش ادامه دهد.

عملیات فتح الصندلی: که در محور نیویورک صورت گرفته و در آن سردار محمود به تنهایی موفق به بیرون راندن دشمن از سالن مجمع عمومی سازمان ملل و فتح صد صندلی خالی شد.

عملیات فتح الفتوح ژنو: که در آن سردار سعید، با پشتیبانی سردار محمود، موفق شد کلیه حقوق هسته ای به دست نیامده را یک جا به دشمن واگذار کند و سالم به پایگاه بازگشت.

عملیات تا پیروزی کامل الفنون و نابودی کامل مملکت ادامه دارد.

موسوی خوئینی ها، یکی از میان ما!

من گفتم این آدم از اولش هم آدم خوبی بود و نشان نمی داد. صد بار گفتم که این آدم جواهری است که تا سالها خیلی ها فکر می کنند خروس قندی است، در حالی که اصل جنس است و فقط ظواهرش بر بواطنش چیره شده است. از همان اول هم می دانستم که شایعاتی که در مورد ایشان است، دروغ است و این بنده خدا عاقل تر از این چیزهاست که همه فکر می کنند. در تمام عمرش یک اشتباه خیلی بزرگ کرد که آن هم انشاء الله 13 آبان امسال جبران می شود و کلا مشکل حل می شود. صفار هرندی گفت: " موسوی خوئینی ها از همان ابتدا هم به ولایت فقیه اعتقاد نداشت."

جلوی دوربین لبخند بزنید!

به دنبال بازگشایی دانشگاههای کشور، که با موج سنگین اعتراضات دانشجویی و موج سبک تهدیدات وزارت علوم و آموزش و پرورش مواجه شد، وزارت بدون وزیر آموزش و پرورش استفاده از هر نوع رنگ سبز را برای هر نوع استفاده به هر حال ممنوع و استفاده از هر نوع دوربین را برای هر نوع مدرسه، توصیه کرد. پلیس تهران نیز از دانش آموزان خواست موقعی که در هنگام تظاهرات روبروی دوربین قرار می گیرند، از هیچ ماسک، نقاب، عینک، و یا کلاه استفاده نکنند و حتی الامکان جلوی دوربین های کنترل کننده صاف بایستند و لبخند بزنند تا بخوبی شناخته شوند.

سردار رجب زاده، رئیس پلیس تهران، همچنین از دانش آموزان خواست که پلیس را مثل همکلاسی های خود بدانند، وگرنه چنان توی سرشان می زند که انگار رفته باشند کهریزک. همین سردار آمادگی خود را برای تالیف کتابهای درسی برای دانش آموزان اعلام کرد. اعلام آمادگی پلیس تهران برای تهیه کتب درسی در حالی صورت می گیرد که پیش از این ارتش و پلیس آمادگی خود را برای برگزاری انتخابات، رای دادن به جای مردم، تعیین خط مشی احزاب، تعیین وظیفه مراجع تقلید دینی، اداره مخابرات، اداره سفارتخانه ها، خواستگاری از دختران برای پسران و بالعکس و خرید کامل دولت به صورت اقساط اعلام کرده است.

" کلهر گیت" و " الجزیره" دات کام

من نمی فهمم این الجزیره چرا خبرهایی مثل پناهنده شدن نرگس کلهر را منتشر نمی کند و اصلا عین خیالش هم نیست که آقای موقشنگ در این ماجرا چه نقشی را بازی کرده است! البته طبیعی هم هست، فعلا الجزیره دستش زیر سنگ برادران است و اگر بخواهند موضع معقولی اخذ کنند، دفترشان را باید از تهران به کابل منتقل کنند. البته اینها به کنار، ولی سیب هم از خود درخت است. خبرگزاری الجزیره خبر از اختلاف بین میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد داد. این خبر که در کلیه خبرگزاری های دولتی دویست و هفتاد بار منتشر شده است، گویای این نکته است که زهرا رهنورد از دستگیری برادرش توسط حکومت بسیار ناراحت است، و به همین دلیل هم همسر کلهر اعلام کرده بود " من و مهدی هرگز از هم جدا نشدیم و اظهارات ایشان در مورد جدایی ما کذب محض است." خبرهای بعدی مربوط به یکی دو سال اخیر کلهر قرار است بزودی توسط برخی منابع خبری، و احتمالا در خبرگزاری هایی غیر از الجزیره منتشر شود.

حجاریان، پنج سال حبس تعلیقی

خیلی فرق نمی کند که یک سال زندان بدهند، یا دو سال یا پنج سال یا پانزده سال. به هر حال دادستانی هر چقدر زندان بدهد، احتمالا همه زندانی ها همزمان از زندان آزاد می شوند. فقط فرق معامله این است که فردا آدم می گوید من خیلی بهترم چون به من ده سال زندان دادند، ولی تو چی که فقط یک سال زندان گرفتی؟ در همین راستا، دادستانی اعلام کرد که سعید حجاریان، به دلیل خواندن کتابهای ولتر، روسو، هابز، امانوئل کانت، روبسپیر و بررسی تاریخ معاصر جهان به پنج سال حبس تعلیقی محکوم شد. خبر خوش هم اینکه، نه بابا، آن که خبر خوش نیست، این یکی را می گویم، مازیار بهاری آزاد شد.


ادامه مطلب ...

بررسی نقص حقوق روزنامه نگاران در گفتگو با شمس الواعظین، بهنود و معینی

0 نظرات
نقص حقوق روزنامه نگاران در گفتگو با شمس الواعظین، بهنود و معینی
وضعیت از ۲۸ مرداد بدترست

مطبوعات و روزنامه نگاران ایران بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد، چنان دچار سرکوب و سانسور شدند که گزارشگران بدون مرز در اطلاعیه ای هشدار داد ایران "در آستانه تبدیل شدن به کره شمالی دیگری است". روند توقیف و بازداشت و تهدید مطبوعات و روزنامه نگاران در طی ۳۰ ساله جمهوری اسلامی با شدت و حدت، همواره وجود داشته است و این بار اولی نیست که روزنامه نگاران به بند کشیده و مطبوعات توقیف و روزنامه نگاران بسیاری ناچار از ترک وطن می شوند..

آنچه که دوران بعد از کودتای ۲۲ خرداد را با سالهای اخیر و سی ساله حکومت جمهوری اسلامی متفاوت کرده، موضوعی است که "روز" در گفتگو با مسعود بهنود عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، ماشالله شمس الواعظین سخنگوی آن انجمن و عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران و رضا معینی، مسول بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز به بررسی آن پرداخته است.

۲۲ خرداد ۸۸ قابل قیاس با ۲۸ مرداد ۳۲

برهه فعلی و فشارهای گسترده بر روزنامه نگاران و رسانه ها، شاید اولین برهه ای نیست که این قشر فرهنگی که رسالتی جز اطلاع رسانی به مردم ندارند، تجربه می کنند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین در دهه ۶۰ شمسی نیز روزنامه نگاران با فشارها و سرکوب بی سابقه ای مواجه بودند، همچنان که در دوران دولت اصلاحات نیز رکوردی عجیب از توقیف مطبوعات در تاریخ ایران ثبت شد اما برهه فعلی را اکثر کارشناسان حتی بدتر از دو برهه مذکور و قابل قیاس با بعد از کودتای ۲۸ مرداد میدانند. به عبارتی دیگر دو کودتا که یکی با پشتوانه دولتی خارجی و دیگری با قوه قهریه نظامی حاکمیت ایران رخ داده اند، ارمغانی مشترک برای روزنامه نگاران و مطبوعات به دنبال داشته است.

ماشالله شمس الواعظین، سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و روزنامه نگاری که طی سی ساله اخیر به عنوان روزنامه نگاری سرشناس و تاثیر گذار در ایران کار مطبوعاتی کرده است تاکید دارد که برهه فعلی تنها با بعد از کودتای ۲۸ مرداد قابل قیاس است.

این روزنامه نگار که خود بارها در معرض زندان و بیکار شدن بوده و اکنون نیز از سوی وزارت اطلاعات دو بار احضار و تهدید و ممنوع المصاحبه شده است در گفتگو با "روز" تصریح می کند که بدترین دوران تاریخ معاصر ایران به لحاظ روزنامه نگاری، بعد از کودتای ۲۸ مرداد تا دهه ۵۰ ایران است. یعنی از سال ۳۲ شمسی تا دهه پنجاه، دوران سیاه و خفقان آوربرای مطبوعات و روزنامه نگاران است و دوران فعلی بعد از انتخابات ۲۲ خرداد را، فقط می توان با همان دوران مقایسه کرد.

شمس الواعظین می افزاید: دوران فعلی، با هیچ دوره ای از ۳۰ ساله جمهوری اسلامی قابل قیاس نیست و حتی دهه شصت نیز، فضا بازتر از الان بوده است و اگر بحث تکنولوژی و ابزار مدرن را که تنها تفاوت سه ماهه اخیر با بعد از کودتای ۲۸ مرداد است کنار بگذاریم، دوره سیاه کنونی برای مطبوعات، دقیقا عین دوران کودتای ۲۸ مرداد است اما آن دوران خفقان برای مطبوعات تا دهه ۵۰ طول کشید در حالیکه به نظر میرسد دوره فعلی زیاد طولانی نخواهد بود.

آنچه که شمس الواعظین بر آن تاکید دارد از سوی رضا معینی، مسول بخش ایران گزارشگران بدون مرز نیز مورد تاکید قرار می گیرد. معینی در گفتگو با "روز" می گوید: پس از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، برای سومین بار در تاریخ کشور ایران، نیروهای سرکوب گر در چاپخانه ها مستقر شدند.

او از برهه کودتای ۲۸ مرداد و انقلاب بهمن ۵۷ به عنوان دو برهه قبلی که نیروهای سرکوب گر در چاپخانه ها مستقر شدند یاد می کند و می افزاید: از سوی دیگر نیروهای امنیتی هم مستقیم عمل می کنند و به طور مثال، روزنامه های کلمه سبز و اعتماد ملی را شاهد هستیم که با حمله این نیروها مواجه و سپس توقیف شدند.

به گفته معینی، کودتایی که در ۲۲ خرداد در ایران رخ داده اینگونه خود را نشان میدهد: روزنامه نگاران به صورت غیرقانونی بازداشت شده اند و اتهامات بسیاری از آنها مشخص نیست و در مواردی افراد را به دلایلی دیگر بازداشت کرده و در زندان متوجه روزنامه نگار بودن آنها شده اند و بازجویی ها شکل عوض کرده و از نو شروع شده است.

مسول بخش ایران گزارشگران بدون مرز می گوید: این وضعیت امنیتی خاصی است و شاید قابل مقایسه با بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ باشد؛ در آن زمان سرکوب روزنامه نگاران و مطبوعات به شکل مشخص و از سوی دیگر انجام شده است.

وی می افزاید: در دهه ۶۰ نیز این گونه بود اما به صورت سیستماتیک و سازمان یافته از سوی دولت انجام نمی گرفت بلکه نیروهای حزب الهی حمله میکردند در حالیکه بعد از کودتای ۲۸ مرداد، دقیقا همچون بعد از کودتای ۲۲ خرداد، نیروهای دولتی به شکل رسمی در تحریریه ها و چاپخانه ها حضور پیدا میکردند.

معینی توضیح میدهد که این سخنش به معنی این نیست که در دهه ۶۰ سرکوب مطبوعات کمتر بوده بلکه شکل آن فرق میکرده است.

اما مسعود بهنود، روزنامه نگار مستقل ایرانی معتقد است هیچ دوره ای را با دوره دیگر نمی توان مقایسه کرد.

او در گفتگو با "روز" توضیح میدهد که هیچ مردمی با مردم دیگر، قابل مقایسه نیستند و رفتار ما با رفتار پدرانمان قابل قیاس نیست و تکنولوژی تفاوت بسیاری ایجاد کرده است.

بر مطبوعات و روزنامه نگاران چه میرود؟

اما از روز انتخابات، یعنی ۲۲ خرداد تا کنون که نزدیک ۴ ماه می گذرد، چه بر مطبوعات ایران رفته است که روزنامه نگاران سرشناس، آن را با دوران سیاه کودتای ۲۸ مرداد مقایسه می کنند؟ در طی کمتر از ۴ ماه اخیر، دهها نشریه توقیف شدند، بیش از ۳۵ روزنامه نگار به بند کشیده شدند و بیش از ۴۰ روزنامه نگار دیگر مجبور به ترک کشور گشتند. بسیاری از روزنامه نگاران به صورت مداوم احضار و تهدید می شوند، انجمن صنفی روزنامه نگاران، یعنی تنها خانه روزنامه نگاران ایرانی پلمپ شده است و تیمی از دادستانی در چاپخانه روزنامه ها مستقر و اقدام به سانسور مطالب روزنامه ها می کند و ....

شمس الواعظین، با تاکید بر اینکه، مطبوعات در رویدادهای اخیر، آسیب بسیار جدی دیده اند توضیح میدهد: دهها نشریه توقیف شده و بسیاری از روزنامه نگاران بیکار شده اند و محدودیت و سرکوب تا بدانجا رسیده که بخش قابل توجهی از روزنامه نگاران بازداشت شده و یا ترک وطن کرده اند اما در آن سو، یعنی در دستگاههای حکومتی نه کسی آسیب دیده و نه کسی مورد اتهام قرار گرفته است و شاهد هستیم که بدنه اجتماعی، حکومت را متهم می کند و حکومت، بدنه اجتماعی را.

سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات می افزاید: حکومت، قوای قهریه را در اختیار دارد و کار را پیش می برد اما نهاد های اجتماعی مردمی، فاقد قوه قهریه هستند و این عدم موازنه سیاسی باعث می شود که بدنه اجتماعی آسیب ببیند.

به گفته شمس الواعظین، بیشترین تعداد بازداشتی ها بعد از ۲۲ خرداد، مردم معترضی بوده اند که به خیابان ها آمده اند اما بعد از مردم، روزنامه نگاران هستند که بیشترین تعداد بازداشتی ها را به خود اختصاص داده اند.

او می افزاید: تولید اطلاعات در کشور به شدت آسیب دیده است و رسانه های دولتی با هدایت از بالا، کار را پیش می برند اما این رسانه ها و رسانه ملی فاقد مخاطب هستند و قدرت رقابت با رسانه های فارسی زبان خارج از کشور را ندارند.

رضا معینی اما کمی فراتر از ۲۲ خرداد میرود و با اشاره به روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال ۸۴ می گوید: بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد، برخورد با روزنامه نگاران به دو شکل شد. وزارت اطلاعات و نهادهای موازی و در کنار آن هیات نظارت بر مطبوعات، به برخورد با مطبوعات و روزنامه نگاران پرداختند که بیش از ۸۰ درصد ۱۱۱ نشریه توقیف شده در زمان احمدی نژاد از سوی هیات نظارت بر مطبوعات و کاملا غیرقانونی انجام شده است.

به گفته معینی، هیات نظارت عملا به ارگان سانسور تبدیل شده و در کنار آن دادگاهها هم وجود دارند اما ابتدا این هیات، نشریه ها را توقیف می کند و سپس پرونده را به دادگاهها می فرستد و چنان که روشن است هیات نظارت بر مطبوعات تا حدودی جانشین دادستانی شده است.

تقسیم تاریخ به قبل و بعد از ۲۲ خرداد

مسعود بهنود نیز با بیان اینکه در ۳۰ ساله گذشته هرگز دولت وارد عمل نمی شد و روزنامه ای را تعطیل نمی کرد، می گوید: دولت احمدی نژاد، اولین دولت بعد از انقلاب است که دولت و وزارت ارشاد و به طور مشخص، وزارت ارشاد دوران صفار هرندی، وارد این مقوله شدند و این لکه ننگی است بر دولت و لکه ننگی بر موتلفه اسلامی .

وی توضیح میدهد: در دو دوره پرمشغله مطبوعات، دو وزیرارشاد از موتلفه اسلامی بودند و همان چیزی را اعمال میکردند که مورد نظر موتلفه بود.

بهنود دوره ۴ ساله محمود احمدی نژاد را دوره ای بسیار سخت و قابل مقایسه با دوره آخر ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی می داند و می گوید: با این حال باید گفت بعد از ۲۲ خرداد، همچنان که تاریخ معاصر ایران به دو بخش قبل و بعد از ۲۲ خرداد تقسیم می شود، مطبوعات نیز به همین صورت به قبل و بعد از ۲۲ خرداد تقسیم می شوند.

مطبوعات در خط اول سرکوب

اما چرا مطبوعات و روزنامه نگاران دچار چنین هجمه بی سابقه ای شدند که به گفته شمس الواعظین ، بیشترین تعداد بازداشتی ها، بعد از مردم معترض در خیابان ها، را به خود اختصاص داده اند و تا بدانجا پیش رفته که کنفدراسیون بین المللی روزنامه نگاران نیز نسبت بدان هشدار داده است؟

شمس الواعظین، وضعیت مطبوعات را گره خورده با بحران سیاسی ناشی از انتخابات می داند و می گوید: رکن چهارم دموکراسی در سطح اول آسیب پذیری های سیاسی است و وقتی حکومتی دچار بحران می شود به اولین نرده ها و سپرهای موجود در بده اجتماعی چنگ میزند و سعی می کند کاسه و کوزه ها را سر انها خالی کند و بخصوص در کشورهایی فاقد دموکراسی با کشورهای که دموکراسی ضعیفی دارند این قضیه همواره تکرار می شود.

به گفته او، احزاب سیاسی، شخصیت های سرشناس سیاسی و اجتماعی و روزنامه نگاران همیشه در وهله اول مورد تعرض و آسیب واقع می شوند.

به گفته مسعود بهنود نیز اعتماد به نفس حکومتی که مدعی برگزاری رفراندوم خیابانی بود با آمدن مردم به خیابان ها از بین رفت و کسی امکان این را نیافت که بگوید من نماینده مردم ایران هستم و پرده ریاکاری دریده شد.

بهنود توضح میدهد که: وقتی رهبر می گوید آبروی نظام رفت دقیقا همین است؛ حکومتی که قبل از ۲۲ خرداد خود را به عنوان حکومتی مردمی به کشورهای مسلمان و منطقه معرفی می کرد و حضور مردم در خیابان ها را مصداق می گرفت به یکباره پرده را افتاده دید و دچار سرگردانی و سرگیجه شد و کارهای خطای زیادی صورت داد که یکی از آنها این بود که مطبوعات را به شدت زیر فشار قرار داد.

آبرومندترین دوره برای روزنامه نگاران ایران

به گفته این روزنامه نگار، وقتی دولت احمدی نژاد تمام شود، پرونده هایی از میزان پول وحشتناکی که برای تبلیغ این دولت صرف شده بیرون خواهد آمد که قابل مقایسه با هیچ دولتی نیست .

بهنود در عین حال دوره بعد از کودتای ۲۲ خرداد را آبرومندترین دوره برای روزنامه نگاران ایرانی می داند و می گوید: جمع کثیری از روزنامه نگاران در این دوره، خود را نفروختند در حالیکه زندگی بسیار دشوار است و میدانیم که این روزنامه نگاران در چه شرایطی به سر می برند و طرف مقابل نیز با گشاده دستی چه امکانات وسیعی را حاضر است برای آنها فراهم کند اما روزنامه نگاران ما خود را نفروختند و آبرومندانه ترین دوران روزنامه نگاری تاریخ ایران را رقم زدند.

مسعود بهنود، با اشاره به این جمله احمدی نژاد که "قدرت غربی ها فقط در رسانه آنهاست" تاکید می کند: آقای احمدی نژاد این گونه تشریح می کند که «غربی ها یک موضوعی را می گیرند و اینقدر تکرار می کنند که خودشان، باورشان می شود» و این تعریف است از اطلاع رسانی جهانی و کسی که چنین تصوری از جهان ارائه می دهد، خیلی طبیعی است که خود بخواهد قدرت داشته و آن را تکرار کند.

وی می افزاید: رئیس دولت و تصمیم گیران حکومتی باور دارند که با کنترل رسانه ها و ایجاد رسانه های رفیق، قدرت پیدا می کنند و رمز آن را هم پیدا کرده اند "تکرار" و میخواهند قدرت را از طریق این تکرار به دست آورند اما واقعا پیام رسانی و اطلاع رسانی همین طور بوده؟ یعنی با تکرارجا می افتد؟

پاسخ بهنود به سوالی که مطرح می کند منفی است او می گوید: وقتی آقای احمدی نژاد ، روزنامه ای را می خواند که یک غلط از ایشان گرفته یا انتقاد ساده ای کرده، احساس می کند که این قدرت تضعیف شده و یا در حال از بین رفتن است، لذا اقدام به برخورد با روزنامه می کند. چون این روزنامه خواسته های او را تکرار نکرده و به او قدرت نرسانده و به جای تکرار "انرژی هسته ای، حق مسلم ماست" و "ما تو دهن غرب میزنیم" و ... از او انتقاد کرده است.

تاثیر سرکوب مطبوعات و روزنامه نگاران

سرکوب گسترده مطبوعات و روزنامه نگاران چه تاثیری بر ارکان جامعه گذاشته و آیا کار اطلاع رسانی زمین مانده است؟ مسعود بهنود معتقد است که روند اطلاع رسانی، علیرغم تمام سرکوب ها و تلاش های حکومت، به طور کامل مسدود نشده است.

او توضیح میدهد: اینکه ۲۰۰ یا ۳۰۰ روزنامه نگار را بازداشت و یا مجبور به ترک کشور کنند هنر نیست و خیال می کنند یک نسلی را آرام کرده اند در حالیکه من، تبدیل به ۵۰ تا بهنود شده ام، فرشته قاضی، تبدیل به ۲۰ فرشته قاضی شده و همین طور این چرخه ادامه دارد.

این روزنامه نگار می پرسد: روزنامه را می بندند با وبلاگ چه خواهند کرد، وبلاگ را فیلتر کنند با مردم جامعه چه خواهند کرد؟

ماشالله شمس الواعظین نیز با تاکید بر اینکه با تمام سرکوب ها، هیچ چیزی در کشور پنهان نمانده است می گوید: نه تعداد کشته ها، نه نحوه توزیع جغرافیایی اعتراضات، نه اخبار پشت پرده حکومتی و نه تجاوز ها و شکنجه ها در زندان، هیچ یک پنهان نمانده است.

وی با اشاره به معترض بودن جامعه هشدار می دهد که هر بخشی از جامعه دچار خللی شود، تبدیل به خطری بزرگ می شود.

رسانه شایعه، قوی ترین رسانه در کشور

سخنگوی انجمن دفاع از مطبوعات می افزاید: اکنون رسانه شایعه، قوی ترین رسانه در کشور است چون رسانه های شفاف وجود ندارند و آسیب دیده و در معرض فشار هستند، افکار عمومی نیز تولید رسانه های آسیب دیده و تحت فشار را ناقص ارزیابی می کنند و به دنبال پر کردن و تکمیل پازل ها، به دنبال رسانه شایعه می روند.

شمس الواعظین با بیان اینکه، تولید کلمه بعد از ۲۲ خرداد دچار مشکل شده، تاکید می کند: کلماتی که اکنون تولید می شوند غبارآلود هستند و واژگان به کار رفته، منطبق با حقیقت نیستند و فقط بخش مجازی از حقیقت را بازگو می کنند و اگر رسانه ای جرات حرف زدن پیدا می کند در معرض توقیف و فیلترینگ قرار می گیرد اما ما اکنون شاهد ولادت بخش نوینی از اطلاع رسانی فارغ از نظارت حکومت و شاهد تولید نوع جدید از ژورنالیسم به نام ژورنالیسم شهروندی هستیم.

تولد نوع جدید ژورنالیسم در ایران

وی ازموبایل، اس ام اس، وب سایت ها و وبلاگ ها، چت روم ها و رسانه های شفاهی نام می برد و می گوید: این رسانه های شفاهی، امید به گردش آزاد اطلاعات به دور از نظارت دولت را فراهم می کند اگر چه انبوه اطلاعاتی که تولید می کنند ممکن است چندان با حقیقت تطبیق نکند اما رویارویی این رسانه ها با حکومت به نفع رسانه دیجیتال در گردش است؛ چنانچه شاهد هستیم در روز قدس هیچ رسانه ای مراسمی را اعلام نکرده بود اما چه اتفاقی افتاد. برای ۱۳ آبان نیز تاکنون هیچ رسانه ای اشاره ای نکرده اما خطیب نماز جمعه نسبت به حضور سبز ها در این روز هشدار می دهد و این همان تاثیر رسانه دیجیتال است.

به گفته شمس الواعظین، حکومت توانایی مقابله با این منظومه را ندارد و راه حل فقط آشتی حکومت با نسل دیجیتال است.

او توضیح می دهد: مطالبات این نسل، سرنگونی نیست هر چند با تاخیری که در احقاق مطالبات صورت می گیرد سطح مطالبات بالاتر می رود و شعارهارادیکال تر می شود اما ما خواهان انقلاب نیستیم چون انقلاب سالها کشور را به عقب می برد. خواهان سرنگونی نیستیم و نسل جدید فقط خواهان تحقق برابری و احترام به رایشان و عدم تحقیر مردم از سوی حکومت است و می خواهد به حقوق مصرح مردم در قانون اساسی احترام گذاشته شود.

به گفته این عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران «اگر به این مطالبات توجه نشود، حکومت راه خود را خواهد رفت و مردم نیز راه خود را و این دور اه موازی هرگز به هم نخواهند رسید.»

شمس الواعظین با شاره به خروج گسترده روزنامه نگاران و تحصیل کردگان از کشور می گوید: ایران تبدیل به کشوری برای تولید شخصیت هایی با مهارت های بالا شده که کشورهای دیگر از آنها بهره برداری می کنند.

وی قدرت تاثیر گذاری مطبوعات را عاملی برای تهدید آنها توسط حکومت می داند و در عین حال می گوید: با تمام فشارها ندا آقا سلطان دو ساعت بعد از جان باختن، جهانی شد، سهراب اعرابی جهانی شد، تجاوز و شکنجه و کشتارها در زندان ها جهانی شد و نیروی انتظامی پذیرفت که در زندان ها، کشتار صورت گرفته هر چند که تاکنون تجاوز را نپذیرفته گویی کشتار قابل پذیرش تر و راحت تر از تجاوز است برای جمهوری اسلامی، چون تجاوز، حوزه اخلاق ادعایی حکومت را زیر سوال می برد.

چگونه سرکوب مطبوعات به رویه ای عادی بدل شد

اما از انقلاب ۵۷ تا خرداد۸۴ بر مطبوعات چه رفته است و روزنامه نگاران شاهد چه روزها و چه سرکوب هایی بوده اند؟ دید مسولان جمهوری اسلامی به رسانه ها چگونه بوده است؟ چه عواملی در کنار هم قرار گرفته و سرکوب مطبوعات و روزنامه نگاران را به روندی عادی در جمهوری اسلامی بدل کرده است؟

رضا معینی، با بیان اینکه مطبوعات ایران از سال ۵۷ تا خرداد ۵۸ آزادترین دوره حیات خویش را تجربه کردند، می گوید: از آن تاریخ به بعد، یعنی از ۴ خرداد ۵۸ که با سخنرانی آیت الله خمینی همراه بود و این سخنرانی با این تیتر معروف شد که "بشکنید این قلم ها را" سرکوب آغاز شد.

به گفته او، این اولین موضع گیری رسمی رهبر جمهوری اسلامی نسبت به مطبوعات و آزادی بیان بود.

مسول بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز می افزاید: بعد از آن سخنرانی، بسیاری از کتاب فروشی ها آتش زده شد و مغول وار، لباس شخصی ها که آن موقع از سوی سپاه و حزب جمهوری اسلامی سازماندهی می شدند، دوران آزادی مطبوعات را به پایان بردند و در همین دوران روزنامه بسیار پرتیراژ آیندگان در میان سکوت همگان تعطیل شد. جامعه مطبوعات باید به این موضوع فکر کند که چرا اعتراض به توقیف آیندگان همگانی نشد .

معینی با اشاره به درگیریهای کردستان که از ۲۸ مرداد ۵۸ آغاز شد می گوید: در این دوران ۳۳ روزنامه و مجله توقیف شدند و موج سرکوب ها ادامه داشت تا زمان جنگ که قوانین دیگری بر کشور حاکم شد و با حاکم شدن قانون اساسی و دولت و استقرار وزارت ارشاد، سرکوب قانونی مطبوعات آغاز شد.

دهه سوگواری برای مطبوعات

وی، دهه ۶۰ را دهه سوگواری برای مطبوعات ایران می خواند ومی گوید: این دهه همچنان که دهه سوگواری برای اعدام شدگان است دهه سوگواری برای مطبوعات نیز هست؛ عملا در این دهه روزنامه ای نداشتیم و فقط دو روزنامه خاکستری استالینی وجود داشت که منعکس کننده نظرات مقامات رسمی بود. در این دوران حتی برای برخی نیروهای درون حکومت، همچون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز مشکلاتی در زمینه انتشار نشریه حزبی شان پیش آمد.

اعدام روزنامه نگاران

به گفته معینی در این دوران تعدادی از روزنامه نگاران نیز اعدام شدند که معروف ترین آنها، سعید سلطان پور بود که در اوایل دهه ۶۰، تیرباران شد.

او می گوید که این وضعیت تا پایان جنگ ادامه داشت و پایان جنگ، دوران نشان دادن ویترین ها است یعنی حکومت سعی کرد ویترینی به نمایش گذاشته و وانمود کند که آزادی بیان وجود دارد.

مسول بخش ایران گزارشگران بدون مرز با بیان اینکه مطبوعات ایران به این شیوه عادت کرده بودند می گوید: در اوایل دهه ۷۰ نوعی نشان دادن ویترین ها در مقابل قرارداد های خارجی که برای حکومت مهم بود را شاهد بودیم و از سوی دیگر تلاش بسیار روشنفکران ایرانی راکه از این فضا استفاده کرده و کیان، آدینه، گردون و سخن روز و ... را منتشر کردند که این نشریات بسیار خوش درخشیدند .

وی می افزاید: این روند ادامه داشت تا دوران دولت اصلاحات که برخی نیروهای نزدیک به حاکمیت، اجازه انتشار روزنامه پیدا کردند اما باید گفت هیچ کدام از صاحبان روزنامه های دوم خردادی، روزنامه نگاران مستقل نبودند و به حکومت نزدیکی داشتند اما همین روزنامه ها، یکی از اصلی ترین عرصه های روشنگری را در کشور به وجود آوردند و نقش ارزنده ای ایفا کردند تا بدانجا که دشمنان آزادی مطبوعات با پی بردن به این نقش ارزنده و در سکوت کامل دولت اصلاحات، بیش از ۲۰۰ روزنامه را توقیف و ۱۷۰ روزنامه نگار را زندانی کردند وبرای بیش از ۶۰۰ روزنامه نگار در دادگاه پرونده تشکیل شد و آسیب های بسیار شدیدی به فرهنگ جامعه وارد آمد.

ادامه مطلب ...

همسویی اجتماعی سياسی فرهنگی موسوی و رهنورد، كانون حمله بنگاه‌های شايعه‌پراكنی

0 نظرات

همسویی اجتماعی سياسی فرهنگی موسوی و رهنورد
، كانون حمله بنگاه‌های شايعه‌پراكنی

ادامه راه سبز - ارس: پس از انتشار اخبار خانوادگی در باره یکی از همکاران دولت دهم که در چند روز گذشته توجه زیادی را در رسانه‌های داخلی و خارجی، به خود جلب کرده، تعدادی از رسانه‌های وابسته به دولت کودتا با شتابزدگی زیاد دست به انتشار شایعات سیاسی‌ خانوادگی در باره زهرا رهنورد و میرحسین موسوی زدند.

یکی از افراد نزدیک به میرحسین موسوی در این باره می‌گوید‌: "همسویی و مشایعت شتابزده برخی از رسانه‌های وابسته به مراجع رسمی در انتشار شایعات سراسر كذب و نازل از جنس سیاسی‌ خانوادگی جالب توجه به نظر می‌رسد. ادعاهای روزنامه الجزیره كه شباهت زیادی به نشریات مبتذل و زرد دارد و این روزها تبدیل به بنگاه دروغ پراكنی و شایعه پردازی شده، پدیده تازه ای نیست، اما انتشار اخباری مبنی بر طلاق مهندس موسوی و دكتر رهنورد و منازعات ادعایی بین آنها كه از قضا برای برخی خبرگزاری های رسمی وابسته به دولت سو‍‍ژه جالبی بوده و با ذوق زدگی و دست پاچگی مبادرت به انتشار آن کرده‌اند ابهامات و تردیدهای جدی را در باره مدیریت این رسانه ها بوجود می آورد."

وی در ادامه اظهار داشت: "دلائل همسویی خبرگزاری دولتی ایرنا با برخی بنگاه های خبری كه حمایت بی شائبه و خوش خدمتی آنها نسبت به اسرائیل و استكبار برکسی پوشیده نیست، در این شرایط زمانی چه معنایی جز این دارد که برخی برای لكه داركردن رقیب و بلكه تاكتیك همسان سازی در بدیل یكی از مشاوران دولت از دروغ های شاخدار و سست بنیان، حتی به نقل از یكی از نامشروع ترین رسانه ها ابائی ندارند."

این فرد آگاه سپس گفت: "بازتولید شایعه های زرد سیاسی خانوادگی در حالی توسط رسانه های رسمی و دولتی انجام می شود که بسیاری از متعهدان به اخلاق سیاسی و رسانه ای در هفته های اخیر از گسترش فضای دروغ و تهمت و تشویش اذهان و شایعه پردازی اظهار نگرانی کرده و همه افراد و گروهها را از آن برحذر داشته اند. در چنین شرایطی انتظار می رفت رسانه هایی كه از بیت المال ارتزاق می كنند بیش از دیگران پایبندی خود را به ارزش ها و اصول اخلاقی نشان دهند."

خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا ) به نقل از یک روزنامه چاپ عربستان(الجزیره) که ربطی به تلویزیون "الجزیره" قطر ندارد نوشته است: "اختلافات بین "محمود احمدی نژاد" رییس جمهورایران و "میر حسین موسوی"رقیب سرسخت وی در انتخابات دهم اکنون به حدی زندگی خانوادگی موسوی را تحت تاثیر قرار داده که همسر وی حاضر نشده زندگی کردن در کنار موسوی را حتی برای لحظه ای ادامه دهد."! :)

شایعه های مربوط به اختلافات خانوادگی مهندس موسوی در حالی منتشر شده، که در چند ماهه اخیر بویژه در اوج فعالیت‌های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری دهم حمایت و همسویی سیاسی و فرهنگی مهندس موسوی و دكتر رهنورد مورد توجه اقشار مختلف جامعه بویژه زنان و جوانان قرار گرفته است. بسیاری از چهره های شناخته شده و نام آشنا نیز از سالهای دور تاکنون از آنها به عنوان یك زوج نمونهٴ مسلمان انقلابی یاد کرده اند که به عنوان یك مدل موفق از زندگی عاشقانه و مكتبی مطرح بوده و خواهد بود.

دکتر علی شریعتی یکی از این افراد است که سی و چند سال پپیش قبل از یکی از سخنرانی هایش در حسینیه ارشاد از مخاطبانش خواست تا از نمایشگاه نقاشی یک زوج جوان و موفق در راهروهای حسینیه ارشاد دیدن کنند. زوجی که شریعتی آینده آنها را درخشان توصیف کرد. آن زوج میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بودند.

برگرفته از: پایگاه اینترنتی کانون زنان ایرانی

ادامه مطلب ...

هفته آینده دادگاه فیض‌الله عرب سرخی برگزار می‌شود

0 نظرات
هفته آینده دادگاه فیض‌الله عرب سرخی برگزار می‌شود


ادامه راه سبز - ارس: دختر فیض الله عرب سرخی از ملاقات خود و سایر اعضای خانواده‌اش با پدر دربندش خبر داد و گفت:« پدرم احتمال می‌داد اواخر هفته آینده یک دادگاه علنی برگزار و حکم چهره‌های سیاسی همه یکی باشد.»

ساجده عرب سرخی در گفتگو با «پارلمان‌نیوز»، اظهار داشت: «عصر روز گذشته سرانجام به من و خواهرم پس از گذشت یکصد روز از زمان بازداشت پدرم اجازه ملاقات به ما دادند.»

وی با بیان اینکه روحیه پدرم بسیار خوب و مقاوم بود اما از نظر جسمی ضعیف و لاغر شده بود، افزود:«پدرم گفت که به زمان آزادی فکر نمی‌کند و بیشتر منتظر است تا ببیند برای او و سایر بازداشت‌شدگان چه حکمی صادر خواهند کرد.»

ساجده عرب سرخی همچنین به نقل از پدرش گفت که آخرین دفاعیات را تحویل بازجویش داده و منتظر برگزاری جلسه دادگاه هستند.

دختر عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، ادامه داد: « پدرم تصور احتمال می‌دهد اواخر هفته آینده و یا هفته بعد از آن یک جلسه غیر علنی دادگاه برگزارشود و حکم همه چهره‌های سیاسی بازداشت شده پس از انتخابات مانند هم باشد.»

عرب سرخی از ملاقات دادستان تهران با پدرش و برخی دیگر از چهره‌های سیاسی خبر داد و گفت:« ما امیدوار هستیم هرچه زودتر تکلیف پرونده عزیزانمان معلوم و از حالت بلاتکلیفی خارج شود.»

وی خاطر نشان کرد:« عرب سرخی از انفرادی خارج شده و هم اکنون با محسن میردامادی هم بند است.»

ادامه مطلب ...

مهندس موسوی به دیدار خانواده امین‌زاده رفت

0 نظرات
مهندس موسوی به دیدار خانواده امین‌زاده رفت

ادامه راه سبز - ارس: روز گذشته مهندس میر حسین موسوی به همراه دکتر زهرا رهنورد در منزل دکتر محسن امین زاده حاضر شده و با خانم اصغر زاده، همسر وی، دیدار کردند.

به گزارش كلمه، در این دیدار نخست وزیر دوران امام به سابقهء آشنایی خود با امین زاده اشاره کرد و گفت:«آشنایی ما از اوایل انقلاب است و ایشان در آن زمان تقریباً در تمام سفرهای خارجی مهمی که رفتم همراه ما بود و از نظراتش استفاده می‌کردیم.»

وی امین‌زاده را فردی اهل مطالعه و فکر، قوی و پر کار تعریف کرد و بازداشت و نگه‌داشتن افرادی نظیر او را برای کشور و نظام خسارت بزرگی دانست.

مهندس موسوی با اشاره به در پیش بودن سیزدهم آبان، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، اظهار داشت «چگونه می‌توان ادعای مبارزه با امریکا کرد و در عین حال سران دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نظیر میردامادی و امین‌زاده را در زندان نگاه داشت. پیام این کار چیست؟»

وی در پاسخ به اظهارات همسر امین‌زاده در مورد بازداشت او، بازرسی منزل، دوران طولانی نگهداری وی در سلول انفرادی و سختی‌هایی که در این مدت تحمل کرده‌اند، گفت:«جای تاسف است كه اين حوادث روی داده است. یک تحول مهمی در کشور اتفاق افتاده و مردم بدنبال حقوقشان هستند. نباید بیخود آنها را متهم و با آنها برخورد کرد. مردم اغتشاش‌گر نیستند. خواسته‌هایی دارند. طبیعی است اگر به این خواسته‌ها تن داده نشود این وضعیت همچنان ادامه خواهد داشت.»

وی تأکید کرد:«انحرافاتی در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی پیش آمده است که باید اصلاح شود.»

موسوی اظهار امیدواری کرد کلیه زندانیان سیاسی بخصوص دكتر امین‌زاده هر چه زودتر آزادی خود را به دست آورند.

ادامه مطلب ...

برای محمدرضا مقیسه: حیف چون تویی...

0 نظرات
برای محمدرضا مقیسه: حیف چون تویی...


مبهوت و گنگم از وقتی خبر دستگیری محمد رضا مقیسه را شنیده ام . اینها را برای جوانکی که احتمالا ” کارشناس ” پرونده حاجی است می نویسم تا بداند با چه کسی رو به رو است .

محمد رضا مقیسه را به خوبی می شناسم و از اینکه هرجا کمکی از دست من برآمده تا برایش انجام داده ام بسیار خوشحالم. محمد رضا مقیسه را زندانیانی می شناسند که پس از ازادی به سراغ او می رفتند. محمدرضا مقیسه را کسی می شناسد که پس از آزادی اجاره خانه اش را با کمک حاجی پرداخت کرده است.

مقیسه را بچه های قدیمی و با اصل و نسب جنگ می شناسند.

ان زمان که کودکی بیشتر نبودم نمی فهمیدم وقتی می گفتند فلانی بچه جنگ است یعنی چه، کلاس پنجم دبستان بودم، هنوز پدرم در آن زمان روزنامه جمهوری اسلامی می رفت. بچه بودم نمی فهمیدم وقتی می گویند فلانی مرد است یعنی چه ؟ مرد و نامرد هنوزمشخص نشده بود، مرا ” آمیز (اقا میرزا) صدا می کرد و در عالم کودکی قرار بود با هم حزبی را تشکیل دهیم به اسم حزب باد!

من طرفدار کسی بودم که به من شکلات می داد و من همیشه طرفدار او بودم.

بچه بودم نمی فهمیدم وقتی می گفتند فلانی دستش به خیر است یعنی چه ؟

در آن عالم ساده شری نمی دیدم، هر چه بود خیر بود و برکت و زیبایی و همه چیز برایم ما رایت الا جمیلا بود. هنوز دروغ این همه ارزشمند نشده بود، هنوز ریا و دغل بازی رسم و ائین نشده بود.

بچه بودم و نمی فهمیدم وقتی می گویند فلانی یک رنگ است یعنی چه ، دورنگی نمی دیدم ، بچه های روزنامه همه خوب بودند ، گرچه بودند آدم هایی که مانند طاووس ملون بودند اما تا این حد زیاد نبودند که توی زوق بزند .

از ان روزها سال ها می گذرد ، روزها گذشت و آدم ها رفتند و در میان حوادث کمرنگ شدند ، بعضی از دوست ها دشمن شدند ، دوستی ها کمرنگ شد ، ادم ها خاطره شدند اما او هنوز بود ، همچنان یک رنگ و دوست باقی مانده بود . تا جایی که پدرم گفته بود در این دنیا بعد از خدا فقط به اقای مقیسه اعتماد کنید.

حالا دیگر بزرگ شده بودم ، فرق خیلی چیزها را فهمیده بودم ، می دانستم ادم ملون و یک رنگ کیست ،می دانستم ادم مرد و نامرد کیست، میدانستم چه کسی به خیر نزدیک من می شود و چه کسی در زیر کت و عبایش شر نهفته است !

تازه ان موقع فهمیدم فلانی بچه جنگ است یعنی چه ، ادم های جنگ زور نمی زدند دیده شوند ، روز نمی زدند در ردیف اول صندلی های چیده شده باشند ، ادم های جنگ کارشان می کردند و قایم می شدند ، ادم ها جنگ تا صبح بیدار بودند و به دور از چشم دیگران کفش ها را واکس می زدند، لباس می شستند. آدم های جنگ از هیاهو به دور بودند.

در انتخابات تازه فهمیدم وقتی می گفتند حاج رضا مقیسه مرد جنگه یعنی چه.

حاجی مقیسه را بچه های ستاد می شناسند، بچه های خبرنگار و روزنامه نگار و عکاس.

در ستاد آن آدمهایی که بوی گوشت به دماغشان خورده بود و فکر کردند خبری است و خود را از هر کجا که بود رسانده بودند تا مبادا از قافله عقب بماند، آنها نیز خوب می دانند مقیسه چه کسی است.

حتی بچه هایی که امده بودند تا ماموریت خود را تحت عنوان عضو ستاد انجام دهند نیز مقیسه را می شناسند و می دانند وقتی می گوییم مقیسه از چه کسی حرف می زنیم. بسیار بودند آدم هایی که خود را از هر کجا که بود رساندند و دیده شدند و شدند تیتر اول جراید و تا کار به “هَل مِن” کشیدن ها رسید گم و گور شدند و رفتند و نیست شدند و بعد از انتخابات تا عبایشان لای در گیر کرد مصاحبه ای کردند و تکذیب کردند، اما حاجی مقیسه هایی که ثابت قدم ماندند و وفادار ایستادند چقدر کم بودند.

بسیار بودند آدم ها که تا سمینار و نشست و سخنرانی و میتینگ بود، سروکله شان پیدا می شد و بعد از آن گم می شدند و می شدند آب در زیر زمین.

کم بودند آدم هایی که وقتی دست دادند تا اخر سر پیمانشان بمانند . بسیار بودند ادم هایی که مثل یک تابلوی تبلیغاتی در سفرها بی مصرف و بلا استفاده می امدند و بی مصرف و بلا استفاده برمیگشتند.

در جریان انتخابات به شوخی می گفتم: حاجی ایشالا میشی رییس دفتر مهندس و دیگه نمیشه پیدات کرد؟ می خندید و می گفت: فردای انتخابات اگر مهندس پیروز شد تا مدت ها خبری از من نخواهید شنید، می روم دنبال کار و زندگی ام.

برای اینکه خوب مقیسه را بشناسید کافیست به کسانی که او را دستگیر کرده اند نگاه کنید. بدانید چه کسانی مقیسه را محکوم می کنند.
حتی خود کسانی که امروز او را گرفته اند حاجی مقیسه را خوب می شناسند و می داند که او چه کسی است.

مقیسه را بچه هایی می شناسند که در مواجه با مشکلات زندگی دچار استیصال می شدند و در تنگناهای مسیر تنها کسی که مطمئن بودنده کمکشان خواهد کرد حاجی مقیسه است و با کمک او مشکلشان حل می شد!

مقیسه را خانواده های زندانیان به خوبی می شناسند که با چه علاقه و ایثاری به کارهای آنان رسیدگی می کرد.

حیف، حیف از چون تویی که گرفتار این جماعت مبدع و ملَون شده ای.

حیف چون تویی …

===============
پیوندهای مرتبط با این مطلب:

» محمد رضا مقیسه، رییس کمیته پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیب‌دیدگان حوادث اخیر بازداشت شد
امید محدث
ادامه مطلب ...

هدفمند كردن يارانه ها؟

0 نظرات
هدفمند كردن يارانه ها؟

ادامه راه سبز«ارس»: لايحه هدفمند كردن يارانه ها با تصويب كليات آن يكبار ديگر در دستور كار مجلس قرار گرفته است. اين لايحه سال گذشته توسط دولت نهم درغالب لايحه بودجه سال 88 به مجلس داده شده بود. اما مجلس تصويب آنرا منوط به ارائه لايحه ائي مستقل از سوي دولت كرد. سه دغدغه اصلي در خصوص اين لايحه مطرح است .

اولين مسئله در خصوص نيمه پنهان و اهداف و انگيزه ها ونيات واقعي دولت از ارائه اين لايحه و شائبه هاي سياسي و انتخاباتي و تبليغاتي و غير اقتصادي مطرح در پيرامون آن است .

دومين مسئله در خصوص روشهاي اجرا و سومين مسئله در مورد عواقب و نتايج اجراي ان است.

حضرت علي مي فرمايند به سخن بنگر و نه به گوينده آن(انظر الي ماقال و لا تنظر الي من قال). اين سخني كلي است كه گاهي استثنا هم دارد . هر سخن جائي و هر نكته مكاني دارد اگر سخن حقي در شرايط زماني و مكاني نامناسب طرح شود مي تواند باطل و ناحق محسوب شود و لذا گاهي هست كه بايد اول گوينده سخن را ديد و شناخت و بعد سخنش را شنيد. زيرا هستند كساني كه كلمات را به قصد فريب مردمان ساده دل تحريف و به ميل خود تفسير و تاويل مي كنند( يحرفون الكلم عن مواضعه و نسوا حظا مما ذكروا به) و اي بسا خواسته باطلي را در پوشش حق مطرح مي كنند( كلمة حق يراد بها الباطل). رسيدن از من قال به ما قال محتاج داشتن بصيرت و تحليل سياسي و شناخت شرايط زمان و مكان است.

در ميانه جنگ صفين آنگاه كه به خدعه عمرو عاص قرانها بر سر نيزه گرديد وشعار لا حكم الا لله (مشروعيت حكومت تنها از آن خداوند است) سر داده شد؛گروه مارقين و متحجرين ودينداران نفهم با ديدن ان قرانها وشنيدن آن سخن فريب خورده و به جاي نگريستن به گوينده سخن و هدف باطني و نيت شر او به ظاهر سخن نگريسته و سخن امام را نشنيده گرفتند و امام را ناگزير به قبول حكميت نمودند و در آنجا امام مي فرمايند: اين سخن حقي براي رسيدن به خواسته ائي ناحق و باطل است. درآنجا اگر آنها بجاي سخن به گوينده سخن مي نگريستند و سوابق سياه وي را به ياد مي آوردند و به نيت شوم او براي غصب خلافت و تبديل آن به سلطنت موروثي توجه مي كردند هرگز فريب خدعه عمروعاص را نمي خوردند. وعلي را وا نمي نهادند و ابو موسي اشعري را حكم قرار نمي دادند.
در مورد اين لايحه نيز مي شود بدون توجه به شرايط زماني و مكاني و نيات پنهاني و بر حسب ظواهر امر نظر كارشناسي داد و تحليل فني و اقتصادي كرد و هم مي توان با توجه به شرايط زماني و مكاني تحليل سياسي كرد.

در كشوري كه همه چيز رنگ و بوي سياسي دارد تحليل اقتصادي بدون توجه به شرايط زمان و مكان و اوضاع سياسي تحليلي ناقص و انتزاعي و غير واقعي است. لذا ما دراينجا از هر دو منظر اين لايحه رابررسي مي كنيم.

از منظر كارشناسي هدفمند كردن يارانه ها حرفي كاملا درست و منطقي و در چهارچوب منافع كلان ملي و در راستاي صيانت از ثروتهاي ملي وبين نسلي و منابع تجديد ناپذير انرژي وحفظ محيط زيست وجلوگيري از گرمايش جهاني است. صرفنظر از اينكه كدام دولت اين حرف درست و عقلي ومنطقي وملي را مطرح كرده باشد.

و اتفاقا اين ايده در همه دولتهاي پس از انقلاب و خصوصا پس ازپايان جنگ مطرح بوده و در همه برنامه هاي توسعه پنج ساله وسند چشم انداز بيست ساله اين مساله بصورت جدي مطرح و براي نيل به آن برنامه ريزي و اقدام شده و اين چيز جديدي نيست كه اين دولت براي اولين بار به آن رسيده باشد .

ايده افزايش تدريجي قيمت حاملهاي انرژي تا رسيدن به قيمهاي واقعي و منطقي و بهينه سازي مصرف انرژي در برنامه سوم و جهارم پيش بيني شده بوده و دولت و مجلس اصلاحات مطابق برنامه سوم پيش رفتند تا آنكه با روي كار آمدن مجلس اصولگراي هفتم مانع تراشي ها بر سر راه دولت جهت اجراي برنامه چهارم شروع شد.

انها با اهدافي كاملا سياسي و حزبي و در تناقض تام و تمام با منافع ملي و اهداف برنامه چهارم وسند چشم انداز بيست ساله با شعار تثبيت قيمتها و جلوگيري از افزايش تورم و حمايت از قدرت خريد مردم و اقشار فرودست جامعه جلوي افزايش قيمت حاملهاي انرژي و خدمات و كالاهاي دولتي را در دوره دوم دولت اصلاحات و با هدف كارشكني و ضربه زدن به بنيه مالي دولت سيد محمد خاتمي مطرح و اجرا كردند و اتفاقا همين آقاي دكتر توكلي كه الان سنگ اين لايحه و گران شدن قيمتها را به سينه مي زند آن موقع با طرح اين استدلال بي پايه و عوامفريبانه و غير كارشناسي كه قيمت تمام شده بنزين زير 20 تومان است و بنزين به نرخ هشتاد تومان گران فروشي و اجحاف در حق مصرف كننده است حتي اجازه افزايش قيمت 20 توماني بنزين را هم به دولت اصلاحات نمي دادند. اما حالا چه شده و آفتاب از كدام طرف درآمده كه افزايش قيمت پانصد درصدي بنزين و ساير اقلام به مصلحت مردم و كشور و محرومين شده ؟ اين نمونه يك برخورد كاملا سياسي و حزبي و غير كارشناسي و غير منطبق با منافع ملي است وشايسته كسي كه در جايگاه رئيس مركز پژوهشهاي مجلس نشسته وبايد از ديدگاه كارشناسي و منافع ملي نظر بدهد نيست. اينجا است كه انظر الي من قال كاربرد دارد. زيراهر حرفي از هر كسي پذيرفته نيست . كسي كه چهارسال پيش بطور كل منكر وجود يارانه و مخالف صد در صدي افزايش قيمت بوده حالا نمي تواندبه يكباره چرخش صدو هشتاد درجه ائي بدهد. زيرا يارانه كه حالا بوجود نيامده آنموقع هم بوده تنها چيزي كه فرق كرده دولت وحزب حاكم است. روي كار آمدن دولت اصولگراي نهم و همسو بامجلس اصولگراي هفتم با شعار عدالت خواهي و مهرورزي و حمايت از محرومين و مستضعفين مانع آن بود تا مجلس هفتم و به تبع آن مجلس هشتم با تغيير موضع ناگهاني از سياست تثبيت قيمتها تن به افزايش قيمتها دهد و لذا در طي چهار سال متوالي از عمر دولت نهم سياست تثبيت قيمتها عليرغم نرخ رو به رشد تورم همچنان ادامه يافت وشكاف قيمت تمام شده با قيمت فروش و حجم يارانه هاي پرداختي توسط دولت سال به سال افزايش يافت تا به حدي كه شركتهاي دولتي در معرض ورشكستگي و نابودي كامل قرار گرفتند و ادامه اين وضعيت ديگر ناممكن شد و لذا دولت پس از چهار سال كسري مداوم بودجه و آوردن لايحه متمم بودجه به مجلس و برداشت هاي بي حساب و كتاب و غير قانوني از حساب ذخيره ارزي و تزريق بي دريغ نقدينگي به اقتصاد كشور بالاخره مجبور به آوردن لايحه هدفمند كردن يارانه ها به مجلس بعنوان يك طرح نو و بديع شد.

حال نبايد ازاين دولت و مجلس اصولگرا پرسيد :چرا عاقل كند كاري كه باز آرد پشيماني؟ و آيا به زعم ايشان اصولگرائي به معناي حفظ قدرت در دست يك حزب وجناح سياسي به هر قيمت حتي به قيمت پايمال كردن همه اصول و ارزشها و فدا كردن منافع ملت و مصالح نظام است؟ ايا اين روشي ماكياوليستي و فاشيستي و استالينسيتي و پوپوليستي نيست ؟

عملكرد و سوابق و اعتقادات مجلس اصولگرا و دولت همسو با آن حكم مي كند تا به اهداف و نيا ت واقعي و نيمه پنهان اين لايحه با ديده شك و ترديد نگريسته شود. و بجاي توجه به ظاهر فريبنده سخن به باطن سخن و نيت پنهان گوينده و سابقه عملكرد وي توجه شود.

در طي چهار سال گذشته همه به عينه شاهد بوديم كه جناح سياسي حاكم چه بلائي بر سر برنامه پنج ساله چهارم توسعه و بر سر سند چشم انداز بيست ساله و بر سر سازمان برنامه ريزي با سابقه مديريت كلان شصت ساله و بر سر اصل 44 و بر سر درآمد بادآورده وبي نظير 350 مليارد دلاري نفت و بر سر صندوق ذخيره ارزي تهي از ارز آورند. صندوقي كه اعلام موجودي آن حالا ديگر از اسرار مگو و مپرس نظام گرديده است.

همه شاهد بوديم كه با توزيع سهام عدالت جه نعل وارونه ائي به اصل 44 زده شد و با توزيع سود سهام عدالت در شب انتخابات چه بلائي بر سر مشروعيت نظام و باور مردم به امانتداري دولت و صحت و سلامت انتخابات آورده شد . وبالاخره ديديم كه با دست به دست كردن سهام از دولتي به شبه دولتي و شبه نظامي چگونه اصل 44 و خصوصي سازي به انحراف كشيده شد و بالاخره به اين باور راسخ اصلاح طلبانه رسيديم كه توسعه اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي بدون توسعه سياسي و نهادينه سازي دمكراسي و مردم سالاري امري ناممكن است و توسعه در همه زمينه ها بايد همزمان به پيش رود.

به اين لحاظ و با توجه به اين سوابق و كارنامه سياه حزب حاكم هرگز نمي توان باور كرد كه در پس لايحه هدفمند كردن يارانه ها كاسه ائي زير نيم كاسه نباشد. و هدف صرفا حفظ منافع ملي و صيانت از منابع انرژي و توسعه اقتصادي باشد و اين كلمه حقي براي پوشش مطلب باطلي نباشد. در اين ارتباط شبهات ذيل مطرح مي باشد كه لازم است نمايندگان محترم مجلس قبل از تصويب لايحه جوابي براي آن بيابند:

1-اگر هدف اين لايحه چنان كه گفته مي شود در چهارچوب منافع ملي است لزوما بايد تصميم گيري در مورد آن نيز در چهارچوب يك گفتگو و توافق ملي انجام شود . نه آنكه دولت اصولگرا با بستن همه دهانها و حذف همه صداهاي مخالف و معترض و دگر انديش و با به بند كشيدن همه تحول خواهان و اصلاح طلبان و همه دلسوزان نظام و ملت به اتهام واهي براندازي نظام به بهانه اعتراض به نتيجه انتخابات ؛ خود هر آنچه مي پسندد به قامت خويش ببرد و مجلس همسو برايش بدوزد و به نام منافع ملي بر اندام ملت بيچاره بپوشاند.

2- در يك دولت اصولگرا روشها بايد لزوما متناسب با اهداف باشند. وقتي راه و روش با هدف نمي خواند يا بر اين است كه هدف را گم كرده اند و راه را اشتباه مي روند و يا بر اين است كه اصلا هدف واقعي چيز ديگري به غير از هدف اعلام شده است. و بنا به روش استالينيستي زدن راهنما به چپ و پيچيدن به راست عمل شده كه عين ماكياوليسم و منتهاي فرصت طلبي و مصداق همان كلمة حق يراد بها الباطل است . تبعيت از اين روش در انتخاب نام لايحه كاملا معلوم و مشهود است. تحول اقتصادي و هدفمند كردن يارانه مي نويسند و حذف كرن يارانه و گران كردن قيمتها مي خوانند. اگر اين دولت صدقت داشت چرا در جريان انتخابات اخير به جاي به زير سوال بردن عملكرد همه دولتهاي قبلي و طرح پرونده تحصيلي همسر كانديداي رقيب وطرح مسائل بي ربط وعوامفريبانه و سخيف ؛ صادقانه اين مساله را براي مردم و انتخاب كنندگان تشريح نكرد و چرا به آنها وعده آوردن درآمد نفت به سر سفره مردم داده شد و چرا به آنها گفته نشد كه ما مي خواهيم همه چيز را گران و قيمتها را چند برابر كنيم و نفت و گاز و آب و برق ونان را به قيمت جهاني وچند برابر براي شما محاسبه كنيم و به ازاي آن ماهي 100 هزار تومان نقدا به هر خانواده بپردازيم ؟ تا آنها با شناخت كامل به نامزد مورد نظر خود راي دهند؟ و دچار اشتباه در انتخاب خود نشوند؟

3- اگر هدف اين لايحه واقعا هدفمند كردن يارانه ها است ؛ چرا پرداخت نقدي؟ اين روش يكبار آزموده شده و امتحان خود را به بدي پس داده وهمه به عينه شاهد نتايج ناشي از پرداخت نقدي سود سهام عدالت در شب انتخابات و آثار ونتايج منفي و مخرب آن بوده ايم. بحرانهاي سياسي و اعتراضات مردمي و بي اعتمادي بوجود آمده پس از انتخابات همه معلول استفاده از چنين روش نابجائي بوده كه در اينده هم مي تواند تكرار شود و مورد استفاده ابزاري و سياسي دولت واقع گردد. چرا مسائل بوجود آمده پس از انتخابات را به اتهامات بي ربط و حرفهاي غير قابل باور و عجيب و غريب ربط مي دهيد؟ و چرا نمي خواهيد قبول كنيد كه ريشه بي اعتمادي و بحران در واقع با اين نوع اقدامات شبهه برانگيز و اعتماد براندازانه دولت از قبل از انتخابات شروع شده نه با اعتراضات مردمي پس ازانتخابات. روش پرداخت نقدي يارانه ها توسط دولت عامل ايجاد خدشه در اعتماد ملي به نظام و تعميق شكاف ايجاد شده بين ملت و دولت است.

4- پردخت نقدي يارانه به پنج دهك جامعه و محروم كرن پنج دهك ديگر خود بخود جامعه را دچار انشقاق و تقسيم به خودي و غير خودي و حقوق بگير دولت و غير حقوق بگير و طرفدار دولت و مخالف دولت كرده و وحدت ملي جامعه را دچار اسيب و خدشه جدي كرده و جنگ طبقاتي و شكاف و بحران عميق سياسي ايجاد مي كند. وبيم زيمبابوه دوم شدن به شدت مي رود. ديديم كه تقسيم اراضي بين سياه پوستان چه بلائي بر سر اقتصاد زيمبابوه درآورد و همان سياهان صاحب زمين شده را زمينگير كرد.

5- پرداخت نقدي يارانه ها بر خلاف اهداف برنامه توسعه و سند چشم انداز و اصل 44 بجاي كاهش حجم مالكيت و تصدي گري و نقش كارفرمائي دولت ؛ انرا به بزرگترين كارفرما و مالك و متصدي همه امور اجرائي كشور تبديل و نقش آنرا از سياستگذاري و هدايت و نظارت به نقش توزيع كننده اعانه و كميته امداد تنزل مي دهد و نيمي از جامعه را به مددجو و مزدور و اعانه بگيردولت تبديل مي كند و بخش خصوصي را از هستي ساقط مي كند. در حاليكه هدف از اصل 44 كوچك كردن دولت و كاهش نقش آن در تصدي گري و بنگاه داري و كارفرمائي و تقويت بخش خصوصي و دادن نقش اصلي در اداره اقتصاد كشور به ان اعلام شده است. در واقع اين لايحه كودتا بر عليه اصل 44 محسوب مي شود.

6- پردخت نقدي يارانه ها با وابسته كرن درآمد و هستي نيمي از جامعه به دولت ؛مانع جابجائي مسالمت آميزقدرت ودست به دست شدن حاكميت بين جناحهاي سياسي شده و روند دمكراسي را مختل و با مانعي اساسي و هميشگي روبرو مي كند و دولت حاكم را براي هميشه بر مسند قدرتي ابدي مي نشاند.

7- حذف يارانه ها بر خلاف آنچه كه گفته مي شود موضوع خصوصي سازي و اجراي اصل 44 و افزايش بهره وري بنگاههاي دولتي را منتفي وفاقد موضوعيت مي كند. زير ا وقتي با افزايش قيمت مي توان سهم ناكارآمدي و عدم بهره وري بهينه و رانت خواري را در زياندهي شركتهاي دولتي با قيمت فروش بالاتر از قيمت تمام شده پوشش داد و آنرا پنهان كرد ؛ ديگر چه نيازي به خصوصي سازي و اجراي اصل 44 و افزايش بهره وري و كاهش هزينه ها خواهد بود؟

8- اثر افزايش قيمت حاملهاي انرژي با افزايش تورم كاملا خنثي مي شود زيرا تورم سبب افزايش قيمت تمام شده تمام كالاها و خدمات مي گردد و لذا افزايش قيمت فروش اثري در كاهش قيمت تمام شده و كاهش يارانه ها ندارد و اگر اثر مثبتي بر آن مترتب باشد بسيار كوتاه مدت است وبه سرعت اثر منفي آن روي يارانه ها و قيمت تمام شده با افزايش تورم ظاهر مي شود. لذا بهترين روش براي حذف يارانه ها افزايش بهره وري و كاهش هزينه ها و كاهش قيمت تمام شده است كه با اجراي اصل 44 ممكن مي شود.

9- بهينه سازي مصرف و هدفمند سازي يارانه ها در مورد برق عملا با نصب كنتور هاي چند زمانه و اعمال تعرفه هاي تصاعدي و سه تعرفه و احتساب قيمت تمام شده و بدون يارانه براي مشتركين پر مصرف و بالاتر از الگوي مصرف اعمال شده است. پس ديگر چه نيازي به اجراي اين لايحه در مورد برق مي باشد؟ در حاليكه بزرگترين مسئله صنعت برق در حال حاضر تلفات بالاي نيروگاهها و شبكه هاي برق و سرقت برق است كه به ضعف مديريت اين صنعت باز مي گردد و ارتباطي به مردم ندارد و مرم نبايد تاوان آنرا بپردازند. و اتفاقا گران شدن برق اين مسله را پوشش داده و كسي ضرورتي براي كاهش تلفات شبكه و نيروگاهها احساس نخواهد كرد.

10- براي بهينه سازي مصرف آب و گاز و هدفمند كردن يارانه هاي آنها نيز مي توان به صنعت برق تاسي جست و بجاي كنتورهاي اشتراكي موجود در اپارتمانها براي هر واحد آپارتماني يك كنتور جداگانه و چند زمانه نصب نمود. زيرا با وجود كنتورهاي اشتراكي موجود و با وجود مشتركين با الگوهاي مصرفي و سبك زندگي وقدرت اقتصادي متفاوت در يك آپارتمان چنين امري عملا غير ممكن است.

حذف يارانه هاي آب و گاز با وجود كنتورها ي اشتراكي در آپارتمانها جنگي تمام عيار را ميان ساكنان آنها بر مي افروزد كه پاياني براي آن متصور نيست. همين الان با همين نرخهاي يارانه ائي بر سر نحوه تقسيم بهاي آب و گاز ميان اهالي آپارتمانها بگو مگو و جار وجنجال وجود دارد. خانواده هاي كم مصرف معتقد به تقسيم بر حسب نفرات و خانواده هاي پر مصرف معتقد به تقسيم بر حسب تعداد واحدها هستند.

11- بهينه سازي مصرف سوخت و هدفمند سازي يارانه ها در مورد بنزين و گازوئيل با اجراي سهميه بندي و كارتي شدن و فروش ازاد سوخت عملا انجام شده است. و لذا اجراي لايحه در اينمورد فاقد موضوعيت است. و تحقق آن بستگي كامل به خواست دولت دارد و مردم در آن نقشي ندرند. سهميه بنزين را دولت اعلام مي كند و مي تواند آنرا كم يا زياد كند. وقتي دولت بر خلاف مصوبه مجلس و با برداشت غير قانوني از حساب ذخيره ارزي بنزين وارد مي كند اين نشان دهنده آن است كه دولت بناي هدفمند سازي يارانه ها را ندارد. بهينه سازي مصرف سوخت در خودروهاي ساخت داخل نيز از دست مردم خارج و كاملا در دست دولت است . دولت مي تواند با توسعه حمل ونقل ريلي و كاهش سهميه مصرف سوخت خودروهاي شخصي و از رده خرج كردن خوروهاي فرسوده و توليد كيفيت خودروهاي با كيفيت نياز به مصرف سوخت در حمل و نقل را كاهش داده و با كاهش تلفات انرژي در نيروگاهها و پالايشگاهها و شبكه هاي برق رساني بهره وري سوخت را افزايش دهد.

12- تعميم وتعميق بيمه هاي تامين اجتماعي بهترين روش براي كاهش فقر وشكاف طبقاتي و ايجاد همگرائي اقتصادي در جامعه است لذا پرداخت وجوه حاصله به سازمان تامين اجتماعي بهترين جايگزين بجاي پرداخت نقدي يارانه ها به مردم و اجتناب از عوارض و مفاسد بي شمار آن است. با توجه به وضعيت وخيم مالي تامين اجتماعي و احتمال ورشكستگي آن در آينده ائي نه چندان دور و در صورت حذف يارانه ها بهتر است وجوه حاصله بجاي واريز شدن به حساب دولت براي خرج كردن در امور دلبخواه و نامعلوم به حساب تامين اجتماعي واريز شده و بعنوان درآمد اين سازمان محسوب شوند . حساب ذخيره ارزي تجربه ائي ناموفق از گذاردن وجوه بي صاحب و بي حساب و كتاب در اختيار دولت بي برنامه است. و در صورت وازير اين وجوه به حساب دولت بايد منتظر بود تا موجودي حساب يارانه ها نيز همانند حساب ذخيره ارزي پس از چندي محرمانه اعلام گردد.

13- تعريف ارائه شده از يارانه در اين لايحه چيست؟ يارانه مي تواند بعنوان مابه التفاوت قيمت تمام شده و قيمت فروش و يا ما به التفاوت قيمت فروش داخلي و قيمت خارجي (فوب خليج فارس)تعريف شود. رجوع به متن لايحه نشان مي دهد كه از هر دو تعريف براي يارانه در لايحه استفاده شده است. بطوريكه براي برق قيمت تمام شده و براي سوخت قيمت فوب خليج فارس مد نظر قرار گرفته است. اگر قيمت تمام شده مد نظر باشد تعيين اين قيمت در بازار انحصاري و غير رقابتي موجود بجاي تعيين توسط مكانيسم عرضه و تقاضا توسط مديران دولتي و دلبخواه آنها و بسته ميزان انصاف وصداقت و منافع آنها و بسته به ميزان بهروري بنگاه هاي زيان ده دولتي تعيين مي شود كه معمولا بسيار بالاتر از قيمت هاي واقعي در بازارهاي رقابتي است كه اجحاف در حق ملت مي باشد و اگر قيمت فوب خليج فارس بعنوان مبنا تعيين شود آنگاه مسئله يك بام و دو هوا و يك شهر و دو نرخ پيش مي ايد. اين نمي شود كه درآمدهاي دولت به نرخ هاي خارجي و هزينه هاي آن به نرخ هاي داخلي محاسبه شوند و بر عكس درآمدهاي شهروندان و كارمندان دولت به نرخ داخلي و هزينه هاي آنها به نرخ خارجي باشد . اين دوگانگي و دو نرخي بودن درآمد و هزينه هاي دولت و ملت امري نامعقول و غير قابل قبول است كه سبب ثروتمند تر شدن دولت و فقير تر شد ن ملت و ايجاد شكاف فاحش طبقاتي بين ملت و طبقه حاكمه ومديران دولتي و ايجاد سرمايه داري دولتي مي شود.

جمع بندي اين مسائل روي هم رفته نشان مي دهد كه هدف از اجراي اين لايحه هر چه باشد نتيجه آن هدفمند سازي يارانه ها و به سود كشور و مردم نخواهد بود و بحرانهاي اقتصادي واجتماعي و سياسي موجود در كشور را تشديد و كشور را دچار فقر و عقب ماندگي و انحطاط و فروپاشي اقتصادي و اجتماعي خواهد نمود.

==============
پیوندهای مرتبط با این مطلب:
» هدفمند ساختن یارانه‌ها، تجلی بی‌هدفی محض اقتصادی در دولت کودتا
» محجوب: با اجرای لايحه هدفمند کردن يارانه‌ها، تورم سه رقمی می‌شود
» هدفمند کردن یارانه ها: اعلام خطر برای تورم ۶۰ درصدی در پیش
»
طنز تلخ: عاقبت اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها، فقرا - اغنیا!
»
خطر ورشکستگی بانک های دولتی را تهدید می کند
»
محجوب نماینده مردم تهران: برای فقرا اعلام خطر می‌کنم

حسين ارغواني

ادامه مطلب ...

پیروزی در راه است

0 نظرات
پیروزی در راه است

ماهاتما گاندی رهبر سیاسی و معنوی ملت هند بود که مردم کشورش را در راه رهایی از استعمار بریتانیای کبیر رهبری میکرد و در طول عمر خود از خشونت و ترور پرهیز کرد.

جمله ای پرمعنی از گاندی امروزه زیاد به گوش میرسد و در سایت های بسیاری خودنمایی میکند و آن جمله این است که:

ابتدا شما را نادیده میگیرند ، بعد به شما می خندند ، بعد با شما مبارزه می کنند ، آنگاه شما پیروزید.

میخواهیم مروری بر احوال خود با استفاده از این جمله کنیم.

فصل اول : نادیده گرفتن

من نماینده نسلی هستم که هیچ گاه به چشم نمی آمد.نسلی که نه نقشی در انقلاب داشت و نه نقشی در جنگ. نسلی زاده دوران جنگ. نسلی بدهکار به نسل های قبلی (البته از دیدگاه آنها)، که ما از جوانی و زندگیمان گذشتیم به خاطر شما ، نسلی که باید تمام وقتش را صرف شنیدن دلیری های دوران انقلاب و جنگ میکرد ، تعاریفی آنقدر اغراق آمیز که گاه خودمان نیز حسودیمان میشد به جوانان قدیم. نسلی از دیدگاه خودمان سوخته و از دیدگاه پدرانمان خموده ، شاید تا حدی حق با آنها بود ، به عنوان مثال از خودم میگویم ، از خودم که سالها 18 تیر آمد ولی حتی زحمت یک گشت ساده در اینترنت درباره آن را به خودم ندادم ، خودم که تا چند وقت پیش نمی دانستم که احمد باطبی کیست یا اکبر محمدی ؟ به اتفاقاتی که دور و برم می گذشت سطحی نگاه میکردم و در کل شاید بتوان گفت عضو جماعت به من چه بودم . نه اینکه از قصد این کار رو بکنم ، نه ، من نسلی بودم بریده ، نسلی که هیچ جا نبود ، نسلی که هیچ کس به آن اعتماد نمی کرد و چرا باید من به کسی اعتماد میکردم؟

فصل دوم : خندیدن (و آشنایی)

فکر می کنم که بهمن سال پیش بود که در خبرها اعلام شد :" میر حسین موسوی پنجمین و آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اعلام آمادگی کرد."

در ابتدا شناختی از او نداشتم ولی کم کم هم ما با او آشنا شدیم و هم او با نسل ما. او اولین کسی بود که به نسل ما اعتماد کرد و از تک تک ما خواست که یک ستاد باشیم برای او ، ما هم دستهایمان را به زانوهایمان زدیم و برخاستیم ، تمامی هم نسلان من که طرفدار او بودند با هم متحد شدند ، برای ما اهمیتی نداشت که این یکی چادریست و دیگری بی حجاب ، چه کسی اهل نماز شب است و چه کسی تارک الصلاه ، تجسسی در احوالات هم نمی کردیم ، با حد الاقل هایمان دور هم جمع شدیم ، دست در دست یکدیگر نهادیم و فریاد زدیم : یا حسین ، میر حسین.

اما دیگران که درگیر مرزبندی های خاص خود هستند به ما خندیدند ، به چادری ها و نمازخوان هایمان لقب خوارج و منافق دادند و به بی حجاب ها و تارک الصلاه هایمان برچسب سگ و گربه باز زدند.

اما ما به خنده آنها اعتنایی نمی کردیم ، ما در حال یادگیری بودیم ، یادگیری این نکته که میتوانیم با وجود اختلاف سلیقه هایمان شاد و خرم در کنار هم زندگی کنیم ، حالا دیگر من عضو جماعت به من چه نبودم ، من و تمامی هم نسلان من با تمام دقت پیگیر حوادثی بودند که در حال شکل گیری بود ...

فصل سوم : آغاز مبارزه

از همان شب رای گیری مبارزه با نسل من شروع شد. نسل من که با خیال اینکه خودش برای آینده اش تصمیم می گیرد و می تواند رئیس جمهورش را خودش انتخاب کند با حضور حداکثری به پای صندوق های رای رفت.

اما از فردای آن روز من جوان که تا دیروز عضوی از امت شهید پرور بودم شدم خس و خاشاک ، شدم عمله دست بیگانه و دوباره داشتم محو می شدم ، اما

حالا من دیگه راهم را پیدا کرده بودم و می دونستم که چی میخواهم. با تمامی تهدیدهایی که می کردن و ترسی که تو وجودم بود یک حسی 25 خرداد بهم گفت که برو حقت رو بگیر ، گفت نترس ، گفت بذار تو هم چیزی برای گفتن به نسل بعد از خودت داشته باشی خلاصه زدم بیرون ، بهتر بگم سه میلیون با هم زدیم بیرون. دیگه دلامون قرص شده بود که ما همه با هم هستیم ، پس دیگه ترس نبود بلکه امید بود.

امیدی که با گذشت پنج ماه هر روز پر رنگ تر میشه ، امیدی که نه قتل ، نه زندان ، نه شکنجه و نه اعتراف جلوی اون رو نمیگیره. دیگه ما رو نادیده نمی گیرن و دیگه به ما نمیخندند بلکه دارن با ما مبارزه میکنند. شاهد این مدعا حرف هایی هست که خودشان در نماز های جمعه و از تریبون های دیگر می زنند. آنها با تمام قوا می آیند و ما نیز با تمام قوا میرویم ، آنها با سلاح هایشان به سراغ ما می آیند و ما نیز با اندیشه امان. و این راه همچنان ادامه دارد. ما داریم این راه را زندگی می کنیم.

فصل آخر : پیروزی

این فصل را با جمله ای از گاندی ختم میکنم :

"وقتی نا امید می شوم بخاطر می آورم که در طول تاریخ، راه حق وعشق همواره پیروز بوده است ، حکمرانان و قاتل در برهه ای شکست ناپذیر جلوه میکنند ولی در نهایت همه آنها سقوط کرده اند ، همیشه به این واقعیت فکر کنید."

خداحافظ اسلام سیاه صفوی
سلام اسلام سبز علوی

یک مبارز سبز راه آزادی


متولد ماه آذر

ادامه مطلب ...

خلاصه اخبار شنیداری شنبه ۲۵مهر ۱۳۸۸

0 نظرات
اخبار شنیداری روزانه


- رسانه ملی تان، میلی شده؟
- وقت ندارین خبر بخونین؟
- می‌خواین بدونین چه خبره؟
- می‌خواین اطلاع‌رسانی کنین؟


«خلاصه اخبارشنیداری آنلاین: شنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۸»

دانلود:‌ کیفیت بالا‍~۶مگ ،‌ متوسط~۳مگ، پایین~۲مگ
ادامه مطلب ...